رانت، فساد مالي - اداري
در اين مقاله قصد داريم كه رابطه رانت و فساد مالي - اداري را در دوران سازندگي (68 - 76) بررسي كنيم و با آمار و ارقام منتشر شده در اين مورد به ارزيابي موضوع بپردازيم؛ البته نخست لازم است ويژگيهاي دوران سازندگي را از دوران قبل از آن (57 - 6
و بعد از آن، يعني دوران اصلاحات (76 - 83) تفكيك كنيم.
"كلمه مداخل كه ترجمه مناسبي در زبان انگليسي ندارد، در گوش برخي از ماموران ايراني اثر مطبوعي دارد كه فهم آن براي اروپاييان آسان نيست؛ يعني آنچه انسان بهوسيله رشوه و با وسايل ناروا تحصيل كند. بسياري از ماموران ايراني بيشتر در پي مداخل هستند، نه دنبال اجر و مزد كه بهعنوان مقرري دريافت ميدارند. بنابراين در ايران هر مقامي كه درآمد محدود دارد و فرصت تحصيل مداخل پيش نميآورد، شغل و كار بيمقداري محسوب ميشود."لرد كرزن: "ايران و قضيه ايران"، 1892، ترجمه وحيد مازندراني
مقدمه
امروزه تقريبا متخصصان اقتصاد توسعه اجماع دارند كه كشورهاي جنوب كه به توليد مواد خام وابستهاند نه به توليد، اولا كشورهايي رانتي هستند كه درآمد موادخام را گزينشي در جامعه خود تقسيم ميكنند و ثانيا وضعيت اقتصادي - اجتماعي اين كشورها روز به روز بهدليل فساد رو به گسترش بدتر ميشود. در يك گزارش تحقيقاتي بانك جهاني و صندوق بينالمللي پول، نيجريه كه در سال 1965 استقلال يافت و از 1967 استخراج و صدور نفت را آغاز كرد، در آن زمان درآمد سرانهاي حدود 350 دلار داشت و 17% جمعيت آن زير خط فقر بودند. بهرغم اينكه در اين مدت (تا 1999) بيش از 350 ميليارد دلار درآمد حاصل از صدور نفت به اين كشور تزريق شده، هنوز درآمد سرانه حدود 350 دلار است و 77 % جمعيت در زير خط فقر زندگي ميكنند.
در سال 1355 در گزارشي كه به مقامات آمريكايي داده شد، ذكر گرديد كه 40% درآمد نفت ايران در دربار شاه تلف ميشود و اين بهدليل درآمد "بدون زحمت" نفت ميباشد.
بعد از انقلاب بهرغم تاكيد اوليه مسئولان، متخصصان و دستاندركاران مملكت بر توليد و كار نيروي انساني و رهاشدن از درآمد نفت، امروزه پس از 25 سال مشاهده ميشود كه وابستگي ما به درآمد نفت همچنان پابرجا است و اقدام جدي براي توسعه توليد با نيروي كار انساني انجام نشده است. البته رانت حاصل از نفت با مكانيسم پيچيدهتري در ميان بخش معدودي از افراد جامعه توزيع ميشود.
در اين مقاله قصد داريم كه رابطه رانت و فساد مالي - اداري را در دوران سازندگي (68 - 76) بررسي كنيم و با آمار و ارقام منتشر شده در اين مورد به ارزيابي موضوع بپردازيم؛ البته نخست لازم است ويژگيهاي دوران سازندگي را از دوران قبل از آن (57 - 6
و بعد از آن، يعني دوران اصلاحات (76 - 83) تفكيك كنيم.
ويژگيهاي دوران سازندگي
1. در تغيير قانون اساسي و حذف پست نخست وزيري، اقتدار نخست وزير در قانون قبلي در بخش اجرايي به رييس جمهور منتقل گرديد؛ بهعبارت ديگر رئيسجمهور دوران سازندگي به لحاظ قانون اساسي فردي قدرتمند و صاحب نفوذ شد كه درضمن برخلاف قانون قبلي نه از سوي مجلس كه با راي مستقيم مردم انتخاب ميگرديد.
2. تصويب قانون توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي اول براي نخستين بار يك برنامه مدون پيش روي قوه مجريه قرار داد كه داراي ويژگيهاي ذيل بود:
الف. صدور مجوز استقراض از خارج تا 5/17 ميليارد دلار (البته اين رقم تا بيش از 30 ميليارد دلار افزايش يافت).
ب. قبول برنامه تعديل اقتصادي بانك جهاني و صندوق بينالمللي پول و رفع محدوديتهاي گذشته.
ج. گشايش نسبي درآمدهاي دولت (افزايش نسبي قيمت نفت) و كاهش هزينهها (پايان جنگ).
3. تبليغ و توجيه سازندگي سريع و شتابدار بهطوريكه بعضي از مسئولان سازندگي قول ميدادند كه ايران بعد از چند برنامه سازندگي به يك كشور پيشرفته تبديل خواهد شد.
4. توجيه بعضي از نابسامانيهاي مديريتي و خلافهاي مالي - اداري بهدليل شرايط اجباري دوران سازندگي.
5. بستهبودن فضاي سياسي و نقد و نظر منتقدان و فقدان مطبوعات آزاد و گسترده. بهعبارت ديگر نبود ركن چهارم آزاد، پرسشگر، منتقد و جستوجوگر.
6. توصيه و تبليغ مصرفزدگي، هم در رسانههاي موجود و هم از سوي مسئولان اجرايي. برعكس دوران جنگ كه مصرف كم، قناعت و مناعت توصيه ميشد.
7. بلندپروازيهاي گسترده در امر توسعه و اجراي طرحهاي توسعهاي.
با اين ويژگيها، دوران هشت ساله سازندگي آغاز شد و ادامه يافت. اگرچه در سالهاي پاياني، روند كار مورد انتقاد شديد قرار گرفت و حتي براي كنترل تورم اقداماتي برخلاف برنامه اعلامشده اوليه هم صورت گرفت، ولي تاثير خود را گذاشت و نتيجه عملكرد آن قوانين و تبليغات و توصيهها آشكار شد كه كشور هنوز هم درگير عوارض آن ميباشد.
امروزه كسي منكر فساد مالي - اداري گسترده در مملكت نميباشد و حتي در اوايل سال 1380 يك برنامه مشخص جهت مبارزه با "فقر، فساد و تبعيض" از سوي بالاترين مقام مملكت اعلام شد و مبارزه با فساد اقتصادي در دستور كار قوه قضائيه و وزارت اطلاعات قرار گرفت و يكي از فاسدان اقتصادي بهطور علني محاكمه شد (هرچند بعدا محاكمه علني پروندههاي فساد اقتصادي متوقف گرديد) و اطلاعات مفيد و عبرتآموزي پخش گرديد. دراين دستور "تبعيض" را ميتوان معادل "رانت" گرفت. تبعيض يا رانت ميتواند اعم از "رانت اطلاعاتي"، "رانت ارتباطي"، "رانت سببي"، "رانت نسبي" (كه در اصطلاح وابستگان" و "آقازادگان" توسط يك مقام اطلاعاتي اعلام شد)، "رانت اجرايي"، "رانت مالي"… باشد كه در بحث ما، تمامي اين رانتها در نهايت به "فساد مالي - اداري" منتهي خواهد شد. طبيعي است كه در يك كشور توسعهنيافته موقعي كه رانت وجود داشته باشد و كنترلي از نوع دموكراتيك و آزادي گسترده مطبوعات ديگر و رسانههاي جمعي وجود نداشته باشد، اين رانتها تبديل به فساد مالي- اداري شوند.
آنچه در اين نوشتار، فساد مالي - اداري ناميده شده است، آن بخش از فساد مالي - اداري است كه در دستگاه اداري - قضايي ما فساد شناخته ميشود و در اين دستگاهها بههنگام محرزشدن آن در راه تعقيب قضايي و اداري فرد خاطي اقدام ميكنند؛ و الا بخش ديگري از تخلفات اداري و مالي است كه در چارچوب رانت تحقق مييابد، ولي فساد مالي - اداري شناخته نميشود كه اين بخش از فساد مالي - اداري در اين نوشتار گزارش نخواهد شد.
ترديدي نيست كه در تمامي حكومتها، فساد مالي وجود دارد؛ ولي نكته قابل اهميت اولا كم و كيف اين فساد و ثانيا نحوه برخورد كل آن نظام و مردم با اين پديده است. عكسالعمل دولت، حساسيت جامعه و طبقه مسلط، حدگسترش و خطر اين پديده شوم را نشان ميدهد. پس از انقلاب فساد مالي نادر بود و فرهنگ و آرمانهاي دوران انقلاب و يكي دو سال اول انقلاب، مسئولان، مديران و حتي بخش خصوصي را از آلودهشدن تا اين حد به فساد مالي مانع ميشد. ليكن از سالهاي 62 و 63 كمكم شنيده ميشد كه بعضي از مديران دولتي و بخش خصوصي اقدام به سوءاستفاده از مقام و پست و اعتماد مردم ميكنند، ولي موردي به روزنامهها كشانده نميشد و فقط در محافل از آن سخن ميرفت. ظاهرا هم علت علنينكردن اين دستبردها و معرفينكردن افراد خاطي را "تضعيف حكومت اسلامي" و "لطمه به انقلاب" ميدانستند.
هرچه از زمان پيروزي انقلاب فاصله ميگرفتيم، اين پديده بيشتر و بيشتر رشد ميكرد و همهگيرتر و همهجاييتر ميشد، شواهد و آثار آن را ميديديم ولي مدرك و سند مستندي براي ارائه و طرح آن در جامعه كمتر بهدست ميآمد و از مقامات جز سكوت و چشمپوشي چيزي دستگيرمان نميشد. پس از سال 68 و شروع فعاليتهاي سازندگي و بيشترشدن فعاليتهاي اقتصادي و استقراض از خارج، سياست تعديل، خصوصيسازي، بازار آزاد از يك سو و رشد تورم و گراني و سختتر شدن معيشت از سوي ديگر، ابعاد فساد مالي را بسيار گستردهتر و عمق قضيه را خطرناكتر كرد. كمكم بعضي از مسوولان و نمايندگان سكوت را شكستند و در اطراف اين بيماري خطرناك سخن گفتند تا اينكه در چند سال گذشته در اواخر دوران سازندگي، بعضي از موارد خيلي حاد، علني و به دادگاهها كشيده شد و براي اولين بار يك نفر از اين مفسدان اعدام شد و برادر يكي از مسوولان بلندمرتبه جمهوري اسلامي به حبس ابد محكوم گرديد. متعاقب آن، چندمورد تحقيق و تفحص از سوي نمايندگان مجلس چهارم و پنجم شوراي اسلامي منتشر گرديد. گرچه در مواردي بهنظر ميرسد كه برخورد نمايندگان مجلس از موضع منافع سياسي باشد و حتي عجولانه و بدون تحقيق و تفحص عميق و وسواس لازم، درچنين قضايايي اعلام موضع شده باشد يا رقابتهاي گروهي در چگونگي طرح اين خلافكاريها و فسادها دخيل باشد، ولي اين اقدامات را در مجموع بايد به فال نيك گرفت و اگرچه مجلس خيلي دير به اين كار دست زد، ولي بايد خواست كه آن را ادامه دهد و عميقا و از روي حوصله، كاري كه شروع شده است، به پيش برد.
اعدام اولين مفسد مالي دوران سازندگي نشان داد كه ظاهرا قوانين به حد كافي توان برخورد با اين پديده شوم را دارند؛ ولي مجريان تاكنون اهمال يا انتخابي عمل كردهاند يا ملاحظات گروهي و جناحي را درنظر داشتهاند يا اين تصور غلط را داشتهاند كه "نظام را تضعيف نكنند" و "دولت را زير سؤال نبرند" يا "انقلاب را در جهان بدنام نكنند". موارد بسيار محدودي كه در دوران اخير در سطح عموم اعلان شدهاند، نشان از اين واقعيت دارد كه:
اولا: پنهانكاري فساد، نه تنها دردي را دوا نكرده بلكه برگستردگي و عمق آن افزوده است.
ثانيا: تسامح و عدم قاطعيت در برخورد با فساد، كمكم دارد كل نظام را تهديد ميكند.
ثالثا: عدهاي از هيات حاكمه، احتمالا متوجه اين قضيه شدهاند كه تنها راه مبارزه با اين پديده، افشاي گناهكاران و برخورد قانوني است.
در اين نوشتار، سعي خواهد شد با حساسيتي درخور قضيه، از نمونههاي اعلام شده توسط نهادهاي قانوني و مسوولان رسمي ذكري شود و در نهايت آثار سوء و راه مبارزه جدي و كارساز با اين پديده را كه جامعه ما را بهطور جدي تهديد ميكند، نشان دهيم.درآغاز موارد ذيل احتياج به تذكر دارد:
الف. آنچه در جرايد كشور در سالهاي گذشته منتشر شده است، قسمت اندكي - بهلحاظ كمي - از كل وقايع مربوط به فساد مالي است و عمدتا مربوط به تهران بزرگ است. موارد علني شده در ساير شهرهاي ايران يا در جرايد محلي انتشار يافتهاند كه به آنها دسترسي نبود يا كمتر به جرايد تهران كشانده شدهاند.
ب. مواردي در دادگاهها به صدور حكم منتهي شدهاند و مواردي در مرحله اتهام بودهاند و چهبسا كه بعدا روند كار دادگاه و صدور حكم آنها در جرايد تعقيب نشده است.
ج. سعي شده است كه از تمامي بخشهاي جامعه كه دچار فساد مالي شدهاند، نمونههايي آورده شود تا خواننده محترم پراكندگي و گستردگي اين بيماري را بهتر تصور كند.
د. بنابراين در اين نوشتار، بهدليل اجتناب از طولانيشدن مطلب به قسمت نسبتا محدودي كه انتشار يافته است اشاره خواهد شد و عمدتا عين آنچه در جرايد آمده است و با همان لحن و شكل منتشر شده، آورده ميشود تا حتيالمقدور امانت رعايت گردد و از آن مهمتر، تكنيك و روشهاي فساد مالي - اداري هم مشخص گردد. با اين حال حجم اين مطلب ممكن است بيش از حد بهنظر رسد، ولي اهميت حياتي قضيه، نويسنده را به اينجا كشانده است كه رابطه بسيار تنگاتنگي بين امر توسعه و فساد مالي - اداري وجود دارد.
در نتيجه بهرغم اينكه فساد مالي - اداري در دوران سازندگي گستردگي فوقالعادهاي پيدا كرده است، در اينجا بهعنوان نمونه از بانكها، يكي از وزارتخانهها (وزارتنيرو)، يكي از نهادهاي خدماتي (بنياد مستضعفان) ياد ميكنيم و در نهايت تحليل يكي از نهادهاي خارجي از فساد مالي - اداري كشورهاي در حال توسعه و تاثير آن بر توسعه اين كشورها آورده ميشود. البته در پانزده سال گذشته اين پديده شوم به تمامي قسمتهاي اداري مملكت دربخش دولتي و خصوصي سرايت كرده كه پرداختن به همگي سبب تطويل كلام خواهد شد.
در اين مقاله قصد داريم كه رابطه رانت و فساد مالي - اداري را در دوران سازندگي (68 - 76) بررسي كنيم و با آمار و ارقام منتشر شده در اين مورد به ارزيابي موضوع بپردازيم؛ البته نخست لازم است ويژگيهاي دوران سازندگي را از دوران قبل از آن (57 - 6
"كلمه مداخل كه ترجمه مناسبي در زبان انگليسي ندارد، در گوش برخي از ماموران ايراني اثر مطبوعي دارد كه فهم آن براي اروپاييان آسان نيست؛ يعني آنچه انسان بهوسيله رشوه و با وسايل ناروا تحصيل كند. بسياري از ماموران ايراني بيشتر در پي مداخل هستند، نه دنبال اجر و مزد كه بهعنوان مقرري دريافت ميدارند. بنابراين در ايران هر مقامي كه درآمد محدود دارد و فرصت تحصيل مداخل پيش نميآورد، شغل و كار بيمقداري محسوب ميشود."لرد كرزن: "ايران و قضيه ايران"، 1892، ترجمه وحيد مازندراني
مقدمه
امروزه تقريبا متخصصان اقتصاد توسعه اجماع دارند كه كشورهاي جنوب كه به توليد مواد خام وابستهاند نه به توليد، اولا كشورهايي رانتي هستند كه درآمد موادخام را گزينشي در جامعه خود تقسيم ميكنند و ثانيا وضعيت اقتصادي - اجتماعي اين كشورها روز به روز بهدليل فساد رو به گسترش بدتر ميشود. در يك گزارش تحقيقاتي بانك جهاني و صندوق بينالمللي پول، نيجريه كه در سال 1965 استقلال يافت و از 1967 استخراج و صدور نفت را آغاز كرد، در آن زمان درآمد سرانهاي حدود 350 دلار داشت و 17% جمعيت آن زير خط فقر بودند. بهرغم اينكه در اين مدت (تا 1999) بيش از 350 ميليارد دلار درآمد حاصل از صدور نفت به اين كشور تزريق شده، هنوز درآمد سرانه حدود 350 دلار است و 77 % جمعيت در زير خط فقر زندگي ميكنند.
در سال 1355 در گزارشي كه به مقامات آمريكايي داده شد، ذكر گرديد كه 40% درآمد نفت ايران در دربار شاه تلف ميشود و اين بهدليل درآمد "بدون زحمت" نفت ميباشد.
بعد از انقلاب بهرغم تاكيد اوليه مسئولان، متخصصان و دستاندركاران مملكت بر توليد و كار نيروي انساني و رهاشدن از درآمد نفت، امروزه پس از 25 سال مشاهده ميشود كه وابستگي ما به درآمد نفت همچنان پابرجا است و اقدام جدي براي توسعه توليد با نيروي كار انساني انجام نشده است. البته رانت حاصل از نفت با مكانيسم پيچيدهتري در ميان بخش معدودي از افراد جامعه توزيع ميشود.
در اين مقاله قصد داريم كه رابطه رانت و فساد مالي - اداري را در دوران سازندگي (68 - 76) بررسي كنيم و با آمار و ارقام منتشر شده در اين مورد به ارزيابي موضوع بپردازيم؛ البته نخست لازم است ويژگيهاي دوران سازندگي را از دوران قبل از آن (57 - 6
ويژگيهاي دوران سازندگي
1. در تغيير قانون اساسي و حذف پست نخست وزيري، اقتدار نخست وزير در قانون قبلي در بخش اجرايي به رييس جمهور منتقل گرديد؛ بهعبارت ديگر رئيسجمهور دوران سازندگي به لحاظ قانون اساسي فردي قدرتمند و صاحب نفوذ شد كه درضمن برخلاف قانون قبلي نه از سوي مجلس كه با راي مستقيم مردم انتخاب ميگرديد.
2. تصويب قانون توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي اول براي نخستين بار يك برنامه مدون پيش روي قوه مجريه قرار داد كه داراي ويژگيهاي ذيل بود:
الف. صدور مجوز استقراض از خارج تا 5/17 ميليارد دلار (البته اين رقم تا بيش از 30 ميليارد دلار افزايش يافت).
ب. قبول برنامه تعديل اقتصادي بانك جهاني و صندوق بينالمللي پول و رفع محدوديتهاي گذشته.
ج. گشايش نسبي درآمدهاي دولت (افزايش نسبي قيمت نفت) و كاهش هزينهها (پايان جنگ).
3. تبليغ و توجيه سازندگي سريع و شتابدار بهطوريكه بعضي از مسئولان سازندگي قول ميدادند كه ايران بعد از چند برنامه سازندگي به يك كشور پيشرفته تبديل خواهد شد.
4. توجيه بعضي از نابسامانيهاي مديريتي و خلافهاي مالي - اداري بهدليل شرايط اجباري دوران سازندگي.
5. بستهبودن فضاي سياسي و نقد و نظر منتقدان و فقدان مطبوعات آزاد و گسترده. بهعبارت ديگر نبود ركن چهارم آزاد، پرسشگر، منتقد و جستوجوگر.
6. توصيه و تبليغ مصرفزدگي، هم در رسانههاي موجود و هم از سوي مسئولان اجرايي. برعكس دوران جنگ كه مصرف كم، قناعت و مناعت توصيه ميشد.
7. بلندپروازيهاي گسترده در امر توسعه و اجراي طرحهاي توسعهاي.
با اين ويژگيها، دوران هشت ساله سازندگي آغاز شد و ادامه يافت. اگرچه در سالهاي پاياني، روند كار مورد انتقاد شديد قرار گرفت و حتي براي كنترل تورم اقداماتي برخلاف برنامه اعلامشده اوليه هم صورت گرفت، ولي تاثير خود را گذاشت و نتيجه عملكرد آن قوانين و تبليغات و توصيهها آشكار شد كه كشور هنوز هم درگير عوارض آن ميباشد.
امروزه كسي منكر فساد مالي - اداري گسترده در مملكت نميباشد و حتي در اوايل سال 1380 يك برنامه مشخص جهت مبارزه با "فقر، فساد و تبعيض" از سوي بالاترين مقام مملكت اعلام شد و مبارزه با فساد اقتصادي در دستور كار قوه قضائيه و وزارت اطلاعات قرار گرفت و يكي از فاسدان اقتصادي بهطور علني محاكمه شد (هرچند بعدا محاكمه علني پروندههاي فساد اقتصادي متوقف گرديد) و اطلاعات مفيد و عبرتآموزي پخش گرديد. دراين دستور "تبعيض" را ميتوان معادل "رانت" گرفت. تبعيض يا رانت ميتواند اعم از "رانت اطلاعاتي"، "رانت ارتباطي"، "رانت سببي"، "رانت نسبي" (كه در اصطلاح وابستگان" و "آقازادگان" توسط يك مقام اطلاعاتي اعلام شد)، "رانت اجرايي"، "رانت مالي"… باشد كه در بحث ما، تمامي اين رانتها در نهايت به "فساد مالي - اداري" منتهي خواهد شد. طبيعي است كه در يك كشور توسعهنيافته موقعي كه رانت وجود داشته باشد و كنترلي از نوع دموكراتيك و آزادي گسترده مطبوعات ديگر و رسانههاي جمعي وجود نداشته باشد، اين رانتها تبديل به فساد مالي- اداري شوند.
آنچه در اين نوشتار، فساد مالي - اداري ناميده شده است، آن بخش از فساد مالي - اداري است كه در دستگاه اداري - قضايي ما فساد شناخته ميشود و در اين دستگاهها بههنگام محرزشدن آن در راه تعقيب قضايي و اداري فرد خاطي اقدام ميكنند؛ و الا بخش ديگري از تخلفات اداري و مالي است كه در چارچوب رانت تحقق مييابد، ولي فساد مالي - اداري شناخته نميشود كه اين بخش از فساد مالي - اداري در اين نوشتار گزارش نخواهد شد.
ترديدي نيست كه در تمامي حكومتها، فساد مالي وجود دارد؛ ولي نكته قابل اهميت اولا كم و كيف اين فساد و ثانيا نحوه برخورد كل آن نظام و مردم با اين پديده است. عكسالعمل دولت، حساسيت جامعه و طبقه مسلط، حدگسترش و خطر اين پديده شوم را نشان ميدهد. پس از انقلاب فساد مالي نادر بود و فرهنگ و آرمانهاي دوران انقلاب و يكي دو سال اول انقلاب، مسئولان، مديران و حتي بخش خصوصي را از آلودهشدن تا اين حد به فساد مالي مانع ميشد. ليكن از سالهاي 62 و 63 كمكم شنيده ميشد كه بعضي از مديران دولتي و بخش خصوصي اقدام به سوءاستفاده از مقام و پست و اعتماد مردم ميكنند، ولي موردي به روزنامهها كشانده نميشد و فقط در محافل از آن سخن ميرفت. ظاهرا هم علت علنينكردن اين دستبردها و معرفينكردن افراد خاطي را "تضعيف حكومت اسلامي" و "لطمه به انقلاب" ميدانستند.
هرچه از زمان پيروزي انقلاب فاصله ميگرفتيم، اين پديده بيشتر و بيشتر رشد ميكرد و همهگيرتر و همهجاييتر ميشد، شواهد و آثار آن را ميديديم ولي مدرك و سند مستندي براي ارائه و طرح آن در جامعه كمتر بهدست ميآمد و از مقامات جز سكوت و چشمپوشي چيزي دستگيرمان نميشد. پس از سال 68 و شروع فعاليتهاي سازندگي و بيشترشدن فعاليتهاي اقتصادي و استقراض از خارج، سياست تعديل، خصوصيسازي، بازار آزاد از يك سو و رشد تورم و گراني و سختتر شدن معيشت از سوي ديگر، ابعاد فساد مالي را بسيار گستردهتر و عمق قضيه را خطرناكتر كرد. كمكم بعضي از مسوولان و نمايندگان سكوت را شكستند و در اطراف اين بيماري خطرناك سخن گفتند تا اينكه در چند سال گذشته در اواخر دوران سازندگي، بعضي از موارد خيلي حاد، علني و به دادگاهها كشيده شد و براي اولين بار يك نفر از اين مفسدان اعدام شد و برادر يكي از مسوولان بلندمرتبه جمهوري اسلامي به حبس ابد محكوم گرديد. متعاقب آن، چندمورد تحقيق و تفحص از سوي نمايندگان مجلس چهارم و پنجم شوراي اسلامي منتشر گرديد. گرچه در مواردي بهنظر ميرسد كه برخورد نمايندگان مجلس از موضع منافع سياسي باشد و حتي عجولانه و بدون تحقيق و تفحص عميق و وسواس لازم، درچنين قضايايي اعلام موضع شده باشد يا رقابتهاي گروهي در چگونگي طرح اين خلافكاريها و فسادها دخيل باشد، ولي اين اقدامات را در مجموع بايد به فال نيك گرفت و اگرچه مجلس خيلي دير به اين كار دست زد، ولي بايد خواست كه آن را ادامه دهد و عميقا و از روي حوصله، كاري كه شروع شده است، به پيش برد.
اعدام اولين مفسد مالي دوران سازندگي نشان داد كه ظاهرا قوانين به حد كافي توان برخورد با اين پديده شوم را دارند؛ ولي مجريان تاكنون اهمال يا انتخابي عمل كردهاند يا ملاحظات گروهي و جناحي را درنظر داشتهاند يا اين تصور غلط را داشتهاند كه "نظام را تضعيف نكنند" و "دولت را زير سؤال نبرند" يا "انقلاب را در جهان بدنام نكنند". موارد بسيار محدودي كه در دوران اخير در سطح عموم اعلان شدهاند، نشان از اين واقعيت دارد كه:
اولا: پنهانكاري فساد، نه تنها دردي را دوا نكرده بلكه برگستردگي و عمق آن افزوده است.
ثانيا: تسامح و عدم قاطعيت در برخورد با فساد، كمكم دارد كل نظام را تهديد ميكند.
ثالثا: عدهاي از هيات حاكمه، احتمالا متوجه اين قضيه شدهاند كه تنها راه مبارزه با اين پديده، افشاي گناهكاران و برخورد قانوني است.
در اين نوشتار، سعي خواهد شد با حساسيتي درخور قضيه، از نمونههاي اعلام شده توسط نهادهاي قانوني و مسوولان رسمي ذكري شود و در نهايت آثار سوء و راه مبارزه جدي و كارساز با اين پديده را كه جامعه ما را بهطور جدي تهديد ميكند، نشان دهيم.درآغاز موارد ذيل احتياج به تذكر دارد:
الف. آنچه در جرايد كشور در سالهاي گذشته منتشر شده است، قسمت اندكي - بهلحاظ كمي - از كل وقايع مربوط به فساد مالي است و عمدتا مربوط به تهران بزرگ است. موارد علني شده در ساير شهرهاي ايران يا در جرايد محلي انتشار يافتهاند كه به آنها دسترسي نبود يا كمتر به جرايد تهران كشانده شدهاند.
ب. مواردي در دادگاهها به صدور حكم منتهي شدهاند و مواردي در مرحله اتهام بودهاند و چهبسا كه بعدا روند كار دادگاه و صدور حكم آنها در جرايد تعقيب نشده است.
ج. سعي شده است كه از تمامي بخشهاي جامعه كه دچار فساد مالي شدهاند، نمونههايي آورده شود تا خواننده محترم پراكندگي و گستردگي اين بيماري را بهتر تصور كند.
د. بنابراين در اين نوشتار، بهدليل اجتناب از طولانيشدن مطلب به قسمت نسبتا محدودي كه انتشار يافته است اشاره خواهد شد و عمدتا عين آنچه در جرايد آمده است و با همان لحن و شكل منتشر شده، آورده ميشود تا حتيالمقدور امانت رعايت گردد و از آن مهمتر، تكنيك و روشهاي فساد مالي - اداري هم مشخص گردد. با اين حال حجم اين مطلب ممكن است بيش از حد بهنظر رسد، ولي اهميت حياتي قضيه، نويسنده را به اينجا كشانده است كه رابطه بسيار تنگاتنگي بين امر توسعه و فساد مالي - اداري وجود دارد.
در نتيجه بهرغم اينكه فساد مالي - اداري در دوران سازندگي گستردگي فوقالعادهاي پيدا كرده است، در اينجا بهعنوان نمونه از بانكها، يكي از وزارتخانهها (وزارتنيرو)، يكي از نهادهاي خدماتي (بنياد مستضعفان) ياد ميكنيم و در نهايت تحليل يكي از نهادهاي خارجي از فساد مالي - اداري كشورهاي در حال توسعه و تاثير آن بر توسعه اين كشورها آورده ميشود. البته در پانزده سال گذشته اين پديده شوم به تمامي قسمتهاي اداري مملكت دربخش دولتي و خصوصي سرايت كرده كه پرداختن به همگي سبب تطويل كلام خواهد شد.


Comment