Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • مردي‌ كه‌ با تحريك‌ يك‌ رمال‌ همسرش‌ را طلاق‌ داده‌ بود وقتي‌ متوجه‌ رابطه‌ او با شريكش‌ شد، زن‌ جوان‌ و جنين‌ 6 ماهه‌اش‌ را به‌ قتل‌ رساند.

    بهمن‌ ماه‌ سال‌ 83 مردي‌ به‌ ماموران‌ پليس‌ شهريار مراجعه‌ كرد و گفت‌: همسرم‌ سودابه‌ به‌ طرز مشكوكي‌ گم‌ شده‌ است‌. ماموران‌ بلافاصله‌ پس‌ از شنيدن‌ اظهارات‌ اين‌ مرد تحقيقات‌ خود را براي‌ پيدا كردن‌ زن‌ جوان‌ آغاز كردند و در نخستين‌ گام‌ عباس‌ شوهر سودابه‌ را براي‌ به‌ دست‌ آوردن‌ سرنخي‌ مورد تحقيق‌ قرار دادند.

    اين‌ مرد گفت‌: من‌ و سودابه‌ 5 سال‌ پيش‌ با هم‌ ازدواج‌ كرديم‌ و زندگي‌ بسيار خوبي‌ داشتيم‌، اما بعد از مدتي‌ متوجه‌ شديم‌ نمي‌توانيم‌ صاحب‌ فرزند شويم‌. هر دو بسيار دوست‌ داشتيم‌ كه‌ سكوت‌ زندگي‌ ما شكسته‌ شود، براي‌ اينكه‌ راهي‌ براي‌ بچه‌دار شدن‌ پيدا كنيم‌ پيش‌ پزشك‌ رفتيم‌، ميليون‌ها تومان‌ پول‌ خرج‌ كرديم‌ و هر دوي‌ ما تحت‌ عمل‌ جراحي‌ قرار گرفتيم‌ اما فايده‌يي‌ نداشت‌. پزشكان‌ مي‌گفتند، من‌ مشكل‌ دارم‌ و درمان‌ ناباروري‌ مرد بسيار سخت‌ است‌، وقتي‌ فهميديم‌ از دست‌ پزشكان‌ كاري‌ بر نمي‌آيد، به‌ ناچار پيش‌ يك‌ رمال‌ رفتيم‌. همه‌ از كارش‌ تعريف‌ مي‌كردند و مي‌گفتند او مي‌تواند مشكل‌مان‌ را حل‌ كند. زن‌ رمال‌ يك‌ بار براي‌ من‌ دعا نوشت‌ و يك‌ بار هم‌ براي‌ همسرم‌، بعد گفت‌ شما بايد به‌ صورت‌ موقتي‌ از هم‌ جدا شويد و مدتي‌ جدا از هم‌ باشيد تا اين‌ دعاها اؤر كند.

    عباس‌ ادامه‌ داد: من‌ و همسرم‌ به‌ توصيه‌ زن‌ رمال‌ طلاق‌ توافقي‌ گرفتيم‌، اما بخاطر علاقه‌ زيادي‌ كه‌ به‌ هم‌ داشتيم‌، با هم‌ در رفت‌ و آمد بوديم‌ تا اينكه‌ روز حادؤه‌ متوجه‌ شدم‌ همسرم‌ نيست‌. هر جايي‌ كه‌ فكر مي‌كردم‌ رفته‌ باشد سر زدم‌ اما هيچ‌ خبري‌ از او نبود.
    در حالي‌ كه‌ تحقيقات‌ پليس‌ براي‌ روشن‌ شدن‌ سرنوشت‌ سودابه‌ زن‌ 27 ساله‌ آغاز شده‌ بود، ماموران‌ گشت‌ نيروي‌ انتظامي‌، جسد زن‌ جواني‌ را كه‌ آؤار خفگي‌ در گردنش‌ مشهود بود، در بيابان‌هاي‌ اطراف‌ مشكين‌ دشت‌ پيدا كردند و جسد براي‌ مشخا شدن‌ علت‌ مرگ‌ و هويت‌ دقيق‌ اين‌ زن‌ به‌ پزشكي‌ قانوني‌ انتقال‌ يافت‌. در اين‌ ميان‌ با توجه‌ به‌ مشخصاتي‌ كه‌ عباس‌ از همسرش‌ به‌ ماموران‌ داده‌ بود، پليس‌ او را براي‌ شناسايي‌ جسد به‌ پزشكي‌ قانوني‌ دعوت‌ كرد و مرد جوان‌ پس‌ از ديدن‌ جسد گفت‌: جسد متعلق‌ به‌ همسرم‌ سودابه‌ است‌ ا ما نمي‌دانم‌ چه‌ اتفاقي‌ برايش‌ افتاده‌ است‌.
    با افشاي‌ هويت‌ مقتوله‌، كارآگاهان‌ فاش‌ كردند سودابه‌ با جسمي‌ نرم‌ و قابل‌ انعطاف‌ به‌ قتل‌ رسيده‌ و بعد داخل‌ پتويي‌ پيچيده‌ و به‌ مشكين‌ دشت‌ انتقال‌ داده‌ شده‌ است‌. آنها با توجه‌ به‌ نحوه‌ قتل‌ احتمال‌ دادند فردي‌ كه‌ سودابه‌ را به‌ قتل‌ رسانده‌ با وي‌ آشنا بوده‌ است‌.
    در شرايطي‌ كه‌ كاوش‌هاي‌ پليس‌ پيرامون‌ اين‌ پرونده‌ ادامه‌ داشت‌ نتايج‌ به‌ دست‌ آمده‌ از تحقيقات‌ متخصصان‌ پزشكي‌ قانوني‌ راز مرگ‌ دلخراش‌ زن‌ جوان‌ را فاش‌ كرد. متخصصان‌ پس‌ از بر رسي‌ جسد اعلام‌ كردند، سر سودابه‌ ابتدا با جسم‌ سختي‌ برخورد كرده‌ و بر اؤر اين‌ برخورد وي‌ به‌ حالت‌ بيهوشي‌ درآمده‌ است‌ و سپس‌ عامل‌ يا عاملان‌ جنايت‌ با جسمي‌ قابل‌ انعطاف‌ وي‌ را خفه‌ كرده‌اند. پزشكي‌ قانوني‌ همچنين‌ اعلام‌ كرد بررسي‌ها نشان‌ داده‌ سودابه‌ جنيني‌ 6 ماهه‌ در شكم‌ داشته‌ كه‌ او هم‌ بر اؤر مرگ‌ مادر فوت‌ شده‌ است‌.
    پزشكي‌ قانوني‌ در حالي‌ از باردار بودن‌ مقتوله‌ خبر داد كه‌ به‌ گفته‌ عباس‌ شوهر سابق‌ سودابه‌، اين‌ زن‌ و شوهر بخاطر بچه‌دار نشدن‌ از هم‌ جدا شده‌ بودند. اين‌ موضوع‌ ظن‌ پليس‌ را نسبت‌ به‌ عباس‌ برانگيخت‌ و ماموران‌ او را براي‌ بازجويي‌هاي‌ بيشتر دستگير كردند. عباس‌ ابتدا منكر هرگونه‌ اطلاعي‌ از علت‌ قتل‌ همسر سابقش‌ شد، اما وقتي‌ در برابر ادله‌ پليس‌ قرار گرفت‌ لب‌ به‌ اعتراف‌ گشود. او گفت‌: من‌ سودابه‌ را كشتم‌. 6 ماه‌ پيش‌ وقتي‌ به‌ پيشنهاد زن‌ رمال‌ از هم‌ جدا شديم‌، بخاطر علاقه‌ زيادي‌ كه‌ به‌ سودابه‌ داشتم‌ نتوانستم‌ دوري‌اش‌ را تحمل‌ كنم‌ و ما همديگر را هر روز مي‌ديديم‌ و در واقع‌ در خانه‌ من‌ زندگي‌ مي‌كرديم‌. تا اينكه‌ روز حادؤه‌ سودابه‌ به‌ من‌ گفت‌ باردار است‌. من‌ تعجب‌ كردم‌ و از او خواستم‌ موضوع‌ را برايم‌ توضيح‌ دهد. سودابه‌ گفت‌: شريك‌ من‌ سعيد، او را مورد آزار و اذيت‌ قرار داده‌ است‌. از اين‌ موضوع‌ خيلي‌ ناراحت‌ بودم‌ و فكر مي‌كردم‌ بايد انتقام‌ بگيرم‌. به‌ سودابه‌ گفتم‌ با سعيد تماس‌ بگير و او را به‌ خانه‌ ما بكشان‌ تا به‌ قتل‌ برسانمش‌ اما او قبول‌ نكرد و گفت‌: ما از هم‌ جدا شده‌ايم‌ و او مي‌خواهد با سعيد ازدواج‌ كند. بخاطر اين‌ مساله‌ بين‌ ما درگيري‌ به‌ وجود آمد، من‌ با مشت‌ ضربه‌يي‌ به‌ سودابه‌ زدم‌ و سرش‌
    به‌ ديوار برخورد كرد و به‌ زمين‌ افتاد، بعد روسري‌اش‌ را برداشتم‌ و دور گردنش‌ پيچيدم‌ و او را خفه‌ كردم‌. سپس‌ جسد سودابه‌ را لاي‌ پتويي‌ پيچيدم‌ و از شهريار به‌ اطراف‌ خانه‌ سعيد در مشكين‌دشت‌ بردم‌ و در آنجا رها كردم‌ تا با اين‌ كار انتقامم‌ را از سعيد و سودابه‌ گرفته‌ باشم‌.
    وقتي‌ جسد را در نزديكي‌ خانه‌ سعيد رها كردم‌، به‌ سراغ‌ او رفتم‌ و گفتم‌ سودابه‌ گم‌ شده‌ است‌. سپس‌ از او خواستم‌ براي‌ پيدا كردن‌ همسر سابقم‌ كمكم‌ كند. براي‌ همين‌ با هم‌ به‌ كلانتري‌ رفتيم‌ و موضوع‌ را اطلاع‌ داديم‌.
    ماموران‌ در ادامه‌ بررسي‌هاي‌ خود، سعيد را مورد بازجويي‌ قرار دادند. او گفت‌: بعد از اينكه‌ سودابه‌ و عباس‌ از هم‌ جدا شدند، يك‌ روز سودابه‌ با من‌ تماس‌ گرفت‌ و گفت‌ دچار حادؤه‌ شده‌ و در بيمارستان‌ است‌ و به‌ پول‌ احتياج‌ دارد. من‌ فكر مي‌كردم‌ او ديگر با شوهر سابقش‌ رابطه‌يي‌ ندارد و از آنجايي‌ كه‌ من‌ و عباس‌ شريك‌ بوديم‌ بخاطر رفاقت‌ قديمي‌مان‌ براي‌ سودابه‌ مبلغي‌ پول‌ به‌ بيمارستان‌ بردم‌. در آنجا متوجه‌ شدم‌ دستش‌ آسيب‌ ديده‌ است‌. پرستاران‌ دستش‌ را بخيه‌ كردند و من‌ او را به‌ خانه‌اش‌ رساندم‌، سودابه‌ با اصرار زياد از من‌ خواست‌ در خانه‌اش‌ بمانم‌. بعد برگه‌ طلاق‌ را به‌ من‌ نشان‌ داد و گفت‌ از آنجايي‌ كه‌ دلش‌ مي‌خواسته‌ بچه‌دار شود اما بخاطر بيماري‌ عباس‌ نتوانسته‌ از او جدا شده‌ است‌. بعد نسبت‌ به‌ من‌ ابراز علاقه‌ كرد و گفت‌ دوست‌ دارد با من‌ ازدواج‌ كند. از آن‌ به‌ بعد رابطه‌ ما زياد شد. تا اينكه‌ يك‌ روز سودابه‌ به‌ من‌ گفت‌ باردار شده‌، او خيلي‌ خوشحال‌ بود. ما تصميم‌ گرفتيم‌ با هم‌ ازدواج‌ كنيم‌. سودابه‌ گفت‌ ماجرا را براي‌ شوهر سابقش‌ خواهد گفت‌ تا آنها ديگر ارتباطي‌ با هم‌ نداشته‌ باشند. بعد از آن‌ ديگر سودابه‌ را نديدم‌. تا اينكه‌ عباس‌ به‌ خانه‌ ما آمد و خبر گم‌ شدن‌ وي‌ را داد.
    اين‌ مرد افزود: سودابه‌ به‌ من‌ گفته‌ بود علاقه‌يي‌ به‌ عباس‌ ندارد اما از آنجايي‌ كه‌ دليلي‌ قانع‌ كننده‌ نداشت‌ تا براي‌ درخواست‌ طلاق‌ به‌ دادگاه‌ ارايه‌ دهد به‌ سراغ‌ يك‌ رمال‌ رفته‌ و به‌ او مبلغي‌ پول‌ داده‌ بود تا به‌ عباس‌ بگويد چاره‌ كار براي‌ بچه‌دار شدن‌ آنها طلاق‌ موقتي‌ است‌، وقتي‌ زن‌ رمال‌ موفق‌ شده‌ بود عباس‌ را به‌ جدايي‌ راضي‌ كند، سودابه‌ به‌ سراغ‌ من‌ آمد و از من‌ تقاضاي‌ ازدواج‌ كرد.
    با مشخا شدن‌ ماجرا و تكميل‌ پرونده‌، كيفرخواست‌ عليه‌ عباس‌ به‌ اتهام‌ قتل‌ عمدي‌ سودابه‌ و جنين‌ 6 ماهه‌اش‌ صادر شد و اين‌ مرد 29 ساله‌ بزودي‌ در شعبه‌ 71 دادگاه‌ كيفري‌ استان‌ تهران‌ محاكمه‌ مي‌شود.


    Comment


    • جواني که شبانه به خانه هاي يکي از محله هاي محمدشهر کرج دستبرد مي زد و فقط پول نقد ، طلا و جواهر سرقت مي کرد ، پس از دستگيري به 5 فقره سرقت اعتراف کرد.



      روز 27 ارديبهشت امسال مردي به کلانتري 25 محمدشهر کرج مراجعه و از سرقت شدن پول نقد ، طلا و جواهر خانه اش خبر داد.



      اين مرد در شرح ماجرا به پليس گفت : ميهمان خانه يکي از دوستان بوديم و نيمه شب وقتي به خانه برگشتيم ناباورانه متوجه شديم ، پول نقد ، طلا و جواهراتي که داخل کمد يکي از اتاق ها گذاشته بوديم ، به سرقت رفته است.



      پس از شکايت اين مرد، چند شهروند ساکن منطقه به کلانتري 25 مراجعه و شکايت هاي مشابهي را مطرح کردند.



      تحقيقات ماموران در بررسي از محله هايي که مورد سرقت واقع شده بودند ، نشان مي داد سارق يا سارقان با شکستن قفل کمدها ، پول نقد و جواهرها را برداشته و ديگر لوازم ارزشمند خانه را به سرقت نبرده اند.



      تحقيقات پليس حاکي از آن بود که سارق يا سارقان در محل سرقتها ساکن هستند. به همين دليل ضمن بررسي سوابق سارقان محله ، سارقي به نام شهرام - 17 ساله را شناسايي کردند و مشخص شد او به جرم سرقت در کانون اصلاح و تربيت به سر مي برده و اواخر زمستان سال گذشته آزاد شده است.



      با کشف اين سرنخ ، يک هفته پيش مخفيگاه شهرام شناسايي و او بازداشت شد. جوان سارق در بازجويي هاي مقدماتي پليسي منکر جرايم خود شد اما در ادامه تحقيقات به سرقت از اين محله اعتراف کرد.



      جوان سارق در اظهاراتش گفت : قبلا به دليل سرقت از چندين خانه حوالي محل زندگي ام دستگير و به مرکز کانون اصلاح و تربيت فرستاده شده بودم.



      اواخر اسفند سال گذشته پس از پايان محکوميتم ، باز به سرقت از خانه ها روي آوردم. به دليل اين که علاقه به دزدي پول نقد ، کوپن ، طلا و جواهرات داشتم ، فقط همين وسايل را به سرقت مي بردم و چيز ديگري برنمي داشتم حتي اگر گرانقيمت تر از طلا و جواهر بود.



      وي گفت : پس از هر سرقت شبانه از خانه ها بيرون مي زدم و روز بعد طلا و جواهرات را به قيمت پايين تر مي فروختم.



      تاکنون جوان سارق به 5 فقره سرقت از خانه ها اعتراف کرده است. اين سارق با قرار قانوني از سوي بازپرس فضلي ، رئيس شعبه 20 دادسراي ناحيه 5 کرج روانه بازداشتگاه پليس شد و تحقيقات براي فاش شدن ساير جرايم احتمالي وي ادامه دارد.

      Comment


      • کلاهبردار حرفه اي که پيش از اين به 12 سال زندان محکوم شده بود ، پس از جعل عناوين مسوولان قضايي دستگير و در بازرسي از وي انواع احکام جعلي کشف و ضبط شد.



        داديار هاشميان با اشاره به اين خبر به خبرنگار ما گفت : چندي پيش مردي با مراجعه به شعبه اول دادياري دادسراي جنايي با ارائه شکايتي عنوان کرد ، فردي که خود را معاون قوه قضاييه معرفي مي کرد ، به بهانه فروش خودرو مبلغ 3 ميليون تومان از وي کلاهبرداري کرده و خودروي او را نيز به سرقت برده است.



        هاشميان اضافه کرد: به دنبال اين شکايت شماره خودروي فرد شاکي در اختيار ماموران قرار گرفت و يک هفته بعد اين فرد که تغيير چهره داده بود ، دستگير و در بازرسي از وي انواع احکام جعلي مربوط به نهادها و يک ارگان نظامي کشف و ضبط شد.



        مي خواهم رئيس باشم



        متهم پس از انتقال به شعبه اول دادياري روز گذشته عنوان کرد ، من دلم مي خواست رئيس باشم ، به همين دليل از دوستانم که در زمينه جعل فعاليت مي کنند ، خواستم تا براي من انواع احکام را صادر کنند.



        متهم افزود: در بسياري از مواقع خود را نماينده مجلس و معاون اول قوه قضاييه معرفي مي کردم و چندي پيش نيز در ارتباط با يک باند جعل دستگير شدم که پرونده در دادگاه انقلاب اسلامي رسيدگي شد و به صورت غيابي به 12 سال زندان محکوم شدم.



        داديار جنايي در ادامه اين اعترافات با اشاره به فعاليت گسترده متهم در زمينه جعل عناوين مسوولان و گاه استفاده از لباس نظامي با درجه سرهنگي ، ضمن تاکيد بر چاپ تصوير متهم بدون پوشاندن چهره ، از مردم خواست چنانچه شکايتي عليه متهم دارند به پايگاه هشتم پليس آگاهي واقع در ميدان حر و يا شعبه اول دادياري دادسراي جنايي مراجعه کنند.

        Comment


        • جلسه‌ي سوم رفع نقص از پرونده‌ي مردي كه متهم است با ادعاي مهدورالدم بودن مقتول مرتكب قتل شده است صبح امروز در شعبه‌ي 71 دادگاه كيفري استان تهران با حضور 5 قاضي برگزار شد.



          طبق كيفرخواست قرائت شده در جلسه‌ي ‌24/ 3/ 84، قربانعلي ‌32 ساله متهم به مباشرت در قتل عمدي مهدي ‌20 ساله است. در بامداد روز ‌7/ 1/ 83 پيكر نيمه جان مقتول توسط فرد ناشناسي به يكي از بيمارستان‌هاي پاكدشت منتقل مي‌شود و فرد ناشناس كه بعدا مشخص مي‌شود متهم حاضر در دادگاه است، متواري مي‌شود.



          بنا به گفته نماينده‌ي دادستان در جلسه اول دادگاه، با حضور قاضي دادسرا دستورات لازم صادر و در اين راستا خانمي به نام گلرخ شناسايي و دستگير مي‌شود و پس از اظهارات وي، متهم پس از سيزده روز شناسايي، دستگير و به جزييات ارتكاب جنايت اقرار مي‌كند.



          در جلسه‌ي گذشته دلداري به اظهارات متهم به قتل در پرونده اشاره كرده و گفته است: قصد داشتم سري به منزل همسر صيغه‌اي خود بزنم. حدود ساعت ‌12 بود چون لامپ منزل آنها خاموش بود و نور تلويزيون از پنجره مشخص بود شك كردم و با كليدي كه داشتم وارد منزل شدم و با حضور مهدي مواجه شدم.



          دلداري در رابطه با علت مرگ، اظهار داشته است: پزشكي قانوني علت مرگ را پارگي قلب اعلام كرده و اولياي دم نيز تقاضاي قصاص كرده‌اند. با توجه به اين، تقاضاي كيفر قانوني متهم را از محضر دادگاه خواستارم.



          در ابتداي جلسه‌ي دوم دادگاه، مادر گلرخ در جايگاه حاضر شده و عنوان داشت: بعد از اينكه گلرخ به عقد قربانعلي در آمد هنوز پانزده روز مانده بود كه مدت صيغه‌اش تمام شود كه قربانعلي به منزل ما آمد و صيغه‌نامه را پاره كرد. دخترم كه خرجي مي‌خواست به مدت يك سال به صيغه‌ي مهدي در آمد.



          هم‌چنين فرد ديگري به عنوان شاهد در جايگاه قرار گرفت و گفت: اواخر بهمن ماه بود كه مهدي را همراه خانمي ديدم. از او پرسيدم كه اين خانم كيست كه او در پاسخ گفت به مدت يك‌سال او را صيغه كرده‌ام. منزلي اجاره كرده‌ام و هشتاد هزار تومان به او داده‌ام.



          قاضي از يكي از شاهدان پرسيد: محضردار گفته است كه شما قسم خورده‌ايد كه قربانعلي به ژاپن رفته و ديگر برنمي‌گردد و او به حساب همين حرف مجددا صيغه را خوانده است.



          شاهد اين پرونده در پاسخ، گفت: محضردار دروغ مي‌گويد. ما اصلا چنين ادعايي نكرديم و فقط من به عنوان شاهد در محضر حضور داشتم.



          متهم به قتل در اين پرونده كه در جلسه‌ي اول به اتهام قتل اعتراف كرده بود و جزييات آن را بيان داشته بود، در جلسه دوم دادگاه با حضور در جايگاه مجددا به اتهام خود اعتراف كرد.



          به گزارش ايسنا، در ابتداي سومين جلسه رفع نقص از اين پرونده عاقد عقد موقت (بهرام) و گلرخ در جايگاه حاضر شد و به بيان اظهارات خود پرداختند.



          عاقد عقد موقت گلرخ با متهم به قتل، گفت: بار اول، حدود 10 – 15 روز قبل از عيد 83 گلرخ براي عقد با مهدي به همراه 2 شاهد آمدند كه يكي از شهود محمدعلي بود ولي شاهد ديگر را به ياد ندارم و من آنها را به مدت يكسال به عقد موقت يكديگر درآوردم. بار دوم، گلرخ و قربان براي عقد به دفترم آمدند و شاهد آنها رضا و محمدعلي بودند.



          وي افزود: وقتي بار دوم گلرخ براي عقد موقت نزد من آمد به او گفتم بايد عده عقد اول را نگه داري ولي او گفت كه مهدي همان روز دوم به خارج رفته است و زناشويي صورت نگرفته است و شاهدان هم حرف‌هاي گلرخ را تاييد كردند و من گفتم مهدي صيغه‌نامه دارد و اگر شما را عقد كنم مجازات دارد. با اصرار آنها من عقد را جاري كردم و تاريخ عقدنامه را پشت آن نوشتم اما تاريخي كه روي عقدنامه نوشته شده است را من ننوشته‌ام. آنها گفتند كه مهدي صيغه را فسخ كرده است.



          عاقد ادامه داد: بعد از مدتي مادر قربان با محمدعلي آمدند و گفتند كه براي دادگاه نامه مي‌خواهيم كه گلرخ همسر شرعي قربان است و بر اساس تقاضاي آنها تاريخ 7/12/82 را در نامه نوشتم.



          يكي از قضات مستشار پرسيد: آيا بيان گلرخ و تاييد شاهدان در فسخ نكاح مهدي كافي است كه ميان گلرخ و قربان صيغه‌ي مجدد جاري كنيد؟ كه عاقد پاسخ داد: مرد مي‌تواند مدت صيغه را بذل كند و وقتي مرد حضور نداشت من به حرف زن و دو شاهد اعتماد كردم و دو شاهد براي احراز فسخ كافي است.



          در ادامه‌ي جلسه گلرخ (همسر موقت متهم به ادعاي خودش) درباره‌ي نحوه‌ي آشنايي با مهدي، گفت: من در جايي كار مي‌كردم و حقوق كمي دريافت مي‌كردم. يكي از دوستان مهدي گفت كه مهدي از تو خوشش مي‌آيد و مي‌خواهد كه صيغه‌ي او بشوي كه من اول قبول نكردم ولي با اصرار او به چند دفترخانه رفتيم كه سرانجام به دفترخانه‌اي در پاكدشت رفتيم.



          وي افزود: روز 6/9/82 عاقد ما را براي 2 ماه تا تاريخ 6/11/82 عقد كرد چون مهدي گفته بود كه تا دو ماه ديگر وضعيتش مشخص مي‌شود. مهدي هفته‌اي يكبار به من سر مي‌زد و 10 هزار تومان به من مي‌داد. اما بعد از مدتي آمد و گفت كه با دختر خاله‌اش نامزد كرده است و ديگر نمي‌تواند با من باشد و عقدنامه را پاره كرد.



          گلرخ افزود: در تاريخ 7/12/82 با قربان نزد عاقد (بهرام) رفتيم تا ما را صيغه كند و به او گفتم كه مهدي صيغه‌نامه را پاره كرده و احتمالا به خارج رفته است.



          يكي از قضات مستشار (رحيمي) پرسيد: اگر صيغه‌ي شما و مهدي فسخ شده بود چرا او را به خانه راه دادي و با او خلوت كردي؟ كه گلرخ پاسخ داد: نمي‌خواستم او را راه بدهم ولي گفت كه سال نو است و براي ديدن مادرت آمده‌ام و در اين مدت ضامن يكي از دوستانم شده‌ام كه به خاطر آن به زندان رفته‌ام و الان از زندان فرار كرده‌ام و گفت اگر كمك كني دوستم را پيدا كنم دوباره صيغه‌ات مي‌كنم كه من به او گفتم كه با قربان صيغه كرده‌ام.



          وي ادامه داد: وقتي قربان ساعت 30/11 آمد مهدي داخل اتاق ديگر بود و چند بار محكم در زد و چون نمي‌خواستم قربان، مهدي را ببيند مادرم گفت كه پسرم اينجاست برو فردا بيا، اما چون قربان نرفت من گفتم مي‌روم به قربان مي‌گويم كه قبلا با مهدي صيغه بوده‌ام. اما وقتي قربان داخل آمد و مهدي را ديد مرا كتك زد و مهدي خواست از من دفاع كند كه قربان با چاقو مهدي را زد و او روي زمين افتاد.



          در ادامه‌ي جلسه قاضي از عاقد پرسيد ممكن است زمان عقد اول مهدي و گلرخ را اشتباه كرده باشي؟ كه او گفت: تاريخ عقد آنها 10 – 15 روز مانده به عيد بود. اما بعد از جلسه‌ي اول قربان از زندان زنگ زد و اصرار كرد كه او را با شخص ديگري اشتباه گرفته‌ام و گفت اصل صيغه در دادگاه گم شده است.



          بعد از شور 5 قاضي شعبه‌ي 71، قاضي عزيزمحمدي از گلرخ و مادرش براي قرار گرفتن در جايگاه براي پاسخ به سوالات قضات دعوت كرد كه گلرخ در پاسخ به اين سوالات، گفت: قربان به طور سر زده به خانه‌ي ما آمده بود ولي كليد در حياط را داشت.



          وي در پاسخ به اينكه چه لباسي به تن داشتيد گفت كه من چادر گلدار به سر كرده بودم و مهدي هم لباس‌هاي عادي به تن داشت.



          در ادامه‌ي جلسه با دستور قاضي، قربان‌علي به بازسازي صحنه‌ي قتل پرداخت و گفت كه مهدي از پشت سر به او ضربه وارد كرده است و او هم مهدي را با چاقو زده و در آن لحظه فرصتي براي حرف زدن بين آنها پيدا نشده است.



          در ادامه‌ي جلسه دلداري نماينده‌ي دادستان، اظهار داشت: با توجه به استماع اظهارات شهود و مطلعين، دادسرا بر اعتقاد خود مبني بر اتهام قتل عمدي متهم باقي است. اولا با توجه به نوع اقدام متهم و ايراد ضرب با چاقو و در نظر گرفتن قسمتي از ايرادات ديوان عالي كشور موضوع مشمول ماده‌ي 630 قانون مجازات اسلامي نبوده و مقتول و گلرخ طبق اظهارات متهم در وضعيت مورد نظر در آن ماده نبوده‌اند و ثانيا اقدام متهم را براي دادگاه تشريح مي‌كنم: بر فرض اينكه گلرخ در لحظه‌ي وقوع قتل همسر شرعي قربان باشد. در بازسازي صحنه بالا مي‌آيد ابتدا با يك دروغ مواجه مي‌شود كه مادر مي‌گويد پسرش در خانه است. بعد مي‌بيند مهدي كه قبلا از او شناخت داشته داخل خانه است و با مشتي كه در مقام هواداري از گلرخ به او مي‌زند رو به رو مي‌شود.



          وي ادامه داد: دلايل قاطعي در پرونده در اثبات مهدورالدم بودن مقتول نيست. زيرا در اين صورت متهم پس از مشاهده‌ي مهدي نبايد ابتدا تصميم مي‌گرفت كه صحنه را ترك كند بلكه بايد اقدام مي‌كرد و ضمن اينكه كسي كه اعتقاد به مهدورالدم بودن داشته از اعتقاد خودش برنمي‌گردد. پس چطور قربان پيراهن را روي زخم مهدي مي‌گذارد و او را به بيمارستان مي‌رساند. پس قتل بر طبق بند ب ماده‌ي 206 است و درخواست قصاص متهم را دارم.



          هم‌چنين در ادامه‌ي جلسه اولياي دم مجددا تقاضاي قصاص خود را تكرار كردند.



          وكيل اولياي دم نيز با حضور در جايگاه، گفت: طبق ماده‌ي 295 قانون مجازات اسلامي در صورتي كه شخص ديگري را به اعتقاد مهدورالدم بودن به قتل برساند به منزله شبه عمد است و اين در صورت 1- اعتقاد به مهدورالدم بودن و 2- كشتن فرد است كه بر اساس مدارك و اقارير افراد مختلف متهم قصد كشتن نداشته بلكه قصد زخمي كردن صورت مقتول را داشته و در جاي ديگر پرونده عنوان شده كه قصد دفاع از خود را داشته. پس اين اقدام مصداق ماده‌ي 295 قانون مجازات اسلامي نيست و در خصوص مهدورالدم بودن نيز هيچ دليلي ارايه نشده است و شرايط فيزيكي افراد و وضعيت ظاهري نيز دلالت بر فعل حرامي ندارد. پس تقاضاي صدور حكم شايسته را طبق خواسته‌ي اولياي دم دارم.



          وكيل متهم به قتل نيز اظهار داشت: عاقد عقد موقت از تاريخ دقيق عقد موقت بين متهم و گلرخ اطلاع ندارد. هم‌چنين عاقد محمدعلي را شاهد عقد اول مي‌داند در حالي كه وي منكر حضور در عقد اول است.



          وي افزود: هم‌چنين اظهارات نماينده‌ي دادستان مبني بر اينكه عمل از مصاديق مهدورالدم بودن نيست صحيح نيست زيرا ماده‌ي مربوطه تصريح دارد كه اگر شوهر طرفين را در حالت فراش ببيند اجازه دارد هر دو را بكشد و متهم ادعا كرد كه مقتول را در چنين حالتي ديده است.



          متهم به قتل در مقام آخرين دفاع عنوان كرد: ناخواسته مرتكب قتل شدم،از اولياي دم تقاضا دارم كه مرا ببخشند و حاضر به پرداخت ديه نيز هستم.



          راي اين پرونده ظرف مهلت قانوني توسط 5 قاضي صادر خواهد شد.

          Comment


          • جوان مسلح پس از دستگيري مدعي شد براي شوخي با كارمندان بانك با اسلحه قلابي كارمند زن آنجا را تهديد كرده است.



            26 تيرماه امسال مسئول بانك رفاه كارگران در خيابان كارگر شمالي در تماس با مركز فوريت هاي پليسي 110 تهران از يك مورد درگيري در اين بانك خبر داد.



            پس از اطلاع گروهي از مأموران در محل بانك حاضر شدند. در بررسي هاي اوليه مشخص شد ساعتي قبل كارمندان بانك به رفتار پسرجواني در بانك مشكوك شده و با او درگير شده بودند. اما متهم قبل از حضور پليس از آنجا فرار كرده بود.



            مسئول بانك در اين خصوص به مأموران گفت: 29خرداد ماه امسال پسر جواني وارد بانك شد. او اسلحه‌ كلت كمري خود را به سمت يكي از كارمندان زن بانك گرفت.



            او وقتي با واكنش كارمند بانك رو به رو شد ادعا كرد قصد شوخي داشته و خونسرد از بانك بيرون رفت.



            كارمندان بانك كه موضوع را جدي نگرفته بودند شماره پلاك خودروي پسر جوان را يادداشت كردند. اما موضوع را به پليس اطلاع ندادند. وي ادامه داد: پس از گذشت 28روز از ماجرا پسر جوان امروز دوباره به بانك مراجعه كرد.



            دو تن از كارمندان او را شناسايي كرده و با متهم درگير شدند. پسر جوان كه خود را در خطر دستگيري مي ديد از دست كارمندان فرار كرد.



            مأموران پس از طرح اين شكايت تحقيقات خود را آغاز كرده و از طريق رديابي شماره پلاك متهم مالك 21 ساله او به نام اميد را شناسايي و او را در خانه‌اش در نزديكي بانك دستگير كردند.



            متهم پس از دستگيري منكر اتهام خود شد اما پس از مواجه حضوري با كارمندان بانك و شناسايي شدن از سوي آنها لب به اعتراف گشود.



            اميد در تحقيقات مدعي شد اسلحه اي كه همراه داشته است قلابي بوده و براي شوخي با كارمندان بانك اين كار را انجام داده بود. همچنين در بازرسي از خانه او اسلحه اي كه متهم با آن كارمند بانك را تهديد كرده بود كشف نشد.



            محمدتورنگ رئيس مركز اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي فارس با تأييد اين خبر در هشداري به شهروندان گفت: شهروندان و مسئولان بانك در صورت مشاهده هر مورد مشكوكي موضوع را به پليس اطلاع دهند.



            وي خاطرنشان كرد: هم اكنون اميد با قرار قانوني براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار دارد.

            Comment


            • زن شهرستاني وقتي پي برد ، مردي که با او ارتباط پنهاني برقرار کرده است ، براي او ايجاد مزاحمت مي کند ، نقشه قتل او را کشيد.



              چند روز پيش مردي با مرکز فوريت هاي پليسي 110 تماس گرفت و از پيدا شدن جسد مرد ميانسالي در اتوبان شهيد کسائي تبريز خبر داد.



              به دنبال اين ماجرا ، کارآگاهان جنايي پليس آگاهي تبريز با اعزام به محل حادثه جسد مرد 52 ساله اي را مشاهده کردند که با جوراب زنانه به قتل رسيده بود.



              به اين ترتيب با دستور بازپرس کشيک جنايي ، جسد مقتول براي شناسايي هويت و بررسي علت مرگ به پزشکي قانوني انتقال يافت.



              در ادامه تحقيقات پليسي ، مردي به مرکز پليس تبريز مراجعه کرد و از ناپديد شدن دوستش خبر داد. ماموران که احتمال مي دادند جسد پيدا شده متعلق به مرد گمشده باشد ، از او خواستند جسد را در پزشکي قانوني شناسايي کند که وي با حضور در اين محل ، هويت جسد را شناسايي کرد.



              کارآگاهان در تحقيق از دوستان مقتول پي بردند وي با زن 38 ساله اي ارتباط پنهاني داشته است.



              با کشف اين سرنخ ، اين فرضيه که ممکن است مرد ميانسال به دست اين زن به قتل رسيده باشد ، قوت گرفت بنابراين زن متهم به قتل بازداشت و براي تحقيقات به مرکز پليس منتقل شد.



              متهم در بازجويي هاي پليسي به صراحت به کشتن مرد ميانسال اعتراف کرد.

              Comment


              • يک زن 72 ساله چيني موفق شد با استفاده از دندان خود يك كاميون چهار تني را كه در قسمت بار آن پر از جمعيت بود به حركت در آورد.



                به گزارش آنانوا و به نقل از رسانه هاي چيني وانگ شيائوبي از اهالي جينان از استان شاندونگ توانست با استفاده از دندان خود اين كاميون چهار تني مملو از جمعيت را ده متر جابجا كند.



                وانگ كه حسابدار ارشد يك شركت در استان شاندونگ است گفت سلامت و روحيه بالاي او به دليل 30 سال اشتغال او به هنرها و ورزش هاي رزمي است.



                زمستان گذشته نيز او در يك عمليات بسيار جالب توانست دو اتوموبيل بزرگ با سرنشينان ان را با استفاده از دندان هايش جابجا كند. او همان موقع اعلام كرد كه قصد دارد كار بزرگتري را به نمايش بگذارد.



                او هم اينك نيز ادعا كرده است دوست دارد تلاش خود را براي حركت دادن جسم بزرگتري مانند يك قطار متمركز كند.

                Comment


                • مردي که به انگيزه سرقت النگو ، دختربچه 9 ساله تهراني را ربوده بود ، تحت تعقيب پليس پايتخت قرار گرفت.



                  عصر روز 28 تيرماه مردي به کلانتري 152 خاني آباد مراجعه و از گم شدن دختر 9 ساله اش به نام فاطمه خبر داد. به دنبال اين ماجرا ، ماموران تحقيقات خود را براي پيدا کردن دختر گمشده آغاز کردند. تحقيقات پليسي ادامه داشت تا اين که مرد ناشناسي با تلفن همراه پدر فاطمه تماس گرفت و گفت ، دخترش در يک تالار عروسي در شهرري است.



                  در پي تماس مرد ناشناس ، ماموران به محل فوق اعزام شدند و دختر ربوده شده را تحويل خانواده اش دادند.فاطمه دختر ربوده شده به پليس گفت : نزديک خانه مان بازي مي کردم که مرد ميانسالي به من نزديک شد و به بهانه پرسيدن نشاني خانه اي ، مرا تا نزديک خيابان آورد و سپس جلوي دهانم را گرفت و مرا داخل خودرو انداخت و از محل دور شد و در حالي که گريه و داد و فرياد مي کردم ، 2 حلقه النگويم را از دستم درآورد و مرا مقابل يک تالار عروسي رها کرد و گريخت.



                  با اطلاعاتي که دختر ربوده شده در اختيار ماموران قرار داد ، چهره نگاري رايانه اي از سارق کودک ربا صورت گرفت و تحقيقات پليسي براي يافتن مخفيگاه وي آغاز شد.

                  Comment


                  • سارقان مسلح ديروز بانك صادرات شعبه پاشاي آمل را دستبرد زدند و 115 ميليون تومان چك پول را به سرقت بردند .



                    دوجوان موتورسوار كه يك نفر از آنان ماسك به صورت داشت بااسلحه كلت و كارد وارد بانك صادرات شعبه پاشاي آمل شدند و پس از سرقت 115 ميليون تومان چك پول ازاين بانك متواري شدند.



                    تلا‌ش نيروي انتظامي براي دستگيري سارقان و مظنونان سرقت ادامه دارد

                    Comment


                    • زن رمالي كه با توزيع كارت در بين زنان و دختران و انتخاب طعمه‌هاي خود عمدتا از ميان زائران، پس از گرفتن فال براي باز كردن بخت، رفع مشكل نازايي و زناشويي، از آنها اخاذي كرده بود، در حالي كه قصد فرار داشت، دستگير شد.



                      سرهنگ سلطاني، رييس كلانتري 150«تهرانسر» در تشريح شگرد و نحوه دستگيري اين كلاهبردار، گفت: مقارن ساعت 14:30 روز گذشته، سي‌ام تير ماه ، ماموران گشت كلانتري حين گشت زني در شهرك پاسداران متوجه شدند كه چند زن مقابل درب منزلي واقع در خيابان «طهماسبي» تجمع كرده‌اند.



                      بدين ترتيب با حضور ماموران در محل مشخص شد كه شخصي به نام «سهيلا» با عنوان فالگيري با ورق، شمع و قهوه، پس از جلب اعتماد زنان و دختران جوان جهت رفع مشكلات و باز كردن بختشان از آنها اخاذي كرده است.



                      سرهنگ سلطاني اضافه كرد: در حالي كه اين زن رمال با جمع كردن وسايل منزلش قصد نقل مكان داشت توسط شاكيان در منزلش گرفتار شده بود كه ماموران پليس از راه رسيدند.



                      زن رمال براي رها شدن از دست شاكيان اعلام كرده بود كه براي مشكلات شما به مشهد مي‌روم و بزودي باز خواهم گشت.



                      به اين ترتيب عوامل گشت كلانتري 150 با حضور در موقعيت از موضوع مطلع شده بودند، با انتقال متهم به محل كلانتري و انجام بازجويي مشخص شد: هويت اصلي وي كه خود را «سهيلا» معرفي كرده بود، «سودابه ــ د» است.



                      اين در حالي بود كه بررسي‌هاي بعدي پليسي در اين باره مشخص كرد: «سودابه» كه از همسر خود متاركه كرده و حدود 28 سال سن دارد، با دريافت شناسنامه «المثني» علاوه بر اين كه خود را در شناسنامه جديد مجرد اعلام كرده، سن خود را نيز به 23 سال تقليل داده است.



                      «سودابه» كه بنا بر اطلاعات به دست آمده، قبلا نيز با همين اتهام دستگير و با جلب رضايت شاكيان آزاد شده بود، اين بار در مقابل 22 شاكي قرار گرفته كه از هر كدام مبلغي بالغ بر 500 تا 800 هزار تومان اخاذي كرده است.



                      «سودابه» در جريان تحقيقات به عمل آمده طي اعترافاتي اعلام كرد: با نفوذ در كاروان‌هاي زيارتي، زنان و دختراني كه مي‌خواستند به زيارت بروند را به خانه خود كشانده و به بهانه‌هاي مختلف از جمله اين كه پدر يا مادرت به زودي خواهند مرد، براي زنده نگهداشتن آنها از طريق ورد خواندن، پول مي‌گرفتم.



                      «سودابه» در سوءاستفاده‌اي ديگر، در پشت كارت ويزيت خود تصوير خيالي يكي از امامان را چاپ كرده بود تا از اين طريق نظر افراد را كاملا به خود جلب كند.



                      سرهنگ سلطاني، با بيان اين كه زنان و دختراني كه به اين شيوه از آنها اخاذي شده است، با حضور در كلانتري 150«تهرانسر» موضوع را پيگيري كنند گفت: زنان و مردان رمال به هيچ وجه قابل اعتماد نبوده و در همه موارد در نهايت مشخص شده كه قصد آنها تنها كلاهبرداري بوده است.



                      متهم جهت تحقيقات بيشتر به پليس آگاهي تهران بزرگ منتقل شد.

                      Comment


                      • دانشمندان انگليسي گفتند فقرا به دليل فشارهاي زياد زندگي و تاثير آن بر سلول هاي بدن آن ها، به پيري زودرس مبتلا مي شوند.



                        به گزارش پايگاه اينترنتي البيان، تحقيق گروه دكتر تيم اسبكتور از بيمارستان سنت توماس در لندن نشان داد زنان كارگر وقتي به اواخر دهه چهارم زندگي خود مي رسند، هفت سال پيرتر از زنان طبقه ثروتمند به نظر مي آيند.



                        براساس تحقيق، محققان گفتند انتخاب شريك زندگي از طبقه متوسط، چند سال به عمر انسان مي افزايد.



                        دكتر اسبكتور گفت: طبقه اجتماعي نه تنها بر ميانگين مرگ و مير تاثير مي گذارد كه باعث پيري زودرس افراد نيز مي شود

                        Comment


                        • Comment


                          • در پي كشف جنازه سوخته و موتورسيكلتي به آتش كشيده شده در روستاي هفت‌خانه از توابع شهرستان «خليل‌آباد» خراسان رضوي، راز يك فقره قتل وقوعي برملا شد.

                            سرهنگ علي رستگارپناه، فرمانده انتظامي شهرستان كاشمر در گفت‌وگو با خبرنگار «حوادث» ايسنا، در خصوص اين پرونده و نحوه شناسايي متهمان اظهار كرد: به دنبال كشف جسد سوخته در روستاي هفت‌خانه، بررسي‌هاي پليسي براي يافتن علت مرگ متوفي آغاز شد و اين در حالي بود كه با توجه به اين كه جسد به همراه موتورسيكلت مكشوفه به طور كامل سوزانده شده بود، ماموران پليس با احتمال وقوع قتل، ادامه تحقيقات را مورد پيگيري قرار دادند.

                            به اين ترتيب در پي بررسي‌هاي صورت گرفته در اين خصوص و با توجه به اظهارات اهالي محل مشخص شد: جوان 25 ساله‌اي از روستاي «آق‌قلا»ي استان گلستان در پي برخي اختلافات با يكي از ساكنان روستاي هفت‌خانه به نام «محمد» 31 ساله، درگير شده و در فرصتي مناسب با همدستي يك تن ديگر پس از وارد كردن ضربات چاقو، «محمد» را از پاي درآوردند.

                            فرمانده انتظامي كاشمر همچنين افزود: تحقيقات بعدي پليسي در خصوص جسد مكشوفه مشخص كرد: متهم پس از ارتكاب قتل براي گمراه كردن ماموران پليس، جنازه «محمد» را به همراه موتورسيكلتش در كوچه باغ‌هاي روستاي هفت‌خانه به آتش مي‌كشد.

                            سرهنگ رستگارپناه اظهار كرد: ماموران با بازپرسي از اهالي روستا، انجام تحقيقات كامل و بكارگيري شگردهاي خاص پليسي در كمتر از 12 ساعت، دو مظنون به قتل را بازداشت كردند كه در بازجويي‌هاي اوليه به قتل معترف شدند.

                            به اين ترتيب پرونده‌اي در اين رابطه تشكيل و متهمان تحويل مقامات قضايي شدند.

                            Comment


                            • فرماندهي انتظامي فارس با بيان اين كه آدم ربايي در اين استان به مشكل پيچيده‌اي تبديل شده است، از آزاد سازي گروگان 14 ساله پس از 38 روز اسارت در بند آدم‌ربايان خبر داد.

                              به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، سردار احمد عليرضا بيگي در تشريح نحوه آزاد سازي گروگان افزود:«صادق حيدري» 14 ساله، 16 خرداد ماه سال جاري، منزل را به قصد شركت در امتحان ترك كرد و در راه منزل به مدرسه ربوده شد.

                              فرماندهي انتظامي فارس گفت: به اين ترتيب با تشكيل پرونده‌اي در اين خصوص، تحقيقات پليسي در اين باره آغاز شد و در همان ابتدا ماموران پليس متوجه شدند يكي از مهره‌هاي اصلي گروگانگيري متهم فراري، سابقه‌دار و از سركردگان اشرار شرق كشور بوده كه پيش از اين در پرونده‌اي مربوط به حمل يكصد كيلوگرم حشيش تحت تعقيب قرار داشته است.

                              سردار بيگي همچنين از دست داشتن يكي از بستگان خانواده گروگان نوجوان در اين آدم ربايي خبر داد و تصريح كرد: بررسي‌هاي بعدي براي شناسايي عاملان گروگانگيري مشخص كرد كه محل اختفاي گروگانگيران در منطقه «تركان» روستاي شورغان است، از اين رو در پي شناسايي مخفيگاه متهمان، ماموران پليس بلافاصله براي دستگيري عوامل آدم‌ربايي وارد عمل شدند.

                              فرمانده انتظامي فارس با اشاره به مسلح بودن گروگانگيران، از كشف يك قبضه سلاح كمري ماكاروف، خشاب مربوطه، 15 تير فشنگ و 60 تير مربوط به ماكاروف، خاطرنشان كرد: در اين رابطه 14 تن دستگير،3 تن تحت تعقيب و گروگان آزاد شد.

                              Comment


                              • انتقامجويي فرد سابقه‌دار از هم‌محله‌يي‌اش كه تصور مي‌كرد، او را به پليس لو داده است، به نزاعي مرگبار منجر شد.

                                سرهنگ خوئيني، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ در گفت‌وگو با خبرنگار«حوادث» ايسنا‏ در تشريح حادثه، گفت: مقارن ساعت 21:10 شب 26 تير ماه، ماموران كلانتري 161«ابوذر» در جريان وقوع حادثه‌اي در خيابان «فلاحي» منطقه ابوذر قرار گرفتند كه طي آن در يك درگيري خياباني، جواني 28ساله به هويت «فرهاد» ‌در اثر اصابت ضربات چاقو به شدت مجروح شد.

                                به اين ترتيب «فرهاد» پس از انتقال به بيمارستان لقمان الدوله، به دليل شدت جراحات وارده فوت كرد.

                                با اطلاع حادثه از سوي مسوولان بيمارستان به مركز فوريت‌هاي پليسي«110»، كارآگاهان كشيك اداره دهم مبارزه با قتل پليس آگاهي وارد عمل شده و با حضور در محل حادثه و انجام تحقيقات گسترده پي برد: متهم به قتل فردي به هويت «مجتبي» بوده كه پس از ارتكاب جنايت متواري شده است.

                                بدين ترتيب با شناسايي هويت ضارب، اقدامات جهت دستگيري متهم آغاز شد و سرانجام با به دست آمدن اطلاعاتي در اين باره، ماموران پليس مقارن 31 تير ماه متوجه شدند: متهم در مجتمع شوراي حل اختلاف ناحيه سه واقع در ميدان كتابي تهران حضور دارد.

                                به گزارش ايسنا ، در پي كسب اين خبر، كارگاهان پليس بلافاصله وارد عمل شده و با دستگيري «مجتبي» در محل مورد نظر، بازجويي‌هاي فني از وي به عنوان متهم به قتل آغاز شد.

                                به گفته سرهنگ خوييني، متهم در جريان تحقيقات پليس مدعي شد: درگيري من با مقتول از 9 ماه پيش بر سر شرارت و فروش مواد مخدراز سوي وي در محل بود، به طوري كه به دنبال دستگيري «فرهاد» توسط ماموران و حبس وي در زندان، اين درگيري‌ها رفع شد.

                                «مجتبي» افزود: به دنبال آزادي «فرهاد» از زندان، از آنجا كه او تصور مي‌كرد، من عامل به زندان رفتنش بوده‌ام، اختلافات شديدتر شد.

                                وي در ادامه اظهاراتش به پليس در خصوص شب حادثه، گفت: با موتورسيكلت در حال رفتن به منزل بودم كه مقتول با موتور مرا تعقيب كرده و زماني كه در كوچه متوقف شدم، مقتول با من درگير و من نيز با چاقويي كه به همراه داشتم، به وي حمله‌ور شده و ضربه‌اي به او وارد كردم، و بلافاصله متواري شدم.

                                بدين ترتيب با اعترافات متهم به ارتكاب قتل و تكميل پرونده، وي در اختيار مقام قضايي قرار گرفت.

                                Comment

                                Working...
                                X