Reza Attaran (Iranian Actor)

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #1

    Reza Attaran (Iranian Actor)

    رضا عطاران يکی ازکارگردانان و بازيگران برجسته سينما و برنامه های تلويزيونی در ايران است.
    او در سال ۱۳۴۷ در يکی از محله های مشهد به دنيا آمد. در سال ۱۳۷۲ با بازی در مجموعه طنز "پرواز ۵۷" همراه با گروه مهران مديری پا به عرصه تلويزيون گذاشت و با مجموعه "ساعت خوش" به شهرت رسيد. برخی معتقند که مجموعه تلويزيونی ساعت خوش زمينه ساز بسياری از مجموعه های طنز تلويزيونی بود که اين قبيل برنامه ها در سال های اخير بينندگانی زيادی را در ايران به خود جذب کرده اند.

    اولین مشوق شما برای وارد شدن به کار سینما و تلویزیون چه کسی بود؟ چگونه وارد تلویزیون شدید؟

    اولین و اصلی ترین شخصی که بیشترین تاثیر را گذاشت، آقایی بود به نام حسن حامد که زمانی که من در مشهد بودم اولین کارهایم را با ایشان در کانون پروش فکری کودکان و نوجوانان شروع کردم و از اونجا با ایشان به تلویزیون مشهد رفتم. در سال1361بود که کار برای گروه کودک صدا و سیمای مشهد را آغاز کردم، برنامه ای بود به اسم "رنگین کمان" که پخش سراسری می شد که من در بخش نمایشی آن شرکت داشتم.

    چگونه کار کارگردانی را آغاز کردید؟

    تقریبا از همان سال 1372 که کار "ساعت خوش" را شروع کردم، در حین بازیگری شروع به نوشتن هم کردم. کار کارگردانی هم از طرف آقایان بیژنگ بیرنگ و مسعود رسام، تهیه کنندگان آن زمان در تلویزیون، به من پیشنهاد شد. یک مجموعه تلویزیونی بود به اسم سیب خنده در گروه نوجوان صدا و سیما که من کار کارگردانی را از آنجا شروع کردم.

    معیار شما برای انتخاب بازیگر برای کارهایتان چیست؟

    من از خصوصیات فردی بازیگران درتعریف نقشها استفاده می کنم. مثلا اگر قراره که آقای لولایی [یکی از بازیگران تلویزیون] کاری را انجام دهد، از خنده و عصبانیت خود ایشان در تعریف نقشی که ایشان قرارست بازی کند، استفاده می کنم


    آیا شده که تا به حال از کار خود مایوس شده باشید و بخواهید از آن دست بکشید؟

    بله اتفاق افتاده، به دلیل اتفاقهای بد و چیزی که فکر می کردم اتفاق بیفته، اتفاق نیفتاده ولی در نهایت راهی بهتر ازهمین کار پیدا نکردم و تصمیم گرفتم، که ادامه بدم.

    چرا با آقای مهران مدیری کار مشترک انجام نمی دهید؟

    سبک کارها متفاوت است ولی مشکل خاصی وجود ندارد. مانند همان ساعت خوش که با یکدیگر همکاری داشتیم تا به حال موردی برای همکاری اتفاق نیافتاده که در کنار همدیگر باشیم. دو مورد پیش آمد که در زمانی که پیشنهاد شدند، من مشغول کار بودم. امیدوارم که موقعیت دیگری پیش بیاید و مطمئنم که نتیجه خوبی در بر خواهد داشت.

    به نظر شما جایگاه برنامه های طنز در برنامه تلویزیون ایران چیست؟

    از یک زمانی مسیر برنامه های طنز در تلویزیون ایران عوض شد و الان شکل خوبی را داره و امیدوارم که ادامه پیدا بکنه. برنامه های طنز در تلویزیون از سینما خیلی بهتر داره عمل می کند، دلیلش هم اینست که افرادی که کار طنز را می شناسند، در این عرصه مشغول به کار هستند. ولی در سینما به دلیل سیاستگذاریهایی که انجام شده و با وجود فروش خوب فیلمهایی که مضامین طنز داشته، زیاد برخورد حرفه ای در سینما با برنامه های طنز صورت نگرفته است.

    نظرتان درباره کارهای سینمایی خودتان چیست؟

    از کارهای اولیه خودم زیاد راضی نیستم ولی بعد از وقفه چند سالی که ایجاد شد و "هوو" را درست کردم، راضی تر هستم. هوو زمینه های اجتماعی و خانوادگی است و فکر کنم ادامه کار در این زمینه ها نتیجه بهتری خواهد داشت.

    چه کاری الان در دست تهیه دارید؟

    یک مجموعه ای پانزده قسمتی برای ایام نوروز در دست تهیه داریم که الان در مرحله پیش تولید است.

    بین کارگردانی، نویسندگی و بازیگری کدامیک را بیشتر ترجیح می دهید و چرا؟

    من کلا بازیگری را بیشتر ترجیح می دهم، چون مسئولیت کمتری بر دوش آدم است و همونجوری که از اسمش هم مشخص است، یکجور بازی است. ولی کارگردانی مسئولیت خیلی زیادی داره و معمولا افراد ترجیح می دهند، که دیده شوند. باز بین کارگردانی و نویسندگی، نویسندگی را بیشتر ترجیح می دهم.

    بین سینما و تلویزین چطور؟

    فعلا تلویزیون.

    در کارهای خودتان با چه محدودیتهایی روبرو هستید؟

    یک سری شرایطی هست که جزو سیاستهای تلویزیون است. من خودم شخصا محدودیت را دوست دارم از اونجایی که باعث خلاقیت بیشتر می شود و آدم مجبور میشه که به دنبال راههایی برای رفع محدودیت باشه. محدودیت در انتخاب موضوع آدم را مجبور می کنه به دنبال موضوعات جدید بگرده برای خنداندن افراد. همین موضوع باعث شده که در مقایسه با سوژهایی که در غرب برای طنز انتخاب می شه، طنز تولیدی در ایران بیشتر جنبه های واقعی شخصی و اجتماعی را پوشش دهد.

    برخی انتقادهایی درباره انتخاب بازیگران افغان تبار در برنامه شما را طرح کردند. هدف شما از انتخاب افراد افغان تبار برای ایفا نقش در کارهاتون چیست؟

    افغانها بخشی از جامعه ما هستند و این یک واقعیت جامعه ماست. در "خانه به دوش" بود که یکی از بازیگرها، آقای حسن بوستانی، نقش "نیسان" را بازی کرد. استفاده از ایشون در این نقش به دلیل قیافه و یا لهجه نبوده بلکه نقش او در خط داستان درست تعریف شده بود، خودم هم از این نقش راضی بودم. ولی برنامه هایی را هم دیدم که متاسفانه از هموطنان افغان ما استفاده های زیاد مناسبی انجام نگرفته.

    آیا تصمیم دارید که از کار طنز خارج بشوید و کار جدی انجام بدهید؟

    چند بار تصمیم گرفتم، شروع هم کردم و باز به طنز کشیده شد. ظاهرا روحیه ام با کار جدی زیاد سازگار نیست.

    آیا ازدواج کردید؟

    در سال 1374 ازدواج کردم و بچه هم نداریم.

    به نظر شما راه بازیگر شدن برای کسی که در شهرستان زندگی می کند و امکان شرکت در کلاسهای آموزش بازیگری را ندارد، چیست؟

    راههای خیلی زیادی وجود داره. مثلا یکی داشته تو خیابون راه میرفته دستش را گرفتند و بردند برای بازیگری، کسان دیگری هم بودند که سالها به کلاسهای بازیگری رفتند و نقشی نگرفتند و یا بالعکس این هم وجود داشته که از طریق کلاس و یا از راه بازیگری تئاتر به بازیگری سینمایی رسیدند. هیچ راه خاصی نمیشه پیشنهاد کرد که گفت اگر تو این راه را بری به نتیجه خواهی رسید.


    ایده برنامه های طنز خود را از کجا می گیرید؟

    سرچشمه اش همین اجتماع خودمون است. من ماشین ندارم و معمولا از تاکسی استفاده می کنم . پیاده روی زیاد می کنم. آدمها را نگاه می کنم. به قصه هاشون گوش می کنم و از همونها استفاده می کنم و دوست دارم که نمونه شخصیتی که در کارهام وجود داره، نمونه هاش را بینندگان دور و بر خودشون دیده باشند و با آن بتونن ارتباط برقرار کنند. در زمینه موضوع هم من بیشتر فعلا گیر دادم به مشکلات اجتماعی و خانوادگی.

    از بین کارهای خودتون کدام را بیشتر می پسندید؟

    خانه به دوش ، کوچه اقاقیها و سیب خنده.

    برای نمایش کارهاتون به خارج از ایران سفر نمی کنید؟

    فعلا تصمیمی ندارم، ولی امیدوارم که یک روزی اتفاق بیفته.


    iran
  • Parinaz_M
    Senior Member
    • Mar 2003
    • 19964

    #2
    ghiafash ye joori shode
    man oon filmesho (serialesho) doost dashtam ke ye pesare koochik dasht ke kheyli ham bazigoosh va sheytoon va hazer javab bood, bad ba khaharesh va khanevadash too ye sakhteman zendegi mikardan.
    2 ta pesar khaharash kheyli sheytoon boodan va hamash khahareshoono aziat mikardan........







    God made Coke,
    God made Pepsi,
    God made Persian girls so DAMN SEXY!!!

    ~Zende Bad Iran Va Irani~

    Comment

    • LadyPersia
      Member
      • Jun 2006
      • 202

      #3
      wow he's getting really old...or maybe i am! lol i remember the first time i saw him on tv was in "sa'ateh khosh" kheili funny bood.
      نازم به ناز آن کس که ننازد به ناز خويش مارا به ناز نازفروشان ،نياز نيست تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نياز؟ مي کشم ناز يکي تا به همه ناز کنم

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #4
        He is a good actor.. !

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #5
          هيچ اغراقي در كار نيست، ترش و شيرين عطاران در ميان هياهوي امواج ارسالي نوروز جام جم بي رقيب تاخت; ساده، شاد و بي هيچ بار خاطري. او مي تواند لحظات ناب و مفرحي براي مخاطبانش تدارك ببيند، بي آن كه انگشت در چشم آن ها فرو كند. عطاران آرام آرام سايه مهران مديري را پس مي زند. او حالا ديگر شكل و شمايل يك نيروي مستقل و قابل اتكا به خود گرفته است. حضورش براي تلويزيون ايران غنيمت است.

          رضا عطاران براي آماده كردن قسمت هاي پاياني ترش و شيرين هنوز درگير است (روز گفت وگو) و فرصت براي گفت وگوي حضوري مهيا نمي شود. تلفني با هم صحبت كرده ايم; از ترش وشيرين، از ناصر، از خونسردي ها و ... نتيجه اش اين چيزي است كه شما مي خوانيد.

          ● مدت هاست به مسئله اختلاف طبقاتي در كارهاي شما به طور مكرر اشاره مي شود. چرا اين موضوع اين قدر ذهن شما را درگير كرده است؟

          به نظرم يكي از مشكل هاي اساسي ما كه اتفاقا تبعات زيادي دارد، همين اختلاف طبقاتي است. يعني خيلي از مشكلات ايلي، قبيله اي، قومي، ريشه در همين تفاوت هاي مالي افراد در جامعه دارد. اين اختلاف خيلي فاحش است و هر روز هم بيشتر مي شود. درست است من روي اين مساله زوم كرده ام و حتما در قصه هاي بعدي ام هم دنبالش مي كنم. اين موضوع مورد علاقه من است.

          ● اين علاقه از كجا مي آيد؟

          از جاي خاصي نيست! فقط چون اين ها را مي بينم، دنبال مي كنم. متاسفانه مشكلي است كه وجود دارد.

          ● نكته جالب اين جاست كه شما قصد داريد بين دو طبقه، نزديكي به وجود بياوريد. يعني اين كه نه طبقه بالادست را هيولا نشان مي دهيد و نه سعي مي كنيد براي طبقه فرودست محبت دلالي كنيد...

          آره. كلا به آدم ها اين جوري نگاه مي كنم. همه مي دانيم هر آدمي، هر طبقه اي تنها سياه سياه يا سفيد سفيد نيست. بيشتر دنبال اين موضوع هستم كه نشان بدهم بودن يا نبودن پول اين مشكلات را به وجود مي آورد وگرنه نمي خواهم بگويم آدم پولدار بد است يا آدم بي پول خوب. يا هر چيز ديگر.

          ● خب آن وقت فكر مي كنيد اين تلاش در جهت نزديكي دو طبقه چقدر مي تواند به واقعيت جامعه نزديك باشد؟ مثلا اين آدم هايي كه متعلق به دو طبقه متفاوت هستند چقدر مي توانند كنار هم دوام بياورند؟يعني به نظر شما در سريال اين آدم ها در كنار هم دوام مي آورند و هيچ مشكلي ندارند؟ پس اين همه جنجال و درگيري براي چيست؟

          نه، منظورم اين است كه اصلا در واقعيت چقدر مي شود اين دوتا جنس تقريبا متفاوت را به هم نزديك كرد

          ● شايد بهتر است بگويم كه من فقط دارم اينها را مي بينم و نشان مي دهم. قصد ندارم خيلي دست به نقد ببرم. اتفاقا فكر مي كنم با نمايش اين اختلافات افراد درگير مشكلات را از بيرون نگاه كنند و خودشان دست به نقد خودشان ببرند.


          آقاي عطاران شما بچه كدام محل هستيد؟

          بچه پايين شهر مشهد! بچه پايينم (با خنده). پدرم هنوز در همان محل زندگي مي كند. من كه ديگه آمدم تهران.


          گفتيد پايين. انگار طعنه زديد. چرا گاهي بچه هاي پايين شهر با اكراه از اين مسئله حرف مي زنند؟


          نمي دانم. شايد چون ديد خوبي نسبت به آنها وجود ندارد...

          ● چرا؟

          آخه وقتي تمام روابط اجتماعي ما دارد روي پول مي چرخد و مقدار پول در خانواده ها براي ما شخصيت مي آورد و ما بر اساس پول به هم نزديك مي شويم، اين اتفاق مي افتد ديگر. همان اختلاف طبقاتي. خب بچه هاي پايين از نظر عمومي بچه هايي هستند كه كم درآمدترند، اما به نظر من اين جوري نيست.

          ● فقط پول؟ اختلاف فرهنگي مهم نيست؟

          والله به نظرم نه خيلي، آخه من اين قدر آدم تحصيل كرده ديده ام كه يك كارهايي مي كنند كه همين جوري از آنها بعيد است! اما خوب و بد در همه وجود دارد. به نظرم الان مقدار پول موثرتر است.

          ● رضا عطاران در بازي و رفتار معمولي اش از يك خونسردي عجيبي استفاده مي كند. ذاتا خونسرد است يا يادگرفته خونسرد باشد؟

          ياد گرفته ام. گرچه مادرم هم خونسرد است و مي گويند به او رفته ام.

          ● چطوري ياد گرفته ايد؟ تحت چه شرايطي؟

          راستش از زماني كه آمدم تهران ياد گرفتم. اول كه آمده بودم مي ترسيدم. آنها با آن چيزهايي كه من در شهرستان ديده بودم فرق داشتند. باور كنيد از پس سر كه نگاه مي كردم (با خنده) انگار يك جور ديگر بودند، ريتم، نگاه و... وقتي ديدم اينجا زماني كه از كنار هم رد مي شوند اصلا نگاه نمي كنند و به كار خودشون ادامه مي دهند، من هم خونسرد شدم. كاري به كار بقيه ندارم.

          ● فكر مي كنيد اين خصلت خوب است؟

          بيشتر جالب است تا خوب يا بد. گاهي خوب است، گاهي بد...

          ● چه موقع بد مي شود؟

          همين كه آدم بدي رو نبينيد خوب است.

          ● چه جالب. شما پارادوكسيكال كار مي كنيد. به عنوان يك هنرمند كه ديد اجتماعي دارد و مي خواهد روي بدي هاي جامعه زوم كند، خونسردي خوب نيست.

          من اما همه چي را مي بينم. آره براي كار كردن و به تصوير كشيدن بايد همه چي را ببينم. اما در مورد رفتار عادي خوب است كه بدي هاي همديگر را نبينيم.

          ● اصلا تا حالا با اين و آن درگير شده ايد؟ مثلا همين درگيري هاي عادي روزمره. چه مي دانم تا حالا شده در رانندگي به كسي جدل كنيد؟

          اصلا ماشين نگرفته ام كه اين اتفاقات نيفتد. روحيه ام به روحيه آدم هاي ماشين سوار نمي خورد.

          ● چه جالب، چرا؟

          يك مدت ماشين داشتم. راستش حوصله رانندگي نداشتم. بيشتر دوست دارم يكي ديگر رانندگي كند و من اطراف را نگاه كنم.

          ● خب اين از تنبلي شما است...

          آره، اساسي تنبلم.

          ● آقاي عطاران لطف كنيد پنج شخصيت خونسردتر از خودتان نام ببريد.

          سخت است. كمك كنيد. آهان مثلا كمال تبريزي.

          ● چرا؟ مگر تا حالا با هم كار كرده ايد؟

          نه، همين جوري قيافه اي گفتم. فكر كنم...كمك كنيد. شهرام جزايري. (با خنده)

          ● خب شد دوتا، سه تاي ديگر نام ببريد حل است.

          خيلي سخت است. كوين اسپيسي!

          ● قيافه اي گفتيد يا به خاطر شخصيت هايي كه بازي كرده؟

          نه به نظرم كلا آدم خونسردي است. البته در آن فيلم زيبايي آمريكايي خيلي راحت و خونسرد بود. ديگه هيچي يادم نمي آيد. همين سه تا بس است ديگر.

          ● اشكالي ندارد. اين خونسردي شما اطرافيانتان را اذيت نمي كند؟

          چرا، اتفاقا خانمم را خيلي اذيت مي كند.

          ● شما در مقابل چه كار مي كنيد؟

          باز هم همان خونسردي را ادامه مي دهم!

          ● هيچ مشكلي پيش نمي آيد؟

          نه. همه چي حل مي شود.

          ● اگر مي خواست حل بشود بنده خدا اصلا حرص نمي خورد...

          اتفاقا وقتي نقش ناصر را ديد گفت خيلي شبيه خودت است!

          ● به خاطر پررويي ناصر كه نبوده؟ منظور خونسردي اش بوده؟

          (خنده) آره.

          ● واقعا ناصر مابه ازا دارد؟

          ● شما نديدين؟

          به نظرم خيلي اغراق شده است، تا اين حد پررو نديده ام. مي دانيد در صبر اطرافيان ناصر هم البته اغراق شده.
          خب آره، درسته بزرگنمايي اش زياد است. براي طنز ماجرا و البته شايد براي جا افتادن نقش براي بيننده هم بد نباشد.


          iran

          Comment

          • Dokhtare_Malous
            Member
            • Dec 2005
            • 1819

            #6
            he is very goood in his job and he is funny too

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #7
              اولين نقش جدي رضا عطاران

              گروه فيلمبرداري اين فيلم همچنان در لاهيجان و اطراف اين شهر به كار خود ادامه مي*دهند و تا ده روز ديگر فيلمبرداري اين فيلم به پايان خواهد رسيد.

              بنابراين گزارش، رضا عطاران در اين فيلم با ايفاي نقش «دايي*رضا» يكي از متفاوت*ترين نقش*هاي خود را بازي مي*كند كه به عنوان نخستين نقش جدي كارنامه سينمايي او ، چالش*برانگيز خواهد شد.
              خبر جديد ديگر اين كه، مهدي حسيني*و*ند به*زودي تدوين فيلم «نشاني» را آغاز خواهد كرد.
              اين فيلم تاكنون در تهران، رشت، بندرانزلي، ديلمان و لاهيجان فيلمبرداري شده و فيلمبرداري «نشاني» تا پايان كار در لاهيجان ادامه خواهد يافت.

              «نشاني» كه به كارگرداني فريدون حسن*پور و تهيه*كنندگي محمدمهدي دادگو در مركز سيما فيلم ساخته مي شود، داستان زندگي علي پسر نوجواني است كه به دنبال گرفتن حق خود از دايي*اش، سفر دشواري را آغاز مي*كند و با عواقبي كه اين سفر براي وي به دنبال دارد، تعبيرش از زندگي را دستخوش تغيير مي*كند.

              بالاتر از آسمان، وقتي همه خواب بودند، مزرعه آفتابگردان، دارا و ندار و تعطيلات تابستاني ساخته*هاي قبلي حسن*پور بودند و اين فيلم ششمين فيلم حسن*پور محسوب مي*شود.

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #8
                شايعه مرگ رضا عطاران ,عطاران: به خدا زنده ام

                رضا عطاران شايعه مرگ خود را تكذيب كرد.

                به گزارش سرويس فرهنگ و هنر خبرگزاري انتخاب، در حالي كه در يكي دو روز گذشته از طريق SMS شايعه مرگ ناگهاني رضا عطاران سر زبانها افتاده بود، وي اين شايعه را تكذيب كرد.

                عطاران در حالي كه در شمال كشور سر صحنه فيلم سينمايي «نشاني» بود، به «باني فيلم» گفت: «من زنده و در سلامت كامل هستم. نمي دانم چطور شايعه فوت من بين اهالي سينما پيچيده است.»

                عطاران ادامه داد: «اين خبر باعث نگراني خيلي از دوستان و نزديكان من شد، اما بايد بگويم كه من هم اكنون مشغول بازي در آخرين سكانس هاي كار هستم.»

                در شايعه اي كه از طريق SMS بين اهالي سينما پيچيده، اعلام شده بود كه عطاران هنگام بازگشت از سر صحنه «نشاني» به تهران در سانحه رانندگي جان خود را از دست داده است.

                شايعه مرگ سينماگران از طريق SMS اتفاق تازه اي نيست و پيش از اين هم چنين مسأله اي براي مسعود كيميايي، پرويز پرستويي، عزت ا... انتظامي، محمدحسين لطيفي و... رخ داده بود كه باعث نگراني نزديكان و اهالي سينما شده بود. با توجه به قابل پيگيري بودن اين موضوع جا دارد مسؤولان سينمايي در مورد اين حركت ناشايست پيگيريهاي لازم را انجام دهند.

                iran

                Comment

                Working...