loooool good one
JOke Bahal :D
Collapse
X
-
A woman whose husband often came home drunk decided to cure him of the habit. One Halloween night, she put on a devil suit and hid behind a tree to intercept him on the way home.
When her husband came by, she jumped out and stood before him with her red horns, long tail, and pitchfork.
"Who are you?" he asked.
"I'm the Devil," she responded.
"Well, come on home with me," he said, "I'm married to your sister."A Good Friend Would Come And Bail You Out Of Jail..
But A Real Friend Would Be Sitting Next to You, Saying:
"Damn.. That Was Fun."
------------------------------------------------------------------------------------------
------------------------------------------------------------------------------------------
Comment
-
تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش
---
يه عربه پاهاش پرانتزي بوده، بهش ميگن چرا اين جوريه؟ ميگه حتماً موضوع مهمي بينشه.
---
رشتيه داشته با پسرش از يك دهي رد ميشده، پسرش ازش ميپرسه: باباجون، چرا اين آقاهه داره پستوناي اين گاوه رو ميماله؟! رشتيه ميگه: واسه اينكه اين آقا ميخواد اين گاوو بخره، ميخواد مطمئن شه كه مريض نيست. پسره يهو هول ميكنه، ميگه: ااا...بابايي... يعني اكبرآقا هم ميخواد مامانو بخره؟
---
تركه و اصفهانيه و قزوينيه رو ميخواستن اعدام كنند. به اصفهانيه ميگن: چه جور ميخواي اعدامت كنيم؟ ميگه: با چوبه دار. ميان اعدامش كنن يه دفعه طناب دار پاره ميشه. قانون اعدام هم اين بوده كه اگه طناب پاره شه ديگه يارو بخشيده ميشه. خلاصه ولش مي كنن بره پي كارش. بعد ميرسن به قزوينيه. بهش ميگن تو رو با چي اعدام كنيم؟ ميگه با گيوتين. اينم تا ميان اعدام كنن يه دفعه وسط راه گيوتين گير ميكنه و پايين نمياد. خلاصه قزوينيه هم بخشيده ميشه. نوبت تركه ميشه، بهش ميگن: تو دوست داري چطوري اعدام شي؟ ميگه: والله طناب دارتون كه پاره ميشه، گيوتينتون هم كه خرابه، مارو تيربارون كنين!!!
---
دختره ميره كرست بخره، ميگه: آقا لطفا يك كرست نمره چهار بدين. يارو براش مياره، دختره ميره اتاق پرو امتحانش ميكنه، برميگرده ميگه: اين يكم بزرگه، اگه ميشه يك نمره سه شو بدين. باز دوباره (بعد از پرُو) برميگرده ميگه: اينم يك كمي بزرگه، اگه ميشه يك سايز كوچيكترشو بدين. خلاصه خيلي نميگذره كه به اين نتيجه ميرسه كه سايز دو هم كمي بزرگه و سايز يك رو امتحان ميكنه. بعد يك مدت مياد، ميگه: ببخشيد، اين هم يخورده بزرگه، كوچيكترشو ندارين؟ فروشندهه ميگه: دخترم اون جوشه، برو بتركونش!
---
تركه ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه تركه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده! رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! تركه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد
---
iran
Comment
-
فرماندار رشت گفته شكر خدا بعد از گذشت چند سال به خود كفايي رسيديم !!!!!
خبر نگارها ميگن لطفا بيشتر توضيح بدين-ميگه ما الان حدود 20% بچه هاي رشت را خودمون توليد ميكنيم
---
از بچه تهرونيه ميپرسن: امام اول كيه؟ يخورده فك ميكنه، ميگه: بابا يك راهنمايي بكنيد ... ميگن: شمشيرش معروفه.. ميگه: آها ZORO !!!
---
يارو زنه زبونش ميگرفته، ميره سبزيفروشي ميخواسته نارنگي بخره، ميگه: بيدحمت ليم كيلو لالنگي بدين! يارو هم شاگردش رو صدا ميكنه، ميگه: اوهوي حسني! نيم كيلو خيار بده خانم!
---
تركه ميره داروخونه ميگه: آقا كاندوم سياه دارين؟! يارو ميگه: چرا سياه؟! ميگه: دوستم مرده ميخوام به زنش تسليت بگم
---
بچه پولداره شب ماشين بابا رو ور ميداره بدون گواهينامه ميزنه بيرون. تو راه يه افسر ترك جلوش رو ميگيره، ميگه: كارت ماشين، گواهينامه. پسره جفت ميكنه، ميگه: حالا چه گهي بخورم؟! الان دهنمو ميگاد. ور ميداره يه هزاري ميذاره كف دست يارو. تركه تو تاريكي نگاه ميكنه به هزاري، يه دفعه زرد ميكنه، خبردار واميسه، ميگه: ببخشيد آقاي خميني، تو تاريكي نشناختمتون!
---
از تركه ميپرسن: مساحت ايران چقدره؟ ميگه: 1648192 متر مكعب! ميگن: خنگ خدا، آخه چرا متر مكعب؟! تركه ميگه: آخه بعد انقلاب به ارتفاع يك متر ريده شده توش!
---
تركه با دوتا از رفقاش تو كافه نشسته بودن، هر سه تا هم دستتاً دمق! خلاصه شروع ميكنن به درد دل، اول يكي از رفيقاش ميگه: ديروز تو كيف دخترم يك بسته سيگار پيدا كردم، آي حالم گرفته شد. تاحالا فكرشم نميكردم كه دخترم سيگاري باشه. اون يكي رفيقش ميگه: بابا اين كه چيزي نيست، من پريروز تو كيف دخترم يك بست حشيش پيدا كردم، ازون موقع تاحالا فقط ميخوام بميرم! عمري فكر نميكردم دخترم عملي باشه. تركه يك آه از ته دل ميكشه، ميگه: بابا اينا كه چيزي نيست. من ديروز تو كيف دخترم يك بسته كاپوت پيدا كردم. تا امروز فكرشم نميكردم كه دخترp** داشته باشه.
---
تركه تلوزيون رو روشن ميكنه، ميزنه كانال يك، ميبينه يك ملاهه نشسته داره صحبت ميكنه. ميزنه كانال دو، ميبينه چهار تا ملا نشستن دارن باهم حرف ميزنن. ميزنه كانال سه، ميبينه يك مجلسيه 15 تا ملا نشستن باهم بحث ميكنند. ميزنه كانال چهار، ميبينه صدهزار تا ملا نشستن تو يك سالن، يكيشون داره براي باقي حرف ميرنه. داد ميزنه: هوي اصغر! زود اون دبه نفتو بيار، لونهشون رو پيدا كردم!!!
iran
Comment
-
%20 loooool
good one hahaA Good Friend Would Come And Bail You Out Of Jail..
But A Real Friend Would Be Sitting Next to You, Saying:
"Damn.. That Was Fun."
------------------------------------------------------------------------------------------
------------------------------------------------------------------------------------------
Comment
-
روزي يك لر ميرودكناردرياوعينك آفتابي زده بوده وقتي به دريا نگاه ميكند,ميگويد:اووه چقدر نوشابه
---
يه بار 3 تا ديوونه رو توي يك اتاق مي كنن ببينن كه خوب شدن يا نه .دكتر مي گه فكر كنيد شما ها سيب زميني هستيد كه داريد تو روغن سرخ ميشيد.2 تا از ديوونه ها بالا وپايين مي پرن ولي يكي از اوونا تكون نمي خورده.دكتر به اوون مي گه چرا تكون نمي خوري.ديوونه مي گه اخه من ته ديگ چسبيدم
---
iran
Comment
-
Originally posted by RedWineروزي يك لر ميرودكناردرياوعينك آفتابي زده بوده وقتي به دريا نگاه ميكند,ميگويد:اووه چقدر نوشابه
---
يه بار 3 تا ديوونه رو توي يك اتاق مي كنن ببينن كه خوب شدن يا نه .دكتر مي گه فكر كنيد شما ها سيب زميني هستيد كه داريد تو روغن سرخ ميشيد.2 تا از ديوونه ها بالا وپايين مي پرن ولي يكي از اوونا تكون نمي خورده.دكتر به اوون مي گه چرا تكون نمي خوري.ديوونه مي گه اخه من ته ديگ چسبيدم
---
loooolA Good Friend Would Come And Bail You Out Of Jail..
But A Real Friend Would Be Sitting Next to You, Saying:
"Damn.. That Was Fun."
------------------------------------------------------------------------------------------
------------------------------------------------------------------------------------------
Comment
-
10 Husbands
A lawyer married a woman who had previously divorced ten husbands. On their wedding night, she told her new husband, "Please be gentle; I'm still a virgin.
What?" said the puzzled groom. "How can that be if you've been married ten times?
"Well, husband #1 was a Sales Representative; He kept telling me how great it was going to be.
Husband #2 was in Software Services; he was never really sure how it was supposed to function, but he said he'd look into it and get back to me.
Husband #3 was from Field Services; he said everything checked out diagnostically but he just couldn't get the system up.
Husband #4 was in Telemarketing; even though he knew he had the order, didn't know when he would be able to deliver.
Husband #5 was an Engineer; he understood the basic process but wanted three years to research, implement, and design a new state-of-the-art method.
Husband #6 was from Finance and Administration; he thought he knew how, but he wasn't sure whether it was his job or not.
Husband #7 was in Marketing; although he had a product, he was never sure how to position it.
Husband #8 was a psychiatrist; all he ever did was talk about it.
Husband #9 was a gynecologist; all he did was look at it.
Husband #10 was a stamp collector; all he ever did was ......God, I miss him!
"But now that I've married you, I'm really excited!"
"Good," said the husband, "but, why?"
"Because, you're a LAWYER. This time I KNOW I'm gonna get SCREWED!!"
iran
Comment
Comment