Announcement
Collapse
No announcement yet.
The History Of Love In Iran
Collapse
X
-
و چنين است که جوان هايی که به داشتن روزهايي همچون والنتاين علاقمندند اکنون به دنبال آن هستند تا روزی از تاريخ خود را انتخاب کرده و بر آن نام «روز عشق» بگذارند. در آغاز قرن بيست و يکم اين جوان می خواهد تا بدون سرپرستی مذهب عاشق باشد، بدون اجازه ی مردان مذهبی عشق بورزد، و بدون ترس از شلاق و توسری و سنگسار و گردن زدن سالم ترين و انسانی ترين عاطفه اش، را که عاشق بودن است، ارضا کند. نمی خواهد به خاطر عشق بميرد می خواهد مثل يک انسان سالم با عشق زنده باشد. و در عين حال او را به جرم توجه داشتن به فرهنگی ديگر مورد ملامت قرار ندهند.
در سال های اخير، با فرا رسيدن روزهای «مهرگان» و «اسپندمذگان» يا «اسفندگان»، گروه گروه جوان ها سخن از «روز عشق ايرانی» می گويند و ما نيز، در کميته نجات و بنياد ميراث پاسارگاد، ايميل های زيادی از آنها دريافت می داريم که می پرسند کدام يک از اين دو روز می تواند «روز عشق» باشد؟ اين البته موضوعی است که کارشناسان و متخصصين فرهنگ و تاريخ ما بايد بنشينند و درباره اش تصميم بگيرند، اما به عقيده ی من در کار اين انتخاب بايد به دو موضوع توجه کامل داشت: يکی اين که چنين روزهايي بايد جدا از هر عقيده و مذهب و مرامی خاص باشند؛ و دوم اين که انتخاب اين گونه روزها نبايد به معنای جايگزينی آنها با روزهای جهانی باشد.
البته که ما می توانيم برای هر مناسبتی روزی از آن خود داشته باشيم، همان گونه که همه ی کشورهای جهان به مناسبت های مختلف دارای روزهای ملی خودشان هستند و، در عين حال، روزهای جهانی را هم ارج می گذارند.
انسان اين روزگار سعی دارد که شادی ها و غم هايش را با انسان های ديگر جهان شريک شود. هرآن روزی که بتواند برای انسان ها شادمانی بياورد و آن ها را به هم نزديک کند و مهربانی را گسترش دهد، نيکو و قابل پذيرش است ـ چه متعلق به فرهنگ ما باشد و چه متعلق به فرهنگ های ديگر.
در واقع، فرهنگ هايي که ريشه در مذاهب ندارند و ريشه هاشان را بايد در گردش سال و تحولات طبيعت، و يا در طبيعت انسانی و عواطف او، پيدا کرد در همه ی فرهنگ ها عملکردهای يکسانی دارند. اين گونه فرصت های شادمانه همگی از بندگی و اسارت گريزان اند و همه ی انسان های پراکنده بر گستره ی خاک را مخاطب قرار می دهند.

Comment