Poverty Line In Iran

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #46
    آخرین بن بست زندگی






















    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #47
      مشروح گزارش خبرگزاری مهر در باره افزايش فقر در ايران:



      در لايحه بودجه سال 86، افزايشی در اعتبارات نهادهای حمايتی مانند بهزيستی نسبت به سال 85 ديده نشده و محرومان و نيازمندان تحت پوشش ناديده گرفته شده اند به همين دليل مستمری مددجويان نيز در سال آينده نه تنها افزايشی نخواهد داشت بلکه به دليل کسری اعتبارات بهزيستي، ممکن است کاهش نيز داشته باشد و با اين روند تعداد نيازمندان و افراد زير خط فقر، سال آينده به 20 ميليون نفر خواهد رسيد.
      در لايحه بودجه سال 86 اعتبارات بهزيستی نسبت به سال قبل آن تنها کمتر از يک درصد افزايش داشته که اين امر نشاندهنده عدم توجه کافی دولت به اين بخش است.

      مسئولان سازمان بهزيستی بارها اعلام کردند که فقط برای پرداخت مستمری و هزينه های جاری بهزيستی ، بودجه اين سازمان حداقل بايد 10 درصد افزايش پيدا کند اما در نهايت دولت تنها با يک درصد بودجه پيشنهادی آنها موافقت کرده است.

      در حال حاضر مددجويان سازمانهای حمايتی همچون کميته امداد و بهزيستی ماهيانه مبلغ بسيار کمی مستمری دريافت می کنند که اين مبلغ حتی کفاف خريد نان شب اين افراد نيز نمی شود و نمی توانند حداقل های زندگی را تامين کنند.

      مستمری که بهزيستی به مددجويان برای خانواده های يک نفره پرداخت می کند 25 هزار تومان ، 2 نفره 28 هزار تومان ، 3 نفره 33 هزار تومان ، 4 نفره 42 هزار تومان و 5 نفره به بالا نيز 50 هزار تومان در نظر گرفته شده است که اين مبلغ با توجه به مشکلات اقتصادی جامعه به هيچ وجه کافی نيست.

      هر ساله با توجه به تورمی که در جامعه به وجود می آيد حقوق و مزايای کارکنان و کارمندان نيز درصدی افزايش پيدا می کند و اين امر بايد در مستمری های مددجويان و نيازمندان هم در نظر گرفته می شد در صورتی که دولت با عدم افزايش بودجه سازمانها ، مانع افزايش مستمری آنان شد.

      معاون پشتيبانی سازمان بهزيستی در اين رابطه می گويد: با اعتبارات در نظر گرفته شده برای بهزيستی در سال آينده و افزايش يک درصدی آن ، نه تنها مستمری مددجويان افزايش پيدا نمی کند بلکه سازمان به طور حتم در پرداخت مستمری های فعلی نيز با مشکل مواجه خواهد شد.

      مهدی عبدوس می افزايد: بودجه ای که در سال جاری برای بهزيستی در نظر گرفته شده 198 ميليارد تومان است که با اين اعتبارات حتی نمی توان بخشهايی از قانون جامع حمايت از حقوق معلولان را اجرايی کرد چه برسد به اينکه بخواهيم تمامی موارد و بندهای مندرج در قانون را اجرايی کنيم.

      معاون پشتيبانی سازمان بهزيستی می گويد: با توجه به اينکه بهزيستی وظايف و برنامه های زيادی برای حمايت از اقشار نيازمند و آسيب ديده ، معلولان ، زنان سرپرست خانوار و مددجويان دارد به همين دليل بايد اعتبارات کافی نيز برای اجرای اين امور در اختيار آن قرار گيرد.

      عضو کميسيون اجتماعی مجلس شورای اسلامی نيز معتقد است: در حال حاضر مستمری که به مددجويان بهزيستی و کميته امداد پرداخت می شود يک چهارم حداقل مبلغی است که برای زير خط فقر نبودن و تامين حداقل نيازهای ضروری زندگی خانواده ها لازم است. البته مستمری کميته امداد بيشتر از بهزيستی است ، با اين وجود دولت در لايحه بودجه 86 ، افزايشی برای مستمری مددجويان در نظر نگرفته است.

      موسی الرضا ثروتی می گويد: با توجه به نرخ تورم، مستمری ها بايد حداقل 15 در صد افزايش داشته باشد در غير اين صورت سال آينده با افزايش تعداد نيازمندان و افراد زير خط فقر و همچنين آسيب های اجتماعی در جامعه مواجه خواهيم بود.

      وی می افزايد: در صورتی که دولت افزايش مستمری نيازمندان و حمايت از آنان را در لايحه بودجه در نظر می گرفت به طور حتم نمايندگان مجلس با تمامی مبلغ پيشنهادی موافقت می کردند.

      اين نماينده مجلس ادامه می دهد: با توجه به اينکه فقر زدايی و عدالت اجتماعی شعار اصلی دولت است اما تا کنون در جهت محروميت زاديی اقشار نيازمند و زير خط فقر و همچنين ايجاد عدالت ميان افراد غنی و فقير جامعه ، اقدام و برنامه ريزی مناسبی از سوی دولت صورت نگرفته و وضعيت نيازمندان نسبت به قبل تفاوتی نداشته است.

      ثروتی به وجود 12 ميليون اقشار نيازمند در جامعه اشاره می کند و می افزايد: درحال حاضر 6 ميليون نفر از اين افراد زير خط فقر جامعه تحت پوشش هيچ نهاد و ارگان حمايتی نيستند در حالی که دارای مشکلات بی شماری بوده و به شدت به ارائه خدمات معيشتی نيازدارند و با اين اقدام دولت و عدم افزايش مستمری ها در سال آينده تعداد نيازمندان واقعی جامعه به 20 ميليون نفر می رسد.

      وی با اشاره به اينکه يارانه ای که يک فرد ثروتمند در جامعه می گيرد بسيار بيشتر از يارانه ای است که فرد نيازمند می گيرد اظهار می کند: دولت بايد با برنامه ريزی جدی نه فقط در حد شعار اقدامی در جهت ايجاد عدالت در جامعه انجام دهد به طوری که دهک های پايين جامعه بتوانند از امکانات رفاهی و حمايت کافی برخوردار شوند.

      عضو کميسيون اجتماعی مجلس در خصوص هدفمند کردن يارانه ها نيز می گويد: مدتی است که اين بحث مطرح است اما تا کنون اقدام عملی در اين زمينه صورت نگرفته و شعارهايی که در اين مدت مطرح شده بيشتر از عمل بوده است و همچنان در جامعه بی عدالتی حاکم است.

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #48
        از هر كوچه*اى به قدر سخاوت همسايگان مي*توان رد شد. كوچه*هاى عريض*تر سخاوت صاحبخانه*ها را نشان مي*دهد كه بخش بيشترى از زمين*هايشان را رها كردند و گذرگاه بهترى ساختند و صاحبخانه*هاى كوچه*هاى باريك شايد به اين فكر كردند كه كسى غير از خودشان، در خانه*هاى تنگ و غبارگرفته*شان را نخواهد كوبيد.
        ساخت*ها آن*چنان به هم پيچيده*اند كه گويى جنگلند. تنها فرقش اين است كه اين*جا به جاى هواى تازه و نماى سبز و صداى برگ، بغض*هاى كهنه و نماهاى سياه و تاريك و فريادهاى بي*جواب، صاحبخانه شده*اند.
        خانه*ها تودرتو هستند، يكى در كنار ديگرى و آن يكى در دل همسايه. فاصله خانه*ها از هم فقط به قدرى است كه بتوان خانه مستقلش دانست، حتى اگر 20 متر باشد. اصلاً آن*چه كه حريم خصوصى باشد كمتر به چشم مي*خورد، چون اهالي، همخانه*اند تا همسايه. روابط هم بيشتر تابع همخانگى است تا همسايگى كه توانسته سرماى زمستان بي*مهرى را پشت دروازه*هاى محكم و نفوذناپذيرش نگه دارد.
        پشته انبوه خانه*ها مثل ريه*هايى است كه كپه كپه آدم را در دل خود نگه داشته*اند و اين همه نفس تلنبارشده، به تكانى بند است كه ريه*ها را به يك باره خالى كند. همان اتفاقى كه هميشه جارى است و اين نفس*هاى ناگهاني، زمستان هم دست از سر خانه*ها برنمي*دارد و هادي*آبادي*ها، سرماى كوچه*هاى دى و بهمن را به نفس*هاى گرمشان مي*بخشند.
        كوچه*هاى چروك با جوي*هاى آب روان كه شريان آنها محسوب مي*شوند، قاعده نيافته*اند. از ذوزنقه گرفته تا انواع مستطيل*هاى كج و معوج كه تنها راه اتصال اهالى به دنياست. آب جوي*ها اگر روان باشد و بخار غليظ روى آن سنگينى كند به معنى آن است كه حيات در آن*جا جريان دارد.
        دنياى كوچه*هاى اين*جا پر از نام*هايى است كه نقششان در حد كد شناسايى است، چون اين*جا نه خبرى از غنچه هست و نه كسى از آرزو و فروزان و طناز و كيميا خبر دارد. همين قدر كه كوچه اسم زيبايى داشته باشد كافى است تا نفس بكشد و در ازدحام و هياهوى هزاران مثل خودش گم نشود.
        خانه*هاى پررفت و آمد محله*ها هم هر كدام با يك كد شناسايى ده رقمى در ميان اين همه، شناخته مي*شوند تا اگر كسى از بيرون وارد دنياى كوچه*هاى واقعى شد، راحت*تر به مقصد برسد.
        همين شماره*ها البته تنها اثرى است كه از شهردارى برجاى مانده و نشان مي*دهد كه <غريبه*ها> چند سال پيش بر اين قطعه معلق توى شهر پا گذاشته*اند. عددهاى دست نوشته كه گاهى ناشيانه روى قطعات بي*شكل و نامنظم حلب و آهن حك شده*اند هم نشانه*هاى ديگرى است كه به اسم پلاك، ميهمانان را راهنمايى مي*كنند؛ شماره پلاك*ها دلبخواهى است.
        ديوارها سهمى است كه از ظاهرشان هم مي*شود شور و شادي*هاى اهالى را فهميد، هم دلتنگي*ها و بغض*هاى توسرى خورده*شان را. ديوارها، دفترچه*هاى يادداشتى هستند كه محله را مهجور و متروك نشان نمي*دهند، بلكه زبان ناگفته خوبي*ها و بدي*ها هستند. از جملات قصار عاشقانه گرفته تا كلمات سخيف و ركيك كه هر جا نويسندگانشان صلاح دانسته*اند، فارغ از دغدغه*هاى غلط املايي، روى سينه ديوارها كوبيده شده*اند. يكى از دلتنگي*هايش گفته و ديگرى از لابه*لاى همه آجرها خدا را صدا زده؛ يكى زمانه را نفرين كرده و ديگرى از مزاحمان زندگي*اش ناليده است، يكى هم شايد عاشق نرگس و زيبا و رويايى چند كوچه بالاتر...
        هر چه كه هست تم*هاى متنوعى است كه هر كدام به قدر يك داستان و نمايش*نامه و فيلمنامه، حرف براى گفتن دارد، فقط بايد بود و ديد. ديوار نوشته*ها، اين*جا علاوه بر منبع الهامات شاعرانه، لااقل براى كم*سوادترها، نقش راهنما هم دارند؛ مخصوصاً اگر اطرافشان شمعى يا قلبى بتپد تا پرتره*اى با علامت*هاى مبهم نقاشى شده باشد.
        هميشه راه*هاى ديگرى هم براى شناختن هست، اين*جا مشخصات خانواده*ها از نماى خانه*ها پيداست، چرخ*دستي*هاى جلوى خانه*ها كه هر كدام با يك سليقه رنگ*آميزى و پارك شده*اند، گوياى شغل صاحبخانه*اند.
        اين*ها هم اگر نباشند، اتاق*هاى مغازه شده با آن همه دوده و كبره*اى كه دورش را گرفته، براى كسب لقمه اى حلال كافى است، حتى اگر به جاى اسپانسرها كه روى مغازه*هاى حاشيه اين خيابان يا چند خيابان آن* طرف*تر جا خوش كرده*اند، كرسي*ها و نردبان*ها و دوچرخه*هاى كهنه و از رده خارج شده و تير و تخته، سقف مغازه*ها باشد. اما توى مغازه با همه محتوياتش خيلى فرقى با پشت*بامش ندارد. همه را كه كنار هم بگذارى با كيسه*ها و گوني*هايى كه بيرون انداخته شده*اند اشتباه مي*شوند.
        همين مغازه*هاى توى كوچه پس كوچه*ها، اما سال*هاست نياز اهالى را برطرف مي*كنند؛ همان*هايى كه نيازشان هيچ وقت فراتر از چند قلم جنس داخل مغازه*هاى رنگ و رو رفته مچاله شده نرفته و حالا، خانه آمال همه كسانى است كه فردا فقط به ياد خاطرات كودكى از كنارشان رد خواهند شد.
        قواره اين مغازه*ها گاهى نما پيدا مي*كند و تزيين مي*شود تا شرم حقارت اجناسش را پشت سنگ*هاى مرمر پنهان كند. كارى كه خانه*هاى اين حوالى كمتر حوصله فكر كردنش را پيدا كرده*اند.
        غ*
        از كوچه*هاى كج و معوج كه بگذريم، خيابان اصلى هادي*آباد نمايان مي*شود: <آبشار>.
        خيابانى كه تنها يك نام قشنگ يدك مي*كشد كه اصلاً متناسب آن نيست، مگر دهه 1330 كه قنات آب شاه بوده كه اهالى را به تدريج از روستاهاى دور و نزديك منطقه قاقازان جذب كرد تا پايه هميشگى جمعيت كارگرى و مشاغل كاذب شهر باشند.
        گل و لاى خيابان با آن همه زباله*هاى ريز و درشت باقيمانده از خوراكى بچه مدرسه*اي*ها، حاكى از آن است كه از آخرين بار نظافت منطقه مدت*ها مي*گذرد. گويا ماموران شهردارى يك بار هم پا به محله نگذاشته*اند و اين را مي*توان به راحتى از پوسترهاى تبليغاتى دست*كارى شده كانديداهاى شوراى شهر فهميد كه لااقل يك ماه و نيم از زمانش مي*گذرد.
        سوز زمستانى هوا تقريباً هيچ كدام از كسبه را از كار بازنداشته است، همان طور كه ساكنان دنياى كوچه*هاى واقعي، بي*خيال از بارش باران و برف، گپ زدن دسته*جمعى از روى بالكن*هاى سست و اتاقك*هاى دست*ساز روى پشت*بام را به ماندن در خانه و زل زدن به ديوارهاى كدر اتاق*ها ترجيح مي*دهند. همه مشغول كسب و كارند؛ آن*كه اهالي، مشهدى... صدايش مي*زنند، ميوه*هاى پلاسيده را روى چرخ*دستى جابجا مي*كند و با احتياط مراقب دوروبر است تا هيچ كس متوجه خجالتش از پنهان كردن پرتقال*هاى ريز و خراب زير بقيه پرتقال*ها نباشد. همين*ها چند خيابان بالاتر خريدار ندارد.
        مغازه*ها هم كه از صبح منتظر مشترى هستند نااميد مي*شوند و سر ظهر هم لباس*هاى چيده شده در پياده*روها را -كه بي*شباهت به اجناس دست دوم نيست- جمع نمي*كنند. اصولاً اين*جا سر ظهر با سر صبح و عصر فرقى ندارد. جمعيت بيش از 30 هزار نفرى هادي*آباد قصه كار و زندگيشان را آن*چنان به هم بافته*اند كه ظهرها كمتر فرصت استراحت دارند. شايد هم جمعيت خانه*ها آن قدر زياد است و خانه*ها آن قدر تنگ كه همه به اشاره*اى بندند تا كوچه پس كوچه*ها را پررونق كنند. توان خانه*هاى 25 مترى فقط به اندازه*اى است كه به زور، شب تا صبح، گهواره خانوارهاى شش هفت نفرى باشند.
        از اين روست كه جمعيت بالاى هادي*آباد كه گاهى به سه تا چهار برابر جمعيت ديگر مكان*هاى شهر مي*رسد، به عنوان اصلي*ترين مشكل آن، اين قدر به چشم مي*آيد. جمعيتى عمدتاً جوان با تازه واردهايى كه مدام در ميان خانواده بزرگ هادي*آباد جا باز مي*كنند و اندكى بعد هياهوى بچه*گانشان شبانه*روز سقف هادي*آباد را مي*لرزاند. اولين نشانه*هاى نوزادان تازه وارد هم روى بند رخت پشت*بام*ها و حتى توى كوچه*ها مي*رقصند و ورودشان را به دنياى كوچه*هاى واقعى ثابت مي*كنند.
        غ*
        جمعيت هادي*آباد با سرعت به بيش از 70 هزار نفر مي*رسد. هنوز كسى وارد دهكده آنها نشده، اما جوان*ترها از مدت*ها پيش اين*جا را تنگ ديده*اند. چه آن مدارس انگشت*شمار پرجمعيت و لاجرم با شور و نشاطش و چه تك خيابان محورى محله كه گنجايش پياده*ها را ندارد، چه رسد به سواره*ها!
        همين خيابان وقتى قرار باشد هم خيابان باشد و هم كوچه، هم پارك و هم مركز خريد، هم محل كسب و هم جاى زندگي، دل اهالى محل را مي*سوزاند كه چرا خيابان آبشار با چند كوچه نسبتاً عريض*تر اطرافش، تنها <پارك> محله است؟!
        آنها كه گليمشان را از لابه*لاى كتاب*هاى درسى بيرون كشيده*اند، ديگر تمايلى به بازگشت ندارند و آنها كه دل به درس و مدرسه نسپردند، جرا‡ت نكردند به دلخوشي*هاى ديگر هم فكر كنند، جز همان فضاى سبز چند مترى آن طرف خيابان كه بيرون از حريم اين*هاست و در عين حال جزيى از هويتشان. تا هم بهانه*اى باشد براى بيرون رفتن و هم دليلى باشد براى ورق زدن چند كتاب قديمى كتابخانه وسط پارك. آن هم براى بچه*هايى كه هيچ تفاوتى با ديگران ندارند، جز چند فرق اساسى...
        ظاهرشان را كه نگاه مي*كنى همان*هايى هستند كه همه جا حاضرند، توى خيابان*ها و پارك*هاى شهر، بيشتر و توى كافي*شاپ*ها و باشگاه*ها و دانشگاه*ها، كمتر. اما هر چه هست بي*تاب بودن مثل بقيه*اند. حتى اگر كسى پا به سرزمين عجيب و غريبشان نگذارد و مثلاًَ مسوولان كمتر نگاهشان به سمت آنها كج شود.
        اين*جا همان جايى است كه روزى ساكنانش به اميد زندگى بهتر قرار شد آبادش كنند. همه دور قنات جمع شدند، چون مي*دانستند كه هر كجا آب باشد، آبادانى هم هست. سال*ها گذشت، جمعيتشان زياد شد. آن قدر كه چند مدرسه ديگر جوابگوى آنها نبود. هادي*آبادي*ها تاب آوردند.
        خانه*هاشان كوچك*تر شد، آلودگي*ها بيشتر، خطرات زيست محيطى به سراغشان آمد، كسى نگران نشد. شهردارى كمتر به محله*شان سر مي*زد... تيغه اين جنگ نابرابر همان چيزى بود كه اين*جا را تافته*اى جدا بافته كرد. جمعيت به بيش از 30 هزار نفر رسيد، با تراكم خالص جمعيتى به ميزان 5/3 برابر متوسط شهر قزوين. ميانگين تراكم در ساختمان*هاى مسكونى به 937 نفر در هكتار نزديك شد، حال آن*كه محلات ديگر شهر رقم 355 نفرى را تجربه مي*كردند. متوسط سرانه آموزشى 7/0 مترمربع شد و سرانه كاربرى بهداشتى و درمانى به 5 سانتي*مترمربع رسيد! از اماكن فرهنگى و فضاى سبز و فضاهاى ورزشى هم به كل محروم ماند.
        اين در حالى بود كه بيش از نيمى از واحدهاى مسكونى در واقع كلبه*هايى بودند كه تمام سهمشان از محله كمتر از 50 مترمربع بود و در اين ميان 25 درصد جمعيت محله، تجربه زندگى در خانه*هاى بزرگ*تر از 30 مترمربع را هرگز به دست نياوردند.
        زنجيره اين اتفاقات درست همان چيزى بود كه هادي*آبادي*ها را به سازش تشويق مي*كرد و مديران را به سكوت!
        شايد هركس ديگر هم اگر جاى مديران بود، مجبور مي*شد كمتر از كنار اين گره كور افتاده روى شريان اصلى شهر رد شود تا دوران مديريتش بدون دغدغه و سالم*تر پايان يابد.
        تا كى داغى اين آتش زير خاكستر كمتر شود...

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #49
          تا سال 83 در تهران

          با 400 هزارتومان حقوق ماهانه

          می شد از مرز فقر عبورکرد!

          همزمان با اعلام خبر تعین حداقل دستمزد و حقوق کارگران که در این شماره پیک نت می خوانید، گزارش دیگری بعنوان بررسي خط فقر به تفكيك استان*ها نیز توسط خبرگزاری های داخلی منتشر شد. بموجب این گزارش در سال 83، يك خانوار 5 نفره شهري در استان تهران، براي عبور از خط فقر حداقل به 400 هزار تومان در ماه نياز داشت. همچنين يك خانوار در استان سيستان و بلوچستان كه پايين*ترين هزينه براي زندگي را در كشور دارد، براي عبور از خط فقر بايد 171 هزار و 856 تومان در ماه درآمد داشته باشد.

          حداقل هزينه خانوارهاي 5 نفره شهري در استان*هاي مختلف در سال 83 ، براي كردستان 216 هزار تومان، فارس 244 هزار و 584 تومان و اصفهان 283 هزار و 611 تومان تعيين شده بود. بر اساس اين تحقيق خانوارهاي 5 نفره استان تهران نيز، حداقل نيازمند 394 هزار و 943 تومان يعني حدود 400 هزار تومان درآمد در ماه براي خروج از فقر مطلق هستند.




          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #50
            علي*رغم اعلام كاهش فقر، بر اساس بررسي*های انجام شده در خصوص وضعيت فقر در طول سالهای ٦٩ تا ٨٣، وضعيت پايين*ترين لايه*های درآمدی جامعه تغيير چندانی نيافته و اين لايه از بهبود شرايط بي*نصيب مانده*اند...


            روشنگری: هيچ يک از دولت های جمهوری اسلامی نتوانسته اند با پديده خانمانسوز و هستی برباد ده فقر در جامعه ايران به طور موثر مقابله کنند و برعکس هيولايی بوده اند که هر کدام به شيوه و سهم خود فقر را در جامعه ايران ريشه دارتر و جراحات و آسيب ها و واپس ماندگی های ناشی از آن را عميق تر کرده اند و حالا هم البته فقر را به اسلحه ای در تخاصمات رياورزانه جناحی ميان خود تبديل کرده اند تا بر سهم خود در حکومتگری يا به زبان ديگر غارت ثروت های ملی مردم تاکيد کرده باشند.
            طنرآميز اين جاست که آمارهای مربوط به چهره واقعی فقر به روايت رسمی که تازه به اعتراف دست اندرکاران رژيم و متوليان امور"از كيفيت كافی برای ارائه تصوير واقعی از وضعيت توزيع درآمد در ايران برخوردار نيست" اين روزها بهانه ای شده است تا طرفداران
            سياست تعديل اقتصادی و اقتصاد غارتگر بازار به دفاع از سياست های ويرانگرانه گسترش شکاف طبقاتی برآيند و ادعايی را که شب و روز به هزار زبان و به هزار بهانه مشغول تکرار آن هستند, دوباره تکرار کنند؛ و آن اين که گويا اگر بخش اعظم دارايی های کشور به نام خصوصی سازی خام خام و چکی به آقازاده های غارتگر و صاحبان سرمايه های کلان اختصاص نيابد؛ تسهيلات نظام بانکی اگر ابزار اختصاصی همين گروههای مافيايی نباشد, و صنايع کلان اگر مفت حراج نشده و به اين از ما بهتران واگذار نشود, فقر و بيکاری در جامعه ايران از بين نمی رود. آنها که همراه با دارودسته جديد "عدالتخواه" خود بخشی از صورت مساله فقر در ايران هستند, با نشان دادن ناکامی های دولت جديد در تحقق ادعاهايش سعی دارند چهره های فاسد دولت های هاشمی و خاتمی به عنوان مجريان تعديل اقتصادی را در چرکاب ناکامی های اقتدارگرايان سرکوبگر شتشو دهند.

            فقر اما اگر در کشور ما با سرمايه عظيم نفتی اش ريشه کن نمی شود و نشده است, علتش اساسا در بالا يا پائين بودن نرخ بهره بانکی, در خصوصی سازی از طريق توزيع سهام عدالت, يا واگذاری مستقيم صنايع کلان به آقازاده های نظام, در بالا يا پائين بودن نرخ تعرفه ها, يا حتی در باز بودن مرزها بر روی ورود کالاهای قاچاق نيست. همه اين ها و مشابه اين ها که جناح های فاسد و سرکوبگر حکومتی هم شب و روز در محدوده آنها مشغول اثبات خود و نفی رقيب جناحی هستند, معلول است. علت اساسی بقای فقر وجود نظام مستبد و سرکوبگر مذهبی است که با اتکا بر زور و فريب از شرايط تداوم بی حقی عام شهروندان ايران پاسداری می کند. طرح های جناح های اين رژيم عليرغم هر عنوان دهان پرکنی که به خود بگيرد, پاسدار همين شرايط بی حقی شهروندان ايرانی است. و تا اين بی حقی باقی است محال است فقر در ايران ريشه کن شود! به همين دليل است که از نظر طرفداران عدالت اجتماعی در مبارزه با فقر هيچ وسيله و سلاحی موثرتر و مهم تر از قدرت سازمان يافته شهروندان محکوم به فقر نيست. وگرنه مگر می شود جايی که روحانيون, بازار و نظاميان دست در دست هم حکومت می کنند, با فقر به شيوه اصولی مبارزه کرد؟ معلوم است که چنين ترکيبی اساسا فقر پرور است. حال چه خود را "اصلاح طلب" بنامد, چه "عدالتخواه".
            مشروح گزارش به نقل از ايسنا:



            "درحاليكه بررسی خط فقر به تفكيك استان*ها نشان مي*دهد كه يك خانوار ٥ نفره شهری در استان تهران برای خروج از خط فقر، حداقل نيازمند ماهانه٤٠٠ هزار تومان و يك خانوار در استان سيستان و بلوچستان به عنوان پايين*ترين رتبه درآمدی برای خروج از فقر، نيازمند ماهانه ١٧١ هزار و ٨٥٦ تومان در سال ٨٣ بوده است، وزارت رفاه، خط فقر مناطق شهری و روستايی در سال ٨٤ را به ترتيب ١٦٢ و ١٣٠ هزار تومان اعلام كرد.
            بررسي*های تحقيقاتی دقيق*تری هم، نشان از فاصله كشور از برنامه كاهش ٣ درصدی سالانه تعداد فقرا و اهداف برنامه توسعه هزاره است؛ به گونه*ای كه علي*رغم اعلام كاهش فقر، بر اساس بررسي*های انجام شده در خصوص وضعيت فقر در طول سالهای ٦٩ تا ٨٣، وضعيت پايين*ترين لايه*های درآمدی جامعه تغيير چندانی نيافته و اين لايه از بهبود شرايط بي*نصيب مانده*اند و تنها خانوارهای نزديك خط فقر وضعيت بهتری يافته، از فقر مطلق خارج شده*اند.

            راغفر، مشاور وزير رفاه در امور تأمين اجتماعی در گفت*و*گويی با ايسنا در پاسخ به علل وضعيت موجود و بي*نصيب ماندن فقرا از بهبود شرايط، به آماری از توزيع درآمد در كشور اشاره كرد و گفت: متأسفانه داده*های جمع*آوری شده در خصوص مصرف خانوارها از كيفيت كافی برای ارائه تصوير واقعی از وضعيت توزيع درآمد در ايران برخوردار نيست و به همين دليل ممكن است داده*های جمع*آوری شده واقعيت را منعكس نكند و تعداد فقرا بيشتر از اين ميزان باشد.
            وی با اشاره به آخرين نتايج اندازه*گيری فقر و تعيين خط فقر با استفاده از مفهوم فقر مطلق در طول سالهای ١٣٦٩ تا ٨٣ گفت: تعداد فقرا از ٨/٣٨ درصد در مناطق شهری و ٤٧ درصد در مناطق روستايی در سال ٦٩ به ٢٩ درصد در مناطق شهری و ٨/٤٣ درصد در مناطق روستايی در سال ٧٣ (پايان برنامه اول توسعه) كاهش يافته است.
            راغفر اظهار كرد: همچنين در سال ٧٤ در اولين سال برنامه پنج ساله دوم توسعه تعداد فقرا از ٥/٣٥ درصد در مناطق شهری و ٥/٤٢ درصد در مناطق روستايی در سال ٧٤ به ٢٤ درصد در مناطق شهری و ٣٧ درصد در مناطق روستايی سال ٧٨ كاهش يافت. مشاور وزير رفاه در امور تأمين اجتماعی خاطرنشان كرد: تعداد فقرا در سال ٧٩، اولين سال برنامه سوم توسعه از ٣٠ درصد در مناطق شهری و ٣٩ درصد در مناطق روستايی به ٢٩ درصد در مناطق شهری و ٢٨ درصد در مناطق روستايی در پايان برنامه سوم توسعه و درمجموع تعداد فقرا در سال ٦٩ با ٨/٣٨ درصد در مناطق شهری و ٤٥ درصد در مناطق روستايی به ٢٩ درصد در مناطق شهری و ٢٨ درصد در مناطق روستايی در سال ٨٣ كاهش يافت.
            به گفته وی بر اساس آخرين بررسي*های كارشناسی شمار فقرای مناطق روستايی از شهری بيشتر است.

            راغفر يادآور شد: براساس اين مطالعه كه به تفكيك وضعيت خط فقر در هريك از استان*ها انجام شده، خانوارهای ٥ نفره شهری در استان سيستان و بلوچستان برای تأمين حداقل نيازهای زندگی در سال ٨٣ نيازمند ١٧١ هزار و ٨٥٦ تومان هستند كه اين استان در ميان استان*های كشور پايين*ترين ميزان درآمد مورد نياز برای تأمين حداقل نيازهای خانوار در ماه را به خود اختصاص مي*دهد.
            وی افزود: به ترتيب اين خط فقر برای استان كردستان، ٢١٦ هزار تومان، فارس ٢٤٤ هزار و ٥٨٤ تومان و اصفهان ٢٨٣ هزار و ٦١١ تومان تعيين شده است.
            مشاور وزير رفاه در امور تأمين اجتماعی اظهار كرد: خانوارهای ٥ نفره استان تهران نيز، حداقل نيازمند ٣٩٤ هزار و ٩٤٣ تومان يعنی حدود ٤٠٠ هزار تومان درآمد در ماه برای خروج از فقر مطلق هستند.
            مشاور وزير رفاه در امور تأمين اجتماعی با تحليل وضعيت فقر در ايران اظهار مي*كند: بررسی سياست*های رفاهی در دنيا و ايران نشان مي*دهد تدوين چارچوب نظری برای سياست*های فقرزدايی در ايران ضروری است.
            وی با اشاره به طرح سياست*های حامی فقرا در حال حاضر افزود: بررسی تاثير رشد اقتصادی بر روی گروه*های فقير در كشورهای آسيايی در دهه ١٩٩٠ نشان داد كه در برخی از كشورهای جنوب شرقی آسيا با وجود رشد ٤/٦ درصدی درآمد سرانه شاهد كاهش ساليانه ٨/٦ درصدی تعداد فقرا در اين كشورها هستيم.
            راغفر تصريح كرد: همچنين در كشورهای جنوب آسيا شاهد ٢/٣ درصد رشد درآمد سالانه و ٩/٢ درصد كاهش تعداد فقرا بوده؛ ضمن اين كه در كشورهايی كه سياست*های حامی فقرا اعمال شده و موفق بوده*اند، هر يك درصد افزايش درآمد سرانه، موجب كاهش ٢ درصدی فقرا در اين كشورها شده است.
            وی يادآور شد: در سال ٢٠٠٠ ميلادی در راستای دستيابی به اهداف توسعه هزاره ١٦٧ نماينده كشورهای مختلف از جمله ايران متعهد به كاهش ٥٠ درصدی فقر در كشورهای خود تا سال ٢٠١٥ شده*اند؛ بر اين اساس، سياست*های موجود ما را به نتايج مورد تعهد نمي*رساند.
            مشاور وزير رفاه در امور تأمين اجتماعی با اشاره به سياست*های فقرزدايي، بر اساس تجربيات ساير كشورها و ايران گفت: فقرزدايی وظيفه دولت*هاست و بنابراين نمي*توان آن را بر عهده بخش خصوصی واگذار كرد.
            به گفته وی برای دستيابی به اين هدف كشورها بايد سالانه ٣ درصد كاهش فقر داشته باشند كه ما از اين رقم بسيار فاصله داريم.

            راغفر يادآورشد: چهار عامل اساسی موجب شده است در دنيا سياست*های فقرزدايی همواره با مشكل مواجه شوند كه يكی از آنها افزايش هزينه*های دولت*ها و ديگری تحميل سياست*های حمايتی است كه خانوارهای وابسته به حمايت*های مستقيم نوعا دچار ركود مي*شوند و ترجيح مي*دهند به زندگی بخور و نمير اكتفا كنند و اين امر از جمله عوامل مؤثری بوده است كه در طول سده*های گذشته، اجرای سياست*های رفاهی را با تهديد مواجه كرده است.
            به گفته مشاور وزير رفاه در امور تأمين اجتماعی عامل ديگر ارزش های خانوادگی است. تجربه نشان داده است كه حمايت از خانوارهای زن سرپرست به فروپاشی خانوارها و افزايش خانوارهای تك*سرپرست (مرد يا زن سرپرست) كمك مي*كند.
            وی تصريح كرد: همچنين سياستهای رفاهی تاثير منفی بر اخلاق كار داشته است؛ چنانچه نوعا افراد پس از قرار گرفتن تحت پوشش نظام*های حمايتي، انگيزه كار كردن در آنها تضعيف و يافتن شغل و خروج از پوشش نظام*های حمايتی در آنها كمرنگ مي*شود؛ البته منظور از پوشش*های حمايتي، تامين حداقل*های معيشتی است كه در كشور به اين صورت نيست.
            مشاور وزير رفاه در امور تأمين اجتماعي، به پيشنهاد سياست*های اصولی فقرزدايی كشور كه بر اساس شكست تجربيات خود و ساير كشورها استخراج شده است، اشاره و اظهار كرد: از جمله آنها دسترسی آحاد جامعه به حداقل نيازهای اساسی است كه بر اساس قانون اساسی حق همگانی است و تأمين اين حق، جزء مسؤوليت دولت*هاست.
            وی يادآور شد: همچنين بر اساس قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمين اجتماعی توجه به اين موضوع صورت گرفته كه وضع سياست*های اقتصادی از سوی دولت، نبايد آثار سوئی برای طبقات محروم داشته باشد و هزينه*های اجتماعی آثار سوء سياست*های اقتصادی بايد از درآمدهای اين سياست*ها تأمين شود تا باری بر هزينه*های ديگر دولت نشود و همچنين موجب شود دولت*ها به صورت به سياست*های فقرزدايی به صورت جدی بپردازند.
            راغفر با بيان اين كه فقرزدايي، يك شبه قابل حل نيست، افزود: آينده*نگری به اين معناست كه برای فقرزدايی خانواده*های فقير بايد به كودكان و فرزندان اين خانوارها اولويت داده شود تا در آينده، اين فرزندان نيز صاحب خانوارهای فقير نباشند؛ اما سياست*های ما نوعا به اين شكل نبوده است.
            مشاور وزير رفاه با تاكيد بر لزوم نگريستن به فقرا به عنوان افراد فعال گفت: در سياست*های كنونی معمولا به فقرا به عنوان افراد منفعل نگريسته مي*شود؛ اين يكی از سياست*های غلط است و موجب مي*شود از ظرفيت*های فقرا برای فقرزدايی از خودشان استفاده نشود.


            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #51
              هنوز بخش قابل توجهى از جمعيت قادر به تامين حداقل نيازهاى اساسى خود نيست، خوش*بينانه**ترين ارزيابي*هاى رسمى اين جمعيت را حدود 10 تا 11 ميليون نفر برآورد كرده ولى ارزيابى كارشناسان و صاحب*نظران مستقل تعداد جمعيت زير خط فقر مطلق را بين 20 تا 25 ميليون نفر برآورد مي*كند.,

              اين آمار در بيانيه*اى عنوان شده كه كانون مدافعان حقوق بشر در زمينهء نقض قانون اقتصادى - اجتماعى مردم ايران منتشر كرده است.

              شيرين عبادي، عضو كانون مدافعان حقوق بشر، اين بيانيه را ديروز در سمينار ,نيازهاى اساسى و حقوق بشر, قرائت كرد.

              اين بيانيه مي*افزايد: ,حدود حداقل چهار و نيم ميليون نفر از اين جمعيت يعنى حدود يك ميليون خانوار ايرانى قادر به تامين درآمد كافى براى فاصله گرفتن از خط فقر شديد نيستند و شب*ها گرسنه سر بر بالين مي*گذارند. اين در حالى است كه دولت با بي*انضباطى مالى در هشت ماههء اول امسال 97 درصد از اعتبارات جارى را هزينه كرده و ميزان نقدينگى كشور را تاكنون حدود 40 درصد افزايش داده كه اين امرمطابق اظهارات منابع رسمى منجر به افزايش نرخ تورم حداقل به ميزان 15 درصد شده است. شرايط مذكور به معناى فقيرتر شدن فقرا و ثروتمند شدن اغنياست. طى ماه*هاى اخير افزايش قيمت مسكن به ميزان حداقل 40 درصد در تهران تا 200 درصد در برخى شهرهاى كشور، زندگى30درصد جمعيت اجاره*نشين- را كه اغلب در گروه*هاى درآمدى فقيرتر جامعه هستند - دچار مشكل كرده است.,

              شيرين عبادى كه از دو سال پيش به عضويت ,كميسارياى عالى توانمندسازى فقرا در سازمان ملل متحد, درآمده است، در سخنان خود به تحقيقات اين كميساريا اشاره مي*كند و مي*گويد: ,بررسي*ها در سراسر جهان نشان مي*دهد علل فقر در كشورهاى جهان متفاوت اما در همهء كشورهاى مختلف دو مسالهء مشترك است; هزينهء بالاى نظامى و فساد ادارى.,

              برندهء جايزهء صلح نوبل، طرحى تحت عنوان پيش*نويس كنوانسيون مبارزه با فقر تهيه و به سازمان ملل ارايه داده است. عبادى در اين باره مي*گويد. ,تصويب اين طرح بسيار دشوار است زيرا كشورهاى ثروتمند علاقه*مند نيستند راجع به اين مسايل صحبت شود. در زمينهء حقوق مدنى - سياسى كنوانسيون*هاى زيادى تصويب شده ولى در زمينهء حقوق اقتصادى كنوانسيون قابل توجهى نداريم. چون كشورهاى ثروتمند تمايلى به اين مسايل ندارند.,

              عبادى مي*افزايد: ,در بسيارى كشورها تعداد سربازان بيش از معلمان است، در كنوانسيون پيش*بينى شده است بودجهء نظامى كشورها از بودجهء آموزش و بهداشت بيش*تر نباشد و اگر كشورى بدهى خارجى دارد به شرط كاهش بودجهء نظامي، بدهي*اش بخشيده شود.,

              عبادى اظهار اميدوارى مي*كند جامعهء بين*الملل در آينده نزديك به اين مسايل پاسخ مي*دهد و مي*افزايد: ,ايران پنجمين كشور جذاب توريستى جهان است اما درآمد توريستى آن نزديك به صفر است پس چرا مردم در ايران فقيرند و فقر روبه گسترش است. آن دو عامل مشترك در كشورهاى جهان در مورد ايران هم صادق است. سوال من اين است كه در چنين شرايطى چه نيازى به هزينهء بالاى نظامى داريم. آيا نمي*توان با كاهش هزينهء نظامى فقرزدايى كرد. براى دفاع از خاك، قبل از موشك به نيروى انسانى نياز است. در جنگ ايران و عراق جوانان غيور ما نشان دادند كه كشور را مردم حفظ مي*كنند.,

              عضو كانون مدافعان حقوق بشر تاكيد مي*كند: ,فساد ادارى- مالى هم در ايران وجود دارد، وعدهء رييس*جمهور هم مبارزه با فساد ادارى بود و ما هنوز در انتظار تحقق آن هستيم. اگر اين دو عامل در هر كشورى برداشته شود، فقر به ميزان زيادى كاهش خواهد يافت.,

              سعيد مدني، استاد دانشگاه ديگر سخنران اين برنامه بيش*تر به تشريح وضعيت بهداشت و سلامت جامعه مي*پردازد و مي*گويد: ,كاهش سهم بودجهء اختصاص يافته به سلامت، وضعيت ناگوارى در ايران ايجاد كرده است. نيمى از منابع براى درمان در ايران توسط بيماران پرداخت مي*شود پس بخش قابل توجهى از جمعيت در صورت مواجه با بيمارى به زير خط فقر سقوط مي*كنند.,

              مدنى به گزارش سازمان جهانى بهداشت اشاره دارد: ,طبق اين گزارش ايران در بين 191 كشور جهان رتبهء 112 را به دست آورده كه اين با توجه به درآمد نفت ناگوار است.,

              براساس مطالعات اخير تركيب هزينه*هاى بهداشت و درمان براى بيمه*شدگان و ... از الگوى مشابهى برخوردار است يعنى با توجه به خدماتى كه نظام بيمه*اى انجام مي*دهد، چندان تاثيرى در وضعيت بيمه*شدگان ندارد.

              15 درصد هزينه*ها در 10 درصد از خانوارهاى فقير به بهداشت و درمان اختصاص مي*يابد ولى در 10 درصد خانوار ثروتمند تنها 5/1 درصد هزينهء درمان است پس فقر عاملى مي*شود تا فرد با تاخير به پزشك و بيمارستان مراجعه كند، پس بيش*تر در معرض بيمارى قرار مي*گيرد.,

              به گفتهء او توزيع خدمات سلامت در شهر و روستا و استان*هاى مختلف نابرابر است: ,تعداد MRI در شهر تهران نه تنها از كل كشور بيش*تر است بلكه از كل آمار دستگاه*هاى MRI در انگلستان بالاتر است. خوزستان، سيستان و بلوچستان، كهكيلويه و بويراحمد وضعيت ناگوار*ترى نسبت به ساير نقاط ايران دارند.,

              مدنى معتقد است، توزيع ناعادلانهء درآمد موجب سوءتغذيه در طبقات پايين جامعه مي*شود: ,دو دهك ثروتمند بالايى 200 درصد) 9/49 درصد مصرف را به خود اختصاص داده*اند. در حالى كه دهك پايينى فقط دو درصد مصرف را به خود اختصاص مي*دهد. بنابراين طبقات فقير 400 درصد) براى رهايى از فقر در رژيم غذايى از مواد نازل و با كالرى كم*تر استفاده مي*كنند تا فقط به زندگى ادامه دهند. سوءتغذيه در 23 درصد از كودكان زير دو سال، 22 درصد نوجوانان و 43 درصد زنان باردار و كودكان آينده*شان تاثير مي*گذارد.,

              استاد دانشگاه علوم بهزيستى با اشاره به نابرابرى در توزيع درآمد مي*افزايد: ,در 10 سال اخير، مصرف مواد نشاسته*اى كه به*وسيلهء يارانهء دولت، ارزان*تر عرضه مي*شود بيش*تر بوده و خانواده*ها آن را جايگزين گوشت و لبنيات مي*كنند. سهم خريد گوشت در دهك*هاى پايين كاهش يافته و موجب شيوع بيمارى جديد در جامعه شده است، دو سوم مردم به دليل كمبود كلسيم ناشى از كمبود لبنيات در معرض پوكى استخوان قرار گرفتند.,

              او وضعيت روانى را بهتر از وضعيت جسمانى نمي*داند و مي*گويد: ,حدود 20 تا 25 درصد جامعه در معرض بيمارى روانى حاد قرار دارند. نياز به خدمات در زنان دو برابر مردان است. شاخص*هاى عمر از دست رفته، نشان مي*دهد بيمارى روانى اولين عامل در كاهش عمر است.

              عدم پوشش بيمهء سالمندى وضع را در آينده بدتر مي*كند، براى 20 درصد شاغلان شهرى و در برخى كارگاه*هاى كم*تراز پنج نفر بيمهء بازنشستگى وجود ندارد و بيمه*هاى درمانى 20 درصد جمعيت را شامل نمي*شود. برآورد مي*شود كه اين جمعيت هفت ميليون نفرى در حاشيهء شهرها باشند.,

              مدنى گفت: ,انجام 60 درصد سزارين در زايمان*ها با شاخص*هاى جهانى فاصلهء زيادى دارد و نشان از وضعيت نابسامانى بهداشتى دارد.,

              او سپس به مقايسهء آمار سال 84 و 85 مي*پردازد و مي*گويد: ,در مورد گروه خوراكى و آشاميدنى در آذرماه 85 در مقايسه با سال 84 رشد قيمت*ها 3/19 درصد بوده است. دربارهء مواد غذايى افزايش قيمت نشان مي*دهد وضعيت سلامت و بهداشت در معرض تهديد است. براساس آمار بانك مركزى در مقايسه سال 84 در مورد هزينه*هاى درمانى 7/18 درصد افزايش داشته*ايم. آن بخش كه ناچار است به پزشك مراجعه كند وضعيت خطرناكى پيش*رو دارد و علايم دال بر وضعيت وخيم به لحاظ شاخص*هاى سلامت است.,

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #52
                در مرزهاى فرضى اين شهر که هى دارد بزرگ تر مى شود، قيمت مسکن آنچنان متفاوت است که گاه فکر مى کنى دارى خواب مى بينى. خوابى که گوشه به کابوس مى زند.

                از دخمه هاى جنوب شهر تا خانه هاى ويلايى شمال شهر فاصله به اندازه يک رويا است. آنها که در جنوب شهر روزگار مى گذرانند حتى در مخيله شان نمى گنجد که در خانه يى ميلياردى زندگى کنند و آنهايى که در شمال شهر زندگى مى کنند، نمى توانند هيچ تصورى از خانه يى تک اتاقه داشته باشند.

                معروف است که در تهران اگر بخواهى مسکنى با قيمت مناسب پيدا کنى بايد پاشنه ها را وربکشى و بزنى به دل اين شهر بزرگ و آنقدر بنگاه هاى معاملات ملکى را زير پا بگذارى تا شايد با قيمتى که در نظر گرفته يى بتوانى سقفى بالاى سرت داشته باشى.

                من البته به جاى اين کار سعى کردم از تکنولوژى مدرن استفاده بهينه کنم. تلفن وسيله يى است که خيلى وقت پيش گراهام بل زحمت اختراع آن را کشيد چون احتمالاً پيش بينى کرده بود مى شود به يارى آن و با در دست گرفتن يک نيازمندى ها که اين روزها چند روزنامه از جمله همين ,اعتماد, خودمان دارند چاپ مى زنند، از تاول زدن پا و پاره شدن کفش جلوگيرى کرد. گراهام بل البته يک چيز را در نظر نگرفته بود. معمولاً بين آنچه که بنگاه هاى معاملات ملکى براى شما از پشت گوشى تشريح مى کنند تا خانه يى که در واقعيت انتظار شما را مى کشد، زمين تا آسمان تفاوت وجود دارد.

                با وجود اين من فکر کردم اگر مى توانستم يکى از اين وام هاى 18 ميليونى را بگيرم، لابد بايد دنبال يک خانه 50 مترى مى گشتم پس همين کار را کردم و موضوع آرام آرام براى خودم هم جذاب شد.

                قيمت ها اما در همه جاى اين شهر تا وام فرضى 18 ميليونى من فاصله زيادى داشت. در مولوى خانه يى پيدا کردم که بنگاه دار اصرار داشت همه امکانات را دارد. او هر دو جمله يک بار به اين جوان بى تجربه که بايد من باشم تذکر مى داد اين خانه نوساز همه امکانات را دارد به اضافه يک وام ده ميليون تومانى که با وام فرضى من روى هم مى شد 28 ميليون تومان. وقتى اصرار کردم که مى خواهم پيش از ديدن خانه بدانم اين ,همه امکانات, يعنى چه؟ امکانات محدود شد به کابينت ام.دى.اف. که مى توانست حفاظ مناسبى براى ظرف هاى من باشد و بعد البته کف سراميک و گچ برى روى سقف که مى توانستم در ظهرهاى گرم تابستان جلوى کولر آبى و زمستان هاى سرد مقابل بخارى گازى زير آن دراز بکشم و در دنياى خيالات غرق شوم. تلفن و گاز و برق و آب هم چنان از سوى بنگاه دار نام برده شد که انگار مى شود در پايتخت با چراغ زنبورى و تلمبه دستى و پيت هاى نفت هم خانه يى پيدا کرد که از اين 37 ميليون و 500 هزار تومان ارزان تر باشد. البته من قول گرفتم 500 هزار تومان را تخفيف بگيرم اما هنوز يک فاصله دشوار 9 ميليونى با پول فرضى من وجود داشت که پر نمى شد.

                در افسريه خانه ارزان ترى پيدا کردم. 19 ميليون و 500 هزار تومان البته با همان تخفيف 500 هزار تومانى وجود داشت. اما ,همه امکانات, را نداشت. نه سقفش گچ برى بود و نه کفش سراميک. اين خانه 47 مترى يکى از همان شانس هاى پيش گفته بود که صاحبخانه به پول نياز فورى داشت و چوب حراج زده بود به خانه اش.

                يکى از همين شانس ها هم در رودکى يا همان سلسبيل سابق سراغم آمد. خانه يى پيدا کردم 52 مترى به قيمت 36 ميليون و 400 هزار تومان. در بهار شمالى اما خانه يى با همين متراژ 83 ميليون قيمت داشت و در اشرفى اصفهانى با 72 ميليون تومان مى شد مشابه آن را خريد.

                در صادقيه و تهرانپارس که اگر نقشه تهران را از وسط تا بزنيد تقريباً روى هم مى افتند، قيمت يک آپارتمان 50 مترى فاصله يى 10 ميليون تومانى داشت. در تهرانپارس و البته در نارمک 53 ميليون تومان و در صادقيه همين آپارتمان را بايد با 43 ميليون تومان مى خريدى.

                من اکباتان را دوست دارم. طراحى امريکايى شهرک اکباتان از آن يک مجتمع مسکونى مدرن و زيبا، با فضاى سبز کافى و پيش بينى کليه احتياجات زندگى روزمره ساخته است.

                احتمالاً همين برترى است که قيمت يک آپارتمان 52 مترى را در اکباتان به 70 ميليون مى رساند که با سيد خندان فاصله زيادى ندارد. آپارتمان 54 مترى در سيدخندان ,تنها, هشت ميليون بيشتر از اکباتان است. در اين ميان البته يک بار ديگر شانس سراغ من آمد و يک آپارتمان 49 مترى با قيمت 65 ميليون تومان در ميرداماد پيدا کردم.

                مشابه همين آپارتمان را در فرمانيه هم پيدا کردم که بنگاه دار از پشت گوشى با يک تاکيد جدى مى گفت که ,فقط, 116 ميليون تومان قيمت دارد.

                در اين مدت البته با قيمت هاى افسانه يى هم برخورد کردم. در نياوران خانه يى تک واحده و دوبلکس پيدا کردم در يک زيربناى کوچک 520 مترى که شش اتاق خواب داشت و 30 متر تراس براى عصرنشينى هاى احتمالى روزهايى که هوا خوب است، مى شد اين خانه را با 500 ميليون تومان رهن کنم.

                در فرشته يک آپارتمان 500 مترى پيدا کردم که در نوع خود شانسى محسوب مى شد؛ با پارکينگ و سونا و جکوزى اختصاصى براى هر واحد و يک استخر بزرگ به همراه نورپردازى قابل تدوين و امکانات صوتى که جان مى دهد براى مهمانى که از آن براى پخش موسيقى سنتى استفاده شود، تنها هفت ميليارد تومان.

                اوج ماجرا اما آپارتمانى بود به قيمت 28 ميليارد تومان در زعفرانيه که هرچه اصرار کردم، نتوانستم از زير زبان وکيلى که فروش واحدهاى آن را بر عهده گرفته بود، اطلاعاتى در مورد ,امکانات, آن بگيرم. طرف فهميده بود که من خريدار نيستم لابد از سوتى که با شنيدن 28 ميليارد تومان زده بودم. اين را مى دانم که اين ,امکانات, بايد فاصله زيادى با ,امکانات, خانه يى داشته باشد که در مولوى پيدا کردم.

                بازار مسکن اما راکد است و اين رکود جنوب و شمال شهر برايش فرقى نمى کند انگار. اين را از گفت وگو با دو نفرى دانستم که يکى در جنوب شهر آپارتمان سازى مى کرد و ديگرى در شمال شهر.

                ,غلام حسين درودگر, که سال هاست در سلسبيل خانه هاى کلنگى را به دندان بولدوزر مى سپارد و به جاى آن حوض هاى کاشى و درهاى چوبي، آپارتمان هاى قوطى کبريتى بالا مى برد، مى گويد؛ ,با اين که قيمت در اين منطقه به نسبت پايين است اما به هر حال بازار ما کساد است.,

                او ادامه مى دهد؛ ,چند وقتى است به اين فکر افتاده ام که ديگر کارم را تعطيل کنم و سرمايه ام را در محل ديگرى سرمايه گذارى کنم.,

                او معتقد است بايد کارشناسان اقتصادى در مورد اين رکود در بازار مسکن نظر بدهند ولى خودش مى گويد؛ ,مردم آنقدر بدهى دارند و آنقدر وام گرفته اند تا به زخم زندگى شان بزنند که ديگر نمى توانند زير بار بدهى سنگين ديگرى بروند. اين است که ترجيح مى دهند فعلاً با خانه هاى اجاره يى سر کنند.,

                ,داوود عليگو, اما ترجيح مى دهد محل کارش هم خلوت باشد و هم آب و هواى خوبى داشته باشد. او عاشق دره اوين است و همه آن را به شکل زمين بايرى مى بيند که بايد با آپارتمان هاى او آباد شود ولى عليگو هم از وضعيت بازار راضى نيست و البته حاضر نيست توضيح بيشترى هم بدهد. اين بنگاه گردى براى من البته يک فايده شخصى هم داشت. حالا از سقفى که روى سرم است راضى ام. سقف روى سر بهاى گزافى دارد اين روزها. نه، من همين سقف را دوست دارم و فکر هيچ سقف ديگرى نيستم.

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #53
                  باز هم شب عيد، باز هم خريدهاى لازم و نالازم، باز هم نونوار كردن به هر قيمتى و باز هم گرانى. قصه گرانى شب عيد قصه تازه*اى نيست اما كهنه هم نمى*شود. ۲۰ روزى به پايان سال مانده و گزارشهاى رسيده از ايران نشان از قيمت بالاى اجناس دارد. مثل هر سال. به سراغ چند نفرى رفته*ايم تا ببينيم با گرانى مى*سازند يا مى*سوزند.


                  همين چند ماه پيش بود كه وزير بازرگانى مژده داد كه شب عيد امسال خبرى از گرانى نخواهد بود، افزايشى در عوامل توليد نخواهيم داشت و بازار كاملن قابل كنترل و تنظيم است. اما شنيده*ها حاكى از چيز ديگرى است:

                  ,پرتقال را ما امسال كمتر از كيلويى ۱۲۰۰ تومان نخريديم حتا در ميادين (ميوه وتره*بار) كيلويى ۸۰۰ تومان است. گوشت كيلويى ۶۰۰۰ تا ۶۵۰۰ تومان، مرغ كيلويى ۲۸۰۰ تومان، تخم مرغ دانه*اى ۱۰۰ تومان اگر بروى ميدان و توان اين را داشته باشى كه در صف بايستى، دانه اى ۸۰ تومان. پنير، كره، شير، لبنيات ۴۰ درصد شايد هم بيشتر اضافه شده. من به سن ۶۹ ساله ام ياد ندارم كه گوجه فرنگى را كيلويى ۳۰۰۰ تومان خريده باشم ولى امسال خريدم. سبزى شب عيد كيلويى ۵۰۰ تومان,.

                  اين خانم مستمرى بگير كه حقوق بازنشستگى همسر درگذشته*اش ماهيانه ۲۵۰ هزار تومان است، از افزايش هرساله حقوقها در آغاز سال نو و ارتباط آن با گرانى مى*گويد:

                  ,قرار بود كه طبق معمول كه هر سال حقوقها را ۱۷ يا ۱۲ درصد اضافه مى*كردند امسال هم گفتند ۱۷ يا ۱۲ درصد اضافه مى*كنيم البته هنوز اضافه نكرده*اند اما براى آن ۱۷ درصدى كه هنوز اضافه نكردند تقريبن ۸۰ درصد آمده روى اجناس,.

                  اما شايد حق با آقاى وزير بازرگانى بود كه مژده گران نشدن اجناس در شب عيد را داده* بود چرا كه گرانى امسال نه از شب عيد كه از حدود دو ماه به عيد مانده شروع شد:

                  ,شايد قول داده كه براى شب عيد افزايش قيمت نداشته باشيم ولى گرانى را يكى دوماه قبل از عيد شروع كردند كه مردم يك ماهى به آن عادت كنند و شب عيد ديگر صدايشان در نيايد. شما از يك ماه پيش تا حالا هر چيزى را كه مى*خواهيد بخريد از تره بار، ميوه، مايحتاج روزانه خانه، هرچيزى كه مىخواهيد بخريد، قيمتش خيلى گرانتر شده مخصوصن چيزهاى خوراكى اعم از ميوه و گوشت و برنج و اينها كه ديگر وحشتناك است,.

                  اين خانم خانه*دار معتقد است كه دولت يا فروشندگان و تجار، اجناس را دو ماه مانده به شب عيد گران كردند و حالا كمى از قيمت بالارفته آن كم كرده*اند تا مردم را دلخوش كنند كه شب عيد اجناس را ارزان كرديم حال آنكه از قيمت اوليه آن در دو ماه قبل بيشتر است. گويا حق با اوست چرا كه اين ترفند را بعضى*ها باور مى*كنند:

                  ,والا قيمتها حدودن از يك ماه پيش گران شده ولى الان كه شب عيد است، همين امروز كه من خريد بودم ، احساس كردم يك مقدار قيمتها پايين آمده البته نه همه چيز مثلن ميوه احساس كردم كه قيمتش پايين آمده.در ميادين ميوه و تره بار قيمت يك چيزى حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ تومن در هر ميوه*اى پايين آمده بود. اين چيزى است كه من خودم به عينه مشاهده كردم,.

                  در مورد پوشاك، نظرها متفاوت است. عده*اى را باور بر اين است كه برپايى نمايشگاههاى توسعه صادرات كه همه*ساله در اسفندماه برگزار مى*شود قيمت پوشاك را به نسبت ساير اقلام پايين*تر نگه مى*دارد هرچند كه اجناس عرضه*شده در اين نمايشگاهها از كيفيت پايينى برخوردار است. اما عده ديگرى معتقدند كه به دليل پايين بودن كيفيت اجناس، برپايى اين نمايشگاهها هيچ تأثيرى بر قيمت پوشاك ندارد:

                  ,جنسهايى كه آنجا مي*آورند اصلن جنسهاى خوبی نيست و اصلن هم در قيمتها تأثيرى ندارد چون معمولن جنسهاى درجه دو و سه را در نمايشگاهها مى*فروشند. كسى كه بخواهد خريد خوب بكند، اصلن آنجا نمي*تواند چيزى پيدا كند,.

                  از سوى ديگر رفتن به نمايشگاهها كار هركسى نيست هم به دليل دورى راه و هم به دليل شلوغى و ازدحام بيش از حد داخل آنها و هم به اين دليل كه اجناس همه*پسند در آنها عرضه نمى*شود. گذشته از همه اينها امسال ظاهرن برپايى يا عدم برپايى اين نمايشگاهها تأثير چندانى بر قيمت پوشاك نگذاشته:

                  ,براى يك بچه ۱۲ ساله كفش زير ۴۰ هزار تومن پيدا نمي*شود. مثلن زيرپوشى كه ۸۰۰ تومان بوده حالا شده ۲۵۰۰ تومن. لباسهاى ديگر هم همينطور به همين نسبت، ارزانترين روپوش ۳۰ هزار تومن است,.

                  علاوه بر پوشاك و مواد خوراكى، گرانى سرسام آور مسكن نيز نوروز امسال را براى آنهايى كه قصد داشتند نونواريشان را با خانه نو كامل كنند، يك نگرانى ديگر است:

                  ,قيمت مسكن نسبت به اول مهرماه يعنى پنج ماه پيش، حداقل ۵۰ درصد افزايش داشته. يك افزايش قيمت تابستانى در مورد مسكن داشتيم كه تصور مىشد در مهرماه به واسطه يك سرى مسائل، ديگر تغييرى نكند و ثابت بماند منتها متاسفانه در مهر و آبان ماه حدود ۵۰ درصد افزايش قيمت داشتيم,.

                  پيشدادى كه شغل آزاد دارد همچنين معتقد است كه افزايش قيمت مسكن روى ساير اقلام هم تأثير مى*گذارد چرا كه داشتن سرپناه، اولين دغدغه فكرى هر انسانى است.

                  ۸۰ درصد، ۵۰ درصد، ۲۰ درصد يا اصلن ۱۰ درصد، خيلى مهم نيست، مهم اين است كه در كشورى كه حقوق يك بازنشسته دولت از ۳۰۰ هزار تومان تجاوز نمى*كند، چگونه مى*توان با ,بوى اسكناس تانخورده لاى كتاب, شادى نوروز را با كوچكترها تقسيم كرد.

                  iran

                  Comment

                  • jose_mourinho
                    Member
                    • Oct 2006
                    • 399

                    #54
                    ...............................



                    Comment

                    • jose_mourinho
                      Member
                      • Oct 2006
                      • 399

                      #55
                      Poverty USA: The State of Poverty in America

                      For the first time in five years, the poverty rate and the number of Americans living in poverty both remained the same from the prior year.

                      The official poverty rate in 2005 (the most current year for which figures are available) was 12.6 percent. Total Americans below the official poverty thresholds numbered 37 million.

                      Since 2000, the number of poor Americans has grown by more than 6 million.

                      In 2005, the number of people living in extreme poverty, that is, with incomes below half the poverty line, remained the same at 15.6 million people. The number of Americans living in extreme poverty remains the highest level on record, since data first became available in 1975

                      by the way , this is U.S.A , """" the most powerful country , hehe """"" and iran is I can not find any word but iran is SUPPOSED TO BE weaker than U.S.A.

                      Poverty is everywhere. no matter you are living in Iran , U.S.A or in heaven next to God. that's life.
                      I don't wanna say Akhond is great , but tell me about Shah? everyone was rich in his reign. people were raking in money. ?
                      I really don't know, you guys seemingly have complete information about politics - ) -
                      I don't care about Akhond , but these kind of people do not deserve the best things.
                      Iran is improving. ....



                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #56
                        جمعی از کارکنان شرکت ,تايدواتر, وابسته به سازمان بنادر و کشتيرانی با نگارش نامه*اي، نسبت به تعديل نيروی 90 درصد از کارکنان قراردادی اين شرکت که قرارداد آنها تا پايان سال 85 به اتمام مي*رسد اعتراض کردند.
                        به گزارش آفتاب در اين نامه آمده است: اخيرا مدير عامل جديد الورود يکی از شرکت*های بزرگ بورسی وابسته به سازمان بنادر و کشتيرانی در اقدامی غير منتظره و ناباورانه طی اعلاميه*ای خطاب به کارکنان آن شرکت اعلام نموده که بيش از 90 درصد از کارکنان قراردادی که قرارداد آنها در پايان سال 1385به اتمام مي*رسد مشمول تعديل نيرو مي*باشند و در اين ايام آخر سال که همه مردم ايران با خوشحالی و مسرت به استقبال سال جديد مي*روند و در فکر خريد شب عيد و خانه تکانی هستند کارکنان اين شرکت خود را برای سالی پر التهاب و بدترين نوروز طول عمرشان آماده مي*کنند و بايد به فکر شغل جديد باشند.
                        در پايان اين نامه خطاب به احمدي*نژاد آمده: جناب آقای رئيس جمهوری ما پول نفت بر سر سفره*های خودمان نمي*خواهيم و طی اين سال*ها با زور بازوی خود و به زحمت يک لقمه نان حلال بدست آوريم و به همان قانع هستيم، مرحمتی فرما و به مديران دستگاه*های اجرايی تحت امر خود متذکر شويد کارکنان اين شرکت را از همين يک لقمه نانی که بر سفره*هايشان است محروم نکنند.

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #57
                          A generation of street kids hustling in Iran

                          TEHRAN — Atefeh is one of the younger members of Iran's merchant class. Her sales territory is the notorious traffic jams of north Tehran. She moves in on potential clients when the light turns red, pressing her face to car windows, cocking her head to one side and putting on a plaintive face.

                          At 12, she isn't as good at plaintive as some of her younger competitors, two boys who are hawking Koranic inscriptions and balloons just up the street. Sometimes her face looks more furious than sad. But she still can clear 55 cents a day selling her packages of pink-and-red strawberry chewing gum to bored and surly drivers.

                          A decade ago, street children were rare in Iran, with its long traditions of charity for the poor, government aid programs and strong family connections. No more.

                          Nongovernmental organizations estimate that the number of street children in Iran, officially listed at 60,000, has grown in recent years to 200,000 or more. Many of them are the offspring of Afghan refugees. Others come from Iranian families who have slipped, through unemployment, drug addiction or illness, into the populous ranks of the urban poor.

                          Social activists say high unemployment, ballooning inflation and misdirected government subsidies have left many families unable to support themselves without turning to their children to help with earnings. President Mahmoud Ahmadinejad, elected two years ago on a pledge to deliver Iran's oil wealth back to the nation's dining tables, has done little so far to improve the lot of Tehran's poorest families.

                          "In the early days of the revolution, I remember the slogan was, 'Welfare, food and health for everyone,' " said Bahram Rahimi, director of training at the Children's House of Shoosh, a school in south Tehran that provides part-time instruction to street children too busy working or too poor to attend normal schools. "Now everyone understands that privatization is the name of the game."

                          Although the government has generally made inroads in reducing the poverty rate, rapidly rising prices have reversed many of the gains, and sociologists estimate that 16 million Iranians live in poverty.

                          The Children's House stands in the middle of a commercial block in one of the most crowded districts of Tehran.

                          Inside, its corridors are lined with cheerful, hand-painted murals and its classroom chairs are arranged in haphazard clusters, testimony to a young clientele unaccustomed to sitting still in neat rows.

                          About 55% of the city's street children are offspring of the estimated 1.5 million refugees who have flooded into Iran from Afghanistan in waves over the last 20 years, school officials say, and many of the rest are children of single parents, mixed-nationality families or Gypsies. Many come from the growing number of families beset by drug addiction as heroin shipments across the Afghan border have multiplied since the fall of the Taliban in 2001.

                          Rahmatollah Sedigh Sarvestani, a sociology professor at the University of Tehran, said the number of drug addicts in Iran, officially listed at 1 million, is more likely closer to 3 million, with the number of users possibly as high as 6 million.

                          "We don't have enough job opportunities for people. We are facing, even after the revolution, class differentiation, inequality in income, wealth and power. So there are good reasons to have so many addicts, and every other social deviancy," Sarvestani said. "This is everywhere. Not just here and there. Everywhere."

                          Atefeh, who was afraid to give her last name, is a dark, slight girl who looks much younger than 12. She moved with her family to Tehran from the Caspian Sea region several years ago. She began selling chewing gum on the street two years ago, when her father became ill and had to be hospitalized. There was little choice: Her mother had been killed in a car accident several years earlier; her 10-year-old brother lost his legs not long ago when he chased a soccer ball into the street and was struck by a car.

                          "After that happened, he became mad, and they're giving him some pills to try to prevent his madness, but now he's left," Atefeh said. "My father told me, 'Don't worry, let him alone, he's mad.' But we don't know where he is, and now every day when I wake up, my father tells me, 'Go into the street and find him.' "

                          Atefeh works all morning and early afternoon hawking gum, then washes dishes and cooks at a neighbor's house later in the day. She gives her earnings to her father.

                          "My father told me, 'After I'm well, I will pay you back,' " she said.

                          "He's better now, but he's not working yet. He says he's going to start working in two or three days."

                          At the other end of town, brothers Hossain and Ahmadi Jabrali-Nejar, 17 and 15, sell flowers and bottles of children's bubbles to passing drivers because their family depends on their earnings.

                          "My parents are too old to work. My mom is 52, my father is 60. I finished junior high school, and after that my parents prevented me from going to school anymore. They need me to be the breadwinner," said Hossain, who works the street from 8 a.m. to 6 or 7 p.m. most days.

                          "It's not bad," Ahmadi said. "It's better than being a thief or a robber."

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #58
                            The Children's House is operated by the Iranian Society for Protecting the Rights of the Child, a project of Nobel Peace Prize laureate Shirin Ebadi.

                            "The number of street children in Iran is increasing," Ebadi said.

                            "The school is part of my plan to supervise and parent these kinds of street children. We train them and we educate them, we provide them with medical treatment, and we have a social worker who works with them."

                            The school offers the basics of reading and writing, but first comes instruction in what administrators call the "survival skills" that might enable a 10-year-old to negotiate the perilous hierarchy of the Tehran marketplace.

                            "We teach them survival of the fittest, how to survive in the streets," said Javid Sobhani, a children's rights activist who works at the school. "Part of these survival skills might be communication skills. As a seller and buyer, they may be manipulated or abused by gang leaders. Some of these children are hired out for eight, 10, 12 hours as professional beggars. We teach them how to deal with these horrible abusers."

                            Other lessons help children fend off sexual abuse. "The adult men who are operating kiosks in the street see the children as competition, and they may sexually abuse them. This is a way of grooming them. To show them who is the boss," Sobhani said. "And because of their emotional problems, these children are often very emotional, and emotionally they can be easily manipulated. So we teach them to have self-control."

                            There are lessons in using the buddy system to ward off attackers, in staying warm during Tehran's snowy winters, and in simple technical skills to encourage safer means of earning money.

                            The school gets little help from the government and none from the clerical establishment.

                            "Not only do we not receive any support from the established religious hierarchy, it's just the reverse," Rahimi said. "Three months ago, one female member of parliament was quoted in a newspaper as saying that promoting the rights of the child is actually promoting the Western humanism ideology, which is contradictory to Islam."

                            Shala, a 17-year-old Gypsy who started selling gum and matches on the street when she was 9, took sewing classes at the Children's House and now earns her living as a housekeeper.

                            Yalda, 15, began helping her father sell handicrafts on the street when she was 6. At 8, she went to work for a woman in the bazaar, selling lingerie. After four years, she went back to work with her father, this time making their own crafts at home — melting fluorescent lightbulbs into the shape of apples for sale as home decor.

                            "I'm happy to do it, because my father works too hard. Sometimes he gets up at 4 a.m. to work, and I would like to see that he has a kind of comfortable life," Yalda said. "But it's hard. I used to regret especially when I'd see students going to school. I'd want to cry. I'd want to be going with them."

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #59
                              در حالیکه چندی پیش وزیر رفاه ایران اعلام کرده بود در این کشور 'جمعیت زیر خط فقر مطلق وجود ندارد'، یک نماینده مجلس ایران گفته شمار افرادی که زیر خط فقر زندگی می کنند، در ایران ۱۳ درصد افزایش یافته است.
                              خبرگزاری نیمه رسمی فارس به نقل از موثی الرضا ثروتی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس ایران، نوشته که در حال حاضر حدود ۱۲ میلیون نفر در ایران زیر خط فقر هستند و برای ۲ میلیون ایرانی این خط فقر مطلق است.

                              به باور برخی ناظربا لحاظ کردن عدم افزایش مستمری مدد جویان و نرخ سالانه تورم پیش بینی شده شاید، تعداد افراد زیر خط فقر بیش از این باشد.

                              بر اساس اعلام وزارت رفاه خط فقر در شهر تهران برای یک خانواده چهار نفری ۴۰۰ هزار تومان و در شهرهای دیگر ۳۰۰ هزار تومان تعیین شده است. این در حالی است که حداقل دستمزد یک کارگر غیرمتخصص حدود ۱۸۰ هزار تومان در ماه است.
                              به گفته اقای ثروتی مستمری مدد جویان تحت پوشش نهادهای حمایتی متناسب با افزایش هزینه ها اضافه نشده است. بنا به گزارش ها، در حال حاضر یک خانواده پنج نفری تحت پوشش کمیته امداد فقط ۵۴ هزار توان دریافت می کنند که کفاف زندگی آنها را نمی دهد.

                              با توجه به اینکه تعداد زیادی از کارمندان دولت ایران هم کمتر از ۳۰۰ هزار تومان در ماه دریافت می کنند، می توان گفت کسر قابل توجهی از کارمندان دولت نیز - با معیار وزارت رفاه این کشور - زیر خط فقر هستند.

                              این در حالیست که به گفته عضو کمیسیون اجتماعی مجلس ایران "برآوردها نشان می دهد که ثروتمندان در ایران بیست و هفت برابر فقرا از یارانه ها بهره می برند."


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #60
                                خون فروشي درتهران بازاري داغ رابراي جوانان جنوب اين شهرايجادكرده است .

                                بگزارش البرز يك مركزخصوصي درتهران اقدام به پرداخت پول درقبال خون اهدايي شهروندان مينمايد كه اين امرموجب نگراني هايي دربين شهروندان شده است .

                                يك جوان اهل جواد آباد دراين خصوص گفت : بسياري ازدوستان من بامراجعه به اين مركز درقبال دادن پلاسماي خون خود مبالغي از10تا 15هزارتومان رادريافت كرده اند .

                                وي ميگويد: دراين مركز پس ازمراجعه چند پرسش مطرح ميشود كه بنابرتوصيه دوستان بايد به همه آنها جواب منفي بدهيم زيرا پاسخ مثبت منجربه انصراف مركز مذكور ازدريافت پلاسماي خون اين افراد ميشود.

                                وي مطالبي ازقبيل آيا سرگيجه داريد ياخير؟ اعتياد داريد ياخير ؟ سيگار ميكشيد ؟ بيماري عفوني داريد؟ سابقه بيماري خوني درخانواده داريد ؟ و....را ازجمله اين سوالات اعلام كرد كه توسط پرسنل مركز مذكورازمراجعين پرسيده ميشود.

                                او ادامه داد : گويا اين مركز ازپلاسماي خون اهداكنندگان نوعي قرص تهيه ميكند كه ازارزش بالايي برخورداراست .

                                جوان ديگري نيز كه خود دراين مركزخون داده است ميگويد : مركز فوق علاوه برافرادي كه خون اهداميكنند به افرادي كه فرد ديگر را نيزمعرفي ميكنند مبلغ 5000تومان پرداخت ميكند.

                                اوميگويد : افرادي راميشناسم كه باوجود اعتياد به اين مركز مراجعه وبا اهدا خون خود بدون هيچ مشكلي پول خود رادريافت كرده اند.

                                اين درحالي است كه مسوولين وزارت بهداشت ودرمان ازفعاليت اين مركز بي اطلاع هستند .

                                مسوولين اين وزارتخانه ميگويند : وزارت بهداشت صرفا به يك مركز درخيابان ايتاليا مجوزصادركرده كه ميبايست زيرنظرسازمان انتقال خون ايران به فعاليت خود بپردازد.

                                گفته ميشود مركز فوق با گرفتن خون شهروندان جهت توليد فرآورده هاي خوني پلاسماي گرفته شده را به خارج ازكشورمنتقل ميكند.


                                iran

                                Comment

                                Working...