Announcement

Collapse
No announcement yet.

Farhang-e Khafan-e Farsi

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Farhang-e Khafan-e Farsi

    الف



    آخرشه : نهایتشه

    آشغال كله : احمق

    آشغالانس : ماشین آشغالیهای جدید تهران که چراغ گردون هم دارند

    آمار دادن : نخ دادن - توجه کی را جلب کرن

    مترادفها : نخ دادن ،راه دادن

    آش و لاش : آسمون جل

    آویزون : کسی که مرتبا کنه میشود و بدون دعوت همه جا میرود

    اخ کردن: پول رو سریع دادن

    انده : نهایته



    اسکل: کسی که از همه دنییا بی خبر است

    مترادفها:اوشگول- وسکل - شاسگول

    اسم فعال: اسگلان تپه

    اسدالله خان : تریاکی خفن

    اصغر آرنولد اينا (اکبر-محمد... آرنولد اينا): کسی که زیبای اندام کار میکند ولی جواد است

    ارازل: بستگی به مکان کلمه در گفتار دارد ولی معمولا به معنی نوچهء لاتها

    اق زدن: حال بهم خوردن

    الاغ تور:الاغ

    ان چوچک:آدم عوضی



    ب



    باحال: خش آیند

    بار كردن : تیکه انداختن - فحش دادن

    ببند گاله رو : خفه شو

    ببو: انسان ساده لوح

    بچه کونی: کسی که خیلی پر رو است

    بخواب(بخواب معامله - بخواب لاحاف سرد شد): خفه شو

    بروبچ: بچه ها-رفقا

    بیریف: درست - ردیف

    بکیر: خفه شو

    بگوز : به کسی که حرف مفت میزند ، مثال : بگوز، بازار مسگراست : حرف مفت میزنی هیچ کس هم نمیفهمه

    به تخمم: برام مهم نیست

    به یه ورم : همون '''' به تخمم'''' میشه

    بینیم با: برو بابا

    بیشین با (بیشین بینیم با) :خفه شو بابا



    پ



    پارازيت : حرف بد موقع

    پا دادن : قبول کردن پیشنهاد -آمار دادن

    پاشنه ها رو بالا بدن: لباس خود را مرتب کرن

    پایه ای؟ : حاضری؟

    پیچ: دودره



    ت



    تابلو : واضح و مبرهن

    تابل: تابلو

    تادخ: ناجور - بد مدل

    تاقال:کرمو

    تخمی : بد-ناخوشایند

    ترکوندن : ١. تجاوز کردن ٢.حال کردن ٣.خوردن اکستسی و به مهمانی رفتن.

    ترکمون : آدم ضایع

    تریپ : (تیریپ) مدل- برنامه- قیافه

    تگری زدن : بالا آوردن بعد از الکل یا سیگاری

    تو باغ نبودن : در جریان نبودن-حواس پرت بودن

    تو پیت نمیگوزم : کاهگل لقد نمیکنم

    تو نخ چیزی بودن : تو فکر چیزی بودن

    تو راه گوز کسی زدن : به او ضد حال زدن

    تو کار چیزیودن : دنبال چیزی گشتن

    توکار کسی بودن : وقتی یه نفر سعی میکنه مخ کسی و بزنه میگن تو کارشه

    تو کف چیزی بودن : تعجب از چیزی کردن

    تو کف کسی بودن : وقتی یه نفر از یکی دیگه خیلی خوشش میاد میگن تو کفشه

    ته : نهایت

    تیکه اندختن : متلک انداختن



    ث



    ج



    جواد: بی کلاس

    جک جواد: اسم جمع واسم فعال جواد

    جیگر: تیکه،دختر یا پسری که از لحاظ جنسی جذاب است.

    مترادفها: خش گوشت- مامان

    جوهر : با ارزش، ناب



    چ



    چاقال : کسی که قابل دعوا نیست

    چکل : داف




    ح



    حاجیت : اشاره به شخصی که از این کلمه استفاده میکند



    خ



    خار کردن : شرمنده کردن


    خبر ده ده : خبری نیست

    خز : جواد

    خفن : به معنی بزرگ- زیاد- مهیب



    د



    داف : دختره خشگل

    داف بازی : دختر بازی

    دافی : دوست دختر

    داغ شدن : عصبانی شدن

    در داف : دخترها

    در دیزی باره : وقت واسه دزدی مناسبه

    دمبه : کسی که خیلی تنبل است

    دمبل كسك : وقتی کسی وسط رقص کار ضایع بکند

    دمت قیژ : دمت گرم

    دمت (ش ،م،...)گرم : دستت(ش،م،...) درد نکنکه

    دم کسی را دیدن : حق حساب را دادن.

    دودره دودر) به معنای دک کردن(معنی این کلمه در متن مشخص میشود)

    دهن کسی کف کرد: از حرف زدن خسته شد



    ذ



    ر



    راس و ريس کردن: حل کردن

    ره ده ده : تموم شدن- به آخر رسیدن



    ز



    زاقارت : ضایع-سه

    زارت : (زرت) ١. زرشک ٢.به سرعت(زارتی زد تو گوشم)

    زارت غمسون شدن : ازبین رفتن- حالگیری شدن

    زپرشک : زرشک

    زرید : زر زد- حرف مفت زد

    زید: دوست دختر، دوست پسر



    س



    سریش : کنه

    سنم : آشنایی

    سوتی : ضایع

    سولاخ : سوراخ

    سه : ضایع

    سه سوت : سریع

    سیکتیر : از کلمات آذری وارد فارسی شده به معنی ''''خفه شو'''' میباشد




    ش



    شاخ شدن : خود را دخیل کردن یا بدون دعوت جایی رفتن

    شستن : حال گیری- تخلیه

    شصت تیر : با سرعت

    شکلات : کسی که فقط حرف دعوا را میزند ولی جیگر دعوا را ندارد

    شلیمف : تنبل

    شیلنگ : دراز



    ص



    ض



    ضایع : خراب

    ضد حال زدن : حال گیری کردن - به کسی که همه برنامه را خراب میکند گفته میشود





    ط



    ظ



    ع


    عمرن(عمرا) : به هیچ وجه

    عمرنات : عمراً



    غ



    ف



    فاب : (فابریک) دوست دختر یا دوست پسری که فقط با تو باشد.

    (مثال: مریم فاب منه = مریم دوست دختر منه که با هیچ کس دیگه نیست)

    فر خوردن : ترسیدن

    فک زدن : حرف زیاد زدن







    ک



    کاهگل لقد نمیکنم : حرف دارم میزنم، گوش کن



    کرمو: کسی که کرم میرزد.

    کره کردن : اشتهای بعد سیگاری یا علف

    کره خوری : غذا خوردن بعد ازکره کردن


    کف کردن : تعجب کردن

    کل کل کل) معنی ادعای سر بودن در یک مورد خاص بین دو نفر- وقتی دو نفر شروع به تیکه انداختن به هم دیگه میشوند تا یکی کم بیاره

    كلفت بار كردن : فحشهای گنده بار کردن

    کم آوردن : جا زدن

    کنه : کسی که مدام شاخ می شود

    کون گلابی : گلابی

    کون بچه : بچه کونی

    کون برهنه : بی همه چیز

    کون دنیا رو پاره کردن : مغروربودن - جارزدن طرزاستفاده : 1- فکر کرده کون دنیا رو پاره کرده= خیلی به خودش مغروره 2- حالا یه کاری کرده، دیگه کون دنیارو پاره کرده= یه کاری کرده به همه میگه






    گ



    گوشت : جیگر

    گلابی : ١.کسی که تنبل است ٢. چاقال

    گلوش گير كرد : وقتی کسی از کسی خوشش بیاد

    گنده گوزي كردن : ادعای زیادی کردن

    گوجه زدن : تگری زدن - شاکی بودن



    ل



    لاس خشکه : لاس زدن بی نتیجه

    لاوترکوندن : عاشق هم بودن

    لب رفتن : لب گرفتن(وقتی راجع به دو نفر باشد) - كز كردن



    م



    مادر فولاد زره : زشت و بد هیکل در مورد داف



    ماهم بله : ما هم تو جریانیم

    مراد:1024جواد

    مماس بودن : در ارتباط بودن

    محرض : 100%-حتما

    مخ زدن : مخ خوردن- عملی که پسر یا دختر برای جذب جنس مخالف(یا موافق)به طرف خود میشود

    ميخ شدن : خیره شدن - گير دادن



    ن



    نافرم : بد جور

    نون پنیز : لمپنی

    نیم رخ گوز فیثاغورث : استعاره از زشتی



    و







    هندونه : اسکل-شاسکول



    ی



    یول (یول ممد) : اسکل
Working...
X