koh
06-06-2006, 06:06 PM
کوه:الو سلام
سلام چطوری؟
کوه :خوبی مهربون؟
خوبم تو چطوری کوهه من؟
کوه:بد نیستم عزیز به خوبیه تو
چه خبر؟اوضاع روبراهه؟
کوه:نه زیاد
چی شده مگه؟
کوه:ببین یه لطفی میتونی بهم بکنی؟
تو جون بخواه عزیزم --بگو فدات شم
کوه:بد جوری گیر کردم --خیلی گرفتارم
تو رو خدا بگو چی شده کوهه من
کوه:عزیزم به کمکت احتیاج دارم
گفتم که تو جون بخواه از این بالاتر
کوه:فدات بشم ماه من
چی شده بگو دیگه؟
کوه:اگه بهت شماره حساب بدم فردا میتونی برام یه خورده واریز کنی؟در اولین فرصت بهت بر میگردونم
آره عزیزم چقدر میخواهی؟بگو --همین امشب یه جوری بهت میرسونم
کوه:نه عزیزم کار امشب نیست
امشب دیگه گذشت
باشه عزیز هر چی تو بگی --فردا میریزم برات--بذار قلم بیارم شماره حسابتو بنویسم
کوه:باشه بیار ولی کاغذی که میاری یه خورده از یادداشت بزرگتر باشه
آخه چرا؟
کوه:چون آدرس بانک هم بهت بدم خیلی طولانی تر از یک یاد داشته
چشم کوه صبر کن ---
اومدم فدات شم بگو
کوه:می نویسی؟
آره بگو
کوه:
بانک عشق کوه
شعبه ی دل عاشقش
شماره حساب:
عشق
محبت
دوستی
صفا
یک رنگی
صداقت
مهر
گذشت
روشنی
خیال
10رقمیه ممیز هم داره
ممیز:
پاکی
وفایی به وسعت دریاو زیبایی طبیعت
آدرس بانک رو هم یاد داشت کن:
خیابان میکده
چهار راه خرابات
نبش خیابان مستی
بانک عشق کوه
شعبه ی دل عاشقش
برای این که گم نکنی بهت بگم بغل بانک یه مغازه است به اسم
برق چشات
که پشت ویترینش پره از طره ی موهات
زمزمه ی صدات
وفای بی نظیرت
راستی:زیاد لازم ندارم چون قبلا حسابمو پر کردی فقط اندازه ی یک سر سوزن برام بریز دیگه هیچی نمی خوام
چون همه چیز دارم
تکمیل تکمیل
کجایی؟نوشتی؟چرا صدات نمیاد؟
داری گریه میکنی؟چرا آخه به خدا نمیخوام خم به ابروت بیاد
شرمنده
اگه الان تو دست و بالت نیست باشه بعدا
عجله ندارم درسته گفتم گیر کردم به کمکت احتیاج دارم
ولی این مبلغ و هیچ کس نمیتونه به جز تو برام بریزه
آخه شماره حساب و آدرس بانک و هیچ کس نداره و نخواهدداشت
چی بهت بگم کوهه من؟من به تو چی بگم کوه؟
من زندگیمو ریختم به حسابت
کوه:میدونم عزیز مهربون
میدونم
منم گفتم که حسابم پره و چقدر نیاز دارم این نیازم هم به خاطر دلتنگیه
اصلا فردا نمیخواد بری بانک همین که صداتو شنیدم و فهمیدم حالت خوبه برام یه دنیا سرمایه است
باز داری گریه میکنی؟
کاش الان پیشم بودی
میخوام سرمو بذارم رو شونه هات و زار زار گریه کنم
کوه:چرا گریه؟مگه شونه های من این قدر داغهع؟
نه مهربون از خوشحالی میخوام گریه کنم --از این که تو رو دارم
کوه؟
کوه؟
چی شده؟
تو که به من میگی گریه نکن چرا خودت گریه میکنی؟
هق هق افتادی بسه دیگه
کوه:خوب میدونی گریه منم از خوشحالیه
چون تو رو دارم
میدونی یعنی چی؟
یعنی
زندگی
هستی
بودن من
یه شعر برات بگم؟
حالشو داری؟
بگو عزیزم حالم از این بهتر نمیشه
ماهم بیا تو خوابم
برای من تو ماهی
من آن گدای عشقت
برام تو پادشاهی
شدم آتیش
ولی سردم
منم بیمار
تویی دردم
شدی برام شکل قفس
اما واست با هر نفس
تو رومیخوام
آخه ماهی
تویی عشقم
جون پناهی
نمیدونم چی بهت بگم کوه
فقط بدون میمیرم برات
مرا حالی است با جانان که جانم در نمیگنجد
مرا سری است با دلبر که دل در بر نمیگنجد
خرابات است و ما سر مست و ساقی جام می بر دست
در این خلوت سرای دل به جز دلبر نمیگنجد
چه غوغایی است درد او که در هر دل نمیباشد
چه سودایی است عشق او که در هر سر نمیگنجد
دلم عود است و آتش عشق و سینه مجمر سوزان
ز شوق سوختن عودم در این مجمر نمیگنجد
چه حرف است این که می خوانم که درکاغذ نمی یابم
چه علم است این که می دانم که در دفتر نمیگنجد
برو ای عقل سر گردان گران جانی مکن با ما
سبک روحان همه جمعند گران جان در نمیگنجد
ندیم مجلس شاهم حریف این کوهم من
لب ساغر همی بوسم سخن دیگر نمیگنجد
سلام چطوری؟
کوه :خوبی مهربون؟
خوبم تو چطوری کوهه من؟
کوه:بد نیستم عزیز به خوبیه تو
چه خبر؟اوضاع روبراهه؟
کوه:نه زیاد
چی شده مگه؟
کوه:ببین یه لطفی میتونی بهم بکنی؟
تو جون بخواه عزیزم --بگو فدات شم
کوه:بد جوری گیر کردم --خیلی گرفتارم
تو رو خدا بگو چی شده کوهه من
کوه:عزیزم به کمکت احتیاج دارم
گفتم که تو جون بخواه از این بالاتر
کوه:فدات بشم ماه من
چی شده بگو دیگه؟
کوه:اگه بهت شماره حساب بدم فردا میتونی برام یه خورده واریز کنی؟در اولین فرصت بهت بر میگردونم
آره عزیزم چقدر میخواهی؟بگو --همین امشب یه جوری بهت میرسونم
کوه:نه عزیزم کار امشب نیست
امشب دیگه گذشت
باشه عزیز هر چی تو بگی --فردا میریزم برات--بذار قلم بیارم شماره حسابتو بنویسم
کوه:باشه بیار ولی کاغذی که میاری یه خورده از یادداشت بزرگتر باشه
آخه چرا؟
کوه:چون آدرس بانک هم بهت بدم خیلی طولانی تر از یک یاد داشته
چشم کوه صبر کن ---
اومدم فدات شم بگو
کوه:می نویسی؟
آره بگو
کوه:
بانک عشق کوه
شعبه ی دل عاشقش
شماره حساب:
عشق
محبت
دوستی
صفا
یک رنگی
صداقت
مهر
گذشت
روشنی
خیال
10رقمیه ممیز هم داره
ممیز:
پاکی
وفایی به وسعت دریاو زیبایی طبیعت
آدرس بانک رو هم یاد داشت کن:
خیابان میکده
چهار راه خرابات
نبش خیابان مستی
بانک عشق کوه
شعبه ی دل عاشقش
برای این که گم نکنی بهت بگم بغل بانک یه مغازه است به اسم
برق چشات
که پشت ویترینش پره از طره ی موهات
زمزمه ی صدات
وفای بی نظیرت
راستی:زیاد لازم ندارم چون قبلا حسابمو پر کردی فقط اندازه ی یک سر سوزن برام بریز دیگه هیچی نمی خوام
چون همه چیز دارم
تکمیل تکمیل
کجایی؟نوشتی؟چرا صدات نمیاد؟
داری گریه میکنی؟چرا آخه به خدا نمیخوام خم به ابروت بیاد
شرمنده
اگه الان تو دست و بالت نیست باشه بعدا
عجله ندارم درسته گفتم گیر کردم به کمکت احتیاج دارم
ولی این مبلغ و هیچ کس نمیتونه به جز تو برام بریزه
آخه شماره حساب و آدرس بانک و هیچ کس نداره و نخواهدداشت
چی بهت بگم کوهه من؟من به تو چی بگم کوه؟
من زندگیمو ریختم به حسابت
کوه:میدونم عزیز مهربون
میدونم
منم گفتم که حسابم پره و چقدر نیاز دارم این نیازم هم به خاطر دلتنگیه
اصلا فردا نمیخواد بری بانک همین که صداتو شنیدم و فهمیدم حالت خوبه برام یه دنیا سرمایه است
باز داری گریه میکنی؟
کاش الان پیشم بودی
میخوام سرمو بذارم رو شونه هات و زار زار گریه کنم
کوه:چرا گریه؟مگه شونه های من این قدر داغهع؟
نه مهربون از خوشحالی میخوام گریه کنم --از این که تو رو دارم
کوه؟
کوه؟
چی شده؟
تو که به من میگی گریه نکن چرا خودت گریه میکنی؟
هق هق افتادی بسه دیگه
کوه:خوب میدونی گریه منم از خوشحالیه
چون تو رو دارم
میدونی یعنی چی؟
یعنی
زندگی
هستی
بودن من
یه شعر برات بگم؟
حالشو داری؟
بگو عزیزم حالم از این بهتر نمیشه
ماهم بیا تو خوابم
برای من تو ماهی
من آن گدای عشقت
برام تو پادشاهی
شدم آتیش
ولی سردم
منم بیمار
تویی دردم
شدی برام شکل قفس
اما واست با هر نفس
تو رومیخوام
آخه ماهی
تویی عشقم
جون پناهی
نمیدونم چی بهت بگم کوه
فقط بدون میمیرم برات
مرا حالی است با جانان که جانم در نمیگنجد
مرا سری است با دلبر که دل در بر نمیگنجد
خرابات است و ما سر مست و ساقی جام می بر دست
در این خلوت سرای دل به جز دلبر نمیگنجد
چه غوغایی است درد او که در هر دل نمیباشد
چه سودایی است عشق او که در هر سر نمیگنجد
دلم عود است و آتش عشق و سینه مجمر سوزان
ز شوق سوختن عودم در این مجمر نمیگنجد
چه حرف است این که می خوانم که درکاغذ نمی یابم
چه علم است این که می دانم که در دفتر نمیگنجد
برو ای عقل سر گردان گران جانی مکن با ما
سبک روحان همه جمعند گران جان در نمیگنجد
ندیم مجلس شاهم حریف این کوهم من
لب ساغر همی بوسم سخن دیگر نمیگنجد