در واقع كارش را با تئاتر آغاز مى كند. شب ها را در دوره هاى بازيگرى دانشكده هنرهاى زيبا مى گذراند. سال ۱۳۵۹؛ با نمايش هاى «سبزه دوست بچه ها» و «خمره سخنگو» به كارگردانى سياوش تهمورث و مرحوم رضا ژيان بازيگرى را آغاز مى كند. سال ۱۳۶۱؛ در يك سكانس از سربداران محمدعلى نجفى بازى مى كند. درآمد كم و مشكلات اقتصادى او را شش سال از علاقه اش دور مى كند و پس از شش سال مديريت سينما آزادى را عهده دار مى شود و اين سبب مى شود تا با ديدن دوستان قديمى در سريال «فراموش خانه» كامران صفرى به دنياى پررمز و راز سينما و تلويزيون بازگردد. سال ۷۲ با طنز «نوروز ۷۲» كار خود را ادامه مى دهد و بالاخره نقطه عطف كارنامه تلويزيونى اش، «ساعت خوش».
خيلى از چهره هاى «نوروز ۷۲» و «ساعت خوش» امروز به چهره هاى سرشناس و پر سروصداى رسانه ملى بدل شده اند. مهران مديرى، رضا شفيعى جم، رضا عطاران، نصرالله رادش، نادر سليمانى، سعيد آقاخانى و حميد لولايى كه هر يك به تنهايى توان پربيننده كردن يك مجموعه را دارند. حميد لولايى با آفرينش شخصيت خشايار مستوفى در مجموعه هاى «زير آسمان شهر» مهران غفوريان به محبوب ترين شخصيت تلويزيون در سال هاى اخير بدل شده است. با آن كه او در چند مجموعه داستانى مثل «آقاى آبى»، «محاكمه»، «عيد آن سال ها» و «خانه به دوش» نيز حضورى پررنگ و موفق داشت، اما حضور مجدد او در نقش خشايار مستوفى و همكارى اش با مجموعه «زندگى به شرط خنده» مهدى مظلومى و دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مكمل مرد در بيست وچهارمين جشنواره بين المللى فيلم فجر به خاطر بازى در فيلم «چند مى گيرى گريه كنى» سبب شد تا چند روز پيش از سال نو در محل تصويربردارى مجموعه «زندگى به شرط خنده» با او گفت وگو كنيم.
پس از «زير آسمان شهر» بعيد به نظر مى رسيد كه دوباره شخصيت خشايار مستوفى را بازى كنيد علت آفرينش مجدد اين نقش چه بود؟
علت اصلى اش اين بود كه مردم اين شخصيت را دوست داشتند و سه، چهار سالى كه از پخش زير آسمان شهر مى گذرد با مردم كه روبه رو مى شوم با اين پرسش كه چرا ديگر بازى نمى كنيد؟ نقش خشايار را تكرار نمى كنيد؟ مواجه مى شدم و من هميشه درصدد بودم تا در شرايط مطلوبى اين نقش را تكرار كنم. وقتى «زندگى به شرط خنده» به من پيشنهاد شد، فكر كردم كه بهترين موقعيت براى تكرار شخصيت خشايار مستوفى است. با توجه به اينكه من اين نقش را هيچ گاه ارزان نفروخته ام و آن را سبك نكردم، همواره اين مطلب در ذهن من تداعى مى شد كه بايد شرايط خاصى پيش بيايد تا من اين نقش را فقط و فقط به خاطر مردم تكرار كنم. در هر صورت آنچه كه مردم دوست دارند براى بازيگر اهميت دارد. من هم بازيگر هستم و انتظارات مردم برايم بسيار مهم است. هنگامى كه ديدم نقش كنونى به نقش خشايار مستوفى نزديك است آن را قبول كردم. همان طور كه مى دانيد قصه حول شخصى مى گردد كه سرايدار يك خانه بزرگ متعلق به مردى ثروتمند است كه به همراه فرزندش (رضا داوودنژاد)، عروسش (سحر ولدبيگى)، پسرخوانده صاحبخانه (على صادقى) و دوست پسر صاحبخانه (يوسف تيمورى) زندگى مى كند.
خيلى از چهره هاى «نوروز ۷۲» و «ساعت خوش» امروز به چهره هاى سرشناس و پر سروصداى رسانه ملى بدل شده اند. مهران مديرى، رضا شفيعى جم، رضا عطاران، نصرالله رادش، نادر سليمانى، سعيد آقاخانى و حميد لولايى كه هر يك به تنهايى توان پربيننده كردن يك مجموعه را دارند. حميد لولايى با آفرينش شخصيت خشايار مستوفى در مجموعه هاى «زير آسمان شهر» مهران غفوريان به محبوب ترين شخصيت تلويزيون در سال هاى اخير بدل شده است. با آن كه او در چند مجموعه داستانى مثل «آقاى آبى»، «محاكمه»، «عيد آن سال ها» و «خانه به دوش» نيز حضورى پررنگ و موفق داشت، اما حضور مجدد او در نقش خشايار مستوفى و همكارى اش با مجموعه «زندگى به شرط خنده» مهدى مظلومى و دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مكمل مرد در بيست وچهارمين جشنواره بين المللى فيلم فجر به خاطر بازى در فيلم «چند مى گيرى گريه كنى» سبب شد تا چند روز پيش از سال نو در محل تصويربردارى مجموعه «زندگى به شرط خنده» با او گفت وگو كنيم.
پس از «زير آسمان شهر» بعيد به نظر مى رسيد كه دوباره شخصيت خشايار مستوفى را بازى كنيد علت آفرينش مجدد اين نقش چه بود؟
علت اصلى اش اين بود كه مردم اين شخصيت را دوست داشتند و سه، چهار سالى كه از پخش زير آسمان شهر مى گذرد با مردم كه روبه رو مى شوم با اين پرسش كه چرا ديگر بازى نمى كنيد؟ نقش خشايار را تكرار نمى كنيد؟ مواجه مى شدم و من هميشه درصدد بودم تا در شرايط مطلوبى اين نقش را تكرار كنم. وقتى «زندگى به شرط خنده» به من پيشنهاد شد، فكر كردم كه بهترين موقعيت براى تكرار شخصيت خشايار مستوفى است. با توجه به اينكه من اين نقش را هيچ گاه ارزان نفروخته ام و آن را سبك نكردم، همواره اين مطلب در ذهن من تداعى مى شد كه بايد شرايط خاصى پيش بيايد تا من اين نقش را فقط و فقط به خاطر مردم تكرار كنم. در هر صورت آنچه كه مردم دوست دارند براى بازيگر اهميت دارد. من هم بازيگر هستم و انتظارات مردم برايم بسيار مهم است. هنگامى كه ديدم نقش كنونى به نقش خشايار مستوفى نزديك است آن را قبول كردم. همان طور كه مى دانيد قصه حول شخصى مى گردد كه سرايدار يك خانه بزرگ متعلق به مردى ثروتمند است كه به همراه فرزندش (رضا داوودنژاد)، عروسش (سحر ولدبيگى)، پسرخوانده صاحبخانه (على صادقى) و دوست پسر صاحبخانه (يوسف تيمورى) زندگى مى كند.




Comment