Announcement

Collapse
No announcement yet.

We Hate Familly Marriage

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • We Hate Familly Marriage

    مقامات بریتانیایی می گویند هر هفته سه دختر نوجوان را از ازدواج اجباری در پاکستان نجات می دهند.
    کارشناسان بریتانیایی هشدار می دهند که شمار ازدواج های اجباری در این کشور افزایش یافته است و خیلی از این گونه ازدواج ها از چشم مسئولان پوشیده می ماند.

    بریتانیا مانند بسیاری از کشورهای اروپایی دیگر مجددا مصمم شده است تا با ازدواج های اجباری مقابله کند و یک کمیته پارلمانی مستقلا تحقیقاتی را در این زمینه آغاز کرده است. شماری از کسانی که با مشکل ازدواج اجباری روبرو شده اند تجارب خود را در اختیار این کمیته قرار داده اند.

    البته درد دل درباره ازدواج اجباری کار ساده ای نیست و اغلب کسانی که وادار به ازدواج شده اند به خاطر ترس از خانواده هایشان حاضر نیستند در این باره با مقامات حرف بزنند.

    شازیا، یکی از زنان جوان پاکستانی الاصل ساکن بریتانیاست که در باره ازدواج اجباری با کمیته تحقیقی پارلمان گفتگو کرده است: "من پانزده ساله بودم که پدر و مادرم به من عکس مردی را نشان دادند و گفتند که می خواهند با او ازدواج کنم. این مرد پسر عموی من بود. وقتی من حاضر نشدم به این ازدواج اجباری تن بدهم آنها به من گفتند که جلوی تحصیلم را می گیرند."

    برای یک سال شازیا اجازه نداشت به مدرسه برود و والدینش هم برای فرار از قانون به مسئولان مدرسه نامه ای دادند و گفتند شازیا مریض است.هیچیک از مسئولان مدرسه هم به این فکر نیفتاد که واقعیت امر را کنکاش کند.

    شازیا معتقد است که چون او آسیایی تبار است مسئولان به غیبت او بی توجهی کرده اند.

    در حالی که او امیدوار بوده که والدینش کم کم کوتاه بیایند و به این ازدواج اصرار نکنند، آنها اعلام می کنند که همگی برای تعطیلات به پاکستان خواهند رفت: "من خیلی خوشحال بودم که فرصتی پیش آمده تا پاکستان را برای اولین بار ببینم. من تبعه بریتانیا هستم و در این کشور به دنیا آمده ام و هرگز به خارج سفر نکرده بودم. یک هفته بعد از این که وارد پاکستان شدیم به من گفتند که وسایل مراسم عروسی من در حال مهیا شدن است. به من همچنین گفته شد که پاسخ "نه" فایده ای ندارد و اگر حاضر به ازدواج نشوم هرگز نمی توانم به بریتانیا برگردم."

    شازیا که چاره ای نداشته به این ازدواج تن می دهد و چون می خواسته که به بریتانیا بازگردد مجبور می شود برای شوهرش تقاضای ویزا کند.

    وقتی بالاخره تصمیم می گیرد که از این مخمصه فرار کند خانواده اش او را حق فرزندی سلب می کنند و پدرش حتی شازیا را تهدید به مرگ می کند.

    "نظیر فاضل"، از اداره دادستانی بریتانیا، از جمله کسانی بود که در این جلسه تحقیقی کمیته پارلمانی بریتانیا حضور داشت. او گفت برای این که دخترانی که با خطر ازدواج اجباری مواجه هستند، راحت تر شناسایی شوند، دوره های تخصصی باید راه اندازی شود: "این دست از دختران و کسانی که از حال و روز آنها خبر دارند حاضر نیستند به مراجع قانونی مراجعه کنند و به همین دلیل شاید لازم باشد که بقیه، مثلا پزشک خانواده، آموزگار و مدیر مدرسه در این ارتباط قبول مسئولیت کنند و در صورت مشاهده علائم ازدواج اجباری آن را به هر نوعی که ممکن است به مسئولان خبر دهند. در حال حاضر من فکر نمی کنم که این گونه نظارت به طور منظم و پیگیر در این کشور صورت بگیرد."

    دولت بریتانیا در حال حاضر سرگرم وارسی طرح هایی است که بنا به آنها بتوان از طریق شخص ثالث - مانند مددکار اجتماعی و آموزگار - در این گونه موارد دخالت کرد.

    اما سیاستمداران هنوز هم ابعاد این معضل را درک نکرده اند. هفته گذشته یکی از قضات ارشد بریتانیا هشدار داد که آمار رسمی این کشور از ازدواج های اجباری، فقط بخش خیلی کوچکی از این معضل را نمایان کرده است.

    دولت بريتانيا برای کاهش شمار ازدواج های اجباری در ميان شهروندان خارجی تبار اين کشور طرح گسترده ای را از روز پنجشنبه، 16 مارس، آغاز کرده است. هدف از اين طرح، ارتقاء آگاهی افکار عمومی درباره مشکلات ناشی از ازدواج اجباری است؛ همچنين ترغيب جوانان برای در خواست کمک است تا تحت فشار خانواده تن به اين گونه ازدواج ها ندهند.
    موضوع ازدواج اجباری در ميان بسياری از خانواده های مهاجر در غرب ديده می شود. برخی از اين خانواده ها معمولا با استناد به آداب و سنن، دختر يا پسر خود را وادار می کنند با يکی از افراد فاميل که در کشور مبدا زندگی می کند، ازدواج کند. اين اجبار گاه دلايل ديگر، از جمله منفعت اقتصادی دارد.

    طرح تازه دولت بريتانيا توسط "واحد مبارزه با ازدواج اجباری"، (Forced Marriage Unit)، سازماندهی می شود و شامل برنامه های تلويزيونی، راديويی و آگهی های مطبوعاتی است. اين برنامه ها برای مصرف در داخل بريتانيا و همچنين کشورهايی که مهاجرين زيادی به بريتانيا دارند، در نظر گرفته شده است.

    در حالی که بنابر آمار هر ساله بالغ بر هزار ازدواج اجباری در ميان شهروندان خارجی تبار بريتانيا صورت می گيرد، حدود 250 شکايت به "واحد مبارزه با ازدواج اجباری" گزارش می شود که شمار زيادی از آنها در ارتباط با کشورهای منطقه جنوب آسيا هستند.

    در حال حاضر بريتانيا قانونی برای ممانعت از ازدواج اجباری ندارد اگر چه که طبق قوانين جاری اين کشور، مسببين چنين ازدواجهايی به خاطر ارتکاب به آدم ربايی، حبس در خانه يا تجاوز جنسی می توانند تحت پيگرد قانونی قرار بگيرند. در هر حال، انتظار می رود که بزودی دولت بريتانيا موضع روشن تری را در اين زمينه اعلام کند.

    خشونت خانوادگی

    اين طرح ميان ازدواج از روی توافق خانواده ها با ازدواج اجباری که بدون توافق دختر و پسر و با تهديد انجام می گيرد، تفاوت قائل است.

    به گفته مدير "واحد مبارزه با ازدواج اجباری" بريتانيا، اين گونه ازدواج ها فقط در ميان خانواده های مهاجر از منطقه جنوب آسيا رخ نمی دهد و شامل آن دسته از شهروندان بريتانيايی نيز می شود که از مناطق خاورميانه، غرب بالکان و آفريقا مهاجرت کرده اند.

    وی همچنين می گويد که "ازدواج اجباری شکلی از خشونت خانوادگی و نقض حقوق بشر محسوب می شود که قربانيان آن معمولا در معرض سوءرفتار و خشونت عاطفی قرار می گيرند."

    اميلی بوکنان، گزارشگر امور جهانی بی بی سی، که با تعدادی از جوانانی که وادار به ازدواج شده اند گفتگو کرده است، می گويد ازدواج اجباری حکم حبس ابد را دارد و سرپيچی از آن زيرپا گذاشتن حيثيت خانوادگی تلقی می شود.

    خالد، پاکستانی الاصل و ساکن شمال انگلستان، يکی از اين جوانان است. برای او در سن 9 سالگی با دختری در پاکستان خطبه عقد خوانند. خالد در 17 سالگی تن به اين ازدواج اجباری داد چون در غير اين صورت بايد برای هميشه به پاکستان باز می گشت.

    فريده، نمونه ديگری از ازدواج اجباری در بريتانياست. پدربزرگ فريده او را در سن 15 سلگی به بهای هزار پوند به پير مردی در بيرمنگهام فروخت. فريده پس از ترک شمال آفريقا و پيوستن به شوهرش بارها سعی کرده که خودکشی کند.

    سال گذشته دولت بريتانيا در جريان يک طرح مشورتی، موضوع غيرقانونی خواندن ازدواج اجباری را به رای گروه های مخالف و موافق اين پيشنهاد گذاشت. اما مخالفان با اختلاف رای ناچيز مانع از غيرقانونی شدن ازدواج اجباری شدند.


  • #2
    يکی از نمايندگان پارلمان بريتانيا از حزب حاکم کارگر خواستار پايان يافتن رسم وصلت ميان خويشاوندان نزديک از جمله عموزادگان شده است.
    درخواست "ان کراير" پس از آن مطرح می شود که تحقيقی توسط برنامه تلويزيونی "نيوزنايت" بی بی سی نشان داد که احتمال بروز اختلال ژنتيکی دوگانه در فرزندان خانواده های پاکستانی الاصل در بريتانيا 13 درصد بالاتر از نرخ متوسط ابتلا به آن در ميان عموم مردم است.

    تخمين زده می شود که دست کم 55 درصد پاکستانی های ساکن بريتانيا با فرزندان برادر يا خواهر والدين خود ازدواج می کنند.

    در برخی از جوامع بريتانيايی ازدواج های فاميلی کاملا عادی است. اين گونه ازدواج ها به عنوان وصلتی قوی و پايدار که بر پيوندهای از قبل محکم شبکه فاميلی بنا شده گرامی داشته می شود.

    اما جوامعی که در آنها ازدواج با فرزندان برادر يا خواهر والدين، متداول است همچنين با نرخ بالاتر اختلالات ژنتيکی روبرو هستند.

    برای مثال 4/3 درصد کليه زاد و ولدها در بريتانيا متعلق به جامعه پاکستانی اين کشور است اما يک سوم کل موارد اختلالات ژنتيکی دوگانه - يا recessive genetic disorder که در مواردی روی می دهد که دو نسخه از يک ژن معيوب در بدن فرد وجود داشته باشد - در اين گروه مشاهده می شود.

    اين نرخ بالا خانم "ان کراير" از حزب کارگر را به صرافت افکنده است تا خواستار ممنوعيت اين رسم شود.

    وی به برنامه "نيوزنايت" بی بی سی گفت عادت بسيار غلطی مرسوم است که بايد کنار گذاشته شود و جامعه پاکستانی بريتانيا بايد راه و رسم متفاوتی برگزيند.

    او گفت آنها بايد برای يافتن زن يا شوهر برای فرزندان جوان خود به نقطه ای خارج از شبکه فاميلی بنگرند.

    ازدواج های اجباری از معضلات اجتماعی است کشور آلمان زياد به آن می پردازد.
    علت توجه ويژه به اين موضوع به علت وقايع تلخ ناشی ازقتل های ناموسی است که در آلمان رخ داده است. در موارد زيادی اين فجايع ناشی از فشارهای خانواده و ازدواجهای اجباری بوده است .

    ازدواج اجباری در ميان مليت های گوناگون ساکن آلمان - مثلا مهاجرين از کشورهای عربی، آلبانی، پاکستان و کشورهايی که سنتهای اجتماعی نقش اساسی را به عهده دارند، ديده می شود.

    اما اين موضوع در ميان شهروندان آلمانی ترک تبار، به عنوان بزرگترين گروه مهاجر در اين کشور، بيشتر نمايان است.

    با اينکه ازدواجها ی اجباری در ميان مسلمانان بيشتر ديده می شود نمی توان آنرا منحصر به آنان دانست. سنت های بومی و قومی که ازدواج ميان فاميلی را ترغيب می کند، از جمله دلايل اجبار جوانان به خصوص دختران به اين نوع وصلت هاست.

    ازدواج های اجباری گاه به تجارت زنان می انجامد. در اين موارد زنان نه تنها به فحشا کشيده می شوند و يا به عنوان کارگران ارزان قيمت مورد استفاده قرار می گيرند بلکه گاه با ازدواج به شکل کارگران خانگی بدون هيچ حرمتی در خدمت همسران خود قرار می گيرند.

    اين زنان عملا از هر حقی محروم هستند و بطور دائم در معرض خشونت های خانگی قرار می گيرند.

    نوع ديگر ازدواج اجباری برای گرفتن حق اقامت است. اين وابستگی اقامتی به مردان مورد سوءاستفاده آنها قرار می گيرد. به دنبال تلاش های فراوان فعالين حقوق بشر و طرفداران حقوق زنان تعديلاتی در قوانين آلمان صورت گرفته است.

    مرسوم ترين نوع ازدواج اجباری از طريق فشار خانواده ها صورت می گيرد. در مواردی که چند زن حاضر به تن دادن به اين ازدواج ها نبودند از سوی خانواده های آنها خشونت چنان بالا گرفت که منجر به قتل اين زنان شد.


    در شهر برلين که بيشترين تعداد مهاجر ترک در آنجا زندگی می کنند پروژه های مختلفی در حمايت از اين گروه زنان انجام می شود که ضمن طرح مسئله به عنوان معضل اجتماعی توجه عموم را به آن جلب می کنند و هم از طريق توضيح و حمايت ها ی مالی و اجتماعی و روانی زنان را تحت پوشش خود قرار می دهند

    علنی شدن و افزايش تعداد اين ازدواجها و عواقب ناشی از آنها، دولت آلمان و نهادهای مدنی را به عکس المعل واداشت .

    در سال۲۰۰۳ فراکسيون سبزها در مجلس آلمان در نامه ای به مطبوعات اين ازدواجها را محکوم کرد. در عين حال سالهاست که فعالعين حقوق زنان و دفاتر مشاوره به افشاگری در اين زمينه پرداخته اند و زنانی را که در اين شرايط قرار می گيرند مورد حمايت قرار می دهند.

    در شهر برلين که بيشترين تعداد مهاجر ترک در آنجا زندگی می کنند پروژه های مختلفی در حمايت از اين گروه زنان انجام می شود که ضمن طرح مسئله به عنوان معضل اجتماعی توجه عموم را به آن جلب می کنند و هم از طريق توضيح و حمايت ها ی مالی و اجتماعی و روانی زنان را تحت پوشش خود قرار می دهند.

    در ماه فوريه امسال در برلين تعداد زيادی پلاکارد بزرگ در سرتا سر شهر در محل هائی که در معرض ديد بودند، نصب شد که در آنها نوشته شده بود "چه کسی تصميم می گيرد که تو با چه کسی ازدواج کنی ." در عين حال سمينارهای متعدد هم در اين زمينه برگزار شد.

    آماری دقيق که نشان دهد چه تعدادی زن مورد اينگونه خشونت قرار می گيرند روشن نيست. دليل آنهم در پوشيده ماندن موارد زيادی است که به دليل ترس آنرا بيان نمی کنند.

    تنها از طريق آماری که از سوی دفاتر مشاوره در برلين منتشر شده در سال ۲۰۰۴ در برلين ۲۴۰ مورد ازدواج اجباری صورت گرفته است؛ بديهی است که تعداد اين ازدواج ها به مراتب بيشتر از رقم ياد شده است.

    دسترسی دقيق به آمار قتل های ناموسی هم دشوار است .همکاری خانوادگی در مورد اين قتل ها به مخفی ماندن تعداد و دلايل آنها می انجامد. همدستی اعضای خانواده در اين موارد گاه چنان برنامه ريزی شده است، که گاه کم سن ترين پسر را که هنوز به سن قانونی نرسيده و در نتيجه مجازات کمتری شامل حال او می شود به عنوان مامور اجرای حکم خانوادگی در نظر می گيرند.

    "نشاء" ۱۹ سال دارد و مدت يکسال است که در کمپ مخصوص دختران مسلمان در شهر کلن زندگی می کند. او از ترس همواره هويت خود را از همه پنهان می کند. "نشاء" بعد از اينکه خانواده اش تصميم گرفتند او را به همسری پسر عمويش در ترکيه که هرگز او را نديده در آورند از خانه فرار کرد.


    با بالا گرفتن دامنه اين ازدواج ها فدراسيون اسلامی شهر برلين در ژانويه 2005 ضمن محکوم کردن آن، در بيانيه ای اين ازدواج ها را موجب فشار روانی به زنان و از بين بردن شخصيت آنها دانست

    او می گويد برادرش تهديد کرده که پيدايش کند و او بکشد .

    دولت آلمان به منظور برخورد با اين نوع خشونت و جلوگيری از انجام آن به تغييراتی در قانون مبادرت کرده است. طبق قانون فردی که موجب اين نوع ازدواج ها شوند می توانند به ۶ماه تا ۱۰ سال حبس محکوم شود.

    با بالا گرفتن دامنه اين ازدواج ها فدراسيون اسلامی شهر برلين در ژانويه 2005 ضمن محکوم کردن آن، در بيانيه ای اين ازدواج ها را موجب فشار روانی به زنان و از بين بردن شخصيت آنها دانست.

    مجلس آلمان در مصوبه هائی در اکتبر سال ۲۰۰۴ مجازات های تازه ای در اين زمينه وضع کرد. در اين قوانين آمده است که می توان ازدواج اجباری را بعد از سر آمدن مهلت تعيين شده هم فسخ کرد و طرف متخلف موظف است که نفقه ای را که در قانون منظور شده است به قربانی ازدواج اجباری پرداخت کند.

    با وجود اينکه در موارد کمی مردان هم از سوی خانواده های سنتی به ازدواج های خانوادگی و يا به مصلحت خانواده مجبور می شوند، بيشتر زنان هستند که ناچار می شوند به اين نوع ازدواج تن دهند.

    Comment

    Working...
    X