Announcement

Collapse
No announcement yet.

jjbb/The Most Beautiful Statements

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #16
    If yOu dOnt Believe In yOurSelf, No One Else Will....

    Comment


    • #17
      تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست
      ... . تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست
      ... . تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم
      ... . تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. ...

      Comment


      • #18
        توي آسمان چقدر جاي تو خالي است

        پرنده بر شانه هاي انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت : اما من درخت نيستم. تو نمي تواني روي شانه ي من آشيانه بسازي. پرنده گفت : من فرق درخت ها و آد م ها را خوب مي دانم. اما گاهي پرند ه ها و انسا نها را اشتباه مي گيرم. انسان خنديد و به نظرش اين بزر گترين اشتباه ممكن بود. پرنده گفت: راستي، چرا پر زدن را كنار گذاشتي؟ انسان منظور پرنده را نفهميد، اما باز هم خنديد. پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است . انسان ديگر نخنديد. انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد . چيزي كه نمي دانست چيست. شايد يك آبي دور، يك اوج دوست داشتني. پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را هم مي شناسم كه پر زدن از يادشان رفته است . درست است كه پرواز براي يك پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرين نكند فراموشش مي شود. پرنده اين را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال كرد تا اين كه چشمش به يك آبي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد . آنگاه خدا بر شانه هاي كوچك انسان دست گذاشت و گفت : يادت مي آيد تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي. راستي عزيزم، بال هايت را كجا گذاشتي؟ انسان دست بر شانه هايش گذا شت و جاي خالي چيزي را احساس كرد آنگاه سر در آغوش خدا گذاشت و گريست

        Comment


        • #19
          چه قدر شبيه خودت مي شوي وقتي.........

          چه قدر شبيه خودت مي شوي وقتي.........
          * نا مهرباني ها را با مهرباني پاسخ مي دهي .
          * به چهره هاي عبوس و اخمو لبخند هديه مي دهي .
          * فريادهاي حاکي از عصبانيت را با صداي بلند سکوت ، خاموش مي کني.
          * در تمام کارهايت فقط به خدا توکل مي کني .
          * بار همه زنديگيت را به خدا مي سپاري .
          * هر روز صبح تصميم مي گيري بهتر از ديروز زندگي کني .
          * به جاي ترسيدن از موانع ومشکلات ، با شور و شادي به راههايي فکر مي کني که تو را به موفقيت مي رسانند.
          * ايمان داري که خواستن ، توانستن است.
          * براي کمک به ديگران سر از پا نمي شناسي .
          * هميشه به خير و صلاح مردم کار مي کني .
          * اهداف بلند مدت و کوتاه مدت زنديگيت ، طعم معنوي دارند .

          Comment


          • #20

            Comment


            • #21
              Ziba ... !

              Comment


              • #22
                مي خوام رو قلبت يادگاري بنويسم

                گفت : مي خوام برات يه يادگاري بنويسم . گفتم:کجا ؟ گفت : رو قلبت . گفتم مگه مي توني ؟ گفت : آره سخت نيست ، آسونه. گفتم باشه .بنويس تا هميشه يادگاري بمونه. يه خنجر برداشت . گفتم اين چيه ؟ گفت : سيسسسسس. ساکت شدم . گفتم : بنويس ديگه ، چرا معطلي . خنجرو برداشت و با تيزي خنجر نوشت . دوست دارم ديوونه. اون رفته ، خيلي وقته ، کجا ؟ نمي دونم . اما هنوز زخم خنجرش يادگاري رو قلبم مونده. دوست دارم ديوونه

                Comment


                • #23
                  غم را بخاطر خودم آفريدم

                  فرشتگان روزي از خدا پرسيدند : بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد

                  Comment

                  Working...
                  X