حضرت صادق عليه السلام با اين تدبير الهى توطئه خليفه ستمگر را خنثى نموده و به شيعيان درسى ديگر آموخت. آن حضرت در اين روايت ضمن تأكيد بر اصل قرآنى تقيه، به فلسفه آن نيز اشاره مىفرمايد كه تقيه براى حفظ دين است نه براى حفظ زندگى افراد .
و اضافه مىكند كه اگر من به خاطر حادثهاى كوچك كشته شوم دين الهى از ميان رفته و عبادت و اطاعت از خداوند متعال به فراموشى سپرده خواهد شد.
سيره تربيتى امام سجاد عليه السلام در عيد فطر
با مرورى كوتاه به سيره تربيتى ائمه اطهار عليهم السلام در مىيابيم كه آن بزرگواران از ماه مبارك رمضان به عنوان يك دانشگاه تربيتى بهره گرفته و با پرورش شاگردان و انسان هاى با استعداد در روز عيد فطر هدايا و جوائز مادى و معنوى به آنان عطا مىكردند و به اين ترتيب اين ماه را به يك آموزشگاه و كلاس پرورش روح و جسم و اخلاق تبديل نموده و به پرورش يافتگان اين مكتب در محدوده وسيع و اختياراتش نسبت به شايستگى افراد، عطايايى در نظر گرفته و آنان را تشويق مىكردند. در اينجا گوشهاى از سيره تربيتى و آموزنده امام سجاد عليه السلام را به روايت سيدبن طاووس مىخوانيم:
امام صادق عليه السلام فرمود: شيوه حضرت على بن الحسين عليه السلام در ماه رمضان چنان بود كه هر گاه غلامان يا كنيزان آن حضرت خطايى را مرتكب مىشدند آنان را تنبيه نمىكرد. آن حضرت فقط خطاها و گناهان آنان را در دفترى ثبت كرده و تخلّفات هر كس را با نام و موضوع مشخص مىنمود. در آخر ماه همه غلامان و كنيزان را جمع كرده و در ميان آنان مىايستاد. آنگاه از روى نوشته تمام كارهاى خلاف آنان را كه در طول ماه رمضان مرتكب شده بودند برايشان گوشزد مىكرد و به تك تك آنان مىفرمود: فلانى تو در فلان روز و فلان ساعت تخلفى كردى و من ترا تنبيه نكردم! آيا به ياد مىآورى؟ مىگفت: بلى اى پسر رسول خدا! و تا آخرين نفر اين مطالب را متذكر مىشد و آنان به اشتباهات و خطاهاى خود اعتراف مىكردند. آنگاه به آنان مىفرمود: «ارفعوا اصواتكم و قولوا يا على بن الحسين! انّ ربّك قد احصى عليك كلّما عملت كما احصيت علينا كلّما قد عملنا و لديه كتابٌ ينطق عليك بالحقّ لايغادر صغيرةً ولا كبيرةٌ ممّا اتيت الا احصاها و تجد كلما عملت لديه حاضراً...؛ با صداى بلند بگوئيد: اى على بن الحسين! پروردگارت تمام اعمال و رفتار تو را نوشته است چنانكه تو اعمال ما را نوشتهاى نزد خداوند نامه اعمالى هست كه با تو به حق سخن مىگويد و هيچ عمل ريز و درشتى را فرو نمي گذارد و هر چه انجام دادهاى به حساب آورده و تمام آنچه را كه انجام دادهاى نزد او حاضر و آماده خواهى يافت، چنانكه ما اعمال خود را در نزد تو آماده و ثبت شده ديديم. پس ما را ببخش هم چنانكه دوست دارى خدا تو را ببخشد. اى على بن الحسين! به ياد آر آن حقارت و ذلّتى را كه فرداى قيامت در پيشگاه خداى حكيم و عادل خواهى داشت. آن پروردگار عادل و حكيمى كه ذرّهاى و كمتر از ذرّهاى به كسى ظلم و ستم روا نمىدارد و اعمال بندگان را هم چنانكه انجام دادهاند به آنان عرضه خواهد كرد و حساب و گواهى خدا كافى است ...
ببخش و عفو كن تا پادشاه روز قيامت از تو عفو كرده و درگذرد چنانكه خودش در قرآن مىفرمايد: « وليعفوا و ليصفحوا الا تحبّون ان يغفر الله لكم والله غفورٌ رحيمٌ (11)؛ بايد ببخشند و درگذرند. آيا دوست نداريد خداوند شما را بيامرزد؟ او خداوند آمرزنده و مهربان است.
امام سجاد عليه السلام اين كلمات را براى خويش و غلامان و كنيزانش (البته شايان ذكر است كه اهل بيت هيچ نيازي به خدمتكار نداشتند و ايشان با وجود غلام و كنيز باز هم كارهايشان را خود انجام مي دادند و يا همانند حضرت زهرا عليها السلام كارها را تقسيم مي نمودند. اما حضور آنها در نزد اهل بيت عليهم السلام دلايلي داشت كه به اختصار برمي شماريم: 1- در برخي موارد خود غلامان و كنيران از روي عشقي كه به اهل بيت داشتند مشتاق خدمت به ايشان بودند و خواهان همجواري با اين بزرگواران بودند. 2- در عصر اهل بيت برده داري و استثمار از آنها مرسوم بود و ايشان هم از اين وضع ناراضي بودند پس بردگان را مي خريدند و آنان را به بهانه هاي مختلف در راه خدا آزاد مي كردند چرا كه بر اساس فقه اسلامي، كسي نمي تواند برده آزاد شده را خريداري كند.) تلقين مىكرد و آنان با هم تكرار مىكردند و خود امام كه در ميان آنان ايستاده بود و مىگريست و با لحنى ملتمسانه مىگفت: «ربّ انّك امرتنا ان نعفوا عمّن ظلمنا فقد ظلمنا انفسنا فنحن قدعفونا عمّن ظلمنا كما امرت فاعف عنّا فانّك اولى بذلك منّا و من المأمورين... ؛ پروردگارا، تو به ما فرمودى از ستمكاران خويش درگذريم و ما به راستى بر خود ستم كردهايم. همان طور كه فرمودى، ما از كسانى كه ستم كردهاند درگذشتيم، تو هم از ما درگذر كه تو در عفو كردن از ما و از ماموران برترى. تو به ما فرمودى سائلى را از درگاه خود محروم نكنيم و هم اكنون ما سائلان و گدايان در آستانه در خانهات زانو زده و احسان و عطاى تو را مىطلبيم، بر ما منت بگذار و محروممان نگردان، كه تو در اين كار شايستهتر از ما و از مأموران هستى. خدايا! من اكرام كردم تو هم به من اكرام كن و با اهل نعمت و مغفرت محشور نما اى صاحب احسان و كرامت.
پس از اين برنامه عرفانى حضرت سجاد عليه السلام خطاب به غلامان و كنيزان خويش مىفرمود: من شما را عفو كردم، آيا شما هم من و بدرفتاري هاى مرا كه فرمانرواى بدى براى شما و بنده فرومايهاى براى فرمانرواى بخشاينده عادل و نيكوكار بودم، بخشيديد؟! همگى يك صدا مىگفتند: با اين كه ما از تو جز خوبى نديدهايم ترا بخشيديم. آنگاه به آنان مىفرمود: بگوئيد خداوندا! از على بن الحسين درگذر! همان طور كه او از ما در گذشت، او را از آتش جهنم آزاد كن همان طور كه او ما را از بردگى آزاد كرد. آنان دعا مىكردند و امام سجاد عليه السلام هم آمين مىگفت. و در پايان مى فرمود: برويد، من از شما در گذشتم و آزادتان كردم به اميد اين كه خدا نيز از من درگذرد و آزادم كند. در روز عيد فطر چندان به آنها جايزه و هدايا مىبخشيد كه از ديگران بىنياز مىشدند. هر سال در شب آخر ماه مبارك رمضان در هنگام افطار حدود بيست بنده آزاد مىكرد و مىگفت: «انّ لله تعالى فى كلّ ليلةٍ من شهر رمضان عند الافطار سبعين الف عتيقٌ من النّار كلّاً قد استوجبوا النّار؛ خداوند متعال در هر شب ماه مبارك رمضان هفتاد هزار كس را از آتش جهنم آزاد مىكند كه همگى مستحق عذاب بودهاند آن حضرت هيچ بندهاى را بيش از يك سال به بندگى نمىگرفت. هر گاه كسى را در اول سال و يا در وسط آن مالك مىشد در شب عيد فطر آزاد مىكرد. اين عمل روش هر ساله او بود. بندگان سياه را كه هيچگونه نيازى به آنان نداشت مىخريد و در عرفات بعد از مراسم عرفه همه را آزاد ساخته و هداياى قابل توجهى را به آنان عطاء مىكرد.(12)
با توجه به اين روايت نسبتاً طولانى در مىيابيم كه رهبران الهى و پيشوايان معصوم ما چقدر در ترويج فرهنگ اسلامى و آموختن آن به انسان هاى تشنه معرفت تلاش نموده و نه تنها در ماه رمضان و عيد فطر در آزادى جسم آنان مىكوشيدند بلكه افكار و انديشههاى آنان را نيز از بند جهل و غفلت و خرافه پرستى رها مىساختند و بدين گونه بود كه تربيت يافتگان مكتب اهل بيت(ع) از پستى ذلت به اوج عزت مىرسيدند و بردگان گرفتار به رهبران جامعه و عارفان خداجوى مبدل مىگشتند. كه فهرست مفصلى از اينان را مىتوان در كتاب هاى رجالى، تاريخى و سيره مطالعه نمود.
و اضافه مىكند كه اگر من به خاطر حادثهاى كوچك كشته شوم دين الهى از ميان رفته و عبادت و اطاعت از خداوند متعال به فراموشى سپرده خواهد شد.
سيره تربيتى امام سجاد عليه السلام در عيد فطر
با مرورى كوتاه به سيره تربيتى ائمه اطهار عليهم السلام در مىيابيم كه آن بزرگواران از ماه مبارك رمضان به عنوان يك دانشگاه تربيتى بهره گرفته و با پرورش شاگردان و انسان هاى با استعداد در روز عيد فطر هدايا و جوائز مادى و معنوى به آنان عطا مىكردند و به اين ترتيب اين ماه را به يك آموزشگاه و كلاس پرورش روح و جسم و اخلاق تبديل نموده و به پرورش يافتگان اين مكتب در محدوده وسيع و اختياراتش نسبت به شايستگى افراد، عطايايى در نظر گرفته و آنان را تشويق مىكردند. در اينجا گوشهاى از سيره تربيتى و آموزنده امام سجاد عليه السلام را به روايت سيدبن طاووس مىخوانيم:
امام صادق عليه السلام فرمود: شيوه حضرت على بن الحسين عليه السلام در ماه رمضان چنان بود كه هر گاه غلامان يا كنيزان آن حضرت خطايى را مرتكب مىشدند آنان را تنبيه نمىكرد. آن حضرت فقط خطاها و گناهان آنان را در دفترى ثبت كرده و تخلّفات هر كس را با نام و موضوع مشخص مىنمود. در آخر ماه همه غلامان و كنيزان را جمع كرده و در ميان آنان مىايستاد. آنگاه از روى نوشته تمام كارهاى خلاف آنان را كه در طول ماه رمضان مرتكب شده بودند برايشان گوشزد مىكرد و به تك تك آنان مىفرمود: فلانى تو در فلان روز و فلان ساعت تخلفى كردى و من ترا تنبيه نكردم! آيا به ياد مىآورى؟ مىگفت: بلى اى پسر رسول خدا! و تا آخرين نفر اين مطالب را متذكر مىشد و آنان به اشتباهات و خطاهاى خود اعتراف مىكردند. آنگاه به آنان مىفرمود: «ارفعوا اصواتكم و قولوا يا على بن الحسين! انّ ربّك قد احصى عليك كلّما عملت كما احصيت علينا كلّما قد عملنا و لديه كتابٌ ينطق عليك بالحقّ لايغادر صغيرةً ولا كبيرةٌ ممّا اتيت الا احصاها و تجد كلما عملت لديه حاضراً...؛ با صداى بلند بگوئيد: اى على بن الحسين! پروردگارت تمام اعمال و رفتار تو را نوشته است چنانكه تو اعمال ما را نوشتهاى نزد خداوند نامه اعمالى هست كه با تو به حق سخن مىگويد و هيچ عمل ريز و درشتى را فرو نمي گذارد و هر چه انجام دادهاى به حساب آورده و تمام آنچه را كه انجام دادهاى نزد او حاضر و آماده خواهى يافت، چنانكه ما اعمال خود را در نزد تو آماده و ثبت شده ديديم. پس ما را ببخش هم چنانكه دوست دارى خدا تو را ببخشد. اى على بن الحسين! به ياد آر آن حقارت و ذلّتى را كه فرداى قيامت در پيشگاه خداى حكيم و عادل خواهى داشت. آن پروردگار عادل و حكيمى كه ذرّهاى و كمتر از ذرّهاى به كسى ظلم و ستم روا نمىدارد و اعمال بندگان را هم چنانكه انجام دادهاند به آنان عرضه خواهد كرد و حساب و گواهى خدا كافى است ...
ببخش و عفو كن تا پادشاه روز قيامت از تو عفو كرده و درگذرد چنانكه خودش در قرآن مىفرمايد: « وليعفوا و ليصفحوا الا تحبّون ان يغفر الله لكم والله غفورٌ رحيمٌ (11)؛ بايد ببخشند و درگذرند. آيا دوست نداريد خداوند شما را بيامرزد؟ او خداوند آمرزنده و مهربان است.
امام سجاد عليه السلام اين كلمات را براى خويش و غلامان و كنيزانش (البته شايان ذكر است كه اهل بيت هيچ نيازي به خدمتكار نداشتند و ايشان با وجود غلام و كنيز باز هم كارهايشان را خود انجام مي دادند و يا همانند حضرت زهرا عليها السلام كارها را تقسيم مي نمودند. اما حضور آنها در نزد اهل بيت عليهم السلام دلايلي داشت كه به اختصار برمي شماريم: 1- در برخي موارد خود غلامان و كنيران از روي عشقي كه به اهل بيت داشتند مشتاق خدمت به ايشان بودند و خواهان همجواري با اين بزرگواران بودند. 2- در عصر اهل بيت برده داري و استثمار از آنها مرسوم بود و ايشان هم از اين وضع ناراضي بودند پس بردگان را مي خريدند و آنان را به بهانه هاي مختلف در راه خدا آزاد مي كردند چرا كه بر اساس فقه اسلامي، كسي نمي تواند برده آزاد شده را خريداري كند.) تلقين مىكرد و آنان با هم تكرار مىكردند و خود امام كه در ميان آنان ايستاده بود و مىگريست و با لحنى ملتمسانه مىگفت: «ربّ انّك امرتنا ان نعفوا عمّن ظلمنا فقد ظلمنا انفسنا فنحن قدعفونا عمّن ظلمنا كما امرت فاعف عنّا فانّك اولى بذلك منّا و من المأمورين... ؛ پروردگارا، تو به ما فرمودى از ستمكاران خويش درگذريم و ما به راستى بر خود ستم كردهايم. همان طور كه فرمودى، ما از كسانى كه ستم كردهاند درگذشتيم، تو هم از ما درگذر كه تو در عفو كردن از ما و از ماموران برترى. تو به ما فرمودى سائلى را از درگاه خود محروم نكنيم و هم اكنون ما سائلان و گدايان در آستانه در خانهات زانو زده و احسان و عطاى تو را مىطلبيم، بر ما منت بگذار و محروممان نگردان، كه تو در اين كار شايستهتر از ما و از مأموران هستى. خدايا! من اكرام كردم تو هم به من اكرام كن و با اهل نعمت و مغفرت محشور نما اى صاحب احسان و كرامت.
پس از اين برنامه عرفانى حضرت سجاد عليه السلام خطاب به غلامان و كنيزان خويش مىفرمود: من شما را عفو كردم، آيا شما هم من و بدرفتاري هاى مرا كه فرمانرواى بدى براى شما و بنده فرومايهاى براى فرمانرواى بخشاينده عادل و نيكوكار بودم، بخشيديد؟! همگى يك صدا مىگفتند: با اين كه ما از تو جز خوبى نديدهايم ترا بخشيديم. آنگاه به آنان مىفرمود: بگوئيد خداوندا! از على بن الحسين درگذر! همان طور كه او از ما در گذشت، او را از آتش جهنم آزاد كن همان طور كه او ما را از بردگى آزاد كرد. آنان دعا مىكردند و امام سجاد عليه السلام هم آمين مىگفت. و در پايان مى فرمود: برويد، من از شما در گذشتم و آزادتان كردم به اميد اين كه خدا نيز از من درگذرد و آزادم كند. در روز عيد فطر چندان به آنها جايزه و هدايا مىبخشيد كه از ديگران بىنياز مىشدند. هر سال در شب آخر ماه مبارك رمضان در هنگام افطار حدود بيست بنده آزاد مىكرد و مىگفت: «انّ لله تعالى فى كلّ ليلةٍ من شهر رمضان عند الافطار سبعين الف عتيقٌ من النّار كلّاً قد استوجبوا النّار؛ خداوند متعال در هر شب ماه مبارك رمضان هفتاد هزار كس را از آتش جهنم آزاد مىكند كه همگى مستحق عذاب بودهاند آن حضرت هيچ بندهاى را بيش از يك سال به بندگى نمىگرفت. هر گاه كسى را در اول سال و يا در وسط آن مالك مىشد در شب عيد فطر آزاد مىكرد. اين عمل روش هر ساله او بود. بندگان سياه را كه هيچگونه نيازى به آنان نداشت مىخريد و در عرفات بعد از مراسم عرفه همه را آزاد ساخته و هداياى قابل توجهى را به آنان عطاء مىكرد.(12)
با توجه به اين روايت نسبتاً طولانى در مىيابيم كه رهبران الهى و پيشوايان معصوم ما چقدر در ترويج فرهنگ اسلامى و آموختن آن به انسان هاى تشنه معرفت تلاش نموده و نه تنها در ماه رمضان و عيد فطر در آزادى جسم آنان مىكوشيدند بلكه افكار و انديشههاى آنان را نيز از بند جهل و غفلت و خرافه پرستى رها مىساختند و بدين گونه بود كه تربيت يافتگان مكتب اهل بيت(ع) از پستى ذلت به اوج عزت مىرسيدند و بردگان گرفتار به رهبران جامعه و عارفان خداجوى مبدل مىگشتند. كه فهرست مفصلى از اينان را مىتوان در كتاب هاى رجالى، تاريخى و سيره مطالعه نمود.




Comment