Internet and Islam

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    Internet and Islam

    نويسنده: شاي لي اشپيگلمن



    اسلام و اينترنت (رابطه مذهب اسلام و گسترش اينترنت)




    دين اسلام ارزش*هاي فرهنگي و پايه*هاي مذهبي*اي دارد كه با اينترنت(و ساير جنبه*هاي فن آوري اطلاعات)در تضاد است.بسياري در دنياي اسلام از فقدان هويت به علت استحاله غربي شدن درهراس مي باشند.درنتيجه،نفوذ اينترنت در كشورهاي اسلامي درحال حاضر پائين است و به نسبت غرب با سرعت آهسته*اي پيش مي*رود.


    مقدمه

    انقلاب اطلاعات و ارتباطات درحال شكل* دهي مجدد جهان است و اينترنت در رأس اين[جريان]قرار دارد.اثر اينترنت بر تمام جنبه*هاي زندگي مبهوت كننده است و اثر آتي آن هنوز[بطور كامل]نامعلوم است.با وجود تمام امكاناتي كه اينترنت داشته است درواقع،روند گسترش يا[نشر]آن دركشورهاي اسلامي كند است.
    توضيحات مختلفي براي اين پديده وجود دارد كه از آن ميان مي توان به درآمد ناخالص داخلي پائين، ميزان بيسوادي بالا،ساختارهاي سياسي و غيره اشاره نمود كه اين مقاله به طور خلاصه به برخي از آنها خواهد پرداخت.در عوض در اين مقاله بر تاثير مذهب بر گسترش اينترنت در كشورهاي اسلامي تمركز شده است.

    آيا مذهب اسلام مي*تواند توضيحي منطقي براي گسترش كند اينترنت باشد؟
    من در ابتدا به بررسي ارتباط آماري درصد مسلمانان كشورهاي مختلف و گسترش اينترنت مي*پردازم.سپس به دنبال دلايل فرهنگي و مذهبي*اي كه مانع رشد اينترنت در كشورهاي اسلامي مي باشد،خواهم گشت.بخش آخر مقاله برفوايد اجتماعي دنياي مجازي[اينترنت]براي مسلمانان به عنوان يك مسلمان تمركزدارد.

    كليد واژه ها:اسلام و گسترش اينترنت،رسانه هاي سنتي،ابزارهاي حكومت،فضاي مجازي اسلامي

    مذهب اسلام – حقايق زيربنايي

    اسلام كلمة عربي به معناي صلح،خلوص،پذيرش و تسليم است.اسلام به عنوان يك مذهب به دنبال تسليم كامل و پذيرش تعاليم و ارشادات خداوند است.

    3/1 ميليارد مسلمان درجهان وجود دارد(بيش از يك پنجم جمعيت دنيا)،كه ازنژادها،مليتها وفرهنگهاي مختلف از سراسرجهان هستند(ازجنوب فيليپين تاسواحل غربي آفريقا).

    حدود 18% آنها در سرزمينهاي عرب زندگي مي*كنند.بزرگترين جامعه اسلامي درجهان در اندونزي است و ساكنين بخشهاي مهمي از قاره آسيا و آفريقا مسلمان مي باشند.اقليتهاي قابل توجهي از مسلمانان دراتحاد جماهيراسبق شوروي،چين،آمريكاي شمالي و جنوبي و اروپا يافت مي*شوند.

    براي مسلمانان،اسلام هم مذهب است و هم شيوه زندگي.مسلمان كسي است كه آزادانه و با اراده شخصي،قدرت مطلق خداوندرا بپذيرد و با جديت بكوشد كه زندگي*اش را بطور كامل منطبق با تعاليم خداوند سازمان دهد.همچنين او براي ساختن ساختار اجتماعي*اي كه ارشادات خداوند را منعكس كند فعاليت مي*كند.

    قرآن آخرين كلام آشكار خداوند و منبع زيربنايي تعاليم و قوانين اسلام است.در آن به موضوعات مختلفي اعم از فوايد اساسي اسلام،اخلاق،پرستش،دانش،خرد،ارتباط انسان و پروردگار،و روابط انسانها پرداخته شده است..

    تعاليم قابل فهم درباره شيوه صحيح اجراي عدالت اجتماعي،سياست،اقتصاد،قانون*گذاري،قضا،حقوق و روابط بين*الملل قسمت مهمي از قرآن است.

    حديث،تعاليم،قول و فعل محمد پيامبر(ص)است كه دقيقاً بوسيله اصحابش نقل و گردآوري شده است.آنها آيات قرآن را شرح و كامل نموده و نمونه خوبي براي هدايت مسلمانان فراهم مي كنند.قانون اسلام قانون مذهب اسلام است كه به عربي به آن الشريعت گفته مي شود كه حاكم برزندگي مسلمانان است و مسلمانان آن را تجسم اراده ي خداوند مي*دانند.


    رابطه ميان اسلام،علم و تكنولوژي

    اسلام كاربرد علم و منطق را تشويق مي نمايد.تحصيل علم براي هر زن و مرد مسلمان واجب است.در اسلام علم و فن*آوري بايد براي اهداف اخلاقي بكار رود و در خدمت نيازهاي قانوني بشر باشد.بعلاوه هردو اينها بعنوان راه*هايي براي فهم و ديدن قدرت وجلال خداوند درنظرگرفته مي*شوند.مراجع زيادي در قرآن و حديث درباره اهميتي كه اسلام براي تعقيب دانش و فهم طبيعت و جهان قائل است،وجود دارد.اسلام همچنين مشوق روش علمي تحقيق است.

    در عربي دانش و علم هم معني هستند.

    عظمت علم اسلامي در گذشته بخوبي شناخته شده است.طي سالهاي 750 تا 1050 پس از ميلاد،درك و دست*آوردهاي عالي در حوزه ي مسائل طبيعت شامل جغرافيا، فلسفه، فيزيك،رياضيات، نجوم و طب كشف شد.

    علم و صنعت اسلامي محرك رنسانس اروپا بود اما همان زمان از پيشرفت باز ايستاد و عقب ماند.علت اصلي اين اتفاق وجود تضاد ميان فقها و دانشمندان بود.تلقي نادرست عموم از تحصيلات و تحقيقات علمي غربي به نفي آن در جهان اسلام منجر شد و آموزش و تحقيقات علمي به پائين*ترين سطح تنزل نمود.

    قرن بيستم شاهد تغييرات جهاني سريع و بي*سابقه بود.جهان اسلام در كشمكش چگونگي انطباق[اين]تغييرات با جامعه و زندگي مسلمانان قرارگرفته است و بر سراهميت دو موضوع تجدد و اصالت*ها كه گاهي مخالف هم[در نظر گرفته مي*شوند]چالشي به پا شد.از يك سو زندگي مدرن مجموعه*اي از مفاهيم به روز را دربرداشت كه مطابق فرضيات علمي و نظريات انسان نوين بود كه مجموعاً نسبت به جنبه عقلاني ارضا كننده تر بود.

    ازسوي ديگر برخي مدعي بودند كه ضروري است تماميت[و اصالت]در برابر تغييرات سريع و ذاتاً عميق حفظ شود.آنها تغيرات را[به منزلة]تحريف ارزشهاي فرهنگي اصيل اسلامي مي*ديدند.

    پاسخهاي متفاوتي در جهان اسلام براي چگونگي تجميع تجدد و روش زندگي اسلامي وجود دارد.از يك طرف گروهي به كلي ايمان را پس زدند و زندگي بدون دين را پذيرفتند.از طرف ديگر بنيادگراها با هر نوع تجدد و به دنبال آن با ارزشهاي غربي مخالف بودند.انتخابهاي مختلف در اين دو راهي طبيعتاً به درجات مختلفي از پذيرش تجدد در كل و پذيرش علم و صنعت بطور خاص انجاميد.يك مثال از رويكرد روشنفكرانه،بانك توسعه ي اسلامي است كه گسترش يافت و از يك الگوي ويژه تبعيت نمود.از آنجا كه علم نوين با ساختارهاي زيربنايي اسلام[قوانين و اصول قرآن و قوانين نگاشته شده در حديث]تضاد ندارد و براي خوبي و بهبود[زندگي]بشر است؛زيانبار،مخرب و آسيب*زا نبوده و در نتيجه براي اقتباس در هر جامعه اسلامي مناسب است.

    اسلام و اينترنت

    گسترش اينترنت در جامعه ي اسلامي

    براي تحليل ارتباط اسلام و گسترش اينترنت،تمام كشورهاي اسلامي را به عنوان اعضاي گروه مورد مطالعه انتخاب نمودم.كشور اسلامي[در اينجا]كشوري است كه معادل يا بيشتر از 75% جمعيت آن مسلمان باشد.فرضيه ي من اين بود كه ميزان گسترش اينترنت در كشورهايي كه بيش از 75% جمعيتشان مسلمان است بايد به نوعي متأثر از عقايد مذهبي باشد.از اين گذشته اگر بتوان ساير عوامل تأثير گذار را خنثي نمود،مي توان امكان اثر اسلام در اين كشورها بر گسترش اينترنت را بازيافت.

    36 كشور با معيار من مطابق بودند(يعني معادل يا بيشتر از 75% جمعيت آنها مسلمان بود).به ضميمه شماره 1 در صفحه بعد رجوع كنيد.آنچه كه جالب است و ممكن است به تحليل ما كمك كند آن است كه اين كشورها از نظر خصوصيات مردم شناختي و سياسي بسيار متفاوتند.آنها در چهار منطقه ي جهان(آسيا،آفريقا،اروپاي شرقي و خاورميانه)واقع گرديده اند.

    بعضي از آنها مردم سالار و برخي كمتر مردم سالارند،برخي حكومتهاي اسلامي داشته و برخي دين و حكومت را جدا كرده* و اكثريت سني يا شيعه داشته و فقير يا غني هستند (به ضميمه شماره 1 نگاه كنيد).من از اين تفاوتها در تحليلهايم استفاده نمودم. فرضيه من اين بود كه اگر كشورهاي مختلف با خصوصيات متفاوت همگي رشد پائيني از اينترنت داشته باشند،يك توضيح منطقي مي*تواند وجه اشتراك آنها[يعني]اسلام باشد.

    مثال روشن اين تفاوتها سرانه درآمد ناخالص داخلي است.ثروتمندترين كشورها در اين گروه كويت و قطر به واسطه منابع طبيعيشان يعني نفت مي باشند كه سرانه درآمد ناخالص داخلي آنها بسيار بالا است(به ترتيب 250314 دلار و 20987 دلار).اين درحاليست كه سرانه درآمد ناخالص داخلي باقي كشورها زير20000 دلار است و 30 كشور از اين 36 كشور سرانه درآمد ناخالص داخلي كمتر از 10000 دلار دارند.اين كشورها با وجود تمام اين تفاوتها،*خصوصيات مشتركي هم دارند.من مي*خواهم به وجه تشابه مهمي كه بر گسترش اينترنت اثر دارد اشاره كنم(كه در ادامه درباره آن بحث مي*كنم):

    سطح پائين مردم سالاري

    موسسه آزادي،شاخص مردم سالاري را به درجات يك(بالا)تا7(پائين) تقسيم مي*نمايد.همانطور كه در ذيل بحث مي*كنم،حكومتهاي غيرمردم سالار برگسترش اينترنت اثر[منفي]پايداري دارند.

    قدم بعدي من اين بود كه به توزيع مذهبي در كشورها توجه نمايم.تمام اين كشورها حداقل 75% مسلمان دارند ولي آنها در توزيع فرقه*هاي اسلام(شيعه و سني) و اقليتهاي ديني تفاوت درند(در خاورميانه بيشتر يهوديان و مسيحيان و در آسيا بيشتر هندوها و بودائيها حضور دارند).
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #2

    توزيع مذهبي افراد در كشورهاي جهان

    كشور مذهب

    افغانستان 84% سني، 15% سني، 1% غيره
    الجزاير 99% سني، 1% مسيحي و يهودي
    آذربايجان 93.4% مسلمان، 21.5% ارتودكس روسي، 3/2% ارتودكس ارمني
    بحرين 100% مسلمان، (75% شيعه ، 25% سني)
    بنگلادش 3/88% مسلمان، 5/10% هندو ، 2/1% غيره
    جيبوتي 94% مسلمان (اكثر سني)، 6% مسيحي و غيره
    گامبيا 90% مسلمان، 9% مسيحي، 1% عقايد بومي
    گينه 85% مسلمان، 8% مسيحي، 1%عقايد بومي
    اندونزي 88% مسلمان، 8% مسيحي، 7% عقيد بومي
    ايران 99% مسلمان (89% شيعه، 10% سني) 1% غيره
    عراق 97% مسلمان (60-65 شيعه 32-37% سني، 3% مسيحي و غيره
    اردن 96% مسلمان (سني)، 4% مسيحي
    كويت 85% مسلمان (45% سني، 40% شيعه) و 15% مسيحي، هندو، ماپارسي و غيره
    قرقيزستان 75% مسلمان، 20% ارتودكس روسي، 5% غيره
    ليبي 97% مسلمان (سني)
    مالديو 100% مسلمان سني
    موريتاني 100% مسلمان
    مراكش 7/98% مسلمان 1/1% مسيحي، 2/0% يهودي
    عمان مسلمان (75% سني و شيعه)، هندو 25%
    پاكستان 97% مسلمان (77% سني، 20% شيعه)، 3% مسيحي، هندو و غيره
    قطر 95% مسلمان
    عربستان سعودي 100% مسلمان
    سنگال 92% مسلمان، 6% عقايد بومي، 2% مسيحي
    سومالي مسلمان (سني)
    سوريه 74% مسلمان (سني)، 16% الاويت (Alwite)، دروز(Druze) و
    ساير فرقه*هاي مسلمان، 10% مسيحي
    تاجيكستان 80% مسلمان سني، 5% مسلمان شيعه
    تونس 98% مسلمان سني، 1% مسيحي، 1% يهودي و غيره
    تركيه 8/99% مسلمان (بيشتر سني) 2/0% سايرين (مسيحي و يهودي)
    تركمنستان 89% مسلمان 9% ارتودكس شرقي، 2% نامعلوم
    ازبكستان 88% مسلمان (بيشتر سني)، 9% ارتودكس شرقي، 3% غيره
    امارات متحده 96% مسلمان (16% شيعه)، 4% مسيحي، هندو و غيره
    يمن 9/99% مسلمان (53% سني، 9/46% شيعه)، 1/0% غيره

    من در تحليل**هايم به متغيرهاي وابسته به فن*آوري اطلاعات كه مي*تواند نمايانگر نفوذ فن*آوري اطلاعات(IT)در كشورهاي اسلامي باشد توجه كردم.علاوه برمتغيرهايي نظير درصد جمعيت داراي ارتباط با شبكه ي آن لاين، كامپيوتر شخصي وخطوط تلفن به ازاي هر فرد،من همچنين به شاخص رسانه*هاي قديمي همچون(روزنامه*ها،راديو،تلويزيون و تلفن)توجه نمودم.علت اين بود كه مطالعه نشان مي*داد تكنولوژي نوين از پي تكنولوژي قديمي مي*آيد.
    در كشورهايي كه گسترش راديو،تلويزيون و تلفن با رشد چشمگيري مواجه است بيشتر احتمال دارد كه يك فن*آوري ديجيتال (digital) مانند اينترنت و تلفنهاي همراه سريعتر منتشر شود.

    جدول گسترش IT- (فن*اوري اطلاعات) دركشورهاي مختلف

    كشور درصد افراد داراي ارتباط با شبكه 8 سرانه كامپيوتر شخصي 9 سرانه تلفن 15 رسانه هاي قديمي 11 رسانه هاي جديد12
    افغانستان نامعلوم 9/0 14/0 نامعلوم نامعلوم
    الجزاير 051 53/0 32/5 7/10 5/0
    بحرين 42/5 34/9 55/24 نامعلوم 9/14
    بنگلادش 01/0 نامعلوم 3/0 7/1 نامعلوم
    جيوتي 15/0 نامعلوم 27/1 نامعلوم نامعلوم
    مصر 62% 91% 02/6 3/13 5/1
    اندونزي 04/0 82% 7/2 5/8 9/0
    ايران 15% 00 18/11 8/13 2/0
    عراق نامعلوم 19/3 310 8/8 نامعلوم
    اردن 82% 29/1 58/8 1/12 2/1
    كويت 69/3 49/10 59/23 1/46 4/14
    ليبي نامعلوم نامعلوم 36/8 2/11 نامعلوم
    مالزي 86/2 86/5 76/19 4/25 7/8
    مراكش 45/0 72/0 44/5 8/11 2/1
    عمان 74/1 10/2 23/9 1/33 9/3
    پاكستان 04/0 39/0 94/1 3/6 4/0
    قطر 58/4 09/12 99/25 نامعلوم نامعلوم
    عربستان سعودي 58/0 96/4 26/14 8/19 6/5
    سومالي نامعلوم نامعلوم 14/0 نامعلوم نامعلوم
    سوريه 07/0 3/1 54/9 3/11 4/1
    تونس 52/0 47/1 06/8 1/13 2
    تركيه 95/0 32/2 41/25 6/21 5/3
    امارات متحده 88/8 62/10 90/38 34 4/20
    يمن 04/0 12/0 34/1 0/3 2/0
    ايالات متحده 11/39 86/45 13/66 6/100 1/100

    روند گسترش اينترنت در كشورهاي اسلامي بسيار آرام است.بالاترين درصد جمعيت مرتبط با اينترنت در امارات متحده عربي است كه كمتر از 10% (8/8% ) است.ميانگين افراد مرتبط با اينترنت در كشورهاي اسلامي 58/1 % است.اين عدد به وضوح در مقايسه با ميانگين[مشابه]در كشورهاي در حال توسعه(19%) و به نسبت ساير مناطق جهان پائين است.

    دين اسلام و گسترش اينترنت

    براي كشف اينكه آيا بين اسلام و گسترش اينترنت ارتباط وجود دارد يا خير من به 165 كشور سراسر جهان توجه نمودم.ارتباط بين درصد مسلمانان بر كشور و جمعيت مرتبط با اينترنت با آن كشور را مورد تحليل قرار دادم.يك ارتباط منفي(معكوس)ضعيف بين اين دو متغير پيدا كردم (25/0-).
    در مرحله بعد،اجراي مدل آماري رگرسيون به نسبت درصد جمعيت مرتبط با اينترنت به عنوان متغير وابسته(Y) و درصد مسلمانان بر كشور به عنوان متغير مستقل(X) بود.دريافتم كه ضريب(اثر)دين اسلام در گسترش اينترنت (03/0-) است و اين بدان معني است كه هرچه درصد مسلمانان يك كشور بيشتر باشد ميزان گسترش اينترنت(با ميزان اطمينان 95% )كمتر است.

    توضيحات ديگر در خصوص نرخ گسترش اينترنت

    • رسانه*هاي سنتي

    ارتباط قدرتمندتري بين رسانه هاي سنتي و رسانه جديد با[ضريب]همبستگي 82/0 بدست آوردم.دريافتم كه انتشار رسانه هاي سنتي نيز در كشورهاي اسلامي پائين است.شاخص رسانه سنتي بين0 تا 120 است(كه در ايالات متحده 65/100 مي*باشد).ميزان متوسط «رسانه سنتي» در كشورهاي اسلامي 9/12 است كه اساساً ناچيز است.اين مي*تواند دليل ديگري بر كندي گسترش «رسانه جديد» باشد.هر چند ممكن است كه علتش(بجر اسلام)كه باعث كندي گسترش «رسانه هاي جديد» شده است علت ديگر،كندي ميزان انتشار رسانه*هاي سنتي نيز باشد.

    • قوانين حكومتي

    همانطوركه در بالا اشاره شد،تمام كشورهاي اسلامي حكومتهاي نسبتاً غيرمردم سالاردارند(برخي دولتها كلاً غيرمردمي*اند و برخي تنها در بخشهايي آزاداند).در اين كشورها تمام حكومتها،بطور مستقيم يا غيرمستقيم انواعي از تعديلات و بازرسيها را بر استفاده از اينترنت تحميل مي*نمايند و اين نظارتها مجدداً به طورمستقيم ياغيرمستقيم برگسترش اينترنت مؤثرند.اثرمستقيم زماني است كه حكومت اجازه استفاده آزاد از اينترنت را نمي*دهد.اثر غيرمستقيم زماني است كه دولت هزينه ارتباطات اينترنتي را بالا نگه داشته و شهروندان از پي مخارج استفاده از اينترنت برنمي*آيند.[ريشه ي]برخي از دلايل رسمي تعديلات اينترنت در فرهنگ اسلامي است و حكومتها مي خواهند از ورود اطلاعات غيراخلاقي(مثلاً مستهجن نگاري)به داخل كشور ممانعت به عمل آورند.
    هرچند در برخي موارد،دلايل مذهبي تنها بهانه*اي براي نياز حكومت به سركوب نمودن مخالفان خود است در كشورهايي كه حكومت،سخنان منتقدان را سانسور يا محكوم مي نمايد،شكي نيست كه روند گسترش اينترنت كند شده است زيرا كسانيكه در راس قدرت*اند مي ترسند كه دسترسي آزاد به اينترنت نظارت دولت بر اطلاعات را تضعيف نمايد.
    مقامات سعودي درسال 1998 بطور مبهم بيان داشتند كه تأخير مداوم در گشايش اينترنت براي دسترسي همگاني براي يافتن ابزاري بوده است كه اولياي امور بتوانند جريان اطلاعات ناخواسته را مسدود نمايند.

    ابزارهاي حكومت براي [اعمال] محدوديت

    حكومتهاي اسلامي شيوه*هاي گوناگوني را براي محدود كردن جريان اطلاعات اينترنتي آن لاين(online) بكار بسته*اند.برخي دولتها (مثلاً عراق) دسترسي عمومي اشخاصي به اينترنت را ممنوع كرده*اند.
    حتي حكومتهايي كه ظاهراً دسترسي محلي عمومي به اينترنت را مجاز دانسته*اند انواعي از روشها را براي تعديل آن به كار بسته اند.گروه جهاني مدافع آزادي اينترنت روشها را به چهار دسته ذيل تقسيم مي*نمايد:

    • قوانين ويژه اينترنت
    • استفاده از قانونهاي موجود
    • مجوزها و تعهدها مبتني بر محتواي[مطالب اينترنت]كه براي استفاده*كنندگان و ارائه كنندگان خدمات اينترنتي بكار مي*رود
    • كاربرد اجباري و ابزارهاي فيلتر كردن،طبقه*بندي و برچسب گذاري محتوايي

    عربستان سعودي،يمن،و امارات متحده عربي نظارت خود را از طريق خدمات دهندگان حدواسط (Proxy Servers) اعمال مي*كند.[اينها]ابزارهايي هستند كه بين كاربران نهايي و اينترنت به منظور فيلتر و مسدود كردن موضوعات ويژه قرار مي*گيرند.كشور تونس دقيق*ترين قانون ويژه اينترنت را وضع نموده است كه عمدتاً براي اطمينان از عدم گريز مطالب اينترنتي از نظارت شديد دولت بر مطالب ساير رسانه*ها طراحي شده است.بعلاوه در كشورهايي كه قوانين مخصوص به اينترنت وضع نشده*اند قوانين نوشته و نانوشته محدود كننده ي آزادي بيان و مطبوعات اثر رعب*آوري برآنچه كه دراينترنت بيان مي*شود،دارد،بخصوص درگفتگوي افراد در تالارهاي گفتگو در كشورهايي كه حكومت معمولاً تلفن مخالفان را كنترل مي نمايد،اين ظن در كاربران اينترنت وجود دارد كه حق حريم خصوصي نامه نگارنده با وجود نظارت دولت بر برنامه*هاي الكترونيك شكسته شود.به عنوان مثال يك شهروند بحريني مظنون به ارسال الكترونيك اطلاعات «سياسي» به مخالفان خارج از كشور بيش از يك سال در زندان به سر برد.
    براي تحليل ارتباط تعديلات دولتي و گسترش اينترنت لازم است كه ميزان اين تعديلات و بازرسي*ها مشخص شود كه البته كار دشواري است.در عوض من از شاخص موسسه خانه آزادي براي سطح آزادي در كشورها(جدول 1)استفاده نمودم كه يك شاخص مركب از حقوق سياسي و آزادي*هاي مدني است.
    برخلاف حدسيات من،بين سطح دموكراسي و درصد مردم مرتبط با اينترنت رابطه ضعيفي وجود داشت(با[ضريب] همبستگي 17/0).
    در كشورهايي كه بالاترين درجه آزادي(دموكراسي)وجود داشت(نظير كشورهاي اندونزي،*اردن،كويت)درصد بالايي از مردم با اينترنت مرتبط نبودند(اردن و اندونزي4/0%).يك توزيع ممكن براي اين نتيجه غيرمنتظره،فقدان تفاوت[قابل توجه]سطح آزادي اين كشورها باشد.زمانيكه كه كشورهايي از سطح پائيني از آزادي برخوردارند(بين0/4 و 0/7)،اين فقدان تفاوت كه حتي با گسترش اينترنت مقايسه مي*شود،همبستگي ضعيفي را نشان مي*دهد.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #3


      • ادبيات و غيرانگليسي زبانها

      حقيقت ديگري كه مانع گسترش اينترنت در كشورهاي اسلامي شده است،تفوق مطالب اينترنتي انگليسي زبان است. هرچند كه موضوعات عربي زبان رو به ازدياد بوده و نرم*افزارهاي موجود عربي براي استفاده از شبكه ارتقاء يافته اند، كاربراني كه انگليسي صحبت نمي*كنند،در توانايي براي دستيابي به منابع اينترنتي عقب مي*مانند.[البته]لازم است كه به پيشرفت اخير توجه نمائيم.تقريباً تمام اطلاعات انگليسي مربوط به اسلام در اينترنت توسط دانش*آموزان مسلمان كه دركشورهاي غربي مخصوصا آمريكا وانگلستان تحصيل مي*كنند،ايجاد شده است.
      با اين وجود،تعداد پايگاه*هاي اينترنتي سازمانهاي اسلامي محلي(Local Islamic Orgaisstion)كه از زبان محلي براي ارائه منابع به غيرانگليسي زبانها استفاده مي*كنند،رو به افزايش است.
      در يك مطالعه جامع جديد در مورد استفاده اينترنت درجهان عرب مشخص شد كه پايگاه*هاي[اينترنتي]به زبان عربي بيشتر از پايگاه*هاي عربي به زبان انگليسي استفاده شده*اند.در كشورهاي اسلامي ميزان بيسوادي بالا است.ميزان متوسط بيسوادي در كشورهاي اسلامي 5/65% است.همانطور كه مي*دانيم،اغلب اطلاعات در اينترنت بصورت نوشته هستند.حتي با وجود فن*آوريهاي نوين،هنوز مردم بيسواد نمي*توانند[در اينترنت]آنچه را مي خواهند جستجو كرده و بيابند.هرچند،رابطه قدرتمندي بين ميزان بيسوادي و گسترش اينترنت دركشورهاي اسلامي نيافتم(با [ضريب] همبستگي 3/0).

      • قيمت كامپيوترهاي شخصي،ارتباطات اينترنتي و تماسهاي تلفني

      در بيشتر كشورهاي دنيا كه اكنون رشد سريعي در اينترنت دارند،بخش ملي از ميان كارهاي ديگر،به ايجاد زيرساختهاي شبكه*هاي ارتباطات از راه دور،فراهم كردن سرمايه*هاي اوليه،تعديلات و معيارهاي (استاندارد) و تشويق سرمايه*گذاريهاي خصوصي و آموزشهاي كامپيوتر اولويت داده است.بنابراين دولتهايي كه طالب توسعه اينترنت هستند بايد سياستهاي تشويقي بكار ببرند و از اعمال بازرسي*ها و محدوديت در دسترسي*ها خودداري نمايند.تنها دولتهاي محدودي از كشورهاي اسلامي چنين راهي را[در پيش]گرفته*اند.
      علت احتياجات متعدد به واسطه منابع محدود ملي مي باشد.(كشورهاي با درآمد ناخالص داخلي پائين اولويتهاي ديگري[براي صرف بودجه] دارند).ترس از دست رفتن كنترل بر اطلاعات و تمايل به محافظت از منابع(انحصاري)تك قطبي ارتباطات راه دور كشور نيز[در اين امر]دخليل اند.
      در بسياري ازكشورها،ماليت ها و سياستهاي ارتباطات از راه دور به افزايش[حق]اشتراك اينترنت منجر گرديده و منتج به استفاده كمتر از اين پديده مي گردد.وقتي به قيمت استفاده از اينترنت توجه مي*كنم،بايد،هم بهاي ارتباط با خدمات دهندگان اينترنتي (ISP) و هم بهاي ارتباط تلفن محلي را(برفرض اينكه خدمات دهندة اينترنتي محلي موجود باشد) در نظر بگيريم.بعلاوه مهم است كه اين قيمت را با درآمد طبقه متوسط جامعه مقايسه نمائيم.در بيشتر كشورهاي اسلامي قيمت اشتراك اينترنت بخصوص وقتيكه سطح درآمد طبقه متوسط جامعه در نظر گرفته نشود، بسيار بالا است و بنابراين دليل ديگري براي تسريع سير نزولي اينترنت فراهم مي*آيد.

      مثالهايي از ساختارهاي قيمت گذاري كشورها

      اردن

      در اوايل سال 1999 اشتراك ماهانه يك كاربر بهمراه هزينه تلفن به طور متوسط معادل 70 دلار آمريكا بود.خدمات دهندگان خصوصي اينترنت خطوط خود را از شركت ارتباطات راه دور كشور[دولتي] مي*گرفتند و گرفتار سياستهاي قيمت*گذاري بالاي آن بودند.

      مراكش

      در سال 1999 اشتراك اينترنت ماهانه مشتمل بر 15ساعت ارتباط اينترنتي بعلاوه هزينه ارتباط تلفن(2 دلار در ساعت) معادل 20دلار آمريكا بود.اين قيمت براي كشوري با يكي از پائين*ترين سرانه*هاي درآمد ناخالص داخلي(310/3 دلار) كاملاً گران است.

      عربستان سعودي

      ساختار قيمت*گذاري اشتراكات اينترنتي بوسيله«علم و صنعت ملك عبدالعزيز»(KACST) وضع شد.آنها پائين*ترين قيمت ارائه خدمات اينترنت را 5/1ريال در ساعت و بالاترين قيمت را 5/4ريال تعيين كردند.همراه با[يك]هزينه ماهانه ثابت 100 تا 150 ريالي تلفن.ارتباطات اينترنتي در عربستان سعودي 5/4 ريال در ساعت هزينه دارد. 5 ساعت در ماه استفاده از اينترنت،بين 36 تا 44 دلار آمريكا هزينه دارد.به علت نبود اطلاعات[كافي]در مورد هزينه*هاي اشتراك اينترنت،نتوانستم ارتباط آن با گسترش اينترنت را بررسي نمايم.هرچند اين ارتباط روشن و بي*ابهام است.در عوض من ارتباط سرانه درآمد ناخالص داخلي و گسترش اينترنت را مورد تحليل قرار دادم.
      منطق پشت اين[نظريه]آن بود كه حتي اگر كشورهاي اسلامي هزينه ثابتي براي اشتراكات اينترنتي(مثلاً 20 دلار آمريكا در ايالات متحده)داشته باشند،تفاوت درآمدهاي بين اين كشورها بر كاربرد اينترنت اثر مي*گذارد؛هرقدر كه كشور فقيرتر باشد،درصد افرادي كه از پس هزينه اينترنت بر مي آيند كمتر است.
      از آنجاكه مي دانيم هزينه اينترنت در كشورهاي اسلامي حتي از20 دلار آمريكا هم بالاتر است بوسيله همبستگي بين سرانه در آمد ناخالص داخلي و گسترش اينترنت مي توانيم اثر قيمتهاي بالاي اشتراك اينترنت را هم نشان دهيم.ارتباط قدرتمندي بين سرانه درآمدناخالص داخلي وگسترش اينترنت يافتم.(با[ضريب] همبستگي 85/0 ).

      اعتراضات مذهبي به اينترنت و جامعه اطلاعات

      • تعارض اسلام با تجدد«غرب»

      حق آزادي بيان كه اكنون بطور گسترده درجهان واقعي پذيرفته شده است،منجر به عاملي مي*شود كه مردم ديندار از آن به ارزشهاي مادي و آزاد ازدين (Secular) تعبير مي*كنند و بنابراين فاقد حس سلسله مراتبي روحاني اخلاق و معنويت رسوم مذهبي است.بسياري در جهان اسلام از فقدان هويت قريب الوقوع به واسطه استحاله غربي شدن مي*ترسند.خبرگزاري آشويتدپرس(در17فوريه 1997)گزارش داد كه روزنامه دولتي عراق،«العبهوديه»،اينترنت را بعنوان «ابزاري آمريكايي براي وارد شدن به هر خانه*اي در دنيا» متهم كرده است.
      دولتها و حاميان آنها اين آواها را براي توجيه شيوه نفوذي و پدرمآبانه خود در[دادن] اجازه عمومي براي دسترسي به اينترنت به صدا درآورده*اند.به طور مثال از سخنگوي جامعه كامپيوتر كشور سوريه،كه بوسيله پسر رئيس جمهور اسبق حافظ الاسد اداره مي*شود،نقل شده كه گفته است:مشكل ما اين است كه … ما جامعه*اي سنتي هستيم و بايد چيزي را كه نمي*تواند با جامعه ما منطبق شود را بشناسيم.
      گفته*هاي مشابهي نيز از سعودي*ها وجود دارد.صالح عبدالرحمن العادل رئيسkacst،گفته كه آنچه اينترنت ارائه مي*دهد عبارت است از«خدمت مهمي در پخش و توزيح اطلاعات»،و اين درحالي است كه از جنبه منفي نيز برخوردار است كه با ايمان و رسوم اسلام عربي ما منافات دارد.
      رئيس شركت فن*آوري سعودي(Silkinet)،در توضيح تأخيرهايي در اجازه دسترسي محلي اينترنت،گفته است: «تلاشهايي درجهت فراهم كردن بهترين فن*آوري مدرن انجام مي*شود،تا زمانيكه مطمئن باشيم با رسوم و فرهنگ منطقه منافات ندارد.»

      • احساس اينكه تصوير اسلام در راه غرب قرباني مي*شود

      بسياري از مسلمانان احساس مي*كنند كه غرب با مكر و عامدانه به مسلمانان و دين اسلام تهاجم مي*كند.آنها فكر مي*كنند كه عقيدة افراطي و تعصبي پنداشتن اسلام كه هم اكنون باعث مشكلاتي در عمده رسانه*هاي مرسوم شده است با اينترنت فقط تشديد مي*شود.واقعيت اين است كه اسلام بطور گسترده در شبكه مورد نقد و ايراد قرار گرفته است.

      • فن*آوريهاي«حلال»(مجاز) درمقابل فن*آوريهاي«حرام» (غيرمجاز)

      در شريعت(قانون اسلام)دستوراتي وجود دارد كه منافي كاربرد آزاد اينترنت است.مسلمانان كه زندگي روزانه*شان را برطبق شريعت پيش مي*برند نياز دارند كه راهي براي غلبه بر اين مشكلات بيابند و از اينترنت بدون تخطي از قانون اسلام استفاده كنند.

      اسلام و تجارت الكترونيك

      اصول شريعت،مسلمانان را از هر نوع بهره(ربا)در معاملات اقتصادي منع مي*نمايد.مثلا ربا در قروض و ربا در فروش، بخصوص درمورد معاملات مدت*دار.تقريباً تمام تجارتهاي الكترونيك بوسيلة كارتهاي اعتباري انجام مي شوند كه براي مسلمانان محتاط،حرام شرعي است(چيزي كه طبق قانون اسلام غيرمجاز و ممنوع است).[هر] مؤسسه اقتصادي معمولاً مبلغي براي فروشنده بعنوان«حق العمل»(كميسيون)در هر معامله در نظر مي*گيرد كه اين موضوع براي مسلمانان در استفاده از تجارت الكترونيك مشكل*آفرين است.
      يك راه حل،استفاده از كارتهاي بستانكاري در معاملات است.
      يك كارت بستانكاري هيچ بهره*اي دربرندارد و مورد فروش را[تا دريافت]پول مشتري در حسابش نگاه مي*دارد(والبته شامل هيچ بهره*اي نمي*شود).مشكل *اين راه حل* اين است كه حساب بستانكاري معامله بري از ربا را فقط از طرف مشتري تأمين مي*نمايد نه از طرف تاجر.تاجر هنوز بايد درصدي هزينه براي هر معامله به مؤسسه اقتصادي ارائه كننده كارت بستانكاري بپردازد.
      راه ديگر استفاده از الگوي معاملات اقتصادي اسلامي(IFTM)است كه يك الگوي تجارت الكترونيك جديد است كه از روشهاي جايگزين و حلال(آنچه در قوانين اسلام مجاز است)براي تجارت استفاده مي*كند و بنابراين مسلمانان را قادر به خريد اينترنتي مي*نمايد.يك مؤسسه اقتصادي،مبلغي به عنوان انجام خدمات به ازاي حق المعامله الكترونيك دريافت مي نمايد.اين مبلغ خدمات براساس هزينه*هاي واقعي انجام معامله و نه يك درصد ثابت از معامله است.
      اين الگو فقط يك راه براي مسلمانان است كه مي*خواهند در بازار تجارت الكترونيك شركت نمايند.هرچند اين راه حل پيچيده است و نيازمند ايجاد مؤسسات جديد اقتصادي است كه از[اين]مدل اقتصادي استفاده نمايند.نكته*اي كه بايد از اين مثال گرفته شود موانع واقعي مسلمانان براي كاربرد آزادانه اينترنت مانند جهان غرب است.

      منافع بالقوه اينترنت براي جوامع اسلامي

      • فراهم كردن اطلاعاتي دربارة اسلام

      قرآن مي*گويد«مردم را به راه پروردگارت با نصايح خوب دعوت كن؛و با آنها با شيوه ي زيباسخن بگو»اين امر خدا، كاربرد روشهاي خردمندانه و ابزارهاي نيكو براي انتقال پيام خدا را بيان مي*كند.
      از نقطه نظر تاريخي،فرستاده بزرگ خداوند(محمد[ص])روشهاي مختلفي براي آشنا كردن مردم و جوامع با دين اسلام را بكار برده است.در عصر حاضر نيز از فن*آوري،راديو،نوارهاي صوتي و تلويزيون بطور گسترده براي انتشار قرآن، حديث و تعاليم اسلامي در سراسر دنيا استفاده مي گردد.
      اخيراً اينترنت به عنوان پديده اي مقرون به صرفه و سريعترين روش ارائه دانش،اطلاعات و اخبار به بيليونها نفر در دنيا ظهور نموده است.اينترنت به همين صورت مي تواند براي نشر عقايد و مذهب اسلامي بكار برود.بعلاوه مسلمانان بسادگي مي*توانند به غير مسلمانان روش زندگي را بياموزند و تلقي صحيح از اسلام را در ديدگان غرب عوض نمايند.
      با اينترنت مسلمانان مي*توانند اطلاعات مهمي دربارة اسلام كه در زندگي به آن احتياج دارند را بدست آورند.بطور مثال مي توانند اطلاعات مربوط به اوقات شرعي نماز،محل مساجد و بخشهايي از قرآن را بگيرند.همچنين مي*توانند اطلاعات ديگري را نيز كه مورد علاقه*شان است مانند تحقيقات،ادبيات و آمار اسلامي را دريافت كنند.
      دغدغه مسلمانان اين است كه مطمئن شوند دانش دقيق و درست اسلام در اينترنت ارائه شده است.
      مواردي از آيات ساختگي(و نسبت داده شده به )قرآن و احاديث از منابع بدون نام در اينترنت وجود داشته است.بنابراين به نظارت هميشگي درخصوص اطلاعات در مورد اسلام نياز است تا اطلاعات گمراه كننده و ساختگي فوراً شناسايي و اصلاح گردد.كار سخت دوم،توسعه ساز و كار اعتبار دهي و صحت سنجي اطلاعات به خصوص در ترجمه قرآن و حديث،قبل از قرارگيري برروي اينترنت است.

      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #4
        فضاي مجازي(Cyberspace)اسلامي

        برخلاف تمام موانعي كه در بالا بدان اشاره نمودم،اسلام يك جلوة واقعي در اينترنت است.با فراتررفتن از بي*شمار سند[اينترنتي]كه با يك موتور جستجوي ساده ميتوان يافت،هركسي از امكان حضور در يك فضاي الكترونيك اسلامي برخوردار مي گردد.
        پايگاه*هاي فراواني وجودداردكه اطلاعات عمومي دربارة اسلام را به نمايش مي*گذارد؛براي مثال[پايگاه] RSS(جامعه قرآن صانع)در آمريكاي شمالي براي مسلمانان و غيرمسلمانان اطلاعاتي در مورد مسائل مختلف اسلامي را فراهم مي*آورد.
        پايگاه*هاي ديگري مثل Cybermuslim و Islamcity دربارة اسلام اطلاعاتي مانند اوقات شرعي و تقويم اسلامي و ترجمه انگليسي قرآن ارائه مي*كنند.پايگاه*هاي متعدد داراي محتوي ويژه نيز مي*توان يافت.به عنوان مثال پايگاه دانشگاه ايليونز(UIUC) نه تنها حاوي مفاهيم پايه اسلام است بلكه دربارة علوم جنين شناسي و رياضيات مو به مو در قياس با قرآن بحث مي*نمايد.
        [دربارة]رسانه*ها و مفاهيم سياسي از يك ديدگاه يگانه اسلامي نيز[مطالبي] وجود دارد.حزب اسلامي بريتانيا پايگاه مخصوص خودش را دارد و نه فقط مسلمانان انگلستان بلكه جامعه عام بريتانيا را مخاطب قرار مي*دهد.
        به همين صورت،[پايگاه] (Muslim Mdia I) يك پايگاه خبري در انگلستان است كه درخصوص اخبار جهان اسلام بحث مي كند.اين پايگاه ديد متفاوتي در مورد اتفاقات جهان ارائه مي*كند.ممكن است براي غيرمسلمانان هم جالب و احتمالاً تحريك كننده باشد.

        • ايجاد دنياي[مجازي]اسلامي

        جماعت مسلمان در سراسر دنيا پراكنده* است.برخي در مكاني زندگي مي*كنند كه مسلمانان در اكثريت*اند و برخي در جايي كه در اقليت*اند.اينترنت مي تواند در ايجاد جامعه يكپارچه براي تمامي مسلمانان كمك كند تا مسلمانان در آن با هم مرتبط بوده و اطلاعاتشان را سهيم شوند.جنبه*هايي مثل اتاقهاي گفتگو و مباحث اينترنتي به رابطه متقابل مسلمانان و ايجاد يك جامعه كمك مي*نمايد.اين[موضوع]بخصوص براي مسلماناني كه در گروه*هاي اقليت زندگي مي*كنند براي ارتباط ضروري و سهيم شدن با كسانيكه از علائق مشابه با آنان برخوردارند،مهم است.اين[موضوعات] شامل اطلاعاتي دربارة خانه و سرزمين مادري و اطلاعاتي دربارة اسلام است.
        در اينترنت مسلمانان مي توانند اجتماعاتي بوجود آورند كه درجاي ديگر ايجاد آن دشواراست.راهي كه اينترنتي مي*گشايد براي مخالفت است.براي مثال الجزايري*ها مي توانند از پايگاه*هاي اينترنتي متعددي بازديد نمايند كه بوسيله گروه*هاي اسلامي ايجادشده*اند كه ممنوعه*اند و در داخل الجزاير از پايگاه خبري برخوردار نمي باشند.

        مانند جبهه اسلامي صلات(Front Islamique de salut)

        نتيجه*گيري

        مهمترين نتيجه اين مقاله[بيان]ارتباط مذهب اسلام و نفوذ اسلام است.
        دين اسلام ارزشهاي فرهنگي و پايه*هاي مذهبي*اي دارد كه با اينترنت(و ساير جنبه*هاي فن آوري اطلاعات)در تضاد است.بسياري در دنياي اسلام از فقدان هويت به علت استحاله غربي شدن درهراس مي باشند.درنتيجه،نفوذ اينترنت در كشورهاي اسلامي درحال حاضر پائين است و به نسبت غرب باسرعت آهسته*اي پيش مي*رود.اين نتيجه*گيري بوسيله تحليلهاي آماري تقويت مي*شود كه ثابت مي كند كه هرچه درصد مسلمانان در كشوري بالاتر باشد درصد كاربران به اينترنت كمتر است.[اين]بدان معني است كه بين مذهب و اسلام و گسترش اينترنت همبستگي معكوس وجود دارد.

        نتيجه دوم اين مقاله بيان اثرات مستقيم و غيرمستقيم دين اسلام برنفوذ اينترنت است.در بيشتر موارد كشورهاي اسلامي خصوصيات مردم شناختي*اي دارند كه به عنوان موانعي در توسعه اينترنت شناخته مي*شوند.به طور مثال درآمد ناخالص داخلي پائين،ميزان بالاي بي*سوادي و سطح پائين مردم سالاري.

        در نتيجه يك اثر دوگانه بر اينترنت وجود دارد:

        • اثر مستقيم تعارض دين اسلام با اينترنت
        • اثرغيرمستقيم خصوصيات مردم شناختي كه نشر اينترنت را عقب نگه مي*دارد

        با وجود اينكه وضعيت فعلي فن آوري اطلاعات در كشورهاي اسلامي اميدواركننده نيست پيش*بيني خوش*بينانه اين است كه اين وضعيت در آينده تغيير خواهد نمود.يك علت اين است كه حتي حكومتهاي غيرمردم سالار نيز در حال درك فوائد بالقوه اينترنت براي كشورشان هستند و حتي امروزه مي*بينيم كه شروع به بازگشايي درهاي كشور در استقبال از پديده اينترنت كرده*اند.علت دوم سودي است كه مسلمانان از دنياي[مجازي]واقعي مي*توانند ببرند و اكنون هم مي*برند مانند آموزش دين اسلام به غيرمسلمانان، ايجاد جوامع[مجازي]واقعي و دسترسي به اطلاعات ذي*قيمت اسلامي.
        من معتقدم هرچه پيش رويم قدرت بازار، شرايط فعلي را تغيير خواهد داد و ما كاربران بيشتري را در كشورهاي اسلامي با مطالب اسلامي بر روي شبكه خواهيم ديد.
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • donsaeid
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 28300

          #5
          آخر الزمان، منجى*گرايى و ظهور در شبكه جهانى اينترنت



          اگر شما با موضوعاتى نظير «پايان جهان» يا «آخرالزمان» و يا «بازگشت عيسى مسيح» و «منجى*گرايى» در هر يك از موتورهاى جستجو و يا دايركتورى*هاى اينترنت به جست*وجو بپردازيد حتى فرصت ورق زدن صفحات موجود كه هر يك داراى ده*ها مدخل (Entery) هستند نيز، نخواهيد داشت چه برسد به ورود به هر مدخل و خواندن و مطالعه جزييات آن.


          امروزه، با رواج شبكه جهانى اينترنت دسترسى سريع به موضوعات مختلف علمى، فرهنگى، خبرى و.... ممكن شده است، امّا شايد برخى از افراد در مورد اينكه آيا مسائل دينى، اعتقادى و معنوى نيز در اينترنت و در بين سياست*هاى مختلف آن جايگاهى دارند يا نه در شك و ترديد باشند؛ با جست*وجويى سريع در اينترنت مى*توان ترديد و شك در اين مسأله را از خود دور ساخت و به آمارى شگفت*انگيز دست يافت و آن اينكه اگر شما با موضوعاتى نظير »پايان جهان« يا »آخرالزمان« و يا »بازگشت عيسى مسيح« و »منجى*گرايى« در هر يك از موتورهاى جستجو و يا دايركتورى*هاى اينترنت به جست*وجو بپردازيد حتى فرصت ورق زدن صفحات موجود كه هر يك داراى ده*ها مدخل (Entery) هستند نيز، نخواهيد داشت چه برسد به ورود به هر مدخل و خواندن و مطالعه جزييات آن.
          اطلاعاتى كه در زير سعى شده تا به صورت بسيار موجز و مختصر ذكر گردد، تنها بخشى از اين اطلاعات گسترده است كه با جست*وجو در موتور جستجوى (google) به دست آمد است. نظر خوانندگان گرامى را به آن جلب مى*نماييم:


          الف) آخرالزمان (پايان جهان) با /3/430/000 مدخل در google با عناوينى نظير:
          1- پايان جهان آنطور كه مى*شناسيم:
          www.geocities.com/Athen)
          (/s/oracle/9941
          2- جهان چگونه به آخر خواهد رسيد.
          3- آيا بعد از اين پايان، جهان باز هم ادامه خواهد يافت؟
          )(/www.jesus warrior.de
          4- پايان جهان نزديك است:
          )(www.aaaa.demon.nl/worldend 2.html
          5- خود را براى پايان جهان آماده سازيد و...:
          )(www.post-gazette.com

          ب) بازگشت عيسى مسيح با 507/000 مدخل با عناوينى نظير:
          1- زمان بازگشت عيسى مسيح:
          )(/members.aol.com/jcsaves 7
          2- بازگشت عيسى مسيح و روز خدا
          3- جلال و بزرگى عيسى مسيح و موضوعات عصر ايمان
          4- بازگشت عيسى مسيح نزديك است :
          )(userspages/Peace.html /www.serve.com/exjw
          5- منابع مذهبى و اطلاعاتى در خصوص ظهور عيسى مسيح
          6- بازگشت جسمانى عيسى مسيح را تصور كنيد
          )/www.theshop.nent
          (gjess/mbpgretum.htm
          7- علائم ظهور عيسى مسيح
          )(users.panola.com
          8- بازگشت عيسى مسيح، واقعيت?ها، اهميّت و نحوه آن: ) (www.jokimos.org/vings302.html
          9- بازگشت مجدد آقا و نجات دهنده ما عيسى مسيح:
          )(/ejt~/www.ncinter.net
          10- عيسى مسيح عشق را از آسمان با خود مى?آورد:
          )(/www.believers.org
          حال در اينجا بد نيست تا پاره*اى از مطالب عنوان شده در اين سايت*ها و منابع را مورد اشاره قرار دهيم تا با مطالب عنوان شده نيز آگاهى بيشترى حاصل گردد:
          در مقاله*اى كه تحت عنوان »بازگشت عيسى مسيح نزديك است؛ 2 روز = 2000 سال« چنين آمده است:
          ما نمى*توانيم زمان دقيق بازگشت عيسى مسيح را تعيين نماييم، اما پيشگويى*هاى انجيل نشان مى*دهد كه بازگشت او بسيار نزديك است و پيشگويى*هايى كه در رابطه با انتظار و براى ظهور مسيح است خاطرنشان مى*سازند كه وى بعد از 2000 سال بازخواهد گشت. انجيل مى*گويد: عيسى دوهزار سال پس از عروجش به آسمان دوباره باز خواهد گشت و هزار سال بر روى زمين پادشاهى خواهد كرد كه در بخش مكاشفات انجيل به آن اشاره شده است. عيسى مسيح را با قلب*هاى خود فرا خوانيد تا او آقا و سرور شما گردد و نجات دهنده شما و مطمئن باشيد كه اين عمل پيش از آنكه خواست شما باشد خواست الهى است.
          در مقاله ديگرى تحت عنوان »زمان بازگشت عيسى مسيح« بحث مفصل و مستدلى در مورد زمان بازگشت وى مطرح شده است و چنين نتيجه*گيرى شده است كه خود حضرت مسيح زمان بازگشت و ظهور خود را نمى*داند و در انجيل آمده است كه: عيسى به حواريون خود گفت من تنها آنچه را كه خدا به من مأموريت داده است براى شما آشكار مى*سازم (انجيل يوحنا 8: 17) و تنها آنچه را كه از خدا شنيده*ام براى شما آشكار سازم (يوحنا 15: 15). من بسيارى چيزها را براى شما مى*گويم، اما آن كس كه مرا به سوى شما فرستاده است حقيقت محض است و من به جهانيان سخنان او را مى*گويم (يوحنا 26: .
          من از خود هيچ چيز ندارم، بلكه تنها آن چيز را كه او به من امر بكند انجام مى*دهم؛ زيرا من به خواسته خود عمل نمى*كنم بلكه به خواسته كسى كه مرا به سوى شما فرستاده عمل مى*كنم. (يوحنا 5030).
          عيسى مى گويد: شما نمى*توانيد زمان و موقع آمدن مرا بدانيد؛ زيرا اين فقط در يد قدرت خداوند است.
          هيچ بشرى از آن لحظه (زمان ظهور) آگاهى ندارد، حتى فرشتگان و تنها خداوند آگاه است. (انجيل متى 36: 24).
          مسيح مى*گويد: هميشه آماده باشيد؛ زيرا كه من زمانى مى*آيم كه شما فكرش را نمى*كنيد. (لوقا 40: 12).
          در مقاله ديگرى شيوه ظهور حضرت عيسى به اين شكل شرح داده شده است كه: عنقريب بعد از آن آزمايش سخت روزگاران خورشيد تيره و تار مى*گردد و ماه نور خود را از دست خواهد داد و ستارگان افول خواهند كرد و قدرت*هاى آسمانى نيز به لرزه در خواهند آمد و سپس آثار و علائم ظهور آن مرد آسمانى آشكار خواهد شد و سپس تمامى قبائل زمين نگران و غمگين مى*گردند و آنگاه عيسى از ابرهاى آسمان با جلال و شكوه و قدرت فرو خواهد آمد. (متى 30 - 29: 24).
          در جاى ديگرى چنين آمده است كه از آن آزمايش سخت، خورشيد تيره خواهد شد، ماه نور افشان نخواهد كرد و سپس عيسى با شكوه و جلال و قدرت خواهد آمد و فرشتگاه تحت امر خود را به اطراف و اكناف عالم روانه خواهد كرد و منتخبان خود را از چهار گوشه جهان از بالاترين نقطه آسمان تا پايين*ترين نقطه زمين جمع خواهد كرد. (مرقس 27 - 24: 13).
          در مقاله*اى ديگر نشانه*هاى آخر الزمان به نقل از انجيل چنين معرفى گرديده است:
          در آخرين روزها (منظور روزهاى نزديك به ظهور است) بشر خودخواه و خودپرست خواهد شد، نسبت به والدين خود ناسپاس و غير مطيع مى*گردد، تقدس از بين خواهد رفت، افراد آشتى طلب و صلح جو نخواهند بود، وحشى و خونخوار مى*گردند و از خوبى*ها متنفر مى*گردند، پيش از آنكه به خدا عشق بورزند، عاشق لذائذ دنيوى مى*گردند، مغرور، متكبر، فحاش و بددهن مى*شوند.
          در مقاله*اى ديگر هدف بازگشت حضرت عيسى چنين عنوان شده است:
          در ادعيه*اى كه حضرت عيسى به طرفداران خود تعليم داده آمده است كه: براى ايجاد يك پادشاه الهى در زمين دعا كنيد: پادشاهى و حكومت الهى تحقق خواهد يافت و همانطور كه در آسمان*ها ايجاد شده در زمين نيز تحقق مى*يابد. (انجيل متّى 10: 6).
          و در اين زمان گفته*هاى داوود تحقق خواهد يافت، صالحان وارث زمين خواهند شد و براى هميشه در زمين سكنى خواهند گزيد. (زبور داود 29: 37). مسيح به زمين بازخواهد گشت و با بر انداختن نظام*هاى بشرى، پادشاهى الهى را بر روى زمين حكمفرما خواهد ساخت. او جهان را از تبه كارى و شرارت خواهد زدود و با جلال و شكوه الهى، به عنوان راه حلى مقدس براى مشكلات فعلى پر خواهد كرد.
          الهى، صالحانه و ميانه رو زندگى كنيد، در جهان كنونى به دنبال آن اميد مقدس، ظهور شكوهمند حكومت الهى و عيسى مسيح نجات دهنده بگرديد. (13 - 12: انجيل تيطس)
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          • donsaeid
            Senior Member
            • Nov 2005
            • 28300

            #6
            ماهيت و نقش جنبش نرم افزاري در بيداري اسلامي معاصر



            مصطفي كمال يكي از سربازان مدرن جنگ*هاي صليبي عليه اسلام بود؛ اما ديگر مسلمانان كه تا آن زمان با تبديل الگوي سياسي امت به امپراطوري*هايي با پادشاهان رقيب يكديگر منار آمده بودند، اكنون مي*ديدند كه اين امپراطوري*ها به نظام*هاي «دولت* ملت» تكه تكه مي*شوند. به عبارت ديگر آخرين مرحله از فرايند طولاني انحراف امت از اسلام ناب بود.


            اشاره:

            براندازي نظام خلافت در تركيه توسط مصطفي كمال(آتاترك) در سال 1924 سه نوع واكنش مختلف را از سوي مسلمانان جهان برانگيخت. در هنر تحت سلطه انگليس با يك جمعيت عمده مسلمان‏، يك خشم فراگير ايجاد شد و تلاش*هاي پرشوري براي نجات نظام خلافت شكل گرفت. اگر چه اين نهضت با انگيزه*هاي نجات خلافت اسلامي شكل گرفت. اما بعدها رنگ و بو و محتواي ناسيوناليسم هندي به خود گرفت. تا آنجا كه مهندس كرمچاند گاندي كه يك هندوي ضد اسلام بود، نيز به قطار مدافعان نظام خلافت پيوست.
            در خاورميانه يك واكنش كاملا عجيب انجام گرفت.شريف حسين، مأمور انگليس در مكه، خود را خليفه خواند. اما بجز رژيم*هاي عراق،* اردن و يمن هيچ كس به اين عامل انگليس اعتنايي نكرد. اردن و عراق كه در آن زمان تحت سلطه پسران شريف حسين قرار داشتند، هديه*هايي بودند از سوي انگليس به خانواده شريف حسين به خاطر خوش خدمتي آنها در راستاي تجزيه خاورميانه به ‹‹دولت* ملت››**ها.
            در قاهره يك گردهمايي با حضور تعدادي از نخبگان مسلمان تشكيل شد تا به بررسي آينده امت در فقدان نظام خلافت و چگونگي احياي آن بپردازند. رياست جلسه بر عهده رييس دانشگاه الازهر شيخ ابو*الفضل الجيزاوي به همراه رييس دادگاه عالي شرع مصر محمد مصطفي المراقي بود.در اين جلسه، نخبگان به شكلي كسالت*آور مساله را مورد بحث قرار دادند، اما به هيچ نتيجه معيني نرسيدند. آنچه كه از اين جلسه بدست آمد، منعكس كننده ركود شديد انديشه سياسي مسلمانان در طول قرن*ها بود. پيكر، اصلي نخبگان و آگاه*ترين افراد امت بعد از يك مشورت دقيق، تنها توانستند نتيجه بحث را به نظريه*هاي سه تن از علماي پيشين تاريخ اسلام ارجاع دهند: ابوالحسن الماوردي، ابوحامد محمد غزالي و ابن تيميه. به نظر مي*رسد انديشه سياسي مسلمانان تنها اندكي بيشتر از ششصد سال قبل پيشرفت داشته است. اگرقلت انديشه تنها ضعف آنها بود باز قابل تحمل مي*نمود، اما نخبگاني كه در قاهره جمع شده بودند، همچنين به اين نتيجه رسيدند كه اصلاً ترك*ها غاصب خلافت بوده*اند و خلافت متعلق به اعراب است. بنابراين سرنگوني خلافت عثماني كه غاصب در دست غير اعراب بود، چندان ضربه*اي برپيكر امت وارد نساخته است. بروز اين چنين گراسشات ناسيوناليستي در ميان نخبگاني كه برجسته*ترننهادهاي فكري امت را رياست مي*كنند، در حقيقيت يك انحطاط غم انگيز بود.
            اين سه عالم سنتي مذكور در زماني آثار خود را نوشنتند كه نظام سياسي خلافت به ملوكيت(پادشاهي موروثي) تبديل شده بودند و هر كدام ادعاي شايستگي براي رهبري كل امت را داشتند. اين علما در شرايطي آثار خود را(احكام السلطانيه الماوردي، احيا علوم دين غزالي و سياست الشريعه ابن تيميه) نوشتند كه كمترين نقش و كنترل را برنظام سياسي داشتند چه برسد به تأثير و تغيير.
            آنچه آنها انجام دادند فقط دامنه خسارت را محدود مي*كرد و حتي اين يه مورد به ابزار و روكشي براي توجيه مشروعيت آن واقعيت سياسي تبديل شد كه تا آن زمان از حقيقت اسلام دور شده بود، در اين دوره نيز نخبگاني مشابه براي درمان سرنگوني نظام خلافت در سال 1924 متوسل به آثاري مي*شوند كه در 600تا 900 سال قبل و تحت آن شرايط نوشته شده بود.اين هر دو حركت غير واقع بينانه و انعكاسي از بعد مسافت مسلمانان از اسلام و آموزه*هاي آن است.
            تلاش مصطفي كمال براي براندازي خلافت، كميته ضد اسلامي او را منعكس مي*كرد. او نه تنها از اينكه تركيه به تنهايي بار حكومت(مسلمانان) را به دوش مي*كشد، شكايت داشت، بلكه معتقد بود«آنان كه از يك خلافت جهاني حمايت مي*كنند تاكنون از كمك براي حفظ و نگهداري آن سرباز زده*اند.» او اصرار داشت كه اكنون خلافت معناي حد اقلي خود را از دست داده و به عقيده وي «ايده خلافت واحد، كه همه مسلمانان را دربرمي*گيرد، چيزي است در كتاب*ها و واقعيت* خارجي ندارد.»
            مصطفي كمال يكي از سربازان مدرن جنگ*هاي صليبي عليه اسلام بود؛ اما ديگر مسلمانان كه تا آن زمان با تبديل الگوي سياسي امت به امپراطوري*هايي با پادشاهان رقيب يكديگر منار آمده بودند، اكنون مي*ديدند كه اين امپراطوري*ها به نظام*هاي «دولت* ملت» تكه تكه مي*شوند. به عبارت ديگر آخرين مرحله از فرايند طولاني انحراف امت از اسلام ناب بود.
            اين مرحله همچنين نتيجه تأثير غرب و انديشه*هاي بيگانه*اي بود كه همچون ويروسي از اروپا منتشر شد. تمدن مهاجم غرب نه فقط قدرت مسلمانان را به چالش كشيد بلكه براي تخريب كامل اسلام برنامه ريزي و اقدام كرد.
            اروپاييها مسلح به سلاح*هاي تخريب اجتماعي شدند؛ آن سلاح مخرب ايدئولوژي ناسيوناليسم و بذرهاي آن بود. غرب به شكل نظام همه نهاد*ها و ساختارهايي را كه براي سلطه او خطرناك نشان مي*داد، تخريب كرد. از اولين قربانيان آن، زبان مخاطبان بود. تا وقتي كه انديشمندان مسلمان به زبان قرآن(عربي) آشنايي داشتند، قادر به لرتباط با سنت و تاريخ اسلام از سويي و ارتباط با توده مسلمانان از سوي ديگر بودند.با ظهور استعمار يك تغيير جهت و انحراف بزرگ رخ داد. نتيجه آن پرورش دسته*اي از مسلمانان بود كه با زبان*هاي اروپايي تحصيل كرده و نسلي كاملاً رويگردان نه فقط از توده*هاي مسلمان بلكه ريشه*هاي خود شده بود. گسست ميان نسل*ها و اقشار مختلف مسلمان، شرايط غم باري را براي امت اسلامي پديد آورد. طبقه تحصيل كرده مسلمانان، با انقطاع از منابع انديشه ديني، در گفتمان ايده*ها و علوم غربي مي*انديشند و به دروازه گسيل اين انديشه*ها به جهان اسلام تبديل شدند.
            اين گزار بود كه پيكره ضعيف نظام سياسي مسلمانان را به كلي نقش بر زمين كرد. از اين پس نخبگان مسلمان تنها مي*توانستند در چارچوب نظري و فضايي كه اساتيد اروپايي آنها ترسيم كرده بودند، تفكر و تحليل كنند. اين نوع انديشه*ها بخش قابل توجهي از خواص مسلمانان را مورد همهمه قرار مي*داد.از اين رو زماني كه نزاع براي استقلال بالا گرفت، طرح استقلال بر پايه مدل و الگوهاي انديشه غرب پي ريزي شد. از اين روست كه حتي يكي از اين نخبگان حاكم در هيچ يك از جوامع اسلامي نتوانست مسائل كشور خود را طي مدت بيش از پنجاه سال پس از استقلال حل كند. تنها استثناء، ايران بود كه بار يك انقلاب اسلامي را تحمل كرد تا اختناق و سيطره غرب را بشكند و اكنون در حال مبارزه و تلاش براي ايجاد يك نظام اسلامي در جامعه خود مي*باشد.
            نمونه ايران عبرت*انگيز است. اين امام خميني بود كه از طريق اجتهاد خود بر انديشه قديمي كناره*گيري از حضور مستقيم در سياست و حكومت در غياب امام دوازدهم فائق آمد و در پيش روي انديشه سياسي شيعه افق نويني گشود. به محض اينكه انديشه سياسي شيعه از اين تنگنا رهايي يافت به سوي يك انقلاب خيز برداشت. از آنجا كه انديشه سياسي امام خميني ريشه در اسلام داشت، تأثير انقلاب اسلامي و عميق و ماندگار شد و تلاش*هاي گسترده دشمنان براي توقف و نابودي آن ناكام مانده است.
            دو جنبش اسلامي عمده كه در بخش*هاي ديگر جهان اسلام به دنبال سرنگوني نظام خلافت پديد آمد، همان طور كه انتظار مي*رفت، در باتلاق ناسيوناليسم گير كرد. اخوان المسلمين در مصر و جماعت اسلامي در پاكستان نتوانستند بر حصارهاي ناسيوناليسم فائق آيند. جماعت اسلامي علي*رغم تبحر ابوالاعلي مودودي قرباني ساختارگرايي حزب سياسي شد و حتي كمتر از اخوان المسلمين در جهان عرب تأثير سياسي داشت. گرچه رژيم*هاي عربي در به بند كشيدن اخوان المسلمين درنده *خوتر از رژيم*هاي پاكستان نسبت به جماعت اسلامي بودند.
            آنچه هر دو جنبش را به دام انداخت ساختار نظام*هاي حاكم و متداول در اين جوامع بود كه به شكل بنيادين با اسلام ناسازگار بود. تنها سيد قطب توانست اين واقعيت را ببيند، اما به قلم كشيدن اين نگاه،(در كتاب العالم في الطريق) به قيمت جان او تمام شد و توسط رژيم ناصر در آگوست 1996 اعلام شد. دكتر كليم صديقي به شكلي مسبوط اين پديده را مورد بررسي و تحليل قرار داده است. او همواره برناسازگاري نظام سياسي – اجتماعي موجود در جوامع اسلامي كنوني با آموزه*هاي اسلام تأكيد داشت و معتقد بود كه سرنگوني كامل سيستم تحميلي غرب پيش شرط گزار و تحول امت است.
            كليم صديقي در آخرين كتاب خود(مراحل انقلاب اسلامي) كه چند روز قبل از وفات وي در آوريل 1996، منتشر شد، به مراحلي رسيد كه نهضت*هاي اسلامي براي دستيابي موفقيت آميز به حكومت اسلامي بايد طي كند اشاره داشت. يكي از لوازم اوليه، طبق نظر وي، انقلاب نرم*افزاري در انديشه سياسي مسلمانان است. او براين نكته اصرار داشت كه با زدودن نفوذ خرد كننده انديشه سكولاريسم از تاروپود انديشه مسلمانان، هيچ تحول و پيشرفتي در جامعه مسلمانان شكل نخواهد گرفت. دكتر صديقي ضمن تمجيد انقلاب اسلامي ايران به آسيب شناسي جدي آن نيز مي*پرداخت. او از همان روزهاي اوليه انقلاب بر لزوم بازسازي ساختاري حكومت و يك انقلاب فرهنگي تأكيد داشت و معتقد بود در غير اين صورت ايران همچنان در برابر نفوذ شكننده غرب آسيب پذير مي*ماند. بوروكراتيزه شدن ساختار حكومت و بازگشت ارزش*هاي غربي به ايران از جمله نگراني*ها و خطرهايي بود كه دكتر صديقي عليه آنها هشدار مي*داد.
            انقلاب نرم افزاري در انديشه سياسي مسلمين بهترين راهكاري است كه باقي مانده و يك انديشمند مسلمان ارائه كرده است. اما به هر حال مشكلات و موانع پيش روي نخبگان مسلماني كه درصدد كمك به اين انقلاب نرم افزاري هستند فراوان است.دو نكته اساسي بايد روشن شود. نكته اول اينكه ضرورت اين انقلاب بايد براي همه روشن شود. انديشه سنتي مسلمانان نه فقط نيازمند تصفيه از رسوبات انديشه غرب است بلكه بايد از خطاها و كج*هايي كه در گذشته تاريخ مسلمانان يعني از همان سالهاي اوليه پس از رحلت پيامبر(ص) پديد آمد، پالايش شود. تأثير غرب بدون شك كشنده و خسارت بار بوده، اما اگر اصلاح همه جانبه نباشد و اين مشكلات برطرف شود به بحراني درآينده منجر خواهد شد.
            دومين نكته اين است كه حركت نرم افزاري نمي*تواند خارج از چارچوب مبارزات سياسي نهضت اسلام، تعريف شود. در حقيقت جنبش نرم افزاري تنها به شرطي موفق مي*شود كه توأم با نهضتي سياسي باشد. منعم دشمني غرب با اسلام و نهضت بيداري اسلامي، نقطه جوهري براي آغاز حركت است. هر تلاشي براي تحقق انقلاب نرم*افزاري در انديشه اسلامي، مادامي كه موضع سياسي آن در برابر دشمنان خنثي و بي*طرفانه و يا حتي تحت اشراف موسسه*هاي آكادميك غرب انجام مي*شود، نه فقط پرونده نهضت بيداري را مي*بندد بلكه در خدمت اهداف غرب براي اسلام ستيزي در خواهد آمد.
            هيچ جامعه*اي برپايه انديشه*هاي بيگانه پيشرفت نكرده است، چه رسد به جامعه اسلامي كه خود صاحب ارزش*هاي بنياديني است كه نه فقط با سيطره تمدن غرب انكار شده بلكه هدف جنگ صليبي نوين آنان نيز قرار گرفته است.
            براي مسلمانان تنها يك راه مانده است: «بازگشت به سيره و سنت پيامبر خدا(ص) و بازسازي تمدن اسلامي از طريق ارزش*هاي اسلام
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment

            Working...