Events/Havades

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #1201
    پرونده 2 پسري كه متهم به سرقت مسلحانه‌ي خودرويي هستند در دادسراي جنايي تهران در حال رسيدگي است.


    به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ساعت 8 شب 11 مرداد ماه سال جاري اميرحسين و شكيبا كه مدتي سابقه‌ي دوستي داشتند در خيابان نياوران سوار بر ماشين 206 بودند كه اميرحسين براي خريد بستني از خودرو پياده مي‌شود و ناگهان 2 نفر سوار ماشين شده و با تبر شكيبا را تهديد كرده و خودروي او را به سرقت مي‌برند. از سوي ديگر چند روز بعد يكي از سارقان با پدرش درگير شده و از منزل فرار مي‌كند و به نهاوند مي‌رود. اين فرد در اين شهر اقدام به خريد اسلحه‌ي كلاشينكف به مبلغ 100 هزار تومان مي‌كند.


    18 مرداد ماه مأموران گشت كلانتري به خودروي 206 كه پسري در آن خوابيده مشكوك شده و وي را دستگير مي‌كنند در حين انتقال او به كلانتري، مرتضي خود را از خودرو به بيرون پرت كرده و با اسلحه‌اش چند تير شليك مي‌كند اما با تلاش مأموران دستگير مي‌شود.


    اين پرونده در حال حاضر در شعبه‌ي سوم بازپرسي دادسراي جنايي در حال رسيدگي است.


    iran

    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #1202

      در ادامه تحقيقات پليسي کارآگاهان اداره يکم پليس آگاهي کرج ، آخرين عضو باند سارقان مسلح طلافروشي بومهن ، در شرق تهران دستگير شد و به قتل يک جواهر فروش تهراني اعتراف کرد.
      به گزارش خبرنگار جام جم ، 25 تير امسال به دنبال يک فقره سرقت مسلحانه طلافروشي امين در بومهن که منجر به قتل يک نفر و مجروح شدن يک طلافروش ديگر شد ، متهمان که 2 مرد و يک زن بودند با پرايد مسروقه اي که در اختيار داشتند ، از محل حادثه متواري شدند. 2 روز پس از حادثه ، يک شهروند بسيجي در منطقه مشکين آباد کرج با مشاهده 3 نفر از سرنشينان يک دستگاه پرايد که نزديک يک مغازه جواهرفروشي توقف کرده بودند ، موضوع را به ماموران انتظامي گزارش کرد. به دنبال اين تماس ، ماموران به محل مورد نظر اعزام شدند و پس از بازداشت سرنشينان خودرو ، آنها را براي تحقيقات به اداره يکم مبارزه با سرقت و آدم ربايي پليس آگاهي کرج منتقل کردند. دستگيرشدگان در بازجويي هاي مقدماتي پليسي منکر هرگونه اتهامي شدند اما در ادامه تحقيقات وقتي سوابق کيفري متهمان فاش شد ، سرانجام زبان به اعتراف گشودند و عنوان کردند علاوه بر سرقت مسلحانه از طلافروشي بومهن ، چندي پيش نيز در گلپايگان با حمله به يک مغازه جواهرفروشي ، صاحب محل را با ضربات چکش مجروح و بلافاصله محل را ترک کرده اند. به دنبال اين اعترافات ، مشخص شد سارقان عصر روز 29 بهمن سال گذشته نيز به بهانه خريد انگشتر وارد مغازه جواهرفروشي اعتماد در شهرک مسعوديه تهران شده اند و وقتي صاحب طلافروشي انگشتري مورد نظر آنها را آورده ، سارقان در يک فرصت مناسب آن را پشت پيشخوان انداخته اند و زماني که فروشنده مي خواسته انگشتر را از زمين بردارد، وي را با ضربات چکش به قتل رسانده و 4 کيلوگرم از طلا و جواهرات مغازه اش را به سرقت برده اند. همچنين متهمان اعتراف کردند که بعد از آن به يک جواهرفروشي ديگر نيز در شهر تجر در حوالي خوانسار دستبرد زده و پس از سرقت 2 کيلوگرم طلا ، مرد جواهرفروش را مجروح و با خودروي مسروقه متواري شده اند. به اين ترتيب متهمان روانه زندان شدند و تحقيقات پليس براي يافتن 2 عضو فراري اين باند ادامه داشت تا اين که هفتم مرداد امسال يکي از سارقان فراري به نام حميد در خيابان تکاوران تهران شناسايي ، دستگير و براي تحقيقات به مرکز پليس کرج منتقل شد. مرد سارق در بازجويي هاي پليسي بصراحت به همدستي با ساير اعضاي باند اعتراف کرد و گفت : همراه يکي ديگر از اعضاي باند به نام مجتبي به جواهرفروشي در گلپايگان دستبرد زديم و پس از مجروح کردن صاحب جواهرفروشي و سرقت طلاها فرار کرديم.
      با اطلاعاتي که سارقان در اختيار ماموران قرار دادند ، تحقيقات ويژه کارآگاهان اداره يکم پليس آگاهي کرج براي يافتن اين سارق قاتل آغاز شد تا اين که وي پس از گذشت يک ماه و نيم از وقوع سرقت مرگبار طلافروشي امين در بومهن ، روز گذشته در حوالي شرق تهران شناسايي و درپي يک تعقيب و گريز چند ساعته از سوي کارآگاهان اداره يکم آگاهي کرج دستگير شد. مجتبي ، سارق قاتل پس از انتقال به مرکز پليس به جرايم خود اعتراف کرد.

      اعتراف آخرين عضو سارقان
      طلافروشي بومهن به يک قتل


      بازپرس احمدي رئيس شعبه 18 دادسراي امور جنايي کرج روز گذشته با اشاره به دستگيري آخرين عضو باند سارقان مسلح طلافروشي ها به خبرنگار ما گفت : مجتبي ، متهم فراري اين باند اعتراف کرده با همدستي يکي از دوستانش چند هفته پيش از سرقت به طلافروشي اعتماد در شهرک مسعوديه ، تهران نقشه دستبرد زدن به آنجا را طراحي کرده و به بهانه خريد انگشتر با يک دستگاه نيسان مسروقه به جواهرفروشي مراجعه و نقشه خود را عملي ساخته اند اما وقتي با مقاومت مرد جواهرفروش روبه رو شده اند با ضربات چکش او را به قتل رسانده و جواهرات را با خود برده اند و پس از تقسيم جواهرات مسروقه را فروخته اند. بازپرس احمدي ادامه داد: در ادامه تحقيقاتي که از اين مرد سارق به عمل آمده است ، مشخص شد وي 8 کيلوگرم طلا و جواهرات مسروقه را با خود حمل مي کرده است بنابراين با توجه به اظهارات سارق قاتل و با شناسايي مخفيگاه چند نفر از خريداران اموال مسروقه ، آنها نيز دستگير شدند.
      بنا بر اين گزارش ، مجتبي آخرين عضو باند سارقان مسلح طلافروشي بومهن روز گذشته با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد تا پس از تحقيقات تکميلي همراه همدستانش صحنه جنايت را بازسازي کند.

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #1203
        مردي که در پي يک درگيري خياباني يکي از هم محلي هاي خود را به قتل رسانده بود ، روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران اتهام خود را پذيرفت و از اولياي دم تقاضاي بخشش کرد.
        به گزارش خبرنگار جام جم ، ساعت 23 شامگاه چهارم تير سال گذشته يکي از اهالي اسلام آباد کرج با کلانتري 30 اسلام آباد تماس گرفت و از درگيري بين 2 جوان خبر داد. به دنبال اين تماس ، ماموران به محل حادثه اعزام و با جوان مجروحي به نام مرتضي روبه رو شدند که در گوشه اي از خيابان افتاده بود. بدين ترتيب مرد مجروح براي درمان به بيمارستان منتقل شد اما دقايقي بعد روي تخت بيمارستان تسليم مرگ شد و جسد وي با دستور بازپرس کشيک امور جنايي کرج به پزشکي قانوني انتقال يافت.
        ماموران در تحقيق از شاهدان عيني ماجرا پي بردند که سعيد يکي از هم محلي هاي مقتول عامل اين جنايت است. با کشف اين سرنخ ، مخفيگاه قاتل فراري شناسايي و وي دستگير و در بازجويي هاي پليسي به قتل مرد جوان (مرتضي) اعتراف کرد. روز گذشته متهم به قتل در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران حضور يافت.
        در ابتداي جلسه دادگاه ، داديار رضوانفر نماينده دادستان تهران به قرائت کيفرخواست پرداخت و براي مرد قاتل تقاضاي مجازات قانوني و اولياي دم نيز تقاضاي قصاص کردند سپس قاضي عزيزمحمدي از سعيد ، متهم به قتل خواست از خود دفاع کند.

        اظهار ندامت متهم در دادگاه

        سعيد ، متهم به قتل در اظهاراتش گفت : مرتضي دوستم بود ، هنوز هم باورم نمي شود که او را کشته باشم. شب حادثه من و دوستم علي در قهوه خانه بوديم که مرتضي (مقتول) همراه دوستش آمد و از پيراهنش 2 بسته اسکناس بيرون آورد و دو نفري شروع به شمردن پولها کردند. مرد قاتل ادامه داد: در يک لحظه از کار آنها خنده مان گرفت که همين موضوع باعث ناراحتي مرتضي شد و بعد ازدرگيري او راکشتم و از رفتار خود پشيمان هستم و از خانواده وي طلب بخشش دارم.

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #1204
          در ادامه تحقيقات پليس آگاهي تهران درباره نوزاد 5 روزه اي که از سوي مادرش در حياط يکي از مراکز بهزيستي به قتل رسيد ، رئيس سازمان بهزيستي ، دستور تحقيق از سوي يک گروه کارشناسي را در اين باره صادر کرد.
          به گزارش خبرنگار جام جم ، در پي قتل نوزاد پسر 5 روزه از سوي مادرش در حياط يکي از مراکز بهزيستي در شمال تهران ، متهم پس از دستگيري در شعبه دوم بازپرسي دادسراي جنايي با اعتراف به قتل گفت : 11 سال پيش ، به دليل اختلاف با والدينم ، از خانه ام در يکي از شهرهاي غربي کشور متواري شدم و در اين مدت بيش از 10 بار به اتهام روابط نامشروع دستگير شدم و با هويت هاي جعلي دوران محکوميت خود را سپري کردم.
          متهم اضافه کرد: پس از آن که متوجه شدم باردار هستم با مراجعه به بيمارستان عنوان کردم که سرپرستي ندارم و پس از وضع حمل ، تحويل بهزيستي شدم و از ترس اين که احتمالا فرزند معلولي خواهم داشت ، او را به حياط بهزيستي منتقل کردم و سپس به قتل رساندم.
          به دنبال اين اظهارات ، بازپرس حسين اصغرزاده در گفتگو با خبرنگار ما با اشاره به شرايط روحي متهم گفت : سهيلا (زن متهم) لحظه ارتکاب جنايت احتمالا دچار جنون آني شده است به همين دليل ، دستور انتقال وي به پزشکي قانوني براي انجام معاينات صادر شده و با ارسال نظريه پزشکي قانوني در ارتباط با پرونده اظهارنظر خواهد شد. اين گزارش حاکي است ، پس از انتشار خبر اين حادثه دلخراش ، ابوالحسن فقيه رئيس سازمان بهزيستي کشور ، دستور تشکيل يک گروه کارشناسي را در ارتباط با اين حادثه صادر کرد تا نسبت به شناسايي مقصران احتمالي حادثه اقدام شود. اين گروه کارشناسي ماموريت دارد ، در اولين فرصت و پس از تحقيقات تکميلي ، گزارش مربوط را به رئيس سازمان ارائه کند. بازپرس اصغرزاده در ارتباط با آخرين پيگيري هاي مربوط به حادثه ، به خبرنگار ما گفت : پرونده در شعبه 10 پليس آگاهي تهران با جديت در حال پيگيري است.
          وي در پاسخ به پرسش خبرنگار ما مبني بر احضار مقصران احتمالي حادثه گفت : پرونده در مرحله تحقيقات است و اگر مشخص شود کسي در ارتباط با شکل گيري حادثه نسبت به انجام مسووليت خود کوتاهي کرده ، بدون ترديد با برخورد قضايي مواجه خواهد شد.


          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #1205
            اعضای باند سرقت از مغازه‌ها و منازل شهر كرج معروف به «دالتون‌ها» با تلاش ماموران پلیس آگاهی شهرستان كرج دستگیر شدند.

            به گزارش ایسنا، سرهنگ مجید بزمون، رئیس پلیس كرج در تشریح روند دستگیری متهمان این پرونده گفت: به دنبال شكایت فردی مبنی بر سرقت لوازم ساختمانی از وی، تحقیقات پلیسی جهت شناسایی سارق و یا سارقان آغاز شد و ماموران در جریان تحقیقات نامحسوس پی بردند: اموال مسروقه توسط شخصی به نام «مجید» كه از مالخر‌های سابقه‌دار بوده است، در بازار به فروش رسیده است.

            وی افزود: ماموران در ادامه تحقیقات موفق به شناسایی و دستگیری «مجید» شده كه به دستگیری اعضای یكی از باندهای سرقت معروف به «دالتون‌ها» منجر شد.
            به گفته سرهنگ بزمون، با آغاز بازجویی‌های فنی و پلیسی از «مجید» مشخص شد كه متهم به همراه تعدادی از دوستانش، باند سرقت از مغازه‌ها و منازل در كرج تشكیل داده‌ و طی چند ماه گذشته، 18 فقره سرقت از منازل و مغازه‌ها مرتكب شده‌اند.

            بر پایه نتایج به دست آمده از تحقیقات پلیسی، متهمان این پرونده در توزیع مواد مخدر نیز در سطح كرج فعالیت می‌كردند و با توجه به اعترافات متهم، ماموران در بازرسی از منزل محل سكونت وی، 4 كیلوگرم حشیش كشف كردند.

            سرهنگ بزمون با اشاره به تحقیقات گسترده پلیس در خصوص سرقتهای رخ داده، گفت: در جریان تحقیقات بعدی بر روی این پرونده مشخص شد: سارقان علاوه بر سرقت از منازل و مغازه‌ها از یك سایت مخابرات در شمال «جهانشهر» نیز سرقت كرده‌اند.

            بدین ترتیب در حالی كه اقدامات اطلاعاتی پلیس جهت شناسایی و دستگیری سایر اعضای باند با شدت جریان داشت، ماموران پلیس آگاهی كرج طی یك عملیات غافلگیرانه موفق شدند، سایر اعضای باند به هویت «رضا»، «خسرو»، «بهنام» را دستگیر كنند.

            فرمانده انتظامی شهرستان كرج در ادامه گفت: با توجه به دستگیری سایر اعضای باند، پرونده ابعاد جدیدتری به خود گرفت و ماموران اقدامات پلیسی را برای شناسایی مالخران آغاز كردند تا سرانجام موفق شدند، «ص ــ م» و «خ ــ م» را شناسایی و دستگیر كنند.

            به گزارش ایسنا وی اضافه كرد: با اعتراف متهمان دستگیر شده به جرایم ارتكابی، اقدامات انتظامی جهت شناسایی مالباختگان آغاز شد.
            سرهنگ بزمون همچنین با اشاره به ادامه تحقیقات پلیسی در این باره، اظهار كرد: ماموران پلیس در حال تحقیق درباره سایر اعضای احتمالی این باند و تخلفات صورت گرفته توسط آنها هستند.

            Comment

            • Timsar
              Member
              • Apr 2003
              • 436

              #1206
              دو متهم كه به فاصله چند روز دختر جواني را مورد تعرض قرار داده و سپس از او فيلم و عكس تهيه كرده بودند، سرانجام با چهره‌نگاري و تلاش ماموران انتظامي بيرجند شناسايي و دستگير شدند.

              شرح حادثه

              ساعت 17 روز يكم شهريور ماه امسال بود، زن جواني كه به نظر دانشجو مي‌رسيد با هراس و ترس آشكاري كه روي صورتش ديده مي‌شد، وارد كلانتري 12 «بيرجند» شد.

              بر روي صندلي اتاق يكي از افسران تحقيق نشست و با چشماني پر از اشك، ماجرا را تعريف كرد: «الف ـ ص» 21 ساله هستم، دانشجو، اهل فردوس و ساكن بيرجند.

              يك هفته پيش، ساعت 21 زماني كه آخرين كلاسم تمام شد از دانشگاه بيرون آمد، مقابل درب ورودي دانشگاه منتظر تاكسي ايستاده بودم كه ناگهان يك خودرو پرايد هاچ بك مشكي رنگ مقابلم ايستاد، راننده جوان بود اما مشكوك به نظر نيامد، از اين رو سوار خودرو شدم و مقصدم كه ميدان امام (ره) بود را اعلام كردم.

              دختر جوان ادامه داد: هنوز دقايقي از سوار شدنم نگذشته بود كه راننده از طريق قفل مركزي، دربهاي خودرو را قفل كرد و مسيري كه به سمت ميدان امام (ره) مي‌رفت را رد كرده و با سرعت سرسام آوري به سمت «دشت علي‌آباد» تغيير مسير داد. ترس تمام وجودم را فرا گرفته بود، از نيت شوم راننده خبردار شدم، از اين رو با خواهش و التماس از او خواستم كه خودرو را متوقف كند اما او هيچ توجهي به ناله‌هاي من نكرد و ادامه مسير داد تا اين كه ناگهان پايش را روي ترمز قرار داد و در منطقه تاريكي، خودرو را متوقف كرد.

              وي به ماموران گفت: هيچ خودرو ديگري از آن منطقه نمي‌گذشت، تصور كردم مي‌خواهد مرا رها كند اما با پياده شدن از خودرو مرا نيز همراه خود برده و سپس با زور و تهديد، چاقويي كه از خودرو بيرون آورد، مرا مجبور به انجام عمل غيراخلاقي كرد.

              دختر جوان كه با گفتن آخرين جملات، قطرات اشك پهناي صورتش را پوشانده بود، گفت: پس از اين ماجرا، راننده مرا در همان محل رها كرد، من نيز بلافاصله با وضعيت كاملا آشفته‌اي به سمت خيابان اصلي حركت كرده و به هر زحمتي كه بود به خانه رفتم اما موضوع را با خانواده در ميان نگذاشته و از ترس آبرو هيچ شكايتي به پليس نكردم.

              ماجرا به همين جا ختم نشد

              با پايان يافتن اظهارات شاكي به نظر رسيد ماجرا به همين جا ختم شد اما دختر جوان ادامه داد: چند روزي از آن حادثه تلخ نگذشته بود كه ساعت 22 از اول خيابان معلم شهرستان بيرجند سوار بر خودرو پژو پرشياي بژ رنگي به مقصد خيابان طالقاني شدم، اين در حالي بود كه اين راننده نيز همانند حادثه قبلي، من را به سمت جاده خاكي منطقه اميرآباد برد.

              اين بار نيز با التماس و خواهش و حتي با زور مي‌خواستم خودرو را متوقف كنم اما راننده سمج‌تر از آن بود كه به خواسته من توجه كند، چرا كه نقشه شومي در سر داشت.

              پس از رسيدن به محل مخوف ناگهان متوجه شدم، شخص ديگري در همان محل انتظار مي‌كشد، وقتي دقت كردم، ديدم، ‌اين جوان همان راننده متجاوز خودرو پرايد است.

              هر دو راننده پس از پياده كردنم با تهديد چاقو مرا مجبور به بيرون آوردن لباسهايم كرده و سپس بدون توجه به التماس‌هايم با موبايل از من فيلم و عكس گرفتند. وقتي با التماس علت اين كار را پرسيدم، به من گفتند: اين فيلمها سندي مي‌شود تا تو فكر شكايت از ما را از ذهنت بيرون كني و به اين ترتيب پس از اتمام فيلمبرداري، آن دو محل را ترك كردند.

              از شناسايي چهره متهمان تا دستگيري

              بر اساس گزارش معاونت آگاهي ناجا، اين دختر جوان پس از اعلام شكايت در تحقيقات تكميلي، چهره هر دو متهم را شناسايي كرد كه در پي آن بررسي‌هاي پليسي جهت شناسايي و دستگيري متهمان آغاز شد.

              در تحقيقات گسترده پليس سرانجام يكي از متهمان به نام «ص ـ پ» دانشجوي يكي از دانشگاهها شناسايي و در اقدامي غافلگيرانه دستگير شد.

              متهم در بازجويي‌هاي انجام شده به جرم ارتكابي با همدستي شخصي با هويت «الف ـ ب» كه كارمند بانك است، اعتراف كرد.

              بدين ترتيب پرونده وي جهت ادامه تحقيقات به دادسرا ارجاع شد.

              در اين ميان جست‌و‌جوهاي پليسي جهت دستگيري متهم ديگر همچنان از سوي پليس در حال پيگيري است.
              604,780,0098,021

              ABI BARAYEH HAMISHEH

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #1207
                پس از دستگيري سه برادر افغاني به عنوان مظنون به قتل يك زن در ساختمان نيمه كاره و قتل جوان افغاني توسط هموطنش در قلهك، سومين جنايت اتباع افغاني در ايران طي پنج روز گذشته با دستگيري مردي كه سه ماه قبل همسرش را كشته و داخل چاهي انداخته بود، فاش شد.

                به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، روز گذشته، يك جوان افغاني با مراجعه به كلانتري 206 «بومهن» مدعي شد: پدرم پس از سه ماه به قتل مادرم اعتراف كرد.

                بنا بر اظهارات اين جوان به نام «امان اله» كه با حالتي پريشان به پليس مراجعه كرده بود، متهم به قتل جسد مادرش را داخل يك چاه آب كنار باغي در يكي از محله‌هاي بومهن به نام «ده كرده» انداخته بود.

                محمد تورنگ، رييس مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ با بيان اين كه جسد اين زن 41 ساله به هويت «گل هوس»، ساعت يك بامداد روز 20 شهريور ماه، در چاهي كه همسر وي به پسرش اعلام كرده بود، كشف شد، به ايسنا گفت: يك ساعت پس از كشف جسد، همسر مقتول به هويت «محمد ـ ب» 43 ساله در منزلش در بومهن دستگير شد و در بازجويي‌هاي پليسي به قتل همسرش اعتراف كرد.

                به گزارش ايسنا متهم به قتل كه به همراه پسر 21 ساله‌اش كارگر ساختمان است، انگيزه ارتكاب اين جنايت را اختلاف خانوادگي عنوان كرد.

                از سوي ديگر پسر مقتول طي اظهاراتي به ماموران با بيان اين كه پدرش طي مدت سه ماه غيبت مادرش گفته بود كه وي به افغانستان رفته و ديگر بر نمي‌گردد، اذعان كرد: از آنجا كه باور اين موضوع كه مادرم مرا ترك كرده، برايم سخت بود، سرانجام پس از پرس و جوهاي مكرر، پدرم به قتل مادرم اعتراف كرد.

                با اعتراف صريح متهم به قتل، پرونده جهت بررسي‌هاي تكميلي و صدور حكم تحويل مقام قضايي شد.


                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #1208
                  جواني كه برادرش را جهت معالجه و بررسي وضعيت روحي نزد پزشك برده بود، در همان محل با ضربات چاقوي وي به قتل رسيد؛ تحقيقات پليسي جهت اطمينان از سلامت رواني متهم به برادركشي آغاز شد.

                  شرح نحوه وقوع قتل در مطب پزشك

                  به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، مقارن ساعت 21 چهاردهم شهريور ماه سال جاري، ماموران معاونت آگاهي سنندج مطلع شدند: در ساعت 17:15 همان روز شخصي با هويت «ح ـ ف» در مطلب پزشكي واقع در خيابان پاسداران اين شهرستان از سوي شخصي با ضربات چاقو مجروح و بلافاصله به بيمارستان منتقل شده است.

                  با اعلام وقوع حادثه، ماموران آگاهي جهت بررسي موضوع به محل اعزام شده و تحقيقات پليسي را آغاز كردند و به اين ترتيب در بررسي‌هاي اوليه متوجه شدند: «ح ـ ف»، بعد از ظهر آن روز برادرش به نام «س ـ ف» 35 ساله كه از ناراحتي روحي و رواني، رنج مي‌برده را جهت مداوا به نزد پزشكي ‌برده كه ناگهان در مطب پزشك، با ضربات چاقوي وي از ناحيه قلب مصدوم و سپس متواري شده است.

                  در پي وقوع اين حادثه، «ح ـ ف» جهت مداوا به بيمارستان «بعثت» منتقل شد، اما به دليل شدت جراحات وارده جان باخت.

                  بر اين اساس با توجه به اهميت جنايت رخ داده، موضوع از سوي كارآگاهان آگاهي با حضور در بيمارستان مورد بررسي و تحقيقات گسترده قرار گرفت.

                  با تحقيقات انجام شده در مطب پزشك و بيمارستان، سرانجام آدرس محل سكونت متهم به قتل در روستاي «هشميز» سنندج به دست آمد اما عليرغم اعزام ماموران به موقعيت مورد نظر، هيچ اثري متهم به قتل يافت نشد.

                  بدين ترتيب از زماني كه ماموران مطلع شدند، متهم از محل سكونتش نيز متواري شده براي ادامه تحقيقات و به دست آمدن سرنخهايي از مخفيگاه وي، اولياي دم را مورد بازجويي قرار دادند.

                  اظهارات اولياي دم: متهم از بيماري رواني رنج مي‌برد

                  در اين ميان اولياي دم مقتول در بررسي‌هاي پليسي اظهار كردند: «س ـ ف» حدودا 4 سال است كه دچار بيماري روحي شده، به طوري كه از يك ماه پيش همسر و فرزندانش را از منزل بيرون كرده و در كوه و صحرا زندگي مي‌كند و از حالت رواني طبيعي برخوردار نيست.

                  به گزارش ايسنا و بنا بر نتايج تحقيقات صورت گرفته، هنوز يك شبانه‌روز از حادثه نگذشته بود كه يكي از بستگان مقتول با معاونت آگاهي شهرستان سنندج تلفني تماس گرفت و اظهار كرد: متهم را حوالي «شهرك كشاورز» كه به صورت پياده به سمت حسن‌آباد حركت مي‌كرده، مشاهده كرده است.

                  بدين ترتيب ماموران نيز بلافاصله به موقعيت اعلام شده عزيمت كردند و اين در حالي بود كه پيش از حضور ماموران در محل، «س ـ ف» از سوي يكي از بستگانش دستگير و به كلانتري 18 همان محل تحويل داده شد.

                  بر اين اساس ماموران آگاهي نيز با مراجعه به كلانتري 18، متهم را به معاونت آگاهي منتقل كرده و مورد بازجويي پليسي قرار دادند.

                  متهم: براي رهايي از برادرم و بازگشت به روستا مرتكب جرم شدم

                  «س ـ ف» در تحقيقات كارآگاهان پليس با اعتراف به ارتكاب قتل برادرش، مدعي شد: 5 روز قبل از حادثه، برادرم «ح ـ ف»، مرا از روستا به منزل خودش در شهرستان «سنندج» آورده و اجازه بازگشت به روستا را به من نمي‌داد.

                  وي ادامه داد: روز گذشته، زماني كه برادرم به همراه همسرش مرا به مطب پزشك بردند، من نيز از فرصت استفاده كردم و با برداشتن چاقويي از منزل «ح ـ ف» جهت بازگشت به روستا و رهايي از وضع موجود، او را مضروب كرده و سپس فرار كردم.

                  متهم همچنين به ماموران گفت: پس از ارتكاب قتل، تمام شب را در خيابانهاي سنندج سپري كردم.

                  با اعترافات متهم به قتل، پرونده تشكيل و متهم جهت بررسي وضعيت سلامت رواني به پزشكي قانوني منتقل شد.


                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #1209
                    برملا شدن رابطه پنهاني زن جوان با مرد غريبه، جنايتي ديگر از جنس شوهركشي را رقم زد.

                    به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، مقارن يكم مردادماه سال جاري، در پي اعلام مفقوديت يك مرد 39 ساله و كشف جسد سوخته مجهول الهويه مردي در ابتداي جاده روستاي گچ شني، مأموران نيروي انتظامي شيراز، تحقيقات پليسي را در اين باره آغاز كردند.

                    به اين ترتيب در جريان پيگيري‌هاي پليسي و با توجه به اين كه بدنبال وقوع جنايت، همسر مقتول متواري شده بود، پليس توانست، وي را به اتهام قتل در بندرانزلي شناسايي و دستگير كند.

                    با دستگيري اين زن و انتقال وي به آگاهي شيراز، وي در جريان بازجويي‌هاي فني و پليسي به عمل آمده لب به اعتراف گشود و اظهار كرد: ماجرا از آنجا آغاز شد كه همسرم از ارتباط غيراخلاقي من با مرد ديگري مطلع شد.

                    وي افزود: روز حادثه، پس از خروج همسرم از منزل، دوستم را به خانه دعوت كردم و تنها 30 دقيقه از حضور وي در منزل نگذشته بود كه ناگهان شوهرم به طور اتفاقي به خانه بازگشت و در مواجهه با مرد غريبه قرار گرفت.

                    بنا بر اظهارات همسر مقتول، در اين حال مرد غريبه بوسيله كارد آشپزخانه، شوهر اين زن را از ناحيه كتف مجروح كرده و سپس با استفاده از سلاح كمري، وي را به قتل مي‌رساند.

                    بر اساس گزارش مركز اطلاع‌رساني فرماندهي انتظامي فارس، اين زن در ادامه اعترافاتش به ماموران گفت: پس از قتل شوهرم، با يك دستگاه پيكان جسد وي را به خارج از شهر منتقل كرده و با بنزين و لاستيك، آتش‌ زديم.

                    وي ادامه داد: به اين ترتيب با تهيه سه جلد شناسنامه جعلي و سرقت وسايل منزل براي صحنه‌سازي به سمت بندر انزلي متواري شديم.

                    در پي اخذ اين اعترافات، جاعل شناسنامه‌ها دستگير و سلاح مورد استفاده متهم به قاتل نيز در جوي آبي واقع در خيابان ملاصدرا كشف شد.


                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #1210
                      كورس دو جوان موتورسوار در اتوبان بعثت پس از درگيري لفظي با قتل يكي از آنها پايان يافت.

                      به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، مقارن ساعت 23:45 روز گذشته، دو دوست جوان در اتوبان بعثت با يكديگر كورس موتورسواري گذاشتند.

                      در اين حال پس از دقايقي رقابت بين اين دو تن به هويت‌هاي «فرشاد» و «حميد»، وسيله نقليه آنها با هم برخورد كرده و در حالي كه از موتور پياده شده بودند، در كنار جاده با يكديگر درگير شدند.

                      بر اساس اين گزارش در جريان اين درگيري، «فرشاد» 23 ساله با برداشتن شيشه نوشابه از كنار جاده به طرف «حميد» 20 ساله حمله‌ور شده و پس از وارد كردن چندين ضربه به سر كه به شكسته شدن شيشه منجر شد، چند ضربه نيز به پهلوي وي وارد كرد و سپس متواري شد.

                      محمد تورنگ، رييس مركز اطلاع‌رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ با اعلام اين خبر به ايسنا گفت: با مشاهده جسد در كنار اتوبان توسط مردم، موضوع به پليس اطلاع داده شد و با حضور ماموران كلانتري 167 «دولت‌آباد»، تحقيقات پليسي در حالي آغاز شد كه جسد «حميد» كه بر اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست داده بود، به پزشكي قانوني انتقال يافت.

                      تورنگ افزود: با ارجاع پرونده به اداره ويژه قتل پليس آگاهي تهران بزرگ، تحقيقات پليس جهت دستگيري «فرشاد» آغاز شده است.

                      به اين ترتيب يك لحظه عصبانيت سرنوشت دو دوست را تغيير داد.


                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #1211
                        اقدام به خودكشي جوان 23 ساله با گاز، مرگ وي را در پي داشت.

                        به گزارش گروه «حوادث» ايسنا، خبر خودكشي اين جوان ساعت 19 و 28 دقيقه روز گذشته از سوي همسايگان به سازمان آتش نشاني اطلاع داده شد و بلافاصله ماموران ايستگاه 18 به محل حادثه واقع در بلوار كشاورز اعزام شدند.

                        يكي از همسايگان در خصوص اين حادثه اظهار كرد: «معين» در غياب اعضاي خانواده‌اش پس از بستن درب‌هاي منزل مسكوني‌شان و با باز گذاشتن شير گاز شهري اقدام به خودكشي كرد.

                        كمانگر، فرمانده ايستگاه 18 آتش نشاني نيز درباره اقدام به خودكشي پسر جوان، گفت: وقتي پدر و مادر اين جوان به خانه بازگشتند با درهاي بسته اتاق‌ها روبه‌رو شدند، از اين رو با كمك همسايگان درب منزل را شكسته و هنگامي كه وارد خانه شدند با جسد «معين» مواجه شدند كه در گوشه‌اي از اتاق افتاده بود.

                        كمانگر افزود: ماموران آتش نشاني بلافاصله پس از رسيدن به محل عمليات ايمن سازي منزل را آغاز كردند و ابتدا در و پنجره‌هاي خانه را باز كرده و سپس شير گاز را قطع كردند تا انفجاري رخ ندهد.


                        iran

                        Comment

                        • abadani69
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 21339

                          #1212
                          روز گذشته مجازات قصاص شهلا جاهد همسر ناصر محمدخاني از سوي شعبه 7 تشخيص ديوان عالي کشورتاييد شد.
                          به گزارش خبرنگار جام جم ، به دنبال قتل همسر ناصر محمدخاني ، يکي از فوتباليست هاي کشور در ميدان کتابي تهران در 17 مهرماه سال 81 ، موضوع به دستور قاضي وقت شعبه 1154 در دستور کار ماموران قرار گرفت و پس از ارجاع پرونده به پليس آگاهي تهران ، ماموران زني به نام خديجه جاهد (معروف به شهلا) را دستگير کردند که وي عنوان کرد به دليل ارتباط پنهاني با ناصر محمدخاني ، در غياب وي که در اردوي تيم در کشور آلمان به سر مي برد ، وارد خانه شده و پس از مخفي شدن در محل ، لاله سحرخيزان را غافلگير کرده و به قتل رسانده است.
                          به دنبال اين اعترافات ، صحنه جنايت به دستور قاضي فخرالدين جعفرزاده بازسازي شد و شهلا در مراحل مختلف محاکمه با انکار قتل لاله محمدخاني عنوان کرد تمام اعترافات ساخته تخيلات ذهني او بوده و وي نقشي در قتل لاله محمدخاني نداشته است.

                          صدور حکم قصاص

                          پس از برگزاري چند جلسه محاکمه ، قاضي حکم قصاص را صادر کرد و پرونده به شعبه 15 تشخيص ديوان ارسال شد. با تاييد حکم و درخواست وکيل مدافع متهم عبدالصمد خرمشاهي ، رئيس قوه قضاييه دستور بررسي پرونده را در يکي ديگر از شعبه هاي ديوان صادر کرد و اين بار پرونده در شعبه 7 تشخيص ديوان رسيدگي شد و بر اساس آخرين خبرها ، حکم صادره به تاييد قضات اين شعبه رسيده است.
                          به دنبال تاييد حکم قصاص شهلا ، عبدالصمد خرمشاهي ، وکيل مدافع متهم روز گذشته به خبرنگار ما گفت : شنيده هاي من نيز حاکي از تاييد حکم از سوي قضات شعبه 7 ديوان عالي کشور است اما هنوز دادنامه ابلاغ نشده و عنوان شده تا روز چهارشنبه حکم رسما ابلاغ خواهد شد.

                          به دنبال رضايت

                          وکيل مدافع متهم در پاسخ به پرسش خبرنگار ما مبني بر اقدامات بعدي در ارتباط با پرونده گفت : تلاش گسترده اي را براي جلب رضايت خانواده مرحوم لاله سحرخيزان آغاز کرده ايم تا مانع اجراي حکم شويم.
                          پس از مطرح شدن پرونده ، قوه قضاييه مساعدت فراواني در ارتباط با موضوع داشته است که رياست محترم قوه قضاييه توجه خاصي به افکار عمومي جامعه دارد و من از حسن نظر ايشان نهايت سپاسگزاري را دارم.
                          خرمشاهي افزود: براي جلب رضايت شاکيان پرونده تمام راهکارها را بررسي خواهيم کرد و با اشاره به اين نکته که قصاص حق اولياي دم مقتول است ، اما قانون براي فرد متهم نيز حقوقي در نظر گرفته است و با توجه به شناختي که من نسبت به اولياي دم مرحوم لاله دارم ، احتمال رضايت وجود دارد و در اين ارتباط قبلا به صورت غيرمستقيم مذاکرات انجام شده است.

                          شوراي حل اختلاف

                          وکيل متهم در ادامه تصريح کرد: سياست هاي قوه قضاييه بر اساس صلح و سازش است و من اميدوارم پرونده شهلا نيز همانند پرونده کبري (عروس 20 ساله) به شوراي حل اختلاف ارسال شود تا با دعوت از خانواده مرحوم لاله ، موضوع در اين محل مورد بررسي و تبادل نظر قرار گيرد. وي درخصوص اختلاف نظر ميان قضات در ارتباط با پرونده اتهامي گفت : در پرونده شهلا قضات در همه مراحل با هم اختلاف نظر داشته اند که اين اختلاف نظر به صورت اقليت و اکثريت بوده است.

                          آخرين پيگيري ها

                          خرمشاهي درخصوص آخرين وضعيت موکل خود گفت : به هر حال يک متهم وقتي به زندان محکوم مي شود ، دچار مشکلات روحي و رواني نيز مي شود. شهلا بارها عنوان کرده در قتل لاله نقشي نداشته و به عبارتي او قرباني شده است. موکل من بشدت متنبه شده و حتي بارها عنوان کرده احترام خاصي براي اولياي دم مرحوم لاله قائل است. خرمشاهي اضافه کرد: باورهاي مردم ما نشان از ايثار و گذشت است و من اميدوارم با توجه به روحيه بزرگ منشي خانواده سحرخيزان ، در آينده اي نه چندان دور شاهد گذشت آنها باشيم.

                          گفتگو با شهلا جاهد

                          به دنبال تاييد حکم در شعبه 7 ديوان عالي کشور ، شهلا جاهد به پرسش هاي خبرنگار ما پاسخ گفت. توجه شما را به اين گفتگو جلب مي کنيم.

                          از تاييد حکم قصاص خبر داري.
                          بله ، امروز در تماس با وکيل خود متوجه شدم حکم در ديوان تاييد شده است و حتي در تماسي که با شعبه 7 ديوان داشتم ، عنوان شد حکم براي تايپ به دبيرخانه ارسال شده و تا روز چهارشنبه اعلام خواهد شد.

                          با شنيدن خبر چه احساسي داشتي؟
                          به نظر شما بايد چه واکنشي نشان دهم ، به هر حال در اين 4 سال هر روز به مرگ فکر کرده ام ، فکري که ذره ذره وجود مرا ذوب کرده و شايد باور نکنيد روزي هزار بار آرزوي مرگ مي کنم.

                          چرا خانواده ات براي رضايت اقدام نکرده اند؟
                          نمي دانم ، شايد همه مرا فراموش کرده اند ، به هر حال سرنوشت من اين گونه رقم خورده است.

                          اگر حکم اجرا شود.
                          نمي دانم ، ديگر خسته شده ام.

                          از اقدامات وکيل خود اطلاع داري؟
                          بله ، مي دانم که او در تلاش و تکاپو براي نجات من است اما ديگر برايم اهميتي ندارد.

                          چرا؟
                          چون هيچ کس حرف مرا باور نکرد.

                          يعني قاتل نيستي؟
                          مي خواهيد تيتر بزنيد تا روزنامه تان فروش رود.

                          خير ، مي خواهيم واقعيت را بگوييد.
                          من قاتل نيستم و اي کاش پرونده ام دوباره بررسي مي شد. اگر هم نمي خواهند ، حکم را اجرا کنند.

                          کلام آخر
                          گفتني ها را قبلا گفته ام ، ديگر چيزي برايم باقي نمانده است. اميدوارم همه کساني که با من ابراز همدردي کردند ، در تمام مراحل زندگي موفق باشند.

                          چه درخواستي از مسوولان قضايي داري؟
                          من خواسته هايم را به وکيل مدافع خود گفته ام و به سهم خود از رياست محترم قوه قضاييه که توجه خاصي نسبت به من و يک زنداني ديگر به نام کبري داشتند ، تشکر مي کنم.

                          Comment

                          • abadani69
                            Senior Member
                            • Aug 2005
                            • 21339

                            #1213
                            چند جوان که با ربودن يک دختر ناشنوا او را مورد آزار و اذيت قرار داده اند ، به دستور بازپرس جنايي تحت تعقيب پليس آگاهي قرار گرفتند.
                            به گزارش خبرنگار جام جم ، چند روز پيش زني با مراجعه به شعبه سوم بازپرسي دادسراي جنايي با ارائه دادخواستي عنوان کرد ، دختر 16 ساله اي که ناشنوا و عقب مانده ذهني است ، پس از خروج از خانه گم شده و تلاش خانواده براي يافتن او بي نتيجه باقي مانده است.
                            به دنبال اين دادخواست ، دستور قضايي لازم صادر و پرونده براي پيگيري و تحقيق به پليس آگاهي ارجاع شد. بنابراين گزارش ، هنگامي که تحقيق در اين زمينه ادامه داشت ، ماموران انتظامي با دريافت گزارشي مبني بر اين که 3 نفر يک دختر 16 ساله را به يک منزل مسکوني در بلوار آهنگ منتقل کرده اند ، با عزيمت به محل ، 3 مرد جوان با مشاهده پليس اقدام به فرار کردند که 2 نفر از آنها دستگير و با تحقيق از دختر 16 ساله معلوم شد وي همان دختر عقب مانده ذهني است که 10 روز پيش از منزل خارج و والدينش ، گم شدن او را به پليس گزارش کرده اند.

                            ربايش دختر معلول

                            با انتقال متهمان به شعبه سوم بازپرسي ، تحقيق از آنها آغاز شد ، دختر معلول با ايمائ و اشاره عنوان کرد ، هنگامي که از منزل خارج شده از سوي 3 سرنشين يک خودرو با ضرب و جرح ربوده شده و به يک خانه ويلايي منتقل شده است.
                            وي افزود: در اين مدت بارها از سوي افراد مختلف مورد آزار و اذيت قرار گرفته است.
                            به دنبال اين اظهارات ، 2 متهم دستگير شده اعتراف کردند دختر معلول از چند روز پيش در اختيار افراد مختلف قرار داشت تا اين که يکي از دوستان قديمي ما عنوان کرد اين دختر از خانه فرار کرده و محل زندگي ندارد و هنگامي که او را به يک خانه منتقل کرده بوديم ، از سوي پليس دستگير شديم.
                            با صدور قرار قانوني براي دو متهم دستگير شده ، بازپرس روشن دستور دستگيري ديگر متهمان و شناسايي خانه ويلايي را صادر کرد. تحقيق در اين زمينه ادامه دارد.

                            Comment

                            • abadani69
                              Senior Member
                              • Aug 2005
                              • 21339

                              #1214
                              مردي که همراه پسرش به قصد ميهماني به خانه دخترش در يکي از محله هاي کرج رفته بود ، وقتي متوجه حضور مرد غريبه اي در منزل دخترش شد با همدستي پسرش دختر جوان و مرد غريبه را به قتل رساند.
                              به گزارش خبرنگار جام جم ، عصر 16 شهريور امسال مرد جواني همراه پدرش به کلانتري 32 حصارک کرج مراجعه و بيان کردند ، دختر خانواده را همراه با مرد غريبه اي ديده اند و هردوي آنها را به قتل رسانده اند. با اطلاعاتي که اين دو مرد در اختيار ماموران قرار دادند ، کارآگاهان اداره مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي کرج به محل حادثه در شهرک شهرداري اعزام و ناباورانه با جسد زن و مردي روبه رو شدند که گوشه اي از اتاق افتاده بودند. به اين ترتيب جسد مقتولان جوان با دستور بازپرس کشيک جنايي کرج براي بررسي علت مرگ به پزشکي قانوني و متهمان براي تحقيقات به اداره مبارزه با جرايم جنايي انتقال يافتند. پدر و پسر متهم به قتل ، در بازجويي هاي پليسي به قتل دختر خانواده و مرد غريبه اعتراف کردند. مرد سالخورده متهم به قتل گفت : عصر روز حادثه من و پسرم تصميم گرفتيم ، به ديدن دخترم برويم و جوياي احوالش شويم. وقتي به آپارتمان محل سکونتش رفتيم ، چندين بار در زديم اما هيچ کس در را باز نکرد. متهم به قتل ادامه داد: به در منزل يکي از همسايه ها رفتم و سراغ دخترم را گرفتم که وي بيان کرد ، وقتي شوهرش خانه را به مقصد محل کارش ترک کرده ، دخترم خانه بوده و از خانه خارج نشده است. با شنيدن اين حرفها مطمئن شديم دخترم در خانه است. وقتي از پله ها بالا رفتيم ، از کنار پنجره خانه اش متوجه حضور مردي شديم و بلافاصله در را شکستيم و وارد خانه شديم و به سوي آنها حمله کرديم و آنها را براي حفظ آبرو به قتل رسانديم. با اين اعترافات بازپرس زارع دستور قضايي لازم را صادر کرد.

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #1215
                                كلاهبرداري زني با دعانويسي و انرژي درماني» ...


                                «700 هزار تومان بده تا بختت باز كنم» ...


                                ....


                                اينها نمونه‌هايي از پرونده‌هاي ارجاعي به مراجع قضايي طي دو ماه گذشته است كه پليس در آن با فريب‌خوردگاني مواجه شد كه به خيال دستيابي به آرزوهاي شيشه‌اي و يا رفع حاجت در دام كلاهبرداران حرفه‌اي گرفتار شدند.


                                به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، در پرونده نخست زني 37 ساله با همدستي همسرش و ادعاي استفاده از روشي فرادرماني براي علاج انواع بيماري‌ها از افراد ساده‌لوح كلاهبرداري كرده و اين در حالي بود كه وي حتي در جريان بازجويي‌ها نيز ادعا مي‌كرد، از دو سالگي قدرت انرژي در وي وجود داشته است.


                                به اين ترتيب روز‌هاي يكشنبه و سه‌شنبه هر هفته، منزل اين زن كه در يك منطقه ويلايي در كرج بود، مملو از مراجعات مردمي مي‌شد و وي با ارائه انواع دعاهاي عربي، دادن مهره مار، نعل اسب و يا پمادهاي ساخته شده به ظاهر براي درمان مراجعان اقدام و بين 10 تا 35 هزار تومان در هر جلسه ويزيت دريافت مي‌كرده است.


                                همچنين در پرونده ديگر، زن رمال با توزيع كارت در بين زنان و دختران و انتخاب طعمه‌هاي خود عمدتا از ميان زائران، پس از گرفتن فال براي باز كردن بخت، رفع مشكل نازايي و زناشويي، از آنها اخاذي كرده بود.


                                نكته جالب توجه در اين پرونده آن بود كه زن جوان زن، براي رها شدن از دست شاكيان، خطاب به آنها اعلام كرده بود كه براي حل مشكلاتشان به مشهد مي‌رود و بزودي باز خواهد گشت.


                                در مقابل اين زن 28 ساله كه «سودابه» نام داشت، 22 شاكي قرار داشت كه از هر كدام مبلغي بالغ بر 500 تا 800 هزار تومان اخاذي كرده بود.


                                وي در جريان بازجويي‌هاي صورت گرفته عنوان كرد: با نفوذ در كاروان‌هاي زيارتي، زنان و دختراني كه مي‌خواستند به زيارت بروند را به خانه خود كشانده و به بهانه‌هاي مختلف از جمله اين كه «پدر يا مادرت به زودي خواهند مرد»، براي زنده نگهداشتن آنها از طريق ورد خواندن، پول مي‌گرفتم.



                                بنا بر تحقيقات انجام شده «سودابه» در سوءاستفاده‌اي ديگر، در پشت كارت ويزيت خود تصوير خيالي يكي از امامان را چاپ كرده بود تا از اين طريق نظر افراد را كاملا به خود جلب كند.



                                در تحليل كلاهبرداري تحت پوشش «رمالي و فالگيري»، سيد مجيد حسيني، كارشناس اداره كل مشاوره و مددكاري نيروي انتظامي به بررسي زمينه‌هاي وقوع اين نوع جرايم و شخصيت‌شناسي مخاطبان آنها پرداخته و سپس راهكارهايي را در خصوص پيشگيري از طعمه نشدن ارايه كرده است.



                                كارشناس اداره كل مشاوره و مددكاري نيروي انتظامي با هشدار اين كه فالگيران در بيشتر موارد به سراغ افراد آسيب پذير از جمله نيازمندان، افراد خوش باور و يا زودباور مي‌روند، گفت: متأسفانه برخي افراد از طريق خودتخريبي اوليه، معامله كردن، راهبردهاي ناكارآمد و تحقير خويشتن مغلوب و طعمه فالگيران يا كلاهبرداران مي‌شوند.


                                به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران ، سيد مجيد حسيني با بيان اين كه فالگيران، كلاهبرداراني هستند كه در تعامل با ديگران از فنون روانشناسي و اقناع در فريب دادن افراد ساده‌لوح بهره مي‌گيرند، اظهار كرد:

                                اين افراد با بحث‌هاي به ظاهر منطقي و جذاب، مخاطبانشان را قانع مي‌كنند و با استفاده از جملات و اظهارنظرهاي هيجاني و شناختي كه از باورها و نگرش‌هاي افراد دارند، آنها را به راحتي وسوسه مي‌كنند.

                                وي، آموزش مهارت‌هاي حل مسأله به افراد را در پيشگيري از وقوع چنين جرايمي مؤثر دانست و تأكيد كرد: زماني كه افراد براي حل يك مساله و يا انجام موفق يك موضوع حساس و مهم با مانع روبه‌رو مي‌شوند؛ بدون در نظر گرفتن امكانات موجود، متأسفانه تنها راه‌حل پيش رو را مراجعه به فالگيران مي‌دانند.

                                كارشناس اداره كل مشاوره و مددكاري ناجا، يكي از راه‌حل‌هاي موفق در پيشگيري از وقوع اين جرايم را انعطاف پذيري عنوان و خاطرنشان كرد: استفاده سازنده و مفيد از منابع حمايتي نيز يكي از مهارت‌هاي ديگر جهت پيشگيري از وقوع كلاهبرداري (نظير فالگيري) است كه بسياري از افراد آن را ناديده مي‌گيرند.

                                به گفته وي، منابع حمايتي به روش‌هاي مختلف به افراد كمك مي‌كنند تا با رويدادهاي تنش‌زا مقابله كنند، از اين رو به نفع شهروندان است كه با ارزيابي سيستم‌هاي حمايتي خود، بياموزند كه سيستم‌هاي حمايتي چگونه مي‌توانند به افراد كمك كنند، چراكه آگاهي از ميزان حمايتي كه مي‌توانيم از افراد خانواده، دوستان، موسسات و نهادهاي اجتماعي دريافت كنيم، به ما احساس برخوردار بودن از حمايت اجتماعي را مي‌دهد.

                                حسيني با تأكيد بر اين كه برخورداري از احساس حمايت اجتماعي به فرد آسيب ديده، اين نگرش را مي‌دهد كه در زمان نياز به كمك ديگران همواره بداند كه مشاوران و حاميني وجود دارند كه بتوان از كمك آنها بهره‌مند شد، اظهار كرد: به اين ترتيب وقتي از طرف ديگران حمايت مي‌شويم كه خود را افرادي مطلوب، مفيد، دوست داشتني و ارزشمند بدانيم.

                                به اعتقاد اين كارشناس اداره كل مشاوره و مددكاري نيروي انتظامي، يكي از مهارت‌هاي مهم ديگر در برخورد با چنين مسائلي، «مساله گشايي» است؛ مهارت كاربردي و مؤثر كه افراد مي‌توانند در برنامه‌ريزي براي برخورد با مشكلات زندگي از آن استفاده كنند و به اين ترتيب اعتماد به نفس در اين افراد افزايش مي‌يابد.

                                حسيني همچنين ارائه آموزش همگاني به مردم در خصوص انواع كلاهبرداري‌ها از جمله فالگيري، انجام مصاحبه و تحقيقات روانشناختي و جامعه شناختي از افرادي كه مرتكب اين نوع جرايم شده‌اند و نيز آنهايي كه در دام آنها گرفتار مي‌شوند، را در پيشگيري از وقوع اين گونه جرايم، حايز اهميت ارزيابي كرد و انجام پژوهش در خصوص بررسي رابطه بين «حمايت اجتماعي و سلامت رواني قربانيان كلاهبرداري» از سوي مبادي ذيربط را از جمله راهكارهاي اساسي ديگر در اين رابطه برشمرد.


                                iran

                                Comment

                                Working...