Announcement

Collapse
No announcement yet.

BehnazNaNazs joke

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #16
    تركه توي پارك يه دختره رو ميبينه و خيلي باهاش حال مي‌كنه. ميره جلو ميگه: خانوم ببخشين، اسم شما چيه؟ دختره با عشوه جواب ميده: عطر گل ياس، اسمم ثرياس! بعد از تركه ميپرسه: اسم شما چيه؟ تركه يه فكري ميكنه، با ادا ميگه: بوي گوز خر، اسمم گضنفر

    Comment


    • #17
      آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!


      Comment


      • #18
        اصفهانيه داشته تو خيابون ميرفته كه يهو ميبينه اوضاع دل و روده خرابه و به شدت نياز به قضاي حاجت داره! خلاصه يخورده اطراف چرخ ميزنه تا آخر يك توالت عمومي پيدا ميكنه. خوشحال و خندان ميره تو كه يهو دم در يك مردك لندهور جلوشو ميگيره، ميگه: كجا عمو؟! اينجا توالتش ورودي داره، 200 تومن! اصفهانيه شاكي ميشه، ميگه: انصافتو شكر! يك ريدن دويست تومن؟! نميخوام! خلاصه مياد بيرون، يكم ديگه چرخ ميزنه ميبينه نه اوضاع خيلي خرابه، برميگرده، ميگه: درك بيا اينم دويست تومن. يارو ميگه: نـُچ! نرخا بالا رفته، ورودي جديد 500 تومنه! اصفهانيه تا فيهاخالدونش ميسوزه، ميگه: يعني چي؟! مگه سر گردنست؟! آدم به خودش برينه به صرفه‌تره! خلاصه باز شاكي مياد بيرون، يكم راه ميره، ميبينه الانه كه وسط آدم و عالم برينه به خودش، زود بر ميگرده، باحال زار يك پونصدي ميده، ميگه: بيا بابا اينم 500 تومن. باز صاب توالت يك ابرو ميندازه بالا، ميگه: تــُـچ! چون تو مضيقه‌اي وروديت ميشه هزار تومن! اصفهانيه كه ديگه عرق از بناگوشش سرازير شده بوده، ميگه: بابا سگ خور! بيا اينم هزار تومن، بزار برم برينم! خلاصه ميره تو. مردك توالت‌چي(!) ميبينه يك ربع گذشت، نيم ساعت گذشت، يك ساعت گذشت، آقا نيومد بيرون. ميره در توالت رو باز ميكنه، ميبينه اصفهانيه با كمربند خودشو دار زده، يك يادداشت هم گذاشته كه: "كسي كه تو اين گروني فرق گوز و ان رو نميفهمه فقط واسه مردن خوبه"!

        Comment


        • #19
          ترکه يه شب از سر زمين برميگشته ميبينه کوه ريزش کرده يه قطار هم داره مياد سريع لباسشو در مياره آتش ميزنه تا قطارو نگه داره تا قطار وايميسه يه نارنجک ميندازه زير قطار همرو ميکشه ميگيرنش تو بازجويی ازش میپرسن تو که پيرهنتو آتش زدی تا قطار به کوه نخوره پس چرا ديگه نارنجک انداختی ميگه: ايلده من از بچگی دهقان فداکارو با حسين فهميده اشتباه ميگرفتم!!

          Comment


          • #20
            يه تركه با يه تهرانيه دعواشون ميشه، تركه فرار ميكنه مثل ميمون ميره بالا درخت! تهرانيه از پايين درخت داد ميزنه: خاركسده بيا پايين تا مادرتو بگام!!!!! تركه ميگه: دروغ نگو، اگه بيام پايين منو ميكشي!!!!
            رشتيه مياد خونه ميبينه يه يارو رو زنشه، چتر يارو هم اون بغل تخته. ور ميداره چتر يارو رو ميشكنه، ميگه: ايشالله وقتي ميخواي بري بارون بياد
            يه بار يه بچه ترکه ميره يه مغازه و به فروشنده ميگه: آقا این اطو چنده؟! يارو ميگه: ۱۵ هزار تومن. بچه ترکه يه ذره ميره جلوتر و می پرسه اين تلويزيون چنده: يارو ميگه ۳۰۰ هزار تومن.
            پسره هی میره جلو و قیمت میپرسه! این چنده اون چنده؟! یارو دیگه شاکی میشه میگه اگه
            تونستی این اطو رو با اون جات بلند کنی ببرش...پسره هم شلوارشو درمیاره و اطو رو بلند میکنه. یارو شاکی میشه و میگه خیله خوب ..ورش دار برو گمشو.... پسره هم میره... فردا یارو میبینه همون پسره با یه نفر هیکلی اومدن دم مغازه. یارو گفت: این کیه آوردیش؟؟ پسره هم گفت بابامو آوردم اون یخچال رو ببریم!!!!!!
            يك بابايي ميخوره زمين دستش پيچ ميخوره، منتها تنبلیش ميومده كه بره دكتر نشونش بده
            خلاصه دستش يك مدت همينجور درد ميكرده، تا يك روز رفيقش بهش ميگه اين داروخونة سر كوچه يك كامپيوتر آورده كه صد تومن ميگيره، سر سه سوت هر مرضي رو تشخيص ميده
            . يارو هم ميگه خوب ديگه صد تومن كه پولي نيست، بريم ببينيم چه جورياست
            . خلاصه ميره اونجا، ميبينه يك دستگاه گنده گذاشتن، جلوش يك شكاف داره، روش نوشته
            : لطفاٌ اسكناس صد توماني وارد كنيد
            . يارو يك صد تومني ميگذاره، يهو يك چيز قيف مانند مياد بيرون، ميگه
            : نمونة ادرار
            ! طرف هم با خجالت ميكشه بيرون و میریزه تو قيف
            . بعد از دو سه دقيقه تلق تولوق و بوق بوق، كامپيوتره يك تيكه كاغذ ميده بيرون كه روش نوشته بوده
            : يكي از تاندنهاي دست شما پاره شده
            . بايد يك هفته ببندينش و باهاش كار سنگين نكنيد تا خوب شه
            . يارو كف ميكنه كه اينهمه چيز رو چطور از شاش آدم ميفهمه؟
            ! خلاصه كرمش ميگيره كه ببينه ميشه گولش زد يا نه
            . فرداش يك شيشه مربا ورميداره، تا نصف توش آب شير ميريزه، بعد ميده سگش توش بشاشه، يك دونه از آدامساي دخترش رو هم ميندازه توش، آخر كاري هم يك تريپ جلق ميزنه، يكم از آبش رو اضافه ميكنه به معجون، بعدم ميره همون داروخونه، معجونش رو ميريزه به جاي نمونه ادرار.
            كامپيوتره يك
            15
            دقيقه قيژ قيژ و دلنگ دلونگ ميكنه، بعد يك كاغد چاپ ميكنه ميده بيرون كه روش نوشته بود
            : آب شيرتون آهك داره، بايد لوله كش بياريد درستش كنه
            . -سگت قلبش ناراحته، همين روزها تموم ميكنه
            . -دخترت حاملست، بايد بري خر پسر طبقه پاييني رو بگيري
            . -درضمن اگه بخواي همينجوري يك بند جلق بزني، تاندن دستت هيچ وقت خوب نميشه
            رشتيه مياد خونه ميبينه بچه ها حسابي شلوغ پلوغ كردن
            . مي‌گيره همه رو ميزنه و ساكتشون ميكنه بجز يكي كه اصلا هيچي بهش نمي‌گه
            . رفيقش بهش ميگه
            : بابا چرا اينقدر بين بچه هات فرق ميگذاري؟ رشتيه ميگه
            : آخه اون يكي سيده
            اولی: چرا تو همش روزهای آفتابی چتر همراه خودت می آوری ؟دومی : آخه روزهای بارانی بابام چتر را با خودش می بره
            به یه ترکی میگن سزارین یعنی چه؟میگگگگگگگگگگگگگگگه:یعنی بچه به شرط چاقو
            یه رشتی زنش می میره > چکاش برگشت می خوره
            لره ميره توالت، بعد يك ربع با دهن خوني مالي مياد بيرون. رفيقش ميپرسه: چي شد فرهاد؟ لره ميگه: گي بگيرن، مسواكش خيلي بزرگ بي!
            Last edited by BehnazNaNaz; 08-24-2006, 07:13 AM.

            Comment


            • #21
              يه روز تو آبادان مسابقه تقليد صدای داريوش ميذارن بعد خود داريوش شرکت ميکنه چهارم ميشه

              Comment


              • #22
                به يه نفر گفتن چه وقتي خيلي ضايع شدي گفت:يه روز دختر خالم بهم زنگ زد گفت: بيا خونه خاليه!! منم خوشحال شدم رفتم. در و که باز کردم ديدم کسي نيست! دختر خالم گفت: من ميرم تو اتاق تو هم 5 دقيقه ديگه بيا تو!! منم 5 دقيقه بعد رفتم تو ديدم همه ميگن تولد نولد تولدت مبارک. بعد به طرف ميگن خب چه ربطي داشت! ميگه: اخه لخت رفته بودم تو

                Comment


                • #23
                  يه روز مسابقه ميزارن هر کي بتونه يه خر و هم بخندونه هم گريه اونو در بياره!!هيشکي نميتونه!!!. يه عربه مياد هم مي خندوندش هم گريشو در مياره ازش ميپرسن چطوري اين کارو کردي؟!! ميگه بهش گفتم ماله من از ماله تو بزرگتره!!!خره خندش گرفت!!بعد در اوردم بهش نشون دادم گريش در اومد

                  Comment


                  • #24
                    لره داروخونه داشته یه روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کشه جدید رسید!! خلاصه بعد یه مدت یه بابای میاد تو میگه: ببخسید جناب جریان این سوسک کش چیه؟ این خونه ما رو سوسک سر گرفته لره میگه: این سوسک کشه جدیده بازدهیشم خیلی بالاست!.شما این دارو رو میریزید توی قطره چکون بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید هر سوسک رو که گرفتید در روز سه نوبت(صبح-ظهر-شب) تو هر چشش دو قطره از این میچکونید! بعد از یه مدتی سوکسها کور میشن وخودشون از گشنگی میمیرن!! یارو کف میکنه میگه: خب اخه اگه سوسکها رو بگیرم که در جا میکشمشون!لره میره تو فکر بعد یه مدت میگه: اره خب از اون راهم میشه

                    Comment


                    • #25
                      تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم!

                      تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

                      لره هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا طرف زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره و مي‌پرسه چيكار داري؟ يارو حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، عيسي هست؟!

                      سه نفر کل گذاشته بودن سر پستوناي زنشون!اولي ميگه:پستوناي زن من اندازه خربزهست دومي ميگه پستوناي زن من اندازه ي هندونست سومي ميگه با با اينا که چيزي نيست من وقتي کرست زنم رو ميبرم خشک شويي يارو ميگه: چتر نجات قبول نميکنيم

                      يک بار عربه داشته با دوچرخش مي رفته که يک دختر خيلي خوشگل مياد و ميگه ميشه من رو تا سر کوچه برسوني؟ عربه هم مي گه باشه و دختره که يک دامن کوتاه هم پوشيده بوده، مي شينه روي ميله وسط دوچرخه و براه ميافتند. وقتي که مي رسند به مقصد، دختره واسه اينکه لج عربه رو دربياره مي گه: تازه، دلت بسوزه!! من شورت پام نبود!!!

                      عربه هم ميگه: اه؟ دل خودت بسوزه چون دوچرخه من هم ميله وسط نداشت

                      لر رو رو ميكنن رئيس صدا و سيما، بعد از دو روز بر كنارش ميكنن. رفيقاش ازش مي‌پرسند: چي شد؟ ميگه: هيچي فقط وسط اذون آگهي پخش كرديم!!!

                      از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!

                      تركه ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر تخمم درد ميكنه، دكتر دست ميزنه ميگه: الان چه احساسي داري؟ ميگه: دكتر جون دوست دارم ادامه بده

                      آخونده وسط روضه‌هاش مي‌گفته اين چه وضعيه، مانتوها كوتاه، كمرا تنگ، روي سينه‌ها باز ... يه يارو داد ميزنه حاج آقا اومدي اشكمونو در بياري يا آبمونو؟!
                      تركه خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزي مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده!

                      - تركه داشته جلو دو سه تا دختر افه ميومده، يهو تلنگش در ميره. واسه اينكه ضايع نشه، دستشو ميگذاره بغل دهنش، داد ميزنه: گـــــــوزيـــــــه... گوووووز!

                      مزاحمه زنگ ميزنه خونة يه تركه، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: خوب پس بيزحمت بكنيدش تو كونتون! تركه شاكي ميشه و قطع ميكنه. سه چهار ساعت بعد باز مزاحمه زنگ ميزنه همون خونه، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ تركه مياد تيز بازي در بياره، ميگه: نه! مزاحمه با صداي متجب ميگه: اِااِ... يعني هنوز تو كونتونه؟ !!!!

                      يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده

                      يارو با زنش قرار داشته كه هر وقت هواي سانفرانسيسكو كرده بودم، ميگم: ماشين لباسشويي رو رو روشن كن، لباس چرك دارم. يه روز مرده ميخواسته يه حالي بكنه، به بچشون ميگه برو به مامان بگو لباس چرك دارم. بچه ميره و بر ميگرده، ميگه مامان گفت: برو بگو فعلاً وقت ندارم. دوباره بعد از يك مدتي مرده به بچه ميگه برو بگو كلي لباس چرك دارم، اون ماشين لباس شويي رو روشن كن. بازم بچه مياد ميگه مامان گفت: باشه بعداً، فعلاً اصلاً وقت ندارم. بعد از يه مدتي، زنه به بچه ميگه: برو به بابات بگو اگه ميخواد لباساشو بياره، ماشين لباس شويي رو روشن كنم. بچه ميره و برميگرده، ميگه بابا گفت: نميخواد با دست شستم!!

                      به تركه ميگن: كجا داري ميري؟ ميگه: دارم برميگردم!

                      زنه ميره پرنده فروشي، ميگه: من يك طوطي باهوش ميخوام. يارو ميبردش جلوي يك قفس، ميگه: خانم اين باهوش ترين طوطيه كه من تاحالا ديديم. زنه به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم! زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه، تو چي ميگي؟! طوطيه ميگه: ميگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر ميخوره و ميگه: واه! چه طوطيه بي ادبي! من اينو نميخوام! يارو فروشندهه ميگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشين. من دو هفته باهاش كار ميكنم، اخلاقش درست ميشه. خلاصه زنه دو هفته بعد مياد، به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم. زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه تو چي ميگي؟! ميگه: ميگم سلا م خانم. خوش اومدين آقا! زنه ميگه: اگه با دو تا آقا بيام چي؟! طوطيه ميگه: سلام خانم،‌ خوش آمدين آقايون! زنه ميگه: اگه با سه تا آقا بيام چي؟! باز طوطي همونو ميگه. خلاصه همينجور تعداد آقايون زياد ميشه تا ميرسن به شيش تا آقا. يهو طوطيه شاكي ميشه، برميگرده به فروشنده ميگه: ببين محمود آقا! نگفتم خانم جندست

                      سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره م! ;يگه: باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!

                      يه روز يه زنه صداش نازك بوده ميره دكتر واز دكتره دوائي مي خواد تا صداش كلفت بشه دكتره يه نسخه نوشت وبه زنه گفت:خانم اين دارو يه كم عوارض جانبي داره.زنه گفت:اشكالي نداره بعد از يه ماه زنه ميره پيش دكتره وگفت: آقاي دكتر صدايم كلفت شد.خيلي ممنون. دكتر گفت دارو هيچ عوارضي نداشت؟ زنه گفت: بله آقاي دكتر.كمي سينه ام مو درآورده.كه اونهم به تخمم

                      به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه:‌ كبوتر، كلاغ، خر!
                      بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه!
                      ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!

                      دو تا كرم آباداني تو روده يك بدبختي زندگي مي‌كردن، يك روز يكيشون بيدار ميشه، ميبينه دومي با كت شلوار و كروات و عينك آفتابي و كيف سامسونت داره آخر روده قدم ميرنه. .ازش ميپرسه: تيپ زدي، با كسي قرار داري؟! دومي ميگه: نه ولك, با گ.. بعدي پرواز دارم

                      م
                      :‌ تو اگاز تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه

                      سه تا ترك رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!!!









































                      Comment


                      • #26
                        جبراييل مامور شد تا برود از حوا بپرسد که چرا از ميوه ممنوعه خورده. حوا که نمي توانست جواب دهد جبراييل را پيش آدم فرستاد.آدم که نمي توانست جواب دهد.لحظه مکث کرد چونکسي را نديد پس با صداي بلند گفت حمممممممممممممممممممممممممممممميد

                        Comment


                        • #27
                          torke too ghazvin migooze ghazvinia donbalesh mikonan migan boogh zadi bayad savar koni

                          Comment


                          • #28
                            آنقولانزاي مرغي به ايران هم رسيد .... پسراي مجرد مراقب باشند حالا حالا ها نرند قاطي مرغ ها

                            Comment


                            • #29
                              ghazvinie be doostesh mige emshab party greftam to ham bia
                              mige kia hastan
                              mige choon nemikhastam ziad shooloogh she faghat khodam va khodet

                              Comment


                              • #30
                                khandidam thanks

                                Comment

                                Working...
                                X