Announcement

Collapse
No announcement yet.

RedWine poetry

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • سرتوبزارروشونه هام خوابت بگيره
    بزارتااروم دل بي تابت بگيره
    بهم نگوازماگذشته ديگه ديره
    حتي من ازشنيدنش گريم مي گيره
    بزارروسينم سرتوچشاي خيس وترتو
    بزارتاسيرنگات كنم بوبكشم پيرهنتو
    بغل كنو بچسب بهم بكش دوباره دست بهم
    جزتوكسي روندارم نزديك ترازنفس بهم
    وقتي چشات خوابش مي ادادم غماش يادش مي اد
    يه حالتي توچشمات انگاركه عشق باهاش مي اد

    Comment


    • من بي قرارعشقم
      مجنون ودل نوشتم
      خونه خراب اين دل
      اين بوده سرنوشتم
      من باتوسبزوارم
      بي تودرانتظارم
      جونموقربون مي دم
      دست تو مي سپارم
      تويي عشق اخرينم
      اوني كه برات مي ميرم
      تويي مث يه فرشته
      اين بازيه سرنوشته
      تويي حالا تك ستارم
      جزتوفردايي ندارم
      بزار حالا كه من عزيزم
      جونمو به پات بزارم

      Comment


      • براي نوشتن ازتو
        واژه هاي تازه مي خوام
        واسه دلسپردگي هام
        من فقط اجازه مي خوام
        براي اين همه احساس
        يه جايي گوشه قلبت
        اينه اي درروبروي
        عشق بي اندازه مي خوام
        تاكه يك گوشه چشمي
        به اين عابركردي
        باهمون نگاه اول
        منوشاعركردي
        واسه پيداكردن تو
        يه افق ستاره مي خوام
        براي طلوع چشمات
        من شبي دوباره مي خوام

        Comment


        • باز می خواهم ترا پيدا کنم با تو شايد خويش را معنا کنم من کی ام ؟ گر خودشناسی داشتم
          کی زخود بودن هراسی داشتم ؟ هان ای آئینه معنا کن مرا گم شدم در خويش پيدا کن مرا
          فرصتی تا رود را پيدا کنم قطره قطره خويش را دريا کنم

          Comment


          • قلب من سخت گرفتار گناه است هنوز
            يوسف باطن من در ته چاه است هنوز
            بارالاها تو كرم از سر لطفت بنما
            بنده خار تو در نيمه راه است هنوز

            Comment


            • وقتي شادي اروم بخند تا غم بيدار نشه وقتي غمگيني اروم گريه كن تا شادي نااميد نشه

              Comment


              • گربخت كند ياري بر زلف تو آويزم
                اندرشكن زلفت صدر شور برانگيزم
                باردبه تنم گر تير از تير نتابم سر
                آيد به سرم گرسنگ از سنگ نپرهيزم
                در كندن كوه جان چالاك چو فرهادم
                در دادن نقد دل بي باك چو پرويزم
                آن روز كه من ديدم بي پرده رخت، گفتم
                سوگند بدان رويت با حور نياميزم
                خاك سركويت را روبم به سر مژگان
                گرد كف پايت را درديده فرو ريزم
                از سوز تف هجرت چون ناد شرر بارم
                در طي ره وصلت چون باد سبك خيزم
                اجزاي وجودم را بگرفت سراسر دوست
                از هر چه به غير از دوست بيزارم و بگر يزم
                وان قامت موزونت اين شعر دُرربارم
                زان چهرهٌ گلگونت اين طبع گهريزم
                از دايره فرمان كاشف نرود بيرون
                حكم از تو كه بنشينم رأي از تو كه برخيزم

                Comment


                • جان خسته، دل ملول و دو چشم اشگبار توست
                  بر من نظاره كن كه همه كار، كار توست
                  شب زنده داري و غم و ناليدن از فراق
                  اين شمه يي ز مرحمت بي شمار توست
                  عمرم گذشت و پيك اجل در كمين تن
                  دل مي تپد هنوز كه چشم انتظار توست
                  افسرده ام ز سردي دي رو كجا نهم؟
                  گرمي اگر كه يافت شود در كنار توست
                  شوق آفرين بهار رسد بازهم ز راه
                  نازم بدان بهار كه گويي عذار توست
                  من را به سال و ماه و بهار و خزان چه كار
                  ذوقي اگر مراست هم اندر بهار توست
                  مسعود را رها مكن از دام خويشتن
                  شاد است ازين كه بندي بند و حصار توست

                  Comment


                  • من درحالتي مابين اشك وحسرت وترديد
                    كنارانتظاري كه بدون پاسخ سردست
                    ومن دراوج پاييزي ترين ويراني يك دل ميان غصه اي ازجنس بغض كوچك يك ابر نميدانم
                    شايدبه رسم پروانه گيمان براي شادي باغ قشنگ ارزوهايت دعاكردم

                    Comment


                    • غم امده غم امده انگشت بردرميزند هر ضربه ي انگشت او بر سينه خنجرميزند اي دل بكش يا كشته شو غم را دراينجا ره مده گرغم دراينجا پانهد اتش به جان درمي زند از غم نياموزي چرا اي دلربا رسم وفا غم با همه بيگانگي هرشب به ما سر مي زند

                      Comment


                      • آنگاه كه ضربه هاي تيشه ي زندگي رابر ريشه ي آرزوهايت حس مي كني
                        به خاطر بياور
                        كه زيبايي شهاب هااز شكستن قلب ستارگان است

                        Comment


                        • اين هدف آمده ام! لذت ها را دوست دارم تا آنجا كه از شدت لذت به رقت دچار نشوم. علاقه به ثروت براي آنكه بهتر بپوشم ، بهتر بخورم و هر آنچه كه به آن بتوانم زيبايي ها را بهتر درك كنم. ثروت را براي ابزار بودن دوست دارم. ابزاري براي بودنم و از آن بيزارم و ميهراسم نيز كه مرا ابزاري كند براي بودنش، ماشيني براي چاپ اسكناس يا تنها دليل بودنم باشد

                          ميهراسم چرا كه استعداد آن را به تمامي در وجودم درك ميكنم. فقر را به آن جهت كه تلنگري باشد در لحظه هايم، پيوندم دهد به واقعيت، به دنيا و تلاش براي بودن و خوب بودن و بهتر بودن، با ديگران بودن، در شادي ها، در غم ها با ديگران بودن مثل ديگران خنديدن، گريستن و با اين لطف اجتماع،‌ نياز روحم را برآورده كنم حس شوم، حس كنم، جزئي از حركتي بزرگ باشم. نيازي را برآورده كنند، نيازي را برآورده كنم

                          تبادل تنها يك واژه نيست، يك بازيست. اما،‌ بازيي متفاوت، يك بازي حياتي! در لحظه هايم به سوي خوب بودن در بيراه ي بد بودن، در لحظه هايي كه بايد زندگي هستند ، «گذشت زمان» من محتاج درك شدنم و درك كردن نيز، و اين تبادلي شگفت آور در غم و ياس، در شادماني و شعف لازم است، باشم ـ ديده شوم ـ باشم

                          Comment


                          • لذت خواهي، از آنجا كه نه به تمامي براي اين هدف آمده ام! لذت ها را دوست دارم تا آنجا كه از شدت لذت به رقت دچار نشوم. علاقه به ثروت براي آنكه بهتر بپوشم ، بهتر بخورم و هر آنچه كه به آن بتوانم زيبايي ها را بهتر درك كنم. ثروت را براي ابزار بودن دوست دارم. ابزاري براي بودنم و از آن بيزارم و ميهراسم نيز كه مرا ابزاري كند براي بودنش، ماشيني براي چاپ اسكناس يا تنها دليل بودنم باشد

                            ميهراسم چرا كه استعداد آن را به تمامي در وجودم درك ميكنم. فقر را به آن جهت كه تلنگري باشد در لحظه هايم، پيوندم دهد به واقعيت، به دنيا و تلاش براي بودن و خوب بودن و بهتر بودن، با ديگران بودن، در شادي ها، در غم ها با ديگران بودن مثل ديگران خنديدن، گريستن و با اين لطف اجتماع،‌ نياز روحم را برآورده كنم حس شوم، حس كنم، جزئي از حركتي بزرگ باشم. نيازي را برآورده كنند، نيازي را برآورده كنم

                            تبادل تنها يك واژه نيست، يك بازيست. اما،‌ بازيي متفاوت، يك بازي حياتي! در لحظه هايم به سوي خوب بودن در بيراه ي بد بودن، در لحظه هايي كه بايد زندگي هستند ، «گذشت زمان» من محتاج درك شدنم و درك كردن نيز، و اين تبادلي شگفت آور در غم و ياس، در شادماني و شعف لازم است، باشم ـ ديده شوم ـ باشم

                            Comment


                            • نه براي عشق، نه براي صلح، نه براي جنگ، نه براي خود، نه براي ديگران، نه براي خدا، نه براي ابليس! شكيبا باش، نه بسيار، كم. به اندازه چند نفس! شكيبا باش

                              در امتداد گذر چند ثانيه صبر كن، تنها براي بودن باش، بمان براي يك ثانيه كه اگر ميدانستي، ثانيه ها، چقدر بزرگند به اندازه خشم طبيعت، به اندازه لطف خدا شايد به اندازه يك قطره باران و رحمت در كوير خشك غيرت همه در يك ثانيه كه از وسعت بي حد آن يا بايد گفت بي انتها، يا چون قطعه طلايي در ميان گل و لاي رها كردنش

                              ثانيه ها باش، فقط باش در امتداد چند ثانيه بيشتر باش، تباهي .... خاطرت را آزرد ميدانم لاشخور هاي قوانين انسانيت وجودت را نيش زدند. ميدانم همه را ميدانم و از دانستن، به تو ميگويم بمان! تو را به آخرين فرياد تو را به آخرين اشك تو را به اولين لبخند تو را نه به نام خدا تو را به آخرين بار كه خدا را صدا زدي

                              Comment


                              • پروانه ها در باد
                                پروازشان گم شد
                                لبخندشان بي رنگ
                                آوازشان گم شد

                                پروازشان را باد
                                در كوچه پرپركرد
                                آوازشان را برد
                                آهنگ غم آور

                                آوازشان ديگر
                                در كوچه پيدا نيست
                                در ياد گل، تنها
                                پروازشان باقيست

                                Comment

                                Working...
                                X