Weblog - Manbare Digital

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    Weblog - Manbare Digital

    وبلاگ، منبرهاى ديجيتال


    نوشتار حاضر، ديدارى تازه با نسل جديدى از بلندگوهاى مدرن است كه پس از توضيحاتى كوتاه درباره نفوذ و گستره اينترنت، به يكى از امكانات بديع و شگفت آن مى‏پردازد كه وبلاگ نام گرفته و اكنون شهرت عالم‏گيرى يافته است.


    چكيده

    نوشتار حاضر، ديدارى تازه با نسل جديدى از بلندگوهاى مدرن است كه پس از توضيحاتى كوتاه درباره نفوذ و گستره اينترنت، به يكى از امكانات بديع و شگفت آن مى‏پردازد كه وبلاگ نام گرفته و اكنون شهرت عالم‏گيرى يافته است. امكانات بى‏حد و اندازه اين پديده پرتوان و جذّاب، همگان را وامى‏دارد كه براى ابلاغ مرام يا اظهار آرمان‏هاى شخصى يا ملّى يا الهى خود، بدان روى كنند، و از قابليت‏ها و خدمات رايگان آن سود برند. نيز پاره‏اى از برترى‏ها، امكانات، كارايى‏ها و امتيازهاى آن را مى‏شمارد و آن‏گاه با ديگر رسانه‏هاى مرسوم ـ به ويژه نشريات كاغذين ـ مقايسه مى‏گردد. سپس اين نكته را يادآور مى‏شود كه آيا توجيهى براى غفلت نويسندگان دين‏گرا، از اين محيط پر جنب و جوش و فعال، و بى مهرى بدان وجود دارد. وبلاگ نويسى، اين توانايى را دارد كه نوع جديد و مدرن‏ترى از تبليغ دينى را پذيرايى كند: تبليغ ديجيتالى.

    كليد واژگان: اينترنت، وب، وبلاگ، دين، رسانه، تبليغ.


    از غار نوشت تا تار نوشت

    انسان كه ارسطوييان، او را حيوان ناطق مى‏نامند، تعريف‏ها و مميزه‏هاى ديگرى نيز دارد كه عينى‏ترين آنها قدرت و امكان ثبت دريافت‏هاى درونى و پيرامونى خويش است. او مى‏تواند دانسته‏ها، شنيده‏ها، دريافت‏ها، تأثرات، عواطف، هيجان‏ها و حتى واگويه‏هاى درون بى‏تاب خود را ثبت و يا اظهار كند. انسان مدرن كه بيش از اسلاف و نياكانش به فرديت خود مى‏انديشد و براى خود وجودى مستقل از اجتماع مى‏بيند و ذوب شدن در گرايش‏هاى فراگير جامعه را تاب نمى‏آورد، تعريف ديگرى را نيز براى خود مى‏جويد. در اين تعريف جديد، او موجودى است فرهنگ‏نگار و انديشه‏گزار كه بى وقفه در كار تمدن‏سازى و بيرون كاوى است و هرگز سهم خود را در چرخه بى‏مدارى زندگى از ياد نمى‏برد. مدنيّت مدرن و حتى سنتى او از همين جا آغاز مى‏شود و شايد روزى ـ روزگارى در همين جا نيز آرام گيرد و پايان پذيرد.

    او، نگارش و گزارش خود را از آنچه ديده، شنيده، فهميده و يا به ديگر حواس خود دريافته، از تبديل ديواره‏هاى غار زندگى به تابلوهاى نقاشى آغاز كرد و سپس خط را آفريد و پاپيروس را به كار گرفت و تا كاغذ و چاپ و نهضت گوتنبرگى و روزنامه‏نگارى و مقاله‏نويسى و... از پاى ننشست. برايند همه‏ى آن تجربه‏هاى ساده و پيشرفت‏هاى لاك‏پشتى، اكنون در صفحه‏هايى از جنس نور و موج و شيشه نمودارند: وب.

    اين صفحه‏هاى ديجيتالى كه نَسَب به ديواره‏هاى غار مى‏رسانند، ميزبانى به دست و دل بازى شبكه جهانى اينترنت دارند كه در هر خانه‏اى، گوشه‏اى و حتى گاه اتاقى را در اختيار خود گرفته است. چنين است كه مى‏توان گفت مسير اطلاع رسانى و تاريخ فرهنگ نگارى و انديشه گزارى انسان كه با غار نوشت آغاز شده بود، اكنون به تار نوشت،(2) بار انداخته است. بى‏هيچ شك و گمانى پديده‏ى بزرگ قرن حاضر را، بايد همين معجزه انسان معاصر در پهنه‏ى اطلاع رسانى و پردازش گرى WWWها دانست. شهروندان جهان، به اختيارِ توأم با ناگزيرى، ذهن و روح خود را چنان تسليم اين فضاهاى مجازين و كاوش‏گرى‏هاى آن كرده‏اند كه گويى باغچه‏اى كوچك در حياطى خلوت و سنتى، زير پاى مرغان گرسنه خانگى قرار گرفته است.

    حجم عظيمى از اين سرزمين عجايب را وبلاگ‏ها يا وبلاگ شهر تشكيل مى‏دهد. حضور شتابان و بى امان اين نشريه‏هاى شيشه‏اى، چنان است كه «وبلاگ» كلمه قرن نام گرفت. به گفته آمارها، بسامد هيچ كلمه‏اى در سده‏ى حاضر، به پايه و شمار «وبلاگ» نمى‏رسد.(3) اگر كسى در اول آوريل سال 2004 كلمه «وبلاگ» را در گوگل جستجو مى‏كرد، عدد 24 ميليون را مى‏ديد؛ اما يك هفته پس از آن، نتيجه همين جستجو سه ميليون فربه‏تر شد و در سوم ژانويه 2005، خود را به رقم 35 ميليون نيز رساند.(4) نيز بر اساس آخرين آمارها چهار ميليون و پانصد هزار وبلاگ به زبان‏هاى مختلف در جهان وجود دارد كه پيش‏بينى مى‏شود اين رقم در سال 2006 از مرز 6 ميليون نيز بگذرد.(5) اگر همين تعداد را در شمار فراوان خوانندگان و وبگردان ضرب كنيم، عدد شگفتى سر برمى‏آورد كه هماره آرزوى همه نويسندگان و صاحبان هر گونه رسانه‏اى بوده است .


    ايران نت
    بيش از يك دهه از ورود اينترنت به ايران مى‏گذرد. در اين مدتِ نه چندان طولانى، همه‏ى ايرانيان هم داستان با همه‏ى مردم جهان اين معجزه‏ى بشرى را، آغوش استقبال گشوده‏اند و آن را توانمندترين فناورى انسان معاصر در عرصه‏هاى اطلاع‏رسانى، آموزش، تحقيق، تبليغ انديشه، تبليغات تجارى، اخبار، سياست، اعتراض، تجارت، جشن، همايش، آمار، جنگ روانى، رايزنى، طنز، بازى و تفريح، مكاتبات، مخابرات، ارتباطات شخصى، تخليه‏هاى روانى، دانلود نرم‏افزار، اينترنت، وبلاگ، كامپيوتر و.... يافته‏اند. قابليت‏هاى بى‏شمار، دسترسى آسان، تنوع، جذابيت‏هاى سمعى ـ بصرى، مخاطب‏يابى آسان و هزاران دليل ديگر، اينترنت را تابوى تمدن مدرن كرده است؛ تابويى كه شكستن آن نه ممكن است و نه لازم. مى‏توان گفت و از عهده نيز برآمد كه اگر كسى سرگذشت مدنى انسان را به دو دوره‏ى قبل و بعد از اختراع اينترنت تقسيم كند، چندان بى‏راه نرفته است.

    مقابله و مواجهه قهرآميز با اين پديده‏ى قهار، به هر دليلى كه باشد، تجربه‏هاى خوشايندى را نصيب مخالفانش نكرده است. چينى‏ها، بيشترين و طولانى‏ترين مقاومت را در برابر لشكر سايت‏ها و WWWها كردند. نتيجه‏ى اين نزاع توان‏فرسا، آن شده است كه اكنون اين كشور پهناور و پرجمعيت، بيشترين كاربران اينترنتى را در جهان، پس از آمريكا دارد!

    بر اساس مطالعات «گروه پژوهشى مدار» تا پايان سومين فصل سال 2002، بيش از دو ميليون نفر در ايران به اينترنت دسترسى داشته‏اند. اين رقم نسبت به سپتامبر 2001، افزايش صد درصدى از خود نشان مى‏دهد و به حتم همين سير را در سال‏هاى پسين، ادامه خواهد داد. آمارى كه از سوى وزارت ارتباطات و فناورى اعلام شده است، ارقام شگفت‏ترى را نيز نشان مى‏دهد. بر اساس اين آمار، در پايان سال 1381، هفت ميليون نفر كارت اينترنت خريده‏اند. اين آمار و ارقام نسبت به سال 80 ، از حدود 90% افزايش خبر مى‏دهد. اين همه در حالى است كه هزينه اتصال به اين شبكه جهانى اينترنت در ايران، بسيار بيش از برخى كشورهاى ديگر است .اينترنت در ايران مانند بسيارى ديگر از رسانه‏ها چندان جايگاه و مرتبه واقعى خود را نيافته است. به دليل حساسيت‏هاى اخلاقى و سياسى، بسيارى از سرزمين‏هاى آن ممنوع الورودند و براى شمار فراوانى از كاربران، هنوز بيش از وسيله‏اى براى سرگرمى و گذران وقت نيست. در ايران، رسانه‏ها و مراكز سنتى، به سختى جاى خودرا به اين رقيب جوان و تازه نفس مى‏دهند ؛ اما اين سيل را بيش از اين سد نمى‏توان كرد و گويا اينجا نيز غير تسليم و رضا نيست چاره‏اى.

    بيش از اين نيازى به گفتن درباره‏ى اهميت و گستره و كارايى اينترنت در جهان و ايران نيست. آنچه اكنون در كانون توجهات ملّى قرار گرفته است، بهينه سازى روش‏هاى اينترنت‏پردازى و چگونگى استفاده از اين گنجينه‏ى ديجيتالى است.


    وبلاگ و وبلاگ‏نويسى در ايران
    اينترنت، خود پديده‏اى شگرف است و تا كنون نيز شگفتى‏هاى بسيارى آفريده است ؛ اما در ميان همه‏ى امكانات و شعبده بازى‏هاى او، وبلاگ حكايتى ديگر دارد كه بس شنيدنى و بسيار يادكردنى است.

    وبلاگ‏ها، فضاهاى رايگان يا ارزان اينترنتى هستند كه يادداشت‏هاى شخصى يا پاره نوشته‏هاى ناويراسته نويسندگان حرفه‏اى و بيشتر غير حرفه‏اى، و نيز آخرين رهيافت‏هاى علمى يا عاطفى آنان را در خود جاى مى‏دهند و در ديدرس ميليون‏ها رهگذر آشنا و ناآشنا مى‏گذارند. به عبارت ديگر Weblog يا Web ligمكان و فضايى در شبكه‏ى جهانى اينترنت است كه معمولا مبدئى شخصى و غير تجارى دارد. تفاوت عمده‏ى آن با سايت يا وب سايت، در رايگان بودن آن و بهره‏گيرى بى مزد و منت از سرورهاى عمومى است. نيز وبلاگ‏ها بر خلاف اكثر سايت‏ها در فاصله‏هاى زمانى كوتاه (گاه هر يك ساعت و حتى كمتر از آن) به روز مى‏شوند و گستره‏ى عظيمى از موضوعات را پوشش مى‏دهند. تفاوت ظريف ديگرى كه مى‏توان ميان وب سايت و وبلاگ شمرد، وسيله بودن اولى، و موضوعيت داشتن دومى است ؛ يعنى سايت‏ها معمولا برنامه و وظيفه‏اى جز گزارش و نماياندن چهره سازمان يا مركز يا حزب يا گروهى را ندارند.

    بدين رو بيشتر به مثابه كاتالوگ يا دفترچه راهنما عمل مى‏كنند. اما نوشتن و بودن در وبلاگ، خود موضوعيت دارد و بخش فعالى از زندگى وبلاگ‏نويس است. شايد بتوان تفاوتى را كه ميان دفترچه يادداشت‏هاى شخصى با سررسيد كارپردازان مى‏بينيم، ميان وبلاگ و وب سايت هم ديد.

    اطلاعاتى كه در چنين مكان‏هايى درج و ثبت مى‏شود، مجموعه‏اى از روزنوشت‏هاى صاحب صفحه، همراه پيوندها و لينك‏هاى برگزيده او است كه از اين رهگذر خواننده خود را علاوه بر نشاندن بر سر سفره دل، به شبكه هزار توى سايت‏ها و وبلاگ‏هاى ديگر نيز مى‏برد.

    وبلاگ (Weblog)يا بلاگ (Blog) كه تركيبى است از دو كلمه web به معناى شبكه جهانى و log به معناى گزارش روزانه يا روزنوشت، به يادداشت‏هايى گفته مى‏شود كه يك يا چند نفر به صورت روزانه يا هفتگى يا گاه به گاه مى‏نويسند و به اينترنت مى‏سپارند. لاگ (log)، چندين معناى ديگر نيز دارد كه از آن ميان، برابرهاى فارسى زير با وبلاگ، تناسب بيشترى مى‏يابد:

    قطعه، دفتر روزانه، ثبت رخدادها، سررسيد.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #2
    بدين رو، هم وجه نام‏گذارى وبلاگ آشكار مى‏شود و هم مى‏توان معادل‏هاى فارسى«روزنوشت»، «روزنگار» و يا «تارنوشت» را براى آن برگزيد.

    پرشين بلاگ (persianblog) كه خود را اولين سرويس وبلاگ ويژه فارسى زبانان و بزرگ‏ترين جامعه اينترنتى فارسى نويسان مى‏داند، تعريفى گويا از وبلاگ را در صفحه نخست خود نشانده است.

    وبلاگ، محيطى است كه به شما امكان انتشار ايده‏ها، افكار و ديدگاه‏هاى خود، همانند يك روزنامه‏نگار را مى‏دهد. احتياجى نيست كه يك مقاله و يا داستان طولانى بنويسيد، بلكه يك وبلاگ نويس ذهنيات خود را پيرامون مسايل مورد علاقه‏اش ارائه مى‏كند؛ بدون اينكه اين ايده‏ها به طور كامل بررسى شده باشند يا مثلا" از لحاظ دستور يا زيبايى جمله در حد عالى باشند. عاملى كه باعث محبوبيت و رشد سريع پديده وبلاگ در ميان كاربران اينترنت شده است، راحتى استفاده از اين ابزار مى‏باشد. با استفاده از سيستم‏هاى موجود در وبلاگ، بدون نياز به صرف وقت و هزينه براى طراحى كامل يك سايت اختصاصى، تنهابا پر كردن چند فرم تحت وب مى‏توانيد شروع به نوشتن مطلب در قالب يك سايت اختصاصى كنيد.

    وبلاگ‏ها غير رسمى‏ترين رسانه‏هاى مردمى‏اند؛ به همين دليل، هيچ گونه تعريف رسمى و ضابطه دست و پاگيرى را بر نمى‏تابند. گذرى كوتاه در نوشته‏ها و اشارات وبلاگ‏نويسان، نشان مى‏دهد كه آنان خود ترجيح مى‏دهند وبلاگ را با يك كلمه يا يك تركيب ساده تعريف كنند؛ كلماتى مانند مجله شخصى، كافه اينترنتى، پاتوق، دفترچه باز، دلنوشته، پنجره‏اى به جهان بيرون، روزنوشت، روزنگار، يادداشت‏هاى خصوصى.به گمان نگارنده نيز، همين كلمات ساده و رايج، شناخت درست‏تر و گوياترى از وبلاگ‏ها به ما مى‏دهد؛ اما نگاه علمى‏ترى نيز مى‏توان به آنها انداخت.

    بشر در طى چند سال گذشته، قدم در دنياى جديدى گذاشته كه بدون شك يكى از مهم‏ترين دستاوردهاى آن تحول و دگرگونى اساسى در ارتباط با نحوه نشر اطلاعات است. به كارگيرى پتانسيل‏هاى وب در نشر دانش و اطلاعات، ضمن غلبه بر محدوديت‏هاى زمانى و مكانى، حق انتخاب مخاطب را ارج نهاده و بسترى مناسب براى تعاملات اطلاعاتى دو سويه فراهم نموده است. در اين ميان وبلاگ (weblog) يا بلاگ (blog) يكى از جذاب‏ترين ابزارهايى است كه به افراد امكان مى‏دهد تا نظرات، افكار و انديشه‏هايشان و هر آنچه را كه در دل دارند، به جهانيان باز گويند. امكان انتشار انديشه‏ها و عقايد تا به امروز تنها براى بخش خاصى از جامعه، همچون نويسندگان، انديشه‏مندان، دولت مردان و اديبان فراهم‏بوده است؛ اما وبلاگ اين امكان را براى اقشار مختلف، اعم از زن و مرد، و پير و جوان ايجاد كرده است. فرض كنيد ابزارى ارزان قيمت براى انتشار مطالب در اختيار هر صاحب قلمى باشد كه بتواند با استفاده از آن، اخبار، گزارش‏ها، عقايد، ديدگاهها و نقطه نظرات خود را در رابطه با موضوعات مورد علاقه‏ى خود، بدون محدوديت‏هاى مرسوم بيان كند. و مهم‏تر از آن، از نظرات مخاطبان نسبت به مطالب منتشر شده نيز آگاهى يابد. آيا شما علاقه‏مند به استفاده از چنين ابزارى نخواهيد بود؟ آيا تمايل به داشتن يك رسانه شخصى نداريد كه در آن بتوانيد موضوعات مورد علاقه‏ى خود را بيان كنيد؟(6)

    نيز مى‏توان افزود كه وبلاگ و وبلاگ‏نويسى، بخشى از توانايى و فضايى است كه اينترنت به رايگان در اختيار ميليون‏ها مهمان خوانده و ناخوانده خود گذاشته است تا در آنجا انديشه‏ها و آرزوهايشان را به قلم آورند، و با همدلان ناآشنا و گاه آشنا دردِدل گويند و تلخى‏هاى زندگى فرو شويند و يا ديگران را از شيرينى‏هاى درون خويش كام بخشند. اين صفحه‏هاى شيشه‏اى كه همه گونه فاصله‏هاى زمانى و مكانى را ميان نويسنده و خواننده برداشته است و نوشتن در آنها همزمان است با خواندن آن براى هر كس كه در هر جاى دنيا آن لاين باشد، روزنامه‏ها يا مجلات شخصى انسان‏هاى بى‏شمارى است كه نويسنده، سردبير، ويراستار، ناشر، موزّع، حروف‏چين، صفحه‏آرا و طراح آنها يك نفر است؛ يعنى نويسنده، سردبير مجله خويش است ونيز ناشر و ويراستار آن و... هر كه را كه در سر انديشه‏اى است يا در دل سودايى، با هر انگيزه‏اى، مى‏تواند مجله‏اى در اين بيكرانه هزار تُو راه اندازد و در هر فرصت كه خود خواست يا توانست، صفحه‏اى و حتى جمله يا كلمه‏اى بر آن بيفزايد يا از نوشته‏هاى پيشين بكاهد. همه‏ى آنان كه خواهان گفتن و نوشتن و اظهار وجودند، مى‏توانند با كمترين هزينه، تابلو و پرده آشكارى از احساسات و انديشه‏هاى خود را پيش‏چشم هزاران رهگذر (وبگرد) نصب كنند و خود بايستند و تأثير سخن خويش را به چشم ببينند. بدين ترتيب وبلاگ، يعنى ارتباط آسان، رايگان، دوسويه، دل‏خواه و همگانى با هر چشم و دلى كه گذارش به خانه‏ى نورى ما مى‏افتد، يا به دعوت ما مى‏آيد. نخستين وبلاگ ايرانى در شهريور سال 1380 روى شبكه اينترنت ظاهر شد. يك ماه طول كشيد تا وبلاگ دوم نيز از راه برسد؛ اما دو ماه پس از تولد دومين وبلاگ، شمار وبلاگ‏هاى ايرانى به 120 عنوان رسيد. هم‏اكنون على‏رغم اينكه بيش از سه سال از عمر اين نشريه‏هاى الكترونيكى در ايران نگذشته است، موج‏هاى بسيارى از هر سوى اين درياى متلاطم گردن افراشته و طبقات مختلفى از جامعه را به خود مشغول كرده است. نويسندگان وبلاگ، از ميان همه اصناف و سطوح اجتماعى، و از دل جامعه سر برآورده‏اند؛ از نام آشناترين انديشه‏وران تاگمنام‏ترين جوانان كشور. هر چند آمار دقيقى از شمار وبلاگ‏هاى ايرانى در دست نيست، اما از سوى منابع معتبر جهانى، زبان فارسى، زبان چهارم وبلاگ نويسى در جهان اعلام شده است. اما همان طور كه از شابِك كتاب‏هاى فارسى نيز پيدا است، اين زبان رتبه خوشايندى در تأليف و روزنامه‏نگارى ندارد.

    در خرداد ماه 1383 اولين جشنواره‏ى وبلاگ نويسان ايرانى، در تهران برگزار شد. شركت كنندگان در اين همايش بديع، جوانان فرهيخته و ذوق مندى بودند كه هر يك، روزانه بخشى از وقت خود را به وب نويسى يا وبگردى اختصاص داده بودند. آنان وبلاگ نويسى را بخشى از هويت جديد خود در جهان امروزين مى‏دانستند و همگى مصمم به گسترش كمّى و كيفى وبلاگ‏هاى خود بودند. نخستين جشنواره دانشجويان وبلاگ‏نويس ايران نيز در نخستين فصل سال 1384 برگزار مى‏شود. به گفته‏ى دبير جشنواره: «اين همايش، شامل رقابت در چهار حوزه‏ى موضوعى و فنى است، و همچنين نخستين نمايشگاه وبلاگ را كه گردهمايى برترين وبلاگ‏نويسان دانشجويى ايران است، در خود جاى داده است. بدين ترتيب ايجاد ارتباط و رقابت دانشجويان وبلاگ‏نويس، از اهداف اين جشنواره است، كه تشويق كننده استفاده هر چه بيشتر از وبلاگ، و زمينه‏ساز شكل‏گيرى گروه‏هاى دانشجويى وبلاگ‏نويس در همه‏ى دانشگاه‏هاى كشور خواهد بود.»(7) اين خبر زير نيز خالى از عبرت و تأمل نيست:

    به گزارش بخش خبر «سايت اخبار فناورى اطلاعات ايران» از «خبرگزارى سينا» بر اساس گزارش روابط عمومى سازمان ملى جوانان ايران، تنها باگذشت 12 روز از برگزارى مسابقه‏ى «وبلاگ نويسى جوانان و امام خمينى ره» بيش از 2000 وبلاگ نويس تاكنون در اين مسابقه شركت كرده‏اند.

    اكنون هزاران وبلاگ فارسى در اينترنت هر روز، به روز مى‏شوند و هر يك خواندنى‏ترين مطالب همسو با موضوع انتخابى خود را روى صفحه وب مى‏گذارند. برخوردارى از چنين فضاهاى كاملاً منعطف و آماده هرگونه قابليت‏گذارى، كه مصون از محدوديت‏هاى مرسوم است، نويسندگان ايرانى را بر آن داشته است كه تفكرات و آرمان‏هاى خود را در اين درياى بى‏ساحل، شناور كنند و همچون نامه‏اى در بطرى، به هر سو بفرستند. اين رسانه بديع و مدرن، به نويسندگان و دارندگان خود اجازه مى‏دهد كه به دور از قيد و بندهاى معمول و قالب‏هاى تكرارى، از رنج‏ها و دريافت‏ها و اميدهاى زنده خود بگويند وبخوانند و يا درباره نوشته‏هاى ديگران نظر دهند. «وبلاگستان، شهرى است كه در آن هر كس در خانه خود نشسته است و به اختيار خود پنجره‏اى از دنياى درون خود به بيرون گشوده است.»(

    اين نيز گفتنى است كه نبايد نقش اين ابررسانه‏هاى مدرن را در همه‏ى كشورها يكسان دانست. در مناطقى از جهان كه روزنامه‏ها و رسانه‏هاى مشابه آن، بار و كاركرد احزاب را نيز به دوش مى‏كشند، و گاه به آموزشكده‏هاى سيار نيز تبديل ماهيت و تغيير شغل مى‏دهند وبلاگ‏ها حضور و ظهورى قوى‏تر دارند و نقش آفرينى آنها را به عيان مى‏توان ديد.(9) كاركرد آموزشى وبلاگ‏ها نيز، موازى با ديگر كارايى‏هاى آن شگفت‏آور است؛ تا آن جا كه گفته‏اند: «وبلاگ‏ها بزرگترين توليد كنندگان محتواى آموزشى در اينترنت‏اند».(10)

    امتياز ديگر وبلاگ، استقلال آن است، از آنجا كه وبلاگ‏ها هزينه‏اى جز تلفن و اينترنت، بر نويسندگان خود تحميل نمى‏كنند، قادر به حفظ استقلال مالى و فكرى خود هستند. نيك مى‏دانيم كه استقلال و خودمختارى، آرزوى همه‏ى صاحبان قلم و انديشه است. آنچه بيش از همه اين آرزو را براى جمع كثيرى از اهالى قلم دور از دسترس كرده است، وابستگى‏هاى مالى آنان و يا اكثر رسانه‏ها به مراكز قدرت و سرمايه است. ايستادن بر روى پاهاى خود، وبلاگ نويسان را امكان داده است كه بتوانند درباره‏ى آنچه مى‏خواهند و مى‏پسندند، قلم زنند. آيا هيچ نويسنده‏اى را مى‏توان يافت كه بتواند درباره‏ى شخصى‏ترين عواطف و گرايش‏هاى خود، در جايى غير از وبلاگش بنويسد؟ استقلال و ناوابستگى، امتياز ويژه‏ى وبلاگ‏ها است و همين برترى، موجب شده است كه وبلاگ نويسان بتوانند شانه‏ى خود را از زير بار هر نوع مسئوليتى خالى كنند و همان را بنويسند كه در انديشه و قلبشان مى‏گذرد. بله؛ بايد پذيرفت كه اين سكه روى ديگرى نيز دارد؛ زيرا پاسخگو نبودن به هيچ مرجع رسمى و غيررسمى، بسيارى از وبلاگ‏ها را به خانه‏هاى فساد و دريدگى‏هاى چندش آور بدل كرده‏است. نويسنده‏اى كه خود را متعهد به هيچ مقام و مرامى نداند و دادگاه وجدان اخلاقى خود را نيز مُهر و موم كرده باشد، چگونه خواهد نوشت، و چه زهرجان گزايى در روح خوانندگان خود خواهد ريخت؟ به‏يادآوريم كه هر مقاله‏اى در هر روزنامه يا مجله‏اى، مسئوليت‏هاى فراوانى را بر دوش نويسنده، ويراستار، سردبير و مدير مسئول مربوط مى‏گذارد. اما وبلاگ‏ها فارغ از همه‏ى اين گونه مسئوليت‏ها و محدوديت‏هاى صواب و يا خطا، بازتابش خيره كننده‏اى از درون نويسندگان خود هستند. اين تفاوت عمده كه حساب وبلاگ را از همه‏ى رسانه‏هاى سنتى جدا مى‏كند، منشأ كاركردى ديگر نيز براى آن مى‏شود. وقتى نويسندگان چنين محيط‏هايى، خود را رها و آزاد از هرگونه قيد و بندى مى‏بينند، هر آنچه را كه در دل و انديشه دارند، بى هيچ‏گونه ملاحظه‏اى مى‏نويسند و همين بى ملاحظگى و بى پروايى و رهاشدگى مطلق، وبلاگ‏ها را به محلى براى ديدار با پنهانى‏ترين لايه‏هاى اجتماع تبديل مى‏كند. بدين رو است كه برخى هوشمندانه وبلاگ‏ها را «دماسنج اجتماع» ناميده‏اند؛(11) يعنى جايى كه مى‏توان دريافت كه جوانان و طبقه‏ى متوسط شهرى جامعه چگونه مى‏انديشند، خواسته‏هاى آنان چيست و چه آمال و آرزوهايى را در سر مى‏پرورانند. بدين رو بر همه‏ى صاحبان انديشه و مرام و مقام است كه براى آگاهى از موقعيت مرام و انديشه‏ى خود نزد مردمى كه خويشتن را مجبور به هيچ‏گونه سانسور و رياكارى نمى‏بينند، ساعاتى از اوقات روز و شب خود را به وبگردى اختصاص دهند تا مخاطبان ساكت و آرام خود را در مدارس، مساجد، بازار، دانشگاه و يا هر جاى ديگر جامعه بهتر بشناسند؛ زيرا وب‏نويسان اينترنت، در ميان همين مخاطبان و شنوندگان رام و مطيع نشسته‏اند و چشم در چشم‏گويندگان دوخته‏اند. محتواى وبلاگ‏ها راگاه بايد واكنشِ شبانه و مخفيانه جوانان هوشمند كشور، به شنيده‏ها و ديده‏هاى روزانه آنان دانست.

    .
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #3
      موضوعاتى كه بلاگرها (BLOGERS) يا همان نويسندگان وبلاگ، براى مجله‏هاى شخصى خود بر مى‏گزينند، تنوع و گستره كم مانندى دارد. گاه موضوعى عام را از نگاهى خاص مى‏نگرند، و گاه موضوع خاصى را محك اجتماع مى‏زنند. شايد بتوان گفت براى هر يك از علايق و سلايق فردى و اجتماعى، ده‏ها وبلاگ را در اينترنت نام زد كه هر روز بر كمّ و كيف خود مى‏افزايند. پاره‏اى از اين مجلات خودآيين و خودمختار، روزانه هزاران خواننده دارند و برخى نيز براى يافتن خوانندگان بيشتر، در تلاش و تكاپوى لذّت بخشى به سر مى‏برند. خاطره‏نويسى، طنز اجتماعى، يادداشت‏هاى روزانه، سياست، ورزش، متن‏هاى ادبى، مذهب، فرهنگ، هنر، ادبيات داستانى و كلاسيك، آموزش‏هاى فنى، حوادث و نقد و بررسى مسائل جهانى، پاره‏اى از مهم‏ترين دل مشغولى‏هاى بلاگرها است.

      هر يك از اين موضوعات، وقتى به وبلاگ پا مى‏گذارند، لباس رسمى و مهمانى خود را از تن بيرون مى‏آورند و زبانى صميمى، دوستانه و گاه طنزآلود را تجربه مى‏كنند. اكثر وب‏نويسان ايرانى، گرايش آشكارى به ساده‏نويسى و پرهيز از ساختن جملات سنگين دارند. آنان مى‏كوشند فضاى وبلاگ خود را چنان صميمى و مهربان كنند كه پاى هر رهگذرى را براى ماندن و خواندن سست كند. رسمى‏ترين موضوعات و جدّى‏ترين مقولات علمى يا اجتماعى، در وبلاگ به روان‏ترين زبان‏ها و صميمانه‏ترين قلم‏ها بيان مى‏شود. ساختار شكنى وبلاگ‏ها، به همين مقدار ختم نمى‏شود. در وبلاگستان فارسى درباره هر موضوعى سخن مى‏رود و امكانات بسيار جذّاب و فراوان اينترنت، به نويسندگان كمك مى‏كند كه با كمترين هزينه و صرف وقت، بيشترين بهره را از فعاليت خودببرند.

      وبلاگ‏ها براى برخى بيش از يك دفترچه خاطرات معمولى كه گنجايش بسيار، و شكل و شمايل زيبايى دارد، نيست. و براى گروهى نيز فرصتى است براى عرضه و اعلان آخرين رهيافت‏هاى علمى خود. البته هرزه نويسى‏هاى آن هم كم نيست؛ مانند همه‏ى محيط‏هاى اجتماعى و عمومى ديگر كه هرزگى عده‏اى، بخشى از هويت ناگزيرشان شده است. بدين رو اين رسانه نيز مانند همه‏ى ابزارهاى بشر ساخت، هيچ گونه گرايش و جهتى را كانونى خود نكرده است؛ بلكه فقط فرصتى است و مجالى و ابزارى و شگرد كارآمدى براى گستراندن هر گونه فعاليت علمى و غير آن. گمان نگارنده آن است كه آينده اين پديده‏ى شگفت اطلاع رسانى بسى درخشان‏تر از اين است و در روزگارى نه چندان دور، وبلاگ‏نويسى در ايران چنان عموميتى يابد كه اكنون تلفن‏هاى همراه يافته‏اند. اگر صاحبان انديشه و آرمان و منش‏هاى گوناگون، خواهان پردازشى قدرت مندانه به انديشه‏ها و دل‏مشغولى‏هاى خود هستند، بايد هر چه زودتر بر غفلت خود از اين پيام رسان قوى و مدرن غالب آيند
      توش و توان وبلاگ‏ها
      تفاوت عمده‏ى وبلاگ‏ها با سايت‏هاى اينترنتى، رايگان بودن، محتوا و روزآمدى آنها است؛ يعنى هر انسان زنده‏اى مى‏تواند از طريق يكى از سايت‏هاى ويژه، فضايى را در پهناى اينترنت به تمليك خود در آورد و درباره‏ى هر موضوعى كه مى‏پسندد، به هر زبانى كه دوست دارد، براى هر خواننده‏اى كه حضور مى‏رساند، بنويسد. اين برترى‏ها، اكنون چندان به چشم نمى‏آيند، اما به زودى زود، تأثير خود را در جذب همه‏ى صاحبان قلم و انديشه، نشان خواهند داد. شمردن همه‏ى آنچه براى وبلاگ، امتياز به شمار است، به چندين تحقيق گسترده با دو پس زمينه‏هاى علوم ارتباطات و روان‏شناسى قلم محتاج است. آنچه در پى مى‏آيد، گزيده‏اى است كه اگر چه سمت و سويى سنجيده ندارند، اما رنگ و بويى خاص دارند.

      در مجموع مى‏توان برترى‏ها و مميزات وبلاگ را در شاخص‏هاى زير خلاصه كرد:

      1. آزادى عمل و قلم: نويسندگان وبلاگ‏ها آزادند كه هر چه مى‏خواهند و هر قدر كه مى‏توانند و هرگونه كه خود مى‏پسندند، بنويسند. اين مقدار آزادى و بى‏قيدى، زيان‏هاى بسيارى نيز به بار آورده است؛ اما از آن جا كه تعداد خواننده و شمار مراجعان به هر وبلاگ، در سرنوشت اينترنتى آن سخت مؤثر است، وبلاگ‏نويسان مى‏كوشند به سمت رعايت اصول و مراعات اخلاق عمومى و رعايت ضوابط علمى و دامن زدن به جذّابيت‏هاى موجّه‏تر پيش روند، تا بتوانند به حيات مجازى خود در اين فضاهاى به شدت رقابتى ادامه دهند. در حقيقت، وبلاگ‏نويسى مجبور و محكوم به پيروى از هنجارهاى ملّى و بلكه فراملّى است؛ زيرا در غير اين صورت، بدون هيچ‏گونه عامل فيزيكى و خارجى از حجم حضور خود خواهد كاست و چاره‏اى جز گوشه‏نشينى نخواهد داشت، نويسنده وبلاگ در واقع يك گفتگوگر حرفه‏اى است كه اگر آداب هم صحبتى و دوستى را به جا نياورد، اندك‏اندك از نظرها محو خواهد شد و در نهايت بايد به باطل كردن وبلاگ خود تن دهد. حافظ، اين نكته نه چندان كوچك را به نيكى دريافته بود كه مى‏گفت:

      حافظا علم و ادب ورز كه در مجلس شاه هر كه را نيست ادب، لايق صحبت نبود


      با وجود اين، نمى‏توان منكر پاره‏اى زيان‏ها و آفاتى شد كه از رهگذر بى مبالاتى‏ها و ولنگارى‏هاى قلمى و تصويرى، گريبان وبلاگ‏نويسى را گرفته است؛ زيرا به هر روى هيچ‏گاه متاع كفر و دين بى‏مشترى نبوده است. بسيارى از اهل فن نيز بر اين عقيده‏اند كه وبلاگ‏ها بزرگ‏ترين خطر براى زبان فارسى نيز محسوب مى‏شوند؛ زيرا گروه‏هاى بسيارى از اين قلمزنان با نخستين ضوابط نويسندگى و اصول زبان فارسى آشنايى ندارند. اما باور نگارنده، آن است كه در مجموع خدمات وبلاگ‏ها به زبان فارسى، بسيار بيش از زحمات آنها است؛ زيرا اين شيوه‏ى قلمزنى، زبان فارسى را به سمت ساده‏نويسى و مهربانى خاصى برده است كه نقطه‏ى آغاز آن نهضت مشروطيت بود. خوانندگان وبلاگ، نيك مى‏دانند كه در نثر وبلاگ‏ها گاه كمترين تكلف و تصنع به چشم نمى‏آيد. چنين نثر و شيوه‏اى در قلم زدن، هماره آرزوى زبان‏شناسان و زبان دوستان بوده است. روش بلاگرها در نوشتن به گونه‏اى است كه گويى براى خود مى‏نويسند و هيچ اعتنايى به اطراف خود ندارند. مقالات اينترنتى، گاه به صميميت گپ‏هاى بسيار خصوصى و دوستانه است. بديهى است كه خواندن چنين مقالات و نوشته‏هايى هماره توأم با لذت و اثرپذيرى بيشتر خواهد بود.

      آزادى قلم و عمل در وبلاگ شهر، معناى ديگرى نيز دارد كه بر جذابيت‏هاى آن مى‏افزايد، و آن آزاد بودن در كميت و تعداد كلمات هر نوشته است. اگر نويسنده‏اى خواست و توانست همه حرف خود را در يك يا حتى نيم سطر بزند. در كدام نشريه سنتى مى‏تواند مقاله يك يا نيم سطرى خود را منتشر كند؟ رسانه‏هاى سنتى، استانداردهايى را متعهدند كه قادر به عبور از آنها نيستند. پاره‏اى از آن استانداردها و خطوط قرمز، به اندازه و حجم نوشته باز مى‏گردند. مقالات قابل درج در مطبوعات، بايد سايز مناسبى داشته باشند؛ حال آنكه گاه آنچه در ذهن نويسنده‏ها مى‏گذرد، تناسبى با حجمى كه بايد آن را پر كند، ندارد. نويسندگان گاه دوست مى‏دارند حس يا دريافت علمى خود را با كمترين كلمات و در كوتاه‏ترين عبارات باز گويند. آيا مجله يا هر رسانه‏ى ديگرى حاضر مى‏شود مقاله نيم سطرى و يا دو كلمه‏اى چاپ كند؟

      يك معناى ديگر آزادى در وبلاگ، آزادى در موضوع است. بسيارى از موضوعاتى كه گروهى از اهل قلم، مايل به قلم زدن درباره‏ى آنها هستند، عارى از هر گونه همخوانى و همسويى با موضوعاتى است كه مطبوعات رسمى كشورها براى خود برگزيده‏اند. اگر دانشجويى جوان يا طلبه‏اى پرشور، قصد كند تجربيات دوران تحصيل خود را با همه‏ى جزييات و نكات ريز و درشتش، اكنون ـ نه پس از سپرى شدن دوره‏ى آنها ـ بنويسد، آيا رسانه‏هاى موجود كشور قادر به پوشش دادن به نوشته‏هاى او و ديگر هم قطاران او هست؟ فراموش نكنيم كه در دل و جان بسيارى از اهل انديشه، حرف‏هايى هست كه بايد به گونه‏اى اظهار شوند كه چندان هم ظاهر و همگانى نشوند!

      2. لينك (Link): لينك‏ها، ميان بُرهايى است كه مراجعان را براى سفر به هر نقطه ديگر در اينترنت و وبلاگستان ايصال الى المطلوب مى‏كنند. هر وبلاگ مى‏تواند ترمينالى باشد براى مسافرت وبگرد به سايت‏ها، وبلاگ‏ها و ديگر مناطق اينترنت. لينگ‏ها، آدرس‏هايى هستند كه كليك بر روى آنها، ما را به فضاها و سرزمين‏هاى ديگرى در جهان پهناور اينترنت مى‏برد. بدين ترتيب يكى از كاركردهاى بسيار جذاب لينك‏ها آدرس‏يابى منابع (ارائه‏ى طريق) و دست‏يابى (ايصال الى المطلوب) به آنها است. اگر پاورقى‏ها در نشريات سنتى، فقط آدرس را نشان مى‏دهند، لينك‏ها اصل مأخذ و منبع را پيش روى شما ظاهر مى‏كنند. لينك‏ها يا پيوندها، مراجعان را با انبوهى از فضاهاى همسو و متناسب با وبلاگ مربوط، متصل مى‏كنند و بدين رو، هر وبلاگ، دريچه‏اى است براى ورود به ده‏ها يا صدها فضاى ديگر كه با وبلاگ ميزبان هم‏خوانى دارند. اين لينك‏هاى سخاوت‏مند، گاهى وظيفه صوتى يا تصويرى كردن وبلاگ را نيز برعهده مى‏گيرند. يعنى به خواننده اين امكان را مى‏دهند كه به هنگام گشت و گذار در وبلاگ، گوش و چشم خود را نيز بى‏نصيب نگذارند.

      3. چندرسانگى: يك نشريه يا كتاب يا روزنامه سنتى، تنها قادر است از طريق يكى از حواس ما با ما ارتباط برقرار كند؛ اما در وبلاگ‏ها مى‏توانيم هم‏زمان با خواندن، گوش و چشم خود را نيز به كار گيريم. بدين رو وبلاگ‏ها رسانه‏هاى شنيدارى ـ ديدارى ـ نوشتارى. گفتارى اند! اين وضع، آدمى را به ياد درخواست آن شاعر عرب مى‏اندازد كه به ساقى خود گفته بود آن هنگام كه در جام من باده مى‏ريزى، نام آن را نيز ببر تا سهم گوش را نيز داده باشى: اُسقِنى خمرا و قُلنى انّها. به واقع وبلاگ‏ها قادرند به آسانى از همه‏ى فناورى روز براى تأثيرگذارى بر روى خوانده خود مدد گيرند؛ از جلوه‏هاى ويژه گرفته تا موسيقى متن و عكس‏هايى با بالاترين كيفيت و تنوع.

      4. نظردهى / كامِنْت (Comment): يكى از جالب‏ترين قابليت‏هاى وبلاگ‏ها كامنت‏هاى آنها است كه امكان نظرخواهى از خوانندگان را فراهم مى‏كند. هر خواننده مى‏تواند نظر خود را ـ اعم از موافقت، مخالفت يا پيشنهاد ـ در زير هر نوشته وبلاگى بنويسد و به سمع و نظر نويسنده و خوانندگان پس از خود برساند. بدين ترتيب نويسنده نيز در مدتى كوتاه از بازتاب و بازخورد نوشته خود آگاه مى‏شود. اين امكان بسيار مؤثر و مفيد، در هيچ رسانه‏ى ديگرى نيست. اينكه نويسنده بداند خواننده‏ى او درباره نوشته‏اش چه ديدگاه و يا واكنشى دارد، در تكميل مقاله و اصلاح انديشه او تأثير شگرفى دارد. به ويژه آنكه در نظرخواهى و نظرنويسى‏ها، نويسنده مجبور به افشاى نام و هويت خود نيست؛ بنابراين بدون هيچ نگرانى و دغدغه و تعارفى، نويسنده را از نظر خود آگاه مى‏كند.

      كامنت‏گذارى در وبلاگ‏ها گاه چنان جدّى و فعال مى‏شود كه از اصل مقاله اهميت بيشترى مى‏يابد. و يك نوشته‏ى ساده را عملا به يك مباحثه زنده و با نشاط تبديل مى‏كند. بسيارى از نويسندگان خرد و كلان از همين طريق هم ديگر را در گوشه و كنار جهان يافته و شناخته‏اند. هر نويسنده‏اى دوست دارد نظر خواننده‏ى خود را درباره مقاله يا يادداشت كوچكش بداند؛ اما اين امكان در حد وسيع و واقعى فقط در وبلاگستان ممكن است.

      5 . آرشيو (Archive): هر وبلاگ براى خود آرشيوى دارد كه به آسانى، همه‏ى مقالات و مطالب گذشته‏ى خود را يك جا در اختيار وبگرد مى‏گذارد. بلاگر مى‏تواند آرشيو خود را ترتيب موضوعى يا زمانى دهد و دسته‏بندى كند تا خواننده را بدون صرف‏وقت، به مجموعه‏اى از مقالات و مطالب مطلوب رهنمون باشد.

      6 . جستجو (search): اگر بخواهند همراه هر نشريه فهرست تفصيلى و نمايه‏هاى كامل و بى‏كم و كاست آن را نيز چاپ كنند، چندين برابر اصل نشريه خواهد شد. اين حجم عظيم را، وبلاگ در كلمه گنجانده است: جستجو.
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #4


        7. اديت (Edit): تصور كنيد از شما در جايى مقاله‏اى چاپ و منتشر شده است كه در آن مرتكب خطا يا خطاهايى شده‏ايد. اكنون چاره چيست؟ آيا راهى جز صبر كردن و انتشار شماره بعدى نشريه مربوط را انتظار كشيدن، داريد تا توضيح كوتاهى را درباره مقاله‏ى خود در آن درج كنيد؟ اين راه كه گويا تنها راه ممكن نيز مى‏باشد، چه اندازه مى‏تواند خوانندگان مقاله‏ى شما را از اشتباهى كه شما كرديد، مصون نگه دارد؟ وبلاگ، قابليت هرگونه حذف يا تغيير در نوشته‏هاى قبلى را به نويسنده‏اش مى‏دهد. اين قابليت پنهان بيشتر به كار نويسندگانى مى‏آيد كه هماره در حال پيشرفت علمى و تحول قلمى هستند. نويسنده‏اى كه مقاله‏ى خود را به يكى از نشريات رسمى كشور سپرده است، از خود كاملا خلع يد كرده، ديگر حكومتى بر آن ندارد. فقط مى‏تواند در فرصت بعد كه گاه چندين ماه به طول مى‏انجامد ـ اصلاحيه يا مقاله‏ى تكميلى خود را ارسال كند. اما همگان مى‏دانيم كه اين راه نيز چندان هموار نيست و گاه از عهده‏ى تصفيه و تصحيح بر نمى‏آيد. وبلاگ‏نويسان مى‏گويند همچنان كه بر روى هر مدادى، پاك كنى را تعبيه كرده‏اند، بايد در جايى نوشت كه قدرت حذف و اضافه را از نويسنده نگيرد. در غير اين صورت بايد به يكى از دو راه سخت زير تن داد: يا بايد تا به كامل‏ترين درجه علمى نرسيده‏ايم، دست به قلم نبريم؛ زيرا هر لحظه امكان پشيمانى و خطا وجود دارد، و يا آنكه دل به دريا زنيم و از خطا و صواب نوشته خود هيچ نينديشيم! اين هر دو راه اگر چه به چاه مانندترند، اما نويسندگان ما عملا تاكنون همين راه‏ها را پيموده‏اند، اگر چه چندان به روى خود نمى‏آورند.

        8 . اشتراك / آبونمان (Subscription): وبلاگ‏ها در فاصله‏هاى زمانى بسيار متفاوت به روز مى‏شوند؛ برخى هرچند ماه يك بار و برخى هر چند دقيقه و برخى به معنى واقعى كلمه گاه‏نامه هستند. وبگردان هماره در جستجوى وبلاگ‏هايى هستند كه به تازگى به روز شده است. اين گشت و گذار گاه وقت گزافى را از آنان به هدر مى‏دهد؛ زيرا ممكن است پس از وارد شدن به ده‏ها وبلاگ، مطلب تازه و به روزى نصيبشان نشود. در ساختمان فنى وبلاگ براى حل اين مسئله، چاره‏هاى فراوانى انديشيده شده است؛ از جمله اشتراك يا آبونمان است. وبگردان با ثبت ايميل خود در هر وبلاگى كه به خواندن آن عادت دارند يا آگاهى از نوشته‏هاى آن را براى خود مفيد مى‏دانند، ديگر نيازى به مراجعه سرسرى و بى‏برنامه به آن ندارند. بدين ترتيب، مشتركين بدون صرف وقت و هزينه، در اولين فرصت، تازه‏ترين نوشته‏هاى هر وبلاگى را كه بدان تعلق خاطر دارند، دريافت مى‏كنند.

        9. گفتگوى فعال و رودرو: شايد بتوان گفت مهم‏ترين سود علمى وبلاگ‏ها ناظر بودن بر يكديگر است. خواننده وبلاگ مى‏تواند پس از مطالعه‏ى يك مقاله مهم در يك وبلاگ، ده‏ها نقد و بررسى آن را در ديگر وبلاگ‏ها پى گيرد. هرگاه مقاله يا خبر يا نكته‏ى در خورى در يكى از وبلاگ‏ها ظاهر مى‏شود. به سرعت گاهى به فاصله يك ساعت ـ نوشته‏هايى ناظر بر آن در وبلاگ‏هاى مختلف قابل دست‏يابى است. نقد يك مقاله در نشريات سنتى گاه چنان با تأخير صورت مى‏گيرد كه ديگر فايده‏اى بر آن مترتب نيست. به همين دليل است كه وبلاگ نويسان على رغم آنكه از هرگونه نظارت و كنترل بيرونى فارغ‏اند، مى‏كوشند سنجيده‏تر سخن گويند؛ زيرا به تجربه دريافته‏اند كه نوشته‏هاى سست و بى‏بنيان در اينترنت دو گونه واكنش را بر مى‏انگيزد: سكوت تلخ و تمسخر. نويسندگان دوست مى‏دارند كه نقد شوند؛ اما اگر چنان ننويسند كه ارزش نقد را داشته باشد، به ديوار سكوت بر مى‏خورند و يا استهزاى تنى چند را بايد تاب آورند. ناگفته نماند كه وبگردى و استفاده از وبلاگ‏ها نياز به تجربه و اندكى آگاهى‏هاى فنى دارد كه بدون آنها نمى‏توان از اين فايده و ديگر فوايد وبلاگ بهره‏مند شد. يك وبگرد حرفه‏اى، به خوبى مى‏داند كه براى خواندن نقد مقاله‏اى بايد چه كرد به كجاها سركشيد.

        10. آسانى و ارزانى: امتياز مهم ديگرى كه مى‏توان براى وبلاگ شمرد، سادگى توليد و راه‏اندازى آسان آن است براى ساختن يك وبلاگ، تقريبا به دانش فنى و امكانات ويژه‏اى نياز نيست. البته سازنده‏ى وبلاگ، هر چه با امور فنى آشناتر باشد، يا بيشتر بتواند از تجربه ديگران استفاده كند، وبلاگ كارآمدتر و زيباترى را مى‏آفريند. اما ساختن وبلاگ و شروع نوشتن در آن، با كمترين دانش فنى، تخصص و تجربه نيز ممكن است. ساخت آسان و قيمت ارزان، گروه‏هاى بسيار متفاوتى را جذب نوشتن در وبلاگ كرده است؛ به طورى كه در ميان آنان، طيف بسيار گسترده و متنوعى از همه طبقات اجتماعى، به چشم ميخورد: پزشك، پرستار، خلبان، كارمند، كارگر، دانشجو، طلبه، نويسنده‏ى حرفه‏اى، مؤلف، ويراستار، روزنامه نگار، ورزش كار، خانه دار، مهندس، فعال‏سياسى، شاعر، هنرپيشه، استاد، مترجم، معلم، صاحبان مشاغل آزاد، بازارى، مغازه‏دار... رسانه‏هاى ديگر هيچ گاه نخواهند توانست چنين اجزاى ناهمگون و متنوعى را گرد هم آورند و زير يك سقف بنشانند. وبلاگ و ديگر شاخه‏هاى متن محور اينترنت، بخش عمداى از اين موفقيت دور از انتظار را، وامدار ساخت آسان و تقريبا رايگان خود هستند.

        بايد پذيرفت كه يكى از دلايل پيشى گرفتن نشريات اينترنتى بر روزنامه‏نگارى سنتى، صرفه‏جويى در كاغذ، مكان، نيروى انسانى و لوازم ادارى است. كتاب، مجله، روزنامه و همه ميراث خواران گوتنبرگ، از نقطه آغاز تا ظهور عمومى خود هزينه‏هاى بسيارى را بر توليد كننده. و بالطبع بر متقاضيان تحميل مى‏كنند. اينترنت، حذف همه‏ى اين گونه هزينه‏ها را ممكن ساخته است، و به همين دليل رقيب بسيار قدرتمند و بى رحمى براى همه‏ى انواع نشرياتى است كه در فضاهاى سربى تنفس مى‏كنند.

        تبليغ دين در جهان مجازين: وبلاگ‏ها با امكانات بى‏مانندى كه در اختيار نويسندگان خود و صاحب نظران مى‏گذارند، دست و بال آنان را براى هرگونه فعاليت علمى يا ترويجى مى‏گشايند. نويسنده در وبلاگ خود مبسوط اليد است و مى‏تواند همه‏ى توانايى‏هاى ذاتى و اكتسابى خود را بروز دهد. با اذعان به همه‏ى آفاتى كه آزادى‏هاى بى مرز دارد، نمى‏توان انكار كرد كه پاره‏اى از گشايش‏ها و مجال‏يابى گاه موجبات رشد و شكوفايى انديشه‏اى را فراهم مى‏كند. هماوردى در ميدان‏هاى بزرگ و مصاف‏هاى رودررو را مردان و زنانى از عهده بر مى‏آيند كه چنين محيط‏هايى را آزموده باشند؛ محيط‏هايى سرشار از مخالفان‏تر زبان و آزاد و اهل جدل و عارى از هرگونه ملاحظات دست و پاگير. گشت و گذار در اين شهر شيشه‏اى كه مردم بومى آن، مستأجران توريست‏هاى خود هستند، ما را با رهگذارنى آشنا مى‏كند كه سخن به زبانى ديگر مى‏گويند و جز متاع بديع نمى‏جويند. بر دانش آموختگان دينى است كه بدانند و از ياد نبرند كه محيط وب، مخالف و ناهمسو بادانسته‏هاى ايشان است. حضور مؤثر در فضاهاى مخالف كه نوشته‏ها و گفته‏هاى هم دلانه در آن كمتر مى‏توان يافت، نياز به هوشمندى و فراست ويژه‏اى دارد. فراست و هوشمندى نويسنده‏ى دين ورز، او را به پرهيز از تعجيل در نتيجه‏گيرى و اهتمام بيشتر به آوردن استدلال‏هاى رنگارنگ و پى‏درپى مى‏كند. در وبلاگستان، نوشتن «وسيله نيست كه تنها به كار پيام رسانى و مخابره‏ى انديشه‏هاى نويسنده آيد؛ نوشتن در وبلاگ‏ها معانى ديگرى نيز يافته‏اند؛ بودن، زندگى كردن، نفس كشيدن، تبديل تكّه‏هاى وجود به كلمات، معاشقه با واژه، زمزمه در گوش دوستان نديده، سر به هر جاى كشيدن و از هر درى سخن گفتن، گشودن عقده‏هايى كه عمر ما را گره آلود كرده‏اند و گستردن مرزهاى وجود خود تا هر جايى كه قلمرو نور است و موج و بينايى.

        چه بيراهه مى‏روند آنان كه مى‏نويسند تا كسى بخواند! مگر نه آن است كه نوشتن، براى آن است كه نوشته باشى تا اگر خواننده‏اى از راه رسيد، تو را بخواند. نه علم اكتسابى و انديشه‏هاى عاريتى تو را. آن كه مى‏نويسد تا ديگران بخوانند، نخستين تحقير و توهين را به خواننده‏ى خود روا داشته است؛ اما آن كه مى‏نويسد تا گريبان جان خويش را از هجوم انديشه‏ها و سيلاب واژه‏ها برهاند چنان خواننده‏ى خويش را در مغناطيس وجودى خود غرق مى‏كند كه چاره‏اى جز تسليم و رضا براى او نمى‏گذارد. نويسنده، آن نيست كه مى‏تواند بنويسد؛ آن است كه نمى‏تواند كه ننويسد؛ همچون شهرزاد قصه‏گو كه هر شب قصه مى‏گفت تا شمشير مرگ از نيام خليفه بيرون نيايد، و ميان او و بودن فاصله نيندازد. داستان‏هاى او براى شنيدن خليفه نبود؛ براى بودن و ماندن خود بود. نويسندگانى كه چنين حس و حالى نرسيده‏اند، بهتر آن است كه هرگز ننويسند، و اگر نوشتند، بدانند ناقص الخلقه‏اى را بر زمين گذاشته‏اند كه ميان زادن و مردن او، فاصله‏اى نيست.

        سوگمندانه بايد اقرار داد كه كمترين سهم از اين جهان بزرگ، نصيب نويسندگان و انديشورانى است كه درد دين دارند و سوداى دين گسترى، غفلت و قهر خواسته يا ناخواسته از اين گونه عطاياى مدرنيته، واماندن از قافله‏اى است كه شتابان در حال گذرا است و از آن جز خاكسترى بر جاى نمى‏ماند: «از كاروان چه ماند جز آتشى به منزل». به گمان نگارنده، نويسندگان مذهبى بايد هر چه زودتر اين گنج شايان را كه در ويرانه‏هاى اينترنت، خاك عصيان مى‏خورد، مُهر گشايند و درون آن را سخت بكاوند. اگر مخالفت با «بلندگو» در زمان اختراع و آغاز رواج آن در ايران، هر لحظه يك ماه ما را عقب مى‏انداخت، بيگانگى و ناآشنايى با ابزارهاى جديد اطلاع رسانى، هر دم به منزله‏ى سال‏ها توقف است و سكون و ركود و خود را به امواج بى‏امان آن سپرده‏اند، و كجا دانند حال ايشان را سبكباران ساحل‏ها، با اين همه تا تبديل وبلاگ‏نويسى به فرهنگ و يك هنجار حوزوى، راه دور و درازى در پيش است. براى كوتاه كردن اين راه سنگلاخى، بايد دائم به خود نهيب زد و پرسيد: در كجاى شريعت مقدس اسلام و دركدام سخن معصوم (ع) از تبليغ دين مبين با ابزارهايى كه سنت را پشت سر گذاشته‏اند، نهى شده است؟ چگونه است كه ما براى چاپ يك كتاب در شمارگان دو يا سه هزار، خود را به آب و آتش مى‏زنيم، و گاه از صرف گزاف‏ترين هزينه‏ها نيز بيمى به خود راه نمى‏دهيم، اما قدم همتمان در آستانه‏ى ورود به چنين محيط‏هاى بكر و آماده‏اى مى‏لرزد؟ كدام حجت و بيّنه‏اى، مديران را از تهيه‏ى امكانات اوليه، آموزش و تشويق طلاب براى آشنايى با دنياى جديد ارتباطات منع كرده است؟ آيا امكان يافتن هزاران مخاطب و خواننده وبگرد، اهميتى كمتر از چند درصد خواننده‏ى كتاب و روزنامه و مجله دارد؟ آيا نبايد هراسيد از روزى كه وقتى چشم مى‏گشاييم و جايگاه خود را در جهان كنونى مى‏بينيم. همان دم تيغ خوريم و به ياد آريم كه مى‏توانستيم كجا باشيم كه اكنون نيستيم؟

        سخن آخر: وبلاگ‏ها به لحاظ موضوع، تنوع حيرت آورى دارند. رهگذران و وبگردان درباره‏ى هيچ موضوعى نيست كه نتوانند در وبلاگ‏ها و سايت‏هاى اينترنتى مقالات فراوانى بيابند: از شير مرغ تا جان آدمى‏زاد. امادر اين بازار مكاره، بيشترين خوانندگان و خواهندگان نصيب وب نويسانى است كه دست كم اصول دهگانه زير را پايبند باشند:

        1. گُزيده‏گويى؛ 2. نغزگويى؛ 3. سادگى؛ 4. نكته‏سنجى؛ 5 . هم‏زيستى مسالمت‏آميز با ديگر شهروندان اينترنت؛ 6 . آمادگى ذهنى و قلمى براى حضور در محيطى آكنده از چالشگران ناهمدل، امازيرك و ترزبان؛ 7. مهارت‏هاى قلمى؛ 8 . تنوع مطالعاتى؛ 9. آشنايى با محيط‏هاى گوناگون اجتماعى؛ 10. توانايى در آغشتن قلم به طنز و مطايبه.
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • donsaeid
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 28300

          #5
          چنان چه وبلاگ‏هاى دين گرا نيز بخواهند در اين جهان بزرگ و مجازى، جايگاه درخورى را به اشغال خود در آورند، ناگزير از رعايت اصل‏هاى پيش گفته‏اند؛ يعنى بايد قلم خود را چنان نرم وروان بچرخانند كه گويى آب در كام تشنگان مى‏ريزند. از هرگونه اغلاق و درشت‏گويى و ژست‏هاى عالمانه سخت بپرهيزند، و نوشته آنان خالى از كشفى كوچك و نغزگويى نباشد. نغز گويند و لُغَز نفروشند و زبان به كليشه‏گويى نگشايند و گارد نگيرند و نيك بدانند كه مخاطب آنان پس از مطالعه وبلاگ ايشان به ده‏ها نوشته و وبلاگ ديگر نيز سر ميكشد. چنين تصورى، وبلاگ‏نويس را به كوتاه‏نويسى و گيرايى و نكته سنجى‏هاى هوشمندانه فرا ميخواند. از ياد نبايد برد كه حوصله‏ى وبگردان بسى كمتر از همت كتاب خوانان حرفه‏اى است، و تنوع گرايى بر اغلب آنان غالب.

          محتواى اكثر وبلاگ‏هاى دين‏گرا و اسلامى در ايران، انشاى شاعرانه و دكلمه‏هاى احساسى با نثرهاى فانتزى ـ و البته گاه بسيار ناشيانه و ساده‏انگارانه ـ همراه با بزرگداشت مراسم دينى و يادكرد بزرگان دينى يا ملّى است؛ يعنى بيشتر مشغول اسلام سرايى اند تا اسلام‏شناسى. هر وبلاگ نويسى براى گسترش حوزه قلمى خود در اين آشفته بازار كه هر روز صدها حجره جديد ونو بنياد در آن باب مى‏شود، بايد به ملازمات و ملائمات وبلاگ تن دهد و هوشيارانه به ماهيت غيرتجارى و كاملا جوانانه‏ى اين‏گونه محيط‏ها گردن نهد نيز بداند كه وبلاگ‏ها عرصه‏هاى به شدت رقابتى‏اند، و بر خلاف نشريات داخلى كه همه چيز در آنها كنترل شده و تحت نظارت است، در آن جا هيچ عاملى جذابيت‏هاى قلمى، ذوقى و سمعى بصرى، خريدار ندارد. بدين رو جايى براى حرف‏هاى كليشه‏اى و دعوى‏هاى شعارگونه و اشتلم‏هاى آمرانه و پرگويى‏هاى تعصب‏آميز نيست. به ديگر سخن، تبديل وبلاگ به منبرهاى ديجيتال بايد بسيار هوشمندانه و با بهره‏گيرى از امكانات و ناظر به طبيعت رسانه‏هاى اين چنينى باشد؛ وگرنه مقرون به صواب و سزاوار ثواب نخواهد بود.

          ديگر آنكه وبگردان گونه‏اى از مخاطبان اند كه تا با آنان زندگى مجازى خود را نياغازيم، قادر به تأثيرگذارى بر آنان نيستيم. به سخن ديگر، آنكه به قصد تبليغ مرام و باورهاى خود يا انتقال احساسات درونى خويش به ميان وبلاگ‏ها مى‏آيد، تنها در صورتى توفيق را نصيب خواهد برد كه به اين قصد و غرض اكتفا نكند؛ يعنى بيشتر براى همزيستى هم‏دلانه و همراهى مهربانانه، به وبلاگستان حضور دوستانه رسانده باشد و براى تأثيرگذارى هرگز نبايد عجله كند. آنكه مى‏آيد تا فقط حرف خود را زده باشد و ديگر هيچ. پارازيت‏وار از محل توجّهات جدّى و حرمت‏آميز دور خواهد ماند. مبلغ وبلاگ‏نويس يا وبلاگ نويس آرمان‏گرا، تا مدت‏ها به مسالمت در ميان وبلاگ‏نويسان زندگى نكرده باشد و حسن ظن همگان را برنينگيخته باشد، حضورى محسوس و مؤثر نخواهد داشت.

          بنابراين: در جهانِ پنجره‏ها كه ديوارهاى آن نيز خاصيتِ در دارند و به حق آن را راياسپهر (CyberSpace) ناميده‏اند، نبايد كاربر صرف و ساده‏اى بود كه فقط دريافت مى‏كند، در اين ضيافت جهانى، حضور كاربرانه‏ى محض، ما را با حجم اندوهى از داده‏ها روبه‏رو مى‏كند كه حتى فقط مديريت و طبقه‏بندى آنها توش و توانى براى ما باقى نمى‏گذارد. مى‏توان در اين ساحت بيكرانه، نه كاربرى منفعل، كه انديشه‏گرى فعّال نيز بود. شهروندان اينترنت، همگى مصرف كنندگان بى اراده‏اى نيستند كه جز خواندن و ديدن و شنيدن كارى نداشته باشند؛ آنان مى‏توانند بيش از تأثيرى كه مى‏پذيرند، جهان را تغيير دهند و به درجه‏اى از سعه‏ى وجودى نايل آيند كه رشك همه‏ى خدايان المپ باشند. وبلاگ‏ها، بازترين دروازه‏هاى اينترنت به روى كسانى است كه بسندگى به مقام كاربرى رادون شأن و آرمان‏هاى خود مى‏دانند.

          به هر روى و به چندين جهت منطقى و دليل عرفى، انديشه گران را گريز و گزيرى از ورود به دنياى پرهياهوى وبلاگ‏ها نيست:

          1. امكانات فراوان و متنوعى كه اين پديده به مدد شبكه جهانى اينترنت و آخرين فناورى‏هاى دانش ارتباطات، در اختيار كاربر خود مى‏گذارد.

          2. تنوع مخاطبان و ايجاد رابطه‏ى زنده و بسيار نزديك با ميليون‏ها چشم سرگردان ونگران كه صبح تا شب در مقابل مانيتور در پى يافتن مطالبى براى خواندن و انديشيدن يا وقت گذرانى هستند.

          3. امكان ارتباط پويا، متقابل و دوسويه با مخاطبى كه نمى‏شناسيم؛ آنان كه دستى در مقوله تبليغ و اطلاع رسانى مدرن دارند، نيك مى‏دانند كه هر قدر بتوان ارتباط سريع‏تر و زنده‏ترى با ديگران برقرار كرد، موفقيت‏هاى بيشترى را مى‏توان نصيب برد. اكنون نبايد تبليغ كيش و ترويج آرمان را با سخنرانى و مقاله‏پردازى يكسان انگاشت. تبليغ دينى، فرايندى بسيار پيچيده و حساس و آسيب‏پذير است كه بدون توفيق در برقرارى ارتباط زنده و نزديك با مخاطب، كارمد و كامياب نخواهد بود.

          4. مبلغان هماره بايد آشنايى خود را با خواسته‏ها، دل مشغولى‏ها و حساسيت‏هاى فكرى و روحى مخاطبان خود، افزايش دهند. از آن جا كه نويسنده و خواننده‏ى وبلاگ مى‏توانند هويت خود را ناشناخته نگه دارد، اين امكان فراهم مى‏شود كه هر دو، به دور از تعارفات معمول و محافظه كارى‏هاى زيان‏بار سخن بگويند. اين گونه بى‏ملاحظگى‏هاى مثبت، مبلغ را سريع‏تر و كارآمدتر از روش‏هاى معمول، به گرانى گاه‏ها مى‏رساند و در وقت و توان او صرفه جويى مى‏كند. وبلاگ‏نويسى كه درد دين دارد و متكى به انديشه‏ى خود است، جز به زخم‏ها نمى‏انديشد و گرديدن گرد گره‏هاى كور، شغل او است.

          5 . وبلاگ به دلايل بسيارى كه برخى را باز گفتيم، چنان جايگاهى در ايران يافته است كه شگفتى جهانيان را نيز برانگيخته است. اين جايگاه و گستره حيرت‏انگيز، نويسندگانى را كه دغدغه دين گسترى دارد، ساليانى است كه به خود مى‏خواند اين است و جز اين نيست كه بى اعتنايى و بى مبالاتى در برابر جهان فراخ و جنجالى وبلاگ‏ها، ميدان بزرگى را براى تاخت و تازهاى هوشمندانه و امروزين، از دست مبلغان و مروجان هر كيش و مرامى مى‏گيرد و آنان را به خلوت‏هاى سرد و تاريك فراموشى تبعيد مى‏كند.

          6 . ناگفته نماند كه اينترنت و همه‏ى فرزندان آن، مانند وبلاگ، ماهيت ابزارى دارند و همچون ديگر ابزارهاى بشرى، كاركردى جز افزايش سرعت و توسعه و كارآمدى ندارد. بنابراين نمى‏توان هماره شكست يا توفيق خود را به گردن آن بگذاريم ؛ زيرا «ابزار» همان گونه كه از ماهيت و طبيعت آن بر مى‏آيد. در مرتبه دوم اهميت و كارآيى است. پيش از آن، بايد در اصلاح انديشه و روش‏هاى ذهنى خود بكوشيم. ابزار، هر چه قوى‏تر و كارآمدتر باشد، فقط در برآوردن آنچه از او خواسته مى‏شود، موفق‏تر است. همين ذهنِ مشوش و ناهمگون با نيازهاى واقعى انسان معاصر، با ورود به محيط‏هاى اكتيوى همچون اينترنت، تشويش وناهمگونى خود را بيشتر آشكار مى‏كند. بدين رو نبايد درمان همه‏ى دردهاى خود را در تبديل ابزارهاى سنتى به ارتباطات مدرن جستجو كنيم. پيش از آن بايد انديشه‏ى خود را باز سازيم و كاستى‏هاى آن را بشناسيم و ناراستى‏هايش را اصلاح كنيم.

          7. در اين نوشتار عيب مى‏را نگفته، هنرش را گفتيم. جا دارد كه در تحقيق و نوشته‏اى ديگر، به زيان‏ها و آسيب‏هاى وبلاگ كه برخى اجتناب‏پذير و برخى ناگزير است، نيز پرداخت.

          اكنون همين قدر مى‏افزاييم كه اين رسانه‏ى غول آسا كه از چراغ جاوى اينترنت سربرآورده است، آسيب‏هاى فراوانى نيز به زبان، فرهنگ و هنجارهاى انسانى زده است. گسيختگى افسار نثر، انتحال(سرقت علمى)، ارضاى شهوت شهرت‏طلبى برخى و هنجارشكنى‏هاى بى حد و مرز، از آن جمله است. خوانندگان و وبگردان، نيك مى‏دانند كه در ميان هزاران وبلاگ، كمتر مى‏توان قلم‏ها و انديشه‏هايى را جست كه برخوردار از سلامت و صلابت باشند. البته در جنب آن همه آلودى‏هاى قلمى و تصويرى، محيط‏هاى بسيارى را نيز مى‏توان يافت كه از زبان گويا و انديشه پويا برخوردارند و اين دنياى مجازى و موازى را لذت‏بخش مى‏كنند.

          ناگفته نماند كه جهان شيشه‏اى اينترنت، همچنان كه مجازى است، موازى نيز هست. يعنى اگر چه شهرى است با قوانين و هنجارهاى خود، اما جدا از دنياى واقعى نيست. آلودگى‏هايى اين دنياى سبك‏سر، آيينه‏اى است محدّب كه بيرون از خود را در ابعادى بزرگ‏تر نشان مى‏دهد. با اين همه بايد انصاف داد كه اينترنتِ ايرانى، اگر چه تمايلى به تسليم شدن در برابر قانون‏هاى رسمى را ندارد، اما از مراعات قوانين نانوشته و نامرئى نيز ناگريز است. وبلاگ‏نويسان نيك مى‏دانند كه حيات اينترنتى و اعتبارشان در اين شهر آشفته، به گردن نهادن در برابر مقرارتى است كه خاستگاه‏هاى انسانى و عرفى دارند. اين مقررات اگرچه بر روى هيچ كاغذى نيامده است و اگر آمده، حكم سند براى دادگاه و قاضى را ندارد، اما گاه چندين برابر قوانين كاغذى، كارايى و هيبت دارند .زيرا همه‏ى شهروندان وبلاگستان اينترنت، ارزيابان وناظران يكديگرند و در اين ميدان فراخ، به عدد بازيكنان، داورانى در جنب و جوش‏اند كه هميشه دست در جيب دارند.

          8 . به زعم نگارنده، مديران ارشد حوزه‏هاى علميه و يا هر نهاد ديگرى كه دين و كاركردهاى دينى را براى انسان معاصر، همچنان ضرورى و بى‏بديل و رقيب مى‏دانند، بايد هر چه زودتر به سوى تشكيل مجالسى پيش روند كه در آنها منابر ديجيتال بر پا است. منبر، نخستين و مؤثرترين رسانه اسلامى در همه‏ى ادوار تاريخى بوده است. اين رسانه‏ى ارجمند كه همچنان پويا و گويا است، هرگز جايگاه خود را در ميان متدينان و صاحب دلان از كف نخواهد داد؛ اما به تنهايى نيز قادر به كشيدن بار تبليغ دينى بر دوش خود نيست. اهتمام انحصار طلبانه به يك يا دو رسانه موجود، گرهى از كار فروبسته ما نمى‏گشايد، كه بر ناهمگونى ما با دنيايى كه در آن زندگى مى‏كنيم، مى‏افزايد. اگر روزى توانستيم همه‏ى مخاطبان بالقوه خويش را به استفاده از يك رسانه يا استقبال از يك نوع برنامه‏ى تبليغى قانع يا مجبور سازيم، بسندگى به يك روش تبليغى نيز موجه مى‏نمود؛ اما يك دست‏سازى مخاطبان هرگز در امكان نخواهد بود و حوزه‏هاى دينى هماره بايد خود را براى حضور در محيط‏هاى نو و بكر آماده كنند؛ زيرا غيبت از هر مسابقه‏اى، به معناى واگذارى آن به رقيبان است.

          تجربه به ما آموخته است كه چنين فعاليت‏هايى در حوزه، بدون مقدمه چينى‏هاى رسمى و زمينه سازى‏هاى معنوى، امكان وقوع نخواهند يافت. هر چند ديريا زود دانش آموختگان حوزه، خود بدان سو خواهند رفت .اما حضور خود جوش، با همه امتيازاتى كه دارد، به كُندى صورت مى‏گيرد و ما على الرسول الا البلاغ
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          Working...