Originally posted by RedWine
Iran Old (Just Pictures !)
Collapse
X
-
maman babam orange C, hastan,hala miam pishet ! vali beh jash,just red wine .Originally posted by golgol85che ba namak shodi!
maman babaye man be in asooniham dokhtar nemidan, khialet takht bashe! vali az shookhi gozashte, if you are ever down in southern Cali it would be nice to grab a cup of coffee and talk, your personality is really interesting. 
eh.. maman babat mano bebinan,ashegheh man mishan..kilu kilu dokhtar behem midan
!
iran
Comment
-
pas give me a heads up when you are around.Originally posted by RedWinemaman babam orange C, hastan,hala miam pishet ! vali beh jash,just red wine .
eh.. maman babat mano bebinan,ashegheh man mishan..kilu kilu dokhtar behem midan
!
be in khial bash, maman babaye man dokhtar nemidan. taze kasi ke bayad ashegh beshe manam, manam be in asooniha del nemidam. khodet gofti dokhtaraye irooni bayad movazeb bashan, daram be nasihathaye khodet goosh midam
Comment
-
-
A picture says a thousand words, and these old photos certainly do. I am not sure if these are men or women but one thing is for sure: they love to dress up, they like hunting, and they love a good hooka!Attached Files
iran
Comment
-
Baz ham ax,az un ghadima
.
Rasti..hamashoun khanoum hastan
.
iran
Comment
-
lol thanx.
My dad has got a whole set of pictures related to the olden Tehran.
Shall i put it up on the website?

Comment
-
-
نظام آموزش دختران در عصر قاجار
جامعه آن عصر به هر گونه تحولي با ديده شك مي نگريست و تحصيل دختران را جايز نمي دانست و به آيات پر مغز قرآن مجيد كه در آن هنگام سخن از « يا ايها الذين آمنوا » هم مردان را مخاطب قرار مي دهد و هم زنان را، توجهي نمي كردند و كلام مقدس نبوي « اطلب العلم و لو بالصين» و يا « طلب العلم فريضه » را مد نظر قرار نمي داد.
نظام تعليم و تربيت در ايران از ظهور اسلام تا بروز انقلاب مشروطيت بر پايه سنت و مذهب قرار داشت و جامعه به گونه اي سنتي كودكان را براي در دست گرفتن نبض حياتي آينده اين مرز و بوم تربيت مي نمود. پدر و مادر به صورت فطري از همان آغاز تولد، نخستين و مهمترين آموزگاران فرزندان خود بودند. پسر، علم و فنون و صنعت را از پدر مي آموخت و دختر تا 9 سالگي رموز و فنون خانه داري را از مادر كسب مي كرد. در اين ميان مساجد و جلسات مذهبي يكي از عمده ترين محلهاي تعليم و تربيت كودكان به شمار مي رفت.
در اين راستا دختر بر اساس فرهنگ و سنن جاري جامعه، از سن 9 سالگي شوهر داده مي شد و زمان كمتري را در كانون خانواده به سر مي برد و كمتر مورد آموزش قرار مي گرفت. البته در سطوح بالاتر اجتماع و طبقات مرفه، دختران علاوه بر آموزشهاي ابتدايي به فراگيري شرعيات و قرآن و در صورت روشنفكر بودن پدر خانواده به آموزش ادبيات فارسي، كتب اخلاقي و تاريخي و در نهايت آشنايي با دواوين شعراي بزرگ پارسي زبان مي پرداختند. اين آموزشها وظيفه معلمين سر خانه بود و بيشتر جنبه شنيداري داشت.1 چرا كه تفكر سنتي مرد سالارانه نوشتن را براي زنان جايز نمي دانست و آن را خطري بزرگ براي بيان احساسات عاطفي و نامه نگاريهاي پنهان مي پنداشت.
در سطوح پايين تر جامعه و طبقات متوسط، اين آموزشها وظيفه مكتب خانه ها بود. در اين مكتب خانه ها كه توسط ملا باجي اداره مي شد، تعليم و آموزش علوم بسيار محدود بود و به قرائت قرآن و روخواني چند كتاب ادبي چون كليله و دمنه، گلستان سعدي و اشعار حافظ بسنده مي شد.2
هيچ گونه تشكيلات دولتي و غير دولتي كه نظاره گر اين مكتب خانه ها باشد وجود نداشت. تنوع و ميزان مواد درسي مكتب خانه ها بستگي به ذوق و وجدان مكتب داران داشت تا به چه ترتيب كودكان را به علم آشنا سازند و شوق علم جويي را در آنان بپرورانند.
اما مظلوميت دختران ايران به حدي بود كه اين امكان تنها در شهرها وجود داشت و دختران روستايي و عشاير از اين حداقل نيز محروم بودند. عصر قاجار، عصر آشنايي با فرهنگ و تمدن غربي و شناخت شيوه جديد زيستي بود. اين آشنايي با تفكرات و تمدن غربي كه از جنگهاي ايران و روس آغاز شد و با اعزام محصلان ايران به خارج از كشور و رفت و آمد خارجيان به ايران گسترش يافت نوعي دگرگوني و اصلاح طلبي در عقايد رجال عصر قاجار به وجود آورد و در اين بين پاره اي از دولتمردان كشور چون عباس ميرزا، ميرزا ابوالقاسم فراهاني، ميرزا تقي خان امير كبير و ... به تحول در نظام آموزشي معتقد و از مشوقان تحول نظام فرهنگي و اصلاح آن در جامعه شدند. از سوي ديگر پاره اي از روشنفكران ايراني چون ميرزا آقاخان كرماني و آخوند زاده به بازنگري در شيوه زيستي زنان عصر قاجار پرداخته اند و تحول در آن را امري ضروري دانسته اند.3 از عصر ناصري پاره اي از زنان آزاد انديش چون بي بي خانم استرآبادي، تاج السلطنه و فروغ السلطنه (دختران ناصرالدين شاه)، مونس الدوله و ... به لزوم اين دگرگوني پي برده و از آن سخن گفتند. حضور چشمگير زنان در نهضت تنباكو و انقلاب مشروطيت روح عدالت خواهي و مساوات طلبي را گسترش داد و آنان را به اعتراض علني كشاند.4 اما اعتراضات راه به جايي نبرد و حتي در خواست به حق زنان براي ايجاد مدارس دخترانه در مجادلات ابتدايي نمايندگان مجلس گم گشت. پس زنان آزاده ايراني در نخستين قدم پس از تأسيس انجمنها به تأسيس مدارس دخترانه و سواد آموزي دختران پرداختند تا از اين طريق آگاهي و علم اندوزي را به داخل خانه ها بكشانند و با آگاه نمودن زنان و دختران ايراني نسلهاي بعد را براي كسب حقوق حقه خود آماده سازند.
تأسيس مدارس دخترانه
مدارس دخترانه مسيونرهاي مذهبي5:
در دوره محمد شاه نخستين مدارس به شيوه جديد در ايران توسط مسيونرهاي آمريكايي و سپس فرانسوي تشكيل شد. نخستين مدرسه دخترانه را يك كشيش آمريكايي به نام پركينز در شهر اروميه در سال 1217ه.ق تأسيس كرد.6 اين مدرسه در ابتدا مخصوص اقليتهاي مذهبي بود و هيچ دختر مسلماني اجازه تحصيل در آن را نداشت. چرا كه جامعه آن عصر به هر گونه تحولي با ديده شك مي نگريست و تحصيل دختران را جايز نمي دانست و به آيات پر مغز قرآن مجيد كه در آن هنگام سخن از « يا ايها الذين آمنوا » هم مردان را مخاطب قرار مي دهد و هم زنان را، توجهي نمي كردند و كلام مقدس نبوي « اطلب العلم و لو بالصين» و يا « طلب العلم فريضه » را مد نظر قرار نمي داد.
به هر صورت پر كينز اين مدرسه را با چهار دانش آموز نستوري در اروميه تأسيس نمود. اين تعداد تا سال 1219ق به 24 دانش آموز رسيد. در اين مدارس علاوه بر علوم مذهبي، مهارتهاي خانه داري و صنايع دستي چون قاليبافي، خياطي، گلدوزي، آهنگري و ... نيز تعليم داده مي شد. موفقيتهاي پركينز در اين زمينه باعث شد كه محمد شاه فرماني مبني بر حمايت از مدارس آمريكايي در سال (27 ربيع الاول) 1255ه.ق صادر كند.7 هيئت مبلغان آمريكايي به تدريج فعاليت خود را در سايرشهرهاي ايران چون تهران، همدان و رشت گسترش دادند و در 24آوريل 1874م/1291ه.ق مدرسه اي دخترانه در تهران تأسيس نمودند. اين مدرسه مجاني بود. بعدها اين مدرسه به محل جديدي در نزديكي باغشاه كه موسوم به لاله زار بود انتقال يافت و به صورت مدرس? شبانه روزي در آمد. در هنگام انتقال، اين مدرسه داراي 9 شاگرد بود كه به طور شبانه روزي در همان محل زندگي مي كردند و سرپرستي آنان بر عهده "سارا باست" بود. در سال 1292ه.ق/1885م دوشيزه ديل از آمريكا براي اداره مدرسه دخترانه به تهران آمد و قرار شد كه مخارج آموزشگاه را مدرسه تأمين كند و در نتيجه مبالغي به عنوان شهريه دريافت گردد. در سال 1294ه.ق/1877م بنا به خواهش بنجامين وزير مختار آمريكا، ناصر الدين شاه اجازه داد كه دختران مسلمان نيز به اين مدرسه راه يابند.8 و اين اولين آموزش علمي دختران مسلمان به حساب مي آمد.
به دنبال صدور اين فرمان و مخالفت پاره اي از رجال درباري، ناصرالدين شاه خود به بازديد از مدرسه رفت اما پس از بازرسي از مدرسه و پرسش از دختران محصل چنان به وجد آمد كه وعده داد سالي صد تومان به بودجه آموزشگاه دخترانه كمك كند. پس از آن عده اي از خانواده هاي سرشناس مسلمان دخترانشان را به اين مدرسه فرستادند. چنانچه در سال 1314ه.ق/1896م 16 تن از دختران مسلمان براي ثبت نام به اين مدرسه مراجعه كرده و تعداد محصلين مسلمان آموزشگاه بيش از محصلين مسيحي و ارمني و يهودي شد. در سال 1321ه.ق/1903م مظفر الدين شاه فرمان داد كه تمام خانواده هاي مسلمان دخترانشان را از اين مدرسه كه در آنجا به دختران پوشيدن دامن و كفشهاي پاشنه بلند را ياد مي دهد، بيرون بياورند. تمام دختران مسلمان آموزشگاه را ترك گفتند ولي ده روز طول نكشيد كه همه آنان دوباره به مدرسه بازگشتند.9 تا اينكه بالاخره اولين گروه دختران مسلمان از مدرسه دخترانه آمريكايي تهران در سال 1325ه.ق/1907م فارغ التحصيل شدند.10
سومين مركز فعاليت مسيونرهاي آمريكايي در سال 1300ه.ق/1881م را مستر هاواكس در شهر همدان تأسيس كرد. عده شاگردان آن بالغ بر 65 نفر شد. اولين گروه دختران مسلمان اين آموزشگاه در سال 1325ه.ق/1907م فارغ التحصيل شدند.11
-------------------------------------------------------------------
1. « ما را از پنج سالگي به مكتب مي گذاشتند آن هم نه همه دختران را، بلكه ندرتاً. نه ساله كه مي شديم از مكتب بيرونمان مي آوردند. اگر كتاب مي توانستيم بخوانيم يا خط مي توانستيم بنويسيم پدران عزيزمان با كمال تغير كتاب و قلم را از دستمان گرفته، پاره كرده و شكسته و به دور مي انداختند كه چه معني دارد دختر خط داشته باشد، مگر مي خواهيد منشي بشويد.» ر.ك روزنامه تمدن، سال اول، ش 12، 7 ربيع الاول 1325..
2. « مكتب خانه هايي بسيار اندك براي دختران وجود داشت كه زنان اداره مي كردند. برخي از دختران تا هشت سالگي ممكن بود قرآن خواندن را بياموزند ولي ضرورت نداشت نوشتن را فرا گيرند.» ر.ك جعفر شهري. تاريخ اجتماعي تهران در قرن سيزدهم، ج 4، ص 447..
3. ميرزا آقاخان كرماني درباره وضعيت زندگي زن ايراني در سه مكتوب خود ص 20 مي نويسد: ... زنان ايراني نه تنها در نظرها خفيف و بي وقار و حقير يا ذليل، ضعيف و مانند اسيرند، بلكه از دانش مهجور و از فخر بينش دور و از همه چيز عالم بي خبرند و از تمام هنرهاي بني آدم بي بهره و بي ثمر ... و از معاشرت دور و در زاوي? خانه هاي خراب، عنكبوت وار از خيال زنان? خوش مي زيسته و بر وفق طبيعت خود مي بافند. شب همه شب در فكر اينكه به صد حيله از دست آن شوهر نامرد نمرود كردار شداد رفتار گريبان خود خلاص كنند.
4. زنان در اعتراض به عدم حق رأي در انقلاب مشروطه در مقاله اي در يكي از مجلات قزوين نوشتند: « ... برادران عدالت دوست و مواسات خواه ما به حكم ماده مخصوص در نظامنامه مزبور [تبصر? اول از ماده سومو تبصره اول از ماده پنجم] توهين و تخفيف عموم زنان ايرانيه را نموده و آنان را در شمار مجانين و ضعفا محسوب [مي دارند] و حال آنكه مي توان مدلل داشت كه زنان قدمي از مردان عقب نيستند و بلكه اگر آن همه اسباب و آلاتي كه براي تحصيل و ترقي مردان فراهم است، زنان هم داشته [باشند] نتايج [را] بهتر جلوه مي دادند.» هفته نامه حبل المتين، سال 14، ش 17 دوشنبه 16 شوال 1324، ص 7..
5. براي آگاهي از تاريخچه مسيونرهاي مذهبي در ايران رجوع كنيد به پژوهشي بر فعاليت انجمن تبليغي كليسا در دوره قاجاريه نوشته صفورا برومند.
6.در سال 1208ش/1829م دو مبلغ پروتستان آمريكايي به نامهاي پركينز و اسميت به ايران آمدند تا به تبليغ در ميان نستوريان ايران بپردازند و آنان را به آيين پروتستان در آورند. آنان مي پنداشتند كه از اين نستوريان تغيير مذهب داده شده بتوانند براي تغيير مذهب ايرانيان استفاده كنند. هدف تبليغي اين هيئت « احياي روحاني مسيحي» خاورميانه بود.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

«در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
ايران از نگاه کنسول روسيه تزاریAttached Files- 2006110217083476.jpg (25.8 KB, 0 views)
- 2006110217102840.jpg (24.9 KB, 2 views)
- 2006110217315674.jpg (23.9 KB, 1 view)
- 2006110217310073.jpg (24.3 KB, 1 view)
- 2006110217304371.jpg (25.0 KB, 0 views)
- 2006110217302659.jpg (25.1 KB, 1 view)
- 2006110217295437.jpg (26.2 KB, 2 views)
- 2006110217300838.jpg (25.5 KB, 2 views)
- 200611021729259.jpg (24.0 KB, 2 views)
- 2006110217293510.jpg (15.1 KB, 2 views)
- 2006110217294517.jpg (19.7 KB, 3 views)
iran
Comment
-
The Tadayon Club, Champion of Tehran in 1937
Front from right: Majzoob- Akhavan- Hossein GanjBakhsh
Middle Row from Right: Mazaheri, Samiei, Anis, Assar and Kashani
Back Row from right: Mehdi Nik-khoo, Alaghehmand, Akbar Ganjbakhsh, Boloorforoushan, and Ahmad GanjBakhsh
This team existed long before many of us were born. We have a wonderful history of soccer. We owe it to all these pioneers, to keep our emotions in check and always just wish the best for whoever is lucky enough to put those boots on.
iran
Comment













Comment