Announcement

Collapse
No announcement yet.

Ahmadinejad jokes/Pics

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #76

    Comment


    • #77
      Hahahahahaha


      Comment


      • #78
        Who said the Ahmaghinejad only wears a std "coption" overcoat hahahaha .


        Comment


        • #79
          Khosro-E-Khooban
          127 band making fun of President Ahmadinejad.

          [ame="http://video.google.com/videoplay?docid=-9208170090875456066&hl=en"]127 Band - Khosro-E-Khooban[/ame]

          Comment


          • #80
            ha ha ha

            Comment


            • #81
              اقدام شگفت انگيز"جام جم"baba mahmood jon bikhial sho

              در تصوير به كار رفته در شماره امروز جام جم ، آلبرت انيشتين در حال نوشتن مطلبي بر روي تخته سياه است كه در نگاه نخست به نظر مي رسد متني انگليسي بر روي آن نوشته شده است

              سه روز پس از اعلام دستيابي ايران به فرايند توليد صنعتي سوخت هسته اي توسط محمود احمدي نژاد ، روزنامه جام جم كه توسط صداو سيماي جمهوري اسلامي ايران منتشر مي شود در اقدامي شگفت انگيز ، تصويري مونتاژ شده از انيشتين ،دانشمند معروف فيزيك هسته اي ،را در ميانه يك مقاله علمي منشر كرد كه در آن ،به تلاش هاي رييس جمهور ايران در دفاع از حقوق هسته ايران ، توهين شده است .


              به گزارش عصرايران اين مقاله درصفحه 15 ضميمه "سيب" روزنامه جام جم منتشر شده است .

              در تصوير به كار رفته در شماره امروز جام جم ، آلبرت انيشتين در حال نوشتن مطلبي بر روي تخته سياه است كه در نگاه نخست به نظر مي رسد متني انگليسي بر روي آن نوشته شده است ولي متن واقعي كه با حروف انگليسي ولي با جمله بندي فارسي بر روي تخته ديده مي شود، چنين است:عجب غلطي كردم اين اتم و اينا رو راه انداختم!!بابا محمود جون بي خيال شو جون من!

              با توجه به اينكه در نظر اول اين مطلب به چشم نمي آيد ، احياناً مسؤول صفحه ، با جست وجوي اينترنتي و يافتن اين عكس از انيشتين ، آن را بدون دقت كافي در جزئيات، به كار برده است .

              با اين حال به نظر مي رسد اين مسأله مي تواند براي جام جم ، تبعاتي را به دنبال داشته باشد به ويژه آن كه پرونده هسته اي ايران در مرحله بسيار حساسي قرار دارد و هر اقدامي كه به نحوي القاء كننده بروز اختلاف در ميان مسوولان بخش هاي مختلف حكومتي است ، مي تواند مورد سؤال و ابهام قرار گيرد .

              همچنين ، اين مسأله نشان مي دهد كه در پرتيراژترين روزنامه ايران(به ادعاي خود جام جم) تا چه اندازه دقت و نظارت وجود دارد!

              Comment


              • #82
                به احمدي نژاد ميگن : خواهش ميكنيم بازي پاسور رو آزاد كنين

                ميگه : سه تا شرط داره . 1- بي بي چادر سرش كنه . 2- به جاي شاه ولايت فقيه باشه 3- سربازها همه عضو بسيج بشن

                Comment


                • #83
                  من احمدي نژادم


                  هم زشت و هم جوادم
                  لاکن پی جهادم
                  گويم سخن فراوان
                  با انکه بی سوادم
                  با اينکه من مشنگم
                  گويم که اهل دادم
                  تيغ ژيلت ندارم
                  رفته حمام ز يادم
                  پاهام دهد کمی بو
                  من احمدی نژادم

                  Comment


                  • #84

                    Comment


                    • #85

                      Comment


                      • #86
                        محمود احمدي نژاد گفت: « بعد از چهل بار درخواست گفتگوي آمريكايي ها با ما، حاضر به گفتگو شديم.»

                        بار اول، موبايل زنگ مي زند، احمدي نژاد گوشي را برمي دارد. از آن طرف: هاي! ديس ايز نيكي.....
                        احمدي نژاد در حال تجديد وضو است: مستر چاوز؟ هلو برادر، هاو آر يو؟ آي ام فور وضو. افتردت آي كام تلفون، تن مينوت. گوشي را قطع مي كند. و فورا به متكي خبر مي دهد كه بيايد.

                        بار دوم، موبايل زنگ مي زند، احمدي نژاد گوشي را برمي دارد. از آن طرف: هاي! ديس ايز نيكولاس...
                        احمدي نژاد: نو، آي ام نات نيكولاس. گو اوت. گوشي را قطع مي كند.

                        بار سوم، موبايل زنگ مي زند، احمدي نژاد گوشي را روشن مي كند. وسط سخنراني در پشتكوه است. از آن طرف: هاي! ديس ايز نيكولاس برنز
                        احمدي نژاد گوشي را به يكي از محافظانش مي دهد و مي گويد: چاوزه، بهش بگو سخنراني دارم مي كنم، بعدا زنگ بزنه.

                        بار چهارم: موبايل زنگ مي زند، احمدي نژاد در جلسه شوراي تشخيص كنار هاشمي نشسته است. از آن طرف: هاي! ديس ايز نيكولاس...
                        احمدي نژاد: هلو، نيكولاس! هاو آر يو( نگاهي به هاشمي رفسنجاني مي كند و به گوشي) آر يو مسلم فرام آمريكا؟ آي لاو يو. وي آر پيس، نو وار، فور اسلام اند آمريكا ايز بيگ ساتان. باي
                        به هاشمي: هر روز از آمريكا زنگ مي زنند، يك روز نيكولاس، يك روز جك...

                        بار پنجم، موبايل زنگ مي زند، احمدي نژاد در خانه است. از آن طرف: هاي مستر پرزيدنت! ديس ايز رايس!
                        احمدي نژاد گوشي را به زنش مي دهد: بگير! زنه، بهش بگو اشتباه گرفته.
                        زنش: هلو مادمازل! وات ايز ورك ويت محمود اين ديس تايم، يو آر هيز فرندز؟ آي دونت نو يو، پليز گت اوت فرام اور فاميلي....( گوشي را قطع مي كند و به محمود: خيلي بي جنبه اي!)

                        بار ششم، موبايل زنگ مي زند، احمدي نژاد كنار متكي نشسته است. گوشي را روشن مي كند، از آن طرف: هاي مستر پرزيدنت! ديس ايز شان. هاو آر يو.
                        احمدي نژاد به متكي اشاره مي كند و مي گويد: چاوزه، هر روز به من زنگ مي زنه، به گوشي: هاو آر يو موسيو، تراكتورز آر پروداكشن فور پور اند ويداوت شوز. پليز اسپيك متكي، ماي آمباسادور فرام ايران.
                        متكي گوشي را مي گيرد. متكي گوش مي كند، متكي از جايش بلند مي شود، متكي سرخ مي شود. متكي به آن طرف مي گويد: نو، در ايز ناتينگ تو سي... گوشي را قطع مي كند.
                        احمدي نژاد: چاوز چي مي گفت؟ متكي: چاوز نبود، از كاخ سفيد بود. احمدي نژاد: يا امام رضا!

                        بار هفتم، موبايل زنگ مي زند، احمدي نژاد در حال زيارت امام رضا است، گوشي را روشن مي كند. از آن طرف: هاي! ديس ايز شان! فرام وايت هاوس.
                        احمدي نژاد: هلو هوگو، آر يو چاوز؟ آي ام محمود.
                        شان: نو، آي ام نات چاوز... ديس ايزشان، فرام وايت هاوس...
                        احمدي نژاد: آي ام اين ايمام ريضا، ايف يو آر نات مسلم، يو كن نات اسپيكينگ هير اين هولي ايمام رضا، گو اوت. افتر پليز، گودباي.

                        ( احمدي نژاد با وزارت خارجه تماس مي گيرد تا برايش مترجم دائمي بفرستند.)

                        بار هشتم، موبايل زنگ مي زند، احمدي نژاد در لباس كردي دارد خودش را آماده مي كند كه براي سخنراني برود. گوشي را روشن مي كند. از آن طرف: هاي مستر پرزيدنت! ديس ايز رايس! كونداليزا رايس!
                        احمدي نژاد: هلو مادام، وي هو نات اسپيك، يس؟ آي سند لتر 17 پيج بوش دونت انسر ماي كوئسشن، فرست لتر، افتر تلفون، يو تينك يو گت وي؟ نو، وي آر مسلم اند وي هو ليدر، ايران ايزنات دانكي اين دانكي، دت يو تلفون فور پرزيدنت، آي اسپيك ويت بوش، نو ويت مينيستر. يو، متكي، آي، بوش، پارلمان، پارلمان، وي آر نات يور سروانت. وي كن گت وان يور فرست اند اند، بات گاد سي تو آس استاپ. گو گو، گوشي را قطع مي كند.

                        بار نهم، موبايل زنگ مي زند، احمدي نژاد گوشي را برمي دارد. هيچ صدايي نمي آيد. احمدي نژاد: مادام رايس؟ آر يو اين تلفون؟ از آن طرف: محمود! ديدي گفتم خيلي بي جنبه اي! هنوز به هيچ جا نرسيدي اينطوري با زن مردم حرف مي زني، خدا لعنتت كنه، گوشي را قطع مي كند.

                        بار دهم، موبايل زنگ مي زند، احمدي نژاد گوشي را روشن مي كند. از آن طرف: هاي! ديس ايز رايس! كونداليزا رايس!
                        احمدي نژاد: پليز تلفون متكي، يو آر نات ماي لول، ماي لول ايز بوش، گو متكي.

                        بار پانزدهم، احمدي نژاد در جلسه هيات دولت است. تلفن متكي زنگ مي زند، متكي: هاي! يس! ديس ايز متكي...
                        احمدي نژاد: كيه؟ متكي جلوي گوشي را مي گيرد: ويت ا مينيت، پليز.
                        متكي: اين زنيكه رايس چند بار زنگ زده، جوابش رو چي بدم؟
                        احمدي نژاد: بگو به خودم زنگ بزنه، من بايد با آقا صحبت كنم، بعدا جوابش رو مي دم.
                        متكي: بگم به خودت زنگ بزنه؟ شما باهاش انگليسي حرف مي زني؟
                        احمدي نژاد: بله، اونها كه فارسي بلد نيستند... ( احمدي نژاد مي خندد)

                        ( احمدي نژاد با آقاي خامنه اي صحبت مي كند، آيت الله خامنه اي: نبايد با اينها جوري حرف بزنيم كه احساس كنند كه ما مي خواهيم حرف بزنيم، بايد جوري باشد كه چنين احساسي نكنند كه آقا بالاسرما هستند، اين را به همه آقايان هم بگوئيد.)

                        بار هفدهم، احمدي نژاد با لاريجاني در دفتر نشسته است، موبايلش زنگ مي زند، از آن طرف: هاي! ديس ايز رايس، كونداليزا رايس!
                        احمدي نژاد: شات آپ، گو اوت....
                        لاريجاني با تعجب به او نگاه مي كند، احمدي نژاد: آقا فرمودند...

                        بار بيست و يكم، احمدي نژاد در جلسه هيات دولت است. منشي تلفن را وصل مي كند. منشي: سفير آمريكا مي خواد با شما حرف بزنه، صحبت مي فرمائيد...
                        احمدي نژاد نگاهي به وزرا مي كند و دكمه تماس را فشار مي دهد. احمدي نژاد: هاي! ديس ايز محمود! محمود احمدي نژاد!
                        از آن طرف: سلام جانان! حال شما چطور است؟ من خليل زاد هستم
                        محمود نگاهي به بقيه وزرا مي كند: كدوم شون؟
                        از آن طرف: من زلماي خليل زاد هستم، سفير آمريكا در عراق، حال شما خوب است؟
                        محمود: هان! پس اين خليل زاد شما هستي؟ اول به اين خانم رايس بگو به تلفن دستي ما زنگ نزنه، دوم هم خود شما زنگ بزن. ضمنا ما از موضع قدرت مذاكره مي كنيم، مي فهمي؟
                        احمدي نژاد گوشي را محكم مي كوبد زمين....

                        بار سي ام، احمدي نژاد در جمكران است و شديدا گريه مي كند. موبايلش زنگ مي زند. از آن طرف: سلام عرض شد، من خليل زاد هستم.
                        احمدي نژاد: برو بي مرام! من باهات حرف نمي زنم.
                        خليل زاد: براي چه محمود جان؟
                        احمدي نژاد: شما مي خواي مشكل عراق و ايران و آمريكا حل بشه يا نه؟
                        خليل زاد: معلوم است كه مي خواهم وگرنه با شما گپ نمي زدم.
                        احمدي نژاد: پس چرا چهار بار در اين هفته با متكي حرف زدي، شش بار با لاريجاني، برو با همان ها توافق كن، ببين مي شه، فكر كردي به قول گفتني ما شاخ فندقيم؟
                        خليل زاد: شما كه تلفن ما را قطع كردي؟
                        احمدي نژاد: معلومه كه قطع مي كنم، باز هم قطع مي كنم، ما از موضع قدرت با شما حرف مي زنيم، الآن هم قطع مي كنم، ولي اگر به اونها زنگ زدي، خودت مي دوني. تلفن را قطع مي كند.

                        بار سي و هشتم، زلماي خليل زاد در دفتر كارش نشسته است. تلفن زنگ مي زند. خليل زاد: هاي! از آن طرف: هاي! ديس ايز محمود! احمدي نژاد.....

                        نتيجه گيري اخلاقي: همه راهها به ميز ختم مي شود، يا از اين طرف يا از آن طرف.
                        نتيجه گيري سياسي: يكي از راههاي حفظ قدرت اين است كه وقتي مذاكره مي كنيد چنان نشان دهيد كه انگار داريد محاكمه مي كنيد، منتهي خودتان مي دانيد كه داريد مذاكره مي كنيد.

                        Comment


                        • #87
                          hahahaha

                          Comment


                          • #88
                            اينو كه ديدم گفتم بزارم



                            ياد اون جك افتادم كه يه نفر ميره مكه براي حج و توي طواف كعيه به خدا ميگه : خدايا من توبه ميكنم ديگه براي تركها جوك نسازم . يك دفعه يه تركي پشتش ميزنه ميگه : آقا , ببخشيد كدوم طرف بايد نماز بخونم ؟ فارسه سرشو ميكنه طرف آسمون ميگه : خدايا , خودت شاهدي كه كرم از خودشه

                            Comment


                            • #89
                              اين هم يه عكس از متكي ( خودمونيم واقعا هيزه ها ) احمدي نژاد و چاوز و يه خانم نه چندان خوشگل


                              واقعا اين احمدي نژاد شانس نداره هرچي خاتمي عكس و فيلم داره با خانم هاي خوشگل و خوش اندام هست به اين بيچاره كه ميرسه عين خودش زن هاي بي قيافه نصيبش ميشه

                              Comment


                              • #90
                                In bahaleh ? hahahaha


                                Comment

                                Working...
                                X