يه زني 2 بچه دو قلو داشته و به يكي از بچه ها بيشتر شير مي داده
بچه دوم از روي حسادت يك روز مي ياد سم روي پستون مادرش مي ريزه تا برادرش بميره
صبح كه پا مي شه مي بينه باباش مرده
بچه دوم از روي حسادت يك روز مي ياد سم روي پستون مادرش مي ريزه تا برادرش بميره

Comment