Announcement

Collapse
No announcement yet.

Family Meaning

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Family Meaning

    خاله

    معناي لغوي : خواهر مادر
    معناي استعاره اي: هر زني كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد .
    نقش سمبليك : يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد .
    غذاي مورد علاقه: آش كشك .
    ضرب المثل : خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز. خاله ام زائيده، خاله زام هو كشيده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمي شناسه. اگه خاله ام ريش داشت، آقا داييم بود .
    زير شاخه ها : شوهر خاله: يك مرد مهربان كه پيژامه مي پوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است . دختر خاله/پسر خاله: همبازي دوران كودكي كه يا در بزرگسالي عاشقش مي شويداما با يكي ديگه ازدواج مي كنيد يا باهاش ازدواج مي كنيد اما عاشق يكي ديگه هستيد .
    مشاغل كاذب : خاله زنك بازي، خاله خانباجي .
    چهره هاي معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه .
    داشتن يك خاله ي مجرد در كودكي از جمله نعمات خداوندي است .

    عمه
    معناي لغوي : خواهر پدر
    معناي استعاره اي: هر زني كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد .
    نقش سمبليك : به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل: ۱- جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد . مثال : عمته... ۲- جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره... ۳- توجيه كليه ي بيقوارگي ها/رفتارهاي نامتناسب شما (تنها براي دخترخانمها). مثال: به عمه ات رفتي. ۴- خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم ...
    غذاي مورد علاقه: شله زرد، سمنو .
    ضرب المثل : ندارد (تخفيف به دليل تعدد درنقش هاي سمبليك ).
    زير شاخه ها : شوهرعمه: يك مردپولدار كه سيبيل قيطاني دارد و چندش آور است . پسرعمه/دخترعمه: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي حالتان را بههم مي زنند .
    مشاغل كاذب : Match-Making
    چهره هاي معروف : عمه ليلا.
    ترجيع بند : دختر كه رسيد به بيست، بايد به حالش گريست. (شما رو نمي دونم ولي من اينو از عمه ام مي شنوم نه از خاله ام !)
    داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسي هاي زندگي است .

  • #2
    دايي
    معناي لغوي : برادر مادر
    معناي استعاره اي: هر مردي كه بامادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر مردي كه پتانسيل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد .
    نقش سمبليك : يكي از معدود مرداني كه هر چند به سياست علاقه مند است اما حس گرمي به شمامي دهد، هميشه حرفهايتان را مي فهمد و مي شود پيشش گريه كرد .
    غذاي مورد علاقه: فسنجون .
    ضرب المثل : عروس را كه مادرش تعريف كنه، براي آقا داييش خوبه. اگه خاله ام ريش داشت آقا داييم بود .
    زير شاخه ها : زن دايي: يك زن چاق و شاد كه خيلي كدبانو است و جلوي مادر قپي ميآيد . پسردايي/دختردايي: همبازي دوران كودكي كه در بزرگساليمثل يك همرزم ساپورتتانمي كنند .
    چهره هاي معروف : علي دايي، دايي جان ناپلئون .
    ترجيع بند : همه چيز زير سر اين انگليساست .
    سعي كنيد حتما حداقل يك دايي داشته باشيد .

    عمو
    معناي لغوي : برادر پدر
    معناي استعاره اي: هر مردي كه باپدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد .
    نقش سمبليك : يكي از مردانيكه شما هميشه بايد بهش بوس بدهيد و بعدبرويد كارتون ببينيد تا او با پدر حرفهاي جدي بزند. يكي از مرداني كهمادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزي مي پزد و هميشه وقتي مي رود پدر ساكت شده، به فكر فرو مي رود .
    غذاي مورد علاقه: قرمه سبزي، آبگوشت .
    ضرب المثل : عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند .
    زير شاخه ها : زن عمو: يك زن خوشگلكه زياد به شما توجه نمي كند و خودش را براي مادر مي گيرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازي دوران كودكي كه اگر تاهجده-بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نكنيد خطر را از سر گذراندهايد .
    مشاغل كاذب : بازي در قصه هاي ايراني-اسلامي .
    چهره هاي معروف : عمو زنجيرباف،عمو يادگار، عمو پورنگ .
    داشتن يك عمو يپولدار خيلي خوب است .

    Comment

    Working...
    X