جامعه شناسان يكي از مولفه هاي مهم سرمايه اجتماعي را «اعتماد عام» مي دانند. و اعتماد مردم به دولت و مراجع رسمي بخش مهمي از اعتماد عام است. هيچ آفتي براي اعتماد مردم به دولت بيش از بي ثباتي سياست ها، شتابزدگي تصميمات و اتخاذ سياست هاي بلند پروازانه نيست. مردم اين ها را خوب مي فهمند و در تصميمات اقتصادي خود دخالت ميدهند. مردم چگونه به دولت اعتماد كنند و سرمايه هاي خود را از طريق سرمايه*گذاري در معرض خطر بگذارند و زمين گير كنند، در حالي كه بارها و بارها ديده اند كه سرمايه ها و دارايي هايشان با يك سخنراني در معرض تهديد و نابودي قرار گرفته است، تجارتشان به يك باره با يك تصميم ناگهاني دولت ممنوع شده است و يا تجار بزرگشان ـ حتي اگر خطا كار ـ از طريق رسانه هاي عمومي بي حرمت شده اند. مردم چگونه به تصميمات و قول و قرارهاي يك دولت اعتماد كنند در حالي كه مي بينند يك شبه يك وزير عزل مي شود بدون آن كه بدانند عملكرد او چگونه يا تخلف و قصور او چه بوده است. مردم چگونه اعتماد كنند وقتي همه تجربه هاي پرهزينه گذشته انكار و بر تجارب تازه ناشناخته اصرار مي شود؟ در شرايطي كه تصميمات كليدي اقتصادي نه تنها به تاخير مي افتد بلكه پس از تصميم گيري ، مجددا مصوبات با دستورهاي متناقض، اجرا نمي شوند و يا مورد ترديد قرار مي گيرند، اعتماد چگونه مي تواند شكل بگيرد؟
جهش هاي اقتصادي ، حاصل حضور نيروهاي خلاق فكري و اقتصادي در عرصه عمل است و اين نيروها معمولا تصميم هاي خود را بر عقلانيتي تاريخي استوار مي سازند. اگر رفتار دولتيان از ثبات و عقلانيت كافي برخوردار نباشد، عقلانيت تاريخي به اين نيروهاي خط شكن در حوزه هاي فناوري ، توليد و تجارت علامت مي دهد و سطح اعتماد آنان را نسبت به دولت و رفتارهاي آن كاهش مي دهد.براي نيرو هاي خلاق در عرصه اقتصاد ، همه رفتارهاي بي قاعده دولت ، علامتي براي بي اعتمادي به فضاي كسب و كار تلقي مي شود.
مثلا آنان تجربه تلخ برنامه پنجم پيش از انقلاب را در خاطر دارند كه دولت _ عليرغم مخالفت و انتقادهاي اقتصاد دانان و حتي رياست وقت سازمان برنامه و بودجه _ با استفاده بي رويه از افزايش در امدهاي نفتي چه بي ثباتي ها كه براي اقتصاد به ارمغان نياورد. همچنين در دوره اخير تصميم گيري يكباره براي عدم تغيير ساعت رسمي و ناديده گرفتن تجربه گذشته ايران و ساير كشورها در اين زمينه ( كه سالانه موجب سوزاندن ميليارد ها تومان نفت و گاز براي توليد برق مي شود)، تصميم گيري هاي بي ثبات و يكباره در مورد عدم تغيير و سپس تغيير قيمت بنزين يا سهميه بندي بنزين ، تغيير يكباره ساعات كار بانكها ، تعيين آمرانه نرخ سود بانك ها بدون توجه به نظرات كارشناسان بانك مركزي ، مداخله در مديريت بانك هاي خصوصي و مبارزه هاي شعاري با مفاسد اقتصادي ، همه شاخص هايي هستند كه اعتماد عام نيروهاي خلاق اقتصاد را نسبت به مراجع رسمي كاهش داده و موجب افول سرمايه اجتماعي شده است.
بازسازي سرمايه اجتماعي، گرچه ظاهرا يك اقدام اجتماعي است اما ضروري ترين اقدام اقتصادي است كه دولت بايد آغاز كند و براي اين منظور توقف سياست هاي مختل كننده نظم اقتصادي و اجتماعي، شرط نخست است. بر اين اساس توصيه موكد اين است كه دولت ـ به عنوان يك عامل مهم تاثير گذار بر سرمايه اجتماعي ـ نه تنها در رفتارها و تصميمات خود به تاثير آنها بر سرمايه اجتماعي توجه كند، بلكه اندازه گيري منظم و ادواري سرمايه اجتماعي كشور را نيز در دستور كار خود قراردهد.
14. سخن آخر:
همانگونه كه گروهي از استادان اقتصاد در خرداد ماه سال 1385 در نامه اي خطاب به مقام محترم رياست جمهوري عنوان كرده بودند، مشكلات ساختاري اقتصاد ايران تنها نتيجه عملكرد دولت نهم نيست و تلاش هاي اين دولت براي برون رفت از اين مشكلات ناديده نمي ماند. بعلاوه روشن است كه حل مسائل ساختاري اقتصاد ايران در كوتاه مدت و حتي در طول يك برنامه توسعه امكان پذير نيست. با توجه به اين امر معيار در داوري سياستها و برنامه هاي دولت نهم ميزان انطباق آنها با مباني نظري علم اقتصاد و حركت در جهت حل مشكلات ساختاري اقتصاد ايران و يا تشديد آن بوده است.
در علم اقتصاد همانند همه علوم ديگر قانونمندي ها حاكم بر پديده ها است. تحقق اهداف از جمله عدالت فقط از طريق اين قانونمندي ها ممكن است. متاسفانه در دولت نهم در اتخاذ سياست ها ، علم اقتصاد غريب مانده است و همان گونه كه در بخش هاي متعدد نامه ملاحظه شد، هزينه تصميمات غير علمي وشتابزده بسيار سنگين و غير قابل بازگشت است كه در نهايت توسط مردم ايران و به ويژه گروه هاي كم درآمد پرداخت مي شود.
بنا به مراتب فوق انتظار مي رود ، دولت نهم با عنايت به نكات عنوان شده در اتخاذ سياستها و تدابير اقتصادي، مباني نظري علم اقتصاد و تجربه غني دولتهاي قبلي را در اين عرصه ناديده نگيرد تا از اين طريق موفقيت دولت در زمينه هاي اقتصادي به ويژه حصول عدالت اجتماعي و رشد اقتصادي تامين گردد. گزيده اي از بسيار ، خالصانه عنوان شد، باشد كه فردا در پيشگاه پروردگار يكتا وملت صبور و بزرگوار ايران شرمنده نباشيم.
فهرست امضاءكنندگان نامه به رييس*جمهوري اسلامي ايران:
دكتر محمود ختائي، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر محمد ستاري*فر، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر حسين عبده تبريزي، مدرس دانشگاه*هاي مختلف
دكتر سعيد شيركوند، دانشگاه تهران
دكتر علي قنبري، دانشگاه تربيت مدرس
دكتر فرشاد مومني، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر احمد ميدري، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر عزيز آرمن، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر سيدجواد آقاجري، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر عبدالمجيد آهنگري، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر محسن ابراهيمي، دانشگاه بوعلي همدان
محمدحسين اديب، دانشگاه اصفهان
دكتر حميدرضا ارباب، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر سيدمرتضي افقه، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر نعمت*الله اكبري، دانشگاه اصفهان
دكتر صادق بختياري، دانشگاه اصفهان
دكتر لطفعلي بخشي، دانشگاه علامه طباطبايي
دكتر فاطمه بزازان، دانشگاه الزهراء
دكتر حميد بهمن*پور، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر صفر پيش*بين، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر مهدي تقوي، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر مهدي تكيه، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر مهدي جهرمي، دانشگاه علامه طباطبائي
مرتضي چيني*چيان، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر سهراب دل*انگيزان، دانشگاه رازي كرمانشاه
دكتر حميد ديهيم، دانشگاه تهران
دكتر حسين راغفر، دانشگاه الزهراء
دكتر عليرضا رحيمي بروجردي، دانشگاه تهران
دكتر محسن رناني، دانشگاه اصفهان
دكتر منصور زرانژاد، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر عبدالحسين ساسان، دانشگاه اصفهان
دكتر بهرام سحابي، دانشگاه تربيت مدرس
محمدتقي سيدصدر، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر هوشنگ شجري، دانشگاه اصفهان
دكتر مصطفي شريف، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر حسين صادقي، دانشگاه تربيت مدرس
دكتر علي صادقي تهراني، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر حسن طائي، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر عبد الله طاهري، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر سيدكميل طيبي، دانشگاه اصفهان
دكتر رضا عاصي، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر لطفعلي عاقلي، دانشگاه تربيت مدرس
دكتر جعفر عبادي، دانشگاه تهران
دكتر سعيد عيسي*زاده، دانشگاه بوعلي همدان
دكتر حسن فرازمند، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر علي*اكبر قلي*زاده، دانشگاه بوعلي همدان
دكتر زهرا كريمي، دانشگاه مازندران
محمدولي كيانمهر، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر وحيد محمودي، دانشگاه تهران
دكتر سيد ابوالقاسم مرتضوي، دانشگاه تربيت مدرس
دكتر سعيد مشيري، دانشگاه علامه طباطبائي
سيدمحمدحسن مصطفوي، دانشگاه تربيت مدرس
حجت اله ميرزائي، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر عليرضا ناصري، دانشگاه تربيت مدرس
دكتر بهروز هادي زنوز، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر ابوالقاسم هاشمي، دانشگاه شهيد بهشتي
دكترعلي اصغر بانويي، دانشگاه علامه طباطبائي
جهش هاي اقتصادي ، حاصل حضور نيروهاي خلاق فكري و اقتصادي در عرصه عمل است و اين نيروها معمولا تصميم هاي خود را بر عقلانيتي تاريخي استوار مي سازند. اگر رفتار دولتيان از ثبات و عقلانيت كافي برخوردار نباشد، عقلانيت تاريخي به اين نيروهاي خط شكن در حوزه هاي فناوري ، توليد و تجارت علامت مي دهد و سطح اعتماد آنان را نسبت به دولت و رفتارهاي آن كاهش مي دهد.براي نيرو هاي خلاق در عرصه اقتصاد ، همه رفتارهاي بي قاعده دولت ، علامتي براي بي اعتمادي به فضاي كسب و كار تلقي مي شود.
مثلا آنان تجربه تلخ برنامه پنجم پيش از انقلاب را در خاطر دارند كه دولت _ عليرغم مخالفت و انتقادهاي اقتصاد دانان و حتي رياست وقت سازمان برنامه و بودجه _ با استفاده بي رويه از افزايش در امدهاي نفتي چه بي ثباتي ها كه براي اقتصاد به ارمغان نياورد. همچنين در دوره اخير تصميم گيري يكباره براي عدم تغيير ساعت رسمي و ناديده گرفتن تجربه گذشته ايران و ساير كشورها در اين زمينه ( كه سالانه موجب سوزاندن ميليارد ها تومان نفت و گاز براي توليد برق مي شود)، تصميم گيري هاي بي ثبات و يكباره در مورد عدم تغيير و سپس تغيير قيمت بنزين يا سهميه بندي بنزين ، تغيير يكباره ساعات كار بانكها ، تعيين آمرانه نرخ سود بانك ها بدون توجه به نظرات كارشناسان بانك مركزي ، مداخله در مديريت بانك هاي خصوصي و مبارزه هاي شعاري با مفاسد اقتصادي ، همه شاخص هايي هستند كه اعتماد عام نيروهاي خلاق اقتصاد را نسبت به مراجع رسمي كاهش داده و موجب افول سرمايه اجتماعي شده است.
بازسازي سرمايه اجتماعي، گرچه ظاهرا يك اقدام اجتماعي است اما ضروري ترين اقدام اقتصادي است كه دولت بايد آغاز كند و براي اين منظور توقف سياست هاي مختل كننده نظم اقتصادي و اجتماعي، شرط نخست است. بر اين اساس توصيه موكد اين است كه دولت ـ به عنوان يك عامل مهم تاثير گذار بر سرمايه اجتماعي ـ نه تنها در رفتارها و تصميمات خود به تاثير آنها بر سرمايه اجتماعي توجه كند، بلكه اندازه گيري منظم و ادواري سرمايه اجتماعي كشور را نيز در دستور كار خود قراردهد.
14. سخن آخر:
همانگونه كه گروهي از استادان اقتصاد در خرداد ماه سال 1385 در نامه اي خطاب به مقام محترم رياست جمهوري عنوان كرده بودند، مشكلات ساختاري اقتصاد ايران تنها نتيجه عملكرد دولت نهم نيست و تلاش هاي اين دولت براي برون رفت از اين مشكلات ناديده نمي ماند. بعلاوه روشن است كه حل مسائل ساختاري اقتصاد ايران در كوتاه مدت و حتي در طول يك برنامه توسعه امكان پذير نيست. با توجه به اين امر معيار در داوري سياستها و برنامه هاي دولت نهم ميزان انطباق آنها با مباني نظري علم اقتصاد و حركت در جهت حل مشكلات ساختاري اقتصاد ايران و يا تشديد آن بوده است.
در علم اقتصاد همانند همه علوم ديگر قانونمندي ها حاكم بر پديده ها است. تحقق اهداف از جمله عدالت فقط از طريق اين قانونمندي ها ممكن است. متاسفانه در دولت نهم در اتخاذ سياست ها ، علم اقتصاد غريب مانده است و همان گونه كه در بخش هاي متعدد نامه ملاحظه شد، هزينه تصميمات غير علمي وشتابزده بسيار سنگين و غير قابل بازگشت است كه در نهايت توسط مردم ايران و به ويژه گروه هاي كم درآمد پرداخت مي شود.
بنا به مراتب فوق انتظار مي رود ، دولت نهم با عنايت به نكات عنوان شده در اتخاذ سياستها و تدابير اقتصادي، مباني نظري علم اقتصاد و تجربه غني دولتهاي قبلي را در اين عرصه ناديده نگيرد تا از اين طريق موفقيت دولت در زمينه هاي اقتصادي به ويژه حصول عدالت اجتماعي و رشد اقتصادي تامين گردد. گزيده اي از بسيار ، خالصانه عنوان شد، باشد كه فردا در پيشگاه پروردگار يكتا وملت صبور و بزرگوار ايران شرمنده نباشيم.
فهرست امضاءكنندگان نامه به رييس*جمهوري اسلامي ايران:
دكتر محمود ختائي، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر محمد ستاري*فر، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر حسين عبده تبريزي، مدرس دانشگاه*هاي مختلف
دكتر سعيد شيركوند، دانشگاه تهران
دكتر علي قنبري، دانشگاه تربيت مدرس
دكتر فرشاد مومني، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر احمد ميدري، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر عزيز آرمن، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر سيدجواد آقاجري، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر عبدالمجيد آهنگري، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر محسن ابراهيمي، دانشگاه بوعلي همدان
محمدحسين اديب، دانشگاه اصفهان
دكتر حميدرضا ارباب، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر سيدمرتضي افقه، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر نعمت*الله اكبري، دانشگاه اصفهان
دكتر صادق بختياري، دانشگاه اصفهان
دكتر لطفعلي بخشي، دانشگاه علامه طباطبايي
دكتر فاطمه بزازان، دانشگاه الزهراء
دكتر حميد بهمن*پور، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر صفر پيش*بين، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر مهدي تقوي، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر مهدي تكيه، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر مهدي جهرمي، دانشگاه علامه طباطبائي
مرتضي چيني*چيان، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر سهراب دل*انگيزان، دانشگاه رازي كرمانشاه
دكتر حميد ديهيم، دانشگاه تهران
دكتر حسين راغفر، دانشگاه الزهراء
دكتر عليرضا رحيمي بروجردي، دانشگاه تهران
دكتر محسن رناني، دانشگاه اصفهان
دكتر منصور زرانژاد، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر عبدالحسين ساسان، دانشگاه اصفهان
دكتر بهرام سحابي، دانشگاه تربيت مدرس
محمدتقي سيدصدر، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر هوشنگ شجري، دانشگاه اصفهان
دكتر مصطفي شريف، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر حسين صادقي، دانشگاه تربيت مدرس
دكتر علي صادقي تهراني، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر حسن طائي، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر عبد الله طاهري، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر سيدكميل طيبي، دانشگاه اصفهان
دكتر رضا عاصي، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر لطفعلي عاقلي، دانشگاه تربيت مدرس
دكتر جعفر عبادي، دانشگاه تهران
دكتر سعيد عيسي*زاده، دانشگاه بوعلي همدان
دكتر حسن فرازمند، دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر علي*اكبر قلي*زاده، دانشگاه بوعلي همدان
دكتر زهرا كريمي، دانشگاه مازندران
محمدولي كيانمهر، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر وحيد محمودي، دانشگاه تهران
دكتر سيد ابوالقاسم مرتضوي، دانشگاه تربيت مدرس
دكتر سعيد مشيري، دانشگاه علامه طباطبائي
سيدمحمدحسن مصطفوي، دانشگاه تربيت مدرس
حجت اله ميرزائي، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر عليرضا ناصري، دانشگاه تربيت مدرس
دكتر بهروز هادي زنوز، دانشگاه علامه طباطبائي
دكتر ابوالقاسم هاشمي، دانشگاه شهيد بهشتي
دكترعلي اصغر بانويي، دانشگاه علامه طباطبائي


Comment