پیوند خرسندی، کمدین ایرانی که علاوه براجراهای زنده، داستان های کوتاه ونوشته های طنزش هم خواننده های فراوانی دارد، هفته گذشته درچندین شهرکالیفرنیای شمالی به اجرای برنامه پرداخت.
پیوند، فرزند هادی خرسندی، طنزپرداز مشهور ایرانی است که برای اولین بار اجرای برنامه کمدی زنده به سبک امروزین آن را به جامعه ایرانی عرضه کرد. اگر چه برنامه های طنز پیش از این به اشکال دیگری درایران اجرا می شد. حال وهوای برنامه های او با آنچه هادی خرسندی اجرا می کند، متفاوت است اما شیرینی قطعات و ارتباطی که هردو با تماشاگر برقرارمی کنند، شباهت بسیاری به هم دارد.
پیوند (وخواهرش شاپرک) خرسندی، مازیار جبرانی، امیدجلیلی ودیگر کمدین های ایرانی اندک اندک نسل جدیدی از ایرانی الاصل های ساکن کشورهای اروپایی و آمریکایی را تشکیل می دهند، که با طنز، به مسائل موجود درجامعه ای که زندگی می کنند وآدم هایی که با آنها ارتباط دارند،چشم می دوزند و پوچ بودن نگاه های کلیشه ای به مسافران خاورمیانه و ایران را در جامه طنزی شیرین، برای مخاطب غربی وایرانی های مهاجر، تصویرمی کنند.
مدرک مزخرف است!
پیوند خرسندی، 35 ساله ومتولد بیمارستان آبان تهران است. چهارساله بود که ازایران به انگلستان مهاجرت کرد وازآن زمان تا کنون دراین کشور زندگی می کند. دردانشگاه ولز، مدرک کارشناسی ارتباطات گرفته و عاشق نوشتن است. خودش درمورد مدرک گرفتن ازدانشگاه می گوید: "مدرک مزخرف است! با این حال، تجربه دانشگاه برایم جالب بود اما مدرک را نه می خواستم ونه به هیچ نوعی برایم اهمیت داشت. اما به دلیل فشاراجتماعی رفتم مدرک گرفتم. هرچند انشاهایم را چپ و راست از این واون کپی می کردم اما چیزبه خصوصی یاد نگرفتم."

پیوند خرسندی، درسال 1996 هنگامی که تنها 26 سال داشت، یکی ازپیشروترین مجلات انگلیسی زبان را به نام E-Run برای ایرانی های خارج ازکشور راه اندازی می کند. خودش می گوید که هنوز جزوبهترین هاست: "یک مجله اجتماعی فرهنگی بود. دراولین شماره با یک کمدین ایرانی که تازه کارش را شروع کرده بود به نام امید جلیلی مصاحبه کرده بودیم. همه مطالب به سبک فیچرحرفه ای بود، نه اینکه سوال و جوابی باشد."
پیوند می گوید چگونه ستونی که دراین مجله می نوشت گل کرد و او را به این فکرانداخت که کارش را خیلی جدی بگیرد: " درآن مجله یک ستون داشتم به نام "چگونه ایرانی بود؟" این مجله را دوشماره درآوردیم، اکثر مجله ها تنها یک شماره در می آورند. اینکه به دوشماره برسد خیلی بود." پیوند خرسندی هنوز با تجربه انتشار مجله احساس نزدیکی می کند: " اون موقع تبلیغ گیرآوردن سخت بود با آنکه استقبال خوب بود اما تبلیغات بد گیر می آمد چون همه می گفتند چاپ به زودی ازبین می رود وباید به اینترنت بپیوندید. من هم به اینترنت علاقه نداشتم چون در محیطی که بزرگ شدم همیشه روزنامه دراطرافم بود."
بعد ازاینکه ستون "چگونه ایرانی بود؟" کارش می گیرد، پیوند تصمیم می گیرد یک برنامه کمدی زنده از آن اجرا کند. ستونی که می پرداخت به فرهنگ ایرانی و روابط اعضای خانواده وحضورشان درغرب وهمه چیزهایی که کلی طرفدار را میهمان نوشته های او می کرد: "اولین برنامه کمدی ام را به همراه خواهرم شاپرک در سال 97 درلس آنجلس اجرا کردیم. هفته ای یک اجرا به مدت ده هفته. با اینکه تابستان بود استقبال خوب بود وما خیلی تشویق شدیم."
پیوند خرسندی، درخصوص موضوعاتی که دستمایه برنامه هایش می کند، به پارادایم تفاوت کارهای ایرانی ها وغیرایرانی ها اشاره می کند واینکه چگونه چنین تفاوت هایی برای مردم جالب است. با این وجود ظاهرا پرویزصیاد، بهانه خوبی بوده تا پیوند، ازنوشتن به روی صحنه بیاید: " سالها پیش در'برگرکینگز' کار می کردم تاپول هام رو جمع کنم وبیام آمریکا. (باخنده) قراربود پرویزصیاد نمایش 'صمد به جنگ می رود' را اجرا کند. اما دوهنرپیشه ای جوان این نمایش دراخرین لحظه نیامدند او به پدرم زنگ زد ومن وشاپرک رفتیم به نمایش پرویزصیاد. " اولین تجربه اجرای زنده پیوند، گره می خورد به ملاقات وتجربه برخی ازچهره های شناخته شده تئاتر و سینمای ایران: پرویزصیاد، هوشنگ نوزاد، توزیع ودیگران. دراین سفراست که صیاد به او می گوید "باید بروی استندآپ کمدین" بشوی. این توصیه همیشه درذهن پیوند ماند: " من اون طوری که خواهرم جدی گرفته بود، نبودم. خواهرم الان خیلی درلندن موفق است و کارش گرفته. درفستیوال ملبورن هرشب برنامه دارد واستقبال هم عالی است."
پدرم به ما ایمان داشت
پیوند، تاثیرپدرش هادی را به عنوان انگیزه ای برای فعالیتی که برگزیده اینچنین بیان می کند: " اینکه برویم لس آنجس ایده پدرم بود، چون خودش لس آنجلس بود پیشنهاد کرد ما برویم آنجا به یک باشگاه کمدی (Comedy Club) که خودش هرهفته برنامه اجرامی کرد. از این نظر خیلی کمک کرد. اولین اجرای ما هم همان جا بود. کمک اساسی و جرقه اصلی ازپدرم بود......من خودم می دونستم که روی صحنه رفتن خیلی سخت است درنتیجه اون ایمانش روی هر دوی ما بیشتر بود وبرنامه موفقی بود حداقل برای باراول. بعضی مواقع پیش می امد که دریکی ازبرنامه ها یکی به کارهای شاپرک ویا من نخندد اما همیشه یکی مان دیگری را نجات می داد و برایمان خیلی جالب بود چون فرصتی برای یادگرفتن بود."
کارهای طنزتو برای پدرت جالب است؟ یعنی با کارهایت می خندد؟
اگر پدرم ما رو روی صحنه ببینه می خنده. چون که آنجا جزو تماشاچی های دیگه است و مخاطب یک بدنه کلی است ودراین صورت آنها و پدرم هم عضوش است. پس اگر مخاطب بخندد به احتملال زیاد پدرم هم می خندد. اما همین جوری به هرکسی یک جوک بگی بستگی به محتوا و زمینه قبلی ومضمون آن دارد. من می توانم بامزه ترین جوک را بگیرم وبه صورتی بی پایه به شما بگویم و شما هم نخندی پاسخم این است که می خندند اما به شرط اینکه مثل هرجوک دیگری این جوک را درست تحویل بدهی.
خنداندن کمدین ها راحت است؟
البته خنداندن کمدین ها سخت تراست چون مواردی است که قبل ازاینکه به نقطه کلیدی جوک برسی اون پیش ازتوبه آن می رسد وخندیدن سخت می شود. من لطیفه ای دارم که درانگلیسی معنی دارد. مثلا یک دختر انگلیسی به من می گوید " من اگر با تو بخوابم ، نمی توانم درچشم پدربزرگ ومادربزرگم نگاه کنم. من با تعجب بهش گفتم، حالا مگه اونها قراره اونجا باشند که تو می خوای با من بخوابی"...این جوک است...این رو ممکن است در یک زمینه بگویی که همه بخندند اما درزمینه ای دیگر هیچ کسی نخندد، اما خود جوک قوی است
کار پدرت به فارسی است وکارتو به انگلیسی، چه تفاوت هایی دارد؟
من فکر می کنم فرق زیادی با کارهای من ندارد، چون که پدرم اجرای زنده کمدی (Stand Up Comedy) را از فرهنگ انگلسیی، به فرهنگ فارسی معرفی کرده است. درواقع سبک پدرم انگلیسی است.
این سبک چه ویژگی هایی دارد؟
سبک"Alternative Stand Up Comedy" دراوائل دهه هشتاد میلادی به وجود آمد ، قبل ازآن اصلا درانگلیس کمدی کلاب نبود، یعنی درتئاترانگلیسی یا درشهرهای ساحلی کمدی بوده اما مثلا به سبک سید کریم خودمان. اما Observational Comedy اصلا نبوده است.
سالهای 80-1979 این نوع کمدی درانگلستان آغاز به کار می کند.اگر چه همین سبک دردهه شصت میلادی درآمریکا بوده است. درواقع این پدیده اصلش آمریکایی است وانگلیس دیرترآن را گرفت. یک سری کمدین هایی مانند روان اتکینسون( یاهمان مستربین)، یا بن آلتون نماینده های اصلی این سبک بودند. برنامه تلویزیونی به نام "Not the Nine O’clock News "که مثل برنامه "دیلی شو" درآمریکا، یک برنامه موفق طنز بود رو دراین زمینه می تونم مثال بزنم .
هادی اینها را درتلویزوین می دید وآن موقع چون زمان انقلاب بود، انقلاب هم همیشه دراخبار بود علاقه داشت به این کار وازطرفی هم یک حس ناامیدی وجود داشت، همه این اتفاقات اورا به قولی می خراشید. خلاصه درده هشتاد هادی کارهای اینها را تجربه ودنبال کرد وبرای همین وقتی ازمن درمورد فرق فارسی وانگلیسی این نوع کمدی می پرسید ، می تونم بگم کمدی که هادی آورده کاملا انگلیسی است. شاید موفقیتش هم همین است که توانسته این نوع کمدی را با مضمون فرهنگ ایرانی منطبق وعرضه کند. ناگفته نماند که هادی همیشه بنی هیل را تماشامی کرد. با اینکه قدیمی تر بود وآلترنتیو نبود اما نماینده خوبی از کمدین های قدیمی که نژاد وسکس درکارشون است، بود. الان درکمدی هادی حساسیت های موضوع جنس ونژاد واقلیت ها رعایت می شود. یعنی یک دقت سیاسی یا "Political Correctness "وجود دارد.
چندی پیش مقاله ای می خواندم به نام "دیپلماسی کمدی" درتایم درمورد گروه مازیار جبرانی واینکه کمدین های ایرانی با یک نوع مسئولین خاصی تلاش می کنند تصاویرکلیشه ای که درموردشون وجود داره را بی تاثیرکنند؟
مردم با هرکارخلاق، چه نوشته وچه اجرا شده باشد، ارتباط برقرارمی کنند. اگر تعصبی است باآن مبارزه می کنی و فضایی ایجاد می کنی برای فکر وایجاد پرسش درخواننده ها. بنابراین یک مسئولیت هایی داریم... چون دردنیا اطلاعات غلط وتعصب وجود دارد واساس کار هرنویسنده ای این است که ارزش هایی که فکر ایجاد می کند، تولید کند. اگر قرارنیست قکر تولید بکنیم چرا کارکنیم؟ این اساس نوشتن وایجاد هرهنری است هیچ هنرمندی نیست که نقاشی کند برای خودش ....هرکاری درفضای عمومی فرصتی است برای به فکر واداشتن
پیوند، فرزند هادی خرسندی، طنزپرداز مشهور ایرانی است که برای اولین بار اجرای برنامه کمدی زنده به سبک امروزین آن را به جامعه ایرانی عرضه کرد. اگر چه برنامه های طنز پیش از این به اشکال دیگری درایران اجرا می شد. حال وهوای برنامه های او با آنچه هادی خرسندی اجرا می کند، متفاوت است اما شیرینی قطعات و ارتباطی که هردو با تماشاگر برقرارمی کنند، شباهت بسیاری به هم دارد.
پیوند (وخواهرش شاپرک) خرسندی، مازیار جبرانی، امیدجلیلی ودیگر کمدین های ایرانی اندک اندک نسل جدیدی از ایرانی الاصل های ساکن کشورهای اروپایی و آمریکایی را تشکیل می دهند، که با طنز، به مسائل موجود درجامعه ای که زندگی می کنند وآدم هایی که با آنها ارتباط دارند،چشم می دوزند و پوچ بودن نگاه های کلیشه ای به مسافران خاورمیانه و ایران را در جامه طنزی شیرین، برای مخاطب غربی وایرانی های مهاجر، تصویرمی کنند.
مدرک مزخرف است!
پیوند خرسندی، 35 ساله ومتولد بیمارستان آبان تهران است. چهارساله بود که ازایران به انگلستان مهاجرت کرد وازآن زمان تا کنون دراین کشور زندگی می کند. دردانشگاه ولز، مدرک کارشناسی ارتباطات گرفته و عاشق نوشتن است. خودش درمورد مدرک گرفتن ازدانشگاه می گوید: "مدرک مزخرف است! با این حال، تجربه دانشگاه برایم جالب بود اما مدرک را نه می خواستم ونه به هیچ نوعی برایم اهمیت داشت. اما به دلیل فشاراجتماعی رفتم مدرک گرفتم. هرچند انشاهایم را چپ و راست از این واون کپی می کردم اما چیزبه خصوصی یاد نگرفتم."

پیوند خرسندی، درسال 1996 هنگامی که تنها 26 سال داشت، یکی ازپیشروترین مجلات انگلیسی زبان را به نام E-Run برای ایرانی های خارج ازکشور راه اندازی می کند. خودش می گوید که هنوز جزوبهترین هاست: "یک مجله اجتماعی فرهنگی بود. دراولین شماره با یک کمدین ایرانی که تازه کارش را شروع کرده بود به نام امید جلیلی مصاحبه کرده بودیم. همه مطالب به سبک فیچرحرفه ای بود، نه اینکه سوال و جوابی باشد."
پیوند می گوید چگونه ستونی که دراین مجله می نوشت گل کرد و او را به این فکرانداخت که کارش را خیلی جدی بگیرد: " درآن مجله یک ستون داشتم به نام "چگونه ایرانی بود؟" این مجله را دوشماره درآوردیم، اکثر مجله ها تنها یک شماره در می آورند. اینکه به دوشماره برسد خیلی بود." پیوند خرسندی هنوز با تجربه انتشار مجله احساس نزدیکی می کند: " اون موقع تبلیغ گیرآوردن سخت بود با آنکه استقبال خوب بود اما تبلیغات بد گیر می آمد چون همه می گفتند چاپ به زودی ازبین می رود وباید به اینترنت بپیوندید. من هم به اینترنت علاقه نداشتم چون در محیطی که بزرگ شدم همیشه روزنامه دراطرافم بود."
بعد ازاینکه ستون "چگونه ایرانی بود؟" کارش می گیرد، پیوند تصمیم می گیرد یک برنامه کمدی زنده از آن اجرا کند. ستونی که می پرداخت به فرهنگ ایرانی و روابط اعضای خانواده وحضورشان درغرب وهمه چیزهایی که کلی طرفدار را میهمان نوشته های او می کرد: "اولین برنامه کمدی ام را به همراه خواهرم شاپرک در سال 97 درلس آنجلس اجرا کردیم. هفته ای یک اجرا به مدت ده هفته. با اینکه تابستان بود استقبال خوب بود وما خیلی تشویق شدیم."
پیوند خرسندی، درخصوص موضوعاتی که دستمایه برنامه هایش می کند، به پارادایم تفاوت کارهای ایرانی ها وغیرایرانی ها اشاره می کند واینکه چگونه چنین تفاوت هایی برای مردم جالب است. با این وجود ظاهرا پرویزصیاد، بهانه خوبی بوده تا پیوند، ازنوشتن به روی صحنه بیاید: " سالها پیش در'برگرکینگز' کار می کردم تاپول هام رو جمع کنم وبیام آمریکا. (باخنده) قراربود پرویزصیاد نمایش 'صمد به جنگ می رود' را اجرا کند. اما دوهنرپیشه ای جوان این نمایش دراخرین لحظه نیامدند او به پدرم زنگ زد ومن وشاپرک رفتیم به نمایش پرویزصیاد. " اولین تجربه اجرای زنده پیوند، گره می خورد به ملاقات وتجربه برخی ازچهره های شناخته شده تئاتر و سینمای ایران: پرویزصیاد، هوشنگ نوزاد، توزیع ودیگران. دراین سفراست که صیاد به او می گوید "باید بروی استندآپ کمدین" بشوی. این توصیه همیشه درذهن پیوند ماند: " من اون طوری که خواهرم جدی گرفته بود، نبودم. خواهرم الان خیلی درلندن موفق است و کارش گرفته. درفستیوال ملبورن هرشب برنامه دارد واستقبال هم عالی است."
پدرم به ما ایمان داشت
پیوند، تاثیرپدرش هادی را به عنوان انگیزه ای برای فعالیتی که برگزیده اینچنین بیان می کند: " اینکه برویم لس آنجس ایده پدرم بود، چون خودش لس آنجلس بود پیشنهاد کرد ما برویم آنجا به یک باشگاه کمدی (Comedy Club) که خودش هرهفته برنامه اجرامی کرد. از این نظر خیلی کمک کرد. اولین اجرای ما هم همان جا بود. کمک اساسی و جرقه اصلی ازپدرم بود......من خودم می دونستم که روی صحنه رفتن خیلی سخت است درنتیجه اون ایمانش روی هر دوی ما بیشتر بود وبرنامه موفقی بود حداقل برای باراول. بعضی مواقع پیش می امد که دریکی ازبرنامه ها یکی به کارهای شاپرک ویا من نخندد اما همیشه یکی مان دیگری را نجات می داد و برایمان خیلی جالب بود چون فرصتی برای یادگرفتن بود."
کارهای طنزتو برای پدرت جالب است؟ یعنی با کارهایت می خندد؟
اگر پدرم ما رو روی صحنه ببینه می خنده. چون که آنجا جزو تماشاچی های دیگه است و مخاطب یک بدنه کلی است ودراین صورت آنها و پدرم هم عضوش است. پس اگر مخاطب بخندد به احتملال زیاد پدرم هم می خندد. اما همین جوری به هرکسی یک جوک بگی بستگی به محتوا و زمینه قبلی ومضمون آن دارد. من می توانم بامزه ترین جوک را بگیرم وبه صورتی بی پایه به شما بگویم و شما هم نخندی پاسخم این است که می خندند اما به شرط اینکه مثل هرجوک دیگری این جوک را درست تحویل بدهی.
خنداندن کمدین ها راحت است؟
البته خنداندن کمدین ها سخت تراست چون مواردی است که قبل ازاینکه به نقطه کلیدی جوک برسی اون پیش ازتوبه آن می رسد وخندیدن سخت می شود. من لطیفه ای دارم که درانگلیسی معنی دارد. مثلا یک دختر انگلیسی به من می گوید " من اگر با تو بخوابم ، نمی توانم درچشم پدربزرگ ومادربزرگم نگاه کنم. من با تعجب بهش گفتم، حالا مگه اونها قراره اونجا باشند که تو می خوای با من بخوابی"...این جوک است...این رو ممکن است در یک زمینه بگویی که همه بخندند اما درزمینه ای دیگر هیچ کسی نخندد، اما خود جوک قوی است
کار پدرت به فارسی است وکارتو به انگلیسی، چه تفاوت هایی دارد؟
من فکر می کنم فرق زیادی با کارهای من ندارد، چون که پدرم اجرای زنده کمدی (Stand Up Comedy) را از فرهنگ انگلسیی، به فرهنگ فارسی معرفی کرده است. درواقع سبک پدرم انگلیسی است.
این سبک چه ویژگی هایی دارد؟
سبک"Alternative Stand Up Comedy" دراوائل دهه هشتاد میلادی به وجود آمد ، قبل ازآن اصلا درانگلیس کمدی کلاب نبود، یعنی درتئاترانگلیسی یا درشهرهای ساحلی کمدی بوده اما مثلا به سبک سید کریم خودمان. اما Observational Comedy اصلا نبوده است.
سالهای 80-1979 این نوع کمدی درانگلستان آغاز به کار می کند.اگر چه همین سبک دردهه شصت میلادی درآمریکا بوده است. درواقع این پدیده اصلش آمریکایی است وانگلیس دیرترآن را گرفت. یک سری کمدین هایی مانند روان اتکینسون( یاهمان مستربین)، یا بن آلتون نماینده های اصلی این سبک بودند. برنامه تلویزیونی به نام "Not the Nine O’clock News "که مثل برنامه "دیلی شو" درآمریکا، یک برنامه موفق طنز بود رو دراین زمینه می تونم مثال بزنم .
هادی اینها را درتلویزوین می دید وآن موقع چون زمان انقلاب بود، انقلاب هم همیشه دراخبار بود علاقه داشت به این کار وازطرفی هم یک حس ناامیدی وجود داشت، همه این اتفاقات اورا به قولی می خراشید. خلاصه درده هشتاد هادی کارهای اینها را تجربه ودنبال کرد وبرای همین وقتی ازمن درمورد فرق فارسی وانگلیسی این نوع کمدی می پرسید ، می تونم بگم کمدی که هادی آورده کاملا انگلیسی است. شاید موفقیتش هم همین است که توانسته این نوع کمدی را با مضمون فرهنگ ایرانی منطبق وعرضه کند. ناگفته نماند که هادی همیشه بنی هیل را تماشامی کرد. با اینکه قدیمی تر بود وآلترنتیو نبود اما نماینده خوبی از کمدین های قدیمی که نژاد وسکس درکارشون است، بود. الان درکمدی هادی حساسیت های موضوع جنس ونژاد واقلیت ها رعایت می شود. یعنی یک دقت سیاسی یا "Political Correctness "وجود دارد.
چندی پیش مقاله ای می خواندم به نام "دیپلماسی کمدی" درتایم درمورد گروه مازیار جبرانی واینکه کمدین های ایرانی با یک نوع مسئولین خاصی تلاش می کنند تصاویرکلیشه ای که درموردشون وجود داره را بی تاثیرکنند؟
مردم با هرکارخلاق، چه نوشته وچه اجرا شده باشد، ارتباط برقرارمی کنند. اگر تعصبی است باآن مبارزه می کنی و فضایی ایجاد می کنی برای فکر وایجاد پرسش درخواننده ها. بنابراین یک مسئولیت هایی داریم... چون دردنیا اطلاعات غلط وتعصب وجود دارد واساس کار هرنویسنده ای این است که ارزش هایی که فکر ایجاد می کند، تولید کند. اگر قرارنیست قکر تولید بکنیم چرا کارکنیم؟ این اساس نوشتن وایجاد هرهنری است هیچ هنرمندی نیست که نقاشی کند برای خودش ....هرکاری درفضای عمومی فرصتی است برای به فکر واداشتن
Comment