در اين ناي تنگ،
در اين خاک ناچار،
ناچار،
لحظه هاي ترک خورده ي رو به ديوار
فرو مي برند خنجر
فرو مي خورند خار.
در اين گوشه ي درد،
در اين تنگه ي داد،
خدا را، خدا را،
رگ ها به خود ميبرند آوار،
آه ها درد؛
دردها آه؛
خار،
ديوار،
آوار ناچار.
در اين خاک ناچار،
ناچار،
لحظه هاي ترک خورده ي رو به ديوار
فرو مي برند خنجر
فرو مي خورند خار.
در اين گوشه ي درد،
در اين تنگه ي داد،
خدا را، خدا را،
رگ ها به خود ميبرند آوار،
آه ها درد؛
دردها آه؛
خار،
ديوار،
آوار ناچار.



Comment