امير هوشنگ دولو قاجار، سلطان خاويار ايران
دولو از وابستگان دربار پهلوي و خدمتكار مخصوص شاه بود و هم اينكه شاه وابستگي عاطفي زيادي به وي داشت! دولو موجبات انبساط خاطر ملوكانه و تفريح شاه را فراهم مي كرد. تفريحاتي كه دل فرح را به درد مي آورد و همين امر موجب آن مي شد كه داستان اختلاف فرح و دولو در كاخ*هاي خاندان پهلوي بپيچد.
از دهه سي با سرازير شدن خاويار ايراني به سوي اروپا،اين محصول به عنوان يكي از مهمترين كالاهاي صادراتي و ارزآور ملي ايران مطرح شد. به قيمت دهه چهل شمسي سالي چندين ميليـون دلار (كه در آن سالها مبلغ مهمي بود) سهم صادرات اين محصول بود. شركت شيلات ايران كه متولي صيد و صيادي كشور بود بر صادرات اين محصول و عمل آوري آن نظارت مي كرد. فروش خاويار بدين گونه بود كه شيلات در مزايده اي كه هر چند گاه برگزار مي كرد انحصار آن را به اشخاص مي داد. اين كار كاملاً قانوني و طبق سلسله مقررات دولتي انجام مي گرفت، ولي در پس پرده اتفاق ديگري مي افتاد كه جاي تعجب داشت. در طول شايد دو دهه انحصار آن در اختيار دولو قرار گرفت.يعني اينكه هيچ شركت يا شخصي توان مقابله با او و شركت در اين مسابقه پر سود را نداشت. چرا كه دربار و شخص شاه پشتيبان دولو بودند.
در زمستان 1351 به شاه كه در حال گذراندن تعطيلات زمستاني خود در سن موريتس سويس بود خبر دادند كه يار غارش يعني امير هوشنگ دولو به جرم حمل مواد مخدر در فرودگاه ژنو به چنگ پليس افتاده است. اين امر براي شاه گران مي آمد. هم به خاطر اينكه دولو از وابستگان دربار پهلوي و خدمتكار مخصوص شاه بود و هم اينكه شاه وابستگي عاطفي زيادي به وي داشت! دولو موجبات انبساط خاطر ملوكانه و تفريح شاه را فراهم مي كرد. تفريحاتي كه دل فرح را به درد مي آورد و همين امر موجب آن مي شد كه داستان اختلاف فرح و دولو در كاخها و سرسراهاي قصرهاي خاندان پهلوي بپيچد.
دولو چنان نزد شاه محبوب بود كه حتي امير اسدالله علم نيز كه از ديگر نزديكان شاه بود جرات دور كردن وي را از دربار نداشت هر چند گاه و بي گاه در خاطراتش كنايه هايي به او مي زند.
بهترين وكلاي اروپايي براي استخلاص دولو اجير شدند و پولها و هداياي زيادي هزينه گرديد كه دولو در اسرع وقت از زندان آزاد گردد. وي آزاد شد و جلو چشم پليس سوييس با هواپيماي اختصاصي به ايران بازگردانده يا در حقيقت فراري داده شد. اين رسوايي تا مدتها نقل محافل مطبوعاتي اروپايي و خصوصاً مخالفان سلطنت پهلوي بود.
دولو كه قدر اين نزديكي به شاه را مي دانست از موقعيت خود به نحو احسن استفاده مي كــرد. وي واسطه اي بود براي كار چاق كني و جلب نظر شاه براي كساني كه دنبال منافع اقتصادي بودند. بسياري از افراد اين را مي دانستند و براي فراهم كردن تسهيلات يا شروع كار كه حتماً مجوز شاهانه را مي خواست به دولو متوسل مي شدند. دولو هم در مقابل پول هر كاري مي كرد و در موقعيتهاي مناسب كه شاه در خوشي و سرمستي بود مجوز آنان را فراهم مي كرد.
كار دولو فقط به اين امر منحصر نمي شد. زد و بندهاي مستقيم اقتصادي نيز براي خود مي نمود . از جمله اين زد و بندهاي اقتصادي انحصار خاويار ايران اين طلاي سياه درياي خزر بود. بعدها بسياري از محققان به اين نكته فساد انگيز دربار پهلوي در انحصاري كردن اقتصاد كشور به دست عوامل دربار اشاراتي كرده اند.
بعد از شروع دهه سي كه خاويار ايراني به سوي اروپا سرازير گشت خاويار همواره به يكي از مهمترين كالاهاي صادراتي و ارزآور ملي ايران مطرح شد. به قيمت دهه چهل شمسي سالي چندين ميليـون دلار (كه در آن سالها مبلغ مهمي بود) سهم صادرات اين محصول بود. شركت شيلات ايران كه متولي صيد و صيادي كشور بود بر صادرات اين محصول و عمل آوري آن نظارت مي كرد. فروش خاويار بدين گونه بود كه شيلات در مزايده اي كه هر چند گاه برگزار مي كرد انحصار آن را به اشخاص مي داد. اين كار كاملاً قانوني و طبق سلسله مقررات دولتي انجام مي گرفت، ولي در پس پرده اتفاق ديگري مي افتاد كه جاي تعجب داشت. در طول شايد دو دهه انحصار آن در اختيار دولو قرار گرفت. يعني اينكه هيچ شركت يا شخصي توان مقابله با او و شركت در اين مسابقه پر سود را نداشت. چرا كه دربار و شخص شاه پشت دولو را داشتند. هيچ گاه نام كس ديگري غير از دولو از صندوق مزايده بيرون نمي آمد به طوري كه همان زمان نيز نام دولو و خانواده اش به نام سلطان خاويار ايران ثبت شده بود.
سود خالص اين مزايده به جيب دولو مي رفت. و وي تنها به عنوان دلال يا واسطه، خاويار در اختيار شركتي ديگر كه وي نيز آشنا و دوستش بود – رياحي – قرار مي داد كه در اروپا توزيع كند.
البته گاهي اين دلالي در پرده خفا باقي نمي ماند و در همان سالهاي دور نيز از پس پرده بيرون مي افتاد. در سال 1345 به علت بي كفايتي و سوء استفاده دولو - رياحي كه دو عضو اصلي اين بازار دغل كاري بودند بازار اروپا به شدت براي خاويار ايران تنگ شد به طوري كه دهها تن از خاويار بسيار عالي ايران در انبارهاي شيلات ماند و رو به فساد مي رفت بدون آن كه خريداري براي آن يافت شود.
هويدا كه دو سال بيش نبود به نخست وزيري رسيده بود براي حل مشكل خاويار ايران در اروپا و امريكا هيئتي را به سرپرستي مهندس عزت الله نعيمي راهي آنجا كرد. نعيمي نيز در مأموريتي يك ماه و نيمه گزارشهاي زيادي براي هويدا ارسال كرد. گزارشهايي كه نشان دهنده زدو بندهاي افتضاح آميز و فسادآلود دو عامل انحصاري خاويار دولو - رياحي در اروپا بود. دروغ در گفتن نوع كيفيت و درجه بندي خاويار، غل و غش در فاكتورهاي فروش براي كم پرداختن ماليات تجاري ... از كمترين آن بود. سلسله گزارشهايي كه مي توانست هر شخص قدرتمندي را به زير بكشد ولي مي بينيم كه تا آستانه انقلاب اسلامي دولو به اين شغل اشتغال داشت و هيچ گزارشي خللي به كار وي وارد نمي كرد.
در اين مقاله دو گزارش از مهندس نعيمي در اين خصوص آورده شده كه باهم مي خوانيم:
پاريس – دوشنبه 28 آذر 1345 HOTEL POWERS
جناب آقاي نخست وزير؛
راجع به بازار و اينكه براي خاويار ايران چه مي شود كرد از ساعت 9 صبح امروز بنده با فروشندگان دست اول خاويار تماس گرفتم. قرار بر اين شده با حضور دو يا سه فروشنده بزرگ بعد از ظهر امروز جلسه داشته باشم و ايرادات و پيشنهادات آنها را بشنوم . متأسفانه در وسط اين جلسه آقاي رياحي با كمال بي ادبي اظهار مي دارند كه من رياحي از طرف شخص اعليحضرت شاهنشاه مورد حمايت هستم و به شما اخطار مي كنم كه از بحث با ايشان خودداري نماييد و طوري صحبت مي فرمودند كه منافي با شخصيت اعليحضرت و مملكت بوده است . من عين جملات كه جواب دادم بدون يك كلمه كم و كاست به عرض مي رسانم:
« گفتم اعليحضرت همايون شاهنشاه ممكن است به بعضي اشخاص اظهار لطف و مرحمت بنمايند ولي هرگز به هيچ كس به هيچ عنوان اجازه نمي فرمايند كه از اسم ايشان سوء استفاده بنمايند وانگهي من كاري به كار شما ندارم». و ايشان ازجلسه خارج شدند و من به مذاكره ادامه دادم. مراتب را براي استحضار عالي نوشتم و به تيمسار سپهبد خاتم هم خواهم نوشت زيرا اينها از هيچ دسيسه كوتاهي ندارند و خيلي راضي هستم زيرا در اين مدت كوتاه خيلي پيشرفت كرده ام و اميدوارم بتوانم بزرگ ترين خدمت در اين زمينه را به اعليحضرت و دولت جناب عالي و از اين باب به مملكت بنمايم. شما مي دانيد كه من از بلوفها از جا در نمي روم.
در گزارش آينده به عرض جناب عالي خواهم رسانيد كه بزرگترين نحوه سوء استفاده از خاويار چگونه به عمل مي آيد زيرا هنوز اطلاعات نهايي را به علت كار شكني هاي رياحي در اين جلسه نتوانستم به دست بياورم. اميدوارم در جلسه چهارشنبه تمام اين اطلاعات را به دست آورده كه تا در طرح نهايي راههاي پيشگيري پيش بيني شود. فراموش كردم كه بنويسم من نه با آقاي رياحي تماس گرفتم نه از ايشان دعوتي شده بود مسئله سوء استفاده كه در اين جا مي شود [ناخوانا] تحت الشعاع قرار داده است.
با تقديم احترام
مهندس عزت اله نعيمي
45/9/28
[در حاشيه ] من تا پنج روز در پاريس خواهم [ماند] اميدوارم كارهاي مقدماتي در اين پنج روز تمام بشود.
[امضاء ] نعيمي
دولو از وابستگان دربار پهلوي و خدمتكار مخصوص شاه بود و هم اينكه شاه وابستگي عاطفي زيادي به وي داشت! دولو موجبات انبساط خاطر ملوكانه و تفريح شاه را فراهم مي كرد. تفريحاتي كه دل فرح را به درد مي آورد و همين امر موجب آن مي شد كه داستان اختلاف فرح و دولو در كاخ*هاي خاندان پهلوي بپيچد.
از دهه سي با سرازير شدن خاويار ايراني به سوي اروپا،اين محصول به عنوان يكي از مهمترين كالاهاي صادراتي و ارزآور ملي ايران مطرح شد. به قيمت دهه چهل شمسي سالي چندين ميليـون دلار (كه در آن سالها مبلغ مهمي بود) سهم صادرات اين محصول بود. شركت شيلات ايران كه متولي صيد و صيادي كشور بود بر صادرات اين محصول و عمل آوري آن نظارت مي كرد. فروش خاويار بدين گونه بود كه شيلات در مزايده اي كه هر چند گاه برگزار مي كرد انحصار آن را به اشخاص مي داد. اين كار كاملاً قانوني و طبق سلسله مقررات دولتي انجام مي گرفت، ولي در پس پرده اتفاق ديگري مي افتاد كه جاي تعجب داشت. در طول شايد دو دهه انحصار آن در اختيار دولو قرار گرفت.يعني اينكه هيچ شركت يا شخصي توان مقابله با او و شركت در اين مسابقه پر سود را نداشت. چرا كه دربار و شخص شاه پشتيبان دولو بودند.
در زمستان 1351 به شاه كه در حال گذراندن تعطيلات زمستاني خود در سن موريتس سويس بود خبر دادند كه يار غارش يعني امير هوشنگ دولو به جرم حمل مواد مخدر در فرودگاه ژنو به چنگ پليس افتاده است. اين امر براي شاه گران مي آمد. هم به خاطر اينكه دولو از وابستگان دربار پهلوي و خدمتكار مخصوص شاه بود و هم اينكه شاه وابستگي عاطفي زيادي به وي داشت! دولو موجبات انبساط خاطر ملوكانه و تفريح شاه را فراهم مي كرد. تفريحاتي كه دل فرح را به درد مي آورد و همين امر موجب آن مي شد كه داستان اختلاف فرح و دولو در كاخها و سرسراهاي قصرهاي خاندان پهلوي بپيچد.
دولو چنان نزد شاه محبوب بود كه حتي امير اسدالله علم نيز كه از ديگر نزديكان شاه بود جرات دور كردن وي را از دربار نداشت هر چند گاه و بي گاه در خاطراتش كنايه هايي به او مي زند.
بهترين وكلاي اروپايي براي استخلاص دولو اجير شدند و پولها و هداياي زيادي هزينه گرديد كه دولو در اسرع وقت از زندان آزاد گردد. وي آزاد شد و جلو چشم پليس سوييس با هواپيماي اختصاصي به ايران بازگردانده يا در حقيقت فراري داده شد. اين رسوايي تا مدتها نقل محافل مطبوعاتي اروپايي و خصوصاً مخالفان سلطنت پهلوي بود.
دولو كه قدر اين نزديكي به شاه را مي دانست از موقعيت خود به نحو احسن استفاده مي كــرد. وي واسطه اي بود براي كار چاق كني و جلب نظر شاه براي كساني كه دنبال منافع اقتصادي بودند. بسياري از افراد اين را مي دانستند و براي فراهم كردن تسهيلات يا شروع كار كه حتماً مجوز شاهانه را مي خواست به دولو متوسل مي شدند. دولو هم در مقابل پول هر كاري مي كرد و در موقعيتهاي مناسب كه شاه در خوشي و سرمستي بود مجوز آنان را فراهم مي كرد.
كار دولو فقط به اين امر منحصر نمي شد. زد و بندهاي مستقيم اقتصادي نيز براي خود مي نمود . از جمله اين زد و بندهاي اقتصادي انحصار خاويار ايران اين طلاي سياه درياي خزر بود. بعدها بسياري از محققان به اين نكته فساد انگيز دربار پهلوي در انحصاري كردن اقتصاد كشور به دست عوامل دربار اشاراتي كرده اند.
بعد از شروع دهه سي كه خاويار ايراني به سوي اروپا سرازير گشت خاويار همواره به يكي از مهمترين كالاهاي صادراتي و ارزآور ملي ايران مطرح شد. به قيمت دهه چهل شمسي سالي چندين ميليـون دلار (كه در آن سالها مبلغ مهمي بود) سهم صادرات اين محصول بود. شركت شيلات ايران كه متولي صيد و صيادي كشور بود بر صادرات اين محصول و عمل آوري آن نظارت مي كرد. فروش خاويار بدين گونه بود كه شيلات در مزايده اي كه هر چند گاه برگزار مي كرد انحصار آن را به اشخاص مي داد. اين كار كاملاً قانوني و طبق سلسله مقررات دولتي انجام مي گرفت، ولي در پس پرده اتفاق ديگري مي افتاد كه جاي تعجب داشت. در طول شايد دو دهه انحصار آن در اختيار دولو قرار گرفت. يعني اينكه هيچ شركت يا شخصي توان مقابله با او و شركت در اين مسابقه پر سود را نداشت. چرا كه دربار و شخص شاه پشت دولو را داشتند. هيچ گاه نام كس ديگري غير از دولو از صندوق مزايده بيرون نمي آمد به طوري كه همان زمان نيز نام دولو و خانواده اش به نام سلطان خاويار ايران ثبت شده بود.
سود خالص اين مزايده به جيب دولو مي رفت. و وي تنها به عنوان دلال يا واسطه، خاويار در اختيار شركتي ديگر كه وي نيز آشنا و دوستش بود – رياحي – قرار مي داد كه در اروپا توزيع كند.
البته گاهي اين دلالي در پرده خفا باقي نمي ماند و در همان سالهاي دور نيز از پس پرده بيرون مي افتاد. در سال 1345 به علت بي كفايتي و سوء استفاده دولو - رياحي كه دو عضو اصلي اين بازار دغل كاري بودند بازار اروپا به شدت براي خاويار ايران تنگ شد به طوري كه دهها تن از خاويار بسيار عالي ايران در انبارهاي شيلات ماند و رو به فساد مي رفت بدون آن كه خريداري براي آن يافت شود.
هويدا كه دو سال بيش نبود به نخست وزيري رسيده بود براي حل مشكل خاويار ايران در اروپا و امريكا هيئتي را به سرپرستي مهندس عزت الله نعيمي راهي آنجا كرد. نعيمي نيز در مأموريتي يك ماه و نيمه گزارشهاي زيادي براي هويدا ارسال كرد. گزارشهايي كه نشان دهنده زدو بندهاي افتضاح آميز و فسادآلود دو عامل انحصاري خاويار دولو - رياحي در اروپا بود. دروغ در گفتن نوع كيفيت و درجه بندي خاويار، غل و غش در فاكتورهاي فروش براي كم پرداختن ماليات تجاري ... از كمترين آن بود. سلسله گزارشهايي كه مي توانست هر شخص قدرتمندي را به زير بكشد ولي مي بينيم كه تا آستانه انقلاب اسلامي دولو به اين شغل اشتغال داشت و هيچ گزارشي خللي به كار وي وارد نمي كرد.
در اين مقاله دو گزارش از مهندس نعيمي در اين خصوص آورده شده كه باهم مي خوانيم:
پاريس – دوشنبه 28 آذر 1345 HOTEL POWERS
جناب آقاي نخست وزير؛
راجع به بازار و اينكه براي خاويار ايران چه مي شود كرد از ساعت 9 صبح امروز بنده با فروشندگان دست اول خاويار تماس گرفتم. قرار بر اين شده با حضور دو يا سه فروشنده بزرگ بعد از ظهر امروز جلسه داشته باشم و ايرادات و پيشنهادات آنها را بشنوم . متأسفانه در وسط اين جلسه آقاي رياحي با كمال بي ادبي اظهار مي دارند كه من رياحي از طرف شخص اعليحضرت شاهنشاه مورد حمايت هستم و به شما اخطار مي كنم كه از بحث با ايشان خودداري نماييد و طوري صحبت مي فرمودند كه منافي با شخصيت اعليحضرت و مملكت بوده است . من عين جملات كه جواب دادم بدون يك كلمه كم و كاست به عرض مي رسانم:
« گفتم اعليحضرت همايون شاهنشاه ممكن است به بعضي اشخاص اظهار لطف و مرحمت بنمايند ولي هرگز به هيچ كس به هيچ عنوان اجازه نمي فرمايند كه از اسم ايشان سوء استفاده بنمايند وانگهي من كاري به كار شما ندارم». و ايشان ازجلسه خارج شدند و من به مذاكره ادامه دادم. مراتب را براي استحضار عالي نوشتم و به تيمسار سپهبد خاتم هم خواهم نوشت زيرا اينها از هيچ دسيسه كوتاهي ندارند و خيلي راضي هستم زيرا در اين مدت كوتاه خيلي پيشرفت كرده ام و اميدوارم بتوانم بزرگ ترين خدمت در اين زمينه را به اعليحضرت و دولت جناب عالي و از اين باب به مملكت بنمايم. شما مي دانيد كه من از بلوفها از جا در نمي روم.
در گزارش آينده به عرض جناب عالي خواهم رسانيد كه بزرگترين نحوه سوء استفاده از خاويار چگونه به عمل مي آيد زيرا هنوز اطلاعات نهايي را به علت كار شكني هاي رياحي در اين جلسه نتوانستم به دست بياورم. اميدوارم در جلسه چهارشنبه تمام اين اطلاعات را به دست آورده كه تا در طرح نهايي راههاي پيشگيري پيش بيني شود. فراموش كردم كه بنويسم من نه با آقاي رياحي تماس گرفتم نه از ايشان دعوتي شده بود مسئله سوء استفاده كه در اين جا مي شود [ناخوانا] تحت الشعاع قرار داده است.
با تقديم احترام
مهندس عزت اله نعيمي
45/9/28
[در حاشيه ] من تا پنج روز در پاريس خواهم [ماند] اميدوارم كارهاي مقدماتي در اين پنج روز تمام بشود.
[امضاء ] نعيمي


Comment