Announcement

Collapse
No announcement yet.

Terrorism of Zionism

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Terrorism of Zionism







    NO COMMENTS
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

  • #2











    NO COMMENTS
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • #3










      NO COMMENTS
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • #4
        Jamals Story

        The killing of a child

        Jamal is an ordinary worker living in Gaza.
        He had nine children - until September 30th, 2000.

        That day, Jamal went out with his son Mohammed to buy a car. On their way, and without any warning, The Israeli occupation army post started firing in their direction.

        Jamal clutched his son and took cover behind a large cement block. When the firing ceased, Jamal waved his arms to point out to the soldiers that he was unarmed. He pointed to the terrified child holding him.

        The firing continued. Every time Jamal attempted to move, a hail of bullets came flying around him.

        Meanwhile, a French TV crew was filming what was happening. Then, two Palestinian paramedics attempted to snatch the father and son. They were shot.

        Palestinian paramedic Bassam al-Balbissi died on the spot, the other paramedic was injured seriously. If there was any hope of escape in Jamal's mind, it no longer existed. He tried to hide his son behind him, he held him close to him while Mohammed was crying and clutching his tormented father's T-shirt.

        After an hour of their ordeal, Mohammed was finally hit by several bullets and died.

        He was 12 years old.

        He laid facing the earth, while his father Jamal was leaning on the wall as bullets continued to rain down on him.

        His father survived. He is paralysed.

        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • #5

          Comment


          • #6
            ajab akse ghashangi IQ. vaghean ehsasato kholase kard... ke dardi ke in bacheha va hatta bozorga az daste in regime nezhad parast mikeshan yakh ro ab mikone... sango zob mikone...

            Jomhorie Eslami moghabele ina mesle fereshtehaye asemanie..
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment


            • #7
              bazia Hezbollah ro migan terroriste...

              mishe ta haddi ba in mozo agree kard vaghti hamalateshon be civil population hast.

              ama yek mozo dige ineke ina dar defa va jang ba yek regime sar ta pa mosallah va yek regime nezhad paraste khoonkhar majboran...
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment


              • #8
                ریشه های فکری و اعتقای صهیـونیســم


                صهیونیسم جنبشی سیاسی و نژادپرست و افراطی است که هدف آن تشکیل دولت یهود در فلسطین است تا از آن طریق بر جهان حکومت کند. کلمه صهیونیسم برگرفته از اسم "جبل صهیون" در قدس شرقی است ؛ جایی که حضرت داوود پس از مهاجرت از حبرون (الخلیل) به بیت المقدس در قرن یازده قبل از میلاد قصر خود را در آن مکان بنا نهاد. این اسم به بازسازی مجدد معبد حضرت سلیمان و مملکت حضرت داوود (ع) به پایتخی قدس دلالت دارد.
                جنبش صهیونیسم جدید با یک یهودی اتریشی الاصل به نام هرتزل مرتبط است. کسی که اولین مبلغ و بنیانگذار اندیشه صهیونیسم جدید و معاصر است و جنبش صهیونیسم در جهان بر پایه افکار و اندیشه های وی بنا گذاشته شد.


                تاسیس صهیونیسم و مهم ترین شخصیت های آن:

                صهیونیسم جهانی دارای ریشه های تاریخی، فکری و سیاسی است که به مقاطعی از این جنبش اشاره می شود:

                1ـ کلمه صهیون برای اولین بار در عهد قدیم در هنگام فرمانروایی حضرت داوود از سال 1000 تا 960 قبل از میلاد به کار رفت.

                2ـ اولین اهداف جنبش مکابی ها که پس از آزاد شدن از بابل 586 تا 538 میلادی تشکیل شد، بازگشت به صهیون و احداث معبد سلیمان بود.

                3ـ بارکوخیا بانی جنبش 118ـ 138 میلادی، روح حماسی را در جان و دل یهودیان زنده کرد و آن ها را به تجمع در فلسطین و تشکیل دولت یهودی در آن تشویق می کرد.

                4ـ جنبش موزس الکریتی که شبیه جنبش بارکوخیا بود.

                5ـ مرحله رکود و توقف فعالیت های یهودیان به علت اختلافات میان آن ها و ظلم و ستم هایی که به آن ها می شد. با این وجود احساس ملی گرایی نزد یهودیان همچنان آتشین ماند و ضعیف نشد.

                6ـ جنبش دیوید روبین و شاگردش سولومون مولوخ 1501 ـ 1532م. آن ها یهودیان را به ضرورت بازگشت برای تشکیل "اسرائیل" در فلسطین تاکید داشتند.

                7ـ جنبش منشه بن اسرائیل 1604 ـ 1657م. هسته اصلی صهیونیسم بود که طر های صهیونیسم را تهیه و به پیش می برد و با هدف اجرای این طرح ها و توطئه ها از بریتانیا برای تحقق اهداف صهیونیسم بهره جست.

                8ـ جنبش سبتای زیفی 1626 ـ 1676م. وی مدعی شد که حضرت مسیح یک یهودی مخلص است. بنابراین یهودیان همراه با او خود را برای بازگشت به فلسطین آماده می کردند، اما مسیح مخلص! از دنیا رفت.

                9ـ جنبش بازرگانان که روچلد و موسی مونتفیوری رهبری آن را بر عهده داشتند. هدف این جنبش احداث شهرک های یهودی در فلسطین به عنوان اولین گام جهت مصادره و تملک زمین و پس از آن اقامت دولت یهود بود.

                10ـ جنبش "فکری استعماری یهودیان" که در آغاز قرن نوزدهم خواستار تشکیل دولتی یهودی در فلسطین شد.

                11ـ جنبش صهیونیستی خشونت طلب که به دنبال قتل عام یهودیان در روسیا در سال 1882م. تشکیل شد. در این دوره هیکلر ژرمنی کتابی تحت عنوان "بازگرداندن یهودیان به فلسطین بنا به گفته های انبیا" تالیف کرد.

                12ـ ناثان برنباوم نویسنده آلمانی در سال 1893م. اصطلاح صهیونیسم را به کار برد.

                13ـ در سال 1882م. برای اولین بار در روسیه جنبشی تحت عنوان "عشق صهیون" تشکیل شد. هواداران این جنبش نشست هایی تحت عنوان "دوستداران صهیون" برگزار می کردند. در سال 1890 این گروه ها به اسم "جمعیت کمک به صنعت کاران و کشاورزان یهودی در سوریه و فلسطین و احیای زبان عبری" به رسمیت شناخته شدند.

                14ـ صهیونیسم جدید جنبشی منسوب به تئودور هرتزل روزنامه نگار یهودی است که در تاریخ 2/5/1860م. در بودابست به دنیا آمد. وی در سال 1878 در دانشگاه فینا لیسانس حقوق گرفت و هدف اصلی و آشکار وی رهبری یهود و حکومت بر جهان بود که ابتدا با تشکیل دولتی برای یهودیان در فلسطین شروع می شد. هرتزل در این خصوص دو بار با سلطان عبدالحمید امپراتور عثمانی مذاکره کرد اما به نتیجه ای نرسید. به دنبال مخالفت سلطان عبدالحمید یهودیان جهان تلاش خود را بربراندازی امپراتوری عثمانی و نابودی خلافت اسلامی متمرکز کردند.

                15ـ هرتزل در سال 1897م. اولین کنگره صهیونیسم را برگزار کرد. وی در این خصوص از محاکمه دریفوس افسر یهودی ساکن فرانسه به جرم خیانت و فروش اسرار نظامی به آلمان که بعدها تبرئه شد، سوء استفاده و بهره برداری های زیادی نمود. هرتزل به خوبی مشکلات و گرفتاری های یهودیان را از طریق این واقعه به تصویر کشید و کتاب معروف خود یعنی "دولت یهود" را منتشر ساخت. این کتاب طرفدارانی برای هرتزل دست و پا کرد و این امر وی را به تشکیل اولین کنگره صهیونیسم در بال سوئیس (از 29 ـ 31/8/47) ترغیب کرد. وی در مورد این کنگره می گوید:"اگر از من بخواهند که نتایج و اعمال این کنگره را به صورت خلاصه بیان کنم، در برابر همگان خواهم گفت که من دولت یهودی را بنیان گذاردم."

                وی موفق شد که یهودیان جهان را دور خود جمع کند. همچنین هرتزل توانست خاخام های یهود را که خطرناک ترین قوانین و مقررات در طول تاریخ جهان را تحت عنوان "پروتکل های حکمای صهیون" تدوین کردند، نزد خود گرد آورد. این کتاب برگرفته از آموزه های کتاب های تحریف شده یهودیان است که نزد آن ها بسیار مقدس هستند.

                از این زمان به بعد یهودیان سازمان های خود را قویتر ساختند و به دقت و مخفیانه برای تحقق اهداف توسعه طلبانه و سرکوبگرانه شان که هم اکنون نتایج آن برای همگان روشن است، به فعالیت پرداختند.

                افکار و اعتقادات

                صهیونیسم اندیشه و اعتقادات خود را از کتاب های مقدسی که یهودیان آن ها را تحریف کرده، گرفته اند و به عبارت دیگر این جنبش افکار و اندیشه های خود را در کتاب "پروتکل های حکمای صهیون" به تصویر کشیده است.
                ـ صهیونیسم تمامی یهودیان جهان را دارای یک تابعیت و آن هم تابعیت اسرائیلی می داند.
                ـ هدف صهیونیسم سیطره یهودیان بر جهان بر اساس وعده خدای آن ها یعنی یهوه است و نقطه آغازین این امر را برپایی حکومت خود در سرزمین موعود که از نیل تا فرات است، می دانند.
                ـ صهیونیست ها معتقدند که یهود تنها نژاد برتر است که باید رهبر و آقای جهانیان باشد و دیگر ملت ها خادم او باشند. آن ها معتقدند که بهترین راه و شیوه برای حکمرانی بر جهان تشکیل حکومت بر پایه خشونت و ارعاب دیگران است.
                ـ صهیونیسم خواستار بهره برداری از آزادی سیاسی برای سیطره بر ملت هاست و می گویند:"باید بدانیم که چگونه طعمه را به آن ها بدهیم تا در دام ما گرفتار آیند."
                ـ صهیونیست ها می گویند:"زمان حکمرانی دین گذشته است و اکنون حکومت از آن طلاست (پول و اموال) و باید به هر وسیله ممکن آن را قبضه خود داشته باشیم تا راه سیطره ما بر جهان را هموار سازد."
                ـ آن ها سیاست را نقطه مقابل اخلاق می دانند که باید در آن از حربه هایی چون مکر و ریا استفاده کرد، اما فضائل و راستگویی در عرف سیاسی جزء رذایل و ناپسندی ها به شمار می آیند.
                ـ می گویند: باید که دیگر ملت ها را در رذایل غرق کنیم و از طریق فراهم کردن اساتید، خادمان و زنان فاحشه برای آن ها هر چه بیش تر آن ها را گرفتار کنیم.
                ـ می گویند: باید از رشوه، نیرنگ و خیانت بدون هیچ تردیدی تا زمانی که اهداف ما را محقق می گرداند، بهره برد.
                ـ می گویند: باید نگرانی و وحشت ایجاد کنیم تا فرمانبرداری کورکورانه دیگران را برای ما تضمین کند. همین که ما به انسان های نیرومند و قوی مشهور شویم برای سرکوب هر گونه شورش و عصیان کفایت می کند."
                ـ می گویند:" شعارهای آزادی و مساوات و برادری سر می دهیم تا مردم فریب آن ها را بخورند و این شعارها را سردهند و ما نیز در پس پرده به اهداف خود برسیم.

                ـ می گویند: باید نوعی اشرافی گری متکی بر مال و ثروتی که در دستان ما باشد و علمی که خاص دانشمندان ما باشد، را ترویج دهیم.

                ـ می گویند: تلاش خواهیم کرد که رهبران تحت نظر ما باشند و عزل و نصب آن ها به دست ما باشد و انتخاب آن ها بر اساس میزان بی توجهی به اخلاق دینی و حب ریاست و کم تجربگی است.

                ـ می گویند: بر رسانه ها ـ این قدرت فعال جهانی ـ برای هدایت جهان به سمت و سوی اهداف خود سیطره پیدا خواهیم کرد.

                ـ می گویند: حتما باید میان حکام و ملت ها شکاف و اختلاف ایجاد کرد تا حاکمان چون نابینایی که عصایش را گم کرده برای تثبیت قدرتش به ما پناه آورد.

                ـ می گویند: باید آتش خصومت و کینه توزی میان تمامی گروه ها و طیف ها برافروخت تا با هم درگیر شوند و قدرت را هدف مقدسی قرار داد تا این که همه این گروه ها بر سر آن با هم رقابت کنند و این گونه حکومت ها فروپاشند و حکومت جهانی ما بر روی خرابه ها و آوارهای آن برپا شود.

                ـ می گویند: ملت های فقیر و مظلوم را از ظلم حکومت ها نجات می دهیم، آن وقت از این ملت ها می خواهیم که به صفوف سربازان ما یعنی سوسیالیست ها، آنارشیست ها، کمونیست ها و ماسیونرها بپیوندند. با استفاده از حربه گرسنگی و فلاکت بر همه این ملت ها و مردم حکومت خواهیم کرد و بازوهای آن ها را برای نابودی و سرکوب هر کسی که سد راهمان می شود، به کار می گیریم.

                ـ می گویند: باید بحران های اقتصادی ایجاد کنیم تا همه به برکت طلا و اموالی که داریم، در مقابل ما سر تسلیم فرود آورند.

                ـ می گویند: اکنون ما به برکت وجود وسایل سری در وضعیت دفاعی خوبی هستیم، به گونه ای که اگر کشوری به ما حمله کند، کشوری دیگر به دفاع از ما بر می خیزد.

                ـ می گویند: حربه آزادی مردم را به نبرد حتی با خدا و مقابله با سنت های الهی وا می دارد. این حربه تنها وسیله ممکن برای هدایت حکام این ملت ها جهت اجرای برنامه ها و سیاست های ما می باشد.

                ـ می گویند: باید دولت ایمان را از دل و جان ملت ها بزداییم و اندیشه وجود خدای یکتا را از عقل و اذهان آن ها بیرون کنیم و به جای آن قوانین ورزشی مادی قرار دهیم چرا که ملت ها وقتی که تحت نظر دولتی اسلامی و متدین قرار گیرند، احساس آرامش و سعادت می کنند. به خاطر این که به مردم این فرصت را ندهیم که کارها و اعمال خود را مورد بازبینی قرار دهند، باید آنها را با وسایل مختلف مشغول کنیم تا بدین وسیله برای دشمن اصلی خود در نبرد جهانی دسیسه چینی نکنند

                ـ می گویند: باید از هر شیوه ای برای انتقال اموال ملت ها به خزانه ها و بانک های خود بهره ببریم

                ـ می گویند: برای ایجاد جوامعی به دور از انسانیت واخلاق تلاش خواهیم کرد. جوامعی که متحجر و فاقد حس انسانی و به شدت بی زار از دین و سیاست باشند تا این که تنها آرزوی آن ها مادیات و لذات دنیوی باشد. در این هنگام از هر گونه مقاومتی عاجز و ناتوان و گوش به فرمان ما هستند و ذلیل وار تحت قدرت ما خواهند بود.
                ـ می گویند: کلیه عناصر قدرت و توانمندی را در دستان خود خواهیم گرفت و بر تمامی اعمال و صنایع و کارها دست می یازیم و سیاست در دستان دست پروده های ما قرار می گیرد و اینچنین در هر وقتی با قدرت فوق العاده خود می توانیم هر گونه مخالفتی و شورشی را با استمداد از نیروهایی از همین ملت ها خاموش کنیم و از بین ببریم.
                ـ می گویند: بذر فتنه و اختلاف را در هر جایی و مکانی پاشیده ایم به نحوی که دیگر نمی توان آن را از بین برد و میان مصالح مادی و ملی ملت ها نوعی تضاد ایجاد کردیم و آتش فتنه های مذهبی و قومی در جوامع برافروختیم و از 20 قرن گذشته تاکنون از هیچ تلاشی برای شعله ور ساختن آن فروگذار نبوده ایم به این علت محال است که حکومت و کشوری بتواند کمک و یاری برای ضربه زدن به ما بیابد و کشورها بدون موافقت ما حتی نمی توانند یک توافق نامه ناچیزی را منعقد کنند چرا که موتور محرکه کشورها در دستان ما قرار دارد.
                ـ می گویند: خداوند ما را برای حکومت بر جهان مهیا ساخته است و ویژگی ها و خصایصی به ما داده است که دیگر ملت ها از آن بی بهره اند و اگر در میان آن ها انسان های نابغه و خلاقی وجود داشت، به مقاومت با ما بر می خواستند.
                ـ می گویند: باید از عواطف و احساسات دیگران به نفع خود بهره بریم و این احساسات را تحریک کنیم تا به اهداف خود برسیم و باید بر افکار و اندیشه های دیگران سلطه یافت تا به جای نابود کردن آن ها به گونه ای این افکار را در راستای خدمت مصالح و منافع خود هدایت کنیم.
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment


                • #9
                  ـ می گویند: توجه خاصی به افکار عمومی خواهیم داشت تا این که قدرت فکر و اندیشه سالم را از آن بگیریم و به گونه ای آن را به کار گیریم تا فکر کند شایعات ما همگی حقیقت دارد و کاری می کنیم که دیگر تشخصی ندهند که کدام وعده ها واقعی و کدام ها دروغین است. باید کمیته ها و هیأت هایی تشکیل دهیم که اعضای آن با ایراد سخنانی آتشین مدام وعده و وعید دهند و باید به گونه ای در میان ملت ها این اندیشه را که آن ها سیاست را درک نمی کنند و بهتر است که آن را برای اهل خود رها کنند، ترویج دهیم.

                  ـ می گویند: هر چه بیش تر تناقضات و تضادها را ترویج و شهوت را تحریک و عواطف و احساسات را بر می انگیریم.

                  ـ می گویند: مدیریت عالی حکمرانی تشکیل خواهیم داد که دارای ایادی زیادی در تمام نقاط کره خاکی باشد و کلیه حکام تحت امر آن باشند.

                  ـ می گویند: باید بر صنعت، تجارت سلطه یابیم و مردم را به بی بند و باری و خوش گذرانی و انحطاط عادت دهیم و برای بالابردن حقوق و اجرت ها و تسهیل بازپرداخت بدهی ها و افزایش بهره های بانکی تلاش کنیم تا در این وقت ملت ها در مقابل ما به سجده افتند و تحت امر ما خواهند بود.

                  ـ می گویند: در ظاهر باید به خلاف باطن خود تظاهر کنیم و ظلم و ستم را تقبیح و فریاد آزادی سر دهیم و طغیان و سرکشی را محکوم کنیم.

                  ـ می گویند: همه رسانه ها در قبضه قدرت ما هستند مگر چند رسانه ای که زیاد مهم نیستند. این رسانه ها را برای ترویج شایعات به کار می گیریم تا این که به حقایقی راستین بدل گردند. از این طریق ملت ها را مشغول می کنیم و آن ها را از آنچه برایشان منفعتی در بردارد، باز می داریم و کاری می کنیم که به دنبال شهوت و خوشگذرانی بیافتند.

                  ـ می گویند: حاکمان عاجزتر از آنند که نافرمانی ما را بکنند چرا که می دانند زندان و نیست و نابود شدن سرنوشت هر شورشی است. بنابراین مطیع و فرمانبردار ما و بر منافع و مصالح ما حریص تر خواهند بود.

                  ـ می گویند: تلاش می کنیم که طرح هایمان قبل از زمان خود فاش نشود و قدرت و توان ملت ها را نابود نکنیم.

                  ـ می گویند: این ما بودیم که شیوه انتخابات و نظام حاکمیت اکثریت مطلق را بنا نهادیم، تا بدین وسیله شخص مورد نظر ما پس از این که افکار عمومی را برای رأی دادن به وی مهیا می کنیم، به قدرت برسد.

                  ـ می گویند: بنیان خانواده را از هم می پاشیم و خودخواهی و خودکامگی را در انسان ها تقویت می کنیم تا این که طغیان کنند و این گونه از رسیدن آن ها به مراتب عالی جلوگیری می کنیم.

                  ـ می گویند: تنها کسانی که دارای کارنامه سیاه و پنهانی هستند، به قدرت می رسند. این افراد امین ما هستند و از ترس این که رسوا نشوند و کارنامه سیاهشان برملا نشود، اوامر ما را اجرا می کنند. همچنین رهبران و مقامات را تربیت می کنیم و آن ها را نزد مردم بزرگ و قهرمان جلوه می دهیم.

                  ـ می گویند: هر وقت مناسب دیدیم به کودتا و انقلاب متوسل می شویم.

                  ـ می گویند: نیروهایی مخفی خود را برای رسیدن به اهداف خود تشکیل داده ایم، اما انسان های حیوان صفت از این ملت ها نسبت به اسرار و اهداف ما غافلند بنابراین به این نیروها اعتماد می کنند و در محافل آن ها رفت و آمد می کنند، که در نتیجه بر آن ها سیطره می یابیم و آن ها را برای خدمت خود تسخیر می کنیم.

                  ـ می گویند: تفرقه میان ملت برگزیده خداوند نوعی نعمت است و نشانه ضعف نیست، و همین امر ما را به حکومت بر جهان رساند.

                  ـ می گویند: همه انتشارات در دستان ما خواهد بود و فرایند ارائه اندیشه انسانی در اختیار حکومت ماست و هر انتشاراتی که مخالف اندیشه و برنامه های ما باشد با حربه قانون از ادامه فعالیت آن جلوگیری می کنیم.

                  ـ می گویند: مجلات و روزنامه های زیاد و مختلف و در همه زمینه ها خواهیم داشت و همه این ها ما را به اهدافمان نزدیک می گرداند.

                  ـ می گویند: باید دیگران را به چیزهای جذاب مانند کاباراها، اماکن رقص و سرگرمی ها و گردهمایی ها و مخدرات و فساد مشغول کنیم تا این گونه، آن ها را از مخالفت با خود و سنگ اندازی در اجرای طرح هایمان باز داریم.

                  ـ می گویند: هر جماعت و گروهی را محو و نابود می کنیم و این کار را با تغییر برنامه های دانشگاه ها و بازبینی و بازسازی آن ها بر اساس طرح های خاص خود شروع می کنیم.

                  ـ می گویند: با خشونت و سنگدلی با هر که سد راهمان شود، برخورد می کنیم.

                  ـ می گویند: برای گسترش دامنه نفوذ خود محافل ماسونی را در هر نقطه و مکانی توسعه می دهیم.

                  ـ می گویند: وقتی قدرت را به دست می گیریم غیر از دین خود کلیه ادیان را از بین می بریم و اجازه نمی دهیم هیچ دینی ترویج و گسترش یابد.



                  ریشه های فکری و اعتقادی

                  ـ صهیونیسم به اندازه تورات قدمت دارد و این جریان بود که در همان روزهای نخستین حس ملی گرایی را در میان یهودیان برانگیخت و جنبش هرتزل تنها صهیونیسم قدیمی را تجدید و سازماندهی کرد.

                  ـ صهیونیسم بر آموزه های تحریف شده تورات و تلمود بنیان نهاده شده است. نباید فراموش کرد که تعدادی از رهبران صهیونیسم ملحد و بی دین هستند و دین یهود تنها پوششی برای رسیدن آن ها به مطامع سیاسی و اقتصادیشان است.

                  ـ اکثریت یهود آنچه به اصطلاح به تلمود معروف است را یک نوع قانون اساسی دینی می دانند. تلمود عبارت است از پژوهش ها و نظریات خاخام ها و احبار یهود که در آن ها تمامی جوانب خصوصی و عمومی زندگی مشخص شده است. در آن ها احکام و تعلیماتی آمده است که وضعیت اجتماعی و سیاسی آن ها را توجیه می کند و در قلب و دل آن ها و نسل های بعدی بذر کینه و عداوت و حس انتقام جویی از جامعه بشری و دیگران و خوردن مال مردم و قتل و کشتار و هتک حرمت ناموس آن ها را می کارد و برای خوش گذرانی از خون انسان در برخی مناسبات دینی استفاده می شود و قطراتی از آن بر روی کلوچه های خاصی که در ایام عید و دیگر ایام پخته می شود، ریخته می شود.



                  پراکندگی و مراکز نفوذ

                  ـ صهیونیسم چهره سیاسی یهودی جهانی است و همچنان که خود یهودیان توصیف کرده اند، مانند فشنو خدای هندوهاست که صد تا دست دارد. صهیونیسم هم در رژیم های حاکم بر جهان ایادی خاص خود را دارد که در راستای منافع آن گام بر می دارند.

                  ـ این صهیونیسم است که اسرائیل را راهبری و برنامه ها و سیاست های آن را تنظیم می کند.

                  ـ ماسونی هم بر اساس آموزه های صهیونیسم و راهنمایی های آن فعالیت می کند و رهبران جهان و اندیشمندان زیر نظر آن هستند.

                  ـ صهیونیسم صدها جمعیت و انجمن در اروپا و آمریکا در زمینه های مختلف که به ظاهر متناقض هستند، فعالیت می کنند ولی در اصل همه آن ها برای خدمت به منافع و مصالح یهودیت جهانی کار و تلاش می کنند.

                  ـ برخی خیلی زیاد در میزان قدرت و توان آن مبالغه می کنند و برخی هم آن را ناچیز می انگارند. این دو نظر هر دو اشتباه است چرا که واقعیت موجود بر این نکته دلالت دارد که یهودیان اکنون دوران استثنایی و بلندپروازی خود را احیا می کنند.



                  نتیجه گیری

                  صهیونیسم جنبشی سیاسی و نژادپرست و افراطی است که هدف آن تشکیل دولت یهود در فلسطین است تا از آن طریق بر جهان حکومت کند.

                  نام صهیونیسم مشتق از کوه صهیون در فلسطین است و آموزه ها و تعالیم تورات و تلمود را که خواهان تحقیر جامعه بشری و تقویت حس انتقام جویی از غیر یهود است، تحریف کرده است و مبادی و اصول ویرانگر یهود را در کتابی تحت عنوان پروتکل های حکمای صهیون که خطرناک ترین قوانین و مقررات را در طول تاریخ در خود جای داده است، مدون کردند.
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment


                  • #10
                    آری! اسراییل نژادپرست است
                    به قلم: شارلی ریس


                    خروج ایالت متحده آمریکا و "اسرائیل" از کنفرانس سازمان ملل متحده درباره نژاد پرستی در آن لحظه ای که اسرائیل آماج انتقاد قرار گرفت، شگفت آور نبود، ولی به هر روی این اقدام شرم آور بود.

                    بی تردید اسرائیل یک دولت نژاد پرست است و حامیان حقوق بشر به خاطر همین مساله علم مخالفت با آن را برافراشته اند.

                    این ادعا که اسرائیل با غیر یهود رفتار نژاد پرستانه ندارد به کلی با عقل و منطق منافات دارد.

                    بر فرض مثال کنگره آمریکا قانونی را تصویب کرده است که بر اساس آن ایالت متحده دولت مسیحی انگلوساکسون است و هر شخص مسیحی در جهان خود به خود شایستگی پیدا می کند که شهروند آن باشد. آیا شما واقعا باورتان می شود که انجمن ضد افترا در قبال این مساله سکوت اختیار کند و این اقدام را نژاد پرستانه تلقی نکند. آری! اسرائیل برای یهودیان این چنین قوانینی را وضع کرده است. علاوه بر آن هر یهودی ساکن روسیه می تواند، شهروند اسرائیل شود، اما فلسطینی که از سال 1948 از کشورش رانده شده است، نمی تواند به سرزمین خود بازگردد.

                    به عنوان مثال دوم، گروهی از ثروتمندان یک صندوق ملی مسیحی تاسیس و از آن برای خرید دارایی و اموال دیگران استفاده کنند و هنگامی که این اموال خریداری می شود، دیگر امکان فروش آنها و اجاره آنها به غیر مسیحی امری محال است، آیا این اقدام نژاد پرستانه تلقی نمی شود؟ آری! صندوقی موسوم به "صندوق ملی یهودی" که با چنین ویژگی هایی در تشکیل دولت "اسرائیل" نقش عمده ای ایفاد کرد.

                    بنابراین اگر مسئولان آمریکایی برای انگلوساکسون های مسیحی پروانه ساخت صادر کنند و یهودیان و دیگر گروه ها را از این حق محروم سازند در آن صورت این اقدام نژاد پرستانه محسوب خواهد شد و بالاخره همسایگانی که غیر مسیحیان را از خرید یا اجازه کردن این اموال و دارایی ها محروم می کنند، نژاد پرست خوانده می شوند. تمامی این شیوه های نژاد پرستی علیه فلسطینیان اعمال می شود.

                    بنا به گزارش خبرگزاری هند، قطعنامه ای که اسرائیل را نژاد پرستانه خوانده بود، موجب شد تا آمریکا این کنفرانس را ترک کند. این قطعنامه را 3 هزار سازمان غیر رسمی در قالب 44 کمیته سیاسی منطقه ای و جماعت هایی با گرایش های مشترک صادر کرده بودند، در حالی که برخی از گزارش های خبری آمریکا، آن را یک تحرک عربی جلوه دادند.

                    دوست دارم که بگویم، آمریکا در حال حاضر مورد تنفر جهانیان است و هر زمان که آمریکا به حمایت از اسرائیل بر می خیزد این وضعیت کاملا قابل لمس است و این حمایت از روی علاقه به اسرائیل نیست، بلکه به خاطر فشار لابی های صهیونیست بر آمریکا صورت می گیرد.

                    خوشبختانه، شماری از یهودیان آمریکا که تعداد آنان هر روز افزایش پیدا می کند، با افتراهای لابی های صهیونیست به مخالفت برخاسته اند و از نقض حقوق بشر که اسرائیل آن را در حق فلسطینیان مرتکب می شود، انتقاد می کنند.

                    این کار وظیفه همه انسان های بیدار دل است و اقداماتی که در ایالت متحده مورد قبول واقع نمی شود، نباید به بهانه اینکه اسرائیلی ها آنها را علیه فلسطینیان مرتکب می شوند، بی پاسخ بماند، زیرا که همین امر به نوبه خود یک اقدام نژادپرستانه است. در این راستا، بیشتر خبرنگاران آمریکا به دولت اسرائیل اجازه می دهند تا خواسته ها خود را به خاطر پاره ای اهداف تبلیغاتی دیکته کند.

                    اگر اسراییلی ها بخواهند که این اقدامات تروریستی را "قتل هدفمند" بخوانند که همین کار را هم انجام می دهند، نباید خبرنگاران آمریکا این اقدامات را سانسور کنند و بلکه باید از آنها به عنوان اقدامات تروریستی یاد کنند.

                    حذف فیزیکی مخالفان سیاسی و اعمال مجازات های دسته جمعی علیه مردم بی گناه، مصادره زمین ها، منع رفت و آمد مردم، استفاده از تجهیزات جنگی ویرانگر علیه ساکنان بی گناه همه و همه جنایات ضد بشری خوانده می شود. استفاده از تانک ها علیه تظاهر کنندگان غیر مسلح کرانه باختری و غزه با استفاده از تانک ها علیه تظاهر کنندگان غیر مسلح در میدان "تیانانمین" در پکن تفاوت چندانی ندارد. شاید انسان علاقمند باشد درباره علتی که باعث می شود تا نوع واکنش آمریکا نسبت به این مساله متفاوت باشد، تاملی کند.

                    همچنین بهتر است که هشدار جرج بوش رئیس جمهور آمریکا درباره ترفند نفوذ سیاسی بیگانه مکار از ذهن ما آمریکا زدوده نشود، آنگاه که گفت من از شما شهروندان می خواهم که به من اعتماد داشته باشید و حرف های مرا باور داشته باشید، ما را باور داشته باشید و باید همواره ملت آزاد بیدار بماند، چرا که تاریخ و تجربه ثابت کرده است که نفوذ بیگانه خطرناک تر از دشمنان دولت جمهوری خواه است و صهیونیسم یک نفوذ بیگانه است.
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment


                    • #11
                      Listen these pictures are horrific and sickening pictures (the one of the dead and wounded kids) but please do not link this to Zionism.
                      Please don’t let these horrific pictures hijack the term Zionism. .

                      go read about it what Zionism is. don’t allow the title of these horrific pictures sway or create a false definition of Zionism.

                      When you see scattered body parts after a suicide bombing(call it image B) do you also call that “Islam in practice” Even though it was committed by a Muslim murder who is backed by a small fanatic Islamic religious slash cultural ideology?.

                      Can you or do you let anyone interpreter that image (image B) as Islam or being Muslim. I hope your answer is no so please consider the same when you look at the pictures above.


                      A kid who doesn’t even know what Hezbollah, IDF, occupation or any of the S!*t means has to die for it…..
                      Also consider that it is these cowered Hezbollah terrorist who hide behind these kids….. launching rokets from the same building as were these kids live.


                      G-d determines who walks into your life....It is up to you to decide who you let walk away, who you let stay, and who you refuse to let go.


                      Comment


                      • #12
                        You Really make me laugh. Do you know what Zionism is all about? Have you seen Zionist Children sign racket which next day lebaniess children? Why are you blindly supporting Zionists?
                        If you are Jew it dosent means Zionists support your religion. Millions of jews arent supporting ISRAEL.
                        That acts of terror against Palestine and Lebanon arent done by a groupe of people. these acts are done by A ZIONIST STATE. We have a Thread in Religion part of forum which me and RedWine have put up some articles and identification of ZIONISM AND what is zionism. so i know more then you about zionism. ZIONIST is a RASCIST, a FASCIST, a MURDRER, a person worth than HITLER. some would think if holoucust acurred tthey had learned something from holocust. But what they did learn is to do same things.

                        I dont support EXTREMISM in any form. (CHRISTIAN, JEW or MUSLIM not even HINDU). it sickens me. AND ZIONISM IS WORTH OF THEM ALL.

                        And about hiding behind children? hahaha.. the HRW has done alot of investigations and non support your words. Come with facts and we can talk. its political dont make it religious. im talking about ZIONIST not JEW.
                        Last edited by donsaeid; 08-09-2006, 05:27 PM.
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment


                        • #13
                          نمونه هایی از کشتارهایی بیرحمانه، ترورها و انواع دیگر تجاوزاتی که گروهک های یهودی پیش از تشکیل دولت "اسرائیل" و بعد از آن، در حق ملت بی پناه فلسطین و عرب ها مرتکب شدند:



                          1ـ کشتارها و ترورها:


                          6/11/1944 "لورد مارین"، وزیر دولت انگلستان در امور خاورمیانه توسط دو تن از نیروهای سازمان صهیونیستی "شتیرن" در شهر قاهره ترور شد.

                          22/7/1946 سازمان صهیونیستی "آرگون"، هتل داود نبی در شهر قدس را منفجر کرد که در اثر آن 91 شهروند بی گناه کشته شدند.

                          31/12/1947 گروهک صهیونیستی موسوم به "هاگانا"، کشتاری وحشیانه در روستای "بلدالشیخ" به راه انداختند که نتیجه آن شهادت 600 فلسطینی بود.

                          9/4/1948 در کشتار وحشیانه و بی سابقه ای که گروهک صهیونیستی "هاگانا" در روستای "دیر یاسین" به راه انداخت، بیش از 250 نفر کشته شدند و برخی از اهالی مجبور شدند که به مناطق دیگر مهاجرت کنند و شمار زیادی از آنها نیز به کشورهای عربی، اروپایی و آمریکایی مهاجرت کردند. ضمنا آژانس یهود در نهایت مجبور شد که کشتار "دیریاسین" را محکوم کند، کشتاری که بعدها مناحیم بیگن افتخار می کرد در آن مشارکت داشته است.

                          13/4/1948 گروهک تروریستی "آرگون" به روستای "ناصرالدین" حمله و به جز 40 نفر، بقیه اهالی را به شهادت رساندند.

                          14/5/1948 در کشتاری که یگان صهیونیستی موسوم به "تیپ های جعفائی" در روستای (ابوشوشه) به راه انداخت، 50 زن و مرد و کودک بی دفاع کشته شدند.

                          12/7/1948 در کشتاری که ارتش رژیم صهیونیستی در شهر اشغالی "اللد" انجام داد، 250 نفر به شهادت رسیدند که شمار زیادی از آنها در داخل مسجد شهر بودند.

                          17/9/1948 ترور "کونت برنادوت" نماینده ویژه سازمان ملل توسط گروهک صهیونیستی "شتیرن"

                          14/10/1953 در کشتاری که ارتش اسرائیل در روستای "قبیه" به راه انداخت، 70 انسان بی گناه کشته شدند.

                          10/10/1956 در کشتاری که ارتش رژیم صهیونیستی در شهر "قلقیلیا" به راه انداخت که البته بخش توپخانه ای ارتش، ده هواپیما و یک یگان ویژه به فرماندهی "موشه دایان" نیز در آن مشارکت داشت، 70 نفر کشته شدند.

                          29/10/1956 در کشتاری که ارتش اسرائیل در روستای "کفرقاسم" به راه انداخت، 49 انسان بی گناه قربانی شدند.

                          در 11/1956 ارتش اسرائیل کشتار وحشیانه ای را در شهر خان یونس به راه انداخت که نتیجه آن شهادت 250 فلسطینی بی دفاع بود.

                          در سال 1966 اسرائیل به روستای "السموع" حمله و 18 تن را به شهادت رساند.

                          16/9/1982 در کشتاری که توسط اشغالگران قدس در اردوگاه "صبرا و شتیلا" در لبنان صورت گرفت، بیش از 3000 زن، مرد و کودک فلسطینی در 40 ساعت کشته شدند که این کشتار با اجازه مستقیم شارون، وزیر دفاع وقت اسرائیل انجام گرفت. فرماندهی نیروهای صهیونیست در حمله به لبنان به عهده "رافائیل ایتان" بود.

                          20/5/1989 یک سرباز صهیونیست به روستای "عیون قاره" حمله و هفت فلسطینی را به قتل رساند.

                          25/2/1994 یک تروریست اسرائیلی به نام "باروک گولدشتاین" در لحظه فضیلت نماز صبح وارد حرم ابراهیمی شد و نمازگزاران را به گلوله بست که در نتیجه آن 29 فلسطینی در حالی که مشغول نماز بودند، شربت شهادت را نوشیدند و به لقاء الله پیوستند.

                          8/4/1996 در کشتاری که دشمن صهیونیستی در منطقه "قانا" واقع در جنوب لبنان به راه انداخت، بیش از صد نفر را به شهادت رساند. این جنایت با همکاری نیروی هوایی رژیم اشغالگر قدس انجام گرفت.

                          27/8/2001 ابوعلی مصطفی، دبیر کل جبهه خلق برای آزادی فلسطین توسط کوردلان صهیونیست به شهادت رسید.

                          ـ 1/10/2001 محمد الدره، کودک فلسطینی در فاجعه ای دردناک، در آغوش پدرش به شهادت رسید.

                          ـ در جریان انتفاضه دوم که از 28/9/2000 آغاز و تا 15/10/2005 ادامه یافت، بیش از سه هزار فلسطینی که شمار زیادی از آنان را کودکان و زنان تشکیل می دادند، به دست کوردلان صهیونیست به شهادت رسیدند.

                          2ـ کشتارهایی که صهیونیست ها در مسجد مبارک الاقصی یعنی سومین مسجد مهم مسلمانان انجام دادند:


                          ـ 8/10/1990 صهیونیست ها اولین کشتار را در مسجدالاقصی انجام دادند که نتیجه آن شهادت 23 تن و زخمی شدن 850 تن بود.

                          ـ 25/9/1996 کشتار النفق رخ داد که طی آن هفت تن شهید و بیش از هفتصد تن مجروح شدند.

                          ـ 29/9/2000 سومین کشتار در مسجدالاقصی رخ داد، البته این کشتار بعد از گذشت یک روز از ورود شارون و سه هزار نظامی صهیونیست همراه وی به این مسجد مبارک، رخ داد که در نتیجه جنایت مذکور هفت فلسطینی کشته و بیش از 250 تن زخمی شدند.

                          3ـ آواره کردن فلسطینیان و تبعید آنان به خارج از فلسطین:


                          ـ بنا به گفته "مناحیم بگین" از تعداد 800 هزار فلسطینی، شمار 644 هزار نفر در نتیجه کشتار دیریاسین و دیگر قتل عام ها در سال 1948 آواره شدند.

                          ـ "توانبی" از مورخان بزرگ انگلیسی می گوید که تعداد عرب های ساکن فلسطین، قبل از تشکیل اسرائیل، 869 هزار نفر بود که 684 هزار نفر آنان آواره شدند.

                          ـ بعد از نبرد 1967 و اشغال کامل کرانه باختری توسط اسرائیل، بیش از 200 هزار نفر از فلسطینیان آواره شدند.

                          4ـ حمله به مسجدالاقصی در قدس، حرم ابراهیمی در الخلیل و دیگر مساجد و کلیساهای فلسطین


                          ـ 21/8/1969، دنیس روهان که یک یهودی استرالیایی تبار بود، در داخل مسجدالاقصی آتش روشن کرد که شعله های آن بخش های از مسجد از جمله منبر صلاح الدین ایوبی را در خود فرو برد که اهالی قدس برای خاموش کردن آتش سریع وارد عمل شده و در این کار موفق بودند.



                          ـ 31/10/1972 حاکم نظامی الخلیل دستور دارد که صحن مسجد ابراهیمی را مسقف کنند و به تصمیم وی شمار صندلی هایی که برای نشستن یهودیان در صحن حرم ابراهیمی اختصاص داده شده بود، افزایش یافت و بخشی از حرم به یهودیان تعلق گرفت که مسلمانان حق ورود و یا رفت و آمد در آنجا را نداشتند.

                          ـ در حال حاضر، یک معبد یهودی در کنار پله های منتهی به حرم ابراهیمی ساخته شده است.

                          ـ "گدئون لیوی"، روزنامه نگار یهودی در مقاله ای که در تاریخ 7/10/1997 در روزنامه عبری زبان "هاآرتص" به چاپ رسید، گزارش داد که آغاز روند اهانت به ارزش های دیگران از سال 1948 و با تخریب 400 مسجد و 400 کلیسا شروع شد که صهیونیست ها هیچ اثری از آنها باقی نگذاشتند و گورستان های مسلمانان را نیز تخریب کردند.

                          ـ روزنامه الخلیج، چاپ امارات در شماره 30/1/2000 خود مقاله ای را به قلم "عبدالمجید اغباریه" در این باره به چاپ رساند ؛ در این مقاله آمده است: "اشغالگران 1200 مسجد را در سال 1948 و بعد از آن ویران و گورستان های مختلفی را تخریب کردند."

                          5ـ تخریب روستاها، منازل و اشغال شهرها


                          ـ اشغالگران صهیونیست در سال 1948 و پس از آن صدها روستا را تخریب و با خاک یکسان کردند که اسامی این روستاها و مناطق را دکتر ولید الخالدی در کتاب "حتی لا ننسی" (تا اینکه فراموش نکنیم) ذکر کرده است.

                          ـ اشغالگران در سال 1948 شهرهای عربی ذیل را به تصرف خود درآوردند و آنها را یهودی کردند: یافا ـ حیفا ـ صفد ـ اللد ـ الرمله ـ طبریا ـ بیسان ـ المجدل ـ بئرسبع ـ شفا عمرو

                          ـ پس از جنگ 1967 م اشغالگران منطقه عرب نشین قدس را به اشغال خود درآوردند و هنوز هم سایه شوم اشغالگران در این شهر حضور دارد.

                          ـ دولت "اسرائیل" ساخت دیوار حائل را در اطراف شهر قدس آغاز کرد که هدف از آن یهودی سازی شهر قدس و ممانعت از ورود عرب های مقیم اطراف آن به داخل شهر بود.

                          ـ اشغالگران صهیونیست هزاران منزل مسکونی را تخریب کردند و شمار زیادی را آواره کردند.

                          6ـ دیوار حائل:


                          اسرائیل ساخت دیوار حائل را در آغاز نیمه دوم سال 2003 آغاز کرد. این طرح ابتدا با جدا کردن بخش هایی از کرانه باختری از بقیه سرزمین فلسطین آغاز شد و در تاریخ 19/7/2004 دادگاه بین المللی لاهه رای به غیر قانونی بودن دیوار حائل صادر کرد.

                          7ـ زیان های وارده به اقتصاد فلسطین


                          ـ قطع هزاران اصله درخت میوه

                          ـ تخریب هزاران هکتار زمین زراعی

                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment


                          • #14
                            Che axaye ghashangi
                            mamnoonam.


                            Comment


                            • #15
                              kojash ghashange hamash mordania
                              Nicknamam Awaz shode Az Afshin_dubai_8 Shode be Atef_Dubai

                              Comment

                              Working...
                              X