Announcement

Collapse
No announcement yet.

Hazrate fatemeye zahra(س

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Hazrate fatemeye zahra(س

    عصمت فاطمه زهرا (س

    مقام صديقه كبري فاطمه زهرا(س) مقام بسيار بزرگي است، ايشان بر گردن مسلمانان حق بزرگي دارند، ولي متأسفانه آنگونه كه مستحق است اين حق را ادا نكرده‌ايم.


    و ما كان المؤمنون لينفروا كافّة فلولا نفر من كلّ فرقة منهم طائفة ليتفقّهوا في الدّين ولينذروا قومهم إذا رجعوا إليهم لعلّهم يحذرون.1
    نبايد مؤمنان همگي بيرون رفته و رسول را تنها بگذارند بلكه چرا از هر طائفه‌اي گروهي براي جنگ و گروهي نزد رسول براي آموختن علم مهيا نباشند؟ تا آن علمي كه آموخته‌اند به قوم خود بياموزند كه قومشان هم شايد خداترس شده و از نافرماني حذر كنند.








    و وصّي بها إبراهيم بنيه و يعقوب يا بنيّ إنّ الله اصطفي لكم الدّين فلا تموتنّ إلاّ و أنتم مسلمون.2
    ابراهيم و يعقوب به فرزندان خود راجع به تسليم بودن در فرمان خدا سفارش و توصيه نمودند. اي فرزندان! خدا شما را به آيين پاك برگزيد، پيوسته از آن پيروي كنيد و تا پاي جان سپردن الاّ تسليم رضاي خدا نباشيد.

    و همان ديني كه خداوند تعالي مي‌فرمايد:
    إنّ الدّين عند الله الاسلام و ما اختلف الّذين أوتوا الكتاب إلّامن بعد ماجاءهم العلم بغياً بينهم و من يكفر بآيات الله فإنّ الله سريع الحساب.3
    همانا دين پسنديده نزد خدا آئين اسلام است و اهل كتاب در آن راه مخالفت نپيمودند مگر پس از آنكه به حقانيت آن آگاه شدند و اين خلاف را از راه رشك و حسد در ميان آوردند و هركس به آيات خداوند كافر شود بترسد كه محاسبه خدا زود خواهد بود.
    پس منظور از تفقّه مطلوب، تفقه در اسلام است. كه لازمه‌اش وجود فقيهي مطلوب است كه در اين آيه كريمه به صفات آن اشاره شده است، آن فقيه همان اكسير اعظم است.




    مقام صديقه كبري فاطمه زهرا(س) مقام بسيار بزرگي است، ايشان بر گردن مسلمانان حق بزرگي دارند، ولي متأسفانه آنگونه كه مستحق است اين حق را ادا نكرده‌ايم، از آن مي‌ترسم كه محكمه‌اي در دنيا كه قاضي آن حضرت صاحب الزمان، ارواحنا له الفداء، و يا در آخرت كه قاضي آن خداوند تبارك و تعالي باشد تشكيل شود و ما را مورد سؤال قرار دهند كه آيا براي اداي حقتان نسبت به حضرت فاطمه زهرا(س) كاري انجام داده‌ايد؟ حتي به مقدار اعتراف يك فقيه سني؟ مي‌ترسم كه آن زمان جوابي نداشته باشيم.

    بايد آنچه را كه صحيح بخاري دربارة حقوق حضرت فاطمه(س) آورده است را ببينيم و لو غير عامدانه؟ متعصب‌ترين و نقادترين فقهاي اهل سنّت، بخاري را صحيح و معتبر مي‌دانند، در اين كتاب از ابي وليد از ابن عيينه، از عمرو بن دينار، از ابن ابي مليكه از موربن مخرمه روايت شده است كه رسول الله(ص) فرمود:
    فاطمة بضعة منّي، من اغضبها فقد أغضبني
    فاطمه(س) پارة تن من است، هر آنكس او را غضبناك كند مرا خشمگين كرده است.

    مي‌خواهيم در مورد اين حديث بحث و بررسي كنيم، حديثي كه يك فقيه سني آن‌را روايت مي‌كند و در ميان فقهاي اهل سنّت، سند اين حديث صحيح و از درجة بالايي برخوردار است، چرا كه بخاري ـ كسي كه در صحت احاديث بسيار محتاط است ـ آن را از امام جعفر صادق(ع) نقل كرده است و از طرفي ذهبي ـ كه از نقادترين افراد نسبت به احاديث است ـ اين حديث را صحيح و معتبر دانسته و آن را به گونه‌اي ديگر روايت مي‌كند:
    إنّ الرّب يرضي لرضا فاطمة و يغضب لغضب فاطمة.4
    همان خداوند با خوشنودي فاطمه خشنود و با ناراحتي فاطمه ناراحت مي‌شود.



    آيا من به مرحلة انسانيتي كه منشأ خشنودي و خشمش، عقل است رسيده‌ام؟ مي‌گويم: هرگز، اصلاً، هر عاقلي در اولين درجات تعقلش بايد بداند كه به درجة انسانف عاقل نرسيده است، اين اعتراف خيلي مهم است.

    آيا ما تاكنون نفهميده‌ايم كه محك انسانيت‌مان و ميزان آن چيست و به چه مقدار است؟ خوشحالي و خشم ما به خاطر حاجات بدني ما است، هركدام از ما در وجود خود بنگرد، هنگامي كه شخصي كه به او اطمينان و اعتقاد دارد او را ترك كند، آيا ناراحت مي‌شود يا نه؟ اين ناراحتي خود يك گناه است، به درجة انسانيت نرسيده است، هيچ‌كدام از ما به درجة انسانيت نرسيده است مگر اينكه منشأ خشم و خشنودي او عقلاني باشد نه غريزي.
    پس هرگاه در زندگي‌مان، منشأ خشنودي و خشم‌مان را، حتي براي يك بار از عقل ديديم، آن موقع است كه براي يك بار انسان شده‌ايم، امّا اگر خشنودي و غضبمان ناشي از بطن و فرج بود مطمئناً از حيوانات خواهيم بود ولي در شكل انسان.

    امّا انسان عقلاني كسي است كه براي هميشه با خشنودي عقل، خشنود مي‌شود و با خشم عقل، خشمگين مي‌گردد. پس اگر كسي را در روي كرة زمين پيدا كرديد كه به اين درجه از شخصيت رسيده بود مرا خبر كنيد تا پيش او بروم و نه تنها دستش را ببوسم، بلكه گرد وغبار گام‌هايش را نيز ببوسم.



    اين همان مقام عصمت خاتم‌الانبياء(ص) است. عصمت آن مخلوقي كه نظيرش در ميان تمام مخلوقات وجود ندارد، كسي كه حب و بغضش در حب و بغض خداوند فاني شده است. چيزي را دوست نمي‌دارد مگر اينكه خداوند آن را دوست بدارد و از چيزي خشمگين نمي‌شود مگر اينكه خداوند را از آن چيز خشمگين ببيند
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

  • #2

    عصمت حضرت يونس(ع) هم عصمت است اما:

    وذا النّون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه فنادي في الظّلمات أن لا إله إلا أنت سبحانك إنّي كنت من الظّالمين.7
    و ياد آر حال يونس را هنگامي‌كه از ميان قوم خود غضبناك بيرون رفت و چنين پنداشت كه ما هرگز او را در مضيقه و سختي نمي‌‌افكنيم آنگاه در آن ظلمت‌ها فرياد كرد كه الهي، خدايي به جز ذات يكتاي تو نيست تو از شرك و شريك پاك و منزهي و من از ستمكارانم.


    همچنين يوسف(ع) نيز پيامبر خدا و معصوم است. و برهاني كه خداوند به او نشان داد، همان عصمتش بود:
    و لقد همّت به وهمّ بها لولا أن رأي برهان ربّه كذلك لنصرف عنه السّوء و الفحشاء إنّه من عبادنا المخلصين.8
    آن زن باز اصرار كرد و اگر لطف خاص خدا وبرهان روشن حق نگهبان يوسف نبود او هم به ميل طبيعي اهتمام مي‌كرد اينچنين عمل زشت و فحشا را از او دور كرديم كه همانا او از بندگان معصوم ماست.
    اما ايشان در يك درجه عصمت داشتند كه:
    و قال للّذي ظنّ أنّه ناج منهما اذكرني عند ربّك فأنساه الشّيطان ذكر ربّه فلبث في السّجن بضع سنين.9
    آنگاه يوسف از رفيقي كه او را اهل نجات يافت درخواست كرد كه مرا نزد پادشاه ياد كن در آن حال شيطان ياد خدا را از نظرش ببرد بدين سبب در زندان چند سال محبوس ماند.

    اما تسليم مطلق نسبت به حب و بغض، خشنودي و غضب خداوند، مقامي خاص است كه اين مقام مخصوص برترين مخلوقات و خاتم پيامبران و آقاي رسولان است، اين مقامي است كه مي‌توان گفت: اوست كه از خشنودي خدا خشنود و از غضب خدا خشمگين مي‌شود، و از طرفي ديگر خداوند تبارك و تعالي نيز از خشنودي او خشنود و از غضب او خشمگين مي‌شود.
    آيا بخاري و ذهبي فهميده‌اند كه چه چيزي را روايت كرده‌اند:
    إنّ الرّب يرضي لرضا فاطمة و يغضب لغضب فاطمة.


    اين كلام دال بر اين مطلب است كه منشأ خشنودي و خشم حضرت فاطمه(س) نفس ايشان نيست بلكه منشأ آن خداوند تبارك و تعالي است. معناي اين همان درجه عصمت كبري است كه رسول الله(ص) دارد. بالاتر از آن، كلام پيامبر اكرم(ص) است كه مي‌فرمايند:
    إنّ الرّب يرضي لرضا فاطمه و يغضب لغضب فاطمة.
    همانا خداوند از خشنودي فاطمه(س) خشنود و از غضب او غضبناك مي‌شود.


    اينجاست كه معناي اين سؤال فهميده مي‌شود كه فاطمه(س) را چه كسي مي‌شناسد، اين فاطمه(س) چه كسي است؟ و در جواب مي‌گوييم: امام جعفر صادق(ع) كسي است كه مي‌داند فاطمه كيست، ايشان مي‌فرمايند:
    إنّما سمّيت فاطمة فاطمة لإنّ النّاس فطموا عن معرفتها.10
    همانا فاطمه، فاطمه ناميده شد، چرا كه مردم از شناخت ايشان ناتوانند.

    پس با دليل ثابت كرديم كه از معرفت و درك مقام حضرت فاطمه(س) عاجز هستيم، ما از معرفت آن درجة بالايي كه خداوند متعال رضايش را در رضايت او و غضبش را در غضب او گذارده است عاجز هستيم، عاجز هستيم از معرفت اين مخلوق رباني و حوراي انساني، او كيست؟...
    اميرمؤمنان حضرت علي(ع) در شب دفن پيكر مبارك حضرت فاطمه(س) مي‌فرمايند:
    أمّا حزني فسرمد و أمّا ليلي فمسهّد11
    حزن و اندوهم هميشگي شد و خواب بر من حرام گشت.

    بهتر است بدانيم كسي كه اين جمله را بيان مي‌‌كند دنيا و آخرت را شناخته و هر دو آن‌ها را زير پايش گذاشته است! چرا كه اوست كه فاطمه(س) را مي‌شناسد. ملاحظه كنيد هنگامي كه برجنازة حضرت نماز مي‌خواند چه مي‌فرمايد. آنچه براي او در كنار پيكر همسرش اتفاق افتاد، هيچ كجا رخ نداده است، نمي‌توانيم بيشتر از اين بگوييم. از مصباح الأنوار در بحارالانوار حديثي از ابي عبدالله الحسين(ع) نقل شده است. كه حضرت فرمودند:
    إنّ أميرالمؤمنين(ع) غسل فاطمة(س) ثلاثاً و خمساً، و جعل في الغسلة الخامسة الآخرة شيئاً من الكافور، و أشعرها مئزراً سابغا دون الكفن، و كان هو الذي يلي ذلك منها، و هو يقول: أللّهمّ إنّها أمتك، و بنت رسولك، وصفيّك و خيرتك من خلقك، أللهّمّ لقنها حجتّها، و أعظم برهانها، و أعل درجتها، و اجمع بينها و بين أبيها محمد(ص). فلمّا جنّ الليل غسّلها عليّ، ووضعها علي السرير، و قال للحسن: أدع لي أباذر فدعاه، فحملا إلي المصلّي، فصلّي عليها ثم صلّي ركعتين، و رفع يديه إلي السماء فنادي: هذه بنت نبيك فاطمة ، أخرجتها من الظّلمات إلي النور، فأضاءت الارض ميلا في ميل!12
    اميرالمؤمنين(ع)، فاطمه(س) را سه بار و پنج بار غسل دادند، در آخر غسل پنجم مقداري از كافور استفاده كردند و مئزري بر بدن آن حضرت پوشاندند و سپس فرمودند: خدايا، فاطمه از آنف تو و دختر رسول توست، صفي و برگزيدة خلق توست، حجتش را به او نشان ده و مقام او را عالي گردان و بين او و پدرش جمع كن... و آن هنگام كه شب شد، علي(ع) او را غسل داد و بر تختي خوابانيد و رو به حسن كرد و گفت: اباذر را بياور، و او آمد. حضرت فاطمه(س) را به سوي محراب حمل كرد و دوباره دو ركعت نماز به جا آورد، سپس دستانش را به سوي آسمان بلند كرد و فرمود: اين دختر پيامبرت فاطمه است، او را از ظلمات خارج و به سوي نور هدايت فرما. در آن هنگام منطقه‌اي از زمين نوراني شد.

    جملة آخر حضرت به چه معناست؟ ملاحظه بفرماييد، اين جمله مجمل بيان شد، ممكن نيست جز براي غيرخدا اين جمله گفته شود، مي‌فرمايد: خداوندا! فاطمه(س) را از اين دنياي تاريكي‌ها گرفتي و به سوي نور، نور آسمان‌ها و زمين فرستادي.
    ملاحظه بفرماييد كه خداوند متعال دعاي اميرالمؤمنين را اجابت فرمود. مثل اينكه خداوند به حضرت فرمود: بله، همان‌گونه كه روح او را از نور پروردگارش خلق كردم او را به سوي نور فرستادم. و هنوز سخنان حضرت امير(ع) تمام نشده بود كه خداوند او را تصديق نمود و نقطة نوري از بدن طاهر حضرت فاطمه(س) قسمتي از زمين را نوراني كرد.


    اين مقام فاطمه است... روحش به نور خداوندي پيوست و اينگونه آن جهان از بدن طاهري كه از عالم ظلماني به عالم روحاني شتافت استقبال نمود.

    فاطمه(س) دختر رسول الله غضبناك شد و [يكي از صحابه] روي برگرداند، بعد از آن طولي نكشيد كه درگذشت.13
    و از ديگري روايت كرده است كه:
    حضرت فاطمه(س) به علي(ع) وصيت كرده بود كه او را مخفيانه دفن كند و آنها را از محل دفن او آگاه نسازد.

    از اين اعترافات مي‌شود به نتيجه‌اي رسيد كه دو مقدمه دارد. مقدمة اول همان است كه اهل سنت مي‌گويند كه إنّ الله ليغضب لغضبها و همچنين مي‌گويند كه فاطمه(س) از آن صحابه غضبناك شد و از او روي برگرداند و در حالي كه از او غضبناك بود درگذشت پس غضب خدا بر او حلال گشت و مقدمة دوم اين است كه خداوند مي‌فرمايد:
    و من يحلل عليه غضبي فقد هوي.14
    و هركس مستوجب خشم من گرديد همانا خوار و هلاك خواهد شد.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • #3
      تدفين حضرت ‏زهرا (س

      دانشمندان و تذكره نويسان شيعه متفقند كه نعش دختر پيغمبر را شبانه بخاك سپردند. ابن سعد نيز در روايت‏هاى خود كه از طريق ابن شهاب،عروه،عايشه،زهرى و ديگران است گويد فاطمه (ع) را شبانه دفن كردند و على (ع) او را بخاك سپرد .




      دانشمندان و تذكره نويسان شيعه متفقند كه نعش دختر پيغمبر را شبانه بخاك سپردند. ابن سعد نيز در روايت‏هاى خود كه از طريق ابن شهاب،عروه،عايشه،زهرى و ديگران است گويد فاطمه (ع) را شبانه دفن كردند و على (ع) او را بخاك سپرد (2) .

      بلاذرى نيز در دو روايت‏خود همين را نوشته است (3) بخارى نيز چنين نويسد:

      كلينى كه از بزرگان علما و محدثان شيعى است و در آغاز قرن چهارم هجرى در گذشته و كتاب خود را در نيمه دوم قرن سوم نوشته و نوشته او از ديرينه‏ترين سندهاى شيعه بشمار مى‏رود،چنين نوشته است:
      چون فاطمه (ع) در گذشت.امير المؤمنين او را پنهان بخاك سپرد و آثار قبر او را از ميان برد. سپس رو به مزار پيغمبر كرد و گفت:

      -اى پيغمبر خدا از من و از دخترت كه بدين تو آمده و در كنار تو زير خاك خفته است،بر تو درود باد!

      خدا چنين خواست كه او زودتر از ديگران بتو به پيوندد.پس از او شكيبائى من بپايان رسيده و خويشتن دارى من از دست رفته.اما آنچنان كه در جدائى تو صبر را پيشه كردم،در مرگ دخترت نيز جز صبر چاره ندارم كه شكيبائى بر مصيبت‏سنت است.اى پيغمبر خدا!تو بر روى سينه من جان دادى!ترا بدست‏خود در دل خاك سپردم!قرآن خبر داده است كه پايان زندگى همه بازگشت‏بسوى خداست.

      اكنون امانت‏به صاحبش رسيد،زهرا از دست من رفت و نزد تو آرميد.

      اى پيغمبر خدا پس از او آسمان و زمين زشت مى‏نمايد،و هيچگاه اندوه دلم نمى‏گشايد (5) .

      چشمانم بى‏خواب،و دل از سوز غم كباب است،تا خدا مرا در جوار تو ساكن گرداند.

      مرگ زهرا ضربتى بود كه دل را خسته و غصه‏ام را پيوسته گردانيد.و چه زود جمع ما را به پريشانى كشانيد.شكايت‏خود را بخدا مى‏برم و دخترت را به تو مى‏سپارم!خواهد گفت كه امتت پس از تو با وى چه ستمها كردند.آنچه خواهى از او بجو و هر چه خواهى بدو بگو!تا سر دل بر تو گشايد،و خونى كه خورده است‏بيرون آيد و خدا كه بهترين داور است ميان او و ستمكاران داورى نمايد (6) .

      سلامى كه بتو مى‏دهم بدرود است نه از ملالت،و از روى شوق است،نه كسالت.اگر مى‏روم نه ملول و خسته جانم و اگر مى‏مانم نه بوعده خدا بد گمانم.و چون شكيبايان را وعده داده است در انتظار پاداش او مى‏مانم كه هر چه هست از اوست و شكيبائى نيكوست.

      اگر بيم چيرگى ستمكاران نبود براى هميشه در كنار قبرت مى‏ماندم و در اين مصيبت‏بزرگ، چون فرزند مرده جوى اشك از ديدگانم مى‏راندم.

      خدا گواهست كه دخترت پنهانى بخاك مى‏رود.هنوز روزى چند از مرگ تو نگذشته،و نام تو از زبانها نرفته،حق او را بردند و ميراث او را خوردند.درد دل را با تو در ميان مى‏گذارم و دل را به ياد تو خوش مى‏دارم كه درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا بر فاطمه (7) .

      در مقابل اين شهرت،ابن سعد روايت ديگرى دارد كه ابو بكر بر دختر پيغمبر نماز خواند و بر او چهار تكبير گفت ( .پيداست كه اين روايت و يك دو حديث ديگر،در مقابل آن شهرت ارزشى ندارد،و دور نيست كه آنرا براى مصلحت وقت‏ساخته باشند. فقدان دختر پيغمبر على (ع) را سخت آزرده ساخت.نمونه اين آزردگى را از سخنانى كه بر كنار قبر او خطاب به پيغمبر (ص) گفت ديديم.در سندهاى ديرين،دو بيت زير را نيز بدو نسبت داده‏اند كه نشان دهنده سوز درونى اوست.اما شمار اين بيت‏ها در ماخذهاى بعدى بيشتر است چنانكه در ديوان منسوب به آنحضرت نوزده بيت است (9) .

      زبير بن بكار در كتاب خود الاخبار الموفقيات كه آنرا در نيمه دوم قرن سوم نوشته و از مصادر قديمى بشمار مى‏رود چنين نويسد:

      مداينى گويد چون امير المؤمنين على بن ابى طالب رضى الله عنه از دفن فاطمه راغت‏يافت‏بر سر قبر او ايستاد و اين دو بيت را انشاء كرد:

      لكل اجتماع من خليلين فرقة و كل الذى دون الممات قليل (10) و ان افتقادى واحدا بعد واحد دليل على ان لا يدوم خليل (11)

      اين دو بيت در بعض مصادر بدين صورت ضبط شده:

      لكل اجتماع من خليلين فرقة و كل الذى دون الفراق قليل و ان افتقادى فاطما بعد احمد دليل على ان لا يدوم خليل (12)

      مصحح فاضل چاپ اخير بحار الانوار (طهران) در ذيل صفحه صد و هشتاد و هفت مجلد چهل و سوم عبارتى را دارد كه ترجمه آن اينست:





      مجلسى نويسد:روايت‏شده است كه هاتفى شعر او را پاسخ داد.سپس چهار بيت را نوشته است
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • #4
        سيماى فاطمه(س) در روز قيامت


        چهره مقدس و ملكوتى فاطمه زهرا(س) در تاريخ اسلام آنقدر تابناك و روشن است كه چندان به تحقيق و بررسى نياز ندارد; اما با توجه به ايام شهادت آن بزرگوار شايسته است اندكى درباره فضايل حضرتش گفت‌وگوكنيم. براين اساس، به سراغ روايات نورانى معصومان عليهم السلام مى‏رويم تا بامقام و جايگاه آن حضرت در قيامت آشنا شويم.


        چهره مقدس و ملكوتى فاطمه زهرا(س) در تاريخ اسلام آنقدر تابناك و روشن است كه چندان به تحقيق و بررسى نياز ندارد; اما با توجه به ايام شهادت آن بزرگوار شايسته است اندكى درباره فضايل حضرتش گفت‌وگوكنيم. براين اساس، به سراغ روايات نورانى معصومان عليهم السلام مى‏رويم تا بامقام و جايگاه آن حضرت در قيامت آشنا شويم.

        كيفيت‏برانگيخته شدن

        برانگيخته شدن و رستاخيز از لحظات بسيار سخت و وحشتناك آينده بشر است; زمانى كه معصومان عليهم السلام همواره بدان مى‏انديشند و گاه از خوف آن بيهوش مى‏شدند. فاطمه(س) نيز چنين بود و بيشتر بدين زمان مى‏انديشيد. فكر زنده شدن، عريان بودن انسانها در قيامت، عرضه شدن به محضر عدل الهى و... او را در اندوه فرو مى‏برد. اميرمؤمنان على(ع) مى‏فرمايد:

        فاطمه پاسخ داد: پدرجان! ياد قيامت و برهنه محشور شدن مردم در آن روز رنجم مى‏دهد.

        پيامبر فرمود: آرى دخترم! آن روز، روز بزرگى است; اما جبرئيل از سوى خداوند برايم خبر آورد من اولين كسى هستم كه برانگيخته مى‏شوم; سپس ابراهيم و آنگاه همسرت على‏بن ابى‏طالب(ع). پس از آن، خداوند جبرئيل را همراه هفتاد هزار فرشته به سوى تو مى‏فرستد. وى هفت گنبد از نور بر فراز آرامگاهت‏برقرار مى‏سازد. آنگاه اسرافيل لباسهاى بهشتى برايت مى‏آورد و تو آنها را مى‏پوشى. فرشته ديگرى به نام زوقائيل مركبى از نور برايت مى‏آورد كه مهارش از مرواريد درخشان و جهازش از طلاست. تو بر آن مركب سوار مى‏شوى و زوقائيل آن را هدايت مى‏كند. در اين حال هفتاد هزار فرشته با پرچمهاى تسبيح پيشاپيش تو راه مى‏سپارند. اندكى كه رفتى، هفتاد هزار حورالعين در حالى كه شادمانند و ديدارت را به يكديگر بشارت مى‏دهند، به استقبالت مى‏شتابند. به دست هريك از حوريان منقلى از نور است كه بوى عود از آن بر مى‏خيزد... آنها در طرف راستت قرار گرفته، همراهت‏حركت مى‏كنند. هنگامى كه به همان اندازه از آرامگاهت دور شدى، مريم دختر عمران همراه هفتاد هزار حورالعين به استقبال مى‏آيد و برتو سلام مى‏گويد. آنها سمت چپت قرار مى‏گيرند و همراهت‏حركت مى‏كنند. آنگاه مادرت خديجه، اولين زنى كه به خدا و رسول او ايمان آورد، همراه هفتاد هزار فرشته كه پرچمهاى تكبير در دست دارند، به استقبالت مى‏آيند. وقتى به جمع انسانها نزديك شدى، حواء با هفتاد هزار حورالعين به همراه آسيه دختر مزاحم نزدت مى‏آيد و با تو رهسپار مى‏شود.

        حضور فاطمه در ميان مردم
        فاطمه جان، هنگامى‏كه به وسط جمعيت‏حاضر در قيامت مى‏رسى، كسى از زير عرش پروردگار به گونه‏اى كه تمام مردم صدايش را بشنوند، فرياد مى‏زند: چشمها را فرو پوشانيد و نظرها را پايين افكنيد تا صديقه فاطمه، دخت پيامبر(ص) و همراهانش عبور كنند.

        پس در آن هنگام هيچ كس جز ابراهيم خليل‏الرحمان و على‏بن ابى‏طالب(ع) و... به تو نگاه نمى‏كنند. (1)

        جابربن عبدالله انصارى نيز در حديثى از پيامبرخدا(ص) اين حضور را چنين توصيف مى‏كند:

        روز قيامت دخترم فاطمه بر مركبى از مركبهاى بهشت وارد عرصه محشر مى‏شود. مهار آن مركب از مرواريد درخشان، چهار پايش از زمرد سبز، دنباله‏اش از مشك بهشتى و چشمانش از ياقوت سرخ است و بر آن گنبدى از نور قرار دارد كه بيرون آن از درونش و درون آن از بيرونش نمايان است. فضاى داخل آن گنبد انوار عفو الهى و خارج آن پرتو رحمت‏خدايى است. بر فرازش تاجى از نور ديده مى‏شود كه هفتاد پايه از در و ياقوت دارد كه همانند ستارگان درخشان نور مى‏افشانند.

        در هريك از دو سمت راست و چپ آن مركب هفتاد هزار فرشته به چشم مى‏خورد.

        جبرئيل مهار آن را در دست دارد و با صداى بلند ندا مى‏كند: نگاه خود فراسوى خويش گيريد و نظرها پايين افكنيد. اين فاطمه دختر محمد است كه عبور مى‏كند.

        در اين هنگام، حتى پيامبران و انبيا و صديقين و شهدا همگى از ادب ديده فرو مى‏گيرند تا فاطمه(س) عبور مى‏كند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مى‏گيرد. (2)

        منبرى از نور براى فاطمه(س)
        در ادامه گفتگوى پيامبر با دختر گرامى‏اش درباره چگونگى حضور وى در عرصه قيامت، چنين مى‏خوانيم: سپس منبرى از نور برايت‏برقرار مى‏سازند كه هفت پله دارد و بين هر پله‏اى تا پله ديگر صفهايى از فرشتگان قرار گرفته‏اند كه در دستشان پرچمهاى نور است. همچنين در طرف چپ و راست منبر حورالعين صف مى‏كشند... آنگاه كه بر بالاى منبرقرار مى‏گيرى، جبرئيل مى‏آيد و مى‏گويد: اى فاطمه! آنچه مايلى از خدا بخواه... (3)

        شكايت در دادگاه عدل الهى
        اولين در خواست فاطمه در روز قيامت، پس از عبور از برابر خلق، شكايت از ستمگران است.

        جابرابن عبدالله انصارى از پيامبر(ص) چنين نقل مى‏كند: هنگامى‏كه فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مى‏گيرد، خود را از مركب به زير انداخته، اظهار مى‏دارد: الهى و سيدى، ميان من و كسى كه مرا آزرده و بر من ستم روا داشته، داورى كن. خدايا! بين من و قاتل فرزندم، حكم كن... (4)

        براساس روايتى ديگر، پيامبر اكرم(ص) فرمود: دخترم فاطمه در حالى كه پيراهنهاى خونين در دست دارد، وارد محشر مى‏شود; پايه‏اى از پايه‏هاى عرش را در دست مى‏گيرد و مى‏گويد:


        اى خداى عادل و غالب، بين من و قاتل فرزندم داورى كن.


        به خداى كعبه سوگند، به شكايت دخترم رسيدگى مى‏شود و حكم الهى صادر مى‏گردد. (5)

        ديدار حسن و حسين عليهما السلام

        دومين خواسته فاطمه در روز قيامت از خداوند چنين است: خدايا! حسن و حسين را به من بنمايان.

        در اين لحظه، امام حسن و امام حسين عليهما السلام به سوى فاطمه مى‏روند، در حالى‏كه از رگهاى بريده حسين خون فوران مى‏كند. (6)

        پيامبر خدا(ص) مى‏فرمايد: هنگامى‏كه به فاطمه گفته مى‏شود وارد بهشت‏شو، مى‏گويد: هرگز وارد نمى‏شوم تا بدانم پس از من با فرزندانم چه كردند؟

        به وى گفته مى‏شود: به وسط قيامت نگاه كن.

        پس بدان سمت مى‏نگرد و فرزندش حسين را مى‏بيند كه ايستاده و سر در بدن ندارد. دخت پيامبر(ص) ناله و فرياد سر مى‏دهد. فرشتگان نيز (باديدن اين منظره) ناله و فرياد بر مى‏آورند. (7)

        امام صادق(ع) مى‏فرمايد: حسين بن على(ع) در حالى كه سر مقدسش را در دست دارد، مى‏آيد. فاطمه با ديدن اين منظره ناله‏اى جانسوز سر مى‏دهد. در اين لحظه، هيچ فرشته مقرب و پيامبر مرسل و بنده مؤمنى نيست مگر آنكه به حال او مى‏گريد. (


        شفاعت‏براى دوستان اهل‏بيت عليهم السلام

        سومين درخواست فاطمه در روز قيامت از پروردگار، شفاعت از دوستان و پيروان اهل‏بيت عليهم السلام است كه مورد قبول حق قرار مى‏گيرد و دوستان و پيروانش را مورد شفاعت قرار مى‏دهد.

        امام باقر(ع) مى‏فرمايد: هنگامى‏كه فاطمه به در بهشت مى‏رسد، به پشت‏سرش مى‏نگرد. ندا مى‏رسد: اى دختر حبيب! اينك كه دستور داده‏ام به بهشت‏بروى، نگران چه هستى؟

        فاطمه(س) جواب مى‏دهد: اى پروردگار! دوست دارم در چنين روزى با پذيرش شفاعتم، مقام و منزلتم معلوم شود.

        ندا مى‏رسد: اى دختر حبيبم! برگرد و در مردم بنگر و هر كه در قلبش دوستى تو يا يكى از فرزندانت نهفته است داخل بهشت گردان. (10)

        امام باقر(ع) در روايتى ديگر مى‏فرمايد: در روز قيامت‏بر پيشانى هر فردى، مؤمن يا كافر نوشته شده است. پس به يكى از محبان اهل‏بيت عليهم السلام كه گناهانش زياد است دستور داده مى‏شود به جهنم برده شود. در آن هنگام، فاطمه(س) ميان دو چشمش را مى‏خواند كه نوشته شده است: دوستدار اهل‏بيت. پس به خدا عرضه مى‏دارد:

        الهى و سيدى! تو مرا فاطمه ناميدى و دوستان و فرزندانم را به وسيله من از آتش دور ساختى و وعده تو حق است و هرگز وعده‏ات را زير پا نمى‏نهى.

        ندا مى‏رسد: فاطمه! راست گفتى; من تو را فاطمه ناميدم و به وسيله تو، دوستان و پيروانت و دوستان فرزندانت و پيروانشان را از آتش دور گردانيدم. وعده من حق است و هرگز تخلف نمى‏كنم.

        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • #5
          شفاعت دوستان فاطمه از ديگران

          عظمت و مقام حضرت فاطمه در روز قيامت چنان است كه خداوند به خاطر فاطمه به دوستان آن حضرت نيز مقام شفاعت مى‏دهد. امام باقر(ع) به جابر فرمود: جابر! به خدا سوگند، فاطمه(س) با شفاعت‏خود در آن روز شيعيان و دوستانش را از ميان اهل محشر جدا مى‏سازد. چنانكه كبوتر دانه خوب را از دانه بد جدا مى‏كند.



          هنگامى‏كه شيعيان فاطمه همراه وى به در بهشت مى‏رسند، خداوند در دلشان مى‏افكند كه به پشت‏سر بنگرند. وقتى چنين كنند، ندا مى‏رسد: دوستان من!



          اكنون كه شفاعت فاطمه را در حق شما پذيرفتم، نگران چه هستيد؟



          آنان عرضه مى‏دارند: پروردگارا! ما نيز دوست داريم در چنين روزى مقام و منزلت ما براى ديگران آشكار شود.



          ندا مى‏رسد: دوستانم! بر گرديد و بنگريد و هر كه به خاطر دوستى فاطمه شما را دوست داشت و نيز هر كه به خاطر محبت فاطمه به شما غذا، لباس يا آب داده و يا غيبتى را از شما دور گردانيده همراه خود وارد بهشت كنيد.

          به سوى بهشت
          فاطمه(س)، پس از شفاعت از دوستان خود و فرزندانش و رسيدگى به شكايتش در دادگاه عدل الهى به فرمان خدا، با جلال و شكوه خاصى وارد بهشت مى‏شود. پيامبراكرم(ص) مى‏فرمايد: روز قيامت دخترم فاطمه در حالى كه لباسهاى اهدايى خداوند را كه با آب حيات آميخته شده، پوشيده، محشور مى‏شود و همه مردم از مشاهده اين كرامت تعجب مى‏كنند. آنگاه لباسى از لباسهاى بهشت‏بر وى پوشانده مى‏شود. بر هزار حله بهشتى براى او با خط سبز چنين نوشته شده است: دختر پيامبر را به بهترين شكل ممكن و كامل‏ترين هيبت و تمامترين كرامت و بيشترين بهره وارد هشت‏سازيد. پس، فاطمه(س) را به فرمان پروردگار در كمال عظمت و شكوه، در حالى‏كه پيرامونش هفتاد هزار كنيز قرار گرفته، به بهشت مى‏برند. (13)

          استقبال حوريان بهشتى
          رسول خدا(ص) به فاطمه(س) فرمود: هنگامى‏كه به در بهشت مى‏رسى، دوازده هزار حوريه، كه تاكنون به ملاقات كسى نرفته و نخواهند رفت در حالى‏كه مشعل‏هاى نورانى به دست دارند و بر شترانى از نور كه جهازهايشان از طلاى زرد و ياقوت سرخ و مهارهايشان از لؤلؤ و مرواريد درخشان است‏سوارند، به استقبالت مى‏شتابند. پس وقتى داخل بهشت‏شدى، بهشتيان به يكديگر ورودت را بشارت خواهند داد و براى شيعيانت‏سفره‏هايى از گوهر، (14) كه بر پايه‏هايى از نور برقرار ساخته‏اند، آماده مى‏سازند و در حالى كه هنوز ساير مردم گرفتار حسابرسى‏اند، آنان از غذاهاى بهشتى مى‏خورند. (15)

          اولين سخن فاطمه در بهشت
          سلمان فارسى از پيامبر اسلام(ص) چنين روايت كرده است: هنگامى‏كه فاطمه داخل بهشت مى‏شود و آنچه خداوند برايش مهيا كرده مى‏بيند، اين آيه را تلاوت مى‏كند:

          (بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله الذى اذهب عناالحزن ان ربنا لغفور شكور الذى احلنا دارالمقامة من فضله لايمسنا فيها نصب و لا يمسنا فيها لغوب) (16)

          ستايش و سپاس ويژه خدايى است كه اندوهمان را زدود. بدرستى‏كه پروردگار ما آمرزنده و پاداش دهنده است; پروردگارى كه در سايه بخشش خود ما را به بهشت و اقامتگاه هميشگى‏مان فرود آورد. ما در آن جا با رنج و ملالى رو به رو نمى‏شويم.

          نورانى شدن بهشت از نور فاطمه(س)
          ابن شهرآشوب مى‏نويسد: در بسيارى از كتابها، از جمله كشف ثعلبى و فضائل ابوالسعادات، در معناى اين آيه (لايرون فيها شمسا و لازمهريرا) (17)

          (ونمى‏بينند در بهشت نه آفتاب و نه سرمايى را.)

          آورده‏اند كه ابن عباس گفت: چنانكه بهشتيان در بهشت هستند، ناگاه نورى مى‏بينند كه باغهاى بهشت را نورانى كرد. اهل بهشت اظهار مى‏دارند: خدايا! تو در كتابى كه بر پيامبرت فرستادى، فرمودى: (لايرون فيها شمسا) (بهشتيان در بهشت‏خورشيدى نخواهند ديد.) ندا مى‏رسد: اين، نور آفتاب و ماه نيست، بلكه على و فاطمه از چيزى تعجب كرده و خنديدند و از نور آن دو، بهشت روشن گرديد. (1

          زيارت انبيا از فاطمه در بهشت
          آنگاه كه همه انبيا و اولياى خدا وارد بهشت‏شدند، آهنگ ديدار دختر پيامبر خدا مى‏كنند. رسول خدا(ص) به فاطمه فرمود: هرگاه اولياى خدا در بهشت مستقر گرديدند، از آدم گرفته تا ساير انبيا همه به ديدارت مى‏شتابند. (19)

          عنايات خداوند به فاطمه در بهشت
          پروردگار منان به فاطمه زهرا(س) در بهشت عناياتى ويژه خواهد داشت. بخشى از آن عنايات چنين است:

          1 - خانه‏هاى بهشتى
          پيامبرخدا(ص) فرمود: هنگامى‏كه مرا به معراج بردند و داخل بهشت‏شدم، به قصر فاطمه رسيدم; درون آن هفتاد قصر بود كه تمام در و ديوار و تاقهايش از دانه‏هاى مرواريد سرخ ساخته شده، همه آنها به يك شكل زينت داده شده بود. (20)

          2 - همنشينى با پيامبر(ص)
          پيامبر اكرم(ص) به على(ع) فرمود:

          ياعلى! تو و دخترم فاطمه در بهشت در قصر من همنشين من هستيد. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: (برادران بر تختهاى بهشتى رو به روى هم مى‏نشينند.) (21)

          3 - درجه وسيله
          رسول خدا(ص) فرمود: فى‏الجنة درجة تدعى الوسيلة فاذا سالتم الله فاسالوا لي الوسيلة قالوا يا رسول‏الله من يسكن معك فيها؟ قال على و فاطمة و الحسن و الحسين (22)



          گفتند: يا رسول‏الله! چه كسانى دراين درجه (مخصوص) با شما همنشين خواهند بود؟

          فرمود: على، فاطمه، حسن و حسين.

          علامه امينى در منقبت‏بيست و ششم مى‏نويسد:

          از مناقب حضرت زهرا (ص) همراه بودن او با پدر و همسر و فرندانش در درجة الوسيله است. آنجا پايتخت ظمت‏حضرت حق تبارك و تعالى است و جز پنج تن عليهم السلام هيچ يك از انبيا و اوليا و مرسلين و صالحان و فرشتگان مقرب كسى بدان راه نمى‏يابد. (23)

          4 - سكونت در حظيرة القدس
          سيوطى در مسند مى‏نويسد:





          پيامبرخدا(ص) فرمود: در قيامت، جايگاه من و على و فاطمه و حسن و حسين سرايى زير عرش پروردگار است. (25)

          نويسنده خصايص فاطمه، ضمن بيانى مفصل درباره حظيرة‏القدس، مى‏نويسد: والاترين جايگاه‏ها در هشت‏حظيرة‏القدس است. (26)

          5 - بخشيدن چشمه تسنيم به فاطمه(س)
          طبرى از همام بن‏ابى‏على چنين نقل مى‏كند: به كعب الحبر گفتم: نظرت درباره شيعيان على‏بن‏ابى‏طالب چيست؟

          گفت: اى همام! من اوصافشان را در كتاب خدا مى‏يابم. اينان پيروان خدا و پيامبرش و ياران دين او و پيروان ولى‏اش شمرده مى‏شوند. اينان بندگان ويژه خدا و برگزيدگان اويند. خدا آنها را براى دينش برگزيد و براى بهشت‏خويش آفريد.



          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • #6
            فاطمه(س)، درياي بيكران دانش


            يكي از ابعاد مهم وجودي حضرت زهرا(س) شخصيت علمي و دانش الهي او مي‏باشد. اينكه حقيقت دانش آن بزرگواران چيست و نحوه دريافت آن چگونه بوده است، مسائل و معارف بلندي است كه ما را دسترسي به آن نيست و حقيقت وحي و اتصال به آن را تنها كساني مي‏دانند كه خود، مخاطب آن بوده‏اند.


            يكي از ابعاد مهم وجودي حضرت زهرا(س) شخصيت علمي و دانش الهي او مي‏باشد. اينكه حقيقت دانش آن بزرگواران چيست و نحوه دريافت آن چگونه بوده است، مسائل و معارف بلندي است كه ما را دسترسي به آن نيست و حقيقت وحي و اتصال به آن را تنها كساني مي‏دانند كه خود، مخاطب آن بوده‏اند. امّا فهم ظواهر امر و تلاش براي نزديك شدن به درياي بيكران دانش آنان و نوشيدن جرعه‏اي از آن هر چند اندك، توفيقي است بزرگ. آنچه به اختصار در اين مقاله آمده تلاشي است كه نويسنده در تبيين چهره علمي صديقه كبرا(س) و منابع دانش آن حضرت(س) مبذول داشته‏اند.
            اصولاً انسانها از طريق تلاش و كوشش و زحمت و استفاده از استاد و منابع متعارف معلومات خود را تحصيل مي‏كنند. چنين دانشي ممكن است با واقع و حقيقت منطبق باشد و برخي اوقات نيز با حقيقت منطبق نيست و خطا و اشتباه در آن راه پيدا مي‏كند ولي برگزيدگان الهي و معصومين عليهم‏السلام مانند حضرت زهرا(س) از راههاي غير متعارف نيز معارف و حقايقي به دست مي‏آورند. به علاوه علم آنها علمي است به دور از خطا و اشتباه، دانشي كه همواره با حقيقت و واقع سازگار است و به عبارت ديگر دانش آنها همراه با مقام عصمت است.

            مرجعيت علمي مسلمين

            همواره بايد فرد يا افرادي در جامعه اسلامي باشند تا معارف و دستورات الهي را به كساني كه آگاهي ندارند بياموزند. واضح است كه اين افراد بايد از چنان دانشي برخوردار باشند كه خطا و اشتباه در دانششان پيش نيايد تا بتوانند حافظ و نگهدار واقعي احكام الهي باشند. قرآن مجيد در اين رابطه مي‏فرمايد: فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون.1 در اين آيه خداوند دستور مي‏دهد افرادي كه نمي‏دانند از "اهل ذكر" سؤال كنند، و منظور از "ان كنتم لا تعلمون" "اگر نمي‏دانيد"، جميع معارف حقيقي است و مقصود از اهل ذكر هر كسي است كه عالم به آن باشد ولي بر اساس روايات مصداق "اهل ذكر" در آيه شريفه همان اهل‏بيت عليهم‏السلام مي‏باشند.
            * ابن‏عباس در باره "فاسئلوا اهل الذكر" مي‏گويد: آنها محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين هستند، آنان اهل ذكر و علم و عقل و بيانند و آنان اهل‏بيت نبوتند.
            ابن‏عباس در باره "فاسئلوا اهل الذكر" مي‏گويد: هو محمد و علي و فاطمة و الحسن و الحسين عليهم‏السلام، هم اهل الذكر و العلم و العقل و البيان و هم اهل بيت النبوه... . آنها محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين هستند، آنان اهل ذكر و علم و عقل و بيانند و آنان اهل‏بيت نبوتند.2
            چنان كه امام باقر(ع) مي‏فرمايد: نحن اهل الذكر و نحن المسؤولون ... ما اهل ذكر هستيم و ما هستيم كساني كه بايد از ما سؤال شود.3
            از اين‏رو بر اساس اين روايات روشن مي‏گردد كه حضرت زهرا(س) و ساير معصومين "اهل ذكر" مي‏باشند و آنها هستند كه به معارف الهي آگاهي كامل دارند و مردم بايد معالم دين خود را از آنها بياموزند.
            زهرا(س) همه چيز مي‏دانست
            از روايات متعدد استفاده مي‏شود كه حضرت زهرا(س) به همه چيز آگاهي داشت چون آفرينش او و پدر و شوهرش از شجره واحد و نور واحد بود.
            عمار ياسر نقل مي‏كند كه حضرت علي(ع) داخل منزل شد. چون فاطمه او را ديد گفت: بيا تا براي تو بيان كنم آنچه در گذشته واقع شده و آنچه الآن هست و آنچه تا حال انجام نشده و تا روز قيامت اتفاق مي‏افتد.
            علي(ع) وقتي اين سخن را شنيد خدمت پيامبر(ص) رسيد و نزديك آن حضرت نشست. پيامبر(ص) فرمود: تو سخن مي‏گويي يا من سخن بگويم؟ علي(ع) گفت: سخن گفتن شما بهتر است. پيامبر(ص) فرمود: وارد بر فاطمه شدي و او چنين و چنان گفت (در باره دانش وسيع و گسترده خود با تو سخن گفت) و تو برگشتي! علي(ع) گفت: آيا نور فاطمه از نور ماست؟ پيامبر(ص) فرمود: مگر نمي‏دانستي؟ علي(ع) از شنيدن اين سخن به سجده افتاد و به پاس اين نعمت بزرگي كه خداوند به وي عنايت كرده، شكر او را به جاي آورد و به خانه برگشت. حضرت زهرا(س) گفت: خدمت پدرم رسيدي و آنچه من در رابطه با آگاهي‏ام، گفتم به او خبر دادي. حضرت علي(ع) فرمود: آري. آنگاه حضرت زهرا(س) به علي(ع) گفت: همانا خداوند نور مرا آفريد در حالي كه خدا را به پاكي ياد مي‏كرد. سپس آن را در درختي از درختهاي بهشت به وديعت گذاشت كه سبب روشنايي و درخشندگي آن درخت شد. آنگاه چون پدرم وارد بهشت شد خداوند به او وحي كرد كه از ميوه آن درخت استفاده كند. او نيز چنين كرد. آنگاه من در صلب پدر قرار گرفتم. سپس مادرم خديجه آن نور را دريافت كرد و از او متولد شدم. من از چنين نوري مي‏باشم و دانش همه چيز در گذشته و حال و آينده دارم.
            اي اباالحسن مؤمن! با نور الهي حقايق را نظاره مي‏كند.1
            آن حضرت در حين ولادت مورد عنايت خاص الهي واقع شد و آن چنان از دانش به وي عطا شد كه از ديگران بي‏نياز گرديد. امام باقر(ع) در سبب نامگذاري آن حضرت به (فاطمه) مي‏فرمايد: بعد از ولادت فاطمه(س) خداوند به يكي از فرشتگان دستور داد به پيامبر بگويد كه نام او را "فاطمه" بگذارد. آن حضرت نيز چنين كرد. آن گاه خداوند فرمود: "انّي فطمتك بالعلم ... به وسيله دانش
            به تو شير دادم". از اين جمله استفاده مي‏شود كه آن حضرت در آغاز طفوليت داراي علوم ربّاني و الهي بوده است.1
            * آن حضرت در حين ولادت مورد عنايت خاص الهي واقع شد و آن چنان از دانش به وي عطا شد كه از ديگران بي‏نياز گرديد.
            منابع علمي حضرت زهرا(س)
            بعد از رحلت پيامبر گرامي اسلام، وحي آسماني بر كسي نازل نمي‏شود و درهاي وحي بعد از آن حضرت براي هميشه بسته است. اما حضرت زهرا(س) و ساير معصومين(ع) داراي علم و دانش بس وسيع و گسترده‏اي هستند. آنان نسبت به معارف ديني و مصالح مسلمين و حقايق گذشته و آينده آگاهي كامل دارند. حال اين سؤال مطرح است كه آنان از چه منابعي اين علوم گسترده را به دست مي‏آورند. بر اساس متون ديني به منابع چندي مي‏توان اشاره كرد كه برخي از آنها اينهاست:
            1ـ قرآن
            كتاب الهي سرچشمه جاودانه و ارزشمند تمام علوم و دانستنيهايي است كه در امر هدايت بشر نقش دارد و آگاهي به آن رهگشاي همه معارف و حقايق اسلامي است. آگاهي كامل از قرآن
            * امام صادق(ع) در ضمن توصيف "مصحف فاطمه(س)" مي‏فرمايد: ... و فيه علم القرآن كما انزل. علم قرآن همان طور كه نازل شده در مصحف فاطمه(س) موجود است.
            به طوري كه انسان تفسير و تأويل و ظاهر و باطن و محكم و متشابه آن را به خوبي بشناسد به انسان اين توان را مي‏دهد كه تمام نيازهاي خود و جامعه را از آن استخراج نمايد.
            حضرت علي بن‏موسي‏الرضا(ع) در توضيح آيه ".. و لو رَدُّه الي الرسول و الي اولي الامر منهم لعلمه الذين يستنبطونه منهم ..."2 مي‏فرمايد: منظور از اين آيه "آل محمد است" و هم الّذين يستنبطونه من القران و يعرفون الحلال و الحرام، آنها كساني هستند كه از قرآن استنباط مي‏كنند و حلال و حرام را مي‏شناسند.3 چنان كه در رابطه با آيه شريفه "و ما يعلم تاويله الاّ اللّه‏ و الراسخون في العلم"4 "تأويل قرآن را جز خدا و ثابت‏قدمان در علم نمي‏دانند" امام صادق(ع) مي‏فرمايد: نحن الراسخون في العلم و نحن نعلم تأويله. ما (اهل بيت) راسخان در علم هستيم و ما تأويل قرآن را مي‏دانيم.5
            امام باقر(ع) در رابطه با تفسير آيه مباركه "فالذين آتينا هم الكتاب يؤمنون6 به كساني كه به آنها كتاب آموختيم به آن ايمان دارند" مي‏فرمايد: هم آل محمد. آنها از آل محمد هستند.7
            نيز از امام باقر(ع) در باره آيه مباركه "بل هو آيات بيّنات في صدور الذين اوتو العلم"8 قرآن نشانه‏هاي آشكاري است در قلب كساني كه به آنها دانش داده شده" سؤال شد فرمود: منظور ما هستيم.9
            امام صادق(ع) در ضمن توصيف "مصحف فاطمه(س)" مي‏فرمايد: ... و فيه علم القرآن كما انزل. علم قرآن همان طور كه نازل شده در مصحف فاطمه(س) موجود است.10
            از رواياتي كه در تفسير آيات ذكر شده و امثال آن، نقل شد استفاده مي‏شود كه آگاهي نسبت به قرآن و اسرار آن مربوط به حضرت زهرا(س) و ساير معصومين عليهم‏السلام مي‏باشد، چون قرآن در خانه آنها نازل شده است و آنها هستند كه در سايه آشنايي با اين منبع لايزال الهي توانايي شناخت و درك حقايق و معارف و دانشهاي گوناگون را پيدا كرده‏اند.
            2ـ پيامبر اسلام
            دومين منبع از منابع دانش حضرت زهرا(س) علم و دانشي است كه آن حضرت از پدر بزرگوارش فرا گرفته است. او در دامن پيامبر(ص) بزرگ شده و جزء نزديكترين افراد به حضرت(ص) بوده است و پيامبر(ص) بيشترين معاشرت و انس را با او داشته و از سرچشمه وحي او را سيراب مي‏كرده است. چنان كه روايات متعددي كه آن حضرت از پيامبر اكرم(ص) اسلام نقل مي‏كند شاهد گويايي است بر آنكه آن حضرت از پدرش دانشهاي فراواني را فرا گرفته است. به علاوه حضرت امام جعفرصادق(ع) در باره "مصحف حضرت فاطمه(س)" مي‏فرمايد: مصحف فاطمه(س)، املاء رسول خدا(ص) و خط علي(ع) است.1
            مصحفي كه يكي از منابع مهم امامان معصوم عليهم‏السلام بوده است و آنان در موارد مختلف به آن مراجعه كرده و براي ديگران نيز بيان مي‏كردند.
            3ـ فرشتگان
            يكي ديگر از منابع علم آن حضرت، فرشتگان مي‏باشند. حضرت زهرا(س) همانند خضر، "ذوالقرنين" و مريم بود كه بر اساس ظاهر آيات قرآن، با فرشتگان الهي ارتباط داشتند و حقايقي از عالم غيب به آنان مي‏رسيد. بلكه آن حضرت به مراتب از آنان بالاتر بود چون اگر حضرت مريم سيده زنان عصر خودش بود، حضرت زهرا(س) سرور زنان تمام جهانيان است.
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment


            • #7


              * "روح‏القدس" يك روح امدادگر است كه انسان را به هنگام انجام كارهاي مهم معنوي
              و الهي ياري مي‏دهد و به تفاوت مراتب اشخاص متفاوت است.
              طبق برخي روايات، "مصحف" آن حضرت مشتمل بر علومي بود كه توسط فرشتگان در اختيار حضرت زهرا(س) قرار مي‏گرفت. البته راجع به "مصحف" آن حضرت كه از چه منبعي مي‏باشد برخي روايات چنان كه اشاره شد از املاء پيامبر(ص) شمرده است.
              از امام صادق(ع) راجع به "مصحف فاطمه(س)" سؤال شد. حضرت در پاسخ فرمود: بعد از رحلت پيامبر(ص) حضرت زهرا(س) دچار آن چنان حزن و اندوهي شد كه از شدت و زيادي آن جز خدا كسي آگاهي نداشت. خداوند هم براي تسلّي آن حضرت فرشته‏اي نزد وي فرستاد تا او را تسلي داده با وي سخن بگويد. حضرت زهرا(س) جريان را به حضرت علي(ع) گفت.
              * يكي ديگر از منابع علم و دانش حضرت زهرا(س) و ساير معصومين(ع) "روح‏القدس" است كه همواره با آنان است و آنان را در درك و فهم حقايق جهان هستي مدد مي‏رساند.
              حضرت علي(ع) فرمود: هر گاه احساس كردي كه فرشته بر تو نازل و صدايي شنيدي مرا مطلع كن. پس آنگاه كه فرشته آمد با حضرت سخن بگويد، به حضرت علي(ع) خبر داد و آن حضرت هم هر چه مي‏شنيد آنها را مي‏نوشت و از آن نوشته‏ها "مصحف فاطمه(س)" به وجود آمد.2
              در همين رابطه در روايت ديگري امام صادق(ع) مي‏فرمايد: بعد از رحلت پيامبر(ص) كه فاطمه دچار حرن و اندوه زياد شده بود جبرئيل بر او نازل مي‏شد و به او تسليت مي‏گفت و از وضع پدرش به وي خبر مي‏داد و همچنين از آنچه در آينده نسبت به فرزندان او اتفاق مي‏افتد او را مطلع مي‏نمود و حضرت علي(ع) آنها را مي‏نوشت و بدين‏وسيله "مصحف" فاطمه به وجود آمد.3
              از اين روايات و همانند اينها كه فراوان است به خوبي استفاده مي‏شود كه فرشتگان با فاطمه زهرا(س) ارتباط داشتند و دانشهايي الهي در اختيار آن حضرت قرار مي‏دادند. در باره مصحف حضرت(س) در ادامه نيز مطلبي خواهيم آورد.
              4ـ القاي روح‏القدس
              يكي ديگر از منابع علم حضرت زهرا(س)، فيض روح‏القدس است. در آيات قرآن مواردي است كه از تأييد روح‏القدس سخن به ميان آمده است؛ از جمله در باره حضرت مسيح در آيات 87 و 253 بقره و 110 مائده و در باره پيامبر گرامي اسلام در آيه 110 بقره. در اينكه "روح‏القدس" چيست؟ ميان مفسران گفتگوي بسيار است. از رواياتي كه در منابع اهل‏بيت است استفاده مي‏شود كه روح‏القدس روح مقدسي است كه با همه پيامبران و معصومين(ع) بوده است و امدادهاي الهي را در موارد مختلف به آنها منتقل مي‏ساخته بلكه در مواردي در غير معصومين(ع) نيز وجود دارد.
              امام باقر(ع) به "كميت بن‏زيد اسدي" شاعر معروف اهل‏بيت(ع) فرمود: براي تو همان است كه پيامبر اكرم(ص) به "حسان بن‏ثابت" فرمود: "لن يزال معك روح‏القدس ما ذببت عنّا" همواره روح‏القدس با تو خواهد بود مادامي كه از ما دفاع مي‏كني.1
              و در روايت ديگر حضرت امام رضا(ع) هنگامي كه "دعبل خزاعي" بعضي از اشعار قصيده معروف خود "مدارس آيات" را خواند حضرت گريه شديدي كرد. آنگاه فرمود: "نطق روح‏القدس علي لسانك بهذين البتيين" روح‏القدس در اين دو بيت به زبان تو سخن گفت.2
              * درك حقيقت اين منابع كار ساده‏اي نيست. دارا بودن اين منابع مهم و الهي است كه آنها را از ساير مردم ممتاز مي‏گرداند و به آنها در هدايت و ارشاد مردم و حفاظت از معارف اسلامي كمك مي‏كند.
              امام صادق(ع) در تفسير آيه "والسابقون السابقون اولئك المقربون" مي‏فرمايد: پيشگامان، رسولان الهي(ع) و بندگان خاص خدا هستند كه خداوند در آنها پنج روح قرار داده كه يكي از آنها "روح‏القدس" است كه به وسيله آن مطالب را درك مي‏كنند.3
              در روايت ديگر در همين رابطه امام باقر(ع) مي‏فرمايد: آنان به وسيله روح‏القدس آنچه را در زير عرش است تا آنچه در زير زمين است مي‏دانند. يعني از طريق اين روح هر چه را لازم است بدانند مي‏شناسند4
              در برخي روايات در توصيف ارواح پنجگانه كه در خاصان بندگان الهي است امام صادق(ع) مي‏فرمايد: براي آن چهار روح ممكن است حادثه و اشكالي پيش آيد ولي روح‏القدس از اين امر مستثني است، خواب و غفلت و كارهاي بيهوده و باطل از او صادر نمي‏شود و با روح‏القدس معارف و حقايق شناخته مي‏شود.5
              از مطالبي كه ذكر شد چنين استفاده مي‏شود كه "روح‏القدس" يك روح امدادگر است كه انسان را به هنگام انجام كارهاي مهم معنوي و الهي ياري مي‏دهد و به تفاوت مراتب اشخاص متفاوت است. در پيامبران و معصومين(ع) به گونه‏اي فوق‏العاده قوي‏تر و بارزتر عمل مي‏كند، و در ديگران به اندازه خودشان. هر چند از حقيقت و جزئيات آن اطلاع زيادي نداريم.6 بنابراين يكي ديگر از منابع علم و دانش حضرت زهرا(س) و ساير معصومين(ع) "روح‏القدس" است كه همواره با آنان است و آنان را در درك و فهم حقايق جهان هستي مدد مي‏رساند.
              5 ـ نور الهي
              يكي ديگر از منابع علم حضرت زهرا(س) نور الهي است كه بر اساس روايات متعددي در آن حضرت و ساير معصومين(ع) وجود دارد. در روايتي آورديم كه آن حضرت در باره خويش مي‏فرمايد: خداوند نور مرا آفريد كه همواره مشغول تسبيح خدا بود. آنگاه آن را در درختي از درختان بهشت قرار داد و چون پدرم به امر خداوند از ميوه آن درخت خورد نور من در پدر قرار گرفت. سپس به مادرم خديجه منتقل شد و من از او متولد شدم. آنگاه مي‏گويد: "و انا من ذلك النور اعلم ما كان و ما يكون و ما لم يكن، يا اباالحسن، المؤمن ينظر بنور اللّه‏ تعالي".7
              من به وسيله آن نور، به آنچه گذشته و حال و آنچه نيامده آگاهم. اي اباالحسن! مؤمن با نور خداي متعال مي‏نگرد.
              * حضرت فاطمه(س) همان طور كه وجود مقدسش سرچشمه و منشاء وجود امامان معصوم است، علم و دانش مصحف او نيز از سرچشمه‏هاي دانش ائمه عليهم‏السلام است
              كه از اين موضوع عظمت و گستردگي دانش حضرت زهرا(س) كاملاً روشن مي‏شود.
              از اين روايت به خوبي استفاده مي‏شود كه يكي ديگر از منابع علم آن حضرت نور الهي است كه در آن حضرت وجود داشته است و همان نور سبب شده كه دانش و علم آن حضرت گسترده و فراگير باشد. اينها كه ذكر شد سرچشمه دانش آن حضرت و ساير معصومين(ع) بود. درك حقيقت اين منابع كار ساده‏اي نيست. دارا بودن اين منابع مهم و الهي است كه آنها را از ساير مردم ممتاز مي‏گرداند و به آنها در هدايت و ارشاد مردم و حفاظت از معارف اسلامي كمك مي‏كند.
              مصحف زهرا(س) يكي از منابع دانش امامان(ع)
              منابعي كه براي دانش حضرت زهرا(س) ذكر شد از منابع دانش امامان معصوم(ع) نيز مي‏باشند. به علاوه از روايات متعدد استفاده مي‏شود كه يكي از منابع مهم امامان(ع) مصحف فاطمه(س) بوده است.
              امام صادق(ع) در ضمن روايتي به برخي از منابع دانش امامان(ع) اشاره كرده مي‏فرمايد: ... و مصحف فاطمه نزد من است. در آن است تمام دانشهايي كه مردم در رابطه با آنها به ما نياز دارند و ما (به جهت داشتن آن) به مردم نيازي نداريم.1 در روايت ديگر، آن حضرت به "فضيل" مي‏فرمايد: دانستي به چه چيز نگاه مي‏كردم؟ او در پاسخ مي‏گويد: خير. حضرت مي‏فرمايد: در كتاب فاطمه(س) نگاه مي‏كردم، هيچ كس به حكومت نمي‏رسد مگر اينكه نام او و پدرش در آن ثبت شده است. در آن نسبت به حكومت فرزندان امام حسن چيزي نيافتم.2 يعني علي‏رغم تلاشي كه فرزندان امام حسن(ع) مي‏كنند كسي از آنان به حكومت نخواهد رسيد.
              در برخي روايات از امام صادق(ع) روايت شده كه "مصحف فاطمه(س)" سه برابر قرآن است.3
              از بعضي روايات استفاده مي‏شود كه اخبار گذشته و آينده تا روز قيامت در "مصحف" فاطمه(س) مي‏باشد.4
              بنابراين روشن شد كه حضرت فاطمه(س) همان طور كه وجود مقدسش سرچشمه و منشاء وجود امامان معصوم است، علم و دانش مصحف او نيز از سرچشمه‏هاي دانش ائمه عليهم‏السلام است كه از اين موضوع عظمت و گستردگي دانش حضرت زهرا(س) كاملاً روشن مي‏شود.
              * از رسول خدا شنيدم كه روز قيامت دانشمندان اسلام در پيشگاه الهي حاضر مي‏شوند و به اندازه علم و تلاش و كوششي كه در راه آموزش و هدايت مردم داشته‏اند از خداي خويش پاداش دريافت مي‏كنند.
              علم در خدمت هدايت جامعه
              از مسؤوليتهاي مهمي كه پيشوايان معصوم(ع) به عهده دارند تلاش و كوشش و استفاده از دانش گسترده خويش در راه بالا بردن فرهنگ جامعه و دفع شبهات و پاسخ به مسائل آنان است. حضرت زهرا(س) در اين رابطه با تمام توان، مسؤوليت بزرگ خود را انجام مي‏داد. او از موضوعات ساده گرفته تا پيچيده‏ترين مسائل را پاسخگو بود و اين ميسر نبود مگر با احاطه علمي، قوت فكر و همت بلند و اتصال به منبع علم الهي، در اينجا به دو نمونه اشاره مي‏شود.
              1ـ بانويي خدمت آن حضرت رسيد و عرض كرد: مادر پير و ناتواني دارم كه در نماز بسيار اشتباه مي‏كند، مرا فرستاده تا از شما بپرسم كه چگونه نماز بخواند؟ فرمود: هر چه مي‏خواهي بپرس. آن زن سؤالات خود را مطرح كرد تا به ده سؤال رسيد و حضرت زهرا(س) با روي گشاده جواب مي‏داد. زن از زيادي پرسش خود شرمنده شده گفت: شما را بيش از اين زحمت نمي‏دهم. حضرت زهرا(س) فرمود: باز هم بپرس. آنگاه براي تقويت روحيه وي پاداش ارزشمند كساني كه به مردم معارف ديني مي‏آموزند را بيان فرمود. سپس ادامه داد: كه از رسول خدا شنيدم كه روز قيامت دانشمندان اسلام در پيشگاه الهي حاضر مي‏شوند و به اندازه علم و تلاش و كوششي كه در راه آموزش و هدايت مردم داشته‏اند از خداي خويش پاداش دريافت مي‏كنند.1
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment


              • #8

                2ـ حضرت علي(ع) فرمود: در محضر رسول خدا بوديم كه آن حضرت فرمود: بهترين چيز براي زنان چيست؟ هيچ كس نتوانست پاسخ درست بدهد! من به سوي فاطمه(س) آمدم و موضوع را با و در ميان گذاشتم. فاطمه(س) گفت: من مي‏دانم. سپس فرمود: "بهترين چيز براي زن اين است كه بيگانگان او را نبينند و او نيز آنان را نبيند". به نزد پيامبر(ص) بازگشتم و جواب را گفتم. پيامبر فرمود: چه كسي به تو اين مطلب را گفت؟ عرض كردم: فاطمه(س). با تعجب فرمود: "فاطمة بضعة مني". فاطمه پاره تن من است.2 يعني همان طور كه من از علوم و معارف الهي در حد اعلي مطلعم، فاطمه كه پاره‏اي از وجود من است نيز چنين است. دقت در اين روايت مقام علمي حضرت فاطمه(س) را كاملاً آشكار مي‏سازد.
                البته در اين خصوص ذكر دو نكته لازم است:
                الف) ممكن است اين سخن حضرت زهرا(س) تأكيد و سفارشي باشد بر رعايت پوشش و حجاب و عفت و پاكدامني در بانوان و گرنه بر اساس دستورات ديگر اسلامي كه در ساير زمينه‏ها داريم در مواردي درس خواندن و رسيدن به درجات بالاي علمي براي زنان لازم و ضروري است، تربيت پزشكان متخصص جهت انجام امور پزشكي مربوط به بانوان و همچنين تربيت دبيران و اساتيد و محققين دانشگاهي از بين بانوان براي انجام امور فرهنگي و تحقيقاتي امري است واجب كه اگر در آن سستي شود همه مسؤول هستند. روشن است كه رسيدن به چنين مراحلي از پيشرفت و ترقي بدون ارتباط زن و مرد بسيار مشكل بلكه در مواردي ناممكن است. به علاوه خود آن حضرت(س) و دختر بزرگوارش حضرت زينب(س) با ايراد سخنرانيهاي آتشين و انقلابي خويش در مجامع عمومي كه مردان نيز حضور داشتند، عملاً به بانوان آموختند كه انجام وظيفه اسلامي و دفاع از حق و امامت و رهبري بر همگان واجب است. غير از اينان افراد ديگري نيز مانند "سوده"، زن انقلابي و شجاع را مشاهده مي‏كنيم كه در جنگ صفين چگونه از حضرت علي(ع) حمايت مي‏كند و با اشعار انقلابي خويش، طايفه هَمْدان را براي جنگ با معاويه تشويق و تحريك مي‏نمايد.
                بهرحال براي درك و فهم احكام و معارف اسلامي بايد به جهات مختلف و روايات گوناگون در ابواب متنوع توجه نمود و از جمع‏بندي آنها، حكم اسلامي را به دست آورد.
                ب) اينكه حضرت علي(ع) به سؤال پيامبر(ص) پاسخ نداد و حضرت زهرا(س) پاسخ صحيح داد دليل بر آن نيست كه حضرت علي(ع) آن را نمي‏دانسته، زيرا آن حضرت بر اساس فرموده پيامبر(ص) اعلم مردم است. شايد هدف اين بوده كه عظمت علمي حضرت زهرا(س) براي اصحاب پيامبر(ص) و آيندگان بيشتر روشن شود.
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment


                • #9
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment


                  • #10
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment


                    • #11
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment


                      • #12
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment


                        • #13
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment


                          • #14
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment


                            • #15
                              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment

                              Working...
                              X