

كمال الملك كه به تقاضاي مظفرالدين شاه بار ديگر كار نقاشي را در دربار شروع كرده بود، به ويژه به سبب جوّ مسموم و حسادت آميز حاكم بر دربار و مشكلاتي كه رجال دربار براي او ايجاد مي كردند پس از حدود 5 سال براي زيارت مشاهد ائمه اطهار در عتبات عاليات راهي عراق شد و در سال 1321ق وارد كربلا شد.
كمال الملك در سال 1319ق به ايران بازگشت و مدرسه صنايع مستظرفه را با هدف تدريس و توسعه هنر نقاشي در ايران برپا داشت و همگام با آن به رشته هاي منبت كاري، موزائيك سازي و قاليبافي هم عنايت ويژه اي نشان داد و اين روند را تا هنگام كودتاي 1299 ادامه داد. در اين ميان وزارت معارف براي تداوم كار مدرسه نقاشي كمال الملك مساعدت مالي لازم را به او مي نمود.
به دنبال وقوع كودتاي 1299 كمال الملك حاضر نشد به رضاخان روي خوش نشان دهد و در اين راستا حتي تقاضاي رضاشاه جهت ترسيم تصوير محمدرضا وليعهد وقت را رد كرد. اين موضعگيري همگام با سعايت ها و حسادت ها و فرصت طلبي هايي كه اطرافيان و برخي رجال نشان مي دادند، موجبات سرخوردگي رضاخان را از او فراهم كرده و منجر به برخورد و بي عنايتي حكومت و دولت رضاخان با او شد، سپس وزارت معارف چنانكه دلخواه رضاشاه بود بودجه مدرسه صنايع مستظرفه را كه تحت مديريت كمال الملك اداره مي شد، قطع نمود و مشكلات متعدد ديگري را پيش روي او قرار داد، تا جايي كه ديگر امكان اداره مدرسه از او سلب شد و به ناچار از خدمت در مدرسه نقاشي كه ساليان طولاني براي توسعه و اعتلاي آن زحمات طاقت فرسايي را متحمل شده بود، كناره گرفت و به فاصله كوتاهي شهر تهران را به مقصد مزرعه اي در روستاي حسين آباد از توابع شهر نيشابور ترك كرد و گوشه انزوا برگزيد.
كمال الملك طي برخي نامه هايي كه از روستاي دورافتاده حسين آباد براي تعدادي از دوستان قديم و شفيقش در تهران مي نويسد، با اشاره و گلايه و شكايت از مشكل سازي ها، حسادت ها، كوته نظري ها و خردستيزي هاي بي پايان درباريان، رجال و بسياري از كساني كه در تهران با او در ارتباط بوده اند، پناه آوردن به بيابان هاي خشك و عزلت گزيدن در مناطق دورافتاده و بدون امكانات و حتي دچار دزدان و قطاع الطريق شدن را مطلوب تر و خوشايند تر از مراوده و ارتباط با آن گروه پرشمار و خطرناك ساكن شهر و دربار ارزيابي مي كند و از اين كه با عزلت گزيدن در حسين آباد نيشابور ديگر سعادت برخورد و رو در رويي با آن جماعت را از خود سلب كرده است، احساس آرامش و شادماني مي كند.
آنچه بود كمال الملك نقاش چيره دست و كم نظير ايران زمين كه در عشق ورزي به وطن، آزاديخواهي، اخلاق و شرف و انسانيت سرآمد اقران بود، تا پايان عمر، زندگي در مزرعه شخصي اش در حسين آباد نيشابور را بر بازگشت به شهر ترجيح داد. از رخدادهاي واپسين سالهاي عمر او نابينايي يكي از چشم هايش در اثر يك حادثه بود. كمال الملك نهايتاً در 27 مرداد 1319 در سن 93 سالگي بدرود حيات گفت. مقبره او در نيشابور زيارتگاه هزاران تن از دوستداران كمال الملك است.



Comment