Roze Mobazere ba Selahaye chemical va biological

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    Roze Mobazere ba Selahaye chemical va biological

    مي*خوام نفس بكشم



    به مناسبت هشتم تير ماه، روز مبارزه با سلاح*هاي شيميايي و ميكروبي

    نشسته بود يه گوشه، زانو بغل كرده بود
    انگاري غير از خودش، تو دنيا هيچ*كس نبود

    گريه مي*كرد زار زار، هق***هق و هق*هق مي*كرد
    هر كي گريه*شو مي*ديد، از گريه*اش دق مي*كرد

    رفتم جلو به پيشش، دست رو سرش گذاشتم
    غصه*هاي عجيبشو روي دلم مي*كاشتم

    هنوز هق*هق مي*كرد، گريه امون نمي*داد
    اجازه باريدن، به آسمون نمي*داد

    گريه امون نمي*داد، حرف دلش رو بگه
    امون بهش نمي*داد كه مشكلش رو بگه

    صورتشو مي*گرفت، انگار يه جور حيا داشت
    نمي*دونم، شايد هم از روي من ابا داشت

    يه قطره *اشك از چشاش، غلتيد افتاد جلو پاش
    اومد اونو خاك كنه، آروم با انگشت پاش

    يهو خودش رو جمع كرد، زانوهاشو رها كرد
    سرش را از دست من، با ترس و لرز جدا كرد

    من به خودم اومدم، انگاري تازه فهميد
    كه من پيش اون هستم، آره، تازه منو ديد

    با چشماي كوچولوش، گفت كه من چي بگم
    طاقتشو نداري، بگم يه قطره از يم

    اون طرفي، بابامه، اين يكي هم مادرم
    اون يكي هم برادر، اين يكي هم خواهرم

    صورت ماهش ديدم، پر شده از آبله
    حتي دور چشاش هم، ديدم پر از تاوله

    لباش ديدم تكون خورد، آروم آروم وا مي*شد
    هر كي لباشو مي*ديد، محو تماشا مي*شد

    خواست که يه چيزي بگه، طفلكي خيلي زور زد
    ولي تاول تركيد، چرك و خونش بيرون زد

    رنگش يه دفعه برگشت، سينش به سرفه افتاد
    گفتم بسه حرف نزن، قلب من از جا افتاد



    از دهنش به جا حرف، يه لخته خون بيرون شد
    توي سر من خراب، زمين و آسمون شد

    دست و پامو جمع كردم، يهو عقب كشيدم
    باور كنيد مرگمو، با چشماي خود ديدم

    بعد يه مدتي كه آروم شدم دوباره
    نزديك اون اومدم، گريه مي*كرد بيچاره

    با نگاه غريبش، مي*گفت كه دارم مي*رم
    مي*گفت به همه بگيد، چه جور دارم مي*ميرم

    با دستاي لرزونم، شونه*هاشو گرفتم
    آروم آروم سرشو رو زانوهام گذاشتم

    نگاه كردم به بالا، به آسمون آبي
    يكي به من داشت مي*گفت: تو بيداري يا خوابي؟

    مي*گفت: اي آدما! گناه ماها چي بود؟
    اين بچه كوچولو، از شما چي خواسته بود؟

    بغض گلويم رو گرفت، اين دفعه اون آروم بود
    قلب پرستويي*اش، رو لب پشت بوم بود
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #2












    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #3












      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #4












        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • donsaeid
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 28300

          #5












          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          • donsaeid
            Senior Member
            • Nov 2005
            • 28300

            #6












            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment

            • donsaeid
              Senior Member
              • Nov 2005
              • 28300

              #7
              اعلام خبر محکوم شدن «علي حسن المجيد» معروف به «علي شيميايي» به اعدام با چوبه دار، در 3/4/86 طبيعتاً باعث خوشحالي تمام کساني است که در دوران حکومت صدام بر عراق، در معرض تهاجم سلاح*هاي شيميايي از سوي رژيم بعثي عراق قرار گرفته*اند. ده*ها هزار نفر از مردم عراق و ايران در دوران حاکميت بعثي*ها، بر اثر سلاح*هاي شيميايي کشته يا مجروح شدند به طوري که هنوز هم بسياري از مردم ايران به صورت روزانه با افرادي که از استنشاق گازهاي شيميايي دچار بيماري*هاي مزمن شده و دردِ يک رنج دائمي را تحمل نموده*اند و بعضاً به تدريج شهيد مي*شوند، مواجه هستند. تاکنون فقط اسامي پنجاه هزار جانباز شيميايي که هنوز از جراحت*هاي ناشي از دوران صدام رنج مي*برند در ايران به ثبت رسيده است و از پايان جنگ تحميلي تاکنون 158 نفر از آنها به شهادت رسيده*اند.

              ارتش صدام هشت ماه قبل از آن که شهر حلبچه عراق را باسلاح*هاي شيميايي مورد تهاجم قرار دهد، در بعد از ظهر روز هشتم تير ماه سال1366، شهر سر دشت ايران را با سلاح*هاي شيميايي مورد حمله قرار داد، به طوري که ده*ها نفر در اين شهر به شهادت رسيده و هزاران نفر نيز مجروح گرديدند. هم اکنون اسم 1324 جانباز شيميايي، فقط از شهر سردشت در بنياد شهيد به ثبت رسيده است.

              ارتش صدام علاوه بر اين، روستاهاي زيادي را در اطراف شهرهاي مريوان، کرمانشاه، بانه، ايلام و آبادان نيز با سلاح*هاي شيميايي مورد حمله قرار داد و افراد زيادي را در روستاهاي نژمار، زرده و آلوت که همگي از مناطق مسکوني و دور از اماکن نظامي بودند، دچار آسيب*ها و جراحت*هاي ناشي از استفاده از جنگ*افزارهاي شيميايي نمود.

              آنچه هم*اکنون باعث ناخرسندي قربانيان سلاح*هاي شيميايي مي*باشد، اين است که چرا دادگاه محاکمه صدام و دست يارانش از جمله «علي حسن المجيد» که مسئوليت امور حزب بعث در شمال عراق را برعهده داشت و جنايات بسياري را انجام داد، تبديل به فرصتي براي روشن شدن ابعاد جنايات بعثي*ها در همه حوزه*ها و به ويژه در موضوع به*کارگيري سلاح*هاي شيميايي عليه مردم عراق و ايران نشده است.



              گرچه در دادگاه علي شيميايي به موضوع حمله صدام در سال 1988 به حدود دو هزار روستاي کردنشين در شمال عراق که گفته مي*شود در جريان آن حدود 180 هزار نفر از مردم عراق کشته شده و صد*ها هزار نفر ديگر از خانه و زندگي خود آواره شده*اند، رسيدگي شد، ولي جاي اين سؤال باقي است که چرا در جريان محاکمه مرد شيميايي عراق، موضوع حمله ارتش بعثي به مردم بي گناه شهر سرد شت در غرب ايران و قتل حدود 90 نفر از آنها با سلاح*هاي شيميايي مطرح نشده است؟ چرا ابعاد جنايات صدام در به*کارگيري سلاح*هاي شيميايي در دوران جنگ تحميلي عليه رزمندگان اسلام مورد رسيدگي قرار نگرفته است؟


              چرا ارتش صدام از سال 1362 و حداقل به مدت شش سال در دوران جنگ تحميلي به طور مرتب از جنگ*افزارهاي شيميايي در جبهه*هاي جنگ استفاده مي*کرده است؟ چرا در اين دوران طولاني، قدرت*هاي عضو شوراي امنيت سازمان ملل و کشورهاي مرتجع عرب، يک بار هم صدام را محکوم نکردند و اقدامي براي جلوگيري از به*کار گيري اين سلاح*هاي ممنوعه از سوي دوست و هم پيمانشان يعني صدام حسين انجام ندادند؟

              براي بسياري از مردم جهان اين سؤال مطرح است که صدام چگونه به فناوري توليد سلاح*هاي شيميايي بسيار خطرناک از جمله گازهاي خردل، سيانور، گاز اعصاب GB و گاز سارين، دسترسي پيدا کرد؟ نقش دولت*هاي اروپايي در مجهز کردن ارتش صدام به اين سلاح*ها چه بوده است؟ هزينه*هاي بدست آوردن اين سلاح*ها را کدام يک از کشورهاي سرمايه*دار عربي در اختيار صدام حسين مي*گذاشتند*؟

              اين دادگاه مي*توانست فرصتي براي طرح اين سؤالات و پرسش*هاي ديگر باشد تا به روشن شدن بخشي از تاريخ جنايات ديکتاتوران، در خاورميانه کمک نمايد. ولي متأسفانه «علي حسن المجيد»، پسر عموي صدام، در شرايطي محکوم به اعدام مي*گردد که ديگر توانايي براي انجام جنايات بيشتر ندارد و در نتيجه، اين فرصت مردم جهان براي دانستن بيشتر دربارة جنايات او و هم دستانش از بين مي*رود.
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment

              • donsaeid
                Senior Member
                • Nov 2005
                • 28300

                #8
                Sardasht chemical weapons victims honored

                On Wednesday, Iranians and foreigners marked the 20th anniversary of the chemical attack on the Kurdish city of Sardasht in western Iran.

                Reza Jagiri, the director of the Medical Committee of the Society of People Disabled by Weapons of Mass Destruction, said the West was responsible for 400 chemical weapons attacks committed by the Saddam Hussein regime against Iranian and Iraqi people.



                In the vicious crime of the chemical bombardment of Sardasht, over 1000 civilians, including Iraqi refugees, were martyred and over 8000 were permanently disabled, he said as quoted by Al-Alam.



                The Saddam regime not only used chemical weapons against military forces but also targeted civilians in Iran and Iraq, and the massacres in Sardasht and Halabja are the best concrete examples of these heinous crimes, he noted.



                He went on to say that Sardasht had been the first victim of weapons of mass destruction since the nuclear attacks on Hiroshima and Nagasaki by the U.S. during World War II.



                Japanese citizens to visit WMD victims



                Meanwhile, a group of Japanese citizens from the city of Hiroshima and a number of foreign reporters visited the Khosravi border checkpoint in the western province of Kermanshah on Wednesday on the occasion of the National Day for the Campaign Against Chemical Weapons.



                According to IRIB, the group arrived in Kermanshah on Tuesday to visit the areas in the Iranian border regions that were attacked with chemical weapons during the 1980-1988 Iraqi imposed war and to meet victims of the chemical attacks.



                Qasr-e-Shirin Governor Shahriar Heydari welcomed the group and briefed the visitors on the Iraqi troops’ chemical attack on the region.



                He said, “The people of the world know something about Hiroshima and Nagasaki but know nothing about the Iranian cities destroyed by the chemical bombardments of Iraqi forces.”



                He expressed hope that such visits would inform the world about the terrible event of the chemical attack on Sardasht and would also lead to the expansion of friendship between the Iranian and Japanese nations.

                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment

                Working...