نويسنده: شاي لي اشپيگلمن
اسلام و اينترنت (رابطه مذهب اسلام و گسترش اينترنت)
دين اسلام ارزش*هاي فرهنگي و پايه*هاي مذهبي*اي دارد كه با اينترنت(و ساير جنبه*هاي فن آوري اطلاعات)در تضاد است.بسياري در دنياي اسلام از فقدان هويت به علت استحاله غربي شدن درهراس مي باشند.درنتيجه،نفوذ اينترنت در كشورهاي اسلامي درحال حاضر پائين است و به نسبت غرب با سرعت آهسته*اي پيش مي*رود.
مقدمه
انقلاب اطلاعات و ارتباطات درحال شكل* دهي مجدد جهان است و اينترنت در رأس اين[جريان]قرار دارد.اثر اينترنت بر تمام جنبه*هاي زندگي مبهوت كننده است و اثر آتي آن هنوز[بطور كامل]نامعلوم است.با وجود تمام امكاناتي كه اينترنت داشته است درواقع،روند گسترش يا[نشر]آن دركشورهاي اسلامي كند است.
توضيحات مختلفي براي اين پديده وجود دارد كه از آن ميان مي توان به درآمد ناخالص داخلي پائين، ميزان بيسوادي بالا،ساختارهاي سياسي و غيره اشاره نمود كه اين مقاله به طور خلاصه به برخي از آنها خواهد پرداخت.در عوض در اين مقاله بر تاثير مذهب بر گسترش اينترنت در كشورهاي اسلامي تمركز شده است.
آيا مذهب اسلام مي*تواند توضيحي منطقي براي گسترش كند اينترنت باشد؟
من در ابتدا به بررسي ارتباط آماري درصد مسلمانان كشورهاي مختلف و گسترش اينترنت مي*پردازم.سپس به دنبال دلايل فرهنگي و مذهبي*اي كه مانع رشد اينترنت در كشورهاي اسلامي مي باشد،خواهم گشت.بخش آخر مقاله برفوايد اجتماعي دنياي مجازي[اينترنت]براي مسلمانان به عنوان يك مسلمان تمركزدارد.
كليد واژه ها:اسلام و گسترش اينترنت،رسانه هاي سنتي،ابزارهاي حكومت،فضاي مجازي اسلامي
مذهب اسلام – حقايق زيربنايي
اسلام كلمة عربي به معناي صلح،خلوص،پذيرش و تسليم است.اسلام به عنوان يك مذهب به دنبال تسليم كامل و پذيرش تعاليم و ارشادات خداوند است.
3/1 ميليارد مسلمان درجهان وجود دارد(بيش از يك پنجم جمعيت دنيا)،كه ازنژادها،مليتها وفرهنگهاي مختلف از سراسرجهان هستند(ازجنوب فيليپين تاسواحل غربي آفريقا).
حدود 18% آنها در سرزمينهاي عرب زندگي مي*كنند.بزرگترين جامعه اسلامي درجهان در اندونزي است و ساكنين بخشهاي مهمي از قاره آسيا و آفريقا مسلمان مي باشند.اقليتهاي قابل توجهي از مسلمانان دراتحاد جماهيراسبق شوروي،چين،آمريكاي شمالي و جنوبي و اروپا يافت مي*شوند.
براي مسلمانان،اسلام هم مذهب است و هم شيوه زندگي.مسلمان كسي است كه آزادانه و با اراده شخصي،قدرت مطلق خداوندرا بپذيرد و با جديت بكوشد كه زندگي*اش را بطور كامل منطبق با تعاليم خداوند سازمان دهد.همچنين او براي ساختن ساختار اجتماعي*اي كه ارشادات خداوند را منعكس كند فعاليت مي*كند.
قرآن آخرين كلام آشكار خداوند و منبع زيربنايي تعاليم و قوانين اسلام است.در آن به موضوعات مختلفي اعم از فوايد اساسي اسلام،اخلاق،پرستش،دانش،خرد،ارتباط انسان و پروردگار،و روابط انسانها پرداخته شده است..
تعاليم قابل فهم درباره شيوه صحيح اجراي عدالت اجتماعي،سياست،اقتصاد،قانون*گذاري،قضا،حقوق و روابط بين*الملل قسمت مهمي از قرآن است.
حديث،تعاليم،قول و فعل محمد پيامبر(ص)است كه دقيقاً بوسيله اصحابش نقل و گردآوري شده است.آنها آيات قرآن را شرح و كامل نموده و نمونه خوبي براي هدايت مسلمانان فراهم مي كنند.قانون اسلام قانون مذهب اسلام است كه به عربي به آن الشريعت گفته مي شود كه حاكم برزندگي مسلمانان است و مسلمانان آن را تجسم اراده ي خداوند مي*دانند.
رابطه ميان اسلام،علم و تكنولوژي
اسلام كاربرد علم و منطق را تشويق مي نمايد.تحصيل علم براي هر زن و مرد مسلمان واجب است.در اسلام علم و فن*آوري بايد براي اهداف اخلاقي بكار رود و در خدمت نيازهاي قانوني بشر باشد.بعلاوه هردو اينها بعنوان راه*هايي براي فهم و ديدن قدرت وجلال خداوند درنظرگرفته مي*شوند.مراجع زيادي در قرآن و حديث درباره اهميتي كه اسلام براي تعقيب دانش و فهم طبيعت و جهان قائل است،وجود دارد.اسلام همچنين مشوق روش علمي تحقيق است.
در عربي دانش و علم هم معني هستند.
عظمت علم اسلامي در گذشته بخوبي شناخته شده است.طي سالهاي 750 تا 1050 پس از ميلاد،درك و دست*آوردهاي عالي در حوزه ي مسائل طبيعت شامل جغرافيا، فلسفه، فيزيك،رياضيات، نجوم و طب كشف شد.
علم و صنعت اسلامي محرك رنسانس اروپا بود اما همان زمان از پيشرفت باز ايستاد و عقب ماند.علت اصلي اين اتفاق وجود تضاد ميان فقها و دانشمندان بود.تلقي نادرست عموم از تحصيلات و تحقيقات علمي غربي به نفي آن در جهان اسلام منجر شد و آموزش و تحقيقات علمي به پائين*ترين سطح تنزل نمود.
قرن بيستم شاهد تغييرات جهاني سريع و بي*سابقه بود.جهان اسلام در كشمكش چگونگي انطباق[اين]تغييرات با جامعه و زندگي مسلمانان قرارگرفته است و بر سراهميت دو موضوع تجدد و اصالت*ها كه گاهي مخالف هم[در نظر گرفته مي*شوند]چالشي به پا شد.از يك سو زندگي مدرن مجموعه*اي از مفاهيم به روز را دربرداشت كه مطابق فرضيات علمي و نظريات انسان نوين بود كه مجموعاً نسبت به جنبه عقلاني ارضا كننده تر بود.
ازسوي ديگر برخي مدعي بودند كه ضروري است تماميت[و اصالت]در برابر تغييرات سريع و ذاتاً عميق حفظ شود.آنها تغيرات را[به منزلة]تحريف ارزشهاي فرهنگي اصيل اسلامي مي*ديدند.
پاسخهاي متفاوتي در جهان اسلام براي چگونگي تجميع تجدد و روش زندگي اسلامي وجود دارد.از يك طرف گروهي به كلي ايمان را پس زدند و زندگي بدون دين را پذيرفتند.از طرف ديگر بنيادگراها با هر نوع تجدد و به دنبال آن با ارزشهاي غربي مخالف بودند.انتخابهاي مختلف در اين دو راهي طبيعتاً به درجات مختلفي از پذيرش تجدد در كل و پذيرش علم و صنعت بطور خاص انجاميد.يك مثال از رويكرد روشنفكرانه،بانك توسعه ي اسلامي است كه گسترش يافت و از يك الگوي ويژه تبعيت نمود.از آنجا كه علم نوين با ساختارهاي زيربنايي اسلام[قوانين و اصول قرآن و قوانين نگاشته شده در حديث]تضاد ندارد و براي خوبي و بهبود[زندگي]بشر است؛زيانبار،مخرب و آسيب*زا نبوده و در نتيجه براي اقتباس در هر جامعه اسلامي مناسب است.
اسلام و اينترنت
گسترش اينترنت در جامعه ي اسلامي
براي تحليل ارتباط اسلام و گسترش اينترنت،تمام كشورهاي اسلامي را به عنوان اعضاي گروه مورد مطالعه انتخاب نمودم.كشور اسلامي[در اينجا]كشوري است كه معادل يا بيشتر از 75% جمعيت آن مسلمان باشد.فرضيه ي من اين بود كه ميزان گسترش اينترنت در كشورهايي كه بيش از 75% جمعيتشان مسلمان است بايد به نوعي متأثر از عقايد مذهبي باشد.از اين گذشته اگر بتوان ساير عوامل تأثير گذار را خنثي نمود،مي توان امكان اثر اسلام در اين كشورها بر گسترش اينترنت را بازيافت.
36 كشور با معيار من مطابق بودند(يعني معادل يا بيشتر از 75% جمعيت آنها مسلمان بود).به ضميمه شماره 1 در صفحه بعد رجوع كنيد.آنچه كه جالب است و ممكن است به تحليل ما كمك كند آن است كه اين كشورها از نظر خصوصيات مردم شناختي و سياسي بسيار متفاوتند.آنها در چهار منطقه ي جهان(آسيا،آفريقا،اروپاي شرقي و خاورميانه)واقع گرديده اند.
بعضي از آنها مردم سالار و برخي كمتر مردم سالارند،برخي حكومتهاي اسلامي داشته و برخي دين و حكومت را جدا كرده* و اكثريت سني يا شيعه داشته و فقير يا غني هستند (به ضميمه شماره 1 نگاه كنيد).من از اين تفاوتها در تحليلهايم استفاده نمودم. فرضيه من اين بود كه اگر كشورهاي مختلف با خصوصيات متفاوت همگي رشد پائيني از اينترنت داشته باشند،يك توضيح منطقي مي*تواند وجه اشتراك آنها[يعني]اسلام باشد.
مثال روشن اين تفاوتها سرانه درآمد ناخالص داخلي است.ثروتمندترين كشورها در اين گروه كويت و قطر به واسطه منابع طبيعيشان يعني نفت مي باشند كه سرانه درآمد ناخالص داخلي آنها بسيار بالا است(به ترتيب 250314 دلار و 20987 دلار).اين درحاليست كه سرانه درآمد ناخالص داخلي باقي كشورها زير20000 دلار است و 30 كشور از اين 36 كشور سرانه درآمد ناخالص داخلي كمتر از 10000 دلار دارند.اين كشورها با وجود تمام اين تفاوتها،*خصوصيات مشتركي هم دارند.من مي*خواهم به وجه تشابه مهمي كه بر گسترش اينترنت اثر دارد اشاره كنم(كه در ادامه درباره آن بحث مي*كنم):
سطح پائين مردم سالاري
موسسه آزادي،شاخص مردم سالاري را به درجات يك(بالا)تا7(پائين) تقسيم مي*نمايد.همانطور كه در ذيل بحث مي*كنم،حكومتهاي غيرمردم سالار برگسترش اينترنت اثر[منفي]پايداري دارند.
قدم بعدي من اين بود كه به توزيع مذهبي در كشورها توجه نمايم.تمام اين كشورها حداقل 75% مسلمان دارند ولي آنها در توزيع فرقه*هاي اسلام(شيعه و سني) و اقليتهاي ديني تفاوت درند(در خاورميانه بيشتر يهوديان و مسيحيان و در آسيا بيشتر هندوها و بودائيها حضور دارند).
اسلام و اينترنت (رابطه مذهب اسلام و گسترش اينترنت)
دين اسلام ارزش*هاي فرهنگي و پايه*هاي مذهبي*اي دارد كه با اينترنت(و ساير جنبه*هاي فن آوري اطلاعات)در تضاد است.بسياري در دنياي اسلام از فقدان هويت به علت استحاله غربي شدن درهراس مي باشند.درنتيجه،نفوذ اينترنت در كشورهاي اسلامي درحال حاضر پائين است و به نسبت غرب با سرعت آهسته*اي پيش مي*رود.
مقدمه
انقلاب اطلاعات و ارتباطات درحال شكل* دهي مجدد جهان است و اينترنت در رأس اين[جريان]قرار دارد.اثر اينترنت بر تمام جنبه*هاي زندگي مبهوت كننده است و اثر آتي آن هنوز[بطور كامل]نامعلوم است.با وجود تمام امكاناتي كه اينترنت داشته است درواقع،روند گسترش يا[نشر]آن دركشورهاي اسلامي كند است.
توضيحات مختلفي براي اين پديده وجود دارد كه از آن ميان مي توان به درآمد ناخالص داخلي پائين، ميزان بيسوادي بالا،ساختارهاي سياسي و غيره اشاره نمود كه اين مقاله به طور خلاصه به برخي از آنها خواهد پرداخت.در عوض در اين مقاله بر تاثير مذهب بر گسترش اينترنت در كشورهاي اسلامي تمركز شده است.
آيا مذهب اسلام مي*تواند توضيحي منطقي براي گسترش كند اينترنت باشد؟
من در ابتدا به بررسي ارتباط آماري درصد مسلمانان كشورهاي مختلف و گسترش اينترنت مي*پردازم.سپس به دنبال دلايل فرهنگي و مذهبي*اي كه مانع رشد اينترنت در كشورهاي اسلامي مي باشد،خواهم گشت.بخش آخر مقاله برفوايد اجتماعي دنياي مجازي[اينترنت]براي مسلمانان به عنوان يك مسلمان تمركزدارد.
كليد واژه ها:اسلام و گسترش اينترنت،رسانه هاي سنتي،ابزارهاي حكومت،فضاي مجازي اسلامي
مذهب اسلام – حقايق زيربنايي
اسلام كلمة عربي به معناي صلح،خلوص،پذيرش و تسليم است.اسلام به عنوان يك مذهب به دنبال تسليم كامل و پذيرش تعاليم و ارشادات خداوند است.
3/1 ميليارد مسلمان درجهان وجود دارد(بيش از يك پنجم جمعيت دنيا)،كه ازنژادها،مليتها وفرهنگهاي مختلف از سراسرجهان هستند(ازجنوب فيليپين تاسواحل غربي آفريقا).
حدود 18% آنها در سرزمينهاي عرب زندگي مي*كنند.بزرگترين جامعه اسلامي درجهان در اندونزي است و ساكنين بخشهاي مهمي از قاره آسيا و آفريقا مسلمان مي باشند.اقليتهاي قابل توجهي از مسلمانان دراتحاد جماهيراسبق شوروي،چين،آمريكاي شمالي و جنوبي و اروپا يافت مي*شوند.
براي مسلمانان،اسلام هم مذهب است و هم شيوه زندگي.مسلمان كسي است كه آزادانه و با اراده شخصي،قدرت مطلق خداوندرا بپذيرد و با جديت بكوشد كه زندگي*اش را بطور كامل منطبق با تعاليم خداوند سازمان دهد.همچنين او براي ساختن ساختار اجتماعي*اي كه ارشادات خداوند را منعكس كند فعاليت مي*كند.
قرآن آخرين كلام آشكار خداوند و منبع زيربنايي تعاليم و قوانين اسلام است.در آن به موضوعات مختلفي اعم از فوايد اساسي اسلام،اخلاق،پرستش،دانش،خرد،ارتباط انسان و پروردگار،و روابط انسانها پرداخته شده است..
تعاليم قابل فهم درباره شيوه صحيح اجراي عدالت اجتماعي،سياست،اقتصاد،قانون*گذاري،قضا،حقوق و روابط بين*الملل قسمت مهمي از قرآن است.
حديث،تعاليم،قول و فعل محمد پيامبر(ص)است كه دقيقاً بوسيله اصحابش نقل و گردآوري شده است.آنها آيات قرآن را شرح و كامل نموده و نمونه خوبي براي هدايت مسلمانان فراهم مي كنند.قانون اسلام قانون مذهب اسلام است كه به عربي به آن الشريعت گفته مي شود كه حاكم برزندگي مسلمانان است و مسلمانان آن را تجسم اراده ي خداوند مي*دانند.
رابطه ميان اسلام،علم و تكنولوژي
اسلام كاربرد علم و منطق را تشويق مي نمايد.تحصيل علم براي هر زن و مرد مسلمان واجب است.در اسلام علم و فن*آوري بايد براي اهداف اخلاقي بكار رود و در خدمت نيازهاي قانوني بشر باشد.بعلاوه هردو اينها بعنوان راه*هايي براي فهم و ديدن قدرت وجلال خداوند درنظرگرفته مي*شوند.مراجع زيادي در قرآن و حديث درباره اهميتي كه اسلام براي تعقيب دانش و فهم طبيعت و جهان قائل است،وجود دارد.اسلام همچنين مشوق روش علمي تحقيق است.
در عربي دانش و علم هم معني هستند.
عظمت علم اسلامي در گذشته بخوبي شناخته شده است.طي سالهاي 750 تا 1050 پس از ميلاد،درك و دست*آوردهاي عالي در حوزه ي مسائل طبيعت شامل جغرافيا، فلسفه، فيزيك،رياضيات، نجوم و طب كشف شد.
علم و صنعت اسلامي محرك رنسانس اروپا بود اما همان زمان از پيشرفت باز ايستاد و عقب ماند.علت اصلي اين اتفاق وجود تضاد ميان فقها و دانشمندان بود.تلقي نادرست عموم از تحصيلات و تحقيقات علمي غربي به نفي آن در جهان اسلام منجر شد و آموزش و تحقيقات علمي به پائين*ترين سطح تنزل نمود.
قرن بيستم شاهد تغييرات جهاني سريع و بي*سابقه بود.جهان اسلام در كشمكش چگونگي انطباق[اين]تغييرات با جامعه و زندگي مسلمانان قرارگرفته است و بر سراهميت دو موضوع تجدد و اصالت*ها كه گاهي مخالف هم[در نظر گرفته مي*شوند]چالشي به پا شد.از يك سو زندگي مدرن مجموعه*اي از مفاهيم به روز را دربرداشت كه مطابق فرضيات علمي و نظريات انسان نوين بود كه مجموعاً نسبت به جنبه عقلاني ارضا كننده تر بود.
ازسوي ديگر برخي مدعي بودند كه ضروري است تماميت[و اصالت]در برابر تغييرات سريع و ذاتاً عميق حفظ شود.آنها تغيرات را[به منزلة]تحريف ارزشهاي فرهنگي اصيل اسلامي مي*ديدند.
پاسخهاي متفاوتي در جهان اسلام براي چگونگي تجميع تجدد و روش زندگي اسلامي وجود دارد.از يك طرف گروهي به كلي ايمان را پس زدند و زندگي بدون دين را پذيرفتند.از طرف ديگر بنيادگراها با هر نوع تجدد و به دنبال آن با ارزشهاي غربي مخالف بودند.انتخابهاي مختلف در اين دو راهي طبيعتاً به درجات مختلفي از پذيرش تجدد در كل و پذيرش علم و صنعت بطور خاص انجاميد.يك مثال از رويكرد روشنفكرانه،بانك توسعه ي اسلامي است كه گسترش يافت و از يك الگوي ويژه تبعيت نمود.از آنجا كه علم نوين با ساختارهاي زيربنايي اسلام[قوانين و اصول قرآن و قوانين نگاشته شده در حديث]تضاد ندارد و براي خوبي و بهبود[زندگي]بشر است؛زيانبار،مخرب و آسيب*زا نبوده و در نتيجه براي اقتباس در هر جامعه اسلامي مناسب است.
اسلام و اينترنت
گسترش اينترنت در جامعه ي اسلامي
براي تحليل ارتباط اسلام و گسترش اينترنت،تمام كشورهاي اسلامي را به عنوان اعضاي گروه مورد مطالعه انتخاب نمودم.كشور اسلامي[در اينجا]كشوري است كه معادل يا بيشتر از 75% جمعيت آن مسلمان باشد.فرضيه ي من اين بود كه ميزان گسترش اينترنت در كشورهايي كه بيش از 75% جمعيتشان مسلمان است بايد به نوعي متأثر از عقايد مذهبي باشد.از اين گذشته اگر بتوان ساير عوامل تأثير گذار را خنثي نمود،مي توان امكان اثر اسلام در اين كشورها بر گسترش اينترنت را بازيافت.
36 كشور با معيار من مطابق بودند(يعني معادل يا بيشتر از 75% جمعيت آنها مسلمان بود).به ضميمه شماره 1 در صفحه بعد رجوع كنيد.آنچه كه جالب است و ممكن است به تحليل ما كمك كند آن است كه اين كشورها از نظر خصوصيات مردم شناختي و سياسي بسيار متفاوتند.آنها در چهار منطقه ي جهان(آسيا،آفريقا،اروپاي شرقي و خاورميانه)واقع گرديده اند.
بعضي از آنها مردم سالار و برخي كمتر مردم سالارند،برخي حكومتهاي اسلامي داشته و برخي دين و حكومت را جدا كرده* و اكثريت سني يا شيعه داشته و فقير يا غني هستند (به ضميمه شماره 1 نگاه كنيد).من از اين تفاوتها در تحليلهايم استفاده نمودم. فرضيه من اين بود كه اگر كشورهاي مختلف با خصوصيات متفاوت همگي رشد پائيني از اينترنت داشته باشند،يك توضيح منطقي مي*تواند وجه اشتراك آنها[يعني]اسلام باشد.
مثال روشن اين تفاوتها سرانه درآمد ناخالص داخلي است.ثروتمندترين كشورها در اين گروه كويت و قطر به واسطه منابع طبيعيشان يعني نفت مي باشند كه سرانه درآمد ناخالص داخلي آنها بسيار بالا است(به ترتيب 250314 دلار و 20987 دلار).اين درحاليست كه سرانه درآمد ناخالص داخلي باقي كشورها زير20000 دلار است و 30 كشور از اين 36 كشور سرانه درآمد ناخالص داخلي كمتر از 10000 دلار دارند.اين كشورها با وجود تمام اين تفاوتها،*خصوصيات مشتركي هم دارند.من مي*خواهم به وجه تشابه مهمي كه بر گسترش اينترنت اثر دارد اشاره كنم(كه در ادامه درباره آن بحث مي*كنم):
سطح پائين مردم سالاري
موسسه آزادي،شاخص مردم سالاري را به درجات يك(بالا)تا7(پائين) تقسيم مي*نمايد.همانطور كه در ذيل بحث مي*كنم،حكومتهاي غيرمردم سالار برگسترش اينترنت اثر[منفي]پايداري دارند.
قدم بعدي من اين بود كه به توزيع مذهبي در كشورها توجه نمايم.تمام اين كشورها حداقل 75% مسلمان دارند ولي آنها در توزيع فرقه*هاي اسلام(شيعه و سني) و اقليتهاي ديني تفاوت درند(در خاورميانه بيشتر يهوديان و مسيحيان و در آسيا بيشتر هندوها و بودائيها حضور دارند).


Comment