Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • جمعى از دانشجويان دانشگاه شهيد رجايى در سومين روز از تجمع صنفى خود خواستار حضور وزير آموزش و پرورش براى پاسخگويى به خواسته‌هاى خود شدند. چهار نفر از نمايندگان دانشجويان معترض امروز براى مطرح كردن مشكلات خود در وزارت آموزش و پرورش حضور يافتند.
    دانشجويان دانشگاه شهيد رجايى امروز براى سومين روز متوالى از حضور در كلاسهاى درس خوددارى كرده و مدعى شدند تا زمانى كه به خواسته‌هاى خود كه استعفاى رييس و معاون دانشجويى دانشگاه و حضور وزير آموزش و پرورش در دانشگاه است، دست نيابند به اعتراض ادامه مي‌دهند.

    گفتنى است شب گذشته رييس دانشگاه شهيد رجايى در خوابگاه دانشگاه حضور يافت، اما دانشجويان حاضر به شنيدن صحبتهاى او نشده‌اند.

    Comment


    • قائم مقام وزير كشور ديروز تأكيد كرد كه ايران عمليات گسترده اى عليه گروهك موسوم به "جندالله" انجام داده كه به كشته شدن ۱۲ تن از اعضاى اين گروه منجر شده است. به گزارش ايرنا، محمدباقر ذوالقدر افزود: كشته شدن يا زنده ماندن "عبدالمالك ريگى" سركرده گروه جندالله هنوز براى ما ثابت نشده است. وى همچنين به مستند نبودن ادعاى اين گروه مبنى بر وجود فيلمى از اعدام يكى از درجه داران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى اشاره و تصريح كرد: آنها مدعى شده اند كه يكى از گروگانها را كشته اند و تصاويرى هم از طريق شبكه العربيه در اين خصوص پخش كرده اند، اما تصاوير منتشر شده قابل اعتماد نيست. ذوالقدر در عين حال تأكيد كرد: به دليل وجود اشرار در عمق خاك پاكستان و عدم حضور ما در آن منطقه، نمى توانيم ادعاى آنها را نفى كنيم. معاون امنيتى وزير كشور، تصاوير منتشر شده در زمينه انجام عمليات عليه گروهك جندالله و بستن جاده ها توسط اين گروه براى حمله به كاروانها در استان سيستان و بلوچستان كه به صورت CD منتشر شده را نيز مورد ترديد دانست

      Comment


      • خبرگزارى اسوشيتدپرس طى گزارشى از بغداد نوشت سفارتخانه جديد آمريكا در بغداد، مجتمع قلعه مانندى است كه در كنار رود دجله در دست ساختمان است، به اندازه شهر واتيكان وسعت دارد و همانند آن در زير پوششى از راز پنهان شده است.

        طبق اين گزارش، اين مجتمع يك ميليارد دلارى كه بزرگترين سفارت‌خانه جهان به شمار مي‌رود، شامل ‪ ۲۱‬ساختمان در زمينى به مساحت ‪ ۱۰۴‬جريب ( هر جريب بيش از ‪ ۴۳۰۰‬مترمربع) است ، شش برابر مقر سازمان ملل در نيويورك وسعت دارد و مي‌تواند جمعيت يك شهر كوچك را در خود جاى دهد.

        اين سفارتخانه عظيم، نيروى دفاعى خاص خود را دارد، برق و آب مورد نياز خود را راسا در داخل اين مجموعه تامين مي‌كند و در مكان بلندى در قلب آينده متلاطم عراق قرار گرفته است.

        خانم "روبرتا روسى"، يك سخنگوى سفارت كنونى آمريكا در بغداد در پاسخ به سوالاتى پيرامون اين پروژه گفت كه به دلايل امنيتى نمي‌تواند در اين‌باره سخن بگويد.

        خبر مربوط به احداث ساختمان اين سفارتخانه براى مردم بغداد كه ماهها نظاره‌گر فعاليت جنگلى از جرثقيلهاى ساختمانى در امتداد رودخانه مارپيچ دجله و درست در قلب شهر خود بوده‌اند، شگفت آور خواهد بود.

        سفارتخانه جديد آمريكا در كرانه رودخانه در داخل منطقه سبز، در شرق كاخ "الثمود" ، كاخ سابق صدام حسين واقع شده و در مقابل آن در آنسوى جاده، ساختمانى قرار دارد كه صدام اكنون در آن محاكمه مي‌شود.

        نيمى از ‪ ۵۵۰۰‬آمريكايى و عراقى كه در سفارت آمريكا در بغداد كار مي‌كنند، مسوول حفظ امنيت هستند و به ندرت از "منطقه سبز" به "منطقه قرمز" كه بخش ديگر خشونتهاى شديد عراق است، مي‌روند.

        گروه بحران بين‌الملل، يك گروه تحقيقاتى مستقر در اروپا در يكى از گزارشهاى ادوارى خود درباره عراق نوشت: حضور سفارت غول‌آساى آمريكا و دولت عراق در "منطقه سبز" براى عراقي‌ها نشانگر آن است كه عملا در كشورشان چه كسى قدرت را در دست دارد.

        "جاستين هيگينز" سخنگوى وزارت امور خارجه از اندازه اين سفارتخانه دفاع كرد و گفت: اين امر حاكى از گستردگى كارى است كه آمريكا تا سالهاى آتى در اينجا با آن روبروست.

        هيگينز گفت صدها تن غير ديپلمات در اين سفارتخانه كار مي‌كنند از جمله نيروهاى نظامي، ماموران اف‌بي‌آى و نمايندگان وزارتخانه‌هاى كشاورزي، بازرگانى و ديگر وزارتخانه‌هاى آمريكا.

        دولت موقت عراق بر اساس موافقتنامه‌اى كه شرايط آن فاش نشده است، مالكيت اين زمين را در اكتبر سال ‪ ۲۰۰۴‬به آمريكا منتقل كرد.

        هزينه اوليه اين پروژه بيش از يك ميليارد دلار برآورد شده است اما كنگره آمريكا از محل بودجه اضطرارى عراق فقط ‪ ۵۹۲‬ميليون دلار به آن اختصاص داده است. بيشتر اين هزينه در اختيار يك شركت ساختمانى كويتى قرار گرفته اما بقيه آن به شش پيمانكار كه در بخش "طبقه بندى شده" اين پروژه، يعنى در زمينه ساخت بناى اصلى سفارتخانه كار مي‌كنند، داده شده است.

        هيگينز به خاطر مسائل امنيتى از افشاى نام اين پيمانكاران خوددارى كرد اما گفت كه پنج شركت ، آمريكايى هستند.

        اين مجموعه، چاههاى آب، نيروگاه برق و تاسيسات تصفيه خانه خاص خود را دارد و سيستمهاى آن مي‌توانند كاملا مستقل از تاسيسات آب و برق شهر فعاليت داشته باشند.

        علاوه بر دو ساختمان دفترى ديپلماتيك اصلي، خانه‌هاى سفير و معاون وى و مجموعه ساختمانهاى مسكونى كاركنان در اين مكان قرار دارد. اين مجموعه داراى يك استخر شنا، سالن ژيمناستيك ، فروشگاه مخصوص كاركنان و باشگاه كاركنان است كه همه در بخش تفريحى واقع شده‌اند.

        بر اساس گزارش سناى آمريكا امنيت اين منطقه كه تفنگداران نيروى دريايى آمريكا مسوول تامين آن هستند، فوق‌العاده است. فاصله‌ها و محيط مناطق ورود ممنوع بسيار گسترده خواهد بود، ساختمانها ‪ ۲/۵‬برابر حد استاندارد تحكيم شده است و پنج در وروى با امنيت بالا و يك در خروج اضطرارى براى آن در نظر گرفته شده است.

        به گفته هيگينز بيش از يك سوم از كار احداث اين پروژه پايان يافته است

        Comment


        • آزادی دانشگاه حق مسلم ماست


          گزارش تجمع دانشجويان دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبايی

          امروز چهارشنبه۲۳ فروردين بر اساس خبر قبلی قرار بود آيت الله شريعتی رياست انتصابی جديد دانشگاه علامه به مناسبت هفته ی وحدت در دانشکده علوم اجتماعی سخنرانی کنند.

          در خلال سخنرانی اييشان يکی از دختران دانشجو برای پرسيدن سوالاتی در باب دلايل اخراج دکتر نمکدوست و عدم پيگيری آقای شريعتی علارغم قول قبلی بلند شد.که آقای شريعتی در سخنانی که چندان هم مودبانه نبود ايشان را دعوت به سکوت کردند. در همين حين يکی ديگر از دانشجويان در مورد دليل دخالت نهاد های امنيتی و شبه نظامی در دانشگاه و احضار های مکرر به کميته های انظباطی سوال کرد که با برخورد بد شريعتی مواجه شد.

          در همين زمان دانشجويان ديگر هم شروع به اعتراض کردن و پرسيدن سوال کردند. در همين حين دانشجويان با اعلام اين که رياست دانشگاه حاضر به پاسخگويی نشده و به شرافت و کرامت دانشجويی توهين کرده اند خواستار ترک سالن مراسم شدند که اين امر با استقبال اکثر غريب به اتفاق دانشجويان و حتی برخی از اساتيد قرار گرفت و دانشجويان همزمان با آن که سرود يار دبستانی را می خواندند. سالن را ترک کردند.

          و سالن تقريبا خالی شد. دانشجويان با تشکيل يک زنجير انسانی در جلوی درب اصلی دانشکده و تجمع و سردادن شعار اعلام کردند که تا حضور خود رياست دانشگاه و اعلام عذرخواهی و حاضر شدن به پاسخگويی به دانشجويان به تجمع خود ادامه می دهند. رايزنی های حراست دانشگاه و رياست دانشکده هم نتوانست انان را راضی کند.

          برخی از شعار ها عبارت بودند از:

          رياست دانشگاه پاسخگو پاسخگو

          رييس بی کفايت اخراج بايد گردد

          رييس انتصابی استعفا استعفا

          رييس انتخابی حق مسلم ماست

          شريعتی بيرو بيا بيرون بيا وقت جوابه

          و شعاری که بار ها طنين انداز شد : آزادی دانشگاه حق مسلم ماست

          سپس دانشجويان تريبون آزادی برگزار کردند و خواست های خود را مطرح کردند. عمده ترين خواست بچه های عبارت بود:

          برچيده شدن فضای امنيتی مسلط بر دانشگاه

          توقف احضار دانشجويان به کميته های انظباطی

          بازگشت بی قيد و شرط دکتر نمکدوست

          اجازه فعاليت آزاد سياسی فرهنگی و اجتماعی در محيط دانشگاه

          رسيدگی به مشکلات صنفی فراتر از وعده وعيد های مسئولان

          و هر لحظه به تعداد آنان افزوده می شد. بعد از آن که رييس حراست و رياست دانشکده تضمين هايی برای رسيدگی به خواست های آنان دادند قرار شد که ۵ تن از دانشجويان به نمايندگی از ديگران به دفتر رياست دانشکده که شريعيتی که ديگر نمی توانست از دانشگاه خارج شود و از ترس روبرو شدن با دانشجويان به آن جا پناه برده بود بروند.

          نکته ی قابل توجه اين بود که بعد از انتصاب رياست جديد دانشگاه می توان گفت اين تجمع بزرگترين تجمع برگزار شده در دانشگتاه علامه دانست.

          آری فردا ی روزی که انرژی هسته ای حق مسلم انان شد! آزادی دانشگاه حق مسلم ما می شود

          Comment


          • آقای دکترعلی جوادي، استاد دانشگاه وچندين مقامات حزبی وغيرحزبي، نشريه ای به مسئوليت خويش در" آخرهفته" به همين نام منتشرمی نمايد، که خودش نيزبه پخش آن مبادرت می ورزد. درشماره ماقبل آخرش که به آدرس ايميل ام نيزراه يافت، نکاتی دررابطه با معرفی سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر)، داشت که سراسر بی پايه ومشحون ازنوعی کينه توزی و بدآموزی بود.راستش خواستم بلافاصله به ايميل جناب شان مطلب کوتاهی بنويسم تا شايدبکارش آيد. ولی دريافتم؛ اگرقراراست به نسلی که حافظه تاريخی اش را عمله اين نظام تاريک انديش زيرگرفته وتاريخ نويسان وراوی رويکردهای تاريخی اش درمعرفی سازمانهای چپ وسوسياليستي،امثال علی جوادی ها باشند،که روايت يکسويهنقل می کنند.
            بد نيست که من نيزحقايقی چند، پيرامون سازمان راه کارگر، آنگونه که بودوهست رابه زبانی صريح وآشکاربنگارم ودرسطحی وسيعترجای دهم.
            حقيقتا ترس برم داشت که اگرعلی جوادی دردولت آينده ايران، مثلا وزيرفرهنگ شودودرکيف خود چنين بدآموزی هايی آماده پاسخ گويی به سئوالات باورمندانش راحاضروآماده داشته باشد، به راستی برسرفرهنگ وتاريخ نانوشته ايران چه خواهدآمد؟ازاينروپاسخ ام به فرمايشات ايشان را به شکل زيرمی آورم وبرای همان نشريه وپايگاه خبری ايشان ارسال می دارم.البته برای من روشن است که آقای علی جوادی وهمگنان وی طرفی به پاسخ های مخالفين فکری شان نمی دهند. ولی دراين ميان رسانه کم نيست، مهم روشنگری است ورودررويی با تاريک انديشی ودرهم شکستن نقض غرض های امثال آقای علی جوادی تا اينگونه افسارنگسلند وگمان نبرند که علی آباد هم شهری ايست .

            *******
            آقای علی جوادی عضو دفتر سياسی حککا، جدا ازمديريت تلويزيون کانال يک، برای معرفی يک دنيای بهتر، سخنرانيهای اتاق ايران علی جوادی درپالتاک ومقاماتی چند، مرتب چند قلم مقالاتش نيزدرنشريات حزب واين اواخرنيزپايان هفته اش رابانشريه " آخرهفته " پُرمی نمايد تا هيچ روزهفته بيکارنباشد۰ ولی گاها همين پُرکاری وبال گردنش هم می شود.
            گفتنی اينکه علی جوادی هرگاه فرصتی يابند، کمانه می کنندوباگردنی خميده نام ويادی ازما "راه کارگر"ی هاهم می برندتا هيچ پرسشی را بدون جواب نگذارد. چرا که پيشترو قبل ازانشعاب همين سالهای اخير، هم ايشان صاحب فصلنامه سياسي، اجتماعی وعلمی "پرسش" هم درولايت آمريکا بوده اند. ازهمين رو، جناب علی جوادي، کمترمواقعی می توانند بدون پرسش بمانند، همه گاه،آنهم نه به جد، بلکه به گزافه وگاه نمکين مزاج، پرسش ها را لُولی می کند وپرتاب می نمايد. بطوری که اين اواخردرشماره ۱۱(سال اول) تاريخ يکشنبه۱۳فروردين۸۵ (۲آوريل۲۰۰۶ )، دريکشنبه نامه "آخرهفته" ص۳، مطلبی رادرستون نامه های رسيده وعلی جوادی پاسخ می دهد. دراين شماره، ازقول پرسنده ای آمده است: "... می خواستم موضع شماوحزب کمونيست کارگری رادررابطه باگروه راه کارگردرگذشته وحال را بدانم..." علی جوادی درپاسخ اين پرسنده آورده است "... امامختصرا بايدبگويم که راه کارگرجناح چپ جنبشی است که فدائيان اکثريت جناح راست آن راتشکيل می دهد. کل اين مجموعه به سنت سنت ملی اسلامی تعلق دارد. جنبشی که خميرمايه آن را ترکيبی از باورهای ناسيوناليستی و اسلامی تشکيل ميدهد. اين مجموعه عليرغم سايه روشنهادر زير چتر دوم خرداد قرار داشتند، مدافع اصلاح رژيم اسلامی و "مدرنيزه" کردن اسلام بودند. حرکت عمومی اين گروه تحت تاثيرمواضع سياسی بسترعمومی جنبش ملی اسلامی است. باتشديد خصومت دوقطب تروريسم جهاني، بخشهای وسيعی ازاين جريانات دراشکال مختلف درهمسويی بارژيم اسلامی قرارخواهدگرفت. راه کارگربايدتکليف خودش رادراين "بحران" روشن کند" ــ پايان نقل قول ــ من مخصوصا تمام و کمال، دستورالعمل و افاضات دانشمندانه آقای جوادی رابی کم و کاست آوردم که در اين دعوا، گزک دست کسی ندهم تامدعی ای پيدا شود که بله سر و دمُ نسخه شفا بخش ايشان را زدم و يا قيچی کردم تا نتيجه گيری دلخواه خودم را ببرم!
            گمان کنم تنها بايد مانند آقای علی جوادی دريده و جُوکر بود تا حيات سياسی سازمانی چون راه کارگر را که تا به امروز هزاران صفحه درنقد "اصلاح طلبی" و "اصلاح طلبان" نوشته وانتشارداده است رانديدو اين سازمان (راه کارگر) را "مدافع اصلاح رژيم اسلامی" قلمداد کرد و چنين ولنگار و ساده انگارانه گِل اندود نمود و آنرا به ناف "سنت ملی اسلامی" بست و نتيجه گرفت که چه هنرمندانه می توان درنشريه اينترنيتی "آخرهفته" برای ذهن های جوان جامعه، که بدون کمترين حافظه تاريخی اند، اينگونه حديث گفت، حکمت تراشيد وبرسبيل عاريت خويش نوشت تا ديگران و ما را به خنده وا دارد.
            برجوانانی که چنين پرسش هايی را بخشا، برای دست يابی شان به آگاهی بيشتر طرح می کنند تا راه فراگيری را که اين نظام برروی آنان بسته و کمتر نوشته ای ازپيشينه سياسی سازمان ها را باقی گذاشته، بازشناسند وبنوعی بر آگاهی خود بيفزايند. براين نوع ندانستن ها وپرسش ها، حتی اگر به نام آنان هم جهل شود، هيچ حرجی نيست بلکه درنوع خودراه گشاهم است. ولی خُنک آنانی که چنين تخم تنگ نظرانه ماکياولی را به نام پاسخ به پرسش ها اينگونه درآستين داشته تا بدآموزی را به جوانان بازشناسانند. روزگاری مارکس برديدگاه ويلهلم وايتلينگ به درخشان ترين شکل به نقد بدآموزهايی اومی پردازد. بگمانم چه خوشگوار می نمود که در حق آقای علی جوادی نيز اين انتقاد مارکس را در پيشانی نوشته ام جای می دادم چرا که امروزدقيقا دربرخورد با نگاه ايشان وآموزشهايش پرمضمون می نمايد:
            " تحريک کردن مردم بدون دادن دلايل قاطع وآگاهانه برای فعال نمودن آنها، دقيقامساوی باخيانت به مردم است. اميدهای توخالی دادن تنهاوتنها به فاجعه می انجامد، اما نه‌ به سودستمديدگان. تشويق کارگران به مبارزه بدون ايده های علمی وآگاهانه وسازنده دقيقاّ براساس نگرش رابطه ی يک پيغمبر الهام گرفته و امت وی است که به مثابه خرهای بهت زده دور وی حلقه زده اند.
            ناآگاهی هرگزنجات دهنده ی بشر نبوده است. انسانهايی که آموزش های سازنده ندارند، هيچگاه کاری نمی توانندانجام دهند و تا به امروز هيچ کاری به جز جاروجنجال به پاکردن انجام نداده اند و با بلندکردن مشعل های خطرناک، تنها به نابودی ی آنچه که برای بدست آوردنش تلاش می کرده اند،موفق شده اند."
            ( به نقل از: Sture K䬬berg ،استکهلم۱۹۷۰ ، ص۶۲)
            خوب آقای علی جوادی شماو حککا، ادعای اين داريد که سازمان "راه کارگر" جريانی است آغشته به رسوبات ملی و مذهبی وچه صفحات پرشوری دراين رابطه سياه کرده ايد. دراين جا بايدبه اين مسئله تاکيد کرد؛اگر به زعم مبارکتان،ما سنتی ومذهبی می نماييم، شما به کدام سمت وجهت هستيد؟شمايی که درهمسويی باپرستش خدايگانی" مارکس" زمان (کذا)، پرچم هوا می کنيد ومدال نشان داربرسينه می آوزيدوبادکنک می پراکنيد،حتی حزب‌اللهی هاهم بايدازشما بياموزند که چه گونه می بايست به اين شيوه‌ی مذهبی کيش شخصيت حول ولي‌ی فقيه‌ تان منصورحکمت برپا کرده‌ايد،برپا دارندوازشما تاسی جويند. آنوقت ما متهم به " رسوبات مذهبی" می شويم ؟
            وامادررابطه ومسخ پيشينه وحال ما- سازمان راه کارگر- همين حد بگويم:جريان مشخصی چون سازمان راه ‌کارگرنه" گروه"، بلکه سازمانی است که ازفردای انقلاب، دقت کنيد۰درست فردای انقلاب، که هنوزحزبيت شمادرآن تاريخ‌ به صداهم ‌درنيامده بودورگ وريشه ای ‌نداشت، درخانواده چپ ايران اولين سازمانی بودکه‌ازاول روی ماهيت ضدانقلابی روحانيت واين‌که دستگاه روحانيت‌وادغام دين ودولت می تواندفجايع وعواقب ‌وحشتناکي‌برای مردم ايران داشته باشد، پای ‌کُوبد وتاکيدبورزدوچه‌جانهای پُرمايه وعاشقی ی رابرسرهمين‌ فاش گويی بربادندهد.واقعا شمااينهمه رانشنيديدياخودرابه نشنيدن مي‌زنيد؟
            
آقاي‌علي‌جوادی فراموش نکنيدکه دراولين‌سالگردانقلاب‌، نشريه‌ سازمان ما راه کارگر،بااين شعاردرشت برپيشانی اش‌انتشاريافت: "انقلا‌ب ‌مُرد، زنده ‌بادانقلاب": ودرست همان‌وقت مطرح کرديم: " ‌روحانيت حاکم‌ می رودکه ‌نظام فاشيستی رابرايران‌حاکم‌کند"،تصديق می کنيدکه اين‌حرف هاراامروزبرزبان نمی رانيم تالاف درغربت تلقي‌گردد۰اين ارزيابی جسورانه بيش ازدودهه پيش ‌مابوده واست.ارزيابی که خيلی ها‌‌درآن شرايط‌،حتی دربرابر طرح اش، مارامتهم به‌چپ روی وماجراجويی نيزمي‌کردند.صورت پذيرفت وماامروزنيزبر سر همه ميثاق اصولی مان با نه خونين بدن هايم درسيه چالهای نظام قرون وسطايی رژيم آدمکش اسلامي، گردن فرازانه، جان باخته اند، ايستاده ايم وبه کليت اين نظام ضدتاريخی تابه امروزنه گفته ايم واين حقيقتی نيست که برکسی پوشيده مانده باشد.البته اشتباهات وخطاهايی نيزداشتيم که خود همواره آنرا دربرابر، طبقه وتوده ها بر زبان رانديم....!
            به گمانم: آنچه که ازحرف وحديث شما آقای علی جوادی برمي‌آيد ؛ لازم می نمايد تا همه حتما برمحورحککا حلقه زنندتا رستگارگردندوگرنه " راست " و" پُروآمريکايی" باقی خواهی ماند۰درنگاه علی جوادی وفرهنگ نخبه گرای ايشان ومتشابهاتشان، يک چيزاصل است: وآن اينکه۷۰ميليون مردمان ايران تنها درکنار" برنامه يک دنيای بهتر" حزب ايشان هويت مي‌يابند۰ بدون نگاه به مايملک اينان، ياهمه" هيچ وهيچ " اندويا جزوملحقات ايشان۰اين است شاه کليدگفتارايشان به پرسشگربي‌نام ونشان"آخر هفته" اش، آياغيرازاين است؟
            
 جدا ازاين ، ببينيم که گزينه حرف مان دررابطه با مسئله‌ی ملت وملي‌گرا بودن باشماچگونه بود؟ ما می گفتيم: حککا مانند بسياری ديگرازطرفداران جهان وطني، عليرغم اينکه برنيروهای ملی حمله می بريد، درعمل به مانندخود آنها می انديشيد وباآنهادرطول وعرض خيابانها همراه هستيد . درهمان دوره اول اين گفتگو هامان باشما، آقای نادربکتاش درسيمنار لندن درکنارابوابجمعی سلطنت طلبان، نگهبان ادبيات شما بود.درمتينگ های خيابانی لندن ? استکهلم - گوتنبرگ وهکذا درکناروزيرپرچم شيرخورشيد نشان خدا شايگان، همراه آنان به صف شديد تا ازسناريوی سياه که تهديدتان می کرد گذرکنيدوبرنامه های تلويونی خود را پُررنگ وروغن ترنماييد.
            ما نوشتيم: که اين نظريه شما درگوهره‌ی خويش استواراست بررياکاری و دوگانه گي‌ی اخلاقی. ازيک سوجنابان شماازحقوق شهروندی (به مثابه شهروندان کشورهای گوناگون وهم ازين روبه مثابه حقوق تعريف شده درچهارچوب دولت ملی) بهره برداری مي‌کنيد- واين حق تان است که شهروندبحساب آييد- وازسوی ديگرمدعي‌ هستيد که پديده‌ی ملت‌ها ساخته‌ی بورژوازی است. اگرراست می گوييد وبه خودتان صادق ايد وبه اين حرفتان تا به آخرباورداريد، شما آقای علی جوادي، يک لحظه ابتداء شهروندي‌ خود را بازپس بدهيد وآن گاه به دولت‌های ملی حمله بريد تا ببينيم چندثانيه دوام مي‌آوريد؟
            آفای علی جوادی نيک می داندکه سازمان ما تابه امروزدرسطح جنبش سوسياليستی بيش ازهرنيرويی درنقدادبيات شما نوشته که شما آنرا بی جواب گذاشته ايد ويکبارهم که منصورحکمت افاضه فرمودند که پاسخی ازسرنخوت به نوشته ای دهند، نازا درآمد. تا جايی که ما خبرداريم، اين نازايی درحزبتان ودرحيات اين رفيق، کلی مسئله سازشد وحتی به زبانی پيشزمينه انشعاب اول تان بارفقا رضا مقدم وآن ديگران- يکی هم اين نحوه برخورد حکمت بوده است- که برای حزب شما تا حدی دشواری آفريد. آنجا که درپاسخ رفيق مان سارا محمود**، که دستکاه فکری ايشانرا طی چندين مقاله ونقد جانانه به چالش کشيد، منصورحکمت روترش می کندوششلول می کشد تافيلم وسترن خود را به پايان ببردوخواننده گان سناريوهايش را درآن"ستايش"ازخود،بشکلی يک سويه راضی سازد.درهمين باب،نگاه کنيدبه نقدرفيق مان شهاب برهان درنوشته ای کوتاه باعنوان: ( منصورحکمت" درستايش سکوت" )? يادآورگردم: که " درستايش سکوت"، "چپ وبحث سناريوی سياه" عنوانی است که منصورحکمت درانترناسيونال شماره۱۹بکارگرفته است . شهاب برهان بدون کمترين وصف ناپذيری ازمنصورحکمت درنقد همين مطلب آورده اند:

            Comment


            • متن زير نامه سرگشاده جمعی از فعالين دانشجويی در رابزه با بحران پرونده هسته ای ايران است.


              به نام انسان، عدالت و حقيقت
              مردم ايران:
              انسان در جامعه خويش حق اظهار آزادانه عقيده و بيان، حق نقد جامعه خويش و حق دخالت مستقيم در هر روندی را دارد كه به سرنوشت او مربوط باشد. اين حق، حقی است ناشی از حركت تاريخی انسان و مناسبات ناشی از ورود او به ساختاری به نام جامعه .
              حاكمان همواره كوشيده اند حقوق تاريخی و اجتماعی حكومت شوندگان را، در آنجا كه مربوط به دخالت مستقيم در منافع و آينده شان می شود كمرنگ و در نهايت حذف كنند، غافل از اينكه نيروی بازدارنده ی آنها در مقابل نيروی عظيم مادی تاريخ و جامعه ناپايدار و نابود شدنی است .

              مردم ايران؛
              خطری جدی و مهلك آرام آرام بر فضای كشور هميشه در استبداد ما سايه می افكند. خطر جنگ، خطر تحريم، خطر كشته شدن تعداد زيادی از مردم كشورمان، خطر گرسنگي، بی دارويی و مرگ نوزادان و كودكان، خطر قربانی شدن هزاران هزار نفر از مردمی كه در زير تبليغات سنگين دروغين دو طرف متخاصم به درستی نمی دانند به چه دليل قربانی يك جنگ جديد هستند. سرزمين ايران ميرود كه در زير چكمه های سربازان حافظ منافع جنگ طلبان داخلی و جنگ افروزان خارجی لگدمال شود و خاكش با هزاران هزار بمب و موشك زير و رو گردد. رسانه های داخلی در موقعيت جديد بين المللي، كه كار به ضرب الاجل و شمارش معكوس رسيده است، يا همچون گذشته (به دلخواه و يا به اجبار) مدح و ثنای حكومت را می گويند و يا با سكوت خويش به منتظران بی قرار حمله خارجی تبديل شده اند. احزاب درون و برون حكومتی داخل كشور خاموشی گزيده اند و همگی از ترس قدرتی حيا دريده زبان در كام كشيده اند. امروز شرايط سياسی ايران به گونه ای است كه ما ناچاريم در جايگاهی فراتر از خود حرفهايی را مطرح كنيم كه مدت هاست عده ای خواهان طرح آن هستند .
              ٣٣ سال پيش از اين با اولين پرداخت مالي، فرايند ساخت نيروگاه هسته ای بوشهر آغاز شد. اكنون ۲۱ سال از شروع فعاليت های مخفي، غير شفاف و غير علنی حاكميت جمهوری اسلامی ايران در راه رسيدن به تكنولوژی هسته اي، كه خود آنرا صلح آميز می خواند و جامعه جهانی نگران توليد بمب هسته ای از آن است می گذرد. در تمام طول هشت سال جنگ ويرانگر ايران و عراق يعنی در زمانی كه معاش روزانه دغدغه جدی مردم ايران بوده است و به دليل سرازير شدن بودجه كشور برای تامين ادوات جنگی و ساير هزينه های نظامی انواع و اقسام كمبودها و محدوديت ها بر مردم تحميل ميشد و نيز در زمانی كه فشار خرد كننده ناشی از اجرای برنامه های صندوق بين المللی پول در دولت به اصطلاح سازندگی تمام آسايش، رفاه و امنيت اقتصادی و مادی مردم ايران را بر باد داده بود آن هنگامی كه رانت خواران و سرمايه داران پرورده ی حكومت، چاقتر و فربه تر می شدند و فقرای جامعه بيشتر و بی چيزتر ميگرديدند، ده ها ميليارد دلار سرمايه مردم اين مملكت بدون هيچ گونه رديف بودجه و نظارتی از طرف مردم صرف رسيدن به نيت های هسته ای اقليت تصميم گيرنده در كشور شده است. اين سرمايه عظيم كه بی شك قيمت زندگی انسانی صدها هزار نفر انسان در كشور ما بوده است، صرف باجهای كلان سياسی و بين المللي، خريد تجهيزات صنعتي، تهيه مواد و وسايل نامشخص از شبكه های قاچاق تجهيزات هسته ای و مخارج زندگی و دستمزد ماهيانه هزاران متخصص و كارگر خارجی در ايران و هزينه های سرسام آور حفاظت از تاسيسات اتمی و مسائل نظامی ناشی از آن شده است. مسئله ای كه مردم ايران هرگز در جريان ,تصميم گيرى, و حتی ,وجود, آن نبوده اند و با پنهان كاری حاكميت و به قيمت حذف ده ها ميليارد دلار از بودجه عمراني، رفاهی و آموزشی كشور به وجود آمده است، در يك نيرنگ سياسی و تبليغاتی می رود كه به يك ,مسئله ی ملى, و,حق مسلم, تبديل شود !
              رسانه های انحصاری حكومت با تمام قوا می كوشند انرژی هسته ای را چنان فناوری بی نظيری جلوه دهد كه آينده كشور بدون آن تيره و تار است و در عين حال تمام دنيا برای جلوگيری از دسترسی ايران به آن با يكديگر متحد شده اند. وقاحت تا حدی است كه می خواهند فراموش كنيم مردم ايران يعنی كسانی كه تمامی اين تاسيسات با پول آنها ساخته شده است، آخرين كسانی بودند كه از ماجرا با خبر شدند، حكام جمهوری اسلامی خود را نماينده و خدمتگزار مردم معرفی می كنند. اما در عمل، آنقدر مردم را نامحرم می دانند كه هميشه ماجراهايی از اين دست بايد ابتدا در خارج از ايران برملا شود و كوس رسوايی آن زده شود و آنگاه مردم خود ايران از زبان سرويس های جاسوسی بيگانه و رسانه های جمعی دنيا و سازمانها و نهادهای بين المللی باخبر شوند كه در سرزمين آنها و با پول آنها چه فعل و انفعالاتی صورت گرفته است. در اين مورد مهم وقتی در خارج از ايران و غير ايرانيها همه از فعاليتهای مخفی اتمی ايران آگاه شدند تازه آن زمان بود كه حاكميت ايران تصميم گرفت با اكراه، گوشه ای از اين فعاليت ها را آن هم فقط و فقط به دليل نياز به ,ملی ساز ی , اين مسئله را با مردم ايران در ميان گذارد

              Comment


              • روزنامه گاردين در شماره دوشنبه 10 آوريل طی مقاله اي، اشاره به حمله به خودرو در زاهدان و قتل 22 نفر از عوامل رژيم دارد. در اين مطلب وينسنت کانيسترارو که قبلا رئيس عمليات ضد تروريستی CIA بود، در باره حمله مزبور اطلاعاتی به دست داده است که حاکی از آنست که اين يک عمليات تروريستی بود که با پشتيبانی آمريکا صورت گرفته است.

                مطلب گاردين اساسا به گزارش مقاله پژوهشی سيمور هرش در نيويورکر و نيز مقاله مشابه آن در واشينگتن پست روز يک شنبه اختصاص دارد. در مقاله گاردين بعد از ذکر مضمون مقاله سيمور هرش مبنی بر برنامه ريزی عمليات نظامی و مخالفت برخی مقامات بلندپايه نظامی آمريکا با استفاده از سلاح اتمی و رشد تمايل به استعفا در ميان آن ها، به مصاحبه بعدی هرش با CNN اشاره شده که گفته است: ,عباراتی که می شنوم مسيحايی است . [بوش] از سياست خلاص است و واقعا می کند يک شانس دارد و اين ماموريت اوست.,

                گاردين می نويسد کاخ سفيد واکنش رسمی نشان نداده است ولی تلويزيون فاکس نيوز روز گذشته از قول مقاماتی که نام نبرد نقل کرد مقاله اقای هرش ,هوچی گری است و او با افکار رئيس جمهور آشنايی ندارد.,

                گاردين بعد از اشاره به اظهارات روز يک شنبه جک استراو در رد قصد حمله نظامی و اظهارات آصفی در مورد جنگ روانی از وينسنت کنيسترارو که اکنون يک بولتن اطلاعاتی منتشر می کند نقل می کند ه بوش هنوز تصميم خود را برای حمله مستقيم نظامی نگرفته است. او گفت: ,بوش در ذهن خود در اين مورد درگيری دارد, و اضافه کرد کارل رو مشاور سياسی ارشد بوش شديدا با جنگ مخالف است.

                گاردين در ادامه آورده است اما کانيسترارو گفت عمليات نظامی پوششي، مشخص کردن هدف هاتوسط نيروهای ويژه و کمک به گروه های مخالف هم اکنون در حال انجام است.

                او گفت: ,اجازه اين کار داده شده و در مقياسی صورت می گيرد که با مرگ و مير همراه است. تعدادی کشته شده اند.,

                او گفت چريک های سنی بلوچ که توسط آمريکا حمايت می شوند در حمله ای که ماه گذشته در سيستان - بلوچستان صورت گرفت شرکت داشتند. 20 مقام دولتی کشته شدند و شهردار مرکز استان زخمی شد. دولت ايران مسووليت را به گردن نيروهای اطلاعاتی انگليس انداخت.

                در مقاله گاردين هم چنين به مقاله واشينگتن پست پرداخته که گزارشی مشابه گزارش سيمور هرش در مورد تصميم به عمليات نظامی عليه ايران توسط آمريکاست ولی از استفاده از سلاح هسته ای در آن سخنی به ميان نيامده است.

                گاردين در پايان مقاله خود يادآوری کرده است کنار رفتن نومحافظه کاران ارشد بعد از انتخاب مجدد بوش در سال 2004 امکان حمله هوايی گسترده به ايران را ضعيف کرده بود ولی گزارش هرش ميگويد باورهای شخصی بوش ممکن است نقشی تعيين کننده داشته باشد.

                اطلاعاتی که مقاله گاردين و اظهارات کانسترارو به دست ميدهد در صورت صحت، اين نظر نيروهای آزاديخواه ايران را تاييد می کند که آمريکا و قدرت های خارجی در صدد انحراف مبارزات دمکراتيک با استفاده از عوامل محلی هستند و هرگز در انديشه دمکراسی و حقوق و آزادی های مردم نبوده اند. ادعای دفاع از دمکراسی و مبارزه با تروريسم به کمک و همکاری با نيروهايی که در مقابل تلويزيون سر می برند، همانقدر باورکردنی است که ادعای رژيم در دفاع از حقوق مردم ايران.

                لازم به يادآوری و تاکيد جدی است که دخالت ها و عمليات تروريستی به کمک نيروهای اجير شده، مردم مناطق مرزی و مليت های کشور ما را که بدون دخالت خارجی هم با سرکوب گسترده رژيم مواجه هستند، در شرايط بسيار طاقت فرسايی قرار ميدهد و بر لزوم حمايت از آن ها و حقوق شان مسلم شان در مقابل سرکوب رژيم از يک طرف و توطئه های ضدانسانی عوامل و قدرت های خارجی به شدت می افزايد.

                مردم سيستان و بلوچستان در اثر سياست های رژيم در نهايت فقر و محروميت به سر می برند و علاوه بر همه مصائب ناشی از فقر و توسعه نيافتگي، هم آزارهای ناشی از سرکوب ملی را تحمل می کنند و هم آزارهای ناشی از يک حکومت مذهبی متعصب شيعه اثنی عشری آن هم با تعبيری خاص. با اين همه، مردم بلوچ در طول اين سال ها مبارزات مدنی و انسانی ستايش آميزی برای دست يابی به حقوق ملی و شهروندی خود داشته اند و گروه هايی را که گروگان های خود را در ويديوهای تلويزيونی سر می برند نمی توان نماينده آن ها دانست. نسبت اين چنين گروه هايی مثل بقيه گروه های آدم ربای جهان به همان بنيادگرايان چه از نوع اسلامی و چه از نوع نومحافظه کار مسيحی می رود و با قدرت های مربوط با همين دو دسته نيز همکاری دارند.

                Comment


                • رايس وزيرخارجه امريكا گفت كه درمقابل برنامه هسته ای ايران سازمان ملل وارد عمل خواهد شد. او روی قسمتی از اساسنامه سازمان ملل تاكيد كرد كه به اين سازمان اجازه ميدهد وارد حريم واكنش های نظامی شود. رايس گفت كه ما با ايرانی روبروهستيم كه مكررا حاضر به توقف سازی اورانيوم نشده و واشنگتن مشكوك است كه برنامه سری درجهت ساخت بمب اتمی داشته باشد. ما هيچ شك نداريم كه ايران اراده بين المللی را به چالش خواهدكشيد و از خواست جامع جهانی نيز پيروی نخواهد كرد. به همين دليل است كه امريكا به تمام امكانات ممكن از طريق سازمان ملل توجه دارد. نشست آينده سازمان ملل پيامدهای جدی برای ايران خواهد داشت. برای سازمان ملل يك سری عمليات درمقابل كشوری كه صلح جهانی را تهديد می كند پيش بينی شده است. اين، اختياراتی است كه شورای امنيت دارد ولی آژانس بين المللی ندارد. من مطمئن هستم ايران نيز بخوبی از اين اختيارات سازمان ملل آگاه است و می داند كه هيج راهی جز گردن گذاشتن به خواست جهانی وجود ندارد. بند 7 اساسنامه سازمان ملل اجازه اقدامات نظامی را می دهد. امريكا بر مبنای قطعنامه شورای امنيت عليه عراق كه منطبق با همين بند اساسنامه سازمان ملل صادر شد عمل كرد. تبصره 41 و42 اين بند اجازه می دهد كه درصورت موثر واقع نشدن مجازات های اقتصادی و سياسی، ازطريق زمين، هوا و دريا عمليات نظامی برای حفظ صلح جهانی انجام شود. رايس گفت: دراين شكی نيست كه ايران درحال حاضر از تاكتيك ورقه ورقه كردن كالباس استفاد می كند و جلو ميرود. درحاليكه پيام جامعه بين المللی خيلی روشن است: " متوقف شويد

                  Comment


                  • مراسم سالروز درگذشت دكتر يدالله سحابی، از بنيانگذاران نهضت آزادی ايران، در حسينه ارشاد تهران برگزار شد. در اين مراسم جمع زيادی از ملی – مذهبی ها و دانشجويان و فعالان سياسی، روزنامه نگاران و نمايندگان ادوار گذشته مجلس، از جمله مهدی كروبی و محمد رضا خاتمی رئيس و نايب رئيس مجلس ششم حضور يافتند.

                    مهندس سحابی، فرزند دكتر سحابی دراين مراسم گفت:

                    امروز شعار "انرژی هسته‌‏ای حق مسلم ماست"، تعيين كننده همه سياست‌‏های اقتصادی، سياسی، اجتماعی كشور شده است. ما نيز بر حق داشتن انرژی هسته‌‏ای تأكيد مي‌‏كنيم چرا كه در زمانی كه تمامی كشورهای منطقه و دنيا از آن برخورداراند، چرا اين حق از ما دريغ شود؟

                    بحث بر سر سياست‌‏های دولت جديد است. در دولت خاتمی سياست تنش‌‏زدايی در سياست خارجی پيگيری شد كه دستاوردهای زيادی برای ما داشت. در آن دوران آمريكا اعتراف كرد به اينكه كودتای 28 مرداد اشتباه بوده است. در شرايطی كه هر كس، غير از وابستگان به حكومت در ايران بيگانه و جيره خور بيگانگان خوانده مي‌‏شوند و چنين برخوردی با كشورهای دنيا نيز مي‌‏شود، مسلماً تمامی كشورها با ايران دشمن مي‌‏شوند.

                    اگر دنيا با ايران جداست، بخشی از آن تقصير ما بوده است، چنان كه در دولت خاتمی اين امر وجود نداشت.

                    اصول فصل سوم قانون اساسی بر حق مردم و نفی استبداد تأكيد مي‌‏كند اما امروز تمام رسانه‌‏ها و مطبوعات و حتی كتاب‌‏ها را از روشنفكران گرفته‌‏اند، شش ماه است كه وزارت ارشاد به هيچ كتابی مجوز نداده است، مگر اينها حق مسلم ملت ايران نيست.

                    مگر ملت ايران حق ندارد بگويد كه ذخاير ارزی كه مال نسل‌‏های ديگر است بايد حفظ شود، مگر ملت حق ندارد بگويد كه چگونه كشور ما با وجود 600 ميليارد دلار درآمد نفت از عقب مانده‌‏ترين و فقيرترين كشورهای منطقه است؟!

                    اگر قرار براستيفای حق مسلم مردم ايران در مورد انرژی هسته‌‏ای است، بايد حق مسلم مردم برای توسعه و آزادی نيز در نظر گرفته شود.

                    مردم ايران هشت سال تبعات و مشكلات جنگ با عراق را كشيده است. ديگر نمي‌‏خواهد وارد جنگ جديدی شود.

                    ترديدی نداريم كه آمريكا مي‌‏خواهد سلطه خود را تحميل كند، اما عقل مي‌‏گويد كه نبايد آن را تحريك كرد بلكه بايد آنها را از اين كار منصرف كرد.

                    نظامی ها در همه عرصه سياسی كشور حضور پيدا كرده اند. اگر همه چيز نظامی شود نگرانی جهان نسبت به ايران افزايش مي‌‏يابد. تجربه نشان داده است كه حكومت نظاميان هميشه برای مردم آن كشور بدبختی به همراه داشته است. حكومت نظاميان در همه دنيا مخرب بوده است.
                    اقدامات چند ماه اخير دولت سرمايه‌‏های زيادی را از كشور ما گرفته است. در طی هشت سال دولت خاتمی، ايران موفق شد در ميان چند كشور منطقه مقام اول را در زمينه اقتصادی بدست آورد، رشد اقتصادی ايران در طی هشت سال دولت خاتمی، 4/4 درصد بوده و حجم سرمايه‌‏گذاری از 12 درصد را به 30 درصد افزايش يافت.

                    سرمايه ديگری كه در دولت جديد از ايران گرفته اينست كه ايران به لحاظ اقتصادی در موقعيت مناسبی قرار داشت و امروز به پايين‌‏ترين سطح ممكن رسيده است.

                    افزايش بودجه دولت و نقدينگی منجر به بالا رفتن ميزان تورم و بازار مصرف مي‌‏شود كه اين برخلاف برنامه سوم و چهارم است. برنامه‌‏هايی كه توسط كارشناسان برجسته در دولت‌‏ خاتمی تدوين شده بود.

                    ساختار اقتصادی ايران به دليل تركيب ساختار اجتماعی و ساختار حاكميت بسيار پيچيده است و مسوولين اقتصادی به بينش نفتی پايبندند. مسوولين به قوانين مصوبه پايبند نيستند و آن را به پوششی برای اقدامت خود تبديل مي‌‏كنند. تا ساختار اقتصادی و بينش مسوولان اصلاح نشود، مشكلات اقتصادی ايران حل نمي‌‏شود.

                    اين اصلاحات در دوره خاتمی بدون تبليغات و سروصدا در حال صورت گرفتن بود كه امروز اين سرمايه نيز از دست رفته است.

                    بودجه سال 85 به كلی برنامه چهارم توسعه را مخدوش كرده، بنابراين اولين اقدام دولت جديد نفی دستاوردهای دولت خاتمی است. بر اساس برنامه چهارم توسعه ميزان واردات و بودجه جاری بايد كاهش يابد، اما خلاف اين برنامه، دولت بودجه جاری را افزايش داده و 48 درصد درآمد نفت هزينه امور جاری مي‌‏شود، در حالی كه به نفت بايد به عنوان سرمايه نگاه كرد نه درآمد، نبايد آن را مصرف امور جاری كرد.

                    ايران در سال 85 با سيل واردات مواجه خواهد شد و اين به معنای افزايش مصرف، تورم و فساد است،‌‏ بنابراين كسانی كه احمدي‌‏نژاد به آنها وعده داده است كه نفت را سر سفره‌‏هاشان مي‌‏برد، بايد منتظر افزايش تورم باشند.

                    ريخت و پاش‌‏های رييس‌‏جمهور در سفرهای استانی برخلاف قوانين مصوب سال 84 و 85 است و وی به قوانين پايبندی ندارد. دولت ذخاير ارزی را كه در دوران خاتمی ذخيره شده بود، تمام كرده است. در حالی كه اين ذخاير به عنوان سرمايه ملی برای آيندگان ذخيره شده بود.

                    ذخاير ارزی در صورت تحريم‌‏های احتمالی مي‌‏توانست به ما كمك كند و تبديل به سرمايه گردد كه متأسفانه آن را از بين بردند.

                    برنامه پيشرفت اقتصادی دوران خاتمی،‌‏ ذخاير ارزی و برنامه توسعه چهارم از بين رفته است و بودجه جاری افزايش يافته نشان مي‌‏دهد كه وضع اقتصادی كشور وخيم شده است.

                    دولت جديد تاكنون دو لايحه متمم بودجه در طی پنج ماه ارايه كرده است، درحالی كه دولت خاتمی در طول هشت سال تنها يك لايحه متمم بودجه ارايه كرد. اين يعنی ريخت و پاش و اسراف.
                    آبادگران كه وعده آبادانی ايران را داده بودند، با تصويب برنامه‌‏های دولت، آبادی ايران را از بين بردند.

                    تجربه نشان داده است كه اگر بخواهند مردم را با ريخت و پاش راضی نگه دارند، موفق نخواهد بود‏. اين امر انتظارات مردم را افزايش مي‌‏دهد و تورم آينده مردم را زير فشارهای دوباره قرار خواهد داد.
                    آبادگران كه مدعی شدند مي‌‏خواهيم توسعه اقتصادی ايجاد كنيم و ايران را آباد كنيم، بگويند كه با اين اقدامات چه چيزی از آبادگری ايران باقی مي‌‏ماند. آن چيزی كه آباد شده برخی نهادهاست كه بودجه‌‏شان برای جلب رأی مردم از ذخاير ارزی افزايش يافته است

                    Comment


                    • گرچه سحابی از بنيانگذاران انقلاب اسلامی بود اما از همان ابتدا به شاخص‌‏ترين چهره های منتقد برآمده از نظام تبديل شد.

                      نامه‌‏ای وجود دارد كه معانی جمهوری اسلامی در آن از امام پرسيده شده است و ايشان نيز به آن پاسخ داده‌‏اند، امام معتقد بود كه جمهوری اسلامی، جمهوری است مانند همه جمهوري‌‏ها، يعنی مانند جمهوری در ساير كشورها از جمله فرانسه است. در آن زمان وقتی اين اعتقادات امام را شنيديم، باور كرديم كه نظام جمهوری اسلامی مانند همان جمهوري‌‏های معمول در ديگركشورهاست. در آنچه مراد از جمهوری اسلامی بود، قرار بود ميزان رای مردم باشد، آن زمان آزادی برای همگان بود حتی ماركسيست‌‏ها و امروز حتی مذهبي‌‏های دگرانديش هم از داشتن رسانه محرومند، ببينيد تفاوت از كجاست تا به كجا.

                      امروز در ميان روزهای ملی كشور، مظلوم‌‏ترين روز 12 فروردين است و قرار است تعطيلی آن را هم بردارند، ديگر ما چه نيازی به جمهوری اسلامی داريم؟! رييس‌‏جمهور عارش مي‌‏آيد كه نام حكومت را جمهوری اسلامی بنامد و در بيانات رسمي‌‏اش حكومت اسلامی را مطرح می كند. خبرنگاران خارجی مي‌‏پرسند چرا در اين چند ماهه‌‏ كشور تبديل به كشور امام زمان شده است و اين قدر دم از مهدويت مي‌‏زنند. در اين چند ماهه اين روند تشديد شده است، اگر زمانی ائمه را مقدس مي‌‏پنداشتند، در دو دهه اخير به مقامات مقدس‌‏مان افزوده شده است.

                      حكومتی جمهوری است كه آحاد مردم در آن از حقوق يكسان برخوردار باشد و اين افراد ذي‌‏حق باشند و همچنين توانايی استيفای حق‌‏شان را داشته باشند.

                      جمهوری نظامی برای مردم رشيد است، مردمی كه به حدی از رشد رسيده‌‏اند كه خود صلاحيت استيفای حقوق‌‏شان را دارند، در اين صورت نيازی به ناظری ندارند كه مصلحت آنها را تشخيص دهند.

                      در حكومت جمهوری كرسی مادام العمر نداريم، بنابراين در هر حكومتی كه فرد به شكل مادالعمر زمامداری را بر عهده دارند، حكومت جمهوری نيست.

                      در حكومت‌‏های جمهوری قوه مقننه و رسانه‌‏های آزاد مسووليت امر به معروف و نهی از منكر را دارند. بنابراين حكومتی كه در آن نهادهای نظارتی مسدود شوند، قايل به پاسخگويی نيست.
                      در حكومت جمهوری زمامدار هيچ امتياز ويژه‌‏ای نسبت به مردم ندارد و اختيارات زمامدار درجمهوری منطبق بر قانون است

                      Comment


                      • در ادامه همبستگی ملی
                        16 دانشجوی دانشگاه شريف
                        به كميته انضباطی دانشگاه احضار شدند




                        در ادامه همبستگی ملی كه وزير كشور در سفر به سيستان و بلوچستان مدعی آن شد، محمدعلی دادخواه، وكيل دانشجويان گفت: كميته‌ انضباطی دانشگاه صنعتی شريف 16 تن از دانشجويان دانشگاه را كه در جريان مسائل اين دانشگاه با مديران دانشگاه اختلاف‌نظر داشتند، احضار كرد كه با توجه به عدم سوءنيت دانشجويان، صلاح نيست مورد تعقيب قرار گيرند.

                        دادخواه، تصريح كرد: اظهارنامه‌ای برای كميته‌ی انضباطی مي‌فرستم و بيان مي‌كنم با توجه به عدم سوءنيت دانشجويان، اين موضوع قابليت تعقيب ندارد و با توجه به روح قانون اساسی اصولا اعتراض و اعلام نظر متفاوت، جرم تلقی نمي‌شود.





                        Comment


                        • مقاله مهم "اومانیته" روزنامه حزب کمونیست فرانسه
                          ایران
                          فاجعه بمباران درحال تدارک
                          هیروشیمای دیگری در تدارک است؟
                          صدها هدف برای حمله موشکی به ایران شناسایی شده اند
                          که 99 درصد آنها هیچ ربطی به فعالیت اتمی ایران ندارند
                          یک کارشناس و مسئول وزارت دفاع امریکا: هیاتی در حال مطالعه جوانب فنی جزئیات خسارات و تخریب‌های حمله اند. آنها سرگرم بررسی پیامدهای ابرهای رادیواکیتو، تشعشعات، تعداد قربانیان و میزان سرایت آلودگی‌ها در طول سال‌های بعدی اند.




                          روزنامه اومانیته منتشر کننده نظرات حزب کمونیست فرانسه، با انتشار بخش‌هائی از تفسیر خبری سیمور هرش در مورد حمله به ایران، خود اضافه می‌کند:

                          یک مشاور پنتاگون تاکید می‌کند که یگان‌های ویژه از هم اکنون بر روی ایجاد درگیری با اقلیت‌ها فعالیت می‌کنند: آذری‌ها در شمال ، بلوچ‌ها در جنوب غربی ، کردها در شمال غربی.

                          صدها هدف اصابت موشکی شناسایی شده اند که 99 درصد آنها هیچ ربطی به تکثیر سلاح‌های اتمی ندارند. نومحافظه کاران حاکم بر امریکا معتقدند که در حمله به ایران باید با حداکثر سرعت و حداقل تلفات اقدام کرد. یکی از مدیران سابق وزارت دفاع تاکید می‌کند" ایرانی‌ها دوستی ندارند و ما درصورت لزوم می‌توانیم به آنان بگوییم که زیرساخت‌هایشان را ویران خواهیم کرد... "

                          اومانیته سخنان همین مسئول وزارت دفاع را نقل می‌کند که : "کلید تعیین کننده در دست نیروی هوایی است. این تصمیم سختی است اما ما آن را در ژاپن انجام دادیم."

                          اومانیته پس از نقل این جمله مسئول وزارت دفاع امریکا، می‌پرسد: آیا هیروشیمای دیگری تدارک دیده می‌شود؟

                          به گفته این کارشناس هیاتی در حال مطالعه جوانب فنی جزییات خسارات و تخریب‌ها هستند. ما پیامدهای ابرهای رادیواکیتو، تشعشعات، تعداد قربانیان و احتمال سرایت آلودگی آن را در طول سال‌ها ی بعدی را بررسی می‌کنیم."

                          اومانیته با اشاره به اینکه برخی‌ها در امریکا از پیامدهای حمله به ایران سخن می‌گویند. از جمله اینکه این حمله می‌تواند به‌بی‌ثباتی منطقه منجر شود یا ایران تصمیم بگیرد که وسیعا به شورش در عراق که امریکا در آنجا گیر کرده دامن بزند. اومانیته می‌پرسد: آیا این دلیل بیشتری برای گسترش جنگ به ایران از نظر دکتر فلامورهای* واشنگتن نیست؟ مانند فرار به جلویی که امریکا در بمباران کامبوچ انجام داد که باید بخش پشتیبانی ویتنامی‌ها را در آنجا ویران می‌کرد؟



                          * نام فیلمی از استانلی کوبریک که در آن امریکا تصمیم به بمباران اتمی اتحاد شوروی می‌گیرد.












                          Comment


                          • عمرکُشون
                            دست‌های پشت پرده زمینه ساز
                            جنگ مذهبی درایران باید قطع شود




                            درحالیکه اعتراضات مذهبی در بلوچستان و خوزستان سنی نشین ایران، همانند کردستان سنی نشین ایران رو به تشدید است، در دولت امام زمانی احمدی نژاد سنی ستیزی نه تنها کاهش نیافته بلکه تشدید هم شده است. جملات زیر از متن یک اطلاعیه به مناسبت سالروز مرگ عمر خلیفه دوم مسلمانان و در تشویق مراسم ضد ملی "عمرکشان" در ایران منتشر شده است:

                            با نهایت سرور و فرح، نهم ربیع‌الاول، روز به درک واصل شدن شیخ النسناس، ابوالوسواس، شهد فراعنه، ملک الشیاطین، رئیس غاصبین حق، پست‌ترین خلق، بزرگ کشور جهالت، مرکز دایره حماقت، میوه درخت شقاوت، پیشوای رانده‌شدگان، مقتدای دورشدگان، سرکرده گردن‌کشان، رذل‌ترین سرپیچان، اول و آخر شر، حمار ابن حمار ...عمر ابن ؟ را به اطلاع کلیه مُبغضین آن ملعون می‌رسانیم. به همین مناسبت فرخنده، از تاریخ نهم الی یازدهم ربیع‌الاول مصادف با 19 الی 21 سال 1385 جشن عمرکُشان برپاست.

                            این عداوت و کینه، که در تهران و برخی شهرهای ایران علاوه بر کانون‌های مذهبی شیعه، شهرداری‌ها نیز مشوق آن هستند و می‌خواهند عمرکُشون را جانشین چهارشنبه سوری کنند، مستند است به روایتی مذهبی در میان شیعیان که گویا عمر به صورت فاطمه دختر پیامبر سیلی زده و باعث سقط جنین او شده و در خانه علی را نیز به آتش کشیده است.

                            روایت‌هائی که بموجب آنها چندین قرن شیعیان و سنی‌ها را در برابر هم قرار دادند و جنگ و برادر کشی مذهبی را برای استعمار کشورهای جهان سوم دامن زدند. عمق این کینه و جدائی‌ها را امروز در جمهوری 27 ساله اسلامی در ایران ببینید که یک استاندار و یا وزیر سنی در کابینه‌های بعد از انقلاب منصوب نشد و یک نماینده سنی در هیات رئیس مجلس جای نگرفت. درحالیکه 25 درصد مردم ایران سنی اند و اصولا تا قبل از سلطنت صفویه اکثریت مردم ایران سنی بودند نه شیعه


                            Comment


                            • غزلی
                              که درلرستان هم
                              ناتمام ماند
                              رضا ط. ساکی- هفت سنگ




                              مردم برای چادر به جان هم افتاده‌اند. لرستان سرد است آب نیست غذا نیست هنوز زمین دارد می‌لرزد. مردم از بم ترسیده در خیابان‌ها هستند. سرد است، پناه نیست، رسانه‌ها سکوت کرده‌اند، آدم کمی مرده است و این دلیل کافی برای اهمال است. در روستاهای آنسوی سراب زارم و منطقه سیلاخور تا 4 روز پس از زلزله هیچ خبری از هیچ کسی نیست. صدای مویه از همه جا بلند است. کمانچه‌های شکسته قادر به نواختن نیستند..

                              آسمو اوری گرت تیره و تیره

                              کی دیه چن تا عزیز وا یک بمیر



                              مردم لر مردمی سخت کوش و فداکارند. مهربانی و عزت نفس دارند. لرها تاریخ درخشانی دارد . تاریخی سراسر از پیکار و نبرد برای زنده ماندن، مانند دیگر اقوام ایرانی و دیگر ایرانیان. شهامت و غیرت و سلحشوری و ریشه داشتن در ایران از جمله عواملی بوده است که موجبات سوء استفاده دولتها و حکومت‌ها را از این قوم ایرانی فراهم آورده است. اگرچه زمان و تاریخ کوچک‌تر از آنند که گذشته لرستان را به یاد بیآورند؛ اگرچه لرها همیشه و همه جا برای وجب به وجب این خاک جنگیده‌اند؛ اگرچه عصر مفرغ دوران شکوه تمدن لرستان است؛ اگرچه این قوم و این فرهنگ و زبان وآداب و رسوم با موسیقی و سرزمین بکر و رودخانه‌های خروشان و هزار چشمه جوشانش بهره ای از آبادانی و توجه هیچ دولت و حکومتی را نداشته است، اما همواره؛ همواره؛ بگذریم.

                              حکایت امروز دیار مادری ام چیز دیگری است. مردم برای چادر به جان هم افتاده‌اند. لرستان سرد است. آب نیست. غذا نیست. هنوز زمین دارد می‌لرزد. مردم از بم ترسیده در خیابان‌ها هستند. سرد است، پناه نیست، رسانه‌ها سکوت کرده‌اند، آدم کمی مرده است و این دلیل کافی برای اهمال است. در روستاهای آنسوی سراب زارم و منطقه سیلاخور تا 4 روز پس از زلزله هیچ خبری از هیچ کسی نیست. صدای مویه از همه جا بلند است. کمانچه‌های شکسته قادر به نواختن نیستند. اما مسئولین، بگذریم. در لرستان فاجعه‌ای رقم خورد. در روستاها ویرانی و در شهرها ترس از زلزله نوع بشر و جان‌ها را بیمار کرده است. خواب به چشم کسی نمی‌آید. اما لر، لر همچنان همان آدم همیشگی تاریخ است:



                              گزارشگر شبکه افلاک: از مسئولین چه انتظاری دارید؟

                              مرد لر: دستشان درد نکند فقط یک چادر. یک چادر.

                              و این قطعه شعری است که برای بم سروده بودم که بازخوانی‌اش می‌تواند مرهمی باشد برای درد مشترک مردم لرستان.

                              شهر ما هم روزگاری کوچه‌هایی تنگ داشت

                              خانه‌هایی کاگلی اما خوش و آب رنگ داشت

                              غزلی برای بم

                              که هرگز به بیت دوم نرسید


                              Comment


                              • بسیج شبه نظامی
                                درایران
                                بسیج افکارعمومی
                                درامریکا
                                مصطفی تاج زاده




                                82 درصد شهروندان آمریکایی، طبق آخرین نظرسنجی "فاکس نیوز" (بهمن 1384) ، اهداف جمهوری اسلامی ایران را در دستیابی به فناوری هسته‌ای، بویژه غنی سازی اورانیوم، "نظامی" می‌دانند. تنها 8 درصد آنان اهداف ایران را صلح‌آمیز و 10 درصد نیز نامطمئن می‌دانند. از سوی دیگر پاسخ پرسش شوندگان به این سوال که به نظر شما ایران طی چه مدتی به خطر برای ایالات متحده مبدل می‌شود، به این شرح است:

                                خطر بالقوه 16 درصد، خطر در آینده نزدیک 40 درصد و در آینده دور 34 درصد. تنها 7 درصد آنان جمهوری اسلامی را برای آمریکا خطر نمی‌دانند و 3 درصد نیز نامطمئن‌اند. طبق همین نظرسنجی 68 درصد مردم آمریکا معتقدند ایران هم اکنون سلاح هسته ای دارد. 18 درصد بر خلاف آن معتقدند و 14 درصد نامطمئن‌اند.

                                بر اساس آخرین نظرسنجی سالیانه موسسه "گالوپ" (اسفند 1384)، آمریکایی‌ها ایران، عراق، کره شمالی و چین را مهمترین دشمنان کشور خود می‌دانند. این در حالی است که در سال‌های گذشته همواره عراق و کره شمالی در رأس دشمنان قرار داشتند، ولی پس از یکدست شدن حکومت، ایران در رأس قرار گرفته است. در حال حاضر 31 درصد مردم آمریکا جمهوری اسلامی را بزرگترین خطر برای ایالات متحده محسوب می‌کنند. 22 درصد عراق، 15 درصد کره شمالی و 15 درصد چین را. "گالوپ" این پرسش را تا به حال سه بار از شهروندان آمریکایی پرسیده است. در اولین نظرسنجی (2001) عراق با 38 درصد بزرگترین دشمن آمریکا به حساب می‌آمد. چین با 14 درصد دوم و ایران با 8 درصد سوم بود. در دومین نظرسنجی در سال گذشته (2005) عراق و کره شمالی با 22 درصد اول و چین و ایران با 15 و 14 درصد در رتبه بعد قرار داشتند.
                                مطابق نظرسنجی موسسه "پیو" (بهمن 84) نیز 27 درصد شهروندان ایالات متحده ایران را بزرگترین خطر برای کشور خود ارزیابی می‌کنند. چین (20 درصد)، عراق (17 درصد) و کره شمالی (11 درصد) در رتبه‌های بعد قرار دارند. در نظرسنجی فوق نیز "65 درصد پرسش شوندگان "برنامه هسته‌ای ایران" را مهم ترین خطری می‌دانند که آمریکا را تهدید می‌کند. برنامه هسته‌ای کره شمالی (60 درصد)، قدرت در حال ظهور چین (47 درصد)، رهبران چپ گرای آمریکای لاتین (24 درصد) و دیکتاتوری روسیه (22 درصد) دیگر تهدیدهای مهم ایالات متحده محسوب می‌شوند. ضمناً 78 درصد مردم آمریکا به رهبری سازمان ملل در "مقابله با ایران" معتقدند. 51 و 30 درصد نیز معتقدند اتحادیه اروپایی و ایالات متحده باید رهبری مقابله با ایران را به عهده بگیرند.همچنان که مشاهده می‌شود عملکرد ناصحیح حکومت یکدست در سال گذشته چنان بوده که گویی جمهوری اسلامی در آستانه رسیدن به سلاح هسته‌ای است. هم زمان تبلیغات گسترده درباره توان موشکی کشور، همراه با سردادن شعار محو اسرائیل از نقشه جهان نیز بهانه لازم را در اختیار کاخ سفید قرار داده است تا توافق همه قدرت‌های بزرگ جهانی (اتحادیه اروپا، روسیه، چین، ژاپن، هند و ...) را در ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل جلب و افکار عمومی خود و اروپا را علیه جمهوری اسلامی بسیج کند. در چنین شرایطی ایران آمادگی خود را برای مذاکره مستقیم با آمریکا اعلام کرده و تصریح کرده است به تعلیق غنی‌سازی صنعتی اورانیوم ادامه خواهد داد (یعنی فقط اجازه تداوم تحقیقات را در این زمینه خواهان است). با وجود این پرونده هسته‌ای ما همچنان در شورای امنیت است و سرنوشت آن معلوم نیست.

                                در هر حال نظرسنجی‌های فوق را باید مهم تلقی کرد زیرا بسیج افکار عمومی در آمریکا علیه ایران از خواب‌هایی خبر می‌دهد که رهبران کاخ سفید علیه کشورمان دیده‌اند. با اتخاذ سیاست‌های مدبرانه، هم‌گرا و اجماع شکن، نباید امکان تحقق این خواب‌ها را به کاخ سفید داد


                                Comment

                                Working...
                                X