Announcement

Collapse
No announcement yet.

Rang-e Eshgh

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Rang-e Eshgh


  • #2
    ey khoda, che pesare mahi!
    akhei, delam barash sookht, chera inghadr birahm bood?
    kheili ghashang bood jjbb, dastet vaghean dard nakone.

    Comment


    • #3
      akhey adam delesh kababmishe....
      Tasavor kon jahaniro ke toosh zendan yek afsanast
      Tamame jangaye donya shodan mashmoole atash bast
      Kasi aghaye alam nist barabar ba hamand mardom
      Dige sahme har ensane tane har dooneye gandom
      Bedone marzo mahdoode vatan yani hame donya
      Tasavor kon to mitoni beshi taabire in roya

      Comment


      • #4
        nice one jjbb

        Comment


        • #5
          عشق سادگيم را به بازي گرفت عشق وجودم را كه از جنس بلور بود به قايقي مبدل ساخت كه در اقيانوس چشمانت گم شدم و به وسعت و بزرگي ديدگانت پي بردم زماني كه چشمانت را براي اولين بار ديدم هنوز نمي دانستم كه چشمانت اينقدر عميق و پهناور است ولي وقتي كه با قايق بلوريم در اقيانوس چشمانت غرق شدم هيچ كس به كمكم نيامد وقتي طلب كمك خواستم تو به من گفتي اين همان راهي است كه عشق براي قلبهاي تير خورده مي كشد و اگر فريب ديدگان جادويي عشق را نخوري هيچ گاه گرفتار اين دام نمي شوي.

          و زماني كه صداي قشنگت برايم غمناكترين ترانه را زمزمه كرد سوار بر بال ارزوها به دوردستها سفر كردم روي ابرها به طنين خوش اهنگ صدايت گوش سپردم ولي نمي دانستم زماني كه بگويي خداحافظ بالهاي خيالم مي شكند و به عمق توهمات سقوط مي كنم و تمام ارزوهايم به خيالي بيش نمي ماند.

          زماني كه دستان پر مهرت را لمس كردم لحظه اي دستانم را بر روي گلبرگ گلي زيبا حس كردم كه لطافت و نرمي اش دستانم را نوازش مي داد زماني كه دستانم را به نشانه خداحافظي فشردي خاري از ساقه گل به دستم فرو رفت و وجودم را اتش زد عشق را نفرين كردم و خود را براي انتقام از سرنوشت اماده ساختم و كاخي از غرور افكندم تا هيچ كس نتواند با نگاهي اسان و ساده كاخ مرا ویران کند.

          Comment


          • #6
            eyval jjbb

            Comment

            Working...
            X