در خبرها آمده بود که فریدون زندی نتوانست با هیچ باشگاه آلمانی قرارداد ببندد و مجبور شد تا پایان نیم فصل در ژانویه به تنهایی تمرین کند.
اما به واقع این قدرشناسی است که در روزی که نیاز داشتیم تیم ملی را با نیروهای توانمند برای حضور در جام جهانی آماده کنیم، بازیکنی مانند فریدون زندی را از زندگی عادی و طبیعی خودش دور کرده و حالا که برچسب بازیکن تیم ملی ایران بر او خورده با بی منطقی و ارایه هیچ دلیل موجهی او را از حضور در تیم ملی که نه در فوتبال ایران محروم کنیم؟
این کارگزاران رسمی فیفا در فوتبال ایران که هزار ادعا و کلاس می گذارند، نمی توانند باشگاهی یا توقفگاهی حداقل نیم فصلی برای این بازیکن با شعور و حرفه ای پیدا کنند؟!
آیا به اصطلاح مدیران با نفوذ در فوتبال جهان و دلسوزان فوتبال ملی نمی توانستند حداقل از حذف او از تیم ملی جلوگیری کنند؟!
آیا زندی از نیکبخت ناآماده و ضعیف شده بدتر است؟
آیا زندی از بازیکنان روی نیمکت ایران کمتر است؟
آیا کریمی، مهدوی کیا، نکونام، هاشمیان و . . . در روز اوج هستند که او در سطح ضعیف است؟
به خوبی واضح و آشکار است که کلاس بازی فریدون و استیل بدنی وی در تیم ملی ایران وجود ندارد و این بازیکن به لحاظ آموزش های علمی در فوتبال آلمان یکی از تاکتیک پذیر ترین چهره های تیم ملی است.
اما بعضی ها برای ژست هم که شده قلم قرمز بر نام این بازیکن کشیدند تا خودشان را ثابت کنند و معلوم نشد، بازیکن ایرانی که به عشق این آب و خاک قید ملیت آلمانی خود در فوتبال را زده و زیر پرچم ایران آمده، چرا باید این گونه رها شود؟!
اگر ساختار فوتبال ما مدعی است که در ایران بازیکن تراز اول بسیار داریم، به قول برانکو حداقل در هر پست 3 نفر را مثال بزنند تا به قول معروف بگوییم، این بازیکن به درد تیم ملی ما نمی خورد و چون تیم ملی ما در جام جهانی نایب قهرمان شده، فریدون مایه ننگ بود!
اگر چنین نیست، پس بر این طبل تو خالی قراردادهای میلیاردی و باشگاه های روی سربرگ ننازیم، که حداقل توانایی حفظ یک بازیکن بین المللی در فوتبال خودمان را نداریم و تا روزی که سلیقه های شخصی می تواند، منافع ملی و مشترک ایرانیان سراسر جهان را زیر سوال ببرد، نمی توان توقع همدلی و یک دلی از مردم داشت.
فریدون و سایر لژیونرهای دو رگه ورزشی که خود را متعلق به این و آب و خاک می دانند، ایرانی بوده و باید برای حضور آنها در باشگاه ها و تیم های ملی فضای مناسب فراهم کرد، چون در غیر این صورت به خاطر روی اوج بودن عده ای که سلیقه های شخصی را بر منافع ملی ترجیح می دهند، برای یک عمر ایرانی های دو رگه را از بازگشت به اصل خودشان پشیمان می کنیم و معلوم نیست عاقبت این بدعت که امروز برای بعضی ها مقدس و ارزشمند شده به کجا ختم می شود.
فریدون این روزها شاید به لحاظ اخلاق حرفه ای و بین المللی که از فوتبال علمی آلمان آموخته، اعتراض و گلایه ای نداشته باشد، اما از شرط انصاف خارج است که رفتار ما در روز گرفتاری با روز بی نیازی با او یکی باشد.
نگذاریم، کلاس فوتبال ما و مدیریت اخلاقی در آن به سطح کشورهای کلاس Z جهانی برسد، این فوتبال ملی است و هر شهروند ایرانی حق حضور و افتخارآفرینی در آن را دارد.
اما به واقع این قدرشناسی است که در روزی که نیاز داشتیم تیم ملی را با نیروهای توانمند برای حضور در جام جهانی آماده کنیم، بازیکنی مانند فریدون زندی را از زندگی عادی و طبیعی خودش دور کرده و حالا که برچسب بازیکن تیم ملی ایران بر او خورده با بی منطقی و ارایه هیچ دلیل موجهی او را از حضور در تیم ملی که نه در فوتبال ایران محروم کنیم؟
این کارگزاران رسمی فیفا در فوتبال ایران که هزار ادعا و کلاس می گذارند، نمی توانند باشگاهی یا توقفگاهی حداقل نیم فصلی برای این بازیکن با شعور و حرفه ای پیدا کنند؟!
آیا به اصطلاح مدیران با نفوذ در فوتبال جهان و دلسوزان فوتبال ملی نمی توانستند حداقل از حذف او از تیم ملی جلوگیری کنند؟!
آیا زندی از نیکبخت ناآماده و ضعیف شده بدتر است؟
آیا زندی از بازیکنان روی نیمکت ایران کمتر است؟
آیا کریمی، مهدوی کیا، نکونام، هاشمیان و . . . در روز اوج هستند که او در سطح ضعیف است؟
به خوبی واضح و آشکار است که کلاس بازی فریدون و استیل بدنی وی در تیم ملی ایران وجود ندارد و این بازیکن به لحاظ آموزش های علمی در فوتبال آلمان یکی از تاکتیک پذیر ترین چهره های تیم ملی است.
اما بعضی ها برای ژست هم که شده قلم قرمز بر نام این بازیکن کشیدند تا خودشان را ثابت کنند و معلوم نشد، بازیکن ایرانی که به عشق این آب و خاک قید ملیت آلمانی خود در فوتبال را زده و زیر پرچم ایران آمده، چرا باید این گونه رها شود؟!
اگر ساختار فوتبال ما مدعی است که در ایران بازیکن تراز اول بسیار داریم، به قول برانکو حداقل در هر پست 3 نفر را مثال بزنند تا به قول معروف بگوییم، این بازیکن به درد تیم ملی ما نمی خورد و چون تیم ملی ما در جام جهانی نایب قهرمان شده، فریدون مایه ننگ بود!
اگر چنین نیست، پس بر این طبل تو خالی قراردادهای میلیاردی و باشگاه های روی سربرگ ننازیم، که حداقل توانایی حفظ یک بازیکن بین المللی در فوتبال خودمان را نداریم و تا روزی که سلیقه های شخصی می تواند، منافع ملی و مشترک ایرانیان سراسر جهان را زیر سوال ببرد، نمی توان توقع همدلی و یک دلی از مردم داشت.
فریدون و سایر لژیونرهای دو رگه ورزشی که خود را متعلق به این و آب و خاک می دانند، ایرانی بوده و باید برای حضور آنها در باشگاه ها و تیم های ملی فضای مناسب فراهم کرد، چون در غیر این صورت به خاطر روی اوج بودن عده ای که سلیقه های شخصی را بر منافع ملی ترجیح می دهند، برای یک عمر ایرانی های دو رگه را از بازگشت به اصل خودشان پشیمان می کنیم و معلوم نیست عاقبت این بدعت که امروز برای بعضی ها مقدس و ارزشمند شده به کجا ختم می شود.
فریدون این روزها شاید به لحاظ اخلاق حرفه ای و بین المللی که از فوتبال علمی آلمان آموخته، اعتراض و گلایه ای نداشته باشد، اما از شرط انصاف خارج است که رفتار ما در روز گرفتاری با روز بی نیازی با او یکی باشد.
نگذاریم، کلاس فوتبال ما و مدیریت اخلاقی در آن به سطح کشورهای کلاس Z جهانی برسد، این فوتبال ملی است و هر شهروند ایرانی حق حضور و افتخارآفرینی در آن را دارد.







Comment