وبلاگ، منبرهاى ديجيتال
نوشتار حاضر، ديدارى تازه با نسل جديدى از بلندگوهاى مدرن است كه پس از توضيحاتى كوتاه درباره نفوذ و گستره اينترنت، به يكى از امكانات بديع و شگفت آن مىپردازد كه وبلاگ نام گرفته و اكنون شهرت عالمگيرى يافته است.
چكيده
نوشتار حاضر، ديدارى تازه با نسل جديدى از بلندگوهاى مدرن است كه پس از توضيحاتى كوتاه درباره نفوذ و گستره اينترنت، به يكى از امكانات بديع و شگفت آن مىپردازد كه وبلاگ نام گرفته و اكنون شهرت عالمگيرى يافته است. امكانات بىحد و اندازه اين پديده پرتوان و جذّاب، همگان را وامىدارد كه براى ابلاغ مرام يا اظهار آرمانهاى شخصى يا ملّى يا الهى خود، بدان روى كنند، و از قابليتها و خدمات رايگان آن سود برند. نيز پارهاى از برترىها، امكانات، كارايىها و امتيازهاى آن را مىشمارد و آنگاه با ديگر رسانههاى مرسوم ـ به ويژه نشريات كاغذين ـ مقايسه مىگردد. سپس اين نكته را يادآور مىشود كه آيا توجيهى براى غفلت نويسندگان دينگرا، از اين محيط پر جنب و جوش و فعال، و بى مهرى بدان وجود دارد. وبلاگ نويسى، اين توانايى را دارد كه نوع جديد و مدرنترى از تبليغ دينى را پذيرايى كند: تبليغ ديجيتالى.
كليد واژگان: اينترنت، وب، وبلاگ، دين، رسانه، تبليغ.
از غار نوشت تا تار نوشت
انسان كه ارسطوييان، او را حيوان ناطق مىنامند، تعريفها و مميزههاى ديگرى نيز دارد كه عينىترين آنها قدرت و امكان ثبت دريافتهاى درونى و پيرامونى خويش است. او مىتواند دانستهها، شنيدهها، دريافتها، تأثرات، عواطف، هيجانها و حتى واگويههاى درون بىتاب خود را ثبت و يا اظهار كند. انسان مدرن كه بيش از اسلاف و نياكانش به فرديت خود مىانديشد و براى خود وجودى مستقل از اجتماع مىبيند و ذوب شدن در گرايشهاى فراگير جامعه را تاب نمىآورد، تعريف ديگرى را نيز براى خود مىجويد. در اين تعريف جديد، او موجودى است فرهنگنگار و انديشهگزار كه بى وقفه در كار تمدنسازى و بيرون كاوى است و هرگز سهم خود را در چرخه بىمدارى زندگى از ياد نمىبرد. مدنيّت مدرن و حتى سنتى او از همين جا آغاز مىشود و شايد روزى ـ روزگارى در همين جا نيز آرام گيرد و پايان پذيرد.
او، نگارش و گزارش خود را از آنچه ديده، شنيده، فهميده و يا به ديگر حواس خود دريافته، از تبديل ديوارههاى غار زندگى به تابلوهاى نقاشى آغاز كرد و سپس خط را آفريد و پاپيروس را به كار گرفت و تا كاغذ و چاپ و نهضت گوتنبرگى و روزنامهنگارى و مقالهنويسى و... از پاى ننشست. برايند همهى آن تجربههاى ساده و پيشرفتهاى لاكپشتى، اكنون در صفحههايى از جنس نور و موج و شيشه نمودارند: وب.
اين صفحههاى ديجيتالى كه نَسَب به ديوارههاى غار مىرسانند، ميزبانى به دست و دل بازى شبكه جهانى اينترنت دارند كه در هر خانهاى، گوشهاى و حتى گاه اتاقى را در اختيار خود گرفته است. چنين است كه مىتوان گفت مسير اطلاع رسانى و تاريخ فرهنگ نگارى و انديشه گزارى انسان كه با غار نوشت آغاز شده بود، اكنون به تار نوشت،(2) بار انداخته است. بىهيچ شك و گمانى پديدهى بزرگ قرن حاضر را، بايد همين معجزه انسان معاصر در پهنهى اطلاع رسانى و پردازش گرى WWWها دانست. شهروندان جهان، به اختيارِ توأم با ناگزيرى، ذهن و روح خود را چنان تسليم اين فضاهاى مجازين و كاوشگرىهاى آن كردهاند كه گويى باغچهاى كوچك در حياطى خلوت و سنتى، زير پاى مرغان گرسنه خانگى قرار گرفته است.
حجم عظيمى از اين سرزمين عجايب را وبلاگها يا وبلاگ شهر تشكيل مىدهد. حضور شتابان و بى امان اين نشريههاى شيشهاى، چنان است كه «وبلاگ» كلمه قرن نام گرفت. به گفته آمارها، بسامد هيچ كلمهاى در سدهى حاضر، به پايه و شمار «وبلاگ» نمىرسد.(3) اگر كسى در اول آوريل سال 2004 كلمه «وبلاگ» را در گوگل جستجو مىكرد، عدد 24 ميليون را مىديد؛ اما يك هفته پس از آن، نتيجه همين جستجو سه ميليون فربهتر شد و در سوم ژانويه 2005، خود را به رقم 35 ميليون نيز رساند.(4) نيز بر اساس آخرين آمارها چهار ميليون و پانصد هزار وبلاگ به زبانهاى مختلف در جهان وجود دارد كه پيشبينى مىشود اين رقم در سال 2006 از مرز 6 ميليون نيز بگذرد.(5) اگر همين تعداد را در شمار فراوان خوانندگان و وبگردان ضرب كنيم، عدد شگفتى سر برمىآورد كه هماره آرزوى همه نويسندگان و صاحبان هر گونه رسانهاى بوده است .
ايران نت
بيش از يك دهه از ورود اينترنت به ايران مىگذرد. در اين مدتِ نه چندان طولانى، همهى ايرانيان هم داستان با همهى مردم جهان اين معجزهى بشرى را، آغوش استقبال گشودهاند و آن را توانمندترين فناورى انسان معاصر در عرصههاى اطلاعرسانى، آموزش، تحقيق، تبليغ انديشه، تبليغات تجارى، اخبار، سياست، اعتراض، تجارت، جشن، همايش، آمار، جنگ روانى، رايزنى، طنز، بازى و تفريح، مكاتبات، مخابرات، ارتباطات شخصى، تخليههاى روانى، دانلود نرمافزار، اينترنت، وبلاگ، كامپيوتر و.... يافتهاند. قابليتهاى بىشمار، دسترسى آسان، تنوع، جذابيتهاى سمعى ـ بصرى، مخاطبيابى آسان و هزاران دليل ديگر، اينترنت را تابوى تمدن مدرن كرده است؛ تابويى كه شكستن آن نه ممكن است و نه لازم. مىتوان گفت و از عهده نيز برآمد كه اگر كسى سرگذشت مدنى انسان را به دو دورهى قبل و بعد از اختراع اينترنت تقسيم كند، چندان بىراه نرفته است.
مقابله و مواجهه قهرآميز با اين پديدهى قهار، به هر دليلى كه باشد، تجربههاى خوشايندى را نصيب مخالفانش نكرده است. چينىها، بيشترين و طولانىترين مقاومت را در برابر لشكر سايتها و WWWها كردند. نتيجهى اين نزاع توانفرسا، آن شده است كه اكنون اين كشور پهناور و پرجمعيت، بيشترين كاربران اينترنتى را در جهان، پس از آمريكا دارد!
بر اساس مطالعات «گروه پژوهشى مدار» تا پايان سومين فصل سال 2002، بيش از دو ميليون نفر در ايران به اينترنت دسترسى داشتهاند. اين رقم نسبت به سپتامبر 2001، افزايش صد درصدى از خود نشان مىدهد و به حتم همين سير را در سالهاى پسين، ادامه خواهد داد. آمارى كه از سوى وزارت ارتباطات و فناورى اعلام شده است، ارقام شگفتترى را نيز نشان مىدهد. بر اساس اين آمار، در پايان سال 1381، هفت ميليون نفر كارت اينترنت خريدهاند. اين آمار و ارقام نسبت به سال 80 ، از حدود 90% افزايش خبر مىدهد. اين همه در حالى است كه هزينه اتصال به اين شبكه جهانى اينترنت در ايران، بسيار بيش از برخى كشورهاى ديگر است .اينترنت در ايران مانند بسيارى ديگر از رسانهها چندان جايگاه و مرتبه واقعى خود را نيافته است. به دليل حساسيتهاى اخلاقى و سياسى، بسيارى از سرزمينهاى آن ممنوع الورودند و براى شمار فراوانى از كاربران، هنوز بيش از وسيلهاى براى سرگرمى و گذران وقت نيست. در ايران، رسانهها و مراكز سنتى، به سختى جاى خودرا به اين رقيب جوان و تازه نفس مىدهند ؛ اما اين سيل را بيش از اين سد نمىتوان كرد و گويا اينجا نيز غير تسليم و رضا نيست چارهاى.
بيش از اين نيازى به گفتن دربارهى اهميت و گستره و كارايى اينترنت در جهان و ايران نيست. آنچه اكنون در كانون توجهات ملّى قرار گرفته است، بهينه سازى روشهاى اينترنتپردازى و چگونگى استفاده از اين گنجينهى ديجيتالى است.
وبلاگ و وبلاگنويسى در ايران
اينترنت، خود پديدهاى شگرف است و تا كنون نيز شگفتىهاى بسيارى آفريده است ؛ اما در ميان همهى امكانات و شعبده بازىهاى او، وبلاگ حكايتى ديگر دارد كه بس شنيدنى و بسيار يادكردنى است.
وبلاگها، فضاهاى رايگان يا ارزان اينترنتى هستند كه يادداشتهاى شخصى يا پاره نوشتههاى ناويراسته نويسندگان حرفهاى و بيشتر غير حرفهاى، و نيز آخرين رهيافتهاى علمى يا عاطفى آنان را در خود جاى مىدهند و در ديدرس ميليونها رهگذر آشنا و ناآشنا مىگذارند. به عبارت ديگر Weblog يا Web ligمكان و فضايى در شبكهى جهانى اينترنت است كه معمولا مبدئى شخصى و غير تجارى دارد. تفاوت عمدهى آن با سايت يا وب سايت، در رايگان بودن آن و بهرهگيرى بى مزد و منت از سرورهاى عمومى است. نيز وبلاگها بر خلاف اكثر سايتها در فاصلههاى زمانى كوتاه (گاه هر يك ساعت و حتى كمتر از آن) به روز مىشوند و گسترهى عظيمى از موضوعات را پوشش مىدهند. تفاوت ظريف ديگرى كه مىتوان ميان وب سايت و وبلاگ شمرد، وسيله بودن اولى، و موضوعيت داشتن دومى است ؛ يعنى سايتها معمولا برنامه و وظيفهاى جز گزارش و نماياندن چهره سازمان يا مركز يا حزب يا گروهى را ندارند.
بدين رو بيشتر به مثابه كاتالوگ يا دفترچه راهنما عمل مىكنند. اما نوشتن و بودن در وبلاگ، خود موضوعيت دارد و بخش فعالى از زندگى وبلاگنويس است. شايد بتوان تفاوتى را كه ميان دفترچه يادداشتهاى شخصى با سررسيد كارپردازان مىبينيم، ميان وبلاگ و وب سايت هم ديد.
اطلاعاتى كه در چنين مكانهايى درج و ثبت مىشود، مجموعهاى از روزنوشتهاى صاحب صفحه، همراه پيوندها و لينكهاى برگزيده او است كه از اين رهگذر خواننده خود را علاوه بر نشاندن بر سر سفره دل، به شبكه هزار توى سايتها و وبلاگهاى ديگر نيز مىبرد.
وبلاگ (Weblog)يا بلاگ (Blog) كه تركيبى است از دو كلمه web به معناى شبكه جهانى و log به معناى گزارش روزانه يا روزنوشت، به يادداشتهايى گفته مىشود كه يك يا چند نفر به صورت روزانه يا هفتگى يا گاه به گاه مىنويسند و به اينترنت مىسپارند. لاگ (log)، چندين معناى ديگر نيز دارد كه از آن ميان، برابرهاى فارسى زير با وبلاگ، تناسب بيشترى مىيابد:
قطعه، دفتر روزانه، ثبت رخدادها، سررسيد.
نوشتار حاضر، ديدارى تازه با نسل جديدى از بلندگوهاى مدرن است كه پس از توضيحاتى كوتاه درباره نفوذ و گستره اينترنت، به يكى از امكانات بديع و شگفت آن مىپردازد كه وبلاگ نام گرفته و اكنون شهرت عالمگيرى يافته است.
چكيده
نوشتار حاضر، ديدارى تازه با نسل جديدى از بلندگوهاى مدرن است كه پس از توضيحاتى كوتاه درباره نفوذ و گستره اينترنت، به يكى از امكانات بديع و شگفت آن مىپردازد كه وبلاگ نام گرفته و اكنون شهرت عالمگيرى يافته است. امكانات بىحد و اندازه اين پديده پرتوان و جذّاب، همگان را وامىدارد كه براى ابلاغ مرام يا اظهار آرمانهاى شخصى يا ملّى يا الهى خود، بدان روى كنند، و از قابليتها و خدمات رايگان آن سود برند. نيز پارهاى از برترىها، امكانات، كارايىها و امتيازهاى آن را مىشمارد و آنگاه با ديگر رسانههاى مرسوم ـ به ويژه نشريات كاغذين ـ مقايسه مىگردد. سپس اين نكته را يادآور مىشود كه آيا توجيهى براى غفلت نويسندگان دينگرا، از اين محيط پر جنب و جوش و فعال، و بى مهرى بدان وجود دارد. وبلاگ نويسى، اين توانايى را دارد كه نوع جديد و مدرنترى از تبليغ دينى را پذيرايى كند: تبليغ ديجيتالى.
كليد واژگان: اينترنت، وب، وبلاگ، دين، رسانه، تبليغ.
از غار نوشت تا تار نوشت
انسان كه ارسطوييان، او را حيوان ناطق مىنامند، تعريفها و مميزههاى ديگرى نيز دارد كه عينىترين آنها قدرت و امكان ثبت دريافتهاى درونى و پيرامونى خويش است. او مىتواند دانستهها، شنيدهها، دريافتها، تأثرات، عواطف، هيجانها و حتى واگويههاى درون بىتاب خود را ثبت و يا اظهار كند. انسان مدرن كه بيش از اسلاف و نياكانش به فرديت خود مىانديشد و براى خود وجودى مستقل از اجتماع مىبيند و ذوب شدن در گرايشهاى فراگير جامعه را تاب نمىآورد، تعريف ديگرى را نيز براى خود مىجويد. در اين تعريف جديد، او موجودى است فرهنگنگار و انديشهگزار كه بى وقفه در كار تمدنسازى و بيرون كاوى است و هرگز سهم خود را در چرخه بىمدارى زندگى از ياد نمىبرد. مدنيّت مدرن و حتى سنتى او از همين جا آغاز مىشود و شايد روزى ـ روزگارى در همين جا نيز آرام گيرد و پايان پذيرد.
او، نگارش و گزارش خود را از آنچه ديده، شنيده، فهميده و يا به ديگر حواس خود دريافته، از تبديل ديوارههاى غار زندگى به تابلوهاى نقاشى آغاز كرد و سپس خط را آفريد و پاپيروس را به كار گرفت و تا كاغذ و چاپ و نهضت گوتنبرگى و روزنامهنگارى و مقالهنويسى و... از پاى ننشست. برايند همهى آن تجربههاى ساده و پيشرفتهاى لاكپشتى، اكنون در صفحههايى از جنس نور و موج و شيشه نمودارند: وب.
اين صفحههاى ديجيتالى كه نَسَب به ديوارههاى غار مىرسانند، ميزبانى به دست و دل بازى شبكه جهانى اينترنت دارند كه در هر خانهاى، گوشهاى و حتى گاه اتاقى را در اختيار خود گرفته است. چنين است كه مىتوان گفت مسير اطلاع رسانى و تاريخ فرهنگ نگارى و انديشه گزارى انسان كه با غار نوشت آغاز شده بود، اكنون به تار نوشت،(2) بار انداخته است. بىهيچ شك و گمانى پديدهى بزرگ قرن حاضر را، بايد همين معجزه انسان معاصر در پهنهى اطلاع رسانى و پردازش گرى WWWها دانست. شهروندان جهان، به اختيارِ توأم با ناگزيرى، ذهن و روح خود را چنان تسليم اين فضاهاى مجازين و كاوشگرىهاى آن كردهاند كه گويى باغچهاى كوچك در حياطى خلوت و سنتى، زير پاى مرغان گرسنه خانگى قرار گرفته است.
حجم عظيمى از اين سرزمين عجايب را وبلاگها يا وبلاگ شهر تشكيل مىدهد. حضور شتابان و بى امان اين نشريههاى شيشهاى، چنان است كه «وبلاگ» كلمه قرن نام گرفت. به گفته آمارها، بسامد هيچ كلمهاى در سدهى حاضر، به پايه و شمار «وبلاگ» نمىرسد.(3) اگر كسى در اول آوريل سال 2004 كلمه «وبلاگ» را در گوگل جستجو مىكرد، عدد 24 ميليون را مىديد؛ اما يك هفته پس از آن، نتيجه همين جستجو سه ميليون فربهتر شد و در سوم ژانويه 2005، خود را به رقم 35 ميليون نيز رساند.(4) نيز بر اساس آخرين آمارها چهار ميليون و پانصد هزار وبلاگ به زبانهاى مختلف در جهان وجود دارد كه پيشبينى مىشود اين رقم در سال 2006 از مرز 6 ميليون نيز بگذرد.(5) اگر همين تعداد را در شمار فراوان خوانندگان و وبگردان ضرب كنيم، عدد شگفتى سر برمىآورد كه هماره آرزوى همه نويسندگان و صاحبان هر گونه رسانهاى بوده است .
ايران نت
بيش از يك دهه از ورود اينترنت به ايران مىگذرد. در اين مدتِ نه چندان طولانى، همهى ايرانيان هم داستان با همهى مردم جهان اين معجزهى بشرى را، آغوش استقبال گشودهاند و آن را توانمندترين فناورى انسان معاصر در عرصههاى اطلاعرسانى، آموزش، تحقيق، تبليغ انديشه، تبليغات تجارى، اخبار، سياست، اعتراض، تجارت، جشن، همايش، آمار، جنگ روانى، رايزنى، طنز، بازى و تفريح، مكاتبات، مخابرات، ارتباطات شخصى، تخليههاى روانى، دانلود نرمافزار، اينترنت، وبلاگ، كامپيوتر و.... يافتهاند. قابليتهاى بىشمار، دسترسى آسان، تنوع، جذابيتهاى سمعى ـ بصرى، مخاطبيابى آسان و هزاران دليل ديگر، اينترنت را تابوى تمدن مدرن كرده است؛ تابويى كه شكستن آن نه ممكن است و نه لازم. مىتوان گفت و از عهده نيز برآمد كه اگر كسى سرگذشت مدنى انسان را به دو دورهى قبل و بعد از اختراع اينترنت تقسيم كند، چندان بىراه نرفته است.
مقابله و مواجهه قهرآميز با اين پديدهى قهار، به هر دليلى كه باشد، تجربههاى خوشايندى را نصيب مخالفانش نكرده است. چينىها، بيشترين و طولانىترين مقاومت را در برابر لشكر سايتها و WWWها كردند. نتيجهى اين نزاع توانفرسا، آن شده است كه اكنون اين كشور پهناور و پرجمعيت، بيشترين كاربران اينترنتى را در جهان، پس از آمريكا دارد!
بر اساس مطالعات «گروه پژوهشى مدار» تا پايان سومين فصل سال 2002، بيش از دو ميليون نفر در ايران به اينترنت دسترسى داشتهاند. اين رقم نسبت به سپتامبر 2001، افزايش صد درصدى از خود نشان مىدهد و به حتم همين سير را در سالهاى پسين، ادامه خواهد داد. آمارى كه از سوى وزارت ارتباطات و فناورى اعلام شده است، ارقام شگفتترى را نيز نشان مىدهد. بر اساس اين آمار، در پايان سال 1381، هفت ميليون نفر كارت اينترنت خريدهاند. اين آمار و ارقام نسبت به سال 80 ، از حدود 90% افزايش خبر مىدهد. اين همه در حالى است كه هزينه اتصال به اين شبكه جهانى اينترنت در ايران، بسيار بيش از برخى كشورهاى ديگر است .اينترنت در ايران مانند بسيارى ديگر از رسانهها چندان جايگاه و مرتبه واقعى خود را نيافته است. به دليل حساسيتهاى اخلاقى و سياسى، بسيارى از سرزمينهاى آن ممنوع الورودند و براى شمار فراوانى از كاربران، هنوز بيش از وسيلهاى براى سرگرمى و گذران وقت نيست. در ايران، رسانهها و مراكز سنتى، به سختى جاى خودرا به اين رقيب جوان و تازه نفس مىدهند ؛ اما اين سيل را بيش از اين سد نمىتوان كرد و گويا اينجا نيز غير تسليم و رضا نيست چارهاى.
بيش از اين نيازى به گفتن دربارهى اهميت و گستره و كارايى اينترنت در جهان و ايران نيست. آنچه اكنون در كانون توجهات ملّى قرار گرفته است، بهينه سازى روشهاى اينترنتپردازى و چگونگى استفاده از اين گنجينهى ديجيتالى است.
وبلاگ و وبلاگنويسى در ايران
اينترنت، خود پديدهاى شگرف است و تا كنون نيز شگفتىهاى بسيارى آفريده است ؛ اما در ميان همهى امكانات و شعبده بازىهاى او، وبلاگ حكايتى ديگر دارد كه بس شنيدنى و بسيار يادكردنى است.
وبلاگها، فضاهاى رايگان يا ارزان اينترنتى هستند كه يادداشتهاى شخصى يا پاره نوشتههاى ناويراسته نويسندگان حرفهاى و بيشتر غير حرفهاى، و نيز آخرين رهيافتهاى علمى يا عاطفى آنان را در خود جاى مىدهند و در ديدرس ميليونها رهگذر آشنا و ناآشنا مىگذارند. به عبارت ديگر Weblog يا Web ligمكان و فضايى در شبكهى جهانى اينترنت است كه معمولا مبدئى شخصى و غير تجارى دارد. تفاوت عمدهى آن با سايت يا وب سايت، در رايگان بودن آن و بهرهگيرى بى مزد و منت از سرورهاى عمومى است. نيز وبلاگها بر خلاف اكثر سايتها در فاصلههاى زمانى كوتاه (گاه هر يك ساعت و حتى كمتر از آن) به روز مىشوند و گسترهى عظيمى از موضوعات را پوشش مىدهند. تفاوت ظريف ديگرى كه مىتوان ميان وب سايت و وبلاگ شمرد، وسيله بودن اولى، و موضوعيت داشتن دومى است ؛ يعنى سايتها معمولا برنامه و وظيفهاى جز گزارش و نماياندن چهره سازمان يا مركز يا حزب يا گروهى را ندارند.
بدين رو بيشتر به مثابه كاتالوگ يا دفترچه راهنما عمل مىكنند. اما نوشتن و بودن در وبلاگ، خود موضوعيت دارد و بخش فعالى از زندگى وبلاگنويس است. شايد بتوان تفاوتى را كه ميان دفترچه يادداشتهاى شخصى با سررسيد كارپردازان مىبينيم، ميان وبلاگ و وب سايت هم ديد.
اطلاعاتى كه در چنين مكانهايى درج و ثبت مىشود، مجموعهاى از روزنوشتهاى صاحب صفحه، همراه پيوندها و لينكهاى برگزيده او است كه از اين رهگذر خواننده خود را علاوه بر نشاندن بر سر سفره دل، به شبكه هزار توى سايتها و وبلاگهاى ديگر نيز مىبرد.
وبلاگ (Weblog)يا بلاگ (Blog) كه تركيبى است از دو كلمه web به معناى شبكه جهانى و log به معناى گزارش روزانه يا روزنوشت، به يادداشتهايى گفته مىشود كه يك يا چند نفر به صورت روزانه يا هفتگى يا گاه به گاه مىنويسند و به اينترنت مىسپارند. لاگ (log)، چندين معناى ديگر نيز دارد كه از آن ميان، برابرهاى فارسى زير با وبلاگ، تناسب بيشترى مىيابد:
قطعه، دفتر روزانه، ثبت رخدادها، سررسيد.


Comment