در پی اعلام برخی خبرگزاری ها مبنی بر ارسال قریب الوقوع نامه از طرف رییس جمهور ایران به شخصیت های مهم جهان؛ در برخی از محافل غیررسمی عنوان گردید که گیرنده بعدی، پاپ بنديكت شانزدهم، رهبر کاتولیک های جهان خواهد بود. اندکی پس از اعلام این امر و در حالی که جزئیات نامه بعدی آقای احمدی نژاد هنوز فاش نشده بود، نامه ای از سوی پاپ برای رییس جمهور ایران ارسال شد که متن آن بی هیچ توضیحی در پی می آید
جناب آقای احمدی نژاد، رییس جمهور محترم و مومن ایران
امروز صبح، یکی از مشاورانم اعلام کرد که احتمالا حضرتعالی به زودی نامه ای را برای من خواهید نوشت. قلبا از اینکه با انسان مومن و خداجویی نظیر شما مکاتبه داشته باشم خوشحال شدم و این فرصت را برای جامعه مسیحیت مغتنم و تکرار ناشدنی می شمارم. به همین خاطر بهتر دیدم تا برای حداکثر استفاده از نظرات ارزشمند و بسیار مهم شما، پیشاپیش نامه ای خطاب به حضرتعالی به نگارش در آورم.
آقای احمدی نژاد
انفجار نور خواهد بود. هرچند که بعضی از کاردینال ها و اسقف ها می گویند احتمالا این نامه حاوی مسایلی در رابطه با مسایل میان ایران و امریکا باشد (آنها از ابتدای انتشارمحتوای نامه معنوی شما برای رییس جمهور آمریکا، دائما می گفتند این نامه برای من بوده و اشتباها برای آقای بوش ارسال شده و طبعا حالا هم گمان می کنند نامه شما خطاب به من، در حقیقت باید برای رییس جمهور امریکا ارسال شود!) و من عمیقا برای این برادرانم از روح القدس آموزش می طلبم.
انسان مومن و معتقد، آقای احمدی نژاد
صمیمانه اعلام میکنم که نظرات شما را درباره یهودی ها و اسراییلی ها نه فقط قبول دارم که آنها را می ستایم. نمی دانید چقدر برای من سخت و دردآور است که می بینم هر روز این فرزندان قومی که مولایمان مسیح را به صلیب کشیدند و آنهمه دردها را بر او روا داشتند، آزادانه برای خودشان راه می روند و انگار که هیچی به هیچی. ای کاش می توانستم همچون شما نفرتم را از آنها اعلام کنم، هولوکاست را نفی کنم و حتی آنها را به شکنجه های قرون وسطایی محکوم کنم. ولی متاسفانه در اروپا هر مقامی در قبال حرفهایی که می زند مسوول است و زیر ذره بینِ مردم و رسانه ها. نمی دانید چقدر آرزو داشتم در مملکتی نظیر ایران که هیچ رییس و مقامی به خاطر حرفها و عقایدش مورد بازخواست قرار نمی گیرد بودم و می توانستم آرزوهای درونی و عقاید شخصی خودم را از تریبونهای رسمی بگویم.
آقای احمدی نژاد عزیز
با نظرات شما در مورد ، اومانیزم، دموکراسی، لیبرالیسم و سکولاریزم نيز کاملا موافق هستم و به نظر من هم که رسما متولی کلیسا می باشم آنها هیچ نفعی برای بشریت و تعالی انسان ها نداشته اند. آرزومند زوال و نابودی همه شان هستم چراکه آنها را اساس و پایه های دوران شرک آمیز کنونی می دانم.
همین چند شب پیش بود که باجمعی از برادران کاردینال و اسقف چند ساعتی مشغول مباحثه تئولوژیک بسیار مهمی در مورد طول بالِ چپ فرشتگان بودیم که ناگهان گربه سیاهی از آنجا رد شد و گربه ی ما یاد قرون وسطی کرد (یا به قول شما "فیلمان یاد هندوستان کرد")! همان روزگاری که می شد به استناد یک گربه سیاه، کفر و شیطان پرستی ده ها نفر از ملعونان را اثبات کرد و آنها را در دادگاه های مقدس تفتیش عقاید به آتش محکوم کرد. همان دورانی که تمام علوم ما از کتاب مقدس نشات می گرفت. دوران چرخش خورشید به دور زمین. دوران سوزاندن کتابهای مشرکانی مثل گالیله و بیکن و دکارت...
امیدوارم اکنون که حمیت و غیرت کفرستیزی از سرزمینهای مسیحی رخت بربسته، با کوشش های انسانهای مومن و متعهدینظیر شما، بشریت بتواند پس از زوال مزخرفاتی مثل اومانیزم و لیبرالیزم و حقوق بشر و سکولاریزم، بار دیگر دوران طلایی قرون وسطي را تجربه کند. سوگند میخورم که اگر شما این لطف را بکنید و ما را به آن دوران طلایی برگردانید، ما هرگز نگذاریم دوران شرم آور رنسانس و در پی آن مدرنتیته شکل بگیرد چه رسد به رشد نحله های کفرآمیزی مثل اومانیزم، دموکراسی، لیبرالیسم و سکولاریزم...
جناب آقای احمدی نژاد، رییس جمهور محترم و مومن ایران
امروز صبح، یکی از مشاورانم اعلام کرد که احتمالا حضرتعالی به زودی نامه ای را برای من خواهید نوشت. قلبا از اینکه با انسان مومن و خداجویی نظیر شما مکاتبه داشته باشم خوشحال شدم و این فرصت را برای جامعه مسیحیت مغتنم و تکرار ناشدنی می شمارم. به همین خاطر بهتر دیدم تا برای حداکثر استفاده از نظرات ارزشمند و بسیار مهم شما، پیشاپیش نامه ای خطاب به حضرتعالی به نگارش در آورم.
آقای احمدی نژاد
انفجار نور خواهد بود. هرچند که بعضی از کاردینال ها و اسقف ها می گویند احتمالا این نامه حاوی مسایلی در رابطه با مسایل میان ایران و امریکا باشد (آنها از ابتدای انتشارمحتوای نامه معنوی شما برای رییس جمهور آمریکا، دائما می گفتند این نامه برای من بوده و اشتباها برای آقای بوش ارسال شده و طبعا حالا هم گمان می کنند نامه شما خطاب به من، در حقیقت باید برای رییس جمهور امریکا ارسال شود!) و من عمیقا برای این برادرانم از روح القدس آموزش می طلبم.
انسان مومن و معتقد، آقای احمدی نژاد
صمیمانه اعلام میکنم که نظرات شما را درباره یهودی ها و اسراییلی ها نه فقط قبول دارم که آنها را می ستایم. نمی دانید چقدر برای من سخت و دردآور است که می بینم هر روز این فرزندان قومی که مولایمان مسیح را به صلیب کشیدند و آنهمه دردها را بر او روا داشتند، آزادانه برای خودشان راه می روند و انگار که هیچی به هیچی. ای کاش می توانستم همچون شما نفرتم را از آنها اعلام کنم، هولوکاست را نفی کنم و حتی آنها را به شکنجه های قرون وسطایی محکوم کنم. ولی متاسفانه در اروپا هر مقامی در قبال حرفهایی که می زند مسوول است و زیر ذره بینِ مردم و رسانه ها. نمی دانید چقدر آرزو داشتم در مملکتی نظیر ایران که هیچ رییس و مقامی به خاطر حرفها و عقایدش مورد بازخواست قرار نمی گیرد بودم و می توانستم آرزوهای درونی و عقاید شخصی خودم را از تریبونهای رسمی بگویم.
آقای احمدی نژاد عزیز
با نظرات شما در مورد ، اومانیزم، دموکراسی، لیبرالیسم و سکولاریزم نيز کاملا موافق هستم و به نظر من هم که رسما متولی کلیسا می باشم آنها هیچ نفعی برای بشریت و تعالی انسان ها نداشته اند. آرزومند زوال و نابودی همه شان هستم چراکه آنها را اساس و پایه های دوران شرک آمیز کنونی می دانم.
همین چند شب پیش بود که باجمعی از برادران کاردینال و اسقف چند ساعتی مشغول مباحثه تئولوژیک بسیار مهمی در مورد طول بالِ چپ فرشتگان بودیم که ناگهان گربه سیاهی از آنجا رد شد و گربه ی ما یاد قرون وسطی کرد (یا به قول شما "فیلمان یاد هندوستان کرد")! همان روزگاری که می شد به استناد یک گربه سیاه، کفر و شیطان پرستی ده ها نفر از ملعونان را اثبات کرد و آنها را در دادگاه های مقدس تفتیش عقاید به آتش محکوم کرد. همان دورانی که تمام علوم ما از کتاب مقدس نشات می گرفت. دوران چرخش خورشید به دور زمین. دوران سوزاندن کتابهای مشرکانی مثل گالیله و بیکن و دکارت...
امیدوارم اکنون که حمیت و غیرت کفرستیزی از سرزمینهای مسیحی رخت بربسته، با کوشش های انسانهای مومن و متعهدینظیر شما، بشریت بتواند پس از زوال مزخرفاتی مثل اومانیزم و لیبرالیزم و حقوق بشر و سکولاریزم، بار دیگر دوران طلایی قرون وسطي را تجربه کند. سوگند میخورم که اگر شما این لطف را بکنید و ما را به آن دوران طلایی برگردانید، ما هرگز نگذاریم دوران شرم آور رنسانس و در پی آن مدرنتیته شکل بگیرد چه رسد به رشد نحله های کفرآمیزی مثل اومانیزم، دموکراسی، لیبرالیسم و سکولاریزم...



Comment