از اونجا كه تو مملكت آمريكا، مثل ما تكنولوژي ماشيني ندارن، هنوز پليس اسب*سوار تو خيابونا مي*چرخه و ميتونين گهگاهي برين با دمش بازي كنين.
يه روز يكي از همين پليس*ها سر يه چهارراهي وايساده بوده سوار اسب! يهو يه پسربچه*ي 7-8 ساله با يه موتور كوچولوي نو و براق پيداش مي*شه.
پليسه كه مي*بينه موتوره خيلي نو و صفره، به پسره مي*گه: پسر كوچولو موچولو، اين موتور رو بابا نوئل بهت داده؟
پسره هم واسه اين كه نزنه تو ذوق پليسه مي*گه آره!
پليسه مي*گه: خب، پس اين قبض جريمه*ي 20 دلاري رو هم من بهت مي*دم كه دفعه*ي ديگه يادت نره پلاكشو بهش وصل كني!
پسره*هم كه حسابي پكر شده بوده، در حالي كه داشته برگ جريمه رو مي*گرفته مي*گه: آقاي پليس اسب سوار(!) اين اسب رو بابا نوئل به شما اعطا نموده؟ پليسه هم يه لبخندي از روي مهر و محبت پدري...اِ يعني قزويني...مي*زنه و ميگه آره پسرم، بابا نوئل اينو داده بهم!
پسره مي*گه: خب پس از دفعه*ي ديگه كه خواست بهت اسب بده بهش بگو كه دول اسبه رو عوض اينكه رو زينش بنشونه و لباس پليس تنش كنه، از زير تخماش آويزون كنه!
يه روز يكي از همين پليس*ها سر يه چهارراهي وايساده بوده سوار اسب! يهو يه پسربچه*ي 7-8 ساله با يه موتور كوچولوي نو و براق پيداش مي*شه.
پليسه كه مي*بينه موتوره خيلي نو و صفره، به پسره مي*گه: پسر كوچولو موچولو، اين موتور رو بابا نوئل بهت داده؟
پسره هم واسه اين كه نزنه تو ذوق پليسه مي*گه آره!
پليسه مي*گه: خب، پس اين قبض جريمه*ي 20 دلاري رو هم من بهت مي*دم كه دفعه*ي ديگه يادت نره پلاكشو بهش وصل كني!
پسره*هم كه حسابي پكر شده بوده، در حالي كه داشته برگ جريمه رو مي*گرفته مي*گه: آقاي پليس اسب سوار(!) اين اسب رو بابا نوئل به شما اعطا نموده؟ پليسه هم يه لبخندي از روي مهر و محبت پدري...اِ يعني قزويني...مي*زنه و ميگه آره پسرم، بابا نوئل اينو داده بهم!
پسره مي*گه: خب پس از دفعه*ي ديگه كه خواست بهت اسب بده بهش بگو كه دول اسبه رو عوض اينكه رو زينش بنشونه و لباس پليس تنش كنه، از زير تخماش آويزون كنه!


Comment