The Best Iranian Husband

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #1

    The Best Iranian Husband

    شوهر نمونه:

    تعدادي مرد در رخت كن يك باشگاه گلف هستند

    موبايل يكي از آنها زنگ مي زند

    مردي گوشي را بر ميدارد و روي اسپيكر مي گذارد و شروع به صحبت مي كند

    همه مردان دیگر ناخودآگاه ساكت ميشوند و به گفتگوي او با طرف مقابل گوش مي دهند

    مرد: بله بفرماييد
    زن: سلام عزيزم، من هستم. تو توی باشگاه هستي؟

    مرد:سلام عزیزم، بله من توی باشگاه هستم
    زن: من الان توي فروشگاهم يك كت چرمي خيلي شيك ديدم فقط هزار دلاره، میخواستم ببینم ميشه بخرم؟

    مرد: آره خب، اگه خيلي خوشت اومده بخر
    زن: راستی مي دوني از كنار نمايشگاه ماشين هم كه رد ميشدم ديدم اون لمبرگینی كه خيلي دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خيلي دلم ميخواد يكي از اون ها رو داشته باشم، نظرت چیه؟

    مرد:چنده؟
    زن: صد و بیست هزار دلار
    مرد: باشه عزیزم، اما با اين قيمتي كه داره فقط مطمئن بشو كه همه چيزش رو به راه باشه.
    زن: آخ مرسي، من عاشقتم، يه چيز ديگه هم مونده، بگم؟؟ مرد: آره عزیزم، بگو چیه؟ زن: اون خونه هه كه پارسال ازش خوشم ميومد یادته همش بهت میگفتم .. اونو هم واسه فروش گذاشتن 950،000 دلاره

    مرد: میدونی که این روزا خریدار کمه.. تو برو بگو 900,000 حتمآ میفروشن بهت، کار دیگه داشتی زنگ بزن.
    زن: باشه بعدا ميبينمت خيلي دوست دارم، میبوسمت.

    مرد: منم همینطور.. خداحافظ

    مرد گوشي را قطع ميكند، میبیند همه ی مرد هاي ديگر با تعجب، مات و مبهوت به او خيره شده اند.. بعد، ... مرد مي گوید: اين گوشي مال كيه؟؟؟


    iran
  • persian_parto
    Newbie
    • Jan 2009
    • 1

    #2
    kahily bahal bood mer30

    Comment

    Working...