PDA

View Full Version : Persian treasure trove on the line at U. of C.


RedWine
06-29-2006, 02:15 PM
A federal judge has rejected a key defense by the University of Chicago in a lawsuit over rights to ancient Persian artifacts, a decision bound to ripple through the American museum community.

The next step, according to the Rhode Island lawyer who sued the university and several renowned museums: Seize an invaluable collection at U. of C.'s Oriental Institute--thousands of clay fragments with cuneiform writing that came from Iran. Then auction off the pieces to compensate victims of Middle Eastern violence on the grounds that Iran is a state sponsor of terrorism.

The judge's decision comes as American museums are facing tough questions about how they acquired certain collections.

The Metropolitan Museum of Art recently agreed to return invaluable antiquities that Italian authorities said had been looted from that country. The J. Paul Getty Museum is negotiating a similar claim with Italy.

The judge's rebuke of U. of C. left several other lines of defense still to be heard. The case, which also involves the Field Museum, comes back to court for another hearing next month.

U. of C. had argued that it needed to protect Iran's rights to the property, even though Iran declined to come to court. The university said the Iranians were gun-shy because of bad experiences with the American legal system, a claim rejected by U.S. District Judge Blanche M. Manning in Chicago.

In a decision published Friday, Manning ruled the university's "brazen accusation that the courts of the United States are hostile to Iran and that, as a result, Iran should be excused from bothering to assert its rights, is wholly unsupported."

From the University of Chicago's perspective, this might be a case of injury about to be added to insult. David J. Strachman, attorney for the plaintiffs, said he will move to translate the judge's ruling into cash for his clients.

"Shortly, we are going to be asking for a judicial sale for the purpose of raising funds to satisfy the judgment," said Strachman.

In her ruling, Manning also took a poke at the U. S. government, which backed the university's side of the dispute. "The government relegates the [key] argument to a footnote," she wrote.

Charles Miller, a spokesman for the U.S. Department of Justice, said, "We are reviewing the court's ruling."

In several recent cases involving U.S. citizens and foreign nations, the Department of Justice intervened and claimed the national interest is better served if such disputes are resolved through diplomatic negotiations rather than legal suit, an argument revived in the University of Chicago case.

"The government came into court crying the sky will fall if Iran has to satisfy this judgment," Strachman said. He said his clients were pleased by the judge's decision, which rejected that line of reasoning.

"They had been disheartened that the government defended Iran," Strachman said. "It was very upsetting to them, because they were doing what the Congress said they should be doing to help fight terrorism."

The Chicago case--formally titled Jenny Rubin, et al vs. the Islamic Republic of Iran, et al--stems from a deadly bombing in Israel nearly nine years ago.

On Sept. 4, 1997, suicide bombers set off explosive devices in Ben Yehuda mall, a popular tourist destination in Jerusalem. Hamas claimed responsibility for the bloody attack, which killed five bystanders and left 192 people wounded.

Several of the survivors were American visitors who filed a federal lawsuit against Iran and Iranian officials. They claimed that Hamas was financed by Iran, making the country legally responsible for their suffering. Judge Ricardo M. Urbina agreed and noted that Iran has a ministry for terrorism and budgets "between $50 million and $100 million a year sponsoring various organizations such as Hamas."

When Iran didn't show up in court, the judge ruled for the plaintiffs by default, awarding them damages of $423.5 million. Though a victory for Strachman and his clients, that left him the task of collecting from Iran's assets in the U.S., among them the collection of Persian artifacts housed at the University of Chicago's Oriental Institute.

In response, the university invoked an ancient legal principle, known as sovereign immunity, which holds that governments can't be sued just like ordinary citizens. The university's lawyers argued that though Iran hadn't asserted that defense, it was doing it on Iran's behalf.

When a magistrate judge rejected that defense, the university appealed to Manning. But she agreed with the original finding.

Larry Arbieter, a University of Chicago spokesman, said that because the matter is still in court, the university declined to comment on the judge's ruling.

Joe Brennan, vice president and general counsel for the Field Museum, said that institution, though not directly affected by Friday's decision, disagreed with it. He looked upon the aftermath of the judge's ruling as an instance of living to fight another day.

"It was only one of several lines of defenses we've offered," he said. "There is another hearing coming up in July, and we're confident of winning."

RedWine
06-29-2006, 02:27 PM
لطفا گنجینه های ملی و بشری ما را بذل و بخشش نکنید! کمیته بین المللی نجات آثار دشت پاسارگاد
اعلامیه کمیته بین المللی نجات در ارتباط با حکم دادگاه فدرال ایالت «ایلینو» ی آمریکا

هموطنان عزیز بر اساس خبر خبرگزاری ها قاضی «بلنک منينگ» دیروز در دادگاه فدرال آمریکا در ایالت «ایلینوی» حکم داده است که بازماندگان قربانیان یک بمب گذاری در اسراییل می توانند گنجینه های باستانی ایران در موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو را به عنوان غرامت دریافت کنند.
از آنجایی که وکیل این بازماندگان این بمب گذاری را کار گروه حماس می داند و دولت ایران را به عنوان حامی گروه حماس معرفی کرده است از دادگاه خواسته تا آثار باستانی گرانبهایی را که در موسسه شرق شناسی شیکاگو است به عنوان غرامت به بازماندگان قربانیان بدهند.
این آثار باستانی در سال 1930 و در حفاری های تخت جمشید به دست آمده و فعلا و به طور امانت در اختیار موسسه شرق شناسی دانشگاه شیگاگو قرار گرفته است.
کمیته بین المللی نجات پاسارگاد معتقد است که آثار باستانی و گنجینه های ملی و بشری ما متعلق به ملت ایران است، ملتی که در اکثر تصمیم گیری های حکومتی نقشی ندارد؛ و بذل و بخشش ثروت های این مردم به هر بهانه ای، و حتی اگر به دلیل سیاست های غلط آن حکومت باشد، ناعادلانه و خلاف اصول حقوق بشر است.
ما همزمان با نوشتن نامه هایی به سازمان ملل و سازمان یونسکو از کلیه حقوقدانان ایرانی مقیم آمریکا تقاضا داریم که ما را در تهیه دادخواست هایی اعتراض آمیز نسبت به حکم دادگاه فدرال ایالت «ایلینوی» یاری دهند.
و شما هموطن گرامی نیز می توانید، با صرف اندکی وقت، اعتراض خود را به سازمان ملل متحد، سازمان یونسکو و همچنین به دفاتر مقامات آمریکایی (از دفتر ریاست جمهوری گرفته تا دفاتر سناتورها) بفرستید.

فراموش نکنید که این گنجینه ها متعلق به شماست و بی توجهی به آن ها، به معنی بی توجهی به فرهنگ و هویت ایرانی ـ بشری خودتان است.
با مهر و احترام
بیست و هشتم جون 2006
کمیته بین المللی نجات آثار دشت پاسارگاد
www.savepasargad.com


فکس و ایمیل دفتر یونسکو
UNESCO
E-mail: spokesperson@unesco.org
Fax:33-1-45 68 55 96
تلفن و فکس و ایمیل سازمان ملل ـ آمریکا
Phone: +1-212-557-3161
Fax: +1-212-557-3165
E-Mail: globalpolicy@globalpolicy.org
تلفن و فکس و ایمیل سازمان ملل ـ اروپا
phone: +49-228-965 0510
Fax: +49-228-963 8206
E-Mail: europe@globalpolicy.org

RedWine
07-02-2006, 10:15 AM
موزه ملى ايران در نامه اى رسمى به مسئولان دانشگاه شيكاگو با تاكيد بر امانت بودن گنجينه باستانى ايران در دست اين دانشگاه خواستار دفاع از حق ايران و امانتدارى اين دانشگاه شد.مسئولان دانشگاه نيز براى دومين بار خواستار لغو حكم دادگاه فدرال براى حراج اين اشيا شدند.
خبرگزارى ميراث فرهنگى ـ گروه هنر: دانشگاه شيكاگو با تاكيد بر امانت بودن گنجينه باستانى ايران در دست موسسه شرق شناسى اين دانشگاه، بار ديگر درخواست کرد حكم دادگاه فدرال براى حراج اين اشيا لغو شود. در همين حال موزه ملى درخواست خود را مبنى بر بازپس گيرى اين اشيا به دانشگاه شيكاگو فرستاد.
محمد رضا كارگر مدير موزه ملى ايران با بيان اين مطلب به ميراث خبر گفت:, موزه ملى ايران به محض اطلاع از حكم دادگاه فدرال آمريكا مبنى بر حراج گنجينه باستانى ايران در اين دانشگاه درخواست كتبى مبنى بر حفظ و حراست از امانات ايران در دست اين دانشگاه تنظيم و براى دانشگاه و موسسه شرق شناسى شيكاگو فرستاد. ,
كارگر با تاكيد بر اين كه دانشگاه شيكاگو بارها رسما اعلام كرده است كه اين اشيا به صورت امانت در دست آن*ها است، افزود:, تاكنون مكاتبات و مذاكراتى با آقاى جيل استاين رئيس موسسه شرق شناسى دانشگاه شيكاگو داشته*ايم تا اين الواح گلى را به ايران بازگردانيم. اين دانشگاه* نيز بارها به صورت*هاى مختلف از جمله به موجب دو نامه رسمى كه صورت جلسه تنظيم آن ها وجود دارد رسما اعلام كرده است كه اين الواح گلى متعلق به ايران است و در موسسه شرق شناسى اين دانشگاه به طور امانى نگهدارى مي*شود. ,
به گفته مدير موزه ملى ايران, تاريخ نخستين صورت جلسه در زمان بازپس گيرى 300 قطعه از اين الواح گلى است كه با حضور رئيس موسسه شرق شناسى دانشگاه و مدير موزه ملى ايران امضا شد.به موجب مفاد اين توافق*نامه اين دانشگاه متعهد شد كه در يك جدول زمانى مشخص اين الواح را به ايران بازگرداند و دومين صورت جلسه مربوط به نامه*اى است كه موزه ملى براى تدوين برنامه بازگشت اين اشيا به ايران فرستاد و در پاسخ در نامه*اى كاملا رسمى دانشگاه شيكاگو بار ديگر تاكيد بر امانت بودن اين اشيا برنامه زمان*بندى شده خود را ارائه كرده است. ,
وى با اشاره به اين كه على رغم حكم قاضى فدرال آمريكايى براى حراج گنجينه باستانى ايران دانشگاه شيكاگو موسسه شرق*شناسى دانشگاه شيكاگو بر امانت بودن لوح*هاى گلى و ساير گنجينه باستانى ايران دراين دانشگاه تاكيد كرده*است؛ افزود:,موسسه شرق شناسى دانشگاه شيكاگو اين راى را نپذيرفته است و دادخواستى را براى دفاع از حق ايران به دادگاه فدرال آمريكا تنظيم كرده است و به حكم حراج اين گنجينه اعتراض كرده است. تا آن*جايى كه به ما خبر داده شده*است در اين نامه بار ديگر بر امانت بودن اين اشيا تاكيد شده*است.,
گنجينه باستانى ايران شامل هزاران لوح گلى باستانى را که حاوى اطلاعاتى در مورد زبان*ها و زندگى روزمره مردم در امپراتورى ايران است و 2500 سال قدمت دارند . اين مجموعه در سال1933توسط باستان*شناسان موسسه شرق*شناسى در حفاري*هاى تخت*جمشيد کشف شد، در همان سال جهت بررسى وپژوهش از ايران به همراه تعدادى از اشياى تاريخى ايران به اين دانشگاه منتقل شد. جمعه گذشته قاضى فدرال آمريكا در پى دادخواهى ديويد استارچمن، يك وكيل آمريكايى راى به حراج اين گنجينه به نفع اسرائيل داده بود. استارچمن از دادگاه فدرال آمريكا خواسته بود اين اشيا را كه به امانت در دست دانشگاه شيكاگو است را برخلاف نظر اين دانشگاه توقيف و به نفع خانواده*هاى اسرائيلى كه يك يا چند تن از اعضاى آن*ها توسط فلسطينى ها كشته شده*اند به حراج گذاشته شود راى داد.
كارگر اين حكم را سياسى كردن يك مسائل و مبادلات فرهنگى دانست:, اين حكم چنانچه رد شود، طرح آن نقطه سياهى در قوه قضاييه آمريكا و موضع فرهنگى اين كشور خواهد بود. اين مسئله باعث سلب اعتماد جامعه جهانى نسبت به آمريكا و نظام قضايى و ساير بخش*هاى اين كشور خواهد شد. گنجينه باستانى ايران امانتى فرهنگى از 70 سال پيش براى تحقيق در دست مجامع دانشگاهى اين كشور است و سياسى كردن آن بخصوص حكم حراج آن به نفع ايران به جرم حمايت از فلسطين كارى غير فرهنگى و خارج از عرف بين المللى است. ما تاكيد مي*كنيم نه تنها اين راى را نمى پذيريم كه طرف ما دانشگاه شيكاگو است و به طور قانونى از آن ها توقع داريم كه از حق ايران دفاع كنند.,
كارگر با اشاره به اين كه شكايت ايران در مراجع رسمى مانند هيات دولت، وزارت امور خارجه و سازمان ميراث فرهنگى مطرح و به طور اضطرارى راه*حلى براى اين مشكل اتخاذ شود، افزود:,سازمان ميراث فرهنگى و موزه ملى نيز همه تلاش خود را مي*كند تا از حراج غير قانونى اين گنجينه باستانى جلوگيرى كند. ما از تمام مجامع حقوقى و فرهنگى بين*المللى مانند يونسكو كمك خواهيم گرفت و با مديران موزه*هاى بزرگ دنيا تماس مي*گيريم تا بتوانيم جلوى اجراى اين حكم را بگيريم. ,
دانشگاه شيكاگو در دادخواست خود اعلام كرده بود كه على رغم عدم حضور ايران در دادگاه، مسوولان اين دانشگاه از حق مالكيت ايران دفاع خواهند كرد. قرار است ماه آينده دادگاه جلسه ديگرى در ادامه اعتراض موسسه شرق*شناسى شيكاگو به حكم حراج گنجينه ايرانى تشكيل دهد تا براى آخرين بار به بررسى دادخواست استارچمن و دفاعيات دانشگاه شيكاگو رسيدگى كند.
موسسه شرق*شناسى دانشگاه شيکاگو در بيشتر سالهاى قرن بيستم با ايران همکارى علمى نزديک داشت. بسيارى از دانشجويان باستان*شناسى ايرانى در اين دانشگاه تحصيل و تحقيق کردند.

donsaeid
07-07-2006, 07:11 AM
براساس حكم دادگاه فدرال در ايالت " ايلي*نوي " آمريكا، بازماندگان يك حاثه بمب*گذاري در اسراييل مي*توانند گنجينه*هاي باستاني ايران در موسسه شرق شناسي دانشگاه شيكاگو را به عنوان غرامت دريافت كنند.

اين حكم كه يك حركت "ضد فرهنگي" و "كاملا سياسي" است، به گفته دكتر "پرويز ورجاوند" محقق و استاد دانشگاه، نوعي تجاوز به حقوق فرهنگي ايران محسوب مي*شود وبا توجه به كنوانسيون*هاي مختلف يونسكو، قابل تعقيب است.

براساس كنوانسيون*هاي بين*المللي مرتبط با آثار تاريخي كشورها، هيچ كشوري حق ندارد ميراث فرهنگي كشور ديگري را به حراج بگذارد.

بنابراين، حكم اين دادگاه آمريكايي كه مخالف كنوانسيون سال ‪ ۱۹۷۰‬يونسكو است كاملا مردود و فاقد وجاهت قانوني است.

اين كتيبه*ها كه متعلق به دوران هخامنشي است توسط گروهي از باستان شناسان آمريكايي در سال ‪ ۱۳۱۵(‬دهه ‪ ۱۹۳۰‬ميلادي ) به آمريكا منتقل و به طور موقت به موسسه شرق شناسي دانشگاه شيكاگو براي امور تحقيقاتي به امانت سپرده شد.

"منوچهر متكي " وزير امورخارجه كشورمان درباره اين حكم گفت: درست است كه (فعلا فقط ) حكمي صادر شده و به مرحله اجرايي متمايل نشده، اما در مجموع يك اقدام ناشايست فرهنگي از طرف آمريكا است.

وزير خارجه تصريح كرد كه "اين(حكم قاضي آمريكايي) يك بي*ادبي و بي احترامي به ميراث فرهنگي و تاريخي ملت هاست كه چنين اقدامي زيبنده هيچ دولتي نيست".

متكي افزود: آمريكايي*ها با حكم اخيرشان مرتكب يك حركت ضد فرهنگي شده*اند و ما طبيعي است كه موضوع را در يونسكو و سازمان*هاي بين*المللي مرتبط با توريسم مطرح و پيگيري مي*كنيم.

وي تصريح كرد يكي از ترفندهاي تبليغاتي آمريكايي*ها اين است كه با استناد به برخي قوانين داخلي خود، اقدام به طرح دعاوي در محاكم اين كشور عليه ايران كرده*اند كه اين موضوع با حقوق بين*الملل مغايرت دارد.

در سال ‪ ۴) ۱۳۷۶‬سپتامبر ‪ ۱۹۹۷‬ميلادي ) مركز خريد "بن يهودا" در بيت المقدس هدف قرارگرفت، كه بر اثر آن ‪ ۵‬نفر كشته و ‪ ۱۹۲‬تن زخمي شدند.

حماس مسوليت اين بمب*گذاري را بر عهده گرفت . بسياري از كساني كه در جريان اين بمب*گذاري جان به در بردند از اتباع آمريكايي بودند كه با طرح ادعاهايي عليه ايران اقامه*ي دعوي كردند.

در دي سال ‪ ۱۳) ۱۳۸۴‬ژانويه ‪" (۲۰۰۶‬شيكاگو مارون"، روزنامه دانشجويان دانشگاه شيكاگو در مقاله*اي خبر داد كه وراث قربانيان بمب*گذاري سال ‪۱۹۹۷‬ در اسراييل ، به دادگاههاي آمريكا شكايت كرده و درخواست غرامت از ايران كرده*اند.

در اسفند ‪ ۱۳) ۱۳۸۴‬مارس ‪ (۲۰۰۶‬روزنامه "شيكاگو تريبيون " خبر داد كه يك وكيل دعاوي اهل "رودآيلند" به نام "ديويد استراكمن" عليه دانشگاه شيكاگو شكايت كرده و خواستار دريافت كتيبه*هاي باستاني ايران به عنوان غرامت بازماندگان حادثه فوق شده*است.

گفته مي*شود اين لوح*ها دست كم بيش از هفتاد و يك ميليون دلار ارزش دارند.

استراكمن عليه دانشگاه "هاروارد"، دانشگاه "ميشيگان"، انستيتوي هنر "ديترويت" و موزه هنرهاي زيباي "بوستن " نيز شكايت كرده است. در اين موسسات آثار باستاني امانتي متعلق به ايران نگهداري مي*شود.

پيش از اين يك دادگاه آمريكايي ديگر حكم به پرداخت ‪ ۴۲۳‬ميليون دلار غرامت به بازماندگان اين بمب*گذاري كرده بود.

استراكمن براساس اين حكم به دنبال مصادره اموال ايران در آمريكا و از جمله آثار باستاني موسسه شرق شناسي شيكاگو و نيز موزه فيلد شهر شيكاگو است.

در ‪ ۶‬تير ‪ ۲۷) ۱۳۸۵‬ژوئن ‪ ( ۲۰۰۶‬روزنامه شيكاگو تريبيون، خبر داد كه موزه محلي "فيلد " در پاسخ به دادگاه، منكر مالكيت ايران بر الواح هخامنشي شده و مدعي است كه اشيا عتيقه ايران باستان متعلق به دولت ايران نيست و از بازارهاي جهاني خريدار شده است.

از سوي ديگر، دانشگاه شيكاگو با استناد به اينكه مالكيت اين اشيا در انحصار دو موسسه دولتي ، موزه ملي و نيز سازمان ميراث فرهنگي ايران است تلاش كرد مانع از صدور حكم دادگاه شود اما قاضي "منيك " اصل مصونيت دولتي را دراين پرونده ناكافي دانست و سرانجام به نفع شاكي راي داد.

اين حكم خشم ايرانيان به ويژه ايرانيان مقيم آمريكا را برانگيخت و سبب شد در اعتراض به اين تصميم شكايتي با امضاي ‪ ۱۳۰۰‬نفر به دادگاه عالي آمريكا ارسال شود.

"حميدرضاآصفي " سخنگوي وزارت خارجه در خصوص راي دادگاه آمريكايي مبني بر حراج آثار باستاني ايران ضمن " عجيب و غريب " توصيف كردن اين اقدام، تصريح كرد: ميراث فرهنگي متعلق به يك كشور نيست بلكه متعلق به تمام جهان و جامعه بشري است.

آصفي با اشاره به تلاش حقوقي و ديپلماتيك ايران براي پي*گيري اشتباه اين دادگاه محلي، خاطرنشان كرد كه دانشگاه شيكاگو نيز اين حكم را رد كرده است.

آصفي در اين*باره با اشاره به اين نكته كه ايرانيان خارج از كشور نمي*توانند در مقابل اين اتفاق بي*تفاوت باشند، تاكيد كرد: ايرانيان همانگونه كه در مقابل اقدام نشنال جئوگرافي عكس العمل نشان دادند در مقابل اين اتفاق نيز عكس العمل نشان خواهند داد.

"طه هاشمي " رييس پژوهشگاه ميراث فرهنگي و گردشگري ايران نيز گفت: راي دادگاه آمريكا در خصوص به حراج گذاشته شدن لوح*هاي گلي ايران به نفع چند تبعه آمريكايي، سياسي و به دور از حقوق بين*الملل و قوانين قضايي است.

"پرويز ورجاوند" نيز موضع*گيري صريح واقدام حقوقي بين*المللي گسترده از يك سو و حركت ملي در برابر برخورد تجاوزگرانه و غيرمعقول قاضي آمريكايي را مورد تاكيد قرار داد.

ورجاوند گفت: اين گل نوشته*ها به دليل اينكه نمايانگر وضعيت اجتماعي و انساني دوره هخامنشي است، بسيار بااهميت هستند.

"محمد رضا كارگر " رييس موزه ملي ايران گفت: مالكيت آثار و اشيا تاريخي و فرهنگي براساس كنوانسيونهاي بين*المللي و قوانين جاري اين حوزه، تحت هيچ شرايطي قابل انتقال نيست.

وي افزود: لوح*هاي باستاني مجموعه تخت جمشيد به صورت امانت و براي مطالعه به دانشگاه شيكاگو انتقال داده شده است و هيچ قانوني قادر به مصادره اين اموال فرهنگي نمي*باشد.

رييس موزه ملي ايران همچنين گفت: با تمام اين مسايل ، بايد همه امكانات خود را براي خنثي كردن راي دادگاه به كار گرفت.

به طور قطع، راي دادگاه محلي آمريكا با واكنش مجامع علمي و فرهنگي جهان مواجه مي*شود، زيرا همان گونه كه "طه*هاشمي" رييس پژوهشگاه ميراث فرهنگي و گردشگري كشورمان گفته*است: "اصل استدلال اين دادگاه پايه حقوقي ندارد، چون براساس يك ادعاي واهي شكل گرفته است."
از سوي ديگر، "اجراي اين حكم بيش از همه به حيثيت علمي و اعتبار قضايي آمريكا خدشه وارد مي*كند و دستگاه قضايي و موسسات علمي اين كشور براي جلوگيري از بي*اعتبار شدن خود در سطح بين*الملل بايد تلاش كنند." آسيب رساندن به ميراث فرهنگي يك ملت چه به دست طالبان و چه به حكم دادگاهي در يكي از ايالات آمريكا نتيجه يكساني دارد و آن تلاش براي از بين بردن هويت ملي و فرهنگي كشورهاو ايجاد اختلال در همكاري*هاي علمي و فرهنگي ملت*ها است.

تمام كساني كه نگران ميراث بشري جهان هستند به خصوص مردم و مقام*هاي مسئول بايد نسبت به اين اقدام اعتراض خود را نشان دهند و انتظار مي*رود سازمان*هاي فرهنگي جهاني به خصوص يونسكو تدابيري براي حفاظت از ميراث ملي كشورها بيانديشند تا اين چنين دستخوش اغراض شوم و اقدامات ضد فرهنگي بيگانگان قرارنگيرند.

RedWine
07-07-2006, 06:17 PM
در تخت*جمشيد چند گونه کتيبه از دوره هخامنشی ديده شده و به دست آمده است. يکی، سنگ*نبشته*های پادشاهان هخامنشی که به زبان و خط ميخی «پارسی باستان» بر روی نمای سنگی* کاخ*ها و بناهای تخت*جمشيد نويسانده شده و معمولاّ با ترجمان آن به خط ميخی و زبان*های «عيلامی» و «بابلی نو (اکدی)» همراه هستند. دوم، لوحه*های زرين و سيمين داريوش بزرگ که از صندوق*های سنگی در پايه ديوارهای تالار آپادانا پيدا شد و يکی از لوحه*های زرين آن در چند سال پيش مفقود و پس از اظهارنظرهای فراوان و متناقض در باره سرنوشت آن، در نهايت چنين گفته شد که يکی از مسئولان موزه ايران باستان آنرا ربوده و «آب» کرده است. سوم، کتيبه*هايی که بر روی اشيايی همچو سنگ وزنه، مهر، دستگيره در، آجرهای لعابدار و آوندهای گوناگون ديده شده است. چهارم، تعداد فراوانی کتيبه*های جعلی که در بسياری از موزه*های دنيا وجود دارند و به اندازه*ای با مهارت ساخته شده*اند که تا مدت*ها جعلی بودن آنها دانسته نشد و در کتاب*ها و کاتالوگ*های قديمی*تر جزو آثار هخامنشی معرفی شده*اند.
لوحه*های تخت*جمشيد و پيدايی آنها اما گونه ديگری از کتيبه*های تخت*جمشيد که موضوع اين گفتار است، عبارت است از حدود سی هزار لوحه گلی يا «گل*نوشته» که در کاوش*های باروی استحکامات خاوری تخت*جمشيد و نيز در کاخ خزانه بدست آمدند. اين لوحه*ها در کاوش*های سال*های ۱۳-۱۳۱۲ و ۱۷-۱۳۱۶ کشف شده*اند. بيشتر آنها که از باروی استحکامات شمال خاوری به دست آمدند، به نام «لوحه*های بارو/ استحکامات» با علامت اختصاری (PF) و بخش ديگری که از کاخ خزانه در جنوب خاوری تخت*جمشيد پيدا شدند به نام «لوحه*های خزانه» با علامت اختصاری (PT) شناخته می*شوند.
ماندگاری لوحه*ها تا به امروز شمار اين لوحه*ها در اصل بسيار بيشتر از اين تعداد بوده است؛ اما به دليل اينکه بر روی گل خام يا نپخته نوشته شده بوده*اند و قرار هم بر اين نبوده که برای زمان*های بسيار دوری از آنها نگهداری شود، به مرور زمان از بين رفته*اند. اما اينکه چرا همين تعداد از لوحه*ها تاکنون سالم باقی مانده*اند، داستان شگفتی دارد. پس از يورش سپاه نابکار اسکندر مقدونی به ايران*زمين در سال ۳۳۰ پيش از ميلاد (تقريباّ ۱۷۰ سال پس از نگارش لوحه*ها) و غارت و سوزاندن تخت*جمشيد که با هدف آزادی و اتحاد ملت*ها صورت گرفت؛ گرمای شديد ناشی از آتش*سوزی کاخ خزانه و تالار صدستون (که در کنار باروی خاوری قرار دارد) موجب پخته*شدن و استحکام بيشتر آن لوحه*های گلی، و پايدار* ماندن آنها تا به امروز می*شود.
شکل ظاهری اين لوحه*ها تقريباّ به اندازه يک کف دست هستند و بر روی گل خام نوشته و نگهداری می*شده*اند. هر لوح در چند نسخه نوشته می*شده تا برای بايگانی ادارات ديگر شهرهای مورد نياز فرستاده شوند و يکی هم در بايگانی تخت*جمشيد نگهداری شود. بر کنار حدود ۶۰۰ لوحه، اثر چند مهر فشاری و غلتان باقی مانده است که متعق به صادرکننده و دريافت*کننده آن سند بوده است. نقش و نگارهای اين مهرها نيز می*توانند آگاهی*های فراوانی از هنر و باورهای آن روزگار را در اختيار بگذارند. به موجب همين لوحه*ها دانسته شده است که از چرم و اوراق پوست*گياهی (در فارسی باستان به نام «پَـوَسـتا») نيز برای نوشتن بهره*برداری می*شده که امروزه هيچ نمونه*ای از آن به دست نيامده است.
زمان نگارش محتوای اين لوحه*ها نشان می*دهد که تاريخ نگارش لوحه*های بارو به سال*های ۵۰۹ تا ۴۹۴ پيش از ميلاد، يعنی سال*های سيزدهم تا بيست و هشتم پادشاهی داريوش بزرگ بر می*گردد. اما لوحه*های خزانه در فاصله سال*های ۴۹۲ تا ۴۵۸ پيش از ميلاد، يعنی در فاصله سی*امين سال پادشاهی داريوش بزرگ تا هفتمين سال پادشاهی اردشير يکم نوشته شده*اند.
خط و زبان تقريباّ همگی لوحه*ها به خط و زبانی نگاشته شده*اند که امروزه به خط و زبان «عيلامی» معروف هستند. امروزه اطلاعی از نام واقعی اين خط و زبان در دست نيست. برخی کسان به اشتباه تصور کرده*ند که چون اين لوحه*ها به عيلامی نوشته شده است، متعلق به عصر فرمانروايی عيلاميان هستند. اشتباهی که ناشی از تمايز ندادن ميان زبان و حکومت عيلامی است. بجز اين، حدود ۵۰۰ لوح به زبان آرامی (آريايی)، ۸۰ لوح همراه با ترجمه به آرامی، سه لوح به زبان بابلی نو (اکدی)، يک لوح به زبان يونانی و يک لوح ديگر به زبان فريگيه*ای نوشته شده است. شنيده*ام که چند لوح هم به خط و زبان پارسی باستان به دست آمده است که هنوز آگاهی کاملی در اين باره ندارم.
امانت به دانشگاه شيکاگو از آنجا که کاوش*های تخت*جمشيد توسط هيئتی از دانشگاه شيکاگو و به سرپرستی باستان*شناس بزرگ و نام*آور آلمانی (که پژوهش*های با ارزش و ماندگار فراوانی در باره ايران انجام داده است) انجام می*شد، چنين توافق شد که لوحه*ها برای خوانش و پژوهش بر روی آن، به صورت امانت به دانشگاه شيکاگو منتقل شوند. دانشگاه پس از چند سال، شماری از لوحه*ها که از شدت آسيب*ديدگی، خواندن آنها امکان*پذير نمی*شد را به ايران بازگرداند و پژوهش بر روی شماری از آنها که سالم*تر و خواندنی*تر بودند را آغاز کرد. پس از آن تعداد ۳۰۰ لوح ديگر به ايران بازگردانده شده و بقيه آن همچنان در امانت دانشگاه شيکاگو است.

RedWine
07-07-2006, 06:17 PM
پژوهش و خوانش لوحه*ها نخستين گزارش و ترجمان متن لوحه*ها توسط ايران*شناس بزرگ و متخصص زبان*های باستانی ايرانی، يعنی جرج کامرون (G. Cameron) انجام شد. او دستاورد پژوهش ماندگار خود را در کتابی به نام لوحه*های خزانه تخت*جمشيد (Persepolis Treasury Tablets) در سال ۱۹۴۸ در شيکاگو منتشر کرد. کتابی که هيچگاه در کشور ايران ترجمه و منتشر نشد. پس از آن ريچارد هالوک (R. T. Hollock) همتای ديگر کامرون، کار را بر روی حدود دو هزار لوحه* بدست آمده از باروی تخت*جمشيد ادامه داد و گزارش و ترجمان خود را در کتاب گرانقدر لوحه*های استحکامات تخت*جمشيد (Persepolis Fortification Tablets) در سال ۱۹۶۹ در شيکاگو منتشر ساخت و پس از آن نيز مقاله*های متعددی در اين زمينه در نشريات گوناگون به چاپ رساند. او در سال ۱۹۷۷ خبر از خوانش ۴۵۰۰ لوح ديگر را داد که پس از درگذشت او، تکميل و منتشر نشدند. اين کتاب و مقاله*ها نيز هيچگاه به ديده ايرانيان نيامد تا در انديشه ترجمه و انتشار آن باشند. در واقع دنيای شگفت نهفته در اين کتيبه*ها که از آن ايرانيان است با بی*توجهی عميق و گسترده آنان روبرو شد. امروزه نيز عليرغم مدعيان و ادعاهای فراوان، هنوز حتی يک برگ از گزارش و ترجمه اين لوحه*ها در ايران تهيه نشده است.
محتوا و مضمون لوحه*ها اين لوحه*ها برخلاف ديگر کتيبه*های هخامنشی تخت*جمشيد که بيانيه*ها و گفتارهايی رسمی برای همگان و برای آيندگان بوده، برای خواندن عموم نوشته و عرضه نشده* بوده*اند و در واقع اسناد داخلی و حسابداری کارکنان تخت*جمشيد و يک بايگانی اداری بوده است. آنها بازگوکننده رويدادهای رسمی و حکومتی و سياسی نيستند، بلکه در کنار آگاهی*های فراوان ديوانی و اداری، اطلاعات فراوانی از زندگی روزمره و روزگار مردمان عصر هخامنشی در اختيار ما می*گذارند که تاکنون با کمبود حيرت*انگيزی در زمينه منابع و اسناد آن روبرو بوده*ايم. البته بجز لوح*های تخت*جمشيد، چندين بايگانی اداری ديگر از عصر هخامنشی در مصر و بابل (همچو بايگانی «موروشو») پيدا شده است.
کشف اين لوحه*ها و خوانش آنها، انقلابی در دنيای تاريخ و باستان*شناسی هخامنشی بشمار می*رفت. چرا که اکنون پژوهشگران بجز کتيبه*های رسمی و آثار مکتوب تاريخ*نگاران يونان، به سرچشمه*ای غنی و گسترده از اسناد هخامنشی دست يافته*اند که چون برای همگان نوشته نشده بوده* و قصد تبليغ و کسب مشروعيت و يا هرگونه ملاحظه*های سياسی و تأثيرگذاری بر افکار عمومی را در سر نداشته**اند؛ از ارزش استنادپذيری فراوانی برخوردار بوده* و هستند. از سوی ديگر، هيچ تاريخ*نگار يا سياستمداری نمی*توانسته است مانند هميشه متن تاريخی آنرا به نفع اهداف خود تحريف و بازنويسی کند. محتوای لوحه*ها نشان داد که سخنان بسياری از مورخان عصر کلاسيک يونان همچو هرودوت، نادرست و آکنده از تحريف واقعيت*های مربوط به ايران بوده است. نشان داد که برخلاف برخی ادعاها، يونانيان در ساخت تخت*جمشيد مشارکت نداشته*اند. نوشته*های روی لوحه**ها آگاهی*های فراوانی از نظام گاهشماری خورشيدی- مهی هخامنشی و نيز بسياری از نام*های کسان و نام*های جغرافيايی (همچو شيراز و نيريز) بدست می*دهد.
به موجب اين لوحه*ها، ما امروز دانسته*ايم که سازندگان تخت*جمشيد را بردگان تشکيل نمی*دادند، بلکه مردان و زنان آزاده*ای بوده*اند که به اندازه تخصص خود و کاری که انجام می*داده*اند، دستمزد می*گرفته*اند. به آنان نه تنها دستمزدی شايسته، که گاه پاداش و هديه و کمک هزينه جنسی نيز پرداخت می*شده است. آنان می*توانسته*اند به هنگام پيمان زناشويی، در هنگام زايش نوزادی تازه*رسيده، در جشن*ها و بيماری*ها از اين پاداش برخوردار شوند. زنان در تخت*جمشيد نه تنها کار می*کرده*اند، بلکه پابه*پای مردان در کارهای تخصصی و مديريت شرکت داده می*شدند. نوجوانان به کارآموزی می*پرداختند و کودکان در ساعت*های کاری والدين در کودکستان تخت*جمشيد نگهداری و تربيت می*شده*اند. لوحه*ها حاکی از آن است که پرداخت نهايی و ريزه*کاری*های سنگ*نگاره*های باشکوه تخت*جمشيد، بيشتر دستاورد هنر و توانايی*های زنان هخامنشی است.
نظام اداری تخت*جمشيد کاملاّ دقيق و منظم بوده است. دستمزدها و پاداش*ها و کمک هزينه*ها در اسناد متعدد ثبت و از سوی طرفين مهر می*شده است. آنگاه اين اسناد به دقت طبقه*بندی و بايگانی می*شده*اند و رونوشتی از آن بسته به نياز، برای نواحی و شهرهای ديگر فرستاده می*شده است. هيچکس از اين رويه مستثنا نبوده و مخارج بزرگان و وابستگان دربار و حتی شخص پادشاه به دقت بازبينی و حسابرسی می*شده است.
لوحه*ها به ما پاسخ می*دهند که در ايران هخامنشی هيچ دينی به عنوان دين رسمی شناخته نمی*شده و هيچ دينی نيز تبليغ نمی*شده است. اما در عين*حال باورمندان به همه اديان از پشتيبانی حکومت برخوردار بوده*اند. پيروان همه اديان نه تنها در امور داخلی خود آزاد بوده*اند، بلکه برای آيين*های ويژه خود مقرری و کمک هزينه دريافت می*داشته*اند.
تاراج کتيبه*ها لوحه*های تخت*جمشيد تاکنون چندين تاراج را از سر گذرانده*اند. نخست تاراج اسکندر را ديده*اند که پس از اشغال باشکوه*ترين بنای جهانی، طاقت و تحمل اين دستاورد بزرگ تمدن ايرانی را نداشت و در برابر آن احساس حقارت می*کرد. تمدنی که استادش ارسطو صاحبان آنرا «مشتی غلام نر و ماده می*دانست که حکومت بر آنان، حق يونانيان است». تاراج و آتش*سوزی*ای که بعدها مورخان غربی کوشيدند آنرا به گردن زنی به نام تائيس و مستی و هشيار نبودن اسکندر بيندازند تا بتوانند اين ننگ را از تاريخ خود پاک کنند.

RedWine
07-07-2006, 06:17 PM
به روايت کورتيوسš