Announcement

Collapse
No announcement yet.

Atefeh Nori

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Atefeh Nori


  • #2
    مثلاً نسرين مي‌گويد با بهروز ازدواج مي‌کنم، چون فکر مي‌کند اينطوري نرگس را سرجايش نشانده، يا مثلاً مي‌گويد پول را نمي‌گيرم و ....، اما در واقع او با خودش لج کره است. او تلاش مي‌کند تا خودش را به اثبات برساند و اتفاقاً نگراني‌ها و دلسوزي‌هاي نرگس باعث مي‌شود اين حس در او تشديد شود و هر طور شده، سعي کند خودش را از زير بار حمايت نرگس بيرون بکشد. فکر مي‌کنم همين تلاش براي اثبات شدن اين حس را بوجود مي‌آورد.

    چيز ديگري که در شخصيت نسرين ديده مي‌شود، سخت تشکر کردن او است. ما بارها در طول کار مي‌بينيم که وقتي نرگس به او لطف مي‌کند، نسرين خيلي سخت و با اکراه از او تشکر مي‌کند.

    - چون نسرين از انگيزه لطف نرگس مطمئن نيست. او نمي‌‌داند واقعاً نرگس با کارش به او کمک کرده يا دوباره جلوي پاي او سنگ انداخته و ...

    مثلاً من دقيقاً يادم هستم يک جاي سريال، نرگس به نسرين مي‌گويد با چهار ميليون هم مي‌توان جهيزيه خوبي تهيه کرد.

    اينجا دقيقاً يک گراند تفکر نسرين قبل از اينکه بخواهد تشکري کند اين است که نرگس اين چهار ميليون را از کجا آورده؟ آيا از احسان سعيدي گرفته؟

    حالا چه طور مي‌خواهد پول را پس بگيرد و...؟!

    يکسري حرکات هست که در طول کار زياد از آنها استفاده کرده‌اي مثل درست کردن گوشه روسري با قورت دادن آب دهان به شکل خاصي و ... اين‌‌ها ايده کسي بود يا خودت به آن رسيدي؟

    - ما کلاً در بازي آزاد بوديم. يعني واقعاً قبل از بازي کسي نمي‌آمد به ما بگويد که مثلاً اين کار را بکن يا نکن، فقط آقاي مقدم از من مي‌پرسيد آماده هستي و شروع مي‌کرد به گرفتن ، پس بنابراين هر چيزي که شما در نسرين مي‌بينيد، مال خودم است و خودم در طول کار به آن رسيدم.

    يعني اتفاقي که در دوران سرکشي اگر اشتباه نکنم براي تو رخ نداده بود، چون آنجا آدمي مثل کمال تبريزي کاملاً تو را کنترل مي‌کرد...

    - بله، من در دوران سرکشي کاملاً کنترل مي‌شدم، اما در نرگس اين‌طور نبود و همين براي من يک تجربه فوق‌العاده شد.

    من کاملاً خودم شخصيت نسرين را کنترل مي‌کردم، يعني خودم همان‌طور که مي‌خواستم بازي مي‌کردم بعد در مانيتور مي‌ديدم، نظر مي‌دادم، اگر بد بود، مي‌خواستم دوباره بگيرند و...

    مهم‌ترين کاري که فکر مي‌کني براي خوب درآمدن شخصيت نسرين اعمال کردي، چه بود؟

    - ببينيد، نويسنده وقتي درگير پرداخت چندين شخصيت مي‌شود، ديگر ريزه‌کاري‌ها از دستش در مي‌رود و بازيگر است که بايد اين ريزه‌کاري‌ها را انجام دهد.

    من سعي کردم به ريزه‌کاري‌هاي شخصيت نسرين بپردازيم.

    يکي از چيزهايي که خيلي براي من مهم بود، رئال درآمدن شخصيت نسرين بود. يعني براي من مهم بود اگرنسرين کمي بد است، کمي هم خوب باشد، چون احساس مي‌کردم اين‌طور براي مردم واقعي‌تر است.

    مثلاً من از خيلي‌ها شنيدم که خوب بودن شخصيت نرگس برايشان غيرواقعي است. در واقع من سعي کردم اين اتفاق براي نسرين رخ ندهد و اين شخصيت کاملاً براي مخاطب واقعي باشد.

    اتفاقي که اواسط کار براي پوپک گلدره رخ داد، تقريبا روي همه گروه تأثير داشت. حالا من نمي‌خواهم بپرسم احساست چه بود و اين حرف‌ها...، بلکه مي‌‌خواهم بدانم اين مسئله چقدر روي بازي تو تأثير داشت و اصلاً اگر بخواهي خودت مهم‌ترين فرق بازي عاطفه نوري قبل و بعد از پوپک را بگويي، چيست؟

    - خب فوت پوپک روي بازي من خيلي تأثير داشت. واقعاً فکر مي‌کنم بازي من قبل و بعد از اين اتفاق خيلي متفاوت است. نمي‌توانم بگويم دقيقاً چه تفاوتي، اما واقعاً متفاوت است و اگر اين شب‌ها دقت کنيد، مي‌بينيد همان‌طور که نرگس عوض شده، نوع بازي نسرين هم تغيير کرده است.

    با پوپک گلدره راحت‌تر بودي يا ستاره اسکندري...

    - واقعا نمي‌توانم بگويم. بازي اين دو کاملاً متفاوت بود. پوپک يک بازي کاملاً حسي داشت و ستاره اسکندري يک بازي کاملاً تکنيکي، به همين دليل نمي‌توانم بگويم با کدام راحت‌تر بودم، چون هر کدام سبک‌هاي متفاوتي داشتند.

    ميان کساني که در نرگس با آنان بازي داشتي، تقريباً از همه کم تجربه‌تر بودي. اين مسئله چطور بود؟

    - خب روزهاي اول خيلي سخت بود. واقعاً من در بعضي سکانس‌ها گنگ مي‌شدم، اما خب پلان به پلان راحت‌تر شدم.

    سر کار با چه کسي زياد جور بودي...

    - من با پوپک خيلي خوب بودم و ما با هم رابطه خيلي خوبي داشتيم.

    الان که سريال را مي‌بيني بازي چه کسي را مي‌پسندي؟

    - به نظر من حسن پورشيرازي خيلي خوب بازي کرده است.

    اين روزها نرگس حسابي گل کرده. زمان توليد چنين انتظاري داشتي؟

    - واقعاً نه، فکر مي‌کردم کار ديده شود، اما واقعاً احساس نمي‌کردم تا اين حد مردم کار را دنبال کنند.

    حتماً واکنش‌هاي زيادي از مردم در مورد نقشت ديدي. عجيب‌ترين واکنش چي بود؟

    -دو تا جمله را زياد مي‌شنوم و فکر مي‌کنم تقريباً همه به من مي‌گويند. اول اينکه آخر ماجرا چي مي‌شود و بعد هم اينکه چرا اينقدر توي سريال زشت هستي. اين دو سوال را واقعاً خيلي شنيدم.

    خب نرگس کاري است که حسابي ديده شده و مطمئناً از اين پس پيشنهادهاي زيادي خواهي داشت عاطفه نوري بعد از نرگس چه کار مي‌خواهد بکند. آيا دوباره مثل قبل مي‌خواهي برخورد کني يا نه. اين بار مي‌خواهي همه پيشنهادها را قبول کني و حسابي کار کني؟

    - نه مطمئناً همان رويه قبل را ادامه مي‌دهم. براي من اصلاً فقط کار کردن مهم نيست. به همين دليل دوباره منتظر مي‌نشينم تا يک کار خوب ديگر که احساس کنم بايد براي نقشم در آن زحمت بکشم به من پيشنهاد شود.

    از فراموش شدن نمي‌ترسي...

    - نه، چون بازيگري اصلاً شغل من نيست که بخواهم بترسم فراموش شوم. من به نوشتن علاقه دارم و تمام سعي خود را دارم در آن زمينه انجام مي‌دهم و به هيچ عنوان روي بازيگري حسابي باز نکرده‌ام که بخواهم از فراموش شدن بترسم

    Comment

    Working...
    X