Poverty Line In Iran

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #61
    مسجد سليمان، شهری در حال احتضار:
    پويه مددی:وقتی نفس ات تنگ شد و بوی غريبی شامه ات را آزارد بايد مطمئن شويد که به دروازه(از چندين دهه قبل به ورودی اين شهر، دروازه می گويند) مسجد سليمان رسيده ايد. اولين هديه اش به ميهمانان هوای گرم و آلوده به گازی است، که استشمام ان برای تازه واردين باعث سر درد و حالت تهوع می گردد. و سپس جاده های پر پيچ و خم و مملو از دست اندازي، که کلافه ات می کنند. و مهمتر از همه جامعه شهر نشين مسجد سليمان است که در چشم هيچ يک نشانی از اميد نمی بيني، اينجا اعتياد به مواد افيونی بيداد می کند. فقر براستی معنا شده است. سيستم بهداشتی استانداردی وجود ندارد. حتی در اين ماه های گرم آب جيره بندی است و هر روز خاموشی های متناوب گريبان مردم را می گيرد. کار نيست و صنايعی وجود ندارد. شهر انگار در حال احتضار است.

    مسجدسليمان به لحاظ جغرافيايی در شمال شرقی استان خوزستان و در 125 کيلومتری اهواز واقع شده است. اين شهرستان از شمال به دزفول، از شرق به استان چهارمحال و بختياری و ايذه، از جنوب به رامهرمز و از غرب به شوشتر محدود می گردد.

    اين شهر از لحاظ آب و هوايی ، دارای آب و هوايی گرم و خشک و يا بقولی نيمه صحرايی است. به گونه ايی که نواحی شمالی آن حتی در فصل تابستان دارای آب و هوايی خنک و تا اندازه ای قابل تحمل، ولی در همان حال نواحی جنوبی آن گرم و طاقت فرسا است .

    مسجد سليمان از شهرهاى مهم نفتى استان خوزستان بشمار مي*رود. از نظر تاريخی نيز طبق كاوش**هاى باستان*شناسي، آثار كهن مربوط به زندگى غار نشينى و دوران ماقبل تاريخ در اين سرزمين كشف شده و گفته مي*شود كه در همين مكان هوشنگ پيشدادى در اثر برخورد دو سنگ چخماق شعله آتش را براى اولين بار كشف كرده است.

    مسجد سليمان در زمان كيانيان، عيلامي*ها، مادها، پارس ها، سلوكيان، اشكانيان* و ساسانيان اهميت فراوانى داشته است و آثار برجا مانده از آن دوران شاهد اين ادعاست. اين شهر جنوبی همچنين زادگاه چيش پيش پارسى بوده است.

    مسجد سليمان درقرن هشتم قبل از ميلاد جزء سرزمين عيلام بوده و در آن عصر ” آساك“ نام داشت و در دوران پارس*ها ” پارسوماش“ ناميده مي*شد. در قرون وسطى نيز ” تُلْغُر“ خوانده مي*شد، سپس به ” جهانگيري“ و ” ميدان نفتون“ معروف گرديد. بعد از اينكه آثار آتشكده سر مسجد براى همگان مشخص شد، بنا به تصويب مجلس شوراى ملى در سال 1305 خورشيدى به ” مسجد سليمان“ تغيير نام يافت.

    گفته می شود شهر مسجدسليمان بيش از 3000سال قدمت دارد که وجود آثار باستانی و ابنيه های تاريخی از جمله آتشکده سرمسجد ، برد نشانده ، تپه باستانی کلگه زری (زرين) ، قلعه تُزك دِز- بين چم آسياب و مسجد سليمان، قلعه بَرْدى- بخش انديكا ، قلعه لِيْت ( ريت) – روستاى دو بلوطان،
    قلعه خواجه – بخش انديكا ، يك برجى – بخش انديكا ، سيم بند( طاقا) – بخش انديكا ، پل نگين- بخش انديكا، بَرْد قمچى- در انديكا، کتيبه ها و امثالهم همه گواهی بر مدعای مورخين است. دوران پر شکوهی که با هخامنشيان آغاز شده و در زمان حمله اعراب با رکودی اجتناب ناپذير مواجه گرديد. صفحه سرمسجد بر فراز تپه ای که مشرف به محله سربيشه مسجدسليمان است. قرار گرفته که به ان تپه سرمسجد می گويند.

    دوران رکودی که گروهی دليل آن را کوچ اجباری ساکنان اين ناحيه دانسته که علت آن هنوز هم ، در هاله ای از ابهام قرار دارد. اين دوران رکود با کشف اولين چاه نفت در خاور ميانه و دومين منبع عظيم نفتی پس از پنسيلوانيا توسط اولين شرکت اکشتافی متعلق به ويليام ناکس دارسی و خروج اولين قطرات نفت از جان خاک ، به اتمام رسيد و شهر رونقی دوباره گرفت.

    هرچند سايه استعمار بسيار سنگين می نمود اما باعث ايجاد کار بسيار و البته رونق روز افزون گرديد. وجود امکانات بسيار باعث شد که سيل مردم ديگر مناطق به اين شهر باستانی روانه گردد . نفت سرآغاز تحولی عظيم در اين شهر شد.

    کلمه نفت ريشه اوستايى دارد در زبان اوستايى نپتا Nepta به معنى روغن معدنى است كه بعدها اعراب آن را نفت ناميدند. در زبان هاى فرانسه و انگليس آن را پترول Petrolو پتروليوم petroleum مى نامند كه از دو بخش لاتين Petros به معنى سنگ، Cleum به معناى روغن به دست آمده است. سابقه آشنايى انسان با نفت به پيش از دوره عصر فلزات مى رسد. هرودوت زمان استفاده از نفت را پيش از چهار هزار سال قبل از ميلاد مسيح ذكر مى كند.

    چاه نمره يک مسجدسليمان در 5 خرداد 1287 خورشيدی به ثمر رسيد يعنی دو روز مانده به پايان مهلت هفت ساله ويليام دارسی برای کشف نفت در ايران ، تيم انگليسی در عمق 338 طح زمين در سازند آسماری مسجدسليمان به نفت رسيد و چاه شماره يک بوجود آمد کمتز از دو سال پس از کشف نفت در 1290 ه ش توليد نفت از چاه شماره يک خاورميانه آغاز روزانه 500 بشکه نفت توليد شد . امروزه اين چاه تنها يک موزه نيست هنوز در لايه های تحتانی آن نفت موجود است اما استخراج آن هزينه های گزافی را در بردارد که مقرون به صرفه نيست.

    در اين باره بسيار گفته شده است که باز گفتن آن از حوصله مبحث اين مقاله خارج است.اما رونق مسجد سليمان پس از اکتشاف نفت دوباره آغاز گشته و پس از مدتی رشد روز افزونی به خود گرفت.

    اين شهر نمايشگاهی از اولين هاست، اولين پل صنعتي، اولين سيستم روشنايی و... در کنار اين موارد هوانيروز پديد آمد ،کارخانه تانک سازی ساخته شد و خانه هابی بلوکی که قرار بود مسکن خانواده های نظاميانی باشد که حضورشان در اين منطقه با توجه به شرايط خاص، امری اجتناب ناپذير می نمود.

    همه اين شواهد گويای اين امر بود که هدف از دوباره سازی اين شهر، ايجاد منطقه ايی کاملا نظامی در کنار حوزه های نفت و گاز بود. شهر دوباره زنده شد و رکورد تمام اولين ها در اين شهر به خاطر حضور بيگانگان رقم خورد اولين فرودگاه ، اولين مرکز تفريحی ، راه آهن ، شهر چهره تازه گرفت جوان شد و ديگر اثری از آن دوران رکود و فرسودگی بر جای نماند. اما چرخ روزگار بازی بسياری دارد.

    متاسفانه با آغاز جنگ تحميلی اين شهر آماج حملات توپخانه ای ارتش عراق قرار گرفت و شايد بصراحت بتوان گفت که هرآنچه ساخته شده بود بکلی از بين رفت. مردم اين شهر نيز مانند اهالی شهرهای ديگر استان به انتظار بازسازی شهر خود ماندند. اما چون ديگر مناطق کمتر عملی ديدند. شهر به خرابه ای بيشتر نزديک است، تا يک شهر مهم نفت خيز. هيچ مکان تفريحی مشخص و استانداردی نيست. در اين شهر حتی يک بيمارستان مجهز نيز يافت نمی شود.

    شهری که روزی رکورد دار اولين ها در ايران بود، امروز رکورد دار آخرين ها است.و هر چه داشته به تاريخ پيوسته امروزه باشگاه گلف اش(اولين باشگاه گلف ايران) به بيابانی بدل شده است. واقعيت آنست که شهر امروزی با شهری که در تاريخ معاصر ثبت شده ، فاصله های بسياری از هر حيث دارد .

    پس از خلاصه مختصری از آنچه که از آغاز تا به امروز بر سر اين شهر رفته است، نوبت به شهر، جامعه و مشکلات امروزين اين شهر می رسد که در گزارشهای بعدی به انتشار خواهد رسيد.

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #62
      يك *خانواده 5 نفره به علت نداشتن پول وديعه مسكن مجبور به ترك منزل اجاره*اى در اسلامشهر شدند و با وسايل اندكى كه دارند، مدت دو روز است كه زير پل حافظ تهران ساكن هستند.

      به گزارش فارس، اين خانواده 5 نفره شامل يك مرد 50 ساله و همسرش، پسر 23 ساله و دو دختر 21 و 19 ساله هستند كه از دو روز پيش با وسايل اندك خود به اجبار به علت نداشتن پول اجاره از منزل اجاره*اى كه در اسلامشهر ساكن آن بودند، خارج شدند و اكنون زير پل حافظ تهران مستقر*ند.

      پدر اين خانواده در گفت*و*گو با فارس* گفت: در خانه كوچكى در اسلامشهر ساكن بوديم و مبلغ يك ميليون و 200 هزار تومان بابت وديعه مسكن به صاحبخانه پرداخت كرده بوديم اما چون من درآمدى نداشتم، نتوانستم اجاره بها را كه ماهى 100 هزار تومان بود پرداخت كنم تا اين*كه پس از حدود يك *سال بدهى اجاره ما با مبلغ وديعه سر به سر شد و چون پول ديگرى نداشتيم، مجبور شديم خانه را ترك كنيم و البته تلويزيون رنگى و يك فرشمان هم به ازاى الباقى اجاره به صاحب *خانه داديم.

      وى افزود: دو روز پيش وانتى را براى حمل اثاثيه كرايه كردم و از او خواستم ما را به يك جاى دنج ببرد اما وانت *زير پل حافظ خراب شد و ما مجبور شديم اثاثيه*مان را همين جا بگذاريم.

      وى گفت: پسرم در همان زمان از خانواده قهر كرد و رفت و من و دو دختر و همسرم اكنون دو شب است كه اينجا زير پل مي*خوابيم تا اين*كه امروز مجبور شدم همسر و دو دخترم را به كرمانشاه كه خانواده همسرم آن*جا هستند، بفرستم.

      اين مرد ميان*سال افزود: اكنون هيچ پولى در بساط نداريم و شهردارى هم بيش از 2 روز به ما اجازه اقامت در اين*جا را نداده است.

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #63
        خراسان؛خط* ‬فقر؛عبارتي* ‬كه* ‬تن* ‬هر* ‬ايراني* ‬را* ‬مي* ‬لرزاند* ‬اگرچه* ‬به* ‬قول* ‬وزير* ‬رفاه* ‬هيچ* ‬ايراني* ‬زير* ‬خط* ‬فقر* ‬مطلق* ‬نيست*!‬* ‬هر* ‬سال* ‬براي* ‬تعيين* ‬خط* ‬فقر،* ‬درآمد* ‬ماهانه اي* ‬براي* ‬شهرهاي* ‬بزرگ،* ‬شهرهاي* ‬كوچك* ‬و* ‬روستاها* ‬ارائه* ‬مي* ‬شود* ‬كه* ‬ارقام* ‬ارائه* ‬شده* ‬دولتي* ‬تفاوت* ‬آشكاري* ‬با* ‬ارقام* ‬اعلام* ‬شده* ‬از* ‬سوي* ‬كارشناسان* ‬اقتصادي* ‬دارد.؛وزير* ‬رفاه* ‬و* ‬تامين* ‬اجتماعي* ‬در* ‬همايش* ‬*,‬توانمندسازي* ‬اجتماع* ‬محور*,‬* ‬اعلام* ‬كرد*:‬* ‬قائل* ‬به* ‬تعيين* ‬خط* ‬فقر* ‬نيستم* ‬و* ‬بايد* ‬خط* ‬بقا* ‬براي* ‬جامعه* ‬تعيين* ‬شود* ‬كه* ‬مولفه* ‬خط* ‬بقا* ‬نيز* ‬استفاده* ‬روزانه* ‬*٢‬* ‬هزار* ‬كالري* ‬انرژي* ‬توسط* ‬هر* ‬فرد* ‬است*.؛دكتر* ‬عليزاده* ‬جامعه شناس* ‬دليل* ‬تبديل* ‬خط* ‬فقر* ‬را* ‬به* ‬خط* ‬بقا* ‬مطلوب* ‬نشان* ‬دادن* ‬آمار* ‬و* ‬ارائه* ‬نكردن* ‬واقعيت هاي* ‬جامعه* ‬مي* ‬داند* ‬و* ‬مي* ‬گويد*:‬* ‬از* ‬انصاف* ‬به* ‬دور* ‬است* ‬كه* ‬خط* ‬فقر* ‬را* ‬به* ‬خط* ‬بقا* ‬تغيير* ‬دهيم* ‬و* ‬به* ‬اين* ‬صورت بخش* ‬بزرگي* ‬ازگروه هاي* ‬اجتماعي* ‬آسيب پذير* ‬را* ‬با* ‬مشكلات* ‬بيشتري* ‬مواجه* ‬كنيم* ‬و* ‬با* ‬خارج* ‬كردن* ‬آنها* ‬از* ‬پوشش* ‬نظام هاي* ‬حمايتي* ‬آنان* ‬را* ‬دچار* ‬بيماري* ‬ها* ‬و* ‬آسيب ها* ‬كرده* ‬و* ‬در* ‬تحليلي* ‬بالاتر* ‬به* ‬سمت* ‬ناهنجاري* ‬هاي* ‬اجتماعي* ‬سوق* ‬دهيم.؛ولي* ‬باتوجه* ‬به* ‬تعريف* ‬خط* ‬فقر* ‬مطلق* ‬و* ‬نسبي* ‬آيا* ‬اظهارنظر* ‬وزير* ‬رفاه* ‬در* ‬خصوص* ‬خط* ‬فقر* ‬مطلق* ‬واقعا* ‬صحيح* ‬است؟* ‬در* ‬يك* ‬تعريف* ‬كلي،آستانه* ‬فقر*(‬Poverty thershold*)‬* ‬يا* ‬خط* ‬فقر* ‬به* ‬شرايطي* ‬اطلاق* ‬مي* ‬شود* ‬كه* ‬افراد* ‬از* ‬حيث* ‬درآمد* ‬فقط* ‬توان* ‬تامين* ‬نيازهاي* ‬اوليه* ‬و* ‬الزامي* ‬زندگي* ‬خود* ‬را* ‬دارند*.؛واقعيت ها* ‬با* ‬هيچ* ‬شكل* ‬و* ‬شيوه اي* ‬تغيير* ‬نمي* ‬كنند* ‬و* ‬اگر* ‬به* ‬دنبال* ‬ناديده* ‬گرفتن* ‬قضايا* ‬هستيم،* ‬در* ‬واقع* ‬مي* ‬خواهيم* ‬صورت* ‬مسئله* ‬را* ‬پاك* ‬كنيم* ‬نه* ‬آن* ‬كه* ‬مسئله* ‬را* ‬حل* ‬كنيم*.؛شاخص هايي* ‬از* ‬قبيل* ‬خوراك،* ‬پوشاك،* ‬مسكن،* ‬بهداشت* ‬،* ‬آموزش* ‬و*.؛خط* ‬فقر* ‬مولفه اي* ‬است* ‬كه* ‬مورد* ‬تاييد* ‬كارشناسان* ‬و* ‬سازمان هاي* ‬بين المللي* ‬است* ‬اما* ‬هنوز* ‬در* ‬مورد* ‬خط* ‬بقا* ‬هيچ* ‬اظهارنظر* ‬جهاني* ‬صورت* ‬نگرفته* ‬است*.؛جالب* ‬است* ‬بدانيد* ‬كه* ‬وزارت* ‬رفاه* ‬هنوز* ‬حتي* ‬خط* ‬فقر* ‬سال* ‬*٥٨‬* ‬را* ‬نيز* ‬تعيين* ‬نكرده* ‬است.

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #64
          80 درصد مردم ايران در زير خط فقر زندگي مي كنند

          اين خط تا ناكجاآباد ادامه دارد. خطي است نامرئي به نازكي يك مو. با كوچك**ترين لغزشي از آن، پايين مي*افتي. اين خط دست نيافتني*تر از اين حرف*هاست؛ خطي كه با فقر گره خورده. اينجا، بالا و پايين شدن چند درصدي قيمت*ها تو را مي*برد پايين خط. آن وقت بالا آمدن از آن ديگر كار هركسي نيست.

          چرايي اين موضوع كه در چند جمله خلاصه نمي*شود؛ پس سراغ سعيد مدني، جامعه*شناس و تحليلگر مسائل اجتماعي مي*رويم تا از چند و چون جامعه*اي كه هر روز فقيرتر مي*شود، آگاه شويم.

          گفت*وگوي ما در ارتباط با پديده فقر است. معمولا تصوراتي كه ما در مورد افراد فقير داريم، تصوراتي كليشه*اي هستند. مثلا فقير را انساني مي*دانيم كه لباس ژنده پوشيده يا كنار خيابان ايستاده و مشغول تكدي*گري است.

          در حالي كه اگر بخواهيم بحث خوبي داشته باشيم، قبل از هر چيز بايد معلوم كنيم فقير كيست؟ به همين دليل ابتدا شما تعريف درستي از فرد فقير به ما ارائه دهيد، چون ممكن است حتي شهروندي لباس*هاي مرتبي داشته باشد و بنا بر تعريف عام فقير باشد.

          در ارتباط با بحث فقر دو ديدگاه بسيار كلي وجود دارد، اولي تعريفي است كه به فقر درآمدي اشاره دارد يعني سقف درآمدي در جامعه وجود دارد كه اگر درآمد فردي از آن ميزان درآمد كمتر باشد، فقير ناميده مي*شود، ديدگاه دوم،*ديدگاهي است كه به فقر قابليتي اشاره دارد به اين معني كه اگر توانايي و امكان دسترسي به مجموعه*اي از فرصت*ها براي شخص وجود نداشته باشد در آن صورت در دسته افراد فقير جا مي*گيرد. تعاريفي كه در گروه اول مي*گنجند قديمي*تر هستند و از گذشته تعريف فقر بر مبناي ميزان درآمد بررسي مي*شد.

          اما بعدا به دليل مطالعات و تحقيقاتي كه آمارتياسن انجام داد، موضوع فقر قابليتي مطرح شد. در توضيح اين بحث بايد بگويم كه تعيين فقير از طريق خط فقر مشكلاتي داشت و در واقع اشكالاتي به وجود آمد كه زمينه ايجاد تعريف قابليتي را به وجود آورد. ر واقع اگر ما،*خطي را به عنوان خط فقر مشخص كنيم، اين خط با توجه به ويژگي*هاي افراد مي*تواند متناسب باشد يا نباشد. مثلا اگر بگوييم كسي ميزان درآمد بيشتر از فلان*قدر در ماه را داشت، فقير محسوب نمي*شود.

          اين ميزان براي يك فرد سالم و يك فرد دچار معلوليت ممكن است متفاوت باشد. چون يك فرد دچار معلوليت براي اينكه نيازهاي خود را برآورده كند،*هزينه*هاي بسيار بيشتري دارد؛ يا يك زن در مقايسه با يك مرد، يا فردي كه دسترسي به قدرت و ساخت سياسي دارد امكانات بيشتري براي خارج شدن از فقر دارد تا كسي كه چنين امكاني را ندارد.

          حتي فردي كه آموزش ديده هست، امكانات بيشتر و هزينه*هاي كمتري براي خروج از فقر دارد. بنابراين آمارتياسن ما را به اين مساله واقف كرد كه فقر را نمي*توانيم بر مبناي ميزان درآمد اندازه*گيري كنيم. بلكه بايد فقر را با توجه به ميزان دسترسي به فرصت*ها توضيح دهيم.

          براي همين، اين مفهوم از فقر يعني فقر قابليتي كه به نحوي با عدالت هم در ارتباط است در نهايت با بحث دموكراسي و توسعه*يافتگي هم پيوند مي*خورد. به اين معني كه براي برقراري فرصت*هاي برابر در جامعه بايد دموكراسي ايجاد شود.


          صحبت از فرصت*ها به ميان آمد. *مي*شود در ارتباط با اين فرصت*ها بيشتر توضيح دهيد. اين فرصت*ها چه موقعيت*هايي هستند؟

          در واقع منظور فرصت*هايي است كه امكان دسترسي به زندگي بهتر را براي فرد ايجاد مي*كند. در وهله اول*، منظور نيازهاي اوليه است. يعني دسترسي به آموزش، بهداشت، مسكن و شغل مناسب. اينها، *همه امكاناتي هستند كه هر چقدر فاصله فرد تا آنها بيشتر باشد، امكان اينكه فقير شود يا به زير خط فقر سقوط كند، *بيشتر مي*شود.

          در كنار اينها، *بحث به حوزه*هاي قدرت هم وارد مي*شود. اينكه فرد چقدر بتواند در زندگي خود و جامعه موثر باشد. از اينجا، مجموعه فرصت*ها، دايره بسيار وسيعي پيدا مي*كند، فرصت براي داشتن يك زندگي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي و سياسي* مطلوب.

          فكر نمي*كنيد اين نظريه گرفتار نوعي دور باطل است؟

          چون ما،*حتي براي اينكه فرصت*هاي سياسي خوبي در جامعه پيدا كنيم نيازمند داشتن درآمد مالي خوب هستيم. من به عنوان يك شهروند با درآمد متوسط تنها مي*توانم در روند دموكراتيزه شدن جامعه، راي بدهم. در حالي*كه فردي كه درآمد بالايي دارد، مي*تواند كانديداي انتخابات شود يا براي راي آوردن فردي خاص سرمايه*گذاري كند.

          يعني در نهايت داشتن تمام فرصت*ها به داشتن درآمد بالا معطوف مي*شود. اين موضوع زياد به نوع اين تعريف برنمي*گردد چون در بحث فقر در آمدي هم اين موضوع وجود دارد كه در فرآيند توسعه كدام بعد توسعه بايد مورد توجه قرار بگيرد؟ توسعه سياسي، اقتصادي، فرهنگي يا زيست محيطي؟

          و چطور مي*شود اين مجموعه را با هم پيوند داد؟ و اينكه كدام الگو مي*تواند فقر را كاهش دهد؟ در پاسخ به اين سوال*ها،*بحث توسعه پايدار مطرح مي*شود كه فصل مشترك توسعه*هاي مختلف است. هيچ ضرورتي وجود ندارد كه ما فكر كنيم اين بازي مرغ و تخم*مرغ يعني تقدم توسعه اقتصادي بر ديگر انواع توسعه*ها را بايد ادامه دهيم. توسعه متوازن به ميزاني كه در زمينه اقتصادي رشد ايجاد مي*كند در ديگر زمينه*ها هم ايجاد رشد مي*كند.

          حالا اگر شما بر فقر درآمدي تكيه كنيد، ناچاريد دنبال اين موضوع برويد كه مجموعه افراد جامعه درآمد بيشتر از خط فقر داشته باشند. اينجا بحث ديگري پيش مي*آيد.اينكه چطور مي*توان درآمد افراد را افزايش داد؟پاسخ*ها متنوع است، بعضي معتقدند رشد اقتصادي بايد رخ دهد تا درآمد جامعه افزايش پيدا كند و به خودي خود فقر از بين برود؛ نظريه*اي كه ديگر چندان اعتبار ندارد.

          اما *در تعريف دوم در واقع پيشاپيش پذيرفته مي*شود كه فقر در يك بستر توسعه پايدار يا متوازن امكان*پذير است چون نيازهاي فرد صرفا در درآمد قرار نمي**گيرد.حالا اگر با تعريف اول ، يعني فقر درآمدي به جامعه ايران نگاه كنيم،*مي*توانيم به اين نتيجه برسيم كه جامعه ايران طبقه متوسط را از دست داده، طبقه*اي كه بسياري سياستمداران هم روي آن حساب مي*كنند. در حقيقت ما با جامعه*اي

          دو قطبي روبه*رو هستيم. درصد كمي از افراد، بالاتر از خط فقر قرار گرفته*اند و درصد بالايي به زير آن سقوط كرده*اند. شما اين نظر را قبول داريد؟

          در مورد اينكه به طور كلي شكاف درآمدي و نابرابري در جامعه ايران به ميزان قابل توجهي بالاست و به شدت افزايش پيدا كرده است، اصولا شكي نيست. شاخص*هاي نابرابري در ايران از بسياري از كشورهاي منطقه بالاتر است. شكاف نابرابري ايران، حتي از پاكستان هم بالاتر است،*كشوري كه به نظر ما كشوري فقير است.

          شاخص*هاي مختلفي اين نابرابري را نشان مي*دهد، مثل ميزان درآمد دهك بالاي جامعه به دهك پايين يا ميزان هزينه*هاي دهك(ده درصد) بالاي جامعه به دهك پايين جامعه. اين شكاف در ايران به صورت غيرقابل تصوري افزايش پيدا كرده. وقتي نابرابري زياد مي*شود، شانس اينكه گروهي بتوانند در وسط اين نقطه قرار بگيرند، بسيار كاهش پيدا مي*كند.

          در ايران هم طي سال*هاي گذشته، اين وضعيت به وجود آمده و اصطلاح «پرولتريزه شدن» طبقه متوسط در مورد آن به كار مي*رود. يعني طبقه متوسط به دليل اينكه درآمد ثابتي داشته،* نتوانسته وضعيت خودش را در طبقه متوسط حفظ كند. افزايش تورم وكاهش ارزش پول اين طبقه را به سمت زير خط فقر سوق داده. سياست*هايي هم كه در مورد مسائل اقتصادي و اجتماعي به كار گرفته شده،*اين موضوع را تشديد كرده.

          وقتي سياست*هاي حوزه مسكن باعث مي*شود 30 درصد جمعيت فاقد مسكن، *ظرف چند ماه دو برابر هزينه كنند، مسلم است كه عده قابل*توجهي از آنها به زير خط فقر سقوط مي*كنند. دليل ديگر اين وضعيت هم وجود خط فقر نسبي است. خط فقر نسبي تبيين كننده نوعي نابرابري در هر جامعه است. خط فقر نسبي يعني اينكه اگر ميانگين درآمدهاي جامعه الف تومان باشد،خط فقر نسبي دوسوم آن در نظر گرفته مي*شود.

          افرادي كه زير اين خط باشند،*فقير محسوب مي*شوند. در طول سال*هاي گذشته و دهه شصت خط فقر نسبي روي دهك پنجم و ششم قرار داشت. يعني 50 درصد جامعه بالاي خط فقر نسبي بودند و 50 درصد جامعه پايين خط فقر نسبي. در دهه 70 اين خط فقر نسبي بين دهك ششم و هفتم قرار گرفت به اين معني كه 60 درصد جامعه زير خط فقر بودند. در دهه هشتاد، خط فقر بين دهك هفتم و هشتم قرار گرفت. يعني در دوره هشتاد به طور ميانگين بين 70 تا 80 درصد افراد جامعه زير خط فقر قرار داشتند، يعني طبقه متوسط دائم در حال ريزش به زير خط فقر است.

          باتوجه به آماري كه ارائه داديد، اينكه فقر همواره به دهك*هاي پاييني در حال سرايت است، مي*توانيم نتيجه بگيريم كه جامعه ايران درحال فقير شدن است؟

          طي سه دهه اخير سرانه درآمد ملي، *يعني ميزان درآمد اختصاص يافته به هر ايراني از كل درآمد كشور به قيمت ثابت با حذف تورم كاهش پيدا كرده است. مطالعات رسمي نشان مي*دهد كه ميزان سرانه درآمد هر ايراني در سال*هاي 82 و83 كمي كمتر از سال*هاي 58 و 59 بوده است. اين شاخص به طور كلي نشان مي*دهد كه جامعه ايران، جامعه فقيرتري شده است.

          البته با يك شاخص به تنهايي نمي*توان كل تغييرات را بررسي كرد. بعضي تاكيد مي*كنند در سه دهه اخير، روستاها آب آشاميدني مناسب*تري پيدا كرده*اند يا برق به مناطق بيشتري رفته. شاخص*هاي بهداشت و سلامت بهبود پيدا كرده*اند. اين دسته بر پايه اين استدلال*ها مي*گويند جامعه ايران فقيرتر نشده، بلكه به وضعيت بهتري هم سوق پيدا كرده است.

          اما اشكالي كه در اين نظر وجود دارد اين است كه اولا افراد طرفدار اين استدلال به سال*هاي از دست رفته توجه ندارند. طي سال*هاي گذشته در بسياري از كشورهايي كه به لحاظ اقتصادي- اجتماعي وضعيتي توسعه نيافته*تر از ايران داشتند، به طور متوسط هر سال حداقل چهار تا پنج درصد به ميزان درآمدشان به قيمت ثابت

          اضافه شده. جدا از اينكه در طول سال*هاي گذشته ديگر شاخص*هاي آنها هم به سرعت افزايش بيشتري پيدا كرده است. بنابراين اگر وضعيت موجود را با سال*هاي از دست رفته جمع بزنيم متوجه مي*شويم كه با توجه به فرصت*هاي از دست رفته جامعه ايران فقيرتر شده است.

          اين روزها همه جا صحبت از گراني است، چيزي كه قبلا كمتر ديده مي*شد. اگر مي*شود دو سال گذشته را به صورت خاص تحليل كنيد. خط فقر طي اين دو سال چه تفاوتي پيدا كرده؟

          با مطالعات انجام شده خط فقر در تهران سال 83، براي يك خانوار با ميانگين 7/4 جمعيت، چهارصد هزار تومان، در سال 84، چهارصد و هشتاد هزار تومان و در سال 85، پانصد و پنجاه هزار تومان بوده است. در اين موضوع شكي نيست كه طي سال*هاي اخير، مخصوصا دو سال گذشته هر ايراني براي تامين نيازهاي اوليه مثل مسكن، بهداشت و آموزش نياز به درآمد بيشتري داشته و با توجه به افزايش قيمت*ها جامعه فقيرتر شده. يكي از مصاديق روشن مسكن است. در سال گذشته قيمت مسكن در تهران 40 درصد رشد داشته است. در شهري مثل اهواز اين رشد

          200 درصد بوده است. خانواده*هاي ايراني در عرض اين دو سال، با درآمد ثابتي كه داشتند يا مجبور شده*اند مسكن نامناسبي انتخاب كنند يا از ديگر هزينه*ها مثل سلامت كم كنند و كمتر نزد پزشك بروند. كاري كه سه دهه است خانواده*هاي ايراني انجام مي*دهند.





          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #65
            در سال 60 حدود 150 مورد خودكشي گزارش*شده در كل كشور داشتيم. در سال*هاي اخير تعداد موارد خودكشي گزارش شده در يك سال از 3500 نفر بالاتر رفته است. جمعيت دو برابر شده اما ميزان خودكشي تصاعدي افزايش پيدا كرده است. البته واكنش*هاي برون*زا هم وجود دارد.

            در اين شرايط در جوامع توسعه* يافته چون فضاي سياسي مناسبي هست اعتراض در قالب احزاب و سنديكاها خود را نشان مي*دهد اما از آنجا كه در جوامعي مثل جامعه ما اين بستر كمتر وجود دارد، اين رفتارها تبديل به رفتارهاي پرخاشگرانه اجتماعي مي*شود. در قالب رفتارهايي كه تمايل به جرم دارند.

            يعني فردي كه احساس ناكامي مي*كند، چون در حوزه قدرت امكاني نمي*بيند با رفتاري غير اجتماعي اعتراضش را نشان مي*دهد، تمايل پيدا مي*كند به سمت جرم، خشونت يا كسب درآمد از طريق كار سياه. در مطالعات مختلفي كه در مورد جامعه ايران انجام شده اين نتيجه به دست آمده كه زناني كه دست به تن*فروشي مي*زنند، بيشتر براي به دست آوردن زندگي بهتر است نه فرار از فقر. آمار اين دست روسپي*ها تقريبا 50 درصد آمار روسپي*هاي ايران است.

            يعني فقط حدود نيمي از اين افراد براي رهايي از فقر خود و خانواده دست به روسپي*گري مي*زنند. نيم ديگر آنها براي به دست آوردن زندگي بهتر دست به تن فروشي مي*زنند.

            به نظر شما خشونت*هاي خردتر، مثل خشونت*هاي بعد از بازي*هاي فوتبال را هم مي*توانيم پيامد افزايش فقر بدانيم يا اين نوع خشونت*ها تنها در سطح كلان خودنمايي مي*كنند؟

            مهم اين است كه ساختار يك جامعه و جمعيت آن چقدر امكان بالقوه براي اعمال خشونت داشته باشد. بنابراين به نوعي مساله خشونت و بستري كه براي آن ايجاد مي*شود با هم ارتباط نزديك دارند، اگر جامعه*اي معترض باشد، اين را در هر بستري بروز مي*د*هد. اگر بعد از بازي*هاي فوتبال خشونت مي*بينيم تنها دليل آن مشكلاتي است كه در ذهن افراد از گذشته وجود دارد. به نظر من اين نوع خشونت*ها هم ماهيتا با خشونت*هاي پرونده*هاي قتل يا ضرب و جرح تفاوت ندارند.

            شما گفتيد يكي از عوامل اصلي تن*فروشي، جنايت، اعتياد و بسياري ديگر از آسيب*هاي اجتماعي، فقر است. با قبول اين موضوع كه جامعه در حال فقيرتر شدن است مي*توانيم نتيجه بگيريم كه جامعه ايران به سمت فروپاشي اجتماعي مي*رود؟

            ادامه وضع موجود مي*تواند جامعه ايران را در وضعيت بسيار دشوارتري قرار دهد كه يكي از آنها فروپاشي اجتماعي است. در واقع، ما مدت*هاست وارد حيطه فروپاشي شده*ايم. تغيير ارزش*ها و نگرش*ها در طبقات مختلف اجتماعي زمينه*ساز فروپاشي اجتماعي است. بسياري از اقدامات و فعاليت*هايي كه در گذشته در جامعه ايران مطرود بوده و خلاف هنجارها و ارزش*ها به حساب مي*آمده، امروزه شايع شده.

            مثلا كسب درآمد از طرق غيرقانوني در حقيقت پايين آمدن اعتماد و افزايش مشكلات خانوادگي، نشان*دهنده همين فروپاشي اجتماعي است. افزايش آمار خشونت*ها هم اين موضوع را نشان مي*دهد. شاخص*هاي خشونت در كشور ما به سرعت در حال افزايش است. در حالي كه در سال 76 به ازاي هر صدهزار نفر ما 544 مورد خشونت داشتيم. در سال 81 اين آمار به 816 مورد رسيده است و اين شاخص همچنان هم در حال افزايش است.

            يا پرونده*هاي قتل در همين فاصله سال*ها يعني 81-76 هشتاد درصد رشد داشته*اند. سطح تحمل جامعه پايين آمده و بحران*هاي اقتصادي، اجتماعي و فقر هم اين موضوع را تشديد كرده است. نرخ طلاق رو به افزايش و تمايل به ازدواج در حال كاهش است. الگوهاي آسيب*هاي اجتماعي تغيير كرده و روز به روز پيچيده*تر و خشن*تر مي*شود.

            ممكن است با انكار اين مسائل و نديده گرفتن آنها وضعيت را تا مدتي بتوان به همين منوال نگه داشت اما به طور قطع چون اين وضعيت حاصل يك بستر اجتماعي عيني و مشخص است، هر چقدر مشكلات ناديده گرفته شود فرصت براي تشديد آنها بيشتر مي*شود. به همين خاطر فقر مي*تواند زمينه*ساز فروپاشي اجتماعي باشد.

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #66
              رشد بيکاری، زاغه نشينی
              و گسترش ايدز و بيماری*های آميزشی




              خبرگزاری ايلنا، که دولت برای بستن دهان آن خيز برداشته است، از قول بهرام يگانه، مسئول كميته اهداف توسعه هزاره در سازمان*‏های غير دولتی گزارش داد:

              ميزان اشتغال بانوان در ايران به استثنا مشاغل كشاورزی به 15 درصد رسيده است و اين آمار نشان دهنده اين مسئله است كه 85 درصد از خانم*‏ها فاقد شغل هستند و از نظر كرسی*‏های پارلمانی كه توسط زنان اخذ شده است نيز شاخص منفی بوده است و از 1/5 درصد به تازگی به 4 درصد رسيده است.

              ايدز از راه اعتياد تزريقی در كشور رشد يافته است و از سوی ديگر با مشاهده گسترش بيماری*‏های آميزشی نظير سوزاك و سفليس در كشور پيش بينی می*‏شود در صورت عدم مبارزه جدی بيماری ايدز، نيز از طريق آميزشی گسترش يابد.

              جمعيت زاغه*‏نشين كشور طی سال*‏های اخير رو به افزايش بوده است. رشد بيكاری در جوانان 15 تا 24 سال که مدتی متوقف شده بود و تا 20 درصد كاهش يافته بود؛ اكنون به 28 درصد افزايش يافته است.



              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #67
                شيوه اي* ‬كهنه* ‬براي* ‬سنجش* ‬فقر* ‬در* ‬ايران* ‬ و* ‬تفاوت* ‬آماربانك* ‬مركزي* ‬با* ‬واقعيت* ‬ها


                خراسان ؛همه* ‬چيز* ‬با* ‬اين* ‬پرسش* ‬ساده* ‬آغاز* ‬مي* ‬شود* ‬كه* ‬يك* ‬دولت* ‬از* ‬فقر،* ‬چه* ‬تعريفي* ‬دارد،* ‬به* ‬عبارت* ‬ديگر* ‬با* ‬توجه* ‬به* ‬كاركرد* ‬دولت،* ‬چه* ‬معيارهايي* ‬را* ‬براي* ‬تعريف* ‬فقر* ‬و* ‬چه* ‬سياست هايي* ‬را* ‬براي* ‬مبارزه* ‬با* ‬آن* ‬مي* ‬توان* ‬در* ‬نظر* ‬گرفت*.‬
                اقتصاددانان* ‬در* ‬تعريفي* ‬از* ‬فقر* ‬مي* ‬گويند* ‬فقر* ‬وضعيتي* ‬است* ‬كه* ‬در* ‬آن* ‬فرد* ‬درآمدي* ‬بسيار* ‬كمتر* ‬از* ‬ديگران* ‬دارد* ‬و* ‬از* ‬دستيابي* ‬به* ‬نيازها* ‬و* ‬خدمات* ‬اوليه* ‬و* ‬ضروري* ‬براي* ‬زندگي،* ‬همچون* ‬بهداشت،* ‬مسكن،* ‬آموزش* ‬و* ‬*...‬* ‬محروم* ‬است*.‬* ‬معيارها* ‬و* ‬شاخص هايي* ‬كه* ‬بتوان* ‬از* ‬آن ها* ‬براي* ‬سنجش* ‬فقر* ‬و* ‬نابرابري* ‬بهره* ‬برد،* ‬گوناگون* ‬و* ‬متفاوتند* ‬كه* ‬شاخص* ‬قيمت* ‬مصرف كننده* ‬از* ‬آن* ‬جمله* ‬است*.‬
                هرچند* ‬به* ‬گفته* ‬دكتر* ‬وحيد* ‬محمودي،* ‬عضو* ‬هيئت* ‬علمي* ‬دانشگاه* ‬تهران* ‬و* ‬متخصص* ‬رفاه* ‬اجتماعي* ‬فقر* ‬و* ‬توزيع* ‬درآمد،* ‬شاخص* ‬قيمت* ‬مصرف كننده* ‬*(‬CPI*)‬* ‬براي* ‬سنجش* ‬فقر* ‬و* ‬نابرابري* ‬در* ‬ايران* ‬ناكارآمد* ‬است*.‬
                وي* ‬با* ‬اشاره* ‬به* ‬اين* ‬موضوع* ‬در* ‬كارگاه* ‬بررسي* ‬سياست هاي* ‬عدالت* ‬اجتماعي* ‬در* ‬گروه* ‬مسائل* ‬راهبردي* ‬به* ‬ايسنا* ‬مي* ‬گويد* ‬كه* ‬اين* ‬شاخص* ‬بيش* ‬از* ‬*٠٠١‬* ‬قلم* ‬كالا* ‬را* ‬دربرمي* ‬گيرد* ‬كه* ‬بسياري* ‬از* ‬آن ها* ‬در* ‬سبد* ‬مصرفي* ‬خانوارهاي* ‬فقير* ‬و* ‬بي* ‬بضاعت* ‬وجود* ‬ندارند*.‬
                دكتر* ‬محمودي* ‬شيوه* ‬جمع آوري* ‬آمار* ‬و* ‬اطلاعات* ‬و* ‬محاسبات* ‬تكنيكي* ‬سنجش* ‬فقر* ‬و* ‬نابرابري* ‬را* ‬در* ‬ايران* ‬اشتباه* ‬مي* ‬داند* ‬و* ‬تصريح* ‬مي* ‬كند*:‬* ‬ما* ‬نياز* ‬به* ‬نوعي* ‬شاخص* ‬قيمت* ‬مصرف كننده* ‬*(‬CPI*)‬* ‬با* ‬تاثير* ‬وزني* ‬جديد* ‬داريم* ‬كه* ‬تغييرات* ‬واقعي* ‬قيمت ها* ‬را* ‬متناسب* ‬با* ‬وضعيت* ‬فقرا* ‬نشان* ‬دهد*.‬
                از* ‬آن* ‬جا* ‬كه* ‬شاخص* ‬قيمت* ‬مصرف كننده* ‬تغيير* ‬قيمت* ‬كالاهاي* ‬مورد* ‬نياز* ‬مصرف كنندگان* ‬و* ‬يا* ‬خانوارها* ‬را* ‬از* ‬جمله* ‬بنزين،* ‬خوراك،* ‬پوشاك* ‬و* ‬خودرو* ‬مي* ‬سنجد* ‬و* ‬براساس* ‬آن* ‬تغيير* ‬قيمت ها* ‬از* ‬ديد* ‬خريداران* ‬و* ‬مصرف كنندگان* ‬خرد* ‬كه* ‬خانوارها* ‬باشند،* ‬بررسي* ‬مي* ‬شود،* ‬بايد* ‬پرسيد* ‬كه* ‬چرا* ‬با* ‬ناكارآمدي* ‬شاخص* ‬قيمت* ‬مصرف كننده* ‬هنوز* ‬بر* ‬استفاده* ‬از* ‬اين* ‬روش* ‬براي* ‬سنجش* ‬فقر* ‬در* ‬كشور* ‬اصرار* ‬داريم*.‬

                ؛تورم* ‬دشمن* ‬درجه* ‬يك* ‬مصرف كننده
                ؛هنگامي* ‬كه* ‬در* ‬اواسط* ‬دهه* ‬*٠٧٩١‬* ‬تورم* ‬در* ‬كشورهاي* ‬غربي* ‬دورقمي* ‬شد* ‬شهروندان* ‬اين* ‬كشورها* ‬آن* ‬را* ‬پديده اي* ‬منفي* ‬تلقي* ‬كردند* ‬و* ‬حتي* ‬در* ‬كشور* ‬ما* ‬هم* ‬كه* ‬حالا* ‬تورم* ‬دورقمي* ‬است* ‬اين* ‬تصور* ‬وجود* ‬دارد*.‬* ‬اگرچه* ‬از* ‬آن* ‬زمان* ‬نگراني* ‬عمومي* ‬درباره* ‬تورم* ‬تا* ‬حدي* ‬كاهش* ‬يافته* ‬است،* ‬نگاه* ‬منفي* ‬به* ‬آن* ‬هرگز* ‬از* ‬ميان* ‬نرفته* ‬و* ‬البته* ‬تورم* ‬هم* ‬هيچ* ‬گاه* ‬از* ‬بين* ‬نرفته* ‬است*.‬* ‬گرچه* ‬تورم* ‬در* ‬كشورمان* ‬براساس* ‬شاخص* ‬قيمت* ‬مصرف كننده* ‬و* ‬توليدكننده* ‬محاسبه* ‬مي* ‬شود،* ‬معلوم* ‬نيست* ‬كه* ‬شاخص* ‬قيمت* ‬مصرف كننده* ‬به* ‬عنوان* ‬يكي* ‬از* ‬شاخص هاي* ‬عمده* ‬قيمتي* ‬تا* ‬چه* ‬حد* ‬كارآيي* ‬دارد*.‬
                سعيد* ‬ليلاز،* ‬اقتصاددان* ‬و* ‬تحليلگر* ‬امور* ‬اقتصادي* ‬معتقد* ‬است* ‬كه* ‬شاخص* ‬قيمت* ‬مصرف كننده* ‬نوسانات* ‬قيمت* ‬كالا* ‬را* ‬براي* ‬خانوارها* ‬و* ‬يا* ‬مصرف كننده* ‬نهايي* ‬مدنظر* ‬قرار* ‬مي* ‬دهد*.‬* ‬وي* ‬مي* ‬گويد*:‬* ‬علت* ‬اين* ‬كه* ‬شاخص* ‬قيمت* ‬مصرف كننده،* ‬شاخص* ‬دقيقي* ‬نيست* ‬مي* ‬تواند* ‬ناشي* ‬از* ‬اين* ‬باشد* ‬كه* ‬وقتي* ‬صحبت* ‬از* ‬شاخص* ‬مصرف كننده* ‬به* ‬ميان* ‬مي* ‬آيد،* ‬در* ‬واقع* ‬شاخص* ‬متوسطي* ‬مورد* ‬نظرمان* ‬است* ‬كه* ‬تمامي* ‬جمعيت* ‬*٠٧‬* ‬ميليون* ‬نفري* ‬كشور* ‬را* ‬دربرمي* ‬گيرد،* ‬در* ‬حالي* ‬كه* ‬جمعيت* ‬*٠٧‬* ‬ميليوني* ‬مورد* ‬نظر* ‬در* ‬واقع* ‬از* ‬موقعيت* ‬يكسان* ‬و* ‬برابري* ‬برخوردار* ‬نيستند*.‬
                ليلاز* ‬به* ‬عنوان* ‬نمونه* ‬شاخص* ‬مصرف* ‬مبلمان* ‬را* ‬مطرح* ‬مي* ‬كند* ‬و* ‬مي* ‬گويد*:‬* ‬به* ‬عنوان* ‬نمونه* ‬فرض* ‬مي* ‬كنيم* ‬شاخص* ‬مصرف* ‬مبلمان* ‬يك* ‬درصد* ‬وزن* ‬شاخص* ‬مصرف كننده* ‬را* ‬دربرگيرد،* ‬در* ‬حالي* ‬كه* ‬در* ‬عمل* ‬مشاهده* ‬خواهيم* ‬كرد* ‬رقم* ‬اين* ‬شاخص* ‬در* ‬خانواده اي* ‬مرفه* ‬در* ‬شمال* ‬تهران* ‬نسبت* ‬به* ‬خانواده اي* ‬فقير* ‬در* ‬جنوب* ‬بلوچستان* ‬ممكن* ‬است* ‬هزار* ‬برابر* ‬تغيير* ‬كند*.‬
                پس* ‬شاخص* ‬يك* ‬درصد* ‬در* ‬اين* ‬مورد،* ‬به* ‬لحاظ* ‬علمي* ‬دقيق* ‬نيست* ‬و* ‬تنها* ‬نگاهي* ‬كلي* ‬به* ‬موضوع* ‬دارد*.‬* ‬اين* ‬كارشناس* ‬اقتصادي* ‬براي* ‬رفع* ‬مشكل* ‬پيشنهاد* ‬مي* ‬كند*:‬* ‬بايد* ‬هم* ‬نوسانات* ‬و* ‬تفاوت هاي* ‬طبقاتي* ‬جوامع* ‬شهرنشين* ‬و* ‬هم* ‬تفاوت* ‬جوامع* ‬را* ‬در* ‬مناطق* ‬جغرافيايي* ‬مختلف* ‬نسبت* ‬به* ‬هم* ‬بسنجيم*.‬
                با* ‬توجه* ‬به* ‬اين* ‬كه* ‬شاخص* ‬كلي* ‬تورم* ‬در* ‬شمال* ‬تهران* ‬نسبت* ‬به* ‬جنوب* ‬بلوچستان* ‬يكسان* ‬نيست،* ‬هنگامي* ‬كه* ‬به* ‬عنوان* ‬نمونه* ‬برنج* ‬گران* ‬مي* ‬شود* ‬اثر* ‬آن* ‬بر* ‬يك* ‬خانواده* ‬كارگري* ‬در* ‬تهران* ‬به* ‬هيچ* ‬وجه* ‬قابل* ‬مقايسه* ‬با* ‬خانواده هايي* ‬نيست* ‬كه* ‬در* ‬ساير* ‬شهرها* ‬زندگي* ‬مي* ‬كنند*.‬* ‬از* ‬اين* ‬رو* ‬بايد* ‬شاخص هاي* ‬ديگري* ‬را* ‬براي* ‬سنجش* ‬فقر* ‬و* ‬نابرابري* ‬به* ‬كار* ‬بگيريم*.‬

                ؛اما* ‬چه* ‬شاخص هايي؟
                ؛ليلاز* ‬در* ‬ادامه* ‬توضيح* ‬مي* ‬دهد* ‬كه* ‬بهترين* ‬راه* ‬براي* ‬سنجش* ‬فقر* ‬اين* ‬است* ‬كه* ‬تغييرات* ‬دهك هاي* ‬جامعه* ‬بررسي* ‬شود* ‬اين* ‬كه* ‬بدانيم* ‬ده* ‬درصد* ‬اول* ‬جامعه* ‬چند* ‬درصد* ‬از* ‬كل* ‬درآمد* ‬جامعه* ‬را* ‬در* ‬اختيار* ‬دارد* ‬و* ‬ده* ‬درصد* ‬نهايي* ‬چند* ‬درصد* ‬درآمد* ‬را؟
                وي* ‬به* ‬شاخص* ‬كلي* ‬تري* ‬به* ‬نام* ‬سطح* ‬فقر* ‬يا* ‬معيشت* ‬اشاره* ‬مي* ‬كند* ‬كه* ‬دقيق ترين* ‬شاخص* ‬موجود* ‬است* ‬و* ‬توسط* ‬سازمان* ‬ملل* ‬متحد* ‬ارائه* ‬شده* ‬است*.‬
                به* ‬عنوان* ‬مثال* ‬وقتي* ‬اجاره* ‬بهاي* ‬منازل* ‬گران* ‬مي* ‬شود* ‬حدود* ‬*٥٢‬* ‬درصد* ‬مردم* ‬تحت* ‬فشار* ‬قرار* ‬مي* ‬گيرند* ‬يا* ‬در* ‬مورد* ‬ساير* ‬كالاها* ‬درصدهاي* ‬خاصي* ‬تحت* ‬تاثير* ‬قرار* ‬مي* ‬گيرند*.‬* ‬پس* ‬شاخص* ‬قيمت* ‬مصرف* ‬نمي* ‬تواند* ‬معيار* ‬مناسبي* ‬براي* ‬سنجش* ‬فقر* ‬يا* ‬نابرابري* ‬در* ‬كشور* ‬باشد*.‬
                ليلاز* ‬معتقد* ‬است* ‬كه* ‬شاخص* ‬خط* ‬فقر* ‬دقيق تر* ‬از* ‬*(‬CPI*)‬* ‬يا* ‬شاخص* ‬قيمت* ‬مصرف كننده* ‬مي* ‬باشد* ‬كه* ‬در* ‬آن* ‬به* ‬صراحت* ‬آمده* ‬است* ‬كسي* ‬كه* ‬كمتر* ‬از* ‬درآمدي* ‬به* ‬خصوص* ‬را* ‬دارا* ‬باشد،* ‬فقير* ‬محسوب* ‬مي* ‬شود*.‬يكي* ‬از* ‬اشكالات* ‬عمده* ‬براي* ‬سنجش* ‬فقر* ‬در* ‬ايران* ‬تفاوت* ‬قيمت* ‬كالاها* ‬و* ‬ارزاق* ‬در* ‬نقاط* ‬مختلف* ‬كشور* ‬است.طبق* ‬آمارهاي* ‬سازمان* ‬مديريت* ‬و* ‬برنامه ريزي* ‬در* ‬*٥‬* ‬سال* ‬گذشته* ‬كه* ‬بر* ‬روي* ‬سايت* ‬آن* ‬اعلام* ‬شده* ‬است،* ‬حدود* ‬*٥١‬* ‬تا* ‬*٦١‬* ‬درصد* ‬جمعيت* ‬كشور* ‬كه* ‬نزديك* ‬به* ‬يازده* ‬ميليون* ‬نفر* ‬را* ‬دربرمي* ‬گيرد* ‬زير* ‬خط* ‬فقر* ‬قرار* ‬دارند* ‬و* ‬*٢‬* ‬ميليون* ‬نفر* ‬زير* ‬خط* ‬فقر* ‬مطلق* ‬به* ‬سر* ‬مي* ‬برند* ‬بدين* ‬معنا* ‬كه* ‬از* ‬كمترين* ‬امكانات* ‬معيشتي* ‬كه* ‬شامل* ‬خودرو،* ‬خوراك* ‬و* ‬سرپناه* ‬است،* ‬برخوردار* ‬نيستند*.‬
                اما* ‬چرا* ‬شاخص* ‬قيمت* ‬مصرف كننده* ‬مورد* ‬استفاده* ‬قرار* ‬مي* ‬گيرد؟* ‬ليلاز* ‬علت* ‬را* ‬در* ‬نبود* ‬نظام* ‬آمارگيري* ‬درست* ‬در* ‬كشور* ‬مي* ‬داند* ‬و* ‬مي* ‬افزايد*:‬* ‬به* ‬عنوان* ‬نمونه* ‬يك* ‬نهاد* ‬دولتي* ‬در* ‬نشريه* ‬ادواري* ‬خود* ‬چند* ‬نوع* ‬آمار* ‬و* ‬ارقام* ‬متفاوت* ‬را* ‬درباره* ‬عملكرد* ‬يك* ‬بخش* ‬اقتصادي* ‬كشور* ‬در* ‬يك* ‬سال* ‬مشخص* ‬ارائه* ‬كرده* ‬است،* ‬به* ‬طور* ‬كلي* ‬اين* ‬اشكال* ‬تنها* ‬منحصر* ‬به* ‬يك* ‬نهاد* ‬نيست*.‬* ‬متاسفانه* ‬شيوه* ‬آمارگيري* ‬در* ‬ايران* ‬به* ‬درستي* ‬تعريف* ‬و* ‬يا* ‬رعايت* ‬نمي* ‬شود،* ‬آمارگيران* ‬به* ‬درستي* ‬آمار* ‬نمي* ‬گيرند* ‬و* ‬مردم* ‬نيز* ‬پاسخ* ‬درستي* ‬را* ‬به* ‬پرسش* ‬هاي* ‬مورد* ‬نظر* ‬آمارگيران* ‬ارائه* ‬نمي* ‬دهند* ‬و* ‬در* ‬نهايت* ‬اگر* ‬فرض* ‬كنيم* ‬روال* ‬كار* ‬آن* ‬گونه* ‬كه* ‬بايد* ‬طي* ‬شود،* ‬آمار* ‬و* ‬ارقام* ‬به* ‬دست* ‬آمده* ‬به* ‬درستي* ‬تجزيه* ‬و* ‬تحليل* ‬نمي* ‬شود* ‬و* ‬يا* ‬نتايج* ‬به* ‬دست* ‬آمده* ‬از* ‬آن* ‬قابل* ‬انتشار* ‬نيست*.‬

                ؛شاخص هاي* ‬ناكارآمد
                ؛اما* ‬يكي* ‬از* ‬استادان* ‬اقتصاد* ‬دانشگاه* ‬تهران* ‬كه* ‬نمي* ‬خواهد* ‬نامش* ‬ذكر* ‬شود* ‬معتقد* ‬است* ‬علت* ‬ناكارآمدي* ‬شاخص* ‬قيمت* ‬مصرف كننده* ‬مي* ‬تواند* ‬ناشي* ‬از* ‬اين* ‬باشد* ‬كه* ‬درآمد* ‬سرانه* ‬يا* ‬سرانه* ‬توليد* ‬ناخالص* ‬ملي* ‬براي* ‬محاسبه* ‬خط* ‬فقر* ‬كافي* ‬نيست*.‬
                اين* ‬اقتصاددان* ‬مي* ‬افزايد*:‬* ‬شاخص هاي* ‬ديگري* ‬كه* ‬براي* ‬محاسبه* ‬سنجش* ‬فقر* ‬كاربرد* ‬بيشتري* ‬دارند* ‬عبارتند* ‬از*:‬* ‬هزينه هاي* ‬زندگي* ‬و* ‬درآمد* ‬جاري* ‬كه* ‬بايد* ‬آن ها* ‬را* ‬نسبت* ‬به* ‬هزينه هاي* ‬جاري* ‬هر* ‬كشوري* ‬محاسبه* ‬كنيم*.‬* ‬وي* ‬توضيح* ‬بيشتر* ‬مي* ‬دهد*:‬* ‬به* ‬عنوان* ‬مثال* ‬شخصي* ‬در* ‬تهران* ‬با* ‬ماهانه* ‬*٠٠٠١‬* ‬دلار* ‬از* ‬سطحي* ‬از* ‬زندگي* ‬برخوردار* ‬است* ‬كه* ‬فردي* ‬در* ‬اروپا* ‬با* ‬صرف* ‬*٠٠٠٤‬* ‬دلار* ‬زندگي* ‬مي* ‬كند* ‬و* ‬اين* ‬نشان دهنده* ‬برابري* ‬براساس* ‬شاخص* ‬توسعه* ‬انساني* ‬و* ‬سطح* ‬هزينه* ‬* ‬جاري* ‬زندگي* ‬است*.‬
                وي* ‬علت* ‬دقيق* ‬نبودن* ‬شاخص* ‬قيمت* ‬كالاي* ‬مصرف كننده* ‬و* ‬همچنين* ‬شاخص* ‬توسعه* ‬انساني* ‬را* ‬در* ‬نابرابري* ‬در* ‬استفاده* ‬از* ‬خدمات* ‬براي* ‬همگان* ‬مي* ‬داند* ‬ومي* ‬افزايد*:‬* ‬در* ‬شاخص هاي* ‬مذكور* ‬بايد* ‬حداقل هايي* ‬چون* ‬دسترسي* ‬به* ‬آب* ‬آشاميدني* ‬و* ‬سرويس* ‬بهداشتي* ‬در* ‬نظر* ‬گرفته* ‬شود*.‬* ‬بيشتر* ‬ما* ‬از* ‬اين* ‬موضوع* ‬آگاهيم* ‬كه* ‬در* ‬بعضي* ‬نقاط* ‬دوردست* ‬و* ‬يا* ‬روستايي* ‬چنين* ‬امكاناتي* ‬وجود* ‬ندارد* ‬و* ‬يا* ‬حتي* ‬به* ‬تازگي* ‬شنيده ايم* ‬كه* ‬مدارس* ‬كپري* ‬هنوز* ‬برچيده* ‬نشده اند*.‬* ‬ممكن* ‬است* ‬بانك* ‬مركزي* ‬مدعي* ‬شود* ‬آن* ‬گونه* ‬كه* ‬محاسبات* ‬اين* ‬بانك* ‬نشان* ‬مي* ‬دهد* ‬نمي* ‬توان* ‬به* ‬شاخص هاي* ‬آن* ‬ايرادي* ‬گرفت*.‬
                وي* ‬معتقد* ‬است* ‬كه* ‬تناقضات* ‬و* ‬شكاف* ‬آماري* ‬در* ‬كشور* ‬بسيار* ‬است* ‬و* ‬در* ‬ادامه* ‬مي* ‬گويد*:‬* ‬شاخص* ‬قيمت* ‬مصرف كننده اي* ‬كه* ‬بانك* ‬مركزي* ‬ارائه* ‬مي* ‬كند،* ‬دست* ‬كم* ‬*٥٢‬* ‬تا* ‬*٠٣‬* ‬درصد* ‬با* ‬قيمت* ‬واقعي* ‬بازار* ‬تفاوت* ‬دارد،* ‬زيرا* ‬در* ‬كشور* ‬نه* ‬سازمان* ‬حمايت* ‬از* ‬مصرف كننده* ‬به* ‬معناي* ‬واقعي* ‬آن* ‬وجود* ‬دارد* ‬و* ‬نه* ‬نظارت* ‬بر* ‬شكل گيري* ‬قيمت ها*.‬



                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #68

                  وزير رفاه و تأمین اجتماعی اعلام کرد: «در حدود ۲/۹ ميليون نفر در ایران زير خط فقر شديد و مطلق هستند».
                  عبدالرضا مصری،* وزیر رفاه و تأمین اجتماعی، در کمیسیون اجتماعی مجلس گفته است: «حدود ۵/۱۰ درصد از شهری*ها و ۱۱ درصد از روستاييان زير خط مطلق فقر زندگی می*کنند».

                  موسي*الرضا ثروتی، نماينده*ی بجنورد در مجلس، دیروز گزارشی از جلسه*ی گذشته*ی كميسيون اجتماعی مجلس را، که با حضور وزیر رفاه و وزیر کار برگزار شده بود، ارایه کرد.

                  ثروتی از قول وزیر رفاه اعلام کرد که ۷ ميليون و ۳۰۳ هزار نفر در كشور زير خط فقر مطلق هستند و با در نظر گرفتن جمعيت خط فقر شديد شهری و روستايی، مجموعا ۹ ميليون و ۲۴۲ هزار و ۷۰۰ نفر در كشور زير خط فقر شديد و مطلق هستند.

                  خط فقر، خط فقر مطلق، خط بقا

                  وزیر رفاه، علی*رغم درخواست*های مکرر، همچنان خط فقر را اعلام نکرده است.
                  بند «ج» ماده*ی ۹۵ قانون برنامه*ی چهارم توسعه دولت را به شناسايی و تحت پوشش قرار دادن تمامی خانوارهای زير خط فقر مطلق، حداكثر تا پايان سال دوم برنامه، مکلف کرده است.

                  به نوشته*ی روزنامه*ی سرمایه، تاكنون حداقل ۴ نوع خط فقر نسبی، مطلق، شديد و خشن در ايران تعريف شده است.
                  وزارت رفاه و تأمین اجتماعی تاكنون تنها یک بار، خط فقر نيمه*ی نخست سال ۸۴ را اعلام كرده است. پس از آن نيز وزير رفاه اعلام كرد كه مايل به تعيين خط فقر نيست بلكه قصد دارد «خط بقا» را تعيين كند.
                  خط بقا تعریف روشنی ندارد اما از از خط فقر خشن، كه مبنای محاسبه*ی آن استفاده از هزار كالری انرژی در روز است، پايين*تر است.

                  فقر شدید چیست؟

                  موسی*الرضا ثروتی، نماينده*ی بجنورد و عضو كميسيون اجتماعی مجلس، گفت: «خط فقر شديد شهری ۶۵ هزار تومان با نرخ ۲/۸ درصد اعلام شد؛ به اين ترتيب جمعيت زير خط فقر شديد شهری ۱ ميليون و ۲۷۸ هزار نفر، و تعداد روستاييان زير خط فقر شديد حدود ۶۶۱ هزار و ۷۰۰ نفر با نرخ ۹/۲ درصدی یا با درآمدی معادل ۵۱ هزار و ۴۰۰ تومان است».
                  ثروتی تعداد كل جمعيت زير فقر شديد، اعم از روستايی و شهری، را در كشور حدود ۱ ميليون و ۹۳۹ هزار و ۷۰۰ نفر اعلام کرد و گفت: «طبق این گزارش، خط فقر مطلق شهری حدود ۱۶۲ هزار و ۵۰۰ تومان و نرخ آن ۵/۱۰ درصد در شهر و ۱۱ درصد در روستاست».

                  چتر حمایتی

                  موسی*الرضا ثروتی در مورد چتر حمايتی و اسـتقرار نظام جامع رفاه و تأمين اجتماعی گفت: «در راستای استقرار نظام جامع رفاه و تأمين اجتماعی، چتر حمايتی و شناسايی و تحت پوشش قراردادن اين اقشار در پنج سال گذشته اقداماتی صورت گرفته است كه در راستای آن در سال ۸۱ به خانواده*های يک نفره ۸ هزار تومان به*عنوان مستمری ماهانه و خانواده*های پنج نفره ۱۸ هزار تومان پرداخت می*شد».

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #69
                    Iran's supreme leader Monday reversed a decision by President Mahmoud Ahmadinejad and ordered him to implement a law supplying natural gas to remote villages amid rising dissatisfaction with the president's performance.

                    The move by Ayatollah Ali Khamenei was a major rebuke to the hardline president, whose popularity has plummeted amid rising food prices and deaths due to gas cuts during a particularly harsh winter.

                    In response to a request by the conservative-dominated parliament, Khamenei ordered the president to implement a law spending $1 billion from the Currency Reserve Fund to supply gas to villages after he balked for budgetary reasons.

                    "All legal legislation that has gone through (the required) procedures stipulated in the constitution is binding for all branches of power," Parliamentary Speaker Gholam Ali Haddad Adel quoted the supreme leader as saying in a statement.

                    Haddad Adel called Ahmadinejad's refusal to implement the law "surprising" and said his appeal to Khamenei was aimed at "defending the dignity of the legislature." His comments, which were broadcast live on state-run radio, prompted chants of "well done" from the chamber.

                    Ahmadinejad was elected in 2005 on a populist agenda promising to bring oil revenues to every family, eradicate poverty and tackle unemployment. He now faces increasing criticism for failing to meet those promises.

                    "We don't want (you) to bring oil money to our table ... just restore heating gas immediately," lawmaker Valiollah Raeyat said in an open session of the parliament last week.

                    Iran has the second largest natural gas reservoir of the world but its supply network has been overwhelmed by high demand. Both reformists and conservatives are increasingly asking the president why Iranians are dying from the cold while sitting on the massive gas fields.

                    As much as 22 inches of snow fell in areas of northern and central Iran in early January, the heaviest snowfall in more than a decade. Local media have reported 64 cold-related deaths this winter and say gas cuts are to blame.

                    State Inspection Organization chief, Mohammad Niazi, said Monday that Ahmadinejad's administration ignored suggestions to set aside gas supplies in case of an emergency, the official IRNA news agency reported Monday.

                    "Earlier, (we) had warned executive officials about saving fuel but unfortunately warnings were not heeded ... there is no strategy for gas supply in the country," he said.

                    Ahmadinejad, who portrayed himself as a champion of the poor when he swept to power, is being challenged not only by reformers but by the same conservatives who paved the way for his victory in 2005.

                    Even conservatives say Ahmadinejad has concentrated too much on fiery, anti-U.S. speeches and not enough on the economy — and they have become more aggressive in calling him to account.

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #70
                      'چهارده میلیون نفر زیر خط فقر در ایران'


                      اگر یک خانواده چهار نفره در ماه کمتر از 400 هزار تومان درآمد داشته باشند زیر خط فقر قرار می گیرد
                      نشریه آمارهای اقتصادی ایران وابسته به بانک مرکزی ایران گزارش داده که شمار افراد زیر خط فقر در این کشور به حدود 14 میلیون نفر رسیده است.
                      بر اساس گزارش نشریه بانک مرکزی ایران، تعداد افراد زیر خط فقر در دو سال اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بیشتر شده واز 18 درصد به 19 درصد رسیده است.

                      این نشریه پژوهشی با استفاده از سه روش "میانگین هزینه، میانگین درآمد و مصرف کالری" خط فقر را بررسی کرده و نتایج هر سه روش تقریبا نتایج مشابهی را نشان می دهد.

                      برای اندازه گیری خط فقر معمولا از روش محاسبه درآمدها استفاده می شود اما در ایران این روش به تنهایی کافی نیست چون برخی خانواده ها درآمدهای خود را کمتر از رقم واقعی بیان می کنند.

                      روش دیگر در محاسبه خط فقر، میانگین هزینه سرانه خانوارهاست. محاسبات نشریه آمارهای اقتصادی ایران نشان می دهد که بر اساس این روش خط فقر با افزایش مواجه شده و در سال 1385 به 18 درصد رسیده است.

                      در روش میانگین درآمد برای تعیین خط فقر، فقیر به شخصی گفته می شود که کمتر از نصف افراد معمولی جامعه درآمد دارد.

                      اما در روش تعیین خط فقر بر اساس میزان کالری مصرفی، فقیر کسی است که قادر به تامین 2300 کالری حداقل غذای مورد نیاز روزانه خود نیست.

                      بر اساس پژوهش نشریه بانک مرکزی تعداد افراد زیر خط فقر در فاصله سالهای 1383 تا 1385افزایش یافته است.

                      گزارش نشریه آمارهای اقتصادی ایران، مربوط به سال های 1383 تا 1385 است و وضعیت یک سال و نیم اخیر را در بر نمی گیرد.

                      در یک سال و نیم اخیر تورم در ایران دو برابر شده و از حدود 12 درصد به مرز 21 درصد رسیده است. برخی کارشناسان می گویند تعداد فقرا در این مدت به دلیل افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم بیشتر شده است.

                      وزارت رفاه و تامین اجتماعی تعداد افراد زیر خط فقر را 9 میلیون و 200 هزار نفر برآورد کرده ولی برخی کارشناسان معتقدند که دست کم 9 میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می کنند و دو میلیون نفر نیز در زیر خط فقر خشن و گرسنگی قرار دارند.

                      بر اساس گزارش بانک مرکزی، نرخ خط فقر برای هر فرد در جامعه شهری در سال 1385 حدود 73 هزار تومان بوده که با در نظر گرفتن تورم در یک سال و نیم اخیر این رقم به بیشتر از 100 هزار تومان خواهد رسید.

                      با این حساب، اگر یک خانواده چهار نفره در ماه کمتر از 400 هزار تومان درآمد داشته باشند زیر خط فقر قرار می گیرد.



                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #71
                        مديركل دفتر امور زنان سازمان بهزيستي با اعلام اختصاص پنج ميليارد تومان براي اجراي طرح*هاي سال جاري اين دفتر و توزيع آن در استان*ها، گفت: طرح «فقرزدايي» با رويكرد محله*محوري از مهم*ترين طرح*هايي است كه با استفاده از نيروي انساني ساكن در محلات داراي آسيب و همچنين دستگاه*هاي خيريه*اي و خيران در راستاي شناسايي آسيب*ها و تدوين آن*ها اجرا مي*شود.

                        فريد براتي سده در گفت*وگو با خبرنگار «اجتماعي» ايسنا، اظهار كرد: هم اكنون اين طرح در 12 استان محروم كشور اجرا مي*شود كه در رويكرد جديد اين كار، با استفاده از نيروي خودمحور محله*اي انجام مي*شود و پس از ارزش*يابي كارهاي انجام شده توسط افراد محله، سعي مي*شود، انواع فقرها و آسيب*هاي شناسايي شده در محلات كاهش يابد.

                        وي تصريح كرد: در زمينه فقرزدايي، شناسايي آسيب*هاي محله*اي و نيازهاي موجود آن محله، با هدف توانمند كردن محله و به دست آوردن تحليل*ها و آمارها براي برنامه*ريزي صورت مي*گيرد.

                        براتي سده خاطرنشان كرد: به منظور توانمندكردن افراد، از پايگاه*هاي اجتماعي، كلنيك*ها و خيريه*ها استفاده مي*شود و از اين طريق، سند آسيب*شناختي محله*اي تدوين شده و افراد نيازمند از خدمات ارايه شده برخوردار مي*شوند.

                        به گفته وي، اين طرح در سال گذشته در 10 استان اجرا شده است.

                        مديركل دفتر امور زنان سازمان بهزيستي اظهار كرد: اجراي اين طرح در 10 استان كشور نشان داد كه آسيب*هاي اجتماعي در تمام استان*هاي كشور وجود دارد، اما چهره و نمودشان متفاوت است كه در ميان استان*ها، جنوب كرمان و هرمزگان داراي بيشترين فقر در تمامي ابعاد بودند.

                        براتي سده اعتبار اين طرح را 500 ميليون تومان اعلام كرد و گفت: با استفاده از اين طرح، بسياري از آسيب*هاي پنهان محلات شناسايي مي*شود.


                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #72
                          آیا میدانید احتمالا الان شما فقیر هستید و به زودی به گدا تبدیل مشوید؟
                          این روزها دیگر همه ما فقیر شده ایم و دولت سعی دارد که کم کم مردم را به گدا تبدیل کند . این پروسه که فاز دوم مبدل سازی مردم جنتلمن پیش از انقلاب توسط جمهوری اسلامیست درحالی کلید میخورد که فاز اول یعنی پروژه اخوند سازی مردم ایران به شکست انجامید!

                          واضح و مبرهن است که هر حکومت بی اصل و نسبی که بر سرکار بیاید میخواهد شخصیت و هویت ملت را از او بگیرد و درعوض یک هویت ضعیف تر از خود را به آنها واگذارد .اما از جایی که ایرانی در دوران پر فراز و نشیب تاریخ خود از این نوع حکومتها مسلط بر این مرز وبوم بسیار دیده است دست ردمجددی به سینه همه آنها خواهد زد. هجوم مغول و تاتار و ترک و اعراب و اکنون ۲ رگه های عرب که بر گرده اسب راهوار ایران پاشنه میکوبند گوشه ای از تاریخ پر حادثه ایرانست .

                          البته دیری نخواهد پائید که زباله دان تاریخ همه ستمگران و متجاوزین به خاک پاک ٬یزیدان پناه ایران را خواهد بلعید.



                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #73

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #74
                              فقرا فقیر تر می شوند : رشد 18 درصدی خط فقر در کشور

                              در حالی که وزير رفاه و تأمين اجتماعي همچنان اصرار دارد که تعیین خط فقر کمکی به حل مسئله فقر نمی کند آگاهان خبر از رشد 18 درصدی سالانه خط فقر در کشور و کمتر شدن سهم خانوارهای کم درآمد از کل هزینه و فقیرتر شدن فقرا می دهند .

                              حسين راغ*فر که به گفته خبرگزاری فارس تدوين*گر نقشه فقر كشور است در گفتگویی با این خبرگزاری درآمد ماهی 850 هزار تومان در شهر تهران را خط فقر مطلق در سال 88 پيش*بيني می کند.
                              ایشان با اعلام این موضوع که معیار پيش*بيني خط فقر در سال 87 نرخ تورم 20 درصد بوده در حالي*كه تورم عدد بيش*تري بوده است اظهار داشت : با احتساب تورم 35 درصدي و افزايش قيمت*ها در سال 88 خط فقر مطلق براي يك خانواده 5 نفره در تهران رقمي بالاتر از 850 هزار تومان پيش*بيني مي*شود .

                              راغ*فر همچنين خط فقر مطلق (شديد) كشوري در سال 83 را 238 هزار تومان، 84 ، 276 هزار تومان، 85، 325 هزار تومان و در سال 86 نيز 400 هزار تومان برشمرد و با اعلام اين كه خط فقر مطلق شهر تهران هم، در سال 86 ، حداقل 770 تا 780 هزار تومان بوده است، گفت: خط فقر مطلق استان تهران نيز در سال 83 ، 400 هزار تومان، 84 ، 480 هزار تومان ، 85 ، 560 هزار تومان و سال 86 ، 650 هزار تومان و اين ارقام بيانگر رشد سالانه 18 درصدي خط فقر در كشور است.

                              اما محمد شریف زادگان اولین وزیر رفاه و تامین اجتماعی در گفتگویی با ماهنامه صنعت و توسعه ابراز داشت : تحقیقات دانشگاهی نشان می دهد گروه های کم درآمد سهمشان از کل هزینه خانوار کمتر و گروه های پردرآمد سهمشان بیشتر شده است. تحقیقات دانشگاهی نشان می دهد فقرا فقیر تر شده اند و کسانی که درآمدهای بیشتری داشته اند بیشتر مصرف کرده اند .

                              ایشان با تاکید بر ضرورت اعلام خط فقر که وزیر فعلی رفاه هیچ گاه آن را اعلام نکرده است گفت: خط فقر افزایش یافته اما این قدر بالا نیست که اعلام آن نگرانی ایجاد کند. بنابر این نباید از این ترسید و باید آن را اعلام کنند و متعاقب آن سیاست گذاری شود . اعلام خط فقر برای برنامه ریزی ها بسیار مهم است و این کار باید انجام شود تا برنامه ریزان بدانند چقدر از مردم زیر خط فقر هستند و برایشان برنامه ریزی شود. این قانون است و مصوبه هیات وزیران اما متاسفانه تا حالا استخراج نشده و اگر شده اعلام نشده است.

                              این اظهار نظرها در حالی صورت می گیرد که داودی معاون اول محمود احمدی نژاد رییس جمهور ایران سیاست های در نظر گرفته شده توسط دولت نهم برای افزایش عدالت و کاهش و از میان رفتن فاصله طبقاتی را افزايش ضريب حقوق كارمندان ، افزایش حقوق بازنشستگان ، پرداخت مطالبات انباشته شده ، کمک به كشاورزان در جبران خشكسالي ، گسترش بيمه*هاي اجتماعي و افزايش 4/2 برابری حمايت امدادي می داند .

                              ایشان ميزان عدالت گستری در کشور را بررسي ميزان فعاليت*هاي انجام شده در سطح روستاها، كمك به كشاورزان، رشد توليدات و خدمت*رساني عنوان کرد در عین حال با تاکید بر وجود تورم به طور معمول بعد از جنگ و در دوران برنامه اول تا چهارم و رسیدن تورم در سال *1374 به 6/49 درصد و نوسان در اين دوره مهر تاییدی بر آمارهای غیر رسمی زد .

                              رشد 18 درصدی سالانه خط فقر در کشور و فقیر تر شدن فقرا و ایجاد فاصله طبقاتي نگرانی های زیادی بین فعالان سیاسی و اقتصادی و اجتماعی بوجود آورده است . وجود 2000 دختر کار در سطح شهر تهران و20 هزار مورد گزارش در سطح کشور که نیمی از آنها مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته اند از اولین پیامدهای فقر است .

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #75

                                iran

                                Comment

                                Working...