Hadi Khorsandi

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #1

    Hadi Khorsandi

    هادی خرسندی طنزپرداز و شاعر ایرانی مقیم لندن برای اجرای برنامه به آمریکای شمالی سفر کرده است.
    آقای خرسندی که مؤسس قدیمی ترین مجله طنز ایرانی در خارج از این کشور است، به خاطر طنز سیاسی و مخالفت با محدودیت آزادی بیان شناخته می شود. او هفته گذشته با حضور در چند شهر کانادا برنامه طنز "خرسند آپ کمدی" را اجرا کرد. او همچنین این هفته با سفر به آمریکا قرار است در دانشگاه استنفورد علاوه بر اجرای برنامه، درباره طنز عبید زاکانی صحبت کند.
    ما ایرانی ها هادی خرسندی رو به عنوان یک طنز پرداز برجسته ،شاعرونویسنده می شناسیم. هادی خرسندی کیه؟

    من هادی خرسندیم، فقط هادی خرسندی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد.

    وقتی طنز می نویسی خودت هستی و خلوت خودت ولی در طنز شفاهی و گفتاری ممکنه با یک نفر چند نفر یا چند صد نفر روبرو باشی. آیا مخاطبین حاضر درنوع بیان و انتخاب موضوع اثر گذارند؟

    در بیشتر مواقع اثر میگذاره مثلا گریه ناگهانی یه بچه در بین تماشاچیان، باز و بسته شدن درب یا یک واقعه دیگر تاثیر می گذاره و من هم در همان رابطه موضوع را دنبال میکنم، یعنی بدیهه گویی میکنم که خودش از زیباترین و طبیعی ترین موارد طنزه. وقتی در جلوی یک جمعی قرار میگیری نحوه برخورد و جو موجود در سالن و نگاه مسقیم یک تماشاچی روت اثر داره. من هم در خیلی مواقع از این حالات ایده میگیرم و در همان راستا بدیهه گویی میکنم.

    آیا طنزپرداز هدفش به گونه یی اصلاح جامعه است که انگشت روی نقاط ضعف میگذاره و با مزاح و طنز این نقاط رو بر جسته میکنه؟

    اصلاح جامعه که چه عرض کنم، شاید به اینصورت نه ولی کار ما خراب کردن یک ساختمان خراب و در حال ریزش است، که بجای آن توسط افراد صالح و وارد یک بنای درست و حسابی مورد قبول همه ساخته بشه. یعنی خراب کردن با هدف درست کردن نه بر ای خراب تر کردن.

    شما هادی خرسندی طنز نویس قبل از انقلاب و بعد از انقلاب هستی نظرت در باره طنز نویسان بعد از انقلاب چیه؟ مثلا کارهای ابراهیم نبوی.

    بله، آقای نبوی که پرسیدی کارهای خوبی داره. طنز نویس خوبییه. دیدش هم خیلی خوبه نسبت به مسایل موجود. خیلی خوشحالم به جرگه و حلقه طنز نویسان پیوسته. کسان دیگری هم هستند که هر چه بیشتر شوند این حلقه بهتر و قوی تر میشه و نظرهای مختلف برسی میشه که خیلی هم خوبه.





    هنوز ما "نامه هایی به عمه جان" که قبل از انقلاب در هفته نامه ای برای بانوان یا "خطبه های نماز جمعه" که در یکی از نشریات برون مرزی بعد از انقلاب می نوشتی را در حافظه داریم. به نظر شما یک طنز ماندگار باید دارای چه خصوصیاتی باشه مثلا طنز های عبید زاکانی که بیش از ۸۰۰ - ۷۰۰ سال از تارخ آن میگذرد هنوز ماندگاره و در خیلی از جا ها آثارش کمیاب هست.

    البته من با همه کارهای عبید هم موافق نیستم. مثلا کارهایی که برای زنان نوشته. طنز پرداز باید به تمام موارد نگاه داشته باشه مثلا کارهای عبید که در باره حاکمان زورگو نوشته الان هم بجای آن حاکم مثلا بوش ، خامنه ای یا هر کس دیگر بگذارید تازه و جالبه.

    شاد بودن هنرست و شاد کردن هنری بالاتر که شما این هنر شاد کردن را درحد بسیار بالا دارید آیا هادی خرسندی حرف دیگری هم دارد.

    من دلم میخواد همه مردم شاد باشند آزاد باشند وبدون ترس حرفاشون رو بزنند. آرزوم اینه که کشوری آزاد وسربلند بدون زندانی سیاسی داشته باشیم.

    هادی خرسندی، یکی از محبوب*ترین و مشهورترین طنزنویسان ایرانی است که هم به نثر و هم به نظم *می*نویسد، اما بخش عمده*ی شهرت و محبوبیتش را مدیون اشعار طنز و بداهه سرایی*هایی است که هیچ مورد و موضوعی را که بتوان با حربه*ی طنز افشا کرد، راحت نمی*گذارد. بسیاری از نویسندگان و محققان طنز هادی خرسندی را با آثار شاعران بزرگ دوران انقلاب مشروطیت مقایسه کرده*اند. هادی خرسندی در حال حاضر ساکن لندن (انگلستان) است و ضمن طنز نویسی و اجرای برنامه*های بسیار محبوب «خرسندآپ کمدی» نشریه*ی طنز « اصغر آقا» را منتشر می*کند. نشریه*ی طنز «اصغرآقا» قدیمی*ترین نشریه*ی منتشره در خارج از کشور است که اندکی پس از استقرار رژیم جمهوری اسلامی، در لندن آغاز به انتشار کرد و تاکنون همچنان منتشر شده است. هادی خرسندی در زمان رژیم گذشته نیز به عنوان طنزنویس منتقد شناخته می*شد و شعر طنزی که درباره*ی فرار بختیار، (آخرین نخست وزیر ایران پیش از سرنگونی رژیم شاه) سروده بود شهرت او را بیش از پیش کرد. هادی خرسندی به علت مخالفت و مبارزه با سانسور و دیکتاتوری مذهبی مجبور به مهاجرت شد و اکنون سال*هاست که در انگلستان زندگی می*کند. او تا کنون چندین بار تهدید به ترور شده و نامش در صدر فهرست*های ترور جمهوری اسلامی در خارج از کشور قرار داشته*است.



    Hadi Khorsandi is one of Iran’s most beloved satirists. He writes prose and verse, but has earned his name mostly through his satire and improvisational poems, which examine various Iranian sociopolitical issues. Iranian critics have compared his work to the great satirists of the Constitutional Revolution era. Khorsandi currently resides in London, England. In addition to writing and performing stand-up comedy, he publishes "Asghar Agha," the oldest political satire periodical published by exiled Iranian intellectuals since the 1979 revolution. Through his work, Khorsandi has openly criticized all forms of dictatorship, particularly religious fundamentalism, and has received widespread acclaim for his brave endeavors.


    iran
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #2
    مصاحبه با احمدی نژاد در روز خبرنگار
    « به گزارش خبرنگار روز از تهران، جلسه بزرگذاشت روز خبرنگار به ابتکار غلامحسين الهام تشکيل شد. اما وقتي که ساعتي گذشت و يکي صدا کرد که موقع نماز است و خبرنگاري گفت رييس جمهور کجاست، نماز که خانه مان ميخوانديم. جواب محافظ به تندي اين بود که خانه شماها نماز ندارد. سپس سروصدا خبرنگاران بلند شد و عده اي به عنوان اعتراض قصد خروج از صحنه را داشتند که غلامحسين الهام آمد و با شوخي موضوع را فيصله داد و گفت رييس جمهور امشب در اختيار شماست هر سوالي که داريد بپرسيد. تا اين جا به همه گفته شده بود که چند جلسه مهم از جمله درباره جنگ لبنان و قطعنامه شوراي امنيت مطرح و علت تاخير همين است. و حتي گفته شد که رييس جمهور در تمام اين مدت مشغول انجام "ديپلوماسي تلفن" بود و با پوتين و توني بلر و ديگران مذاکراتي داشته است. اما زماني آب سردي روي همه ريخته شد که کاشف به عمل آمد هيچ کدام از اين ها نبوده و يک خبرنگار تلويزيوني هندي داشته با رييس جمهور مصاحبه مي کرده است.....»

    مصاحبه با خبرنگار هندی
    (توضیح – برای اختصار، متن سؤالات خبرنگار هندی را حذف کردیم)

    خبرنگار هندی – (سؤال اول)

    احمدی نژاد – چی گفت؟

    مترجم – گفت اقای رئیس جمهور....

    احمدی نژاد – بهش بگو بعله.

    مترجم – هنوز حرفش تمام نشده.

    احمدی نژاد – هروقت حرفش تمام شد بگو بعله.

    مترجم - چشم قربان.

    احمدی نژاد - بهش بگو من مترجم دارم.

    مترجم - خودش داره میبینه قریان.

    احمدی نژاد - نه. بهش بگو. ممکنه اهمیتشو درک نکنه.

    مترجم - بگم چی قربان؟

    احمدی نژاد - بگو هرچی بگه شما واسه من ترجمه میکنی. نباید جلوی خارجی ها کوتاه بیایم.

    مترجم - قربان داره یک چیزی میگه.

    احمدی نژاد – چی گفت؟

    مترجم – راجع به برنامه اتمی پرسید.

    احمدی نژاد – بگو سؤال خوبیه.

    مترجم احمدی نژاد – جواب کامل میخواد.

    احمدی نژاد – بگو کاملاً سؤال خوبیه.

    مترجم – میگه کمبود بودجه را از کجا تأمین میکنید؟

    احمدی نژاد – بگو با کشورهای دیگه قرارداد میبندیم کنتراتی براشون اورانیوم غنی میکنیم.

    مترجم – میپرسد اولین بار که شما اسم اورانیوم را شنیدید چه موقعی بود؟

    احمدی نژاد – بعد از ظهر.

    مترجم – میگه چه تاریخی؟

    احمدی نژاد – طرفهای پنج و نیم شیش.

    مترجم – میپرسه شما تا حالا اتم دیدین؟

    احمدی نژاد – نه فکر نمیکنم. میگن خیلی ریزه. کَک چقدریه؟ بچه شپش چقدریه؟ میگن اتم یک هوا از رشک کوچیکتره.

    مترجم – بله قربان.

    احمدی نژاد – میگن با چشم غیرمسلح نمیشه دید. باهاس اسلحه و مهمات و توپ و تانک ببندی به چشمت.

    مترجم – میگه برای فردای ایران چه برنامه ای دارید؟

    احمدی نژاد – فردا چند شنبه است؟

    مترجم – جمعه قربان.

    احمدی نژاد – بگو ما مسلمونها جمعه کار نمیکنیم. فقط نماز میخونیم.

    مترجم – منظورش فردای تاریخیه.

    احمدی نژاد – فرقی نمیکنه.

    مترجم – میپرسه هفته ای چند بار با مقام معظم رهبری ملاقات میکنید؟

    احمدی نژاد – بپرس هفته ای چند بار ملاقات کنم خوبه؟

    مترجم – میپرسه چرا شما پاسدار شدین؟

    احمدی نژاد – محض اِرا.

    مترجم – میگه میدونم ولی چطو شد؟

    احمدی نژاد – بگو آبشو کشیدیم چلو شد.

    مترجم – میپرسه شما تا حالا کسی رو کشتین؟

    احمدی نژاد – بهش بگو بگه طشت.

    مترجم – قربان، گفت طشت.

    احمدی نژاد – بگو بشین برو رشت.

    مترجم – قربان میگه نمیتونم. میگه از اینجا قراره برم راولپندی.

    احمدی نژاد – بگو پس خیلی مردرندی.

    مترجم – میگه لطف دارین قربان.

    احمدی نژاد – بگو بگه چمدون. جون من بگو بگه چمدون

    مترجم – قربان میگه چمدون.

    احمدی نژاد – بگو بشین برو همدون.

    مترجم – قربان میگه خبلی دوست داره همدون را ببینه.

    احمدی نژاد - بگو صناّر بده آش به همین خیال باش.

    مترجم - قربان نمیدونم صناّر را به پول هندی چه جوری تبدیل کنم.

    احمدی نژاد - عیبی نداره. بپرس چرا میخواد به همدون سفر کنه؟ قصد جاسوسی داره؟

    مترجم – نه قربان. میگه برای اینکه همدان تاریخی ترین شهر ایرانه، چونکه اولین پادشاه و اولین رئیس جمهور ایران از اونجا اومده.

    احمدی نژاد – مگر رضاشاه هم همدونی بود؟

    مترجم – خیر قربان. میگه منظورم دیاآکو، پادشاه ماده.

    احمدی نژاد – پادشاه نبوده، ملکه بوده. بگو اگه ماده بوده ملکه بوده. مثل مهاتمیرا گاندی.

    مترجم – اجازه بدین بگم ایندیرا گاندی.

    احمدی نژاد – فرقی نمیکنه. بگو بگه دوچرخه، اگه گفت بلافاصله بگو سبیل بابات میچرخه.

    مترجم – قربان این هنوز سؤالشو داره که شما تا حالا کسی رو کشتید یا نه.

    احمدی نژاد – چه آدم سمجیه. با چشم و ابرو منظورشه یا با اسلحه؟

    مترجم – چه فرقی میکنه قربان؟

    احمدی نژاد – فرق میکنه. با چشم و ابرو ترور حساب نمیشه.

    مترجم – قربان میگه سؤالمو پس میگیرم.

    احمدی نژاد – حق داره وگرنه جوابشو گرفته بود.

    مترجم – میگه از فلاسفه بزرگ دنیا به کدومشون علاقمندید؟

    احمدی نژاد – چه جور علاقه ای؟

    مترجم – از نظر فکری.

    احمدی نژاد – چه جور فکری؟

    مترجم - اون فکری که بیشتر می پسندید.

    احمدی نژاد – چه جور پسندی؟

    مترجم – میگه خرما از کره گی دم نداشت.

    احمدی نژاد – چه جور دُمی؟

    مترجم – و چه جور خری.

    احمدی نژاد – آفرین. داری یاد میگیری.

    مترجم – متشکرم.

    احمدی نژاد – نه. باید بگی «چه جور یاد گرفتنی؟».

    مترجم – میپرسه علاقه دارید به کشور ما سفر کنید؟

    احمدی نژاد – بگو انشالله یک روز از صبح .

    احمدی نژاد – بگو با مقام رهبری میام که خوش بگذره.

    مترجم – میگه میدونید که شما جانشین کورش کبیر هستید؟

    احمدی نژاد – نع.

    مترجم – ولی هستید.

    احمدی نژاد – چطو مگه؟

    مترجم – از نظر تاریخی.

    احمدی نژاد – کورش فقط استوانه معروفی داره.

    مترجم – درسته.

    احمدی نژاد – مال من ذوزنقه است.

    مترجم – درسته قربان.

    احمدی نژاد – تازه مال اون سفالیه. من دارم پلاستیکی درست میکنم.

    مترجم – میگه روش چی مینویسین؟

    احمدی نژاد – یک نامه برای معاون رئیس جمهور لیختن اشتاین.

    مترجم – میگه چرا خطاب به خودش نمینویسین؟

    احمدی نژاد – خودش قابل نیست.

    مترجم – ایشان میگه قدرت اتمی میتونه درد سر ایجاد کنه.

    احمدی نژاد – باشه. بش میگم.

    مترجم – میگه میتونه از تأسیسات اتمی ما بازدید کنه؟

    احمدی نژاد – بگو کارت خبرنگاریشو ورداره بیاد بره تو خیک من.

    مترجم – راجع به حقوق بشر میپرسه قربان.

    احمدی نژاد – بپرسه.

    مترجم – چه جوابی بهش بدم؟

    احمدی نژاد – جواب دندون شکن بده.

    مترجم – مثلاً

    احمدی نژاد – آره. ازش بپرس مثلاً.

    مترجم – میگه مثلاً آزادی بیان.

    احمدی نژاد – بگو در ایران آزادی بیان هست، آزادی بعد از بیان نیست.

    مترجم – قربان میگه تکراری بود، شنیده بودم.

    احمدی نژاد – بگو انشالله خدا قسمتت کنه ببینی!

    مترجم – میگه با تاریخ هند آشنا هستید؟

    احمدی نژاد – اگه تاریخشون هجری قمری باشه آشنام.

    مترجم – میگه از شاعر بزرگ هند رابیندرانات تاگور چیزی شنیدین؟

    احمدی نژاد – آره. ز گهواره تاگور دانش بجوی.

    مترجم – میگه دیگه سؤالی ندارم.

    احمدی نژاد – بگو نمیشه. خبرنگاران ایرانی منتظرند. باید معطلشون کنیم.

    مترجم – میگه آخه چی بپرسم.

    احمدی نژاد – بگو هرچی میخواد بپرسه معلوماتش بره بالا. بگو از قول پوتین یک چیزی بپرسه که من دروغگو درنیام.

    مترجم – میگه نظرتون راجع به پوتین چیه؟

    احمدی نژاد – بگو مقام معظم رهبری از پوتین خوششون نمیاد. نعلین بهتره.

    مترجم – میپرسه شما در باره بحرخزر با روسیه اختلافی ندارین؟

    احمدی نژاد – بگو اونا حق ندارن خاویارو با قوطی استحراج کنن.

    مترجم – میگه دیگه چی بپرسم.

    احمدی نژاد – بگو ما به خبرنگارها گفتیم دارم تلفنی با تونی بلر صحبت میکنم. بگو یک چیزی از قول بلر بپرسه.

    مترجم – میگه چه تاریخی به لندن تشریف میارین؟

    احمدی نژاد – به این چه مربوطه؟

    مترجم – از قول انگلیسا میپرسه. مثلاً تونی بلر تلفن کرده.

    احمدی نژاد – بگو اول بگه الو.

    مترجم – میگه الو چه تاریخی میائید لندن؟

    احمدی نژاد – بگو الو، هروقت از هندوستان برگشتم.

    مترجم – قربان آقای الهام میگه خبرنگاران منتظرند.

    احمدی نژاد – بگو پس تند تند سؤالهاشو بپرسه، وقت ندارم.

    مترجم – دیگه چی بپرسه؟

    احمدی نژاد – راجع به هاله نوری که در آمریکا دور سرم بود.

    مترجم – میگه بیشتر در باره هاله توضیح بدین.

    احمدی نژاد – هاله نور؟

    مترجم – بله قربان.

    احمدی نژاد – که در آمریکا دور سرم بود؟

    مترجم – بله قربان.

    احمدی نژاد – بگو باید بودی خودت میدیدی.

    مترجم – درسته قربان.

    احمدی نژاد – بگو هرچی من بگم فایده نداره.

    مترجم – گفتم قربان.

    احمدی نژاد – بگو ندیدن کی بود مانند دیدن.

    مترجم – قربان یک سؤال یادش اومده. میگه نظر شما راجع به اکبر گنجی چیه؟

    احمدی نژاد – اکبر پاسدار؟

    مترجم – بله قربان.

    احمدی نژاد – اون دیگه به کلی عوض شده.

    مترجم – بله قربان.

    احمدی نژاد – با هم بودیم.

    مترجم – بله قربان.

    احمدی نژاد – به کلّی برگشته.

    مترجم – بله قربان.

    احمدی نژاد – نمیدونم چرا نرفت مثل محملباف فیلم بسازه.

    مترجم – عجیبه.

    احمدی نژاد – شایدم کاملاً برنگشته.

    مترجم – شاید.

    احمدی نژاد – شایدم داره یه جور دیگه فیلم میسازه.

    مترجم – ممکنه.

    احمدی نژاد – خوب گفتم؟

    مترجم - بله قربان.

    احمدی نژاد – ولی مصاحبه از روال حودش خارج شد.

    مترجم – چرا قربان؟

    احمدی نژاد – یکخرده معنی پیدا کرد.

    مترجم – چه بهتر قربان.

    احمدی نژاد – من به اینجور مصاحبه ها عادت ندارم.

    مترجم – قربان اگه اجازه میفرمائید این هندیه مرخص بشه.

    احمدی نژاد – نمیشه. باید معطل کنه.

    مترجم – قربان بی ادبیه ولی میخواد بره دست به آب.

    احمدی نژاد – مگه توی مملکت خودشون خلا ندارن؟

    مترجم – حتماً دارن قربان.

    احمدی نژاد – دیگه اینقدر که با تاریخ هند آشنا هستیم.

    مترجم – درسته قربان.

    احمدی نژاد – بهش بگو حیف شد مهاتما گاندی رو ترور کردن.

    مترجم – میگه درسته.

    احمدی نژاد – بگو کار مجاهدین بود.

    مترجم – میگه فکر نمیکنه قربان.

    احمدی نژاد – بگو فکر کنه.

    مترجم – میگه دلیلش چیه؟

    احمدی نژاد – اون پسره که ترورش کرد، هورست بوخهولست گمون کنم مجاهد بود

    مترجم – قربان میگه هورست بوخهولست هنرپیشه بود که نقش ضارب گاندی رو بازی میکرد.

    احمدی نژاد – هنرپیشه بود؟

    مترجم – بله قربان.

    احمدی نژاد – پس خیلی طبیعی بازی میکرد

    مترجم – بله قربان.

    احمدی نژاد – من فکر میکردم بهترین هنرپیشه شون اینجی گیداناست.



    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #3
      مترجم - .......

      احمدی نژاد – پس کو این هندیه؟

      مترجم – رفت دست به آب قربان.

      احمدی نژاد – پس منم برم. شاید دوتا سؤال هم توی توالت ازم بکنه. غنیمته.

      مترجم – قربان یک سؤال هم بنده دارم.

      احمدی نژاد – بپرس. من آماده ام به هر سؤالی جواب بدم.

      مترجم – قربان برای غنی کردن دو کیلو اورانیوم چقدر موادّ لازمه؟

      احمدی نژاد – چه موادّی.

      مترجم – مواد مخصوص غنی کردن.

      احمدی نژاد – یارو هندیه اومد. بهش بگو حالا یک سؤال هم من ازش دارم.

      مترجم – چشم قربان.

      احمدی نژاد – ازش بپرس با پای چپ وارد خلا شده یا با پای راست؟

      مترجم – چه فرقی میکنه قربان؟

      احمدی نژاد – اگه با پای چپ وارد شده باشه طرفدار امام خمینیه، اگه با پای راست وارد شده طرفدار آقای منتظریه.

      مترجم – قربان میگه من هندی هستم برام فرق نمیکنه ولی شما خودتون با کدوم پا وارد میشین؟

      احمدی نژاد – بهش بگو من رئیس جمهور همه هستم. باید رعایت بیطرفی رو بکنم. بنابراین واسه اینکه حرف توش درنیاد، جفت میزنم با هردو پا وارد خلا میشم.

      مترجم – عجب.

      احمدی نژاد – خیلی هم کار خطرناکیه.

      مترجم – دقیقاً.

      احمدی نژاد – یک لحظه خطا کنی با کلبه میری اون تو.

      مترجم – درسته قربان.

      احمدی نژاد – من فقط یک دفعه خطا کردم.

      مترجم – ای بابا.

      احمدی نژاد – اما اومدم بیرون.

      مترجم – خدارا شکر.

      احمدی نژاد – ولی هنوز فرصت نکردم خودمو بشورم.

      مترجم – عجله ای نیست قربان.

      احمدی نژاد – بعله فرصت زیاده.

      مترجم – قربان این هندیه یک سؤال دیگه یادش اومده. میگه وضع اقتصادتون چطوره؟

      احمدی نژاد – بهش بگو خیلی خرابه. اینقدر هم سؤال نکنه دیگه چون ما پول همین مترجمو هم نداریم بدیم.

      مترجم – زکی.

      احمدی نژاد – واقعاً هم زکی! تازه باید بیای برای خبرنگارای ایرانی هم ترجمه کنی.

      مترجم – مگه فارسی بلد نیستند قربان.

      احمدی نژاد – از نظر ژستش میگم. خبرنگارای ایرانی را هرچی بیشتر معطل کنی و بیشتر براشون ژست بگیری بهتره. برو بهشون بگو الآن میام. بگو دیپلماسی تلفن تموم شد، بگو هرچی از دهنم دراومد به پوتین و بلر گفتم بعدشم به امر صاحب الزمان گوشی را گذاشتم!

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #4
        Hadi Khorsandi

        Message to Iranians



        iran

        Comment

        Working...