Man Pishbini Mikonam ke....

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    Man Pishbini Mikonam ke....

    پیش بینی من مثل اینکه دارد درست از کار درمی آید. آمریکایی ها همه چیز را برای کنار آمدن با ایران آماده کرده اند. کوندالیزا رایس که بعد از جوان قزوینی مدتی هم گیر داده بود به جوان کانادایی، اعلام کرده است که برای دیدار با منوچهر متکی آمادگی کامل دارد. البته فقط یک شرط دارد و آن اینکه ایران آماده تعلیق برنامه های هسته ای باشد. جرج بوش هم که هشت ساعت قبل از احمدی نژاد سخنرانی کرد و همه پیش بینی می کردند سخنرانی تندی علیه ایران بکند، اتفاقا سخنرانی بسیار عاقلانه و منطقی کرده و گفته است که« آمریکا بدنبال راه حل صلح آمیز برای حل مساله هسته ای ایران است... آمریکا با برنامه صلح آمیز هسته ای ایران مخالفتی ندارد.» جرج بوش که تا چند سال قبل نمی دانست پایتخت پاکستان کجاست و فرق زبان عبری و عربی چیست و قرار بود که در تعطیلات امسال رکورد بزند و سیصد صفحه پشت سر هم کتاب بخواند( بدون اینکه وسطش دوچرخه سواری کند» گفت: « آمریکا به مردم، فرهنگ و تاریخ ایرانی ها احترام می گذارد.» بوش همچنین مردم ایران را به دوستی دعوت کرد و به ملت ایران گفت: « بزرگترین مانع در مسیر آینده شما حکرانانتان هستند.» البته بوش چند ساعتی قبل از این اظهارات گفته بود که: « ایران یا سریع گفتگو را آغاز کند یا تحریم می کنیم.» فعلا آمریکایی ها یک چراغ سبز چشمک زن برای عبور به احمدی نژاد نشان داده اند. تا چند ساعت دیگر هم این تحفه خان سخنرانی می کند، باید دید که آیا بازهم هاله نور می بیند یا این دفعه چشمش به پروژکتور عادت کرده است.

    کاریکاتور جمهوری
    محسن آرمین مردی که محتوایش شبیه آلن دلون و شکلش شبیه بن لادن است، و کارهایش شبیه چه گواراست، گفت: « با تصویب لایحه جامع انتخابات تنها کاریکاتوری از جمهوری می ماند.» آگاهان توضیح دادند که همین که هست خودش کاریکاتور است، فقط امیدواریم این یکی کاریکاتور باعث تعطیلی هیچ روزنامه ای نشود.

    طولانی ترین نامه
    بزرگترین نامه اداری جوانان در ابعاد 50 در 70 سانتی متر به احمدی نژاد برای رفع مشکل بیکاری صادر شد. ظاهرا طول این نامه 3.5 متر است. آگاهان گزارش دادند که علت اصلی نوشتن این نامه این است که جوانان نویسنده بیکار بودند و چون یکی دو ماه است که نامه نوشتن در کشورمان بهترین راه رفع بیکاری است، این نامه طولانی و پهن نوشته شده است. قرار است احمدی نژاد این نامه را بگذارد زیرش و روی آن .....سفره بچیند و نان و پنیر بخورد.

    راهکارهای عملی دیدار با امام زمان
    به دنبال انتشار کتاب« احمدی نژاد معجزه هزاره سوم» توسط دفتر ریاست جمهوری به نویسندگی خواهر مجاهد و کمربسته شمسی پهلوون، کتاب مستطاب « راهکارهای عملی دیدار با امام زمان» توسط حجت الاسلام مرتضی آقا تهرانی منتشر شد. این آقای حجت الاسلام همان آقای محترمی است که هر وقت رئیس جمهور به ایران برمی گردد و به شهرستان نمی رود و هیات دولت در حج نیستند، و دورازجان، بلا به دور هیات دولت تشکیل می شود و قرار است در مورد مسائلی که شش ماه است بلاتکلیف مانده تصمیم بگیرند، به وزرای کشور درس اخلاق می دهد. در این کتاب در مورد «دیدارهای خاص و عام» با امام زمان، « عواملی که در هنگام دیدار با امام زمان باید رعایت شود» و تشرف به جمکران و مسجد سهله و همچنین روش عریضه نویسی و تقدیم هدیه به امام زمان اشاره شده است. در این نوشته به کسانی که علیرغم خواندن این کتاب بازهم موفق به دیدار عملی با امام زمان نشده اند، روش هایی را توصیه می کنیم که مطمئنا مفید است. این روش ها بشرح زیر است:
    راهکار عملی اول: می رویم به جمکران، هفت روز پشت سر هم روزی 300 رکعت نماز می خوانیم، شش روز پشت سر هم روزه می گیریم، پنج روز پشت سر هم گریه می کنیم، چهار روز پشت سر هم سینه می زنیم تا کبود شویم، سه روز زنجیر می زنیم که خونین و مالین شویم، دو روز خاک می پاشیم توی سرمان، روز آخر به خوابی عمیق می رویم. در خواب مردی سبزپوش به خواب مان می آید و می گوید: پاشو پاشو! این چه قیافه ای یه درست کردی؟ برای چی آبروی منو می بری مرتیکه دیوونه!
    راهکار عملی دوم: از اداره ریاست جمهوری که یک ماه است در آن استخدام شده ایم، دو ماه مرخصی با حقوق و مزایا می گیریم و با هواپیمای اختصاصی به مدینه می رویم. با پول بیت المال در هتل گرانقیمت اقامت می کنیم، با عینک دویست دلاری که دفتر برای مان خریده بعد از اینکه با پول دولت برای عمه و خاله سوغاتی خریدیم، به قبرستان بقیع می رویم و در آنجا آنقدر نماز می خوانیم و گریه می کنیم تا یک مرد سبزپوش به خواب مان می آید و داد می زند: آی دزد! آی دزد! بعد از خواب می پریم و برای همه تعریف می کنیم که امام زمان را به خواب دیدیم، ولی نمی گوئیم که به ما چی گفت.
    راهکار عملی سوم: به جمکران می رویم و بعد از هشت ساعت گریه کردن و نماز خواندن یک دفعه از دور مردی را می بینیم که پیراهن سفید پوشیده و شال سبز بسته است. به طرفش می رویم و با صدایی آهسته به او می گوئیم: آقا! شمائید؟ می گوید: پس انتظار داشتی خانم باشم؟ بدون اینکه دیگران متوجه نشوند می گوئیم: من جسارت نکردم، فقط می خواستم ببینم صاحب و مولای ما شما هستید؟ طرف می گوید: چیه؟ من هیچی ندارم بهت بدم. آرام می گوئیم: آقا! هرچی می دی بده، فقط یک یادگاری می خوام داشته باشم از شما. طرف دست در جیبش می کند و یک دویست تومانی به ما می دهد. پول را با اشتیاق می گیریم و به او می گوئیم: جسارته، شما آقای ما مهدی هستید؟ طرف می پرسد: کدوم مهدی؟ می گوئیم: آقا! بگو که شما امام زمان هستی؟ طرف می گوید: عجب گدای پررویی هستی، برو بابا حالت خوش نیست.
    راهکار عملی چهارم: اول کتاب « احمدی نژاد، معجزه هزاره سوم» نوشته فاطی رجبی را می خوانیم، بعد خودمان را در یک اتاق که به تمام دیوارهایش عکس احمدی نژاد و حسن نصرالله زده شده است به مدت سه روز حبس می کنیم، در تمام این مدت سخنرانی های مصباح یزدی را گوش می دهیم. شب به خواب می رویم و خواب دراکولا را می بینیم. و صبح که می شود تصمیم می گیریم دیگر از این کارها نکنیم.
    راهکار عملی پنجم: محاسن مان را می گذاریم دوماه بلند شود، اما نمی گذاریم معایب مان بلند شود، بعد وضو می گیریم و لباس سفید می پوشیم و یک چفیه می اندازیم دور گردن مان و به بیابان های اطراف شلمچه می رویم. بعد از یکی دو روز بیتوته و امساک و عبادت و گریه و ناله از دور مردی سبزپوش را می بینیم که دارد از ما دور می شود. به دنبالش می دویم، وقتی ما را می بیند شروع می کند به فرار کردن. با سرعت خودمان را به ایشان رسانده و دست مبارک شان را می گیریم. می گوید: ولم کن، دستم درد گرفت. می گوئیم: آقای من! مهدی جان! شمائید؟ ایشان می گویند: ممکنه، فرمایش؟ می گوئیم: من آمدم به دیدار شما، شما چرا از من فرار می کنید؟ می گوید: برای اینکه ازت می ترسم. می گوئیم: چرا؟ من که عاشق شما هستم. ایشان می گوید: اونش رو نمی دونم، ولی قیافه ات شبیه تروریست هاست، من هم ازت می ترسم. می خواهیم برای ایشان توضیح بدهیم که تروریست نیستیم، اما ایشان غیب می شوند و می روند.

    تایلند، تایوان، مجارستان
    خرتوخر غریبی در انتظار جهان است. انگار ملت های شریف منتظرند رهبران شان بروند سازمان ملل تا شهر را شلوغ کنند. در تایلند کودتا شد و فعلا خبرهای ضد و نقیض از آنجا بگوش می رسد. در تایوان هم فعلا شهر شلوغ است. در مجارستان هم مردم در اعتراض به تقلب در انتخابات به مرکز رادیو و تلویزیون حمله کردند. فعلا چند ساعتی است که برنامه های تلویزیون مجارستان قطع است. آگاهان احتمال می دهند خرتوخر بین المللی ادامه داشته باشد.

    پاپ، یهودیان و مسیحیان
    این آقای مهاجرانی عزیز، که هرکجا هست خدایا بسلامت دارش، یک فقره مقاله در مورد پاپ و علل تعرض پاپ به پیامبر نوشته است. مقاله ایست خواندنی. آن قدر مقاله خوبی بود که آن را خواندم. ذکر چند نکته در همین باب( یا در همین پاپ) ضروری است:
    اول: پاپ ژان پل دوم یک استثنای مهم بود که فکر نمی کنم دیگر براحتی تکرار شود. این پاپ جدید از آن اصولگرایان یا پاپ اللهی های تیز و سه نبش است که از بیخ معتقد است که هم مسلمانان و هم یهودیان باید بروند غاز بچرانند. هفته پیش دوسه منبع خبری اعلام کردند که اظهارات پاپ در راستای منافع اسرائیل بوده، غافل از اینکه پاپ همزمان علیه قوم یهود هم اظهارات کرده است. به نظرم این پاپ هم یک موجودی است مثل مصباح یزدی و جنتی که معتقد است پیروان سایر ادیان گمراهند.
    دوم: هر اصولگرایی در هر مذهبی همین است. علت مخالفت علمای اصولگرای مملکت خودمان با خاتمی هم همین است که چرا درپی گفتگوی فرهنگ ها و ادیان است و در پی جنگ با آنها نیست. ضمن اینکه علمای خودمان نه تنها می خواهند همه جهان را مسلمان کنند، بلکه اهل سنت را هم می خواهند شیعه کنند و از همه خطرناک تر اینکه می خواهند کاری کنند که مردم ایران هم مسلمان شوند، که الآن تنها مشکلی که دارند همین است.
    سوم: در حال حاضر یهودیان اصیل معتقدند که آینده از آن آنان است، ما هم معتقدیم که امام زمان تشریف می آورند و همه را مسلمان می کنند، مسیحیان اصیل هم کمابیش به چنین چیزهایی اعتقاد دارند. مشکل در این است که اول کی ظهور می کند و زور کی به بقیه می رسد، وگرنه تهش را که نگاه کنی هر موجود متعصبی در دنیا همین است که هست.

    سقوط پنج فروند هواپیما در آینده نزدیک
    در آینده نزدیک باید منتظر سقوط پنج هواپیمای مسافربری باشیم. این یک اخطار است. نه، این را از یک پیشگو نشنیده ام، ربطی هم به نوستراداموس ندارد. من اطلاع موثق دارم. این اطلاع را هم از منابع داخل کشور شنیده ام. اعلام شد که روسیه قصد دارد پنج هواپیمای مسافربری به ایران بفروشد. آخر این هم شد انصاف!؟ واقعا موجودات بیرحمی هستند این روس ها. من نمی فهمم چند تا هواپیمای روسی باید سقوط کنند که ما بفهمیم نباید هواپیمای کهنه روس ها را خرید؟ در همین هیری ویری، رحمتی وزیر راه و سقوط هواپیما اعلام کرد: « هواپیمای فرسوده نداریم.» از طرف دیگر اعلام شده است که علت سقوط هواپیماهای ایرانی نقص فنی هم نیست، از طرف سوم معلوم شده که خلبانان ایرانی هم بهترین خلبانان دنیا هستند( مثل سایر چیزها که بهترین هستیم.) و از طرف آخر هم معلوم شده است که هیچ سانحه ای به دلیل اقدامات مسافرین مانند هواپیماربایی یا انفجار و از این چیزها نبوده است. فقط یک راه باقی می ماند، احتمالا مثل قضیه انفجار توالت های آستاراست، احتمال دارد که به دلیل ازدحام مسافر و کمبود توالت در هواپیما، این هواپیماها به دلیل انفجار ناشی از گازهای انسانی دچار سانحه می شوند، بعید نیست. شاید!

    شهریار فراتر از یک ملت
    من نمی فهمم چطور یک دفعه همه مسوولان مملکت عزم شان را جزم می کنند که یک هنرمند مادرمرده بی زبان را که مرحوم شده و دستش از دار دنیا کوتاه است، بعد از مرگ بی آبرو کنند. هفته ای شش روز دارند زور می زنند که گل آقای بیچاره را که در سه سال آخر کارش از دست آقایان دق کرد، تبدیل کنند به موجودی که.... حالا هم دست از سر این شهریار برنمی دارند. این هنرمندان مملکت یا باید بشوند مثل مرحوم شاملو که تا آخر عمر در خانه خودش تبعید باشد، یا بشود مثل پزشکزاد که بهترین سالهای عمرش را بیرون از زبان ملی اش بگذراند، یا بشود مثل مرحوم منوچهر آتشی که اولین بار که اسمش در تلویزیون ایران اعلام می شود، خبر مرگش را اعلام کنند، یا بشود مثل شهریار که چهارتا شعر برای زنده ماندن سروده و حالا چنان از او حرف می زنند انگار شاعر دربار بوده. بابا، مرگ مادرتان دست از جسد آدمها بردارید و بگذارید ملت با شاعرشان حال کنند.
    د.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
Working...