هويت در نوجوانى
Announcement
Collapse
No announcement yet.
Hoviyate no javan
Collapse
X
-
تعريف دوران نوجوانيمراحل نوجواني
تغيير و تحوّلات اين دوره به سه مرحله تقسيم مي شود:
مرحله اول: فاصله گرفتن (12ـ14 سالگي)مرحله دوم: جدايي تداركاتي (15ـ17 سالگي)مرحله سوم: ورود مجدّد به مناسبات اجتماعي (18ـ20 سالگي)
چنانچه رشد نوجوان در مراحل پيشين به گونه اي نسبتاً بهنجار صورت گرفته باشد، در اين مرحله آخر نوجواني به تدريج به صورت يك فرد مستقل و خودكفا در مناسبات خانوادگي، آموزشي، شغلي، اجتماعي و فرهنگي ايفاي نقش مي كند و در چنين صورتي مي توان اميدوار بود كه مراحل رشد و پرورش او به درستي انجام شده و او آماده است تا زندگي جواني و بزرگ سالي را با موفقيت آغاز كند و ثمرات رشد و پرورش بيست ساله را در تداوم زندگي خويش آشكار نمايد.6
تحوّل جسمينه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
تحوّل جنسي
رشد جنسي در دوره نوجواني، يك معيار و شاخص مهم رشد در اين مرحله از زندگي است. اين معيار نشانه اي از بلوغ و تغييرات ديگري است كه در اين دوره رخ مي دهد. در طول دوره بلوغ اندام هاي جنسي پسران (بيضه ها و آلت) و اندام هاي جنسي دختران (تخمدان ها، رحم و مهبل) بزرگ تر و رسيده تر مي شوند. در پسران، بيضه ها شروع به توليد اسپرم مي كنند و غده پروستات به توليد مني مي پردازد و در دختران، تخمدان ها تخمك رشديافته را در لوله هاي فالوپ آزاد مي كنند. ويژگي هاي ثانوي جنسي نيز كه مردان را از زنان متمايز مي سازد، نظير روييدن موي صورت در پسران و رشد پستان ها در دختران، آغاز مي شود.11
با توجه به وضعيت متوسط رشد اندام هاي جنسي، معمولا بزرگ تر شدن بيضه هاي پسران در حدود سن 5/13 سالگي آغاز مي شود و شش ماه پس از آن موهاي زهاري مي رويد. رشد آلت و جهش قد پسران و كلفت شدن صداي آنان نيز مستلزم گذشت شش ماه ديگر است. اولين احتلام يا دفع خود به خودي مني و اسپرم معمولا حدود يك سال پس از بزرگ شدن آلت بروز مي كند. رشد موهاي صورت و بدن پسران نيز پس از اين مراحل آغاز مي شود.
رشد پستان ها و جهش قد دختران نيز معمولا در ده و نيم سالگي شروع مي شود. نمو موهاي زهاري در دختران در يازده سالگي و نمو موهاي زيربغل در سيزده سالگي بروز مي كند. نخستين عادت ماهيانه عموماً در آغاز سيزدهمين سال زندگي رخ مي دهد. نخستين عادت ماهيانه شاخص رشد جنسي دختران است و مترادف با توانايي باردار شدن نيست. آزاد شدن تخمك رسيده در دختران، كه لازمه باروري است، معمولا يك سال تا يك سال و نيم بعد از وقوع نخستين قاعدگي امكان پذير مي شود. بديهي است كه در همه موارد مزبور تفاوت هاي فردي وجود دارد.12
در نظريه تحليل رواني فرويد، آغاز بلوغ با دوباره بيدار شدن اميال جنسي و احساسات اوديپي، شروع مرحله تناسلي را نشان مي دهد.13 در اين مرحله، هدف اصلي غريزه جنسي همان بازتوليد زيستي است، اما يادگيري چگونگي برخورد جامعه پسند با نيروي جنسي با تعارضاتي براي فرد همراه است. نيروي ليبيدو، در دوره نوجواني و اوايل جواني، صرف فعاليت هايي نظير دوست يابي، دست يابي به ويژگي هاي شغلي، ابراز عشق و ازدواج مي شود و مقدمات ارضاي رشد يافته تر غريزه جنسي از طريق صاحب فرزند شدن فراهم مي آيد. فرويد معتقد است كه آدمي تا پايان عمر در همين مرحله باقي مي ماند.14
رشد هويت جنسي، بخشي از فرايند عمومي رشد جنسي است و اساس زيستي دارد ولي به عوامل گوناگوني همچون چگونگي ارتباطات كودك با والدين، بخصوص با والد هم جنس خود، ارتباط با هم سالان و هم كلاسي ها، محيط آموزشي و فرهنگ و جامعه نيز بستگي دارد.15
از نظر نگرش و رفتار جنسي، برخي از تحقيقات (كُول و كُول، 1993، ص 604) نشان مي دهد كه پسران در آغاز عمدتاً متمركز بر جنبه هاي جسمي رفتار جنسي هستند و به تدريج متوجه جنبه هاي عميق تر ارتباط اجتماعي و عاطفي مي شوند، در حالي كه براي دختران هدف هاي مربوط به تعلق عاطفي و ارتباط اجتماعي اهميت بيشتري دارد و در مراحل بعدي است كه جنبه هاي جسمي رفتار برايشان اهميت پيدا مي كند. اين تفاوت جنسيت در شكل گيري هويت را مي توان به شكل هاي مختلف تبيين كرد. اگر بخواهيم نظريه تحليل رواني را اساس اين تبيين قرار دهيم، بايد بگوييم كه انرژي پسران عمدتاً جهت گيري خارجي دارد و به كنترل و تسلّط بيروني متمركز است، در حالي كه انرژي رواني دختران عمدتاً متوجه دنياي دروني و عاطفي است.16
تحوّل شناختي
بيشتر نظريه هاي سنّتي روان شناسي و عامّه مردم بر اين باورند كه با ورود به دوره نوجواني يك تحوّل كيفي در تفكر پيدا مي شود. تغيير رفتار و گفتوگوها، استدلال ها و اظهارنظرها و ديدگاه هاي انتقادي نوجوانان نيز اين باور را استحكام بخشيده است. با توجه به اهميت تحوّل شناختي در شخصيت نوجوان، در اينجا به اختصار برخي از ديدگاه هاي روان شناسان را در مورد چگونگي اين تحوّل مورد توجه قرار مي دهيم:
1. عمليات صورينه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
2. سطح انتزاعيپنج ويژگي اساسي تفكر دوره نوجواني
از نظر دانيل كيتينگ (1980) پنج ويژگي اساسي تفكر اين دوره عبارتند از:
الف. تفكر درباره ممكنات: بر خلاف كودكان دبستاني كه استدلال هاي ساده اي از مشاهدات خود به عمل مي آورند، نوجوانان به ممكنات و احتمالات ديگري نيز كه به طور مستقيم در معرض نظرشان نيست، فكر مي كنند.
ب. تفكر آينده نگر: نوجواني دوره اي است كه فرد به انجام كارها در آينده و در بزرگ سالي خود فكر مي كند.
ج. تفكر با كمك فرضيات: نوجوان، در مقايسه با كودك دبستاني، بيشتر به آزمون فرضيه ها مي پردازد و غالباً به موقعيت هايي متفاوت از واقعيت هاي ساده فكر مي كند.
د. انديشيدن به تفكر: در دوره نوجواني، انديشيدن به فرايندهاي فكر خود، يعني تفكر فراشناختي، پيچيدگي بسيار بيشتري مي يابد. در اين دوره، نوجوان مي تواند قوانيني را از مجموعه قوانين موجود استخراج كند، قوانين نظام جداگانه را با يكديگر مقايسه كند و نتيجه بگيرد و به طور نظاموار و عميق به طرز فكر و خواسته هاي ديگران فكر كند.
هـ. تفكر در وراي حدود قراردادي: نوجوانان از توانايي هاي جديد خود براي بررسي مجدّد مسائل اساسي مربوط به مناسبات اجتماعي، اخلاقيات، سياست و مذهب استفاده مي كنند. آنان تلاش مي كنند تا راه حلي براي تعارض ميان ايده آل هاي موجود در مسائل مذكور و عملكرد واقعي بزرگ سالان پيدا كنند و راه صحيحي را براي خود برگزينند.20
تفاوت هاي فردي در رشدشناختيمخاطرات رشدشناختي
اين مرحله از تفكر با مخاطراتي نيز همراه است. بر خلاف كودك دبستاني كه معمولا وضعيت موجود جهان را همان گونه كه هست مي پذيرد و دستورالعمل هاي بزرگ سالان را اجرا مي كند، نوجواني كه به مرحله تفكر عمليات صوري رسيده و قادر است شقوق فرضي متفاوت از واقعيت هاي موجود را در ذهن خود ترسيم كند، ممكن است در خانه و مدرسه و جامعه به همه چيز ايراد بگيرد و حتي واقعيت هاي موجود در جهان هستي را نپذيرد. تفكر ايده آلي او، كه ريشه در رشدشناختي وي و رسيدن به تفكر انتزاعي دارد، موجب احساس شكاف عميقي بين واقعيت هاي زندگي و ايده آل هاي ذهن او خواهد شد. اين احساس ممكن است او را در مقابل والدين و مدرسه و جامعه نيز قرار دهد و حتي در شرايط خاصي، او را به پرخاشگري و عصيان عليه نهادهاي اجتماعي نيز وادارد. اين ايده آل گرايي ممكن است بين او و نسل قبل شكاف عميقي را به وجود آورد.
خود مركزبيني نوجواني، كه الكيند (1981) از آن نام مي برد، اساساً ناشي از تحوّلات دوره نوجواني و به ويژه تحوّل شناختي نوجوان است. نوجوان دچار اين تصور مي شود كه هميشه تحت نظر است و نوعي مخاطب خيالي شاهد اعمال اوست. به همين دليل، نسبت به همه اعمال و حركات و وضع ظاهر و باطن خود حسّاس است. او همچنين دچار يك افسانه شخصي است و معتقد است كه از وضعيتي بي همتا برخوردار است. اين احساس بي همتايي ممكن است باعث شود كه فكر كند حوادث و خطرها شامل حال او نخواهد شد و با اين تصور غلط، خود را به مخاطرات بزرگ دچار سازد.23
تحوّل اخلاقي
در هيچ دوره اي به اندازه دوره نوجواني ارزش ها و استانداردهاي اخلاقي براي انسان مطرح نمي شود. توانايي هاي فزاينده نوجوانان بيشتر آنان را متوجه مسائل و ارزش هاي اخلاقي مي كند و راه هاي پيچيده تري را براي كنار آمدن با آن مي يابند. در عين حال، آنچه جامعه از نوجوانان مي خواهد به سرعت در حال تغيير است و همين مستلزم ارزيابي مجدّد و مداوم ارزش ها و اعتقادات اخلاقي است.24
در ذيل به برخي از ديدگاه هاي مهم و مطرح در زمينه تحوّل اخلاقي دوران نوجواني اشاره مي نماييم:
1. ديدگاه پياژهديدگاه كلبرگنه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
3. ديدگاه دبس
موريس دبس رشد اخلاقي و ارزشي نوجواني را به سه مرحله متفاوت تقسيم كرده است:
اول، مرحله اخلاق بسته يا اخلاق مبتني بر دستورات و مقررات و قوانيني كه از جانب ديگران وضع شده است و نوجوان از آنها اطاعت مي كند.
دوم، مرحله اخلاق باز كه به صورت فردي بروز مي كند و جنبه تمايل شخصي دارد. اين اخلاق صورت مخالفت با ارزش هاي خانوادگي و محيطي را به خود مي گيرد و نوجوان پيوسته به سوي حيات شخصي تر و خصوصي تر مي رود و مي خواهد آزاد باشد تا بتواند به ميل خود رفتار كند. او غالباً در خصوص انتخاب هاي خود احساسات تند و مبالغه آميزي دارد و اعمال خود را از روي اين احساسات تنظيم مي كند. به تدريج كه فرد به اواخر دوره نوجواني و به آستانه جواني مي رسد ميل به زندگي پاك تر و سخاوت مندانه تر و بي غرضانه تر در او پيدا مي شود و به تحسين و تمجيد پرشوري از خوبي ها و زيبايي ها مي پردازد.
سوم، مرحله اخلاق ارزش هاست كه در آن فداكاري و يكرنگي و پاكدلي و رحم و شفقت و قهرماني و حالاتي مانند اينها اهميت و ارزش مي يابد و فرد با سرمشق قرار دادن انسان هايي كه آينه كمالات اخلاقي و فرهنگي و ديني هستند، به دعوت آنها گوش فرا مي دهد.30
مخاطرات اخلاقي دوران نوجواني
دوران نوجواني زمينه بروز برخي مخاطرات اخلاقي را نيز فراهم مي كند.
ـ بسياري از نوجوانان مشكل دار، دچار رشدنايافتگي و خودمحوري هستند. اطاعت آنان از قوانين هنوز به دليل نظارت افراد قدرتمند و ترس از تنبيه است. آنان به زودي ياد مي گيرند كه مي توانند برخي از قوانين موجود را ناديده بگيرند، بي آنكه تحت پيگرد قرار گيرند.
ـ وابسته شدن نوجوانان در آغاز و ميانه نوجواني، دشواري ديگر گروهي از نوجوانان است. اينان ممكن است از اينكه نام يا عكسشان پس ار ارتكاب جرم در جرايد چاپ شود احساس اهميت كنند و بر فعاليت هاي ضداخلاقي خود بيفزايند.
ـ گروه ديگري از نوجوانان به سبب مشكلات اخلاقي و ارزشي به استفاده از مواد مخدّر روي مي آورند و به تدريج خود را به آسيب هاي مغزي دچار مي كنند.
ـ گروه بزرگ تري از نوجوانان هستند كه مشكل مواد مخدّر و قانون شكني ندارند، اما با پرسش ها و ترديدهاي زيادي درباره معناي زندگي و مذهب و اخلاق روبه رو هستند.31
ـ ارزش هاي نوجوانان هميشه نتيجه تصميمات عاقلانه اي نيست كه به طور منطقي اتخاذ كرده اند. نوجوانان ارزش ها را اغلب به دلايلي كه با تضادها و انگيزه هاي شخصي آنان در ارتباط است (و بسياري را هم ناآگاهانه) انتخاب مي كنند. (كانجر و پيترسون، 1984; دووان و آدلسون، 1966)3نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
هويت و بحران هويت
هويت واقعى انسان به او اين احساس را مي دهد كه خود را موجودى سراسر فقر، عين الربط به خالق، سراپا نياز و مسكنت (تصوير واقعى) ببيند. اگر خودپندارهى او مطابق با واقع نباشد و خود را كسى بپندارد كه واقعاً نيست (تصوير غير واقعى يا خيالى)، مصداق تام احساس بحران هويت دينى در او شكل گرفته است.
هويت دينى چيست و چگونه شكل مي گيرد؟ ثابت است يا متغير؟ بحران هويت دينى كدام است؟ چه پيامدهايى برجاى مي گذارد؟ اين سؤالات در راستاى پرسشهايى بنيادين و دغدغه هايى است كه بشر كنونى را سخت تشنه خود ساخته است بشرى كه در عصر تكنولوژى عصر بحران معنى دنبال سؤالهاى بنيادين خود است.
روزها فكر من اين است و همه شب سخنم *** كه چرا غافل از احوال دل خويشتنم
ز كجا آمدهام آمدنم بهر چه بود *** به كجا مي روم آخر ننمايى وطنمنه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment

Comment