بتازگی یکی از دخترهای فامیل ما با یک آمریکایی ازدواج کرد.این چهارمین دختری است که از دوستان و خانواده ما با یک آمریکایی ازدواج می کند. مادر و مادر بزرگ من با این نوع ا زدواج مخالف هستند. مادرم می گوید ازدواج دختر ایرانی با پسر آمریکایی درست نیست و مشکلات زیادی در زندگی بوجود می آورد.
تفاوت مذهب، فرهنگ و زبان رابطه با آمریکایی را مشکل تر می کند. ولی وقتی من به زندگی کسانیکه با آمریکایی ازدواج کرده اند نگاه میکنم، به غیر از موضوع زبان که شاید کمی ارتباط با خانواده را مشکل تر می کند، مسئله دیگری نمی بینم . من در دوران تحصیل بویژه دانشگاه دوستان آمریکایی و غیر ایرانی ام بیشتر بود. هم اکنون در محل کارم با آمریکایی بیشتر از همه سر وکار دارم . برای من ارتباط برقرار کردن با آمریکایی بسیارساده است.
واقعیت اینست که من، برای مثال، آن تفاوتی را که مادرم از آن صحبت میکند حس نمیکنم. البته این بستگی به افراد دارد. بعضی ازآمریکایی ها ممکن است نسبت به مهاجران، مانند ایرانیها، بعنوان غریبه نگاه کنند، ولی آنها در اقلیت هستند.
در حال حاضر من قصد ازدواج ندارم، ولی دلم می خواهد این موضوع برایم حل شود. سئوال من اینست که آیا ازدواج با ایرانی یا غیر ایرانی درخوشبختی و آینده ازدواج تاثیری دارد یا نه؟
با سپاس از این خوانده عزیز باید بگویم که سئوال جالب و در عین حال مشکلی رامطرح کرده اند. از آنجایی که بخش مهمی از سئوال مربوط به خوشبختی و تضمین آینده ازدواج است، اجازه دهید ابتدا در این مورد صحبت کنیم.
بر اساس آمارهای موجود ،هم اکنون در آمریکا آمارطلاق بیش از 51 درصد است. در ازدواج های دوم این رقم به بیش از 60 میرسد و شانس موفقیت ازدواجهای سوم حتا کمتر است. در اینجا مسائلی که باید قبل ازازدواج بآن توجه شود توضیح میدهم .
مسائل مالی
مهمترین دلیل جدایی ها و طلاق مشکلات و مسائل مالی است. در شرایط کنونی آمریکا، برای تامین مخارج زندگی بطور معمول نیاز به دو درآمد است . پیش از ازدواج باید در مورد مسائل مالی صحبت کرد و متوجه انتظارات طرفین دراینمورد بود. به این منظور باید مشخص شود درآمدها در چه حدود است و با توجه به آن مخارج تعیین شود. برای مثال شروع زندگی با قرضهای سنگین اشتباه بزرگی است. پیش بینی کم شدن و یا زیاد شدن درآمد در نظر گرفته شود و بطور دقیق معلوم گردد چه کسی مسئول پرداخت صورتحساب هاست .
هر اندازه عشق و هیجان در شروع زندگی وجود داشته باشد، واقعیت اینست که فردای روز ازدواج باید با مسائل روزمره زندگی، مانند کرایه خانه یا قسط خانه ، قسط ماشین، قسط کارت اعتباری، آب، برق، تلفن، بیمه، خوراک، پوشاک وصد ها قلم مخارج دیگر روبرو شد. اگر در مورد این مسائل از قبل صحبت نشده و تصمیم گیری درست انجام نشود، همین امور مالی روزانه میتواند شروع اختلاف، بدبینی، و دلسردی از زندگی شود. دوام زندگی زناشویی بستگی باین دارد که زن و مرد در مورد مسائل مالی با یکدیگر صادقانه و واقع بینانه از پیش گفتمان داشته و حساب دخل و خرج خود را داشته باشند.
ازآنجایی که گرفتن کارت اعتباری در آمریکا ساده است، با قرض میتوان صاحب یک زندگی مجلل شد، ولی پس دادن این قرض ها میتواند تمام در آمد و سرمایه آینده را از بین ببرد.
شناخت دقیق از توانایی های مالی و انتظارات زن و شوهر قبل از ازدواج، مشکلات بعدی را کمتر خواهد کرد.
تعلیم و تربیت فرزندان
از مسائل مهم دیگری که غالبا موجب اختلاف و ناراحتی بین زن و شوهر هاست، موضوع فرزندان و نحوه تعلیم و تربیت آنهاست . اگر پیش از ازدواج در این مورد بحث و گفتگو شود، کمک بزرگی است. حتا توافق در مورد تعداد فرزندان و نحوه نگهداری از آنها بسیار مهم است. بچه دارشدن گاه میتواند بدون برنامه و اتفاقی باشد، ولی اگر در این مورد قبلا گفتگو شود، آمادگی بیشتر خواهد بود. برای مثال در مورد اینکه پس از بچه دار شدن چه کسی قرار است از نوزاد نگهداری کند، باید توافق بوجود آید. اگر قرا ر است، مادر که قبلا کار می کرده، در خانه بماند، تکلیف کار و شغل مادر چیست؟ اثرات مالی و غیرمالی چه خواهد بود. اگر قرار است افراد خانواده مانند مادر بزرگ از نوزاد نگهداری کنند نظر طرف دیگر چیست؟
یکی از موارد اختلافات خانوادگی اینست که پدر بزرگ و مادر بزرگ ها شیوه تربیت خودشان رادارند و ممکن است این شیوه مورد قبول زوج جوان نباشد. هر چه در این زمینه از پیش صحبت شود، فشارهای روحی در آینده کمتر خواهد بود.
مذهب
موضوع دیگر مذهب است. حتا زمانیکه هر دو دارای یک مذهب باشند، مسائلی مانند اینکه آیا باید اصولا بچه ها را مذهبی یا غیرمذهبی بزرگ کرد، مطرح خواهد بود. اعتقادات افراد، ریشه های عمییق دارد و باید در مورد این اعتقادات از پیش صحبت شود. مذهبی بودن یا نبودن برای افراد مختلف معانی گوناگون دارد. دراین سالهای اخیر، بسیاری از خانواده های ایرانی توجه بیشتری به مذهب دارند.مسئله مذهب باید مطرح شده و بین زن و مردی که قصد ازدواج دارند حل شود.گاه نظرات خانواده هم می تواند در اینمورد مشکل ساز باشد. اگر دختری با پسری که خودش مذهبی نیست، ولی خانواده اش مذهبی است ازدواج میکند باید بداند خانواده پسر چه انتظاراتی از او دارند و این انتظارات تا چه حد قابل قبول است. مسائل مذهبی و معنوی باید از پیش تا حد امکان حل شود.
روابط خانوادگی
یک زن و شوهر جوان ممکن است در ابتدا متوجه اهمیت روابط خانوادگی نباشند، ولی واقعیت اینست که خانواده در درجه اول حامی، پشتیبان و کمک دهنده به یکدیگر هستند. در عین حال دخالت های خانوادگی هم می تواند مشکل ساز باشد. اگر دختر یا پسری به خانواده خود بسیارنزدیک بوده و در همه موارد خانواده در زندگی او شریک بوده است، بدون شک این نزدیکی پس از ازدواج هم ادامه خواهد یافت. حال اگر همسر برای مثال مستقل از خانواده بزرگ شده و روابط نزدیکی با پدر و مادر یا خواهرو برادر ندارد، این خود میتواند موجب اختلاف بین زن و شوهر شود.
در فرهنگ های سنتی، مانند فرهگ ایرانی، نزدیکی خانوادگی موجب غرور و افتخار است، ولی این نزدیکی میتواند استقلال زندگی جوانان را بخطر اندازد. شناخت قبلی از نحوه ارتباطات خانوادگی و انتظارات خانواده ، مشکلات بعدی را کمتر خواهد کرد.
ازدواج با غیر ایرانی
تمام عواملی که بحث شد درازدواج با ایرانی یا غیر ایرانی اهمیت دارد،ولی ازدواج با غیرایرانی شاید چالش های بیشتری بهمراه داشته باشند. یکی از این مسائل مذهب است. اگر پسر و دختر دو مذهب متفاوت داشته باشند باید بطور دقیق و از پیش،در مورد اینکه بچه ها با چه مذهب بزرگ شوند صحبت شود.
برای مثال، وقتی دختر ایرانی مسلمان با یک مرد آمریکایی مسیحی ازدواج می کند، سئوالات زیادی در این مورد بوجود می آید؛آیا مذهب برای این زوج اهمیت دارد؟ آیا میتوانند مذاهب خود را نگهدارند و یا یکی مذهب دیگری راقبول کند؟ بچه ها مسلمان هستند، مسیحی هستند یا هردو؟ البته خانواده هایی هستند که پدر و مادر با توافق یکدیگر، بچه ها را هم با مذهب مسیحی وهم اسلام آشنا می کنند. این کار ساده ای نیست، ولی با برنامه ریزی و توافق قبلی قابل عمل است.
بغیر از مذهب، موضوع سنت است هر ملتی سنت های ویژه خود رادارد. ایرانیها به سنتهای خود مانند نوروزخیلی اهمیت میدهند. در آمریکا هم سنت های ویژه ای مانند کریسمس و روزشکرگزاری وجود دارد. چنانچه زن و شوهر در این گونه مسائل توافق و همفکری داشته باشند میتوانند تمام این سنت ها را رعایت کرده و زندگی خود و بچه هایشان را زیباتر و غنی تر کنند.
زبان موضوع مهم دیگری است. در خانواده هایی که آشنایی بزبان انگلیسی وجود دارد و افراد خانواده وارد جامعه آمریکا شده اند، ازدواج موفقیت آمیز تر است. زبان، مهمترین وسیله ارتباط انسانهاست و همزبان بودن روابط را ساده تر می کند.در این حال، این عامل نیز بستگی به انعطاف پذیری طرفین دارد. اگر شوهر آمریکایی سعی کند که تا حدی زبان فارسی را یاد بگیرد و خانواده همسرش انگلیسی صحبت کنند مشکل کمتر خواهد بود.
از موارد اختلاف بسیار معمول میهمانی ها و گردهمایی هاست که غالبا همه اش به فارسی است و برای زن یا شوهری که فارسی نمیداند، شرکت در این گرد همایی های خانوادگی مشکل تر است.
بطورکلی در زمینه روابط خانوادگی یک تفاوت اساسی بین فرهنگ غربی و شرقی وجود دارد.
برای مثال خانواده های ایرانی بطور سنتی وابستگی بیشتری به یکدیگر دارند.در فرهنگ غربی از جمله آمریکایی، افراد خانواده مستقل تر تربیت می شوند . درفرهنگ غربی خانواده یعنی زن، شوهر و فرزندان. بقیه در درجه دوم هستند. درحالیکه در بسیاری خانواده های ایرانی مفهوم واحد خانواده وسیع تر است . در عین حال فراموش نکنیم که ما در آمریکا هستیم و بسیاری از سنت های قدیمی در اینجا تعدیل شده اند. نکته مهمی را که این خواننده عزیز مطرح کرده اند این است که با دوستان و همکاران خود راحت هستند و آن تفاوتی را که مثلا مادرشان حس میکند، اایشان نمی بیند.
وا قعیت این است که برای پدر و مادر های ایرانی که به آمریکا مهاجرت کرده اند مشکل است که خود را آمریکایی ببینند. ولی نسل دومی ها که در اینجا به دنیا آمده و بزرگ شده اند، ایرانی-آمریکایی هستند. اختلاف نسل، همیشه بین پدر و مادر ها و فرزندان وجود دارد، ولی در مورد خانواده های مهاجر این اختلاف نسل، اختلاف فرهنگ و زبان را هم شامل می شود.
پاسخ کلی که من می توانم به این خواننده عزیز بدهم اینست که یافتن همسر مناسب، مهربان، همفکر و متعهد به زندگی کار مشکلی است، چه ایرانی و چه غیر ایرانی. شرایط روحی، فکری و ذهنی افراد متفاوت است. با توجه باین خصوصیات و تفاوت ها، هر کس باید ببیند با چه کسی راحت تر است . هم زندگی با ایرانی، هم با غیر ایرانی میتواند موفقیت آمیز باشد و یا با شکست روبرو شود. مهمترین عامل اینست که دو طرف از رشد کافی فکری، ذهنی و احساسی برخوردار بوده و توانایی انتخاب درست را داشته باشند. همفکری، تفاهم یک عامل کلیدی است. برای گسترش بیشتر این همفکری باید از پیش در مورد مسائل مهم زندگی و انتظارات طرفین از یکدیگر و از زندگی مشترک صحبت شود.
همه انسان ها، صرفنظراز زبان، ملیت، نژاد و مذهب یگانه هستند. در عین حال همه مردم دنیا نقات مشترک زیادی با یکدیگر دارند. انتخاب همسر،بخشی با عقل و بخشی با قلب است. در نهایت، گذشت، تبادل نظر، حل مشکلات از راههای مسالمت آمیز، انعطاف پذیری، محبت و تعهد به خانواده، در طی سالها می تواند ضامن موفقیت ازدواج باشد.
تفاوت مذهب، فرهنگ و زبان رابطه با آمریکایی را مشکل تر می کند. ولی وقتی من به زندگی کسانیکه با آمریکایی ازدواج کرده اند نگاه میکنم، به غیر از موضوع زبان که شاید کمی ارتباط با خانواده را مشکل تر می کند، مسئله دیگری نمی بینم . من در دوران تحصیل بویژه دانشگاه دوستان آمریکایی و غیر ایرانی ام بیشتر بود. هم اکنون در محل کارم با آمریکایی بیشتر از همه سر وکار دارم . برای من ارتباط برقرار کردن با آمریکایی بسیارساده است.
واقعیت اینست که من، برای مثال، آن تفاوتی را که مادرم از آن صحبت میکند حس نمیکنم. البته این بستگی به افراد دارد. بعضی ازآمریکایی ها ممکن است نسبت به مهاجران، مانند ایرانیها، بعنوان غریبه نگاه کنند، ولی آنها در اقلیت هستند.
در حال حاضر من قصد ازدواج ندارم، ولی دلم می خواهد این موضوع برایم حل شود. سئوال من اینست که آیا ازدواج با ایرانی یا غیر ایرانی درخوشبختی و آینده ازدواج تاثیری دارد یا نه؟
با سپاس از این خوانده عزیز باید بگویم که سئوال جالب و در عین حال مشکلی رامطرح کرده اند. از آنجایی که بخش مهمی از سئوال مربوط به خوشبختی و تضمین آینده ازدواج است، اجازه دهید ابتدا در این مورد صحبت کنیم.
بر اساس آمارهای موجود ،هم اکنون در آمریکا آمارطلاق بیش از 51 درصد است. در ازدواج های دوم این رقم به بیش از 60 میرسد و شانس موفقیت ازدواجهای سوم حتا کمتر است. در اینجا مسائلی که باید قبل ازازدواج بآن توجه شود توضیح میدهم .
مسائل مالی
مهمترین دلیل جدایی ها و طلاق مشکلات و مسائل مالی است. در شرایط کنونی آمریکا، برای تامین مخارج زندگی بطور معمول نیاز به دو درآمد است . پیش از ازدواج باید در مورد مسائل مالی صحبت کرد و متوجه انتظارات طرفین دراینمورد بود. به این منظور باید مشخص شود درآمدها در چه حدود است و با توجه به آن مخارج تعیین شود. برای مثال شروع زندگی با قرضهای سنگین اشتباه بزرگی است. پیش بینی کم شدن و یا زیاد شدن درآمد در نظر گرفته شود و بطور دقیق معلوم گردد چه کسی مسئول پرداخت صورتحساب هاست .
هر اندازه عشق و هیجان در شروع زندگی وجود داشته باشد، واقعیت اینست که فردای روز ازدواج باید با مسائل روزمره زندگی، مانند کرایه خانه یا قسط خانه ، قسط ماشین، قسط کارت اعتباری، آب، برق، تلفن، بیمه، خوراک، پوشاک وصد ها قلم مخارج دیگر روبرو شد. اگر در مورد این مسائل از قبل صحبت نشده و تصمیم گیری درست انجام نشود، همین امور مالی روزانه میتواند شروع اختلاف، بدبینی، و دلسردی از زندگی شود. دوام زندگی زناشویی بستگی باین دارد که زن و مرد در مورد مسائل مالی با یکدیگر صادقانه و واقع بینانه از پیش گفتمان داشته و حساب دخل و خرج خود را داشته باشند.
ازآنجایی که گرفتن کارت اعتباری در آمریکا ساده است، با قرض میتوان صاحب یک زندگی مجلل شد، ولی پس دادن این قرض ها میتواند تمام در آمد و سرمایه آینده را از بین ببرد.
شناخت دقیق از توانایی های مالی و انتظارات زن و شوهر قبل از ازدواج، مشکلات بعدی را کمتر خواهد کرد.
تعلیم و تربیت فرزندان
از مسائل مهم دیگری که غالبا موجب اختلاف و ناراحتی بین زن و شوهر هاست، موضوع فرزندان و نحوه تعلیم و تربیت آنهاست . اگر پیش از ازدواج در این مورد بحث و گفتگو شود، کمک بزرگی است. حتا توافق در مورد تعداد فرزندان و نحوه نگهداری از آنها بسیار مهم است. بچه دارشدن گاه میتواند بدون برنامه و اتفاقی باشد، ولی اگر در این مورد قبلا گفتگو شود، آمادگی بیشتر خواهد بود. برای مثال در مورد اینکه پس از بچه دار شدن چه کسی قرار است از نوزاد نگهداری کند، باید توافق بوجود آید. اگر قرا ر است، مادر که قبلا کار می کرده، در خانه بماند، تکلیف کار و شغل مادر چیست؟ اثرات مالی و غیرمالی چه خواهد بود. اگر قرار است افراد خانواده مانند مادر بزرگ از نوزاد نگهداری کنند نظر طرف دیگر چیست؟
یکی از موارد اختلافات خانوادگی اینست که پدر بزرگ و مادر بزرگ ها شیوه تربیت خودشان رادارند و ممکن است این شیوه مورد قبول زوج جوان نباشد. هر چه در این زمینه از پیش صحبت شود، فشارهای روحی در آینده کمتر خواهد بود.
مذهب
موضوع دیگر مذهب است. حتا زمانیکه هر دو دارای یک مذهب باشند، مسائلی مانند اینکه آیا باید اصولا بچه ها را مذهبی یا غیرمذهبی بزرگ کرد، مطرح خواهد بود. اعتقادات افراد، ریشه های عمییق دارد و باید در مورد این اعتقادات از پیش صحبت شود. مذهبی بودن یا نبودن برای افراد مختلف معانی گوناگون دارد. دراین سالهای اخیر، بسیاری از خانواده های ایرانی توجه بیشتری به مذهب دارند.مسئله مذهب باید مطرح شده و بین زن و مردی که قصد ازدواج دارند حل شود.گاه نظرات خانواده هم می تواند در اینمورد مشکل ساز باشد. اگر دختری با پسری که خودش مذهبی نیست، ولی خانواده اش مذهبی است ازدواج میکند باید بداند خانواده پسر چه انتظاراتی از او دارند و این انتظارات تا چه حد قابل قبول است. مسائل مذهبی و معنوی باید از پیش تا حد امکان حل شود.
روابط خانوادگی
یک زن و شوهر جوان ممکن است در ابتدا متوجه اهمیت روابط خانوادگی نباشند، ولی واقعیت اینست که خانواده در درجه اول حامی، پشتیبان و کمک دهنده به یکدیگر هستند. در عین حال دخالت های خانوادگی هم می تواند مشکل ساز باشد. اگر دختر یا پسری به خانواده خود بسیارنزدیک بوده و در همه موارد خانواده در زندگی او شریک بوده است، بدون شک این نزدیکی پس از ازدواج هم ادامه خواهد یافت. حال اگر همسر برای مثال مستقل از خانواده بزرگ شده و روابط نزدیکی با پدر و مادر یا خواهرو برادر ندارد، این خود میتواند موجب اختلاف بین زن و شوهر شود.
در فرهنگ های سنتی، مانند فرهگ ایرانی، نزدیکی خانوادگی موجب غرور و افتخار است، ولی این نزدیکی میتواند استقلال زندگی جوانان را بخطر اندازد. شناخت قبلی از نحوه ارتباطات خانوادگی و انتظارات خانواده ، مشکلات بعدی را کمتر خواهد کرد.
ازدواج با غیر ایرانی
تمام عواملی که بحث شد درازدواج با ایرانی یا غیر ایرانی اهمیت دارد،ولی ازدواج با غیرایرانی شاید چالش های بیشتری بهمراه داشته باشند. یکی از این مسائل مذهب است. اگر پسر و دختر دو مذهب متفاوت داشته باشند باید بطور دقیق و از پیش،در مورد اینکه بچه ها با چه مذهب بزرگ شوند صحبت شود.
برای مثال، وقتی دختر ایرانی مسلمان با یک مرد آمریکایی مسیحی ازدواج می کند، سئوالات زیادی در این مورد بوجود می آید؛آیا مذهب برای این زوج اهمیت دارد؟ آیا میتوانند مذاهب خود را نگهدارند و یا یکی مذهب دیگری راقبول کند؟ بچه ها مسلمان هستند، مسیحی هستند یا هردو؟ البته خانواده هایی هستند که پدر و مادر با توافق یکدیگر، بچه ها را هم با مذهب مسیحی وهم اسلام آشنا می کنند. این کار ساده ای نیست، ولی با برنامه ریزی و توافق قبلی قابل عمل است.
بغیر از مذهب، موضوع سنت است هر ملتی سنت های ویژه خود رادارد. ایرانیها به سنتهای خود مانند نوروزخیلی اهمیت میدهند. در آمریکا هم سنت های ویژه ای مانند کریسمس و روزشکرگزاری وجود دارد. چنانچه زن و شوهر در این گونه مسائل توافق و همفکری داشته باشند میتوانند تمام این سنت ها را رعایت کرده و زندگی خود و بچه هایشان را زیباتر و غنی تر کنند.
زبان موضوع مهم دیگری است. در خانواده هایی که آشنایی بزبان انگلیسی وجود دارد و افراد خانواده وارد جامعه آمریکا شده اند، ازدواج موفقیت آمیز تر است. زبان، مهمترین وسیله ارتباط انسانهاست و همزبان بودن روابط را ساده تر می کند.در این حال، این عامل نیز بستگی به انعطاف پذیری طرفین دارد. اگر شوهر آمریکایی سعی کند که تا حدی زبان فارسی را یاد بگیرد و خانواده همسرش انگلیسی صحبت کنند مشکل کمتر خواهد بود.
از موارد اختلاف بسیار معمول میهمانی ها و گردهمایی هاست که غالبا همه اش به فارسی است و برای زن یا شوهری که فارسی نمیداند، شرکت در این گرد همایی های خانوادگی مشکل تر است.
بطورکلی در زمینه روابط خانوادگی یک تفاوت اساسی بین فرهنگ غربی و شرقی وجود دارد.
برای مثال خانواده های ایرانی بطور سنتی وابستگی بیشتری به یکدیگر دارند.در فرهنگ غربی از جمله آمریکایی، افراد خانواده مستقل تر تربیت می شوند . درفرهنگ غربی خانواده یعنی زن، شوهر و فرزندان. بقیه در درجه دوم هستند. درحالیکه در بسیاری خانواده های ایرانی مفهوم واحد خانواده وسیع تر است . در عین حال فراموش نکنیم که ما در آمریکا هستیم و بسیاری از سنت های قدیمی در اینجا تعدیل شده اند. نکته مهمی را که این خواننده عزیز مطرح کرده اند این است که با دوستان و همکاران خود راحت هستند و آن تفاوتی را که مثلا مادرشان حس میکند، اایشان نمی بیند.
وا قعیت این است که برای پدر و مادر های ایرانی که به آمریکا مهاجرت کرده اند مشکل است که خود را آمریکایی ببینند. ولی نسل دومی ها که در اینجا به دنیا آمده و بزرگ شده اند، ایرانی-آمریکایی هستند. اختلاف نسل، همیشه بین پدر و مادر ها و فرزندان وجود دارد، ولی در مورد خانواده های مهاجر این اختلاف نسل، اختلاف فرهنگ و زبان را هم شامل می شود.
پاسخ کلی که من می توانم به این خواننده عزیز بدهم اینست که یافتن همسر مناسب، مهربان، همفکر و متعهد به زندگی کار مشکلی است، چه ایرانی و چه غیر ایرانی. شرایط روحی، فکری و ذهنی افراد متفاوت است. با توجه باین خصوصیات و تفاوت ها، هر کس باید ببیند با چه کسی راحت تر است . هم زندگی با ایرانی، هم با غیر ایرانی میتواند موفقیت آمیز باشد و یا با شکست روبرو شود. مهمترین عامل اینست که دو طرف از رشد کافی فکری، ذهنی و احساسی برخوردار بوده و توانایی انتخاب درست را داشته باشند. همفکری، تفاهم یک عامل کلیدی است. برای گسترش بیشتر این همفکری باید از پیش در مورد مسائل مهم زندگی و انتظارات طرفین از یکدیگر و از زندگی مشترک صحبت شود.
همه انسان ها، صرفنظراز زبان، ملیت، نژاد و مذهب یگانه هستند. در عین حال همه مردم دنیا نقات مشترک زیادی با یکدیگر دارند. انتخاب همسر،بخشی با عقل و بخشی با قلب است. در نهایت، گذشت، تبادل نظر، حل مشکلات از راههای مسالمت آمیز، انعطاف پذیری، محبت و تعهد به خانواده، در طی سالها می تواند ضامن موفقیت ازدواج باشد.
