Announcement

Collapse
No announcement yet.

RedWine poetry

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #31
    اين مهربانتر از برگ در بوسه هاي باران
    بيداري ستاره، در چشم جويباران
    آيينه نگاهت، پيوند صبح و ساحل
    لبخند گاهگاهت، صبح ستاره باران
    بازآ كه در هوايت خاموشي جنونم
    فريادها برانگيخت از سنگ كوهساران
    اي جويبار جاري! زين سايه برگ مگريز
    كاين گونه فرصت از دست دادند بي شماران
    گفتي: به روزگاري مهري نشسته گفتم
    بيرون نمي توان كرد حتي به روزگاران
    بيگانگي ز حد رفت، اي آشنا مپرهيز
    زين عاشق پشيمان سر خيل شرمساران
    پيش از من و تو بسيار بودند و نقش بستند
    ديوار زندگي را زين گونه يادگاران
    وين نغمه محبت، بعد از من و تو ماند
    تا در زمانه باقي است آواز باد و باران

    Comment


    • #32
      در جهان مانند ما مستان، كسي هشيار نيست
      مست عشقيم و ازين ره هيچ ما را، عار نيست
      منكري از ديگران عيب ار بگويد، عيب ازوست
      زان كه كس را در جهان بر عيب خود اقرار نيست
      پندها گفتند در ما چون نباشد كارگر
      پندگورا ، گو ازين پس حاجت تكرار نيست
      يادگار از رفتگان بر ما بمانده صد هزار
      ليك بر آيندگان باقي زما آثار نيست
      رو زجاجي پيشه خود كن دو رويي زان كه هيچ
      غير تزوير و ريا رايج درين بازار نيست

      Comment


      • #33
        آشناي تو شدم
        غرق نياز تو شدم
        با همه ناباوري
        من فداي تو شدم
        شب و روزم شده تار
        دل من گشته نزار
        در ميان دل من
        چه غمي آمده بار

        Comment


        • #34
          مهرسكوتم روشكستم ميگم كه عاشقتم ومنتظرت نشستم
          كه يادي بكني ازاين قلب شكستم
          چشم به ستاره هادوختم به جستجوي توهستم
          شبهاباستاره هاميگم غمهاراشايدكه روشن شوداسمان دلم وياشايدبشكندسكوت خلوتم
          اي كه بجزتوهوايي به سرم نيست
          اي كه جزغم عشقت كسي همسفرم نيست
          تاروزي كه زنده هستم دوست دارم
          وتورامي پرستم

          Comment


          • #35
            در خزاني ديگر اي معني عشق
            از خدا وصلت تمنا ميكنم
            از چه ميسوزي مرا با هر نگاه
            من تو را پروردهام با اشك و اه
            بس نامت گفتم اندر كوه و دشت
            نام تو بنوشته شد بر ابر و ماه
            از چه ميسوزي مرا با هر نگاه
            من تو را پرورده ام با اشك و اه
            دلبرا پرورده اشك مني
            تو شميم نوبهاري زاده اه مني
            من تو را پرورده ام با اشك و اه

            Comment


            • #36
              الفباي دلتنگي هاي دلم را
              چگونه از بر خواهي كرد؟
              كه تعداد حروفش تو را به جنون مي كشاند
              شايد با تنهايي خودت بتواني
              دل تنگيهايم را جمله بندي كني
              ومن
              عشق را در ميان واژه ها بيابم

              Comment


              • #37
                ِِِِشبي از درد دل گفتم قلم را
                بيا بنويس غمهاي دلم را
                قلم گفتا برو بي جان عاشق
                ندارم طاقت اين گونه غم را

                Comment


                • #38
                  در حسرت و شكنجه به سرشد جواني ام
                  اين بود سرگذشت من و زندگاني ام
                  جز ز هر انتظار و شرنگ جفا نبود
                  آن مي كه داد نشئه آن سرگراني ام
                  طوفان عشقها كه چو باد از برم جهيد
                  خاموش كرد پرتو شمع جواني ام
                  سيلاب اشكها كه چو موج از سرم گذشت
                  بر باد داد خرمن عمرو اماني ام
                  چون لاله برگ پيش رس اكنون به نوبهار
                  پژمرد از تطاول باد خزاني ام
                  در انتظار مرگ مرا زندگي گداخت
                  رحمي نكرد برمن و بر ناتواني ام
                  در پنجهٌ ستمگر بي رحم او دريغ
                  جان مي كنم هنوز، نگر سخت جاني ام
                  جان سازمت نثار ره اي مرگ پيش رس
                  زين وحشت و شكنجه اگر وارهاني ام

                  Comment


                  • #39
                    ما سر بر آستان محبت نهاده ايم
                    از جام عشق سرخوش و سرمست باده ايم
                    از غير يار رشتهٌ الفت بريده ايم
                    با غير دوست دست ارادت نداده ايم
                    از پاي خويش بند علايق گشوده ايم
                    بر روي خويش باب حقايق گشاده ايم
                    بر آستان دوست نهاده سر نياز
                    گويد هر آن چه دوست مطيع اراده ايم
                    پوشيده ايم جامهٌ آزادگي به تن
                    بر سر كلاه عز و مناعت نهاده ايم
                    اي دستگير مردم افتاده دست ما
                    از راه لطف گير كه از پا فتاده ايم
                    گر موج حادثات كند، قصد ما رسا
                    محكم چوكوه بر سر جا ايستاده ايم

                    Comment


                    • #40
                      ماهي چو تو دلربا نديدم
                      مهر از رخ تو جدا نديدم
                      بين همه دلبران عالم
                      يك تن چو تو دلربا نديدم
                      چشمم ز رخ تو روشني يافت
                      از مهر به جز ضيا نديدم
                      افسوس كه جز خطا نكردم
                      شرمنده كه جز عطا نديدم
                      در راه وصالت اي دلارام
                      جز رنج و غم و بلا نديدم
                      در ورطهٌ بحر خودپرستي
                      يك گوهر پربها نديدم
                      در محضر عارفانهٌ دوست
                      يك دل ز خدا، جدا نديدم
                      يارانه، ز كرم عنايتي بخش
                      كز خويش به جز خطا نديدم
                      راهي بنما به كوي عشقم
                      كز عشق به جز صفا نديدم
                      در حلقهٌ عاشقان صادق
                      جز ذكر خدا خدا نديدم

                      Comment


                      • #41
                        Poetry Event at Mehregan Persian Festival of Autumn

                        Poetry Event at Mehregan Persian Festival of Autumn

                        in Orange County, CA

                        Oct 1-2, 2005







                        More than 20 poets will present their poems in English and Farsi in the two days of festival between 2 and 5 p.m.



                        Mehregan Festival is a colorful cultural event, that has contributed to cultural exchanges in Southern California by inviting the community to take this opportunity to meet Iranian, American and Afghan poets participating in the event.



                        Poetry has been one the main art forms in Iranian culture. Mehregan Festivals have organized exhibits about master Persian poets who have contributed to world culture for the past 10 years.







                        Media Contact: Shoja Adel (714) 505-0998 shojaadel@hotmail.com

                        Further information is available at www.nipoc.org









                        کالیفرنیا


                        دهمین جشنواره مهرگان او رنج کانتی

                        شنبه و یکشنبه ١ و ٢ اکتبر ٢٠٠۵





                        بنا به دعوت کمیته برگزاری جشنواره مهرگان ٬ گردهمایی با شرکت بیش از ۲٠ تن از شاعران ایرانی ٬ افغانی و کلوپ شاعران او رنج کانتی در مهرگان برگزار خواهد شد.



                        برنامه شامل: امضای کتاب٬ شعرخوانی همراه با موسیقی بزبان فارسی و انگلیسی ( ٢ تا ۵ بعد از ظهر) خواهد بود.



                        جشن مهرگان همچنین مجموعه شعری تحت عنوان " شعری که زندگی است" بصورت کتاب وCD در دست انتشار دارد.



                        از ایرانیان مقیم کالیفرنیا دعوت می شود که از این گردهمایی بی سابقه فرهنگی بهره مند شوند.



                        اسامی شاعران شرکت کننده در مجموعه شعر:

                        پروین با وفا - ابراهیم تربتی - منصور خاکسار- حمیدرضا رحیمی - بهزاد رزاقی- محمد زکائی -بیب زاده - شجاع عادل- لیلا فرجامی - آزاده فرهمند

                        خلیل کلباسی- شیدا محمدی- مجید نفیسی- پرتو نوری علا- شعله ولپی- واسط باختری

                        شاعران انگلیسی زبان:

                        Thea Iberall, Steve Ramirez, Mifanwy Kaiser, G. Murray Thomas, John Gardiner, Tim Doane, Consuelo Marshall.

                        Comment


                        • #42
                          به جام دل كه خيال سراب لازم نيست
                          به مست روي توهرگز شراب لازم نيست
                          چه دل بخواه شداكنون طلوع بيداري
                          مرابه يادتوشب فكرخواب لازم نيست

                          Comment


                          • #43
                            dastaneh leila va majnoon irani hast nah?

                            Comment


                            • #44
                              leily va majnun azzi na leila.. vali are iruniye
                              eLLy kHoShKeLe


                              boT daram ke gerde gel ze sonbol sayeban darad
                              bahare aarezash khaT be khune arghavan darad
                              ghobare khat napushanid khorshide rokhash
                              yarab hayate javdanash deh ke hosne javdan darad

                              - Hafez

                              Comment


                              • #45
                                mersiiii elly joon

                                Comment

                                Working...
                                X