Announcement
Collapse
No announcement yet.
Ravanshenasi
Collapse
X
-
منتقدان ديدگاه محافظه كاران فرهنگى اساساً با برنامه هاى سياسى، اقتصادى و اجتماعى دولت هاى ريگان و بوش مخالف بودند. به عنوان خط مشى تربيتى، آن ها استدلال مى كنند كه برنامه درسى كه بطور جدّى به فرهنگ هاى گوناگون جهان نپردازد، به خوبى زندگى ملّى و بين المللى را تأمين نمى كند. به نظر آن ها، نوع تعليم عقلانى پيشنهاد شده از سوى محافظه كاران، تنش هاى طبقاتى، نژادى و فرهنگى را تشديد خواهد كرد.
علاوه بر اين، آن ها استدلال مى كنند كه تعليم و تربيت نبايد كاملاً وابسته به اهداف حكومت باشد. در غير اين صورت، كشور ممكن است منابع مهم نقد اجتماعى را از دست بدهد. آن ها همچنين در زمينه مرتبط ساختن مدارس با نيازها و خواسته هاى امريكاى متحد شديداً هشدار مى دهند.
ما در برهه اى خاص از تاريخ همراه با تحولات اساسى در بسيارى از نقاط دنيا قرار داريم. اين موضوع قابل درك است كه بسيارى در اين عصر تحولات بزرگ مى خواهند در تمام حوزه ها از جمله تعليم و تربيت بر ثبات تكيه كنند، اما دوره هاى تحول، فعاليت هاى جسورانه و مخاطره آميزى را مى طلبد. از اين رو، رويكردهاى مرجّح به تعليم و تربيت بايد رويكردهايى باشد كه مجدداً به گذشته نپردازد، بلكه ضمن شناخت و درك ارزش هاى گذشته، تلاش كنند با چالش ها و نيازهاى آينده رو به رو شود.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
اگر به مطالعه اين مطلب پرداخته ايد ، به احتمال زياد از جمله افرادي هستيد که به زندگي و سلامت کودکان اهميت مي دهيد.
گاهي اوقات شناخت بهترين راه براي دوست داشتن و تربيت فرزندان دشوار است. گاهي متوجه رفتارهايي مي شويد که شما را متحير يا دلخور مي کند و يا حتي مي ترساند.
براي آگاهي از نحوه عملکرد تربيتي و برخورد با کودکان بايد اطلاعات مفيدي در زمينه بهداشت روان بدست آورد.
سلامت يا بهداشت روان عبارت از نحوه تفکر ، احساس و عملکرد ما به منظور رويارويي با موقعيت هاي زندگي است.
بهداشت روان در بردارنده نوع نگاه ما به خودمان ، زندگي مان و افرادي است که آنها را مي شناسيم و به آنها علاقمنديم.
همچنين به تعيين اينکه چطور استرس را کنترل کنيم ، با ديگران ارتباط برقرار سازيم ، گزينه هاي خود را ارزيابي کنيم و انتخاب نماييم کمک مي کند.
سلامت روان هم مانند سلامت جسم در هر مرحله اي از زندگي حائز اهميت است.
مشکلات بهداشت روان
تشخيص تب در مکودک توسط والدين بسيار آسان است اما شايد تشخيص مشکل رواني او به اين سادگي ها نباشد. مشکلات مربوط به سلامت روان را هميشه نمي توان ديد اما علائم قابل تشخيص اند.
اين مشکلات را مي توان تشخيص داد بدليل اينکه متخصصين بهداشت روان با اين علائم و بيماري هاي مربوط به آنها آشنايي دارند.
برخي از اين بيماري ها عبارتند از افسردگي ، اضطراب ، مشکلات خوردن ، نقص توجه و اختلالات بيش فعالي.
متاسفانه بسياري از جوانان مبتلا به مشکلات روحي رواني هيچ کمي دريافت نمي کنند.
کودکان و نوجوانان زيادي هستند که از دوره هاي استرس هيجاني رنج مي برند که با درمان کوتاه مدت رو به بهبود مي گذارند اما آن مشکلات الزاما منجر به آنچه تحت عنوان مشکلات بهداشت روان نام دارند ، نمي شوند. اندوه ناشي از ازدست دادن يک عزيز مثالي در اين مورد است.
بهداشت رواني يک کودک هيچ ارتباطي با بهره هوشي او ندارد. کودکان با يا بدون مشکلات بداشت رواني IQ متفاوتي دارند.
آموزش خاص يکي از سرويس هاي حمايتي است که مدارس براي کمک به رويارويي با نياز هاي منحصر به فرد کودکان و نوجواناني که انواع مختلفي از مشکلات بهداشت روان را دارند ، فراهم مي کنند.
نه هر فردي که تحت آموزش خاص قرار دارد مشکل سلامت روان دارد و نه اينکه هر کودک و نوجوان داراي يک مشکلا سلامت روان از آموزش ويژه برخوردار است.
اختلالات هيجاني جدي
عبارت اختلالات هيجاني جدي براي کودکان و نوجوانان به مشکلات سلامت روان اشاره م يکند که بشدت زندگي روزانه و عملکرد آنها را در خانه ، مدرسه و يا در اجتماع مختل مي کند.
بدون کمک ، چنين مشکلاتي ممکن است منجر به افت تحصيلي ، روي آوري به مواد مخدر و الکل ، ناسازگاري در خانواده ، يا حتي خود کشي شود.
عوامل
ما همه علل مشکلات سلامت روان در جوانان را نمي شناسيم. اما مي دانيم که هم محيط و هم ساختار بيولوژِيک فرد دراين امر دخالت دارد.
از جمله علل بيولوژيک مي توان به ژنتيک ، عدم تعادلات شيميايي و صدمه به سيستم اعصاب مرکزي اشاره کرد. اين عوامل در علم پزشکي تحت عنوان اختلالات نوروبيولوژيک ناميده مي شوند.
بسياري از عوامل محيطي مي توانند کودکان را در معرض خطر قرار دهند. براي مثال کودکاني که با خشونت ، سوء استفاده ، مسامحه ، يا مرگ عزيزان ، طلاق و يا روابط از هم گسيخته مواجه مي شوند ، بيشتر در معرض مشکلات سلامت روان قرار دارند.ساير ريسک فاکتورها شامل طرد شدن بعلت نژاد ، جنسيت ، مذهب يا فقر است.
پرورش سلامت روان در کودکان
شما بعنوان والدين ، مسئول سلامت جسمي و روحي فرزندتان هستيد. هرگز يک راه مشخص شده و ثابت براي تربيت فرزنان وجود ندارد.
شيوهاي تربيتي متفاوتند اما همه کساني که مراقب فرزند شما هستند بايد انتظارات فرزند شما را دريابند.
کتابهاي خوبي در اين زمينه وجود دارد که مي توانيد از آنها براي بهبود تربيت فرزنادنتان استفاده کنيد.
در اينجا به برخي از راهکار هاي کلي در زمينه تعليم و تربيت اشاره شده است :
- سعي کنيد در کنار رسيدگي و تامين تغذيه مناسب ، ايمن سازي بدن ، و فراهم کردن امکانات ورزشي و غيره ، محيط امن و سالم خانوادگي و اجتماعي را براي فرزندتان فراهم کنيد.
- از مراحل رشد کودک آگاهي پيدا کنيد تا بيش از حد و يا کمتر از حد لازم از او انتظار نداشته باشيد.
- اين نکته بساير حائز اهميت است که فرزند تان راتشويق کنيد احساسات خود را ظاهر کند.
اجازه دهيد بداند که همه افراد ، درد ، ترس ، خشم و اضطراب را تجربه مي کنند. به او کمک کنيد عصبانيت خود را بگونه اي مثبت ظاهر کند بدون آنکه متوسل به خشونت شود.
- احترام و اعتماد متقابل را ايجاد کنيد. صداي خود را براي او بلند نکنيد حتي زماني که با او توافق نداريد. راههاي ارتباطي را باز نگه داريد.
- به حرفهاي فرزنداتان خوب گوش دهيد. از کلمات و اصطلاحاتي استفاده کنيد که براي او قابل فهم باشد.
او را به سوال کردن ترغيب نماييد. کاري کنيد با شما راحت باشد و مايه دلگرمي اش باشيد. تمايل خود را براي صحبت در باره هر موضوعي با او ، نشان دهيد.
- به مهارت هاي خود تان براي حل وکنار آمدن با مشکلات رجوع کنيد. آيا شما مثال خوبي در اين مورد هستيد؟ اگر احساسات و عملکرد فرزندتان مايه دستپاپچگي شما شده يا قادر به کنترل خشم و نااميدي خودتان نيستيد ، کمک بجوييد.
- مشوق او در زمينه رشد استعدادهايش باشيد و به او کمک کنيد محدوديت هاي موجود را بپذيرد. براساس تواناي ها و علائقش ، در تعيين اهداف ياريش کنيد.
- موفقيت هايش را جشن بگيريد.
- توانائي هاي او را با توانمندي هاي ساير کودکان مقايسه نکنيد.
- منحصر بفرد بودن او را بستاييد.
- از اينکه وقت خود را صرف او کنيد دريغ ننماييد.
- استقلال و خود ارزشي را در او پرورش دهيد.
- در رويارويي با فراز و نشيب هاي زندگي ا و را ياري کنيد.
- نشان دهيد که به توانايي هاي در کنترل اوضاع بهنگام مشکلات ، او اعتماد داريد.
- اصول تربيتي را بطور مفيد ، دائم و مناسب بکار بنديد. (بدانيد که تربيت کردن به معناي تنبيه نيست).
- کودکان با يکديگر متفاوتند.
سعي کنيد بفهميد چه روشي براي کودک شما مناسب است. بدون توجه به خواست هاي فرزندتان از رفتار هاي تربيتي ديگران تقليد نکنيد.
- براي کارهاي مثبتي که انجام مي دهد تاييد تان را ابراز کنيد.
- به او کمک کنيد از اشتباهاتش درس بگيرد.
- بدون قيد و شرط او را دوست بداريد و محبت کنيد.
- ارزش عذرخواهي براي اشتباه مرتکب شده ، همکاري ، صبر ، بخشش و احترام به ديگران را به او بياموزيد.
- انتظار نداشته باشيد بي نقص عمل کنيد ، تربيت فرزند ، کار دشواري است.
بهداشت رواني همه کودکان حائز اهميت است. بسيار ي از کودکان دچار مشکلات سلامت روان هستند.
اين مشکلات واقعي و دردناکند و ممکن است شديد باشند. با اين حال مشکلات فوق قابل تشخيص و درمانند.
توجه خانواده ها و عملکرد اجتماع به همراه هم مي تواند به رفع اين مشکلات کمک کند.
Comment
-
اگر خود را حقيقتا دوست بداريد، خود را ارزان نخواهيد فروخت و هرگز حاضر نخواهيد شد كه آجري شويد تا ديگران با شما كاخ هوسهاي خود را بالا برند. اگر حقيقتا خود را دوست بداريد، ديگر عملهي خطا و خيانت و دروغ و زشتي نميشويد. اگر حقيقتا خود را دوست بداريد، ديگر قطره نخواهيد بود تا تبخيرتان كنند همه دريا باشيد، تنتان جهان و دلتان جان شود و جان شما، جان جهان . اگر خود را حقيقتا دوست بداريد، همه را دوست خواهيد داشت و عشق تنها سپري خواهد بود كه در برابر ضربات شيطاني تاب ميآورد
Comment
-
همه ما مي خواهيم شاد باشيم، اما معيار و مقياس شادي چيست؟ آيا مي توان شادي و رضايت خاطر را اندازه گرفت.
« لرد لايارد» استاد اقتصاد در مدرسه علوم اقتصادي لندن و مولف كتاب «شادي- درس هايي از علم جديد» مي گويد كه شادي هميشه مفهومي بيش از حد مبهم بوده است.
اكنون دانشمندان مي گويند واقعاً مي توانند شادي را اندازه بگيرند.
دانشمندان علوم اعصاب لذت را اندازه مي گيرند. آنها مي گويند كه شادي چيزي بيشتر از مفهوم مبهم يا يك حالت خلقي است؛ شادي امري واقعي است.
اندازه گيري شادي
دانشمندان علوم اجتماعي شادي را صرفاً با پرسيدن از افراد در مورد اينكه چقدر شادند اندازه مي گيرند. اين بحث مطرح بوده است كه آنچه يك شخص درباره شادي و خرسندي خودش مي گويد با آنچه دوستان و حتي غريبه ها ممكن است در صورت مورد سئوال قرار گرفتن بگويند تطبيق مي كند. اغلب افراد هنگام مورد سئوال قرار گرفتن مي گويند كه نسبتاً شاد و خرسندند.
« پروفسور اددينر» از دانشگاه ايلينويز مي گويد كه علم شادي براساس ايده اي ساده است به قول او: «گرچه ممكن است احمقانه به نظر رسد، اما ما از افراد مي پرسيم شاد بودن خود را از ۱ تا ۷ يا از ۱ تا ۱۰ ارزيابي كنند و نكته جالب اين است كه اين نوع پرسش جواب هاي واقعي به دست مي دهد كه معتبرند. اين پاسخ ها كامل نيستند، اما معتبرند و براساس آنها مي توان امور واقعي در زندگي اين افراد را پيش بيني كرد.»
در يك نوع اندازه گيري ديگر حتي سعي مي شود تا ميزان شادي افراد در طول روز در مكان هاي مختلف ارزيابي شود.
در ارزيابي لحظه به لحظه بوم شناختي از كامپيوتر هاي دستي استفاده مي شود. با شخص در جاهاي مختلف تماس برقرار مي شود و يك پرسشنامه براي او فرستاده مي شود تا پر كند.
پروفسور دينر مي گويد: «اين اندازه گيري كامل نيست اما فكر مي كنيم از جهات مختلف به همان دقت اندازه گيري هايي باشد كه اقتصاددانان به كار مي برند.»
قدرت شادي
به نظر مي رسد كه شادي داراي خواصي تقريباً جادويي باشد. شواهد علمي حاكي از آن است كه شادي به عمر طولاني، سلامتي، بهبودي و كاركرد بهتر منجر مي شود.
دانشمندان به مقايسه ميزان شادي گزارش شده افراد و مجموعه عوامل ديگر مثل سن، جنس، وضع تاهل، مذهب، سلامتي، درآمد، بيكاري و... مي پردازند.
بررسي هاي متعدد در مورد گروه هاي بزرگ افراد همبستگي ميان شادي و برخي عوامل ديگر را نشان داده اند. در حال حاضر دانشمندان رابطه سببي ميان اين عوامل را نمي توانند ثابت كنند، مثلاً اينكه آيا افراد به علت شاد بودن سالم ترند يا برعكس به علت سالم تر بودن شادند.
با اين حال روانشناسان توانسته اند ارتباطات بسيار محكمي را ميان شادي اين عوامل بيابند. به گفته پروفسور دينر شواهد بيانگر آن است كه افراد شاد نسبت به افراد افسرده طول عمر بيشتري دارند.
به گفته او در يك بررسي تفاوت طول عمر ميان شاد ترين گروه و ناشادترين گروه ۹ سال بود. كشيدن سيگار مي تواند چند سالي از عمر شما كم كند، يعني حدود سه سال. اگر خيلي سيگار بكشيد تا ۶ سال از عمرتان كم مي شود. در هر حال ۹ سال تفاوت به خاطر شادي تاثير بسيار بزرگي است.
ثروتمندتر اما نه شادتر
به گفته پروفسور دينر يك كليد واحد براي شادي وجود ندارد بلكه مجموعه اي از عناصر در اين مورد تاثير دارند.
اولاً خانواده و دوستان نقش تاثير گذاري در اين مورد دارند. هرچه ارتباطات شما با اطرافيانتان گسترده تر و عميق تر باشد حال شما بهتر خواهد بود.
حتي پيشنهاد شده است كه دوستي مي تواند ما را از ميكروب ها حفاظت كند. مغز ما بسياري از مكانيسم هايي را در بدن ما كنترل مي كند كه مسئول دفاع از بدن هستند.
درست همان طور كه استرس مي تواند باعث بروز بيماري در فرد شود، تصور بر اين است كه دوستي و شادي مي تواند اثر محافظتي داشته باشد.
بر اساس پژوهش ها در مورد شادي، دوستي به طور ميانگين نسبت به ميزان درآمد يك شخص معمولي اثر بسيار بيشتري در مورد احساس شادي دارد.
پروفسور اسوالد اقتصادداني در دانشگاه وارويك فرمولي دارد تا محاسبه كند فرد به چه مقدار پول اضافي نياز دارد تا جبران نداشتن دوستان را كند. پاسخ ۵۰هزار پوند است.
به نظر مي رسد ازدواج نيز در احساس خوشبختي نقش داشته باشد. بر اساس پژوهش ها اثر ازدواج ۷ سال افزودن به طول عمر مردان و حدود ۴ سال به طول عمر زنان است.
عنصر تاثيرگذار دوم داشتن معنايي براي زندگي است، داشتن عقيده اي بزرگتر از علائق خود فرد. معنايي كه ممكن است از مذهب، روحانيت يا فلسفه اي براي زندگي ناشي شود.
سومين عنصر داشتن اهدافي در قالب ارزش هاي درازمدتي است كه نه تنها شما براي تحقق آنها تلاش مي كنيد بلكه آنها را لذتبخش هم مي يابيد.
روانشناسان استدلال مي كنند كه ما نياز داريم از طريق داشتن مجموعه اي از اهداف كه كار كردن در جهت آنها براي ما جذاب است و توانايي ها و استعدادهايمان را براي آنها به كار مي اندازيم، به رضايت خاطر دست يابيم.
ناخرسندي
البته چيزهاي بسياري هم در زندگي وجود دارند كه مي توانند ناخرسندي هاي طولاني مدتي را به بار آورند.
پروفسور دينر در اين رويداد، كليدي را كه مي تواند تاثيرات درازمدتي به جاي بگذارند يادآور مي شود. به دنبال از دست دادن همسر ممكن است سال ها طول بكشد تا فرد دوباره به سطح پيشين خرسندي و شادي بازگردد.
رويداد دوم از دست دادن شغل است كه مي تواند حتي در صورتي كه فرد بعدها به كار بازگردد تا سال ها تاثير ناراحت كننده خود را بر روان فرد حفظ كند.
اما اگر عبوس و ناراحت به دنيا آمده باشيد آيا هميشه ناراحت باقي خواهيد ماند؟ درباره اين پرسش كه آيا واقعاً مي توانيم از دانش مان در مورد چيزهايي كه ما را شاد مي كند استفاده كنيم تا ميزان شادي مان را به طور دائم بالا ببريم، بحث داغي ميان روانشناسان در جريان بوده است.
به نظر مارتين اسليگمن از دانشگاه پنسيلوانيا تا حدي امكان دارد كه ما در طيف حد زيستي شاديمان را با انجام كارهايي به سمت بالا حركت دهيم.
به گفته او «حداكثر كاري كه ما با احساسات مثبت مي توانيم انجام دهيم اين است كه به افراد كمك كنيم در حد اوج اين طيف زندگي كنند.
بنابراين مي توانيم حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد اعمال نفوذ انجام دهيم اما نمي توان يك آدم غرغرو را گرفت و او را بدل به يك آدم خوش خنده كرد»
Comment
-

Comment