The Second Revolution - 13 Aban

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    The Second Revolution - 13 Aban

    با انتشار بيانيه و اطلاعيه*هاي جداگانه صورت گرفت؛

    دعوت احزاب و گروهها از مردم براي حضور در راهپيمايي 13 آبان


    احزاب و گروههاي مختلف با انتشار بيانيه و اطلاعيه*هاي جداگانه از مردم براي حضور گسترده در راهپيمايي روز 13 آبان، روز تسخير لانه جاسوسي دعوت كردند.



    در بيانيه شوراي فرهنگي - اجتماعي زنان آمده است: امروزه به بركات مبارزات ضداستكباري مردم مبارز ايران اسلامي، بيش از هر زمان ديگر شاهد هزيمت آمريكا به عنوان سمبل استكبار جهاني در پهناي گيتي هستيم. تقلاي مفتضحانه آمريكا در عراق، تصويري كاملاً* وحشي البته واقعي از دولتمردان آمريكا در اذهان ملل آزاده* جهان پديد آورده،* شكستي سنگين براي غاصبان رقم زده است.
    اين بيانيه مي*افزايد:* شوراي فرهنگي - اجتماعي زنان ضمن حمايت قاطع از موضع عزتمندانه رياست محترم جمهوري اسلامي ايران مبتني بر تأكيد دگرباره بر «محو اسرائيل از صحنه روزگار» بر اين آرمان متعالي امام كبيرمان پاي مي*فشارد و به دولت*هاي مرعوب غرب و عموم مستكبرين عالم هشدار مي*دهد بيش از اين در مقابل خواست ملت فلسطين و احقاق حقوق مسلم آنان در مبارزه با اشغالگري نايستند.

    *در بيانيه حزب اعتدال و توسعه نيز آمده است: 13 آبان هر سال يادآور خاطرات ملتي است كه عزم آن دارد به دور از سلطه بيگانگان در پرتو سياست عزت، حكمت و مصلحت به راه خود رود.
    13 آبان 1343 يادآور خاطره شخصيتي بزرگ است كه با سخنان تاريخي خود در 4 آبان 1343 بر عليه لايحه استعماري كاپيتولاسيون، سبب خشم بيگانگان و دربار وابسته گرديد و در 13 آبان از سوي دربار پهلوي تبعيد گرديد.
    اين بيانيه مي*افزايد: سالها از 13 آبان 1358 مي*گذرد، با اين وجود دخالت**هاي كاخ سفيد در امور داخلي ايران را حدي نيست و همچنان با دخالت*هاي خود در امور داخلي كشور، سلطه*طلبي خود را به منصه ظهور مي*رساند كه نمونه عيني آن، دخالت*هاي اين كشور در مسئله انرژي اتمي ايران است. اما تاريخ ايران نشان داده است، ملتي كه خواهان عزت است، سلطه بيگانه را هيچ*گاه نمي*پذيرد، در همين راستا، حزب اعتدال و توسعه، مردم قهرمان ايران را به شركت پرشور و گسترده در مراسم 13 آبان دعوت مي*كند.

    *در اطلاعيه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به مناسب 13 آبان نيز آمده است: بزرگداشت يوم*الله 13 آبان زنده نگهداشتن ياد و خاطره جوانمرديها و رشادتهاي دانش*آموزان و جوانان اين مرز و بوم و نقطه عطفي در برخورد ملت ايران با دسيسه*هاي استكبار جهاني و شرارت*هاي آمريكا است و در ايام*الله انقلاب اسلامي، داراي ابعادي متنوعتر و پيامهايي عميقتر و بنياني*تر است و به گفته مقام معظم رهبري اولين مضمون سيزده آبان، رويارويي با رژيم آمريكا در پرتو نهضت اسلامي و بيداري اسلامي است.
    تسخير لانه جاسوسي كه با الهام از فرمان حضرت امام خطاب به دانشجويان و دانش*آموزان درباره گسترش اعتراضات انجام گرفته جهادي ابتدايي عليه استكبار و علامتي از فرا رسيدن نوبت سر بركشيدن جبهه حق و به هم خوردن موازنه*هاي استعماري و در هم شكستن صولت آمريكايي و بطلان تلقينات دهها ساله آنان براي مرعوب كردن ملتها بود.

    *نيروي مقاومت بسيج با صدور بيانيه*اي سيزدهم آبان سالگرد تسخير لانه جاسوسي آمريكا و روز ملي مبارزه با استكبار جهاني را گرامي داشت.
    در بخشي از اين بيانيه با اشاره به شرارت*هاي طولاني و مداوم شيطان بزرگ آمريكاي جهانخوار عليه انقلاب اسلامي و عدالت خواهان جهان آمده است: خوي و فلسفه وجودي سران نژادپرست، زورگو و اشغالگر آمريكا در تعارض مستقيم با ماهيت حق*محور انقلاب اسلامي است.
    در اين بيانيه ضمن اشاره به دروغ*پردازيها، جوسازيها و لجن*پراكني*هاي رسانه*هاي وابسته بر استكبار جهاني در مسائل مربوط به استفاده صلح*آميز نظام جمهوري اسلامي ايران از انرژي هسته*اي كه با تلاش دانشمندان متخصص و متعهد كشورمان بومي گرديده، آمده است: استقلال علمي، تحقيقي، اقتصادي ملتها عموماً و مسلمانان خصوصاً* با منافع چپاولگرانه اربابان زر و زور همخواني ندارد به همين لحاظ در اين برهه زماني، بيشترين فشارهاي ديپلماتيك و سياسي از كانال*هاي مختلف مثل شوراي امنيت سازمان ملل متحد به ايران اسلامي وارد مي*كنند تا به خيال واهي خود عزم راسخ و پولادين مسئولان و مردم ما را در پافشاري احقاق حقوق مسلم و روشن خود درهم بشكند كه البته تلاش مذبوحانه به آنان همانند آب در هاون كوبيدن است و به ياري خدا اين بار هم چون هميشه ملت عزيز ايران از بوته آزمايش سربلند بيرون خواهد آمد.

    *در اطلاعيه حزب مؤتلفه اسلامي به مناسبت يوم*الله 13 آبان آمده است: يوم*الله 13 آبان يادآور سه رويداد بزرگ تاريخ معاصر است.
    رويداد مهم تبعيد حضرت امام خميني (ره) به جرم دفاع از شرف و استقلال ايران، رويداد قتل*عام دانش*آموزان در 13 آبان 57 و بالاخره رويداد بزرگ انقلاب دوم يعني تسخير لانه جاسوسي آمريكا در 13 آبان 85.
    سه رويداد بزرگ ياد شده سه فراز از تاريخ شكوهمند انقلاب اسلامي است. در اين سه فراز دو نسل بزرگ انقلاب با فداكاري و از جان گذشتگي در راه عزت و عظمت كشور و ملت نقش*آفريني كردند، اكنون انقلاب را به نسل سوم سپرده*اند تا از آن صيانت كنند.
    امسال 13 آبان روز جهاني مبارزه با استكبار جهاني را در حالي برگزار مي*كنيم كه آمريكا با ماجراجويي دست به مانور نظامي در آبهاي خليج فارس زده است، امسال 13 آبان را در حالي برگزار مي*كنيم كه استكبار جهاني مشغول توطئه و شرارت در شوراي امنيت سازمان ملل عليه ملت بزرگ ايران است و بالاخره امسال 13 آبان را در حالي برگزار مي*كنيم كه قدرتهاي بزرگ در آهنگي واحه مي*خواهند جلوي پيشرفت و ترقي كشور را بگيرند و مدام چنگ و دندان نشان مي*دهند.

    *همچنين در بيانيه جهاد دانشگاهي به مناسبت روز ملي مبارزه با استكبار جهاني، آمده است: نام و عنوان «روز ملي مبارزه با استكبار جهاني» در فرهنگ انقلاب اسلامي به عنوان يك نقطه عطف بزرگ و سرنوشت*ساز، در تاريخ ايران و اسلام ماندگار و برقرار است. اهميت اين نام به دليل مصادف شدن چند رويداد حساس و عظيم تاريخي با يكديگر است كه از قضا از نظر گرايش*هاي ضداستكباري انقلاب اسلامي بغايت توامان و درهم تنيده هستند.
    چنين روزي علاوه بر اين نماد فرهنگ ايثار، پايداري و شكيبايي انقلابي از يك سو و استقلال*طلبي و عزت از سوي ديگر است.
    آمريكا در سال*هاي پربحران دهه*هاي اخير هيچ گاه از توطئه و خيانت دست برنداشته و همواره به صورت رسمي و به اصطلاح قانوني در پي* براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي است.
    تصويب بودجه*هاي سالانه براي مبارزه با ملت ايران از جمله اين موارد است. اما جريان استكبار نمي*داند كه اين انقلاب و اين نظام ثمره مجاهدت ملت و خون هزاران شهيد بوده و هيچ*گاه ارزش و اعتبار و اهميت آن كاسته نخواهد شد.
    اشغال لانه جاسوسي آمريكا به عنوان مركز مجهز توطئه عليه انقلاب اسلامي بود، تنها جرقه*اي از آتش خشم ملت ما به شمار مي*رود كه منجر به شكستن دست استكبار و ابهت شيطاني آمريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام به پيشتيباني مردم و به رهبري امام شكل گرفت و اين حركت تا هميشه تاريخ استكبار و استكبارستيزي موجب مباهات و مايه فخر حركت جهاني اسلام عليه آمريكا و همدستان كينه*جوي او گرديد و براي دانشجويان و دانشگاهيان به عنوان بزرگترين نماد عزت و استقلال طلبي و استكبارستيزي به شمار رفت و بر مبناي رسالت ديني و تعاليم انقلابي امام راحل (ره) حركتي مستدام است كه امروز بيش از پيش موجب بيداري و هشياري اين قشر بوده و خواهد بود.
    دانشجويان به خوبي مي*دانند كه پيروزي و صف*شكني آنان در روز تسخير لانه جاسوسي در سايه درك و تحليل صحيح از مسائل جهاني و ضرورت*هاي جامعه بوده و امروز نيز در گرو اتحاد و انسجام و يكپارچگي و پيروي و تبعيت از رهنمودها و اوامر رهبر معظم انقلاب اسلامي است
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #2
    The Second Revolution

    In November 1979, the newly-established Islamic Republic was barely seven months old. The deposed Iranian tyrant, Mohammad Reza, was a `high-profile' wanderer Mahdi Bazargan`s interim gov`t had failed in establishing country-wide order, and the political and social atmospheres were dense and vulnerable. Anti-revolutionary figures, trends, and organizations were doing their utmost to dislodge the revolutionary gov't and to render the sacrifices the nation had made, fruitless. Coups were in the making, and all these facts contributed to destabilize the country. The caner administration's rather naive decision to accept the ex-Shah and to ignore all popular and formal Iranian demands for his extradition, plus the administration's covert and overt aids and support for elements who were trying in vain to topple the popular Islamic Republic, added fuel to the flames of hatred for the U.S. already kindled. A group of university students-who later introduced themselves as Muslim students following the line of Imam Khomeini-ultimately decided to seize the `embassy' of the U.S. to protest the irresponsible and arrogant stance towards the plights of the Iranian nation. It was only after the embassy's take over that the nation found out the true nature of American under-cover activities at the `diplomatic' premises. Occupying a foreign embassy is considered to be a rejected act, both according to international law and in inter-governmental relations. Nevertheless, diplomatic corps and premises have an internationally accepted definition. Sophisticated communications and eavesdropping apparatus, as well as classified documents suggested, the `embassy' was actually what the Iranian people have ever since named it: an espionage den. The documents-30 volumes plus of which have been published-all bear witness to the sustained interventionist (foreign) policy of consecutive U.S. administrations; to the perpetual tendency in American statesmen to create and dispose foreign gov`ts according to their desires and interests; and even in the real interest of the American nation. The takeover marked a turning point in the relations of third world countries with the United States, contributing greatly to promoting awareness of nations, and exposing the true face of American diplomacy. Eversince then, nations-and even gov- ernments-have moved in cautious steps in expanding their relations with Washington. Imam Khomeini's affirmation of the brave student action was-in fact-a stance serving multiple purposes: to promote national and Islamic self confidence and self-esteem, to strengthen the position and status of the oppressed against the hegemony of the `great powers', and to underline the fact that for international relations to be lasting and concrete, they have to be based on equality, sincerity, and mutual respect.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #3
      بررسي واقعه تسخير لانه جاسوسي

      انقلاب دوم


      تسخير لانه جاسوسي و گروگان*گيري چهارصدوچهل*وچهار روزه بيش از پنجاه*نفر از كاركنان سفارت امريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام(ره)، اقدامي بزرگ و كم*نظير، نه*فقط در سطح كشور يا منطقه بلكه در سطح جهان بود كه آثار و پيامدهاي مثبتي را چه در داخل و چه در خارج از كشور به دنبال داشت. بازبيني اين پيامدها نشان مي*دهد كه واقعه مذكور در مجموع به سود انقلاب اسلامي تمام شده و در راستاي حفظ، تداوم و تعميق آن نقش مثبت ايفا كرده است.


      ميان عبارت اشغال سفارت امريكا و عبارت تسخير لانه جاسوسي استكبار جهاني فاصله*اي به بزرگي يك ايدئولوژي قرار دارد و بسته به اين*كه شخص داراي چه ايدئولوژي و مكتبي باشد، تفاوت مي*كند. براي ما ايرانيان تسخير لانه جاسوسي گامي بلند در جهت حراست از انقلاب اسلامي و استيفاي حقوق پايمال*شده مردم است و هرچه رسانه*ها و سازمانهاي جهاني سعي كنند آن را مورد مذمت قانوني و ديپلماتيك قرار دهند، مردم ايران از وقوع دومين انقلاب خود پشيمان نخواهند شد. تاريخ، شاهد است كه تحت عنوان مصونيت ديپلماتيك، محموله*هاي ديپلماتيك و آداب ديپلماسي، چه مظالم و فجايعي كه بر سر ملل مظلوم مشرق زمين، به*ويژه مسلمانان، نرفته است. اكنون بايد جاسوسخانه*بودن سفارت امريكا در تهران و به*ويژه برنامه*ريزيها و فعاليتهاي براندازانه آنها عليه انقلاب و حكومت نوپاي جمهوري اسلامي، به عرصه پژوهشهاي مستند تاريخي رسيده و روشنفكران و انديشمندان جهان از انگيزه*هاي برحق ملت ايران در حمله به سفارتخانه امريكا مطلع شوند. با مطالعه اين مقاله، با برخي از جنبه*هاي اين رويداد مهم تاريخي آشنا مي*گرديد.
      عليرغم گذشت قريب به سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي، اين واقعه كماكان در معرض توجه بسياري از متخصصان، كارشناسان و علاقمندان به نهضتهاي ضداستكباري و ضداستعماري قرار دارد و علاوه بر نفس واقعه انقلاب، حوادث مختلف پس از پيروزي انقلاب كه موجب حفظ و تداوم آن شده*اند نيز هميشه در معرض توجه بوده*اند. در ميان اين حوادث، تسخير لانه جاسوسي امريكا ــ كه از سوي امام راحل(ره) انقلاب دوم لقب گرفت ــ جايگاهي عظيم در تاريخ انقلاب اسلامي پيدا كرد؛ زيرا اين واقعه نقش مهمي در قطع ريشه*هاي امپرياليسم در ايران و نيز پايان*بخشيدن به سلطه ضمني امريكا بر كشورمان ايفا كرد.
      تسخير لانه جاسوسي و گروگان*گيري چهارصدوچهل*وچهار روزه بيش از پنجاه*نفر از كاركنان سفارت امريكا توسط دانشجويان پيرو خط امام(ره)، اقدامي بزرگ و كم*نظير، نه*فقط در سطح كشور يا منطقه بلكه در سطح جهان بود كه آثار و پيامدهاي مثبتي را چه در داخل و چه در خارج از كشور به دنبال داشت. بازبيني اين پيامدها نشان مي*دهد كه واقعه مذكور در مجموع به سود انقلاب اسلامي تمام شده و در راستاي حفظ، تداوم و تعميق آن نقش مثبت ايفا كرده است.

      پيامدهاي داخلي تسخير لانه جاسوسي

      الف*ــ شفاف*شدن مواضع گروهها استعفاي دولت موقت
      حركت دانشجويان مسلمان پيرو خط امام(ره) و تسخير لانه جاسوسي از سوي آنان، يكي از بزرگترين حركتهاي ضداستكباري در تاريخ انقلابهاي مردمي بود كه روح خودباوري و استكبارستيزي را بار ديگر در ملت ايران و نيز در ديگر ملتهاي محروم متبلور ساخت. اين حركت، اسطوره ابرقدرتي امريكا را براي هميشه درهم شكست و فصل جديدي از تاريخ پرشكوه انقلاب اسلامي را رقم زد.

      مردم انقلابي ايران كه عمري زير چكمه دژخيمان غربي و به*ويژه امريكا، لگدمال شده بودند، با شنيدن خبر فتح لانه جاسوسي، در تاييد اين اقدام، ماهها در جلوي سفارت تسخيرشده آن كشور اقدام به راهپيمايي نمودند. اما در كنار اين تاييد مردمي، شاهد اتخاذ مواضع گوناگون ديگري نيز بوديم. حضرت امام(ره) و نيروهاي ارزشي و اصولگرا كه همراه واقعي انقلاب محسوب مي*شدند، عمل دانشجويان را به*شدت مورد تاييد قرار داده و از آن حمايت كردند و گروههاي ليبرال و چپ و نيز سردمداران دولت موقت، به بهانه عدم تناسب اين اقدام با اصول و شرايط بين*الملل، به*شدت از اين عمل انقلابي انتقاد كردند تاآنجاكه دولت موقت استعفا نمود.
      در واقع اشغال سفارت امريكا از اين حيث دو بعد داشت: يكي سقوط دولت موقت و ديگري شفاف*شدن مواضع كليه گروهها، نيروها و جريانهاي سياسي كه به*ظاهر يا واقعا با انقلاب همراه شده بودند.
      اشغال سفارت، از نظر داخلي، به حاكميت ليبرالها و ميانه*روها پايان داد. ليبرالها كه عمدتا طيف جبهه ملي و نهضت آزادي را شامل مي*شدند، معتقد بودند كه روحانيت و نيروهاي مذهبي قادر به اداره كشور نيستند و تنها بروكراتها و ليبرالها از توانايي اين كار برخوردارند. متاسفانه مشي سازشكارانه و حمايت*گونه دولت موقت و عدم اعتقاد به خط امام و اقدامات انقلابي، موجب كندشدن حركت انقلابي گرديده بود و مردمي را كه با شور و شوق در انقلاب شركت كرده بودند، از صحنه خارج نموده و چيزي نمانده بود انقلاب اسلامي بيست*ودوم بهمن 1357.ش نيز مانند نهضت مشروطه و نهضت ملي*شدن صنعت نفت، از مسير اصلي خود منحرف شود. در اين شرايط بود كه اقدام ناگهاني و انقلابي دانشجويان، انقلاب را دوباره در مسير اصلي آن قرار داد و سرعت و پويايي اوليه را به آن بازگرداند. درواقع تسخير لانه جاسوسي و حمايت امام از اين اقدام، موجب سقوط خط سازش شد و انقلاب را ازهمان*ابتدا از افتادن در يك روش و انديشه غلط حفظ نمود.
      هاشمي رفسنجاني مي*گويد: «من اين را مي*پذيرم كه بازرگان و دوستانش ازمدتهاقبل به اين نتيجه رسيده بودند كه نمي*توانند كار كنند. آقاي مهندس بازرگان كه به جلسات مي*آمد، هروقت به مشكل برخورد مي*كرد و يا چيزي را كه مي*خواست تصويب نمي*كرديم، مي*گفت: “خودتان بياييد اداره كنيد.” يا فرض كنيد اگر كسي از ما سخنراني مي*كرد ــ بخصوص آيت*الله خامنه*اي و شهيد بهشتي كه گاهي انتقاد مي*كردند ــ ايشان سخت عصباني مي*شد و مي*گفت: “من كار نمي*كنم و نمي*توانم كار كنم”... . استعفاي قبلي را به خاطر تصويب مساله ولايت فقيه در خبرگان داده بودند. بعد از ولايت*فقيه هم اينها ديگر دلگرم نشدند كه كار كنند... اين*كه ايشان گفته*اند: دو هفته قبل از اين حادثه [تسخير لانه جاسوسي] استعفاي خودشان را به شوراي انقلاب دادند، من اطلاع ندارم. بعيد است كه ايشان استعفا داده باشند و من ندانم. شايد در زمان سفر ما به مكه بود. اخيرا هم مذاكرات شوراي انقلاب را خوانده*ام، استعفايي نديدم.»[i] درواقع آقاي هاشمي رفسنجاني علت استعفاي بازرگان و دولت موقت را، قضيه اشغال لانه جاسوسي مي*داند «بله، يعني به جايي رسيدند كه ديدند ديگر نمي*توانند. بهانه بهتري هم براي استعفا پيدا كرده بودند و شرايطي هم بود كه نمي*توانستند كار بكنند.»[ii]
      در كنار مساله سقوط دولت موقت و بي*اعتباري جريانهاي ليبرال، بايد به سقوط ارزش گروههاي چپ نزد مردم نيز اشاره كرد. گروههاي چپ و ماركسيست كه به دنبال سركوب گسترده خود در دوران پهلوي، توانسته بودند پس از پيروزي انقلاب، در فضاي سياسي كشور عرض*اندام كنند، بيش*ازهرچيز به ضدامپرياليست و ضدامريكايي*بودن خود فخر مي*فروختند و خود را سردمدار حركتهاي ضدامپرياليستي قلمداد مي*كردند. آنها نيروهاي مذهبي را به دليل مواضع شرعي! فاقد پتانسيل لازم براي مبارزه با امپرياليسم مي*دانستند و انقلاب اسلامي را هم يك انقلاب سطحي داخلي و ناشي از اختلافات شاه و روحانيت تحليل كرده، بر طبق گفته*هاي ماركس، به انجام حركتهاي كارگري ضدامپرياليستي براي دستيابي به جامعه آرماني سوسياليستي معتقد بودند. اين گروه كه به واسطه شعارهاي تند خود، هواداراني نيز به دست آورده بودند، در برابر حركت توفنده و انقلابي تسخير لانه جاسوسي حيرت*زده شدند و براي جانماندن از قافله، مدتي از اين اقدام دانشجويان حمايت كردند. آنها علاوه بر صدور اعلاميه*هايي در تاييد اين حركت، در محل لانه جاسوسي نيز حضور يافتند تا به عنوان پيشتازان مبارزه با امپرياليسم مورد استقبال قرار گيرند؛ اما به*دليل آغاز افشاگريهايي كه مضر به حال اين جريانها بود، پس از مدتي سكوت، مواضع خود را تغيير داده و حركت دانشجويان پيرو خط امام(ره) را «يك حركت چپ از موضع راست» قلمداد كردند.
      اقدام دانشجويان، عليرغم تمامي جنجالهايي كه از سوي گروههاي چپ*گرا برپا شد، اتهام امريكايي*بودن انقلاب اسلامي را برطرف ساخت؛ چراكه برخي بر اين باور بودند كه امريكا به*خاطر جلوگيري از وقوع يك انقلاب سوسياليستي در ايران، انقلاب اسلامي ايران را هدايت كرده است. اما اين رخداد سياسي توسط دانشجويان پيرو خط امام(ره)، آن دسته از گروههاي چپ كه به همراهي با انقلاب تظاهر مي*كردند ــ مانند چريكهاي فدايي خلق، حزب توده و گروههاي التقاطي نظير منافقين ــ را دچار نوعي سياست* انفعالي كرد و به*اصطلاح، اين گروهها وجهه ضدامريكايي خود را از دست دادند
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #4
        .
        به*طورخلاصه مي*توان موضعگيري كليه گروههاي سياسي غيراصيل چپ و راست را كه دلبستگي واقعي به امام(ره) و نظام و مردم نداشتند و تنها درصدد دستيابي به مطامع سياسي خويش بودند، به سه مرحله تقسيم كرد:

        1ــ در مرحله اول، كليه گروهها، به دنبال حمايت شديد و جدي امام و مردم از حركت دانشجويان، مجبور شدند ولو با يك تاخير حداكثر چندروزه، سرانجام حمايت خود را از حركت دانشجويان اعلام كنند و پشتيباني ظاهري خود را از اين اقدام به اطلاع همگان برسانند.

        2ــ در مرحله دوم، كه با افشاگري*ها آغاز شد، گروههاي سياسي مختلف، عكس*العملهاي متفاوتي نشان مي*دادند: برخي از آنها با دانشجويان تماس گرفته و از آنها مي*خواستند اسنادي را عليه رقبايشان افشا كنند. اما دانشجويان اين درخواستها را رد مي*كردند؛ زيرا قصد داشتند بي*طرف و به*دور از منازعات سياسي حركت كنند.[iii] علاوه*براين گروههايي كه افشاگري*ها بر ضد آنها بود، بلافاصله عليه دانشجويان موضعگيري كرده و آنان را به طرفداري از گروههاي خاص متهم نمودند.[iv] برخي گروهها نيز ضمن حفظ خونسردي، تلاش مي*كردند اين مرحله را با سكوت پشت سر بگذارند.

        3ــ در مرحله سوم، با اتمام افشاگري*ها و آغاز مذاكرات مجلس براي آزادسازي گروگانها، گروههايي كه در ابتدا از ترس امام و مردم به تاييد حركت تسخير لانه جاسوسي پرداخته بودند، نظرات و نيات واقعي خود را آشكار ساختند و ضمن انتقاد شديد از اقدام دانشجويان، آنان را محكوم كردند. به*عنوان*مثال ابوالحسن بني*صدر، اولين رئيس*جمهور معزول ايران اسلامي كه در نهايت پس از همدستي با منافقين از كشور متواري شد، ابتدا بالاجبار پشتيباني ظاهري خود را از اين اقدام اعلام كرد و گروگان*گيري را در واكنش به اقدامات امريكاييها توصيف نمود.[v] اما يك*ماه بعد، بني*صدر به دنبال تداوم افشاگري*هايي كه مي*ترسيد خود او را نيز شامل شود، ضمن مخالفت با گروگان*گيري، به شعور ملت انقلابي ايران نيز توهين نمود و گفت: «با گروگان*گيري و استفاده از زور مخالفم و نتيجه نخواهد داد. مردم ايران عجول هستند و دنبال هدفهاي دور نمي*روند و تحمل آن را نيز ندارند و هدفهايي را كه جنبه موضعي و حال دارد، دنبال مي*كنند و چون اين هدفها اساسي نيست، كمتر موفق مي*شوند.»[vi]

        ب*ــ تثبيت خط امام

        شايد مهمترين اثر تسخير لانه جاسوسي را بتوان تثبيت خط امام دانست كه به دنبال شفاف*شدن مواضع نيروها و گروههاي مختلف، صورت گرفت. اين مساله از دو جنبه قابل بررسي است: يكي تامل بر حال و هواي آن روز جامعه ايران و هضم اين مساله كه نيروهاي اصيل و طرفدار واقعي انقلاب براي پيشبرد اهداف خود با چه مشكلي روبرو بوده*اند و تسخير لانه جاسوسي چگونه موجب حل اين مشكل شد؛ ديگري نقل آن بخش از اسناد لانه جاسوسي است كه در آنها به بررسي عملكرد امام(ره) و نيروهاي اصولگرا پرداخته شده و ارادت آنان به انقلاب و مخالفت حقيقي اين گروهها با امريكا را نشان مي*دهد، امري كه موجب ارتقاي جايگاه اين بخش از نيروهاي سياسي در جامعه ايران شد و تاكنون ادامه پيدا كرده است.
        تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، تمام نيروهاي سياسي موجود در جامعه ايران، عليرغم اختلافات و اهداف مختلف، در جبهه*اي متحد و در مقابل نظام شاهنشاهي قرار گرفته بودند؛ اما به دنبال پيروزي انقلاب، به فاصله كوتاهي، كشور با ظهور و حضور دهها گروه و سازمان سياسي مواجه شد كه هركدام خط*مشي خاص خود را داشتند. مسلما اين گروهها از جنبه*هاي مختلف قابل تقسيم*بندي هستند، اما از لحاظ اعتقادات ايدئولوژيك و مذهبي، احزاب مذكور به دو دسته مذهبي و غيرمذهبي تقسيم مي*شدند. گروههاي غيرمذهبي متشكل از سازمانهاي مستقل و بزرگي مانند حزب توده، گروههاي كوچك مختلف ماركسيست، جبهه ملي و ديگر گروهها بودند. سازمانهاي سياسي غيرمذهبي اكثرا داراي سابقه تشكيلاتي چندين*ساله بودند و فعاليت بسياري از آنها به دهه*هاي 1330 و 1340.ش بازمي*گشت. اين گروهها داراي تشكيلات، سازمان سياسي و اهداف مشخص بودند كه با توجه به تجارب سياسي خود، صحنه فكري و تبليغاتي انقلاب را به دست گرفتند.
        در مقابل، طيف مذهبي و به*اصطلاح بچه*مسلمانها قرار داشتند. نيروهاي خط امام(ره) و حزب جمهوري اسلامي كانونهاي اصلي اين طيف به شمار مي*رفتند. آنها گرچه درواقع با حمايت اكثريت مردم بيشترين زحمات را براي انقلاب كشيده بودند اما ازآنجاكه فاقد تشكيلات و تجربه سياسي بودند، كم*كم جريان امور پس از پيروزي انقلاب تاحدزيادي به دست نيروهاي مقابل افتاد و صحنه سياست جامعه در دست آنها قرار گرفت. آنها ابتدا در دانشگاهها دست به ايجاد دسته*بندي سياسي زدند و توانستند با منسجم*كردن طرفداران خود و با برنامه تبليغاتي منظم، قشر قابل توجهي از دانشجويان را به سمت خود جذب نمايند.[vii]
        ازسوي*ديگر در ميان جريانهايي كه داعيه مذهبي داشتند، ازيك*سو جريان روحانيت و نيز مردمي قرار گرفته بودند كه پشت سر روحانيت حركت مي*كردند و در سمت ديگر، جريانهاي به*اصطلاح روشنفكري حضور داشتند كه تضادشان با امام و امت هنوز آشكار نشده بود و از جمله در راس آنها گروهك منافقين و نهضت آزادي قرار داشتند.[viii] منافقين در آن زمان جاروجنجال تبليغاتي شديدي برپا كرده و در مسير تضعيف انقلاب قدم برمي*داشتند، به*طوري*كه خود را سردمدار مخالفت با امپرياليسم دانسته و بچه*مسلمانها را مرتجع معرفي مي*نمودند تاجايي*كه عده*اي از همين جوانان مسلمان به*دليل نداشتن تشكيلات قوي، مرعوب فضاي تبليغاتي آنان شده و از صف هواداران و حاميان امام(ره) و روحانيت جدا *شدند. ازاين*رو نيروهاي اصلي و قوي حركت اسلامي در دانشگاهها، به فكر تشكيل يك نهاد واحد براي سازماندهي دانشجويان افتادند و پس از ارتباطي كه با حضرت امام(ره) برقرار نمودند، دفتر تحكيم وحدت را در تابستان سال 1358.ش تشكيل دادند. درواقع با افزايش انسجام اين تشكل بود كه بحث اشغال سفارت به عنوان عاملي براي تثبيت خط امام پيش آمد.
        حميد انصاري، از نزديكان امام و قائم*مقام فعلي موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام(ره)، در راستاي تثبيت خط امام مي*گويد: «تصميم اشغال لانه جاسوسي هيچ نوع تصادمي با خط امام نداشت؛ زيرا چند روز قبل از آن، حضرت امام(ره) در سخنراني خود درباره سياست امريكا در كشور و مسائل دولت موقت، طي سخناني تند و منطقي به سياستهاي سازشكارانه حمله كرده و نسبت به اظهارات امريكا در ايران اعتراض كردند. پس*ازآن تلقي دوستان انجمنهاي اسلامي اين بود كه بايد يك كار اساسي انجام داد تا انقلاب از اين مرحله كه كشور بر اثر سياستهاي ناكارآمد و ضعفهاي دولت موقت در آستانه هرج*ومرج قرار گرفته و حتي زمزمه*هاي تجزيه*طلبي نيز از گوشه و كنار به گوش مي*رسيد، از ورطه انحراف مشابه آنچه در مشروطيت اتفاق افتاده بود، نجات پيدا كند و بر مبناي همين تحليل، حركت اشغال لانه جاسوسي صورت گرفت و دقيقا مواضع حضرت امام بلافاصله بعد از اين واقعه و پيامها و اطلاعيه*هاي بعدي نشان مي*داد كه برداشت دانشجويان كاملا درست بوده است.»[ix]
        اما افشاي اسناد لانه جاسوسي نيز علاوه بر افشاي ماهيت غرب*زده*ها و ليبرالها، موجب مشخص*شدن اصالت جريان خط امام و همچنين استقلال*طلبي و غرب*ستيزي آنان گرديد.
        امريكاييها كه از سرشت ضداستكباري حضرت امام و روحانيت تابع ايشان، آگاهي داشتند و مي*دانستند كه انقلابيون اصيل هرگز با امريكا سازش نخواهند كرد، يكي از برنامه*هاي خود براي مقابله با انقلاب را تضعيف امام و خط امام مي*دانستند. دراين*رابطه به نمونه*اي از اسناد لانه جاسوسي اشاره مي*نماييم: «اگر هر گروه ميانه*رو و متمايل به غرب به مبارزه عليه ملاها برخيزد، در مورد او به*عنوان يك گروه (مترقي) با علاقه تمام تبليغ خواهيم كرد.»[x]
        سفارت امريكا راهكارهايي را براي مقابله با خط امام طرح*ريزي كرده بود كه تسخير سفارت مجال عملي*شدن آنها را نداد و درنهايت خط امام به*بهترين*نحو تثبيت شد. «مادامي*كه جهت سياسي دقيق ايران اتخاذ نشده و مادامي*كه قدرت روحانيت توسط ديگر گروهها كم نشده، ما بايد طوري رفتار كنيم كه بتوانيم با جناح روي*كارآمده سازش كنيم و اين در حالي است كه يك پيوند محكم بتوانيم با ديگر گروههاي سياسي برقرار كنيم... در اين موقع حساس، هيچ دولتي قادر نيست كه حكومت ايران را سرنگون كند. پس بايد از در مسالمت*آميز با ايران درآمده و به گسترش كارهاي عملي كمك نمود، [از جمله] جلب عناصري در ارتش و گروههاي ميانه*روي مذهبي كه در آينده نقش خاصي خواهند داشت و جلب اعتماد رژيم در جهت كاهش عكس*العمل*هايي كه در آينده به*نوبه*خود در ثبات موثر خواهد بود... از هرگونه مجادله دوري مي*شود. در اين مدت ما يك معامله را با دولت موقت تنظيم مي*كنيم. ما مي*خواهيم در عرض اين مدت، سوءظن رهبران را برطرف و تاجايي*كه ممكن است با آنها طرح دوستي بريزيم.»[xi]
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • donsaeid
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 28300

          #5

          اما جنبه ديگر تثبيت خط امام كه ناشي از تسخير جاسوسخانه امريكا بود، به افشاي اسناد سفارت امريكا در مورد امام(ره) و ياران واقعي آنها مربوط مي*شد كه ارادت و ايمان حقيقي اينان به انقلاب و آرمانهاي آن را مشخص كرد و مردم را در پشتيباني از خط امام بيش*ازپيش مطمئن ساخت. در اين مجال به ذكر برخي اسناد در مورد امام، سپاه، كميته*ها و برخي ياران امام(ره) مي*پردازيم:

          ـــ در بخشي از اسناد لانه جاسوسي در مورد امام چنين مي*خوانيم: «عقايد [امام] خميني ضد هرگونه خارجي است، مخصوصا امريكا. او مايل است كه روابط كلي با امريكا قطع شود... [امام] خميني داراي عكس*العملي قاطع، سازش*ناپذير و سخت است.»[xii]

          ـــ در اسناد لانه جاسوسي، از سپاه پاسداران به عنوان يك نيروي جدي حامي انقلاب كه به منظور حفظ دستاوردهاي انقلاب شكل *گرفته، ياد شده است. «اين سپاه به*عنوان چشم و گوش انقلاب اسلامي عمل مي*كند و به*عنوان نيروي مخصوص امام جهت درهم*كوبيدن هر نوع حركت ضدانقلابي از هر طرف كه بر عليه دولت اسلامي باشد، وارد عمل مي*شود... سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به*عنوان نگهبان سرسخت انقلاب اسلامي عمل مي*كند. اين افراد با شوق و ذوق، ميهن*دوستي و روحيه فداكاري اسلامي را تعليم مي*دهند.»[xiii]
          در سندي ديگر، امريكايي*ها در مورد كميته*ها مي*گويند: «كميته*هاي انقلاب از [امام] خميني حرف*شنوي دارند و از دولت موقت مستقل هستند و سعي دارند براي خود قانون وضع كنند و اعمال آنها اكثرا مانع كوششهاي دولت موقت در جهت تثبيت حاكميتش مي*باشد.»[xiv]
          در يكي از اسناد در مورد شهيد دكتر بهشتي، به*صراحت به طرفداري ايشان از امام و اسلام انقلابي اشاره شده است. «[امام] خميني و دستياران نزديك او مثل دكتر بهشتي آرزومند تنبيه تبهكاران گذشته بوده و قصد بازگشت به اسلام اصيل مكتبي دارند.»[xv]
          در سندي در مورد شهيد آيت*الله مطهري، از ايشان با عنوان دوست نزديك امام و دبير كميته مركزي انقلاب، توصيف شده است.[xvi] در سند ديگري، از نقش موثر وي در دوره انقلاب و در همراهي با نهضت امام صحبت به ميان آمده است.[xvii]
          نكته مهمي كه در خاتمه اين بخش بايد به آن توجه نمود، به تاثير واقعه اشغال لانه جاسوسي بر ساخت قدرت در نظام جمهوري اسلامي مربوط مي*شود. تا پيش از وقوع جريان تسخير، اداره كشور به*طورعمده در دست دولت موقت بود. رئيس دولت، مرحوم مهندس بازرگان، در آن هنگام بيش از هفتاد سال سن داشت و ديگر اعضاي كابينه نيز از چهل تا بيش از هفتاد سال سن داشتند.[xviii] لذا مشاهده مي*شود عليرغم*آنكه نسل جوان آن زمان و دانشجويان، نقش اساسي و بسيار مهمي را در جريان پيروزي انقلاب اسلامي ايفا كردند، اما آن*طوركه بايدوشايد، در مناصب اداري و اجرايي به كار گرفته نشدند.
          اما تسخير لانه جاسوسي از سوي دانشجويان پيرو خط امام(ره) به*يكباره آنان را به درون ساخت قدرت تزريق كرد. اين عده كه تا پيش*ازاين تجربه چنداني از كار اجرايي نداشتند، با ساماندهي كميته*هاي مختلفي براي اداره گروگانها، تنظيم معاملات خود با جهان خارج و گروهها و احزاب سياسي مختلف داخلي، برگزاري سمينارها و كنفرانسهاي مختلف و بسياري امور ديگر، در زمان كمتر از دو سال براي برعهده*گرفتن پستهاي حساس سياسي آماده شدند و نظام، با حضور مديراني مواجه شد كه بين بيست*وپنج تا سي*وپنج سال سن داشتند ولي توانايي خود را براي برعهده*گرفتن مناصب مختلف نشان داده بودند.
          شايد شاخصترين اين افراد ــ از ميان مردان ــ سيد عزت*الله ضرغامي، حبيب*الله بيطرف، مرحوم دكتر رحمان دادمان، ابراهيم اصغرزاده و محسن ميردامادي باشند كه عهده*دار مسئوليتهاي مهمي شدند كه از آخرين سمتهاي آنان مي*توان به*ترتيب به رياست سازمان صداوسيما، وزارت نيرو، وزارت راه و ترابري، نمايندگي مجلس شوراي اسلامي و رياست كميسيون سياست خارجي و امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي اشاره كرد و در ميان خانمها نيز معصومه ابتكار، سخنگوي دانشجويان، مشاغل اجرايي كوچك و بزرگي را برعهده گرفت و در دوره رياست*جمهوري آقاي خاتمي، سمت معاونت رئيس*جمهوري و رئيس سازمان حفاظت محيط زيست را برعهده داشت.
          نكته مهم اين*كه، روند حضور نيروهاي جوان و انقلابي در ساخت قدرت، تنها محدود به دانشجويان پيرو خط امام(ره) نشد و اين كار آنان، عرصه را براي ديگر نيروهاي متعهد و ارزشي ــ اما جوان ــ هموار ساخت تا بتوانند مناصب مختلفي را در نظام جمهوري اسلامي برعهده گيرند.

          ج*ــ تقويت همگرايي ملي و رفع خودباختگي

          مردم با حضور وسيع و دائمي خود در جلوي سفارت و انجام تظاهرات، از قيد و بند همه نارضايتي*هايي كه در اثر حركت محافظه*كارانه دولت موقت در آنها اتخاذ شده بود، رها شدند. آنها روند معمولي گرايش مجدد به امريكا را كه ظرف نُه ماه پس از پيروزي انقلاب شكل گرفته بود، متوقف كردند و دوباره حول محور امام و مقابله با استكبار جهاني، با هم متحد و يكپارچه شدند. درواقع اشغال سفارت سابق امريكا موجبات اتحاد و انسجام همه نيروهاي متعهد و حزب*اللهي را براي مقابله با تهديدي بزرگتر و مبارزه*اي وسيع*تر فراهم ساخت و امريكا را كه خطر آن رو به فراموشي بود، مجددا به عنوان دشمن شماره يك كشور در اذهان مردم انقلابي زنده كرد.[xix]
          اشغال لانه جاسوسي باعث شد فعاليتهاي جاسوسي و خرابكارانه سفارت امريكا كه سعي در تخريب اوضاع كشور به زيان نيروهاي اصيل انقلابي داشت، متوقف گردد. افشاي اسرار سفارت، موجب شد زحمات سي*ساله دولت امريكا و سازمان سيا به*منظور نفوذ در جامعه ايراني و استخدام نيروهاي مناسب براي بهره*برداري در زمان مطلوب، نقش بر آب شود. علاوه*براين، بسياري از اسرار و ارتباطات سازمان سيا با سازمانهاي جاسوسي ديگر و شگردهاي خاص اين سازمانها افشا گرديد. در نتيجه اين افشاگري، سيستم و نظام اطلاعاتي و جاسوسي امريكا در منطقه تاحدزيادي مختل گرديد. از جمله اقدامات مهم، مضر و خرابكارانه امريكا در جهت تضعيف وحدت ملي ايران، فعاليتهاي سازمانهاي اطلاعاتي اين كشور در استان كردستان بود كه موجب شد اقدامات تجزيه*طلبانه در اين بخش از كشور شتاب بيشتري به خود گيرد.[xx] يكي از اعضاي سفارت امريكا به*نام جان گريوز (John Graves) در نامه*اي به روساي خود در واشنگتن، سناريوهاي گوناگوني را براي تضعيف وحدت ملي و ايجاد هرج*ومرج در كشور و نهايتا سقوط جمهوري اسلامي پيشنهاد كرده بود. از جمله پيشنهادهاي او، تحريك اختلافات منطقه*اي و قومي بود: «من حداقل دو سناريو و برنامه را كه مي*توانند به هرج*ومرج و سقوط تدريجي بينجامند، در نظر دارم: يكي نيروهاي تمركزيافته كه بر اثر نارضايتيهاي منطقه*اي و قومي تحريك شده باشند و اگر به نحوه*اي غلط با اين برخورد شود، ممكن است باعث تعطيل*شدن مناطق نفتي گردند يا اقتصاد سنتي را از هم بپاشند يا... توده*ها به مخالفت با رهبران مذهبي برخيزند. نفاق در مدارس بين محصلين و بين كادرهاي مدارس و هر دو، مي*تواند باعث بسته*شدن مدارس براي مدت طولاني شود و در نتيجه باعث نارضايتي عمومي گردد يا تبديل به خشونتهاي افراطي شود و [آنها] دوره*هاي چهل*روزه عزاداري را كه نقش بزرگي در سقوط شاه داشت، از سر شروع كنند.»[xxi]
          يكي ديگر از تاثيرات مهم اشغال لانه جاسوسي، رفع خودباختگي بود. مردم ايران در جريان پيروزي انقلاب اسلامي، مبارزه و مقابله با شاه به*عنوان يكي از مظاهر استكبار را تجربه كرده بودند اما خودباختگي برخي افراد در مقابل قدرت پوشالي غرب و به*ويژه امريكا، هنوز برطرف نشده بود و تاثيرات آن در جامعه ايران كماكان ادامه داشت. با تسخير لانه جاسوسي، بت غرب بر زمين افتاد و نه*تنها در ايران بلكه در جهان، اسطوره قدرت امريكا درهم شكست. امريكا در طول حيات خود چنين ضربه مهلكي را متحمل نشده بود و مردم دلير ايران با حمايت خود از اين اقدام انقلابي، از بعد سياسي به يك رشد سريع و جهشي قابل توجه دست يافتند كه مهمترين عامل آن، رفع خودباختگي در برابر قدرت ظاهري امريكا بود.
          بهترين جمع*بندي از اين تاثيرات اشغال سفارت امريكا را مي*توان در كلام مرحوم سيداحمد خميني، فرزند امام(ره)، جستجو كرد كه مي*گويد: «از مهمترين دستاوردهاي داخلي و خارجي انقلاب دوم، شكست ابهت ديرينه قدرت افسانه*اي امريكا بود. حقيقت اين است كه بعد از جنگ ويتنام، امريكا در هيچ صحنه*اي به اندازه اين اقدام انقلابي فرزندان امام به رسوايي و ضعف و زبوني كشيده نشد. اعترافات مسئولين امريكا بهترين گواه بر اين مدعا است. اين اقدام باعث رسوايي چهره و اهداف ليبرالها شد و انقلاب اسلامي كه مي*رفت به دست آنان مسخ شود و زمينه حضور دوباره امريكا در ايران فراهم آيد، نجات يافت و حاكميت جناح انقلابي و پيرو خط امام در كشور تقويت شد. بعد از پيروزي بيست*ودوم بهمن در بي*سابقه*ترين شكل ممكن، وحدت ملي متجلي شد و تمام اقشار مردم، يكپارچه به حمايت از اين اقدام برخاستند و دوباره شور انقلاب در سطوح مختلف احيا شد. نقشه*ها و طرحهاي سري امريكا در ايران و جهان كه براي حفظ آنها سرمايه*گذاري زيادي شده بود، افشا گرديد. مجهزترين مركز توطئه عليه نظام و انقلاب برچيده شد. به مبارزين مسلمان در كشورهاي ديگر و نهضتهاي آزاديبخش، ثابت شد كه مي*توانند با حركتهاي ابتكاري مورد حمايت ملت، رودرروي امريكا بايستند و منافع نامشروع آن را در سطح جهان به خطر اندازند. در پهنه جهاني، ثابت كرد كه ايران بر سر اصول و آرمانهايش ثابت*قدم ايستاده و بحق پرچمدار نهضتهاي ضداستعماري است و قاطعيت رهبري امام در مبارزه*اش با شرق و غرب بر جهانيان بيش*ازپيش روشن شد.»[xxii]
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          • donsaeid
            Senior Member
            • Nov 2005
            • 28300

            #6

            دــ قرارداد الجزاير

            انعقاد قرارداد الجزاير از سوي مسئولان دولت وقت ايران با مقامات امريكايي كه بر مبناي رهنمودهاي حضرت امام انجام شد، آخرين پيامد داخلي تسخير لانه جاسوسي محسوب مي*شود كه باعث شد اين واقعه، سرانجام پايان يابد.
            به دنبال بحث و جدلهاي فراواني كه در مجلس شوراي اسلامي بر سر مساله گروگان*گيري صورت گرفت، سرانجام محورهاي مذاكرات ديپلماتيك به منظور تامين خواسته*هاي جمهوري اسلامي ايران در قبال آزادي گروگانها، در مجلس تصويب شد و به دولت شهيد رجايي ابلاغ گرديد. اين محورها در ابتدا پنج مورد بودند كه با مرگ شاه در يك بيمارستان نظامي در قاهره در پنجم مرداد 1359،[xxiii] شرط استرداد شاه عملا منتفي شد و چهار شرط[xxiv] زير مبناي گفت*وگو قرار گرفتند: آزادگذاشتن تمامي سرمايه*هاي ايران، لغو تمامي ادعاهاي امريكا عليه ايران، تضمين عدم دخالت سياسي و نظامي امريكا در ايران، بازپس*دادن اموال ملي سرقت*شده توسط شاه.
            دولت، با توجه به پيشنهادهاي مجلس، بهزاد نبوي (وزير مشاور در امور اجرايي) را به عنوان سرپرست گروه مذاكره*كننده ايران انتخاب كرد. همچنين الجزاير نقش ميانجي را براي حل مساله گروگانها برعهده گرفت و تيم منتخب اين كشور به سرپرستي محمدبن*يحيي، وزير امور خارجه، مذاكره با ايران و امريكا را آغاز كرد و پس از بحث و بررسيهاي فراوان، در نوزدهم ژانويه 1981 بيانيه*اي در مورد آزادي پنجاه*ودو گروگان امريكايي و استرداد حدود هشت*ميليارد دلار داراييهاي بلوكه*شده ايران، به امضاي بهزاد نبوي (طرف ايراني) و وارن كريستوفر (معاون وزارت خارجه امريكا) رسيد.
            به*دنبال صدور بيانيه الجزاير و امضاي دستورالعمل اجرايي آن توسط كارتر ــ در آخرين روز رياست*جمهوري وي در بيست*ونهم دي 1359 ــ و نيز انتقال هشت*ميليارد دلار از داراييهاي ايران از بانك فدرال رزرو نيويورك و شعب خارجي بانكهاي امريكايي به يك حساب اماني نزد بانك انگليس، روز بعد، يعني در سي*ام دي*ماه، تعداد پنجاه*ودو گروگان امريكايي، چند دقيقه پس از انجام مراسم سوگند رونالد ريگان، رئيس*جمهور جديد ايالات*متحده، آزاد شده و از طريق الجزاير، روانه امريكا گرديدند.
            مذاكره مقامات ايراني با هيات امريكايي، در شرايطي صورت مي*گرفت كه وضع اداري ايران كم*وبيش آشفته بود و دو وزارتخانه مهم و كليدي امورخارجه و دارايي كه بايد مهمترين نقش را در مذاكرات ايفا مي*كردند، به علت كارشكني*هاي بني*صدر بر سر راه فعاليت دولت مكتبي شهيد رجايي، فاقد وزير بودند. بانك مركزي نيز در اختيار طرفداران بني*صدر قرار داشت و از شهيد رجايي، نخست*وزير وقت، دستور نمي*گرفت. ايران در آن زمان به لحاظ وجود كارشناسان حقوق بين*الملل نيز سخت در مضيقه بود و ازاين*رو فعاليت خاصي در زمينه مباحث حقوقي مربوط به مساله، در كشور صورت نمي*گرفت؛ درحالي*كه در امريكا، نهصد موسسه حقوقي در اين زمينه تلاش مي*كردند و هر هفته در اين *خصوص يك مجله در امريكا منتشر مي*گرديد. تنظيم بيانيه الجزاير در چنين شرايط سخت و طاقت*فرسايي صورت گرفت و دولت امريكا نهايت تلاش خود را به خرج داد تا با تاثيرگذاري بر نحوه تنظيم بندهاي اين قرارداد، راه فرار از زير بار تعهدات را براي خود فراهم كند. مجموعه اين عوامل، باعث شد از نظر حقوقي برخي مشكلات براي هيات ايراني ايجاد شود اما البته امتيازات سياسي قابل*توجهي نيز از طرف امريكايي گرفته شد كه تضمين عدم مداخله در امور ايران، مهمترين آنها به*شمار مي*آيد.[xxv] براساس بيانيه الجزاير، دولت امريكا مجبور به پذيرش شرايط ايران به شرح زير گرديد:

            1ــ دولت امريكا متعهد گرديد كه از طريق لغو احكام انسداد، تاحدامكان وضعيت مالي ايران را به صورت موجود قبل از بيست*وسوم آبان 1358 (تاريخ صدور حكم انسداد سرمايه*هاي ايران از طرف رئيس*جمهوري وقت امريكا) بازگرداند.

            2ــ دولت امريكا متعهد گرديد از طريق اعمال ترتيبات پيش*بيني*شده در بيانيه مربوط به حل*وفصل ادعاها و ارجاع دعاوي به حكميت مرضي*الطرفين، تمام اقدامات حقوقي در دادگاههاي ايالات*متحده كه متضمن ادعاهاي اتباع و موسسات امريكايي عليه ايران و موسسات دولتي آن باشند را خاتمه داده، كليه احكام توقيف و احكام قضايي صادره را لغو كند و از طرح دعاوي جديد جلوگيري نموده، موجبات خاتمه*دادن به دعواهاي موجود را فراهم نمايد.

            3ــ ايالات متحده امريكا متعهد گرديد ازآن*پس در امور داخلي ايران به هيچ وجه مداخله نكند.

            4ــ ايالات*متحده متعهد گرديد داراييهاي ايران در قلمرو قضايي ايالات*متحده را به شرح زير مسترد سازد:

            الف*ــ طلاهاي متعلق به ايران و كليه داراييهاي ايران موجود نزد بانك فدرال رزرو نيويورك به انضمام بهره متعلقه.

            ب*ــ داراييهاي موجود نزد شعب خارجي بانكهاي امريكايي با بهره متعلقه (مقرر بود از اين محل، اقساط معوقه و اقساط آتي وامهاي دولت و موسسات يادشده، به*وسيله دولت بازپرداخت گردد.)

            ج*ــ داراييهاي موجود نزد شعب بانكهاي داخلي امريكا. مقرر گرديد اين داراييها به دليل وجود احكام توقيف دادگاهها حداكثر ظرف شش ماه آزاد شوند. طبق توافق، مي*بايست نيمي از وجوه آزادشده ــ حداكثر تا يك*ميليارد دلار ــ در يك حساب تضميني بهره*دار به نام بانك مركزي دولت الجزاير نگهداري شود كه صرفا براي تضمين پرداخت مبالغ مورد دعواي ايران، طبق بيانيه حل*وفصل ادعاها مورد استفاده قرار گيرد.

            دــ داراييهاي ديگر ايران، شامل وجوه و اوراق بهادار و هرآنچه در چارچوب بندهاي فوق قرار نمي*گرفت.

            5ــ ايالات*متحده امريكا متعهد شد كليه تحريمهاي تجاري عليه ايران را لغو كند.

            6ــ ايالات*متحده متعهد شد ادعاهاي مطروحه در دادگاه بين*المللي عليه ايران را پس بگيرد.

            7ــ دولت امريكا متعهد شد از اقامه دعوا توسط ايالات*متحده و يا اتباع آن و يا اشخاص غيرامريكايي در دادگاههاي امريكا در مورد هرگونه ادعاهاي حال يا آينده عليه ايران در رابطه با مورد [مربوط به اشغال سفارت امريكا و گروگانها] جلوگيري نمايد.

            8ــ ايالات*متحده امريكا متعهد شد موجبات بازگشت داراييهاي خانواده شاه در امريكا را به ايران فراهم سازد.[xxvi]

            به دنبال پذيرش شرايط ايران از سوي كاخ سفيد، شهيد رجايي طي سخناني در جمع مردم، به دستاوردهاي عظيم حاصل از تسخير لانه جاسوسي چنين اشاره كرد: «امروز احتياج نيست كه براي وضعيت كشور ما امريكا تصميم بگيرد، همچنانكه در گذشته مي*گرفت... بلكه ابرقدرتها نيز مجبورند چشم به تهران بدوزند، ببينند كه سرنوشت آنها را ما چگونه تعيين مي*كنيم. شما مسلمانان براي*اولين*بار در تاريخ جهان، با دست خالي ابرقدرت جنايتكاري همچون امريكا را وادار كرديد التماس كند اين پنجاه*ودو نفر را آزاد كنيد. شما كه در گذشته مي*بايست چندين مرتبه تقاضا كنيد تا اجازه ملاقات به سران كشورتان بدهند، اينك نشسته*ايد از شما تقاضا مي*كنند كه اجازه بدهيد تا با نخست*وزير شما ملاقات كنيم و اجازه پيدا نمي*كنند... ما در مساله گروگان*گيري به دستاوردهاي معنوي رسيده*ايم كه با ميليون و ميلياردها دلار نيز به آن نمي*رسيديم. ما موفق شديم كه اين جنايتكار بزرگ تاريخ را وادار كنيم پشت ميز بنشيند و فرياد كند كه تعهد مي*كنم ازاين*پس در امور داخلي كشور مسلمان و انقلابي ايران دخالت نكنم.»[xxvii]
            عليرغم وجود چنين واقعيات مسلم و دستاوردهايي كه تمام اقشار ملت و مسئولان انقلابي و متعهد به آن اذعان داشتند، باز هم نيروهاي ليبرال و ميانه*رويي كه با عملكرد خود دستاوردهاي انقلاب اسلامي را به خطر انداخته بودند، دست به جار و جنجال تبليغاتي زدند. از جمله مخالفان قرارداد الجزاير، نهضت آزادي بود كه مي*گفت: «دولتمرداني كه گروگانها را آزاد كردند و بيانيه الجزاير را قبول و امضا كرده بودند، مردم را از بستن قرارداد با امريكا به*كلي بي*خبر نگهداشتند، ولي در تبليغات خود با شعارهاي بسيار محكم فرياد زدند كه پوزه امپرياليسم جهاني را به خاك ماليده*اند. بعد از گذشت دوسه سال معلوم شد كه چه قرارداد اسارت*باري را به امضا رسانيده*اند.»[xxviii]
            علاوه*بر نهضت آزادي، بني*صدر و اطرافيان او در روزنامه انقلاب اسلامي نيز به*شدت از مفاد بيانيه انتقاد كردند و حتي بني*صدر درخصوص عملكرد دولت شهيد رجايي در مورد حل*وفصل قضيه گروگانها، شكايتي تنظيم نمود و آن را براي رسيدگي، به شعبه 35 دادرسي ارسال كرد.[xxix]

            نتيجه

            1ــ تسخير لانه جاسوسي به*عنوان واقعه*اي كه تاثير شگرفي بر فضاي سياسي اجتماعي جامعه آن روز ايران گذاشت، تمامي گروههاي سياسي را مجبور به موضعگيري كرد. به دليل حمايت قاطع امام راحل از حركت دانشجويان، هيچ گروهي در ابتدا جرات نداشت با اين حركت مخالفت كند، اما به*تدريج و با افشاي اسناد و مدارك سفارت عليه بسياري از گروههايي كه تنها در ظاهر با اقدام دانشجويان مسلمان پيرو خط امام و كل حركت انقلاب همراه بودند، آنان مجبور به موضعگيري بر ضد دانشجويان شده و به تناقض*گويي افتادند. همين مساله، موجب شد راه اين گروهها به*سرعت از راه انقلاب جدا شود و نيروهاي انقلابي و اصولگرا بتوانند نقش بيشتري در پيشبرد اهداف انقلاب ايفا كنند. دراين*ميان سقوط دولت موقت در همان روزهاي نخستين تسخير لانه جاسوسي نيز تاثير عميقي بر تقويت موضع دانشجويان گذاشت.

            2ــ اگرچه افشاي اسناد لانه جاسوسي، بسياري از گروهها و دسته*هاي سياسي غيرانقلابي و ضدانقلابي را رسوا كرد، اما در عوض بر قدر و منزلت نيروهاي انقلاب، ياران امام(ره) و نهادهاي انقلابي از قبيل سپاه و دادگاههاي انقلاب، افزود؛ زيرا در اسناد يادشده، به*شدت به اين افراد و نهادها حمله شده بود و آنها حاميان اصلي انقلاب و ارزشهاي آن معرفي شده بودند. همين مساله تاثير عميقي بر تثبيت خط امام در درون ساختار نظام جمهوري اسلامي داشت و ازسوي*ديگر موجب شد در ظرف چهار تا پنج سال، بسياري از سازمان*دهندگان حركت تسخير لانه جاسوسي در ساخت قدرت نظام جمهوري اسلامي ايران حضور يابند. به*عبارت*ديگر ورود نيروهاي انقلابي جوان به عرصه مديريتي، از ديگر پيامدهاي اين حركت ارزشمند بود.

            3ــ تسخير سفارت سابق امريكا ازيك*سو شور و نشاط انقلابي را كه در اثر اقدامات محافظه*كارانه دولت موقت كاهش يافته بود، دوباره در جامعه ايران ايجاد نمود و به تقويت همگرايي و وحدت ملي كشور كمك كرد و اين مساله، نقش مهمي در توانمندسازي كشور براي مقابله با تجاوز رژيم بعث عراق به مرزهاي ايران ايفا نمود. ازسوي*ديگر با افشاي اسرار سازمان سيا و برهم*خوردن نظام جمع*آوري اطلاعات اين سازمان در ايران، فعاليتهاي خرابكارانه سازمان سيا در منطقه تا مدتي مختل گرديد و تمام آزاديخواهان و نيروهاي ضداستعماري در سراسر جهان به اين نكته پي بردند كه امريكا عليرغم ادعا و سروصداي فراوان، يك قدرت پوشالي بيش نيست و مي*توان آن را به*راحتي به زانو درآورد. درواقع گروگان*گيري پنجاه*وسه جاسوس امريكايي در ايران، پس از شكست ارتش اين كشور در جنگ ويتنام بيشترين تحقير و رسوايي را براي سردمداران كاخ سفيد به دنبال داشت.

            4ــ سرانجام با انعقاد قرارداد الجزاير، حل*وفصل بحران گروگان*گيري ميسر گرديد. در قالب اين قرارداد، امريكا مجبور شد شرايط ايران درخصوص عادي*سازي وضعيت مالي ايران، توقف اقدامات حقوقي بر ضد كشورمان، مداخله*نكردن در امور داخلي كشور و نيز استرداد داراييهاي ايران را بپذيرد. هرچند امريكا در طول دو دهه*اي كه از حيات جمهوري اسلامي مي*گذرد، بارها تعهدات خود در اين قرارداد را زير پا گذاشته، اما اعتراف به برخي مسائل و از جمله پذيرش دخالت در امور داخلي يك كشور مستقل، دستاورد مهمي براي جمهوري اسلامي محسوب مي*گردد. خلاصه*آنكه تسخير لانه جاسوسي، عليرغم گذشت قريب به بيست*وهفت سال از پيروزي انقلاب اسلامي، همچنان به ايفاي نقش مثبت در بستر نظام برآمده از اين انقلاب مي*پردازد.
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment

            • donsaeid
              Senior Member
              • Nov 2005
              • 28300

              #7
              يكى از مبارزات تاريخ*ساز و پيروز، كه به رغم توانايي*هاى غير قابل انكار استكبار، پيروزى از آن جبهه مستضعفين گرديد انقلاب اسلامى در 22 بهمن 57 بود، و در تكميل و تعميق اين پيروزى اشغال لانه جاسوسى در سيزدهم آبانماه 1358 بود. اشغال لانه جاسوسى امريكا از ابعاد مختلف حايز اهميت است، ولى به نظر مى‏رسد كه اهميت اين كار عظيم از نظر سياسى قابل توجه‏تر باشد.


              "ما ظننتم ان يخرجوا و ظنوا انهم ما نعمتم حصونهم من الله فاتيهم الله من حيث لم يحتسبوا و قذف فى قلوبهم الرعب يخربون بيوتهم بايديهم و ايدى المؤمنين فاعتبروا يا اولى الابصار" (1)
              تاريخ دويست‏ساله اخير مشحون از مبارزات مستمر و پيگير و موثر مستضعفين عليه مستكبرين بوده است، اين مبارزات كه از افت و خيزهاى فراوانى برخوردار بوده است اغلب به نامرادى و ناكامى مستكبرين انجاميده است. اين وضعيت تا پيدايش سلاحهاى مدرن امروزين ادامه داشت، ولى پس از تكميل سلاحهاى كلاسيك و كشتار جمعى، اين معادله تا حد زيادى به هم خورد و جبهه كفر تقويت گرديد.
              يكى از مبارزات تاريخساز و پيروز، كه به رغم تواناييهاى غير قابل انكار استكبار، پيروزى از آن جبهه مستضعفين گرديد انقلاب اسلامى در 22 بهمن 57 بود، و در تكميل و تعميق اين پيروزى اشغال لانه جاسوسى در سيزدهم آبانماه 1358 بود. اشغال لانه جاسوسى امريكا از ابعاد مختلف حايز اهميت است، ولى به نظر مى‏رسد كه اهميت اين كار عظيم از نظر سياسى قابل توجه‏تر باشد.

              تفوق نظامى سياسى امريكا بر شوروى

              در شرايطى كه امريكا خود را ابرقدرت بلامنازع مى‏دانست و به دليل تنوع و توليد انبوه سلاحهاى استراتژيك بر رقيب خود، تفوق يافته بود، بحران گروگانگيرى و يا به زبان و بيان بهتر اشغال لانه جاسوسى كاخ سفيد در تهران، نشان ناتوانى امريكا و بلا اثر بودن سلاحهاى استراتژيك در برابر اراده ملت ايران بود.

              امضاى قرارداد سالت و اوج قدرت آمريكا

              آمريكا زمانى موافقت كرد كه پيمان سالت 1 (2) و سالت 2 (3) را امضا كند كه از هر نظر به توانايى خود نسبت‏به شوروى اطمينان داشت و به قولى امريكاييان زمانى كه شوروى را در ضعف نسبى ديدند به امضاى معاهده محدوديت‏سلاحهاى استراتژيك راضى شدند لذا به ياد داريم هنگامى كه در جريان جنگ ويتنام هواپيماهاى سنگين ب - 52 امريكايى ويتنام شمالى بخصوص هانوى و بندر استراتژيك هايفونگ را بين سالهاى 68 تا 72 بمباران مى‏كردند (4) ريچارد نيكسون رئيس جمهورى وقت امريكا سفرى به شوروى داشت و سران كاخ كرملين از ترس و وحشت لب فرو بسته بودند و در ميهمانى شامى كه برژنف به احترام وى ترتيب داد سران كرملين به سلامتى رئيس جمهورى خون آشام امريكا جام به جامش مى‏زدند. اين فراز تاريخى براى ترسيم و تصوير قدرت جهنمى امريكا كافى است.

              ايران جزيره ثبات

              از طرف ديگر ايران جزيره آرامش و ثبات بود. هيچ كشورى در آسيا براى واشنگتن اهميت ايران را نداشت. اهميت موضوع زمانى روشن مى‏شود كه امريكا سمينار منطقه‏ايى براى سفيرانش در آسيا را در تهران منعقد مى‏كرد و مقامات ارشد وزارت امور خارجه امريكا جهت توجيه سفرايش به تهران مى‏آمدند و با موفقيت‏سمينار را برگزار مى‏كردند.

              نقش شاه در حفظ منافع غرب

              نقش شاه نيز در سياست‏خارجى امريكا و بخصوص در منطقه قابل ملاحظه بود. چه شاه كشور را عملا به جولانگاه امريكاييها تبديل كرده بود. زيرا اولا امريكاييها با كنترل كامل شوروى توسط دستگاههاى مجهزى كه در ارتفاعات شمالى كشور بخصوص پايگاه بهشهر نصب كرده بودند كليه تحركات روسها را تحت نظر داشتند. ثانيا ايران به عنوان دژ تسخير ناپذير غرب بعد از اسرائيل با تمام توان از منافع آمريكا و متحدينش در منطقه حراست مى‏كرد.

              آشفتگى خواب راحت استكبار

              پيروزى انقلاب اسلامى پايگاه عظيم غرب را در ايران فرو ريخت و خواب راحت استكبار را آشفته ساخت. هنوز غرب در خلسه ضربه كارى انقلاب اسلامى بود كه با تسخير لانه جاسوسى امريكا، دومين ضربه دردناك و شكننده را از انقلاب اسلامى دريافت كرد. حركتى كه به تعبير بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، حضرت امام خمينى رضوان الله تعالى عليه، بزرگتر از پيروزى انقلاب اسلامى بود. (5) و اين خود آغاز بحرانى عظيم بود كه كاخ سفيد و همپيمانان و هوادارانشان را بشدت در موضع انفعال قرار داد، و ناتوانى و زبونى امريكا را برملا ساخت. استكبار را آسيب پذير نمود و همه ترفندها و انديشه‏ها و رايزنى‏هايش را ناكام گذاشت و كارى هم از سلاحهاى استراتژيكش بر نيامد.

              گيجى و سردرگمى واشنگتن در ماجراى گروگانگيرى

              امريكا از ماجراى گروگانگيرى يكه خورد، قلبش به تپش افتاد، گيج و منگ شد. و در يك جمله به سرگيجه‏اى گرفتار شد كه چونان محجورين قدرت تصميمگيرى را نداشت.
              اين ماجرا را بهتر است از زبان نزديكترين مشاوران كارتر يعنى خاميلتون جوردن، رئيس ستاد كاخ سفيد، در بحران گروكانگيرى بشنويم:
              ساعت چهار و نيم صبح تلفن اتاق من زنگ زد. در حدود يك دقيقه طول كشيد تا با صداى زنگهاى مكرر تلفن از خواب بيدار شدم و به ياد بياورم كه در كجا هستم. در تاريكى به دنبال كليد چراغ و سپس تلفن گشتم تا اينكه توانستم گوشى را بردارم. صدايى از گوشى تلفن گفت: آقاى جوردن. . . به ما خبر داده‏اند كه سفارت امريكا در تهران از طرف عده‏اى اشغال شده و كاركنان سفارت به اسارت گرفته شده‏اند. . .
              گفتم: خداى من! . . . آيا كسى هم زخمى شده يا كسى كشته شده است؟ افسر نگهبان جواب داد: تا آنجايى كه ما مى‏دانيم نه، ولى هنوز اطلاعات كاملى در دست نداريم. (6)

              كاخ سفيد هيجان‏زده و بيحال و افسرده

              بقيه مسايل را بهتر است از زبان جوردن بشنويم:
              هفته تب‏آلود و گيج‏كننده‏اى را پشت‏سر گذاشتيم. روز يكشنبه گذشته پرزيدنت كارتر در يك جلسه سرى شوراى امنيت ملى اظهار داشت كه در نظر دارد يك رشته اقدامات تنبيهى عليه ايران آغاز كند و اين كار را با قطع خريد نفت ايران از طرف امريكا آغاز مى‏كند. بعضى از اعضاى شوراى امنيت ملى با اين تصميم موافق نبوده و استدلال مى‏كردند كه اين اقدام بودن اينكه تاثير زيادى براى ايران داشته باشد موجب كمبود و افزايش بهاى سوخت در امريكا خواهد شد و نارضاييهايى به وجود خواهد آورد. با وجود اين كارتر روى تصميم خود پافشارى كرد و گفت: ايرانيها بايد بفهمند كه زندگى گروگانهاى امريكايى براى ما بيش از نفت آنها ارزش دارد و مردم امريكا هم بايد آماده فداكارى براى آزادى گروگانها باشند. (7)
              بى‏تصميمى و بلاتكليفى، خستگى و بحران كوبنده و در يك جمله ندانم كارى را از برنامه فوق بخوبى مى‏توان فهميد.

              افشاء كن، افشاء كن

              از طرف ديگر هر روز كه از اشغال لانه جاسوسى مى‏گذشت. اسناد غير قابل انكارى از ناحيه دانشجويان مسلمان پيرو خط امام دال بر دخالت آشكار امريكا در امور داخلى كشور برملا مى‏گرديد و مردم سلحشور و آزاده كشورمان با حضور در مقابل در ورودى جاسوسخانه ضمن حمايت از دانشجويان شعار مى‏دادند: "دانشجوى خط امام افشا كن افشا كن".
              امريكا به سر گيجه عجيبى دچار شده بود. زيرا:
              1- جاسوسانش به گروگان درآمده بودند و كارى براى رهايى آنها از دستش بر نمى‏آمد و به فرموده امام راحلمان "آمريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند" و الحق كه هيچ غلطى نمى‏توانست‏بكند.
              2- فشار افكار عمومى آمريكا بر روى كاخ سفيد هر روز افزايش مى‏يافت.
              3- انتشار اسناد لانه جاسوسى كه دخالت‏بيچون و چراى امريكا را بروشنى در امور داخلى ايران نشان مى‏داد.
              4- افشاى چهره‏هاى بظاهر مردمى ولى آمريكايى در ايران و منطقه دنيا كه اين دو مسئله استراتژيهاى دراز مدت امريكا را به صورت وحشتناك به هم ريخت. (
              5- معضل وجود شاه مفلوك به عنوان تبلور جنايات آمريكا در ايران و منطقه كه هيچ جاى دنيا پناهندگى نداشت.

              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment

              • donsaeid
                Senior Member
                • Nov 2005
                • 28300

                #8

                جردن مى‏نويسد:
                "جلوگيرى كشورهاى دنيا از ورود شاه فقط به خاطر جنايتهاى بيشمار وى در طول 37 سال سلطنت نكبت‏بار وى نبود. شاه امروز بسان گوى سرگردانى مى‏مانست كه از همه لگد مى‏خورد. و هيچكس حاضر به پذيرش وى نبود. چه، خوف آن را داشت كه كشور خود را دستخوش بحران نمايد. از طرفى دانشجويانى كه سفارت و جاسوسان را در اختيار داشتند استرداد شاه را از امريكا مى‏خواستند. "
                كاخ سفيد پنجه در پنجه بحرانى‏ترين بحرانها
                حضور شاه در امريكا كه ظاهرا براى معالجه ولى در حقيقت‏براى باز گرداندن وى به سلطنت و يا حداقل حمايت از جريانهاى ضد انقلابى صورت گرفته بود. بحران را تشديد كرد و با تقاضاى استرداد شاه توسط ايران مشكلى جدى بر مشكلات امريكا افزوده گرديد.
                كاخ سفيد شاه را از امريكا بيرون مى‏كند
                امريكا براى پايان دادن به ماجراى گروگانگيرى دست‏به هر كارى مى‏زد. تهديد مى‏كرد. دلجويى مى‏نمود. عصبانى مى‏شد. ژست‏حمله نظامى مى‏گرفت. قيافه بشر دوستانه پيدا مى‏كرد. اما همه اين ژستها در انقلاب اسلامى و اراده خلل ناپذير حضرت امام خمينى - امام امت - تاثيرى نداشت. لاجرم امريكا تصميم به اخراج شاه گرفت. بخوانيد:
                ". . . شاه گفت: بسيار خوب، من بارها گفته‏ام كه حاضرم هر كارى كه از من ساخته است‏براى رهايى گروگانها انجام دهم. من نمى‏خواهم در تاريخ به عنوان مسئول اين ماجراى وحشتناك شوم (9) گفتم: اعليحضرتا; مى‏خواهم با صراحت‏بگويم: "كه به عقيده ما تا زمانى‏كه شما در امريكا هستيد رهايى گروگانهاى ما در تهران ميسر نخواهد شد. . . "
                پس از اين گفتگو صحبتهاى ما جدى‏تر شد و شاه بالاخره گفت: بسيار خوب من آماده خروج از امريكا هستم، ولى كجا مى‏توانم بروم.
                در اينجا كاتلر (10) رشته سخن را به دست گرفت و گفت: عليحضرتا، در دوازده روز گذشته، رئيس جمهورى و وزير امور خارجه امريكا براى ترتيب اقامت‏شما به كشورهاى متعددى مراجعه كرده‏اند، متاسفانه پاسخ اكثر اين كشورها منفى بوده است و امكانات ما در انتخاب كشورى‏كه شما بايد به آن مسافرت كنيد بسيار محدود است.
                شاه پرسيد: آيا به سويس و اتريش هم مراجعه شده است.
                كاتلر پاسخ داد: بلى، ولى هيچيك از آنها در شرايط فعلى حاضر به پذيرفتن شما نيستند. (11)

                آمريكا در تدارك حمله نظامى به ايران

                از طرف ديگر تمام هم و غم كاخ سفيد آزادى گروگانهاست. تمهيدات كاخ سفيد براى امتناع انقلاب اسلامى بى‏اثر بوده است‏بدين جهت كاخ سفيد درصدد تهيه نقشه براى حمله نظامى به انقلاب است. جردن مى‏نويسد:
                "ونس افزود كه به اعتقاد او آيت‏الله خمينى مى‏خواهد ما را وسوسه كند دست‏به كار حادى بزنيم تا افكار عمومى دنيا را عليه ما تحريك نمايد. . . همانطور كه انتظار مى‏رفت‏برژيسنكى به مقابله برخاست و گفت: ممكن است‏يكى از هدفهاى آنها تحريك و وسوسه ما باشد، ولى آنها كشور ما و رئيس جمهورى ما را هم به بدترين وجهى مورد اهانت و تحقير قرار مى‏دهند. . . ; آيا مى‏توانيد مجسم كنيد كه هم اكنون در دنيا درباره ما چگونه قضاوت مى‏شود و اين عجز و ناتوانى ما چه عواقب خطرناكى به بار خواهد آورد. (12) جلسه در فضاى غمزده و شومى تشكيل شد. مانديل (معاون رئيس جمهور) ونس (وزير امور خارجه) ، برژينسكى (مشاور امنيت ملى) ، براون وزير دفاع، ترنر (رئيس سيا) ، پاول (سخنگوى مطبوعاتى كارتر) و خود من با چهره‏هاى گرفته و عبوس به دور ميز نشستيم. مانديل كه درصدر ميز نشسته بود خواست مضمون سخنان (امام) خمينى و نظر خود را بيان كند. (13)

                توفندگى مواضع امام خمينى و خشم كاخ سفيد

                برژينسكى كه بشدت از لحن توهين آميز سخنان آيت‏الله خمينى نسبت‏به رئيس جمهورى امريكا خشمگين بود، بعضى از جملات آن را با صداى بلند براى ما مى‏خواند: "چرا ما بايد بترسيم. . . كارتر بر طبل تهى مى‏كوبد. . . او عرضه هيچ‏كارى را ندارد. . . امريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند. (14) "
                از مواضع مقامات امريكا در برابر اظهارات كوبنده و تحقيرآميز حضرت امام چنين بر مى‏آيد كه از يك طرف غرور ابرقدرتى آنها صدمه ديده و شكسته شده بود و مى‏خواستند بگونه‏اى جبران كنند و از طرف ديگر خوف و وحشت‏سراسر وجود آنها را گرفته بود و قدرت تصميم‏گيرى را از آنها سلب كرده بود.

                سرانجام شاه از امريكا اخراج شد

                وقتى شاه اظهارات كاتلر مشاور حقوقى كاخ سفيد، را شنيد كه حتى اتريش و سويس هم حاضر نشدند او را بپذيرند، شاه با صداى خفه و غمناكى گفت: بايد بگويم كه اين جريان مرا غافلگير و نااميد كرده است. مثل اينكه هيچ كشورى در اين دنياى بزرگ حاضر به پذيرفتن من نيست. (15)

                فقط پاناما حاضر شد

                ديگر براى شاه پناهگاهى نمانده بود. لذا موقعى كه عمر توريخوس، رئيس جمهورى پاناما از شاه دعوت كرد كه به پاناما سفر كند. شاه چند بار با خوشحالى اين جمله را تكرار كرد كه "بالاخره دريافت كردم" و سرانجام شاه با ذلت و زبونى و خفت فراوان و به رغم سى و هفت‏سال خدمت‏به كاخ سفيد از امريكا اخراج شد.
                "فاعتبروا يا اولى الابصار"

                بى‏نتيجه بودن اخراج شاه

                اما هيچكدام از پيش بينيهاى ما درست از آب درنيامد، نه فقط روز بعد از خروج شاه از امريكا بلكه هفته‏ها بعد هم هيچ تغيير و تحول اميدبخشى در كار گروگانها رخ نداد. حكومت ايران پرواز شاه جنايتكار را از امريكا محكوم كرد و پناما را تهديد به عمليات انتقامجويانه نمود.
                مراسم كريسمس در محيط غم انگيزى در كاخ سفيد برگزار شد. رئيس جمهورى دستور داد چراغهاى درخت كريسمس كاخ را به علامت همدردى با خانواده‏هاى گروگانها روشن نكنند. كارتر براى اولين بار تعطيلات كريسمس را دور از خانواده خود به سر برد و برخلاف معمول هر ساله به زادگاه خود در جورجيا نرفت. (16)

                مشكل جديد براى كارتر

                مشغول مطالعه روزنامه واشنگتن پست‏بودم كه تلفن زنگ زد. وقتى گوشى را برداشتم صداى كارتر بود كه از كمپ ديويد تلفن مى‏كرد و با ناراحتى و عصبانيت مى‏گفت: " هام" باز چه خبر شده است؟ از جاى خود پريدم و گفتم: آقاى رئيس جمهور عذر مى‏خواهم، نمى‏دانم راجع به چه صحبت مى‏كنيد؟ كارتر گفت: ونس (وزير امور خارجه) همين الان به من تلفن كرده و مى‏گويد: (امام) خمينى گفته است: تصميم درباره گروگانها به مجلس ايران كه هنوز تشكيل نشده، محول خواهد شد.
                از شنيدن اين خبر شوكه شدم و گفتم "نه" خداى من، نه، اين خبر خيلى وحشتناك است. من نمى‏دانم چه بگويم. (17)

                نظريه نيكسون براى شكست انقلاب اسلامى

                ريچارد نيكسون، رئيس جمهورى همه فن حريف اسبق امريكا قبل از به پيروزى رسيدن انقلاب اسلامى اعتقاد داشت، كه دشمن اصلى امريكا اتحاد شوروى است (1 ; ولى پس از پيروزى انقلاب اسلامى و بحران گروگانها و ساير مسائل پس از آن همين آقاى نيكسون بدون توجه به اظهاراتش در كتاب قطور "جنگ حقيقى" با صراحت در كتاب " پيروزى بدون جنگ" اعلام مى‏دارد: براى شكست انقلاب اسلامى امريكا و شوروى بايد با هم متحد شوند. (19)

                شخصيت كارتر

                حال كه سخن بدين جا رسيد بد نيست‏شمه‏اى هم درباره شخصيت كارتر بنويسيم:
                كارتر يكى از رؤساى جمهورى برجسته امريكاست. تنها بدشانسى كارتر در اين بود كه زمامداريش با انقلاب عظيم و توفنده اسلامى به رهبرى شخصيت‏با صلابتى چون امام خمينى، رضوان الله تعالى عليه مقارن بود و اگر همين موضوع نبود، علاوه بر اينكه در دوره دوم رياست جمهورى با راى چشمگيرى بر رقيبش پيشى مى‏گرفت‏حتى وى به عنوان يكى از رؤساى جمهورى نيرومند امريكا معروفيت مى‏يافت. ولى اشغال لانه جاسوسى از وى يك رئيس جمهورى بى‏كفايت و بلا اراده ساخت.

                اما كارنامه كارتر:

                1- او براى حفظ شاه و بقاى سلطنت دست‏به هر جنايتى زد و دستور قتل عامهاى گسترده را صادر كرد و وقتى توفان كوبنده انقلاب را مشاهده كرد، تلاش نمود كه منافع امريكا را با حمايت از بختيار حفظ كند و در اين مورد از انجام هيچ جنايتى خوددارى نكرد.
                2- او كه بعد از ماجراى زشت واترگيت‏به كاخ سفيد راه يافته بود، توانست تا حدى اعتبارى به كاخ سفيد بدهد.
                3- دقيقا پس از جرالدفورد كه شكست در جنگ ويتنام را پذيرفته بود و ننگ بزرگى براى امريكا به بار آورده بود، رئيس جمهور شده و موفق شد غرور شكسته شده امريكا را ترميم كند.
                4- كارتر همچنين توانست‏به اقتصاد بيمار امريكا سر و سامان بدهد.
                5- با شعار حقوق بشر و فضاى باز سياسى، تا حد قابل ملاحظه‏اى از خودسريهاى بسيارى از ديكتاتورهاى هوادار امريكا كاست (ناگفته نماند كه همين ژست نيز دقيقا در راستاى حفظ منافع امريكا بود. )
                6- و از همه مهمتر و برجسته‏تر و يا برجسته‏ترين كار وى تحميل معاهده كمپ ديويد به مصر بود. كارتر مصررا كه رقيب قدرتمند و ترسناكى براى اسرائيل بود، از دور خارج كرد، در كمپ ديويد دست‏سادات را به عنوان تسليم (20) در دست‏بگين آدمكش گذاشت، و پرچم رژيم اشغالگر قدس را در قاهره به اهتزاز درآورد، غرور اعراب را شكست و رژيم صهيونيستى را به انواع سلاحهاى پيشرفته و پيچيده مجهز ساخت.
                اينها گوشه‏هايى از آثار كارتر بود، تا اين سؤ تفاهم به وجود نيايد كه كارتر يك شخصيت معمولى و يا ضعيف بود. همانگونه كه گفتيم عظمت انقلاب اسلامى نگذاشت كه كارتر نفس راحتى بكشد و از توانمندى خود استفاده كند. بحران اشغال لانه جاسوسى تير خلاصى بر مغز كارتر و همكارانش بود.
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment

                • donsaeid
                  Senior Member
                  • Nov 2005
                  • 28300

                  #9
                  بحران در كاخ سفيد



                  "چرا ما بايد بترسيم. . . كارتر طبل تو خالى است. . . او عرضه هيچ كارى را ندارد. . . آمريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند. . " حادثه‏اى كه روز 29 آبان 1358 در دفتر "هاميلتون جردن" رياست‏ستاد كاخ سفيد كارتر اتفاق افتاد تنها گوشه‏اى از ضعف و ناتوانى شيطان بزرگ در برابر حركتهاى توفنده انقلاب اسلامى ايران پس از ماجراى تسخير لانه جاسوسى است.


                  "الينور" با قيافه‏اى نگران وارد دفتر من شد و متن خبرى را كه از تهران مخابره شده بود به من داد. براساس اين خبر (امام) خمينى درخواست محاكمه را تكرار كرده و تهديد نظامى را دست انداخته و به مسخره گرفته بود. در اعلاميه‏هاى قبلى به احتمال محاكمه گروگانها به اتهام جاسوسى اشاره شده بود، ولى اين بار شكى باقى نمانده بود. بر خود لرزيدم و محاكمات علنى و اعدام افرادمان را در حالى مجسم كردم كه ما با حالى نزار در كاخ سفيد نشسته بوديم. "جودى پاول" را صدا زدم و او فورا خود را به دفتر من رسانيد. برژينسكى در حالى وارد شد كه متن كامل سخنان (امام ) خمينى نسبت‏به رئيس جمهورى امريكا را در دست داشت. خشمگين و عصبانى بود، بعضى از جملات آن را با صداى بلند براى ما مى‏خواند:
                  "چرا ما بايد بترسيم. . . كارتر طبل تو خالى است. . . او عرضه هيچ كارى را ندارد. . . آمريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند. . . (1) "
                  حادثه‏اى كه روز 29 آبان 1358 در دفتر "هاميلتون جردن" رياست‏ستاد كاخ سفيد كارتر اتفاق افتاد تنها گوشه‏اى از ضعف و ناتوانى شيطان بزرگ در برابر حركتهاى توفنده انقلاب اسلامى ايران پس از ماجراى تسخير لانه جاسوسى است.
                  پانزده سال از هجرت تاريخى امام خمينى - قدس سره الشريف - بنيانگذار نهضت اسلامى مى‏گذشت و مردم ايران در تدارك برگزارى مراسم يادمان هجرت امام و تجديد پيمان با شهداى دانش‏آموز و دانشجوى حادثه 13 آبان 1357 دانشگاه تهران بودند.
                  13 آبان 1343 امام - قدس سره - به وسيله رژيم شاه و به دستور آمريكا به تركيه تبعيد شدند. اين تبعيد پس از دو ماه زندان و هشت ماه تحت نظر بودن در خانه‏اى واقع در قيطريه تهران انجام مى‏شد. حضرت امام دو سال در تركيه ماندند و پس از دو سال به نجف اشرف هجرت نمودند تا آنكه پس از چهارده سال تبعيد، در روز 12 بهمن 1357 به ايران بازگشتند.
                  امام خمينى (ره) كه با تدابير راهگشاى خود همراه با مردم رژيم طاغوت را سرنگون كرده بود روز دهم آبانماه 1358 از درون خانه‏اى محقر در شهرستان مذهبى قم فرمان مبارزه مستقيم با آمريكا را صادر فرمودند و هراس و وحشتى بى‏پايان بر جان شيطان بزرگ افكندند:
                  "بر دانش‏آموزان، دانشگاهيان و محصلين علوم دينيه است كه با قدرت تمام حملات خود را عليه امريكا و اسرائيل گسترش داده و امريكا را وادار به استرداد شاه مخلوع جنايتكار نمايند. "
                  سه روز بعد، در حدود ساعت‏يازده صبح چهارصد تن از دانشجويان مسلمان به سوى لانه جاسوسى امريكا راهپيمايى كردند و با گذشتن از ديوارهاى جاسوسخانه امريكا وارد آن شدند و آنجا را به تسخير خود درآوردند و حدود يكصد تن از كاركنان داخل آن را به گروگان گرفتند و طى اولين اطلاعيه خود، ضمن اعتراض به توطئه‏ها و دسيسه‏هاى امريكا، خواستار استرداد شاه مخلوع از امريكا شدند.
                  "هاميلتون جردن" رئيس ستاد كاركنان كاخ سفيد وقتى ساعت چهار و نيم صبح روز چهارم نوامبر 1979 (سيزدهم آبانماه 135 به وسيله تلفن از ماجراى گروگانگيرى جاسوسان آمريكايى مطلع مى‏شود با حالتى كه لاقيدى او را نشان مى‏دهد، خطاب به منشى مخصوص رئيس جمهورى مى‏گويد: "اين اميد هست كه مثل وقايع ماه فوريه گذشته، با دخالت دولت ايران، كار فيصله يابد و گروگانها آزاد شوند"
                  اشاره رئيس ستاد كاخ سفيد به زمانى كه عناصر گروهكهاى چب حمله‏اى نيمبند به سفارت آمريكا كردند تا ژست ضد آمريكايى خود را حفظ كنند. موضوع چند دقيقه بعد با ميانجيگرى دكتر يزدى وزير خارجه دولت موقت‏به خوشى و خرمى و معذرتخواهى از سفير كبير ايالات متحده آمريكا فيصله يافته بود! اما اين بار وضع بكلى فرق داشت. رهبر انقلاب حركت دانشجويان را تاييد كردند و فرمودند:
                  "شما يك بتى كه درست كرده بودند را شكستيد. دانشجويان مسلمان و مبارزى كه لانه جاسوسى را اشغال كرده‏اند، با عمل انقلابى خودشان ضربه‏اى بزرگ بر پيكر امريكاى جهانخوار وارد نمودند و ملت را سرافراز كردند. "
                  و از اين هم فراتر، وقتى كه امام، ليبرالها را از قدرت خلع كردند، حادثه تسخير لانه جاسوسى را انقلابى بزرگتر از انقلاب 22 بهمن خواندند:
                  "در ايران باز انقلاب است. انقلابى بزرگتر از انقلاب اول".
                  "جيمى كارتر" رئيس جمهور وقت امريكا در خاطرات خود ماجراى گروكانهاى امريكايى در ايران را به عنوان يكى از دردناكترين حوادث زندگى سياسيش ذكر مى‏كند:
                  "روز يكشنبه چهارم نوامبر 1979 تاريخى است كه من هرگز آن را فراموش نخواهم كرد. . . اولين هفته ماه نوامبر 1979 من دشوارترين ساعات زندگى خود را مى‏گذراندم. . . اسارت گروگانهاى امريكايى از چهارم نوامبر در ايران، سايه‏اى از غم بر زندگى من و مردم امريكا افكنده بود. "
                  و روزى كه قرار بود گروگانهاى امريكايى از تهران به سوى امريكا به پرواز درآيند كارتر آخرين ساعات اقامت‏خود در كاخ سفيد را اينگونه تشريح مى‏كند:
                  "وقتى خودم را در آينه ديدم، تعجب كردم كه آيا كار رياست جمهورى اينقدر مرا پير كرده بود و يا اينكه فقط خيلى فرسوده شده بودم؟ در حالى كه اتومبيل مرا به سوى جايگاه مراسم تحليف رياست جمهور جديد مى‏برد، حتى براى يك لحظه گروگانها، از خاطر من دور نشدند. "
                  اكنون كه دوازده سال از روز باشكوه تسخير لانه جاسوسى امريكا سپرى مى‏شود. "شعار مرگ بر امريكا" همچنان به عنوان يكى از ارزشهاى انقلاب اسلامى در مراسم باشكوه تحقير امريكا كه هر سال در روز 13 آبان انجام مى‏شود بر زبان ميليونها ايرانى جارى مى‏شود و در آسمان ايران طنين‏انداز مى‏شود.
                  پس از ده سال، اكنون مراسم و آيين ابراز تنفر از امريكا به صورت يكى از آداب و رسوم جاودانى و جزئى لاينفك از فرهنگ انقلاب اسلامى درآمده است. و اين به خاطر دو دليل مهم است:
                  اول آنكه در روز 13 آبان تقارن سه مناسبت مهم و تاريخى وجود دارد: هجرت امام، حادثه دانشگاه تهران و شهادت دانش‏آموزان و دانشجويان، تسخير لانه جاسوسى امريكا.
                  دو ديگر آنكه تسخير لانه جاسوسى دستاوردهاى مهمى براى انقلاب به همراه داشته است كه در طول 444 روز در واقع انقلاب اسلامى را در برابر توطئه‏هاى بعدى استكبار بيمه كرده است:
                  الف - پايان افسانه زوال ناپذيرى قدرت امريكا در ايران و جهان، زيرا تا پيش از تسخير لانه جاسوسى كمتر كسى فكر مى‏كرد انقلاب توانايى رويارويى مستقيم با امريكا را داشته باشد.
                  ب - افشاى ليبرالها كه با نفوذ در حاكميت، دولت موقت را در دست گرفته بودند و مادامى كه بر مسند قدرت تكيه زده بودند در واقع امريكا همچنان سرنوشت ايران را در دست داشت.
                  اما با سقوط جاسوسخانه و افشاى اسناد جاسوسى افرادى مانند اميرانتظام، مدنى و مقدم مراغه‏اى ديگر جايى براى ليبرالها در انقلاب باقى نماند. به همين خاطر وقتى كه دولت موقت موفق به بازپس گرفتن لانه جاسوسى از دست دانشجويان نشد، ترجيح داد از صحنه سياست‏حذف شود.
                  ج - مطرح شدن جريان سالم سياسى پيروان واقعى رهبر انقلاب تحت عنوان "خط امام" كه با درك صحيح از اسلام ناب محمدى (ص) به افشاى كارگزاران اسلام امريكايى مى‏پرداخت.
                  اين جريان در برابر توطئه‏هاى گوناگون دشمنان ايستادگى كرد و به خاطر اصيل بودن حركت امام، انقلاب اسلامى تاكنون از دسيسه‏هاى گوناگون دشمنان داخلى و خارجى نجات يافته است. به همين دليل شعارهاى ضد امريكايى گروهكها و منافقين پس از سيزده آبان اندك اندك رنگ باخت و سير حوادث نيز عمق وابستگى آنان به امريكا را نشان داد.
                  فرو ريختن كاخ ابهت و اقتدار امريكا به عنوان شيطانى بزرگ كه با انتشار اسناد لانه جاسوسى و افشاى طرحهاى كودتا و اغتشاشات داخلى توسط عوامل امريكا در ايران صورت گرفت و زمينه‏ساز شكستهاى بعدى امريكا شد كه به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:
                  1- فراهم آمدن زمينه ياس و شكست در دولت و مجلس آمريكا كه با تعبير سيلى خوردن امريكا از ايران مصداق مى‏يابد.
                  2- ناامن شدن جاسوسخانه‏هاى امريكا در سراسر دنيا به دليل برپايى تظاهرات ضد امريكايى مسلمانان در كشورهاى مختلف كه بيشتر در برابر سفارت امريكا انجام مى‏شد.
                  3- شكست امريكا در فاجعه طبس كه به خاطر ربودن گروگانها از تهران جمعى از كوماندوهاى امريكايى در روز پنجم ارديبهشت 1359 در صحراى طبس دچار توفان شن شدند و شكست عمليات باعث مفتضح شدن امريكا در جهان شد.
                  4- پس از حركت تاريخى سيزده آبان، دولت امريكا با بلوكه كردن اموال ايران در بانكهاى امريكايى و قطع رابطه سياسى و محاصره اقتصادى ايران سعى داشت مسئله گروگانها را به نفع خود تمام كند. اما بازگشت گروگانها و تحويل بخشى از سپرده‏هاى ايران مسئله قطع رابطه مشكل لاينحلى براى دولت آمريكا به وجود آورد. آنان سعى كردند به شيوه‏هاى مختلف رابطه گرگ و ميش دوباره برقرار شود.
                  روز سيزده آبان ماه 1365 رئيس مجلس شوراى اسلامى در اجتماع دانش‏آموزان و دانشجويان از تلاشهاى امريكا براى برقرارى رابطه با ايران پرده برداشت. اين افشاگرى موجب قضيه "ايران گيت" و رسوايى امريكا در فرستادن مك فارلين به ايران شد.
                  5- پس از شكست و رسوايى امريكا در قضيه "مك فارلين" امريكا از سياست زور و چماق استفاده كرد كه نتيجه آن تهاجم ناوگان امريكايى به كشتيها و هواپيماى مسافرى ايران در خليج فارس بود كه در نشان دادن چهره استكبارى آمريكا در طول جنگ تحميلى عراق عليه ايران اهميت‏خاصى داراست.
                  حركت تاريخى سيزده آبان به سبب مردمى بودن و اتحاد مردمى در تثبيت آن، نقش بسيار با اهميتى در روند تكاملى انقلاب اسلامى در جهان داشته است. هر چند مفسران غربى و تحليلگران مخالف داخلى مانند وابستگان به نهضت آزادى اين حركت تاريخى را برآمده از جانب بخشى از حاكميت تلقى مى‏كردند. اما سير حوادث با سپرى شدن يك دهه از ماجراى گروگانها نشان داد كه تسخير لانه جاسوسى و دستاوردهاى آن، نتيجه سى سال مبارزات ضد امريكايى مردم بوده است و اين مبارزات تنها با دستيابى مردم به تمامى اهداف ضد امپرياليستى انقلاب، پايان‏پذير خواهد بود.
                  بديهى است امريكا و دولتهاى استكبارى مادامى كه به روش سلطه‏جويانه خود در جهان ادامه دهند آنان را از حوادثى چون سيزده آبان گريزى نيست.
                  پى‏نوشت‏ها:
                  1. بحران - هاميلتون جردن / 67
                  براى پى بردن به سردرگمى و اضطراب كاخ سفيد از حادثه تاريخى تسخير لانه جاسوسى مطالعه كتابهاى زير پيشنهاد مى‏شود:
                  1- بحران هاميلتون جردن - ترجمه محمود مينا، تهران: نشر نو، 1362.
                  2- هدف: تهران (تهاجم كارتر و وقايع پشت پرده) - جوليتوكيه‏زا. ترجمه هادى سهرابى تهران 1362 نشر نو.
                  3- خاطرات كارتر، 444 روز ماجراى گروگانها نوشته جيمى كارتر، ترجمه احمد باقرى، بدون تاريخ، انتشارات هفته.
                  . . . و براى شناخت عملكرد عوامل جاسوسى آمريكا در ايران مطالعه كتابهاى اسناد لانه جاسوسى كه توسط دانشجويان خط امام منتشر شده است مفيد فايده خواهد بود.
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment

                  • donsaeid
                    Senior Member
                    • Nov 2005
                    • 28300

                    #10
                    تسخير لانه جاسوسي ، آغاز يك تداوم



                    اين اقتدار را در الگوسازي ، آگاهي بخشي آن حادثه بزرگ 13 آبان مي*يافتم . اگر غير از اين بود حماسه فتح لانه جاسوسي قطعا در حد يك خاطره باقي مي*ماند و تجليل از آن در كليشه*هاي يكسان سالانه قابل رؤيت بود . پيام و گفتمان آن روز مبارزه با امريكا آنقدر هيجان انگيز بود كه همه اختلافات سياسي را به حاشيه برد .


                    سفارت آمريكا در تهران در 13 آبان 1358 از سوي دانشجويان مسلمان پيرو خط امام مورد حمله واقع شد و پس از يك درگيري 5/3 ساعته توسط دانشجويان متصرف شد.
                    آنچه كه در آن روز تاريخي اتفاق افتاد و فتح لانه جاسوسي نام گرفت ، ريشه در جنايات 25 ساله دولت آمريكا در ايران داشت.
                    حمايت قاطع آمريكا از كودتاي 28 مرداد، نظارت مستقيم بر ظهور دولت هاي دست نشانده، اتكاي شاه به قدرت سياسي– نظامي آمريكا ، ايجاد اصلاحات غربي در قالب انقلاب سفيد، احياي مجدد لايحه كاپيتولاسيون توسط دولت منصور، نفوذ فزاينده و سلطه همه جانبه فرهنگي، اجتماعي، سياسي و نظامي، در يك نگاه كلي عملكرد دولت آمريكا در ايران طي 25 سال سرنوشت ساز حكومت محمدرضا پهلوي بود .
                    با ظهور انقلاب اسلامي در ايران، جيمي كارتر رئيس جمهور وقت ايالات متحده و مقامات كاخ سفيد از نزديك تمام حوادث انقلاب را دنبال مي*كردند. اما، اعزام ژنرال هايزر به منظور حمايت از بختيار و جلب پشتيباني ارتش از دولت بختيار و رايزني*هاي دائمي سوليوان آخرين سفير آمريكا در ايران ، بر پايي كنفرانس گوادلوپ و دهها واقعه ريز و درشت ديگر در سال 1357 همگي حكايت از دخالت مستقيم امريكاييها در حوادث ايران داشت .
                    با فرار محمدرضا شاه در 26 دي ماه 1357 و سپس ورود فاتحانه امام خميني به ايران پس از 16 روز، سرنوشت انقلاب در دبستان توانمند امام و امت آگاه وي قرار گرفت .
                    ابتدا شاه ترجيح داد در مراكش اقامت گزيند. زيرا اين كشور به مراتب نزديك تر از آمريكا به ايران بود و اگر حادثه*اي چون 28 مرداد 1332 زمام امور را به دست مي*گرفت، او مي*توانست خود را سريعاً به ايران برساند .
                    اما وقتي ملك حسن دوم سلطان مراكش با موج مخالفتها و اعتراضها روبرو شد، عذر شاه را خواست و او نيز به جزيره*اي در پاناما رفت .
                    در ادامه دربدري*هاي شاه، با وساطت هنري كيسينجر و راكفلر، او به مكزيك رفت و در 20 خرداد 1358 در اين كشور اقامت اختيار كرد. با شدت يافتن بيماري سرطان شاه، وي سرانجام براي مراقبت هر چه بهتر و بيشتر در طبقه هفدهم بيمارستاني در شهر نيويورك بستري شد. با اين اقدام امريكا ، موج خشم و نفرت در ايران بالا گرفت.
                    در همين ايام ، امام طي سخناني فرمودند:« ما نياز به رابطه با امريكا نداريم چون رابطه ظالم با مظلوم است »
                    امام اولين تير يك مبارزه آشكار با امريكا را شليك كرد . اما از آن سو ، دولتمردان ليبرال منش دولت موقت كه در صدد عادي سازي روابط با امريكا بودند، به اين گونه هنجار شكني هاي ديپلماتيك روي خوش نشان نمي*دادند. امريكاييها نيز از حضور دولت موقت در قدرت راضي بودند . يكي از جاسوسان در اين زمينه گفته بود :
                    « اگر اين دولت دوام پيدا كند روابط اقتصادي – سياسي چنان خواهد بود كه يك موقعيت بهتري براي ما به دست خواهد آورد .» (1)
                    روند محافظه كاري و اقدامات سازشكارانه دولت موقت زماني به اوج رسيد كه مهندس بازرگان نخست وزير دولت مذكور در رأس هيأتي در روز 10 آبان 58 در جشن استقلال الجزاير شركت كرد و با برژينسكي مشاور امنيت طي كاخ سفيد ديدار و به مدت يك ساعت و نيم با او مذاكره كرد .(2) موضوع جالب تر از اين ملاقات ، تقاضاي ديدار و مذاكره از سوي بازرگان بود كه برژينسكي به آن ، اشاره كرده است . (3)
                    نگراني*ها بالا گرفت. امام اين بار هم همچون همه سالهاي مبارزه با شاه ، خود وارد ميدان شد و فضاي جديدي را در كشور گشود ، ايشان در پيامي در 10 آبان فرمودند:« بر دانش*آموزان ، دانشگاهيان و محصلين علوم دينيه است كه با قدرت تمام حملات خود را عليه امريكا و اسرائيل گسترش داده و آمريكا را وادار به استرداد اين شاه مخلوع جنايتكار نمايند...»
                    در آغاز اولين رويارويي مستقيم با امريكا، امام كه معمار واقعي انقلاب بود، سنگ بنا و خشت اصلي را خود گذاشت تا بناي جديد تا ثريا راست رود..
                    در چنين وضعيتي، اولين سالگرد گراميداشت شهداي 13 آْبان برگزار شد. در حالي كه مردم به سوي دانشگاه تهران از مسيرهاي مختلف راهپيمايي مي*كردند، ناگهان در خيابان طالقاني ،*گروهي از جمعيت 50 هزار نفره در اين مسير، جدا نشدند و به سمت در اصلي سفارت آمريكا رفتند. اين 400 نفر دانشجو كه از قبل هماهنگي*هاي لازم را به عمل آورده بودند ، از در و ديوار سفارت بالا رفته و با قيچي هاي بزرگ آهن بر ، درب را گشودند و وارد سفارت امريكا شدند. اما با تفنگداران مستقر در سفارت درگير شدند و سرانجام پس از 3 ساعت، در ساعت 30/1 بعدازظهر به درگيري پايان دادند و 100 نفر تفنگدار را به اسارت گرفتند. خير مانند يك بمب منفجر شد و صدايش را همه دنيا شنيدند . گروهي اظهار نظر مي*كردند كه اين عمل «بازي با دم شير » است. (4)
                    نوزاد انقلاب كه 10 ماهه شده بود، به جنگ سلطان جنگل رفته بود. از نعره سلطان نهراسيد و به رغم كودكي و صغرسن، روي پايش ايستاد. مهندس بازرگان كه نه خود و نه دولتش روحيه مقاومت و ايستادگي و نه حتي انديشه آن را داشت در 14 آبان استعفا داد كه امام يا آن موافقت كردند زيرا وضعيت جديد كشور به مديريت و مديران انقلابي و شجاع نيازمند بود. (5) شرايط جديد كه هويت سازي انقلابي زيباترين واژه براي آن بود ، خود را به امريكا تحميل مي*كرد.
                    امام در اين مرحله نوين ، اولين سيلي را به امريكا زد تا ديگر خرده پاها حساب خود را بكنند . انقلابي كه در زمان طفوليت توي گوش بت بزرگ مي*زد براي ديگران ابدا توده*اي خرد نمي*كرد. امام پس از گذشت چند روز در ديدار با كارمندان بيمه مركزي ، امريكا در شيطان بزرگ ناميد .
                    از آن روزها ، هم اكنون 27 سال گذشته است. نوزاد شجاع انقلاب كه رشد و تربيت خود را در دامان پر مهري پدري شجاع و موحد گذرانده بود اكنون يك جوان برومند 28 ساله است كه افتخار مي*كند در سنين طفوليت، اقدامات شجاعانه*اي را انجام داده است. جوان برومند انقلاب آن قدر با صلابت از انرژي هسته*اي كه موضوع روز اوست دفاع مي*كند كه امريكا را هر روز به يك موضوع مي*كشاند.
                    با اين اشاره ، اجمالا مي*توان به اين موضوع اشاره كرد كه فتح لانه جاسوسي و تحولات پس از آن و پيامدهايي كه در دنبال داشت، خشت اول بناي سالم و درست مبارزه با امريكا بود . صلابت امروز بر پايه*هاي محكم تحقير تاريخي امريكا در جريان بالا رفتن از ديوار سفارت گذاشته شده است.
                    حوادث بزرگ تاريخي به دليل منطق حاكم بر شكل گيري و وقوع آنها ، برخوردار از قدرت تأثير گذاري بر حال و آينده هستند .
                    تاريخ ساز و هويت بخش مي*باشند. در راهپيمايي 22 بهمن سال گذشته، شعار گروهي از خواهران جوان، توجه همه را به خود جلب مي*كرد:
                    امريكا ، اسرائيل خيال نكن ما زنيم
                    با مشت*هاي آهنين تو دهنت مي*زنيم
                    اين اقتدار را در الگوسازي ، آگاهي بخشي آن حادثه بزرگ 13 آبان مي*يافتم . اگر غير از اين بود حماسه فتح لانه جاسوسي قطعا در حد يك خاطره باقي مي*ماند و تجليل از آن در كليشه*هاي يكسان سالانه قابل رؤيت بود . پيام و گفتمان آن روز مبارزه با امريكا آنقدر هيجان انگيز بود كه همه اختلافات سياسي را به حاشيه برد. اين درست است كه نيروهاي عمل كننده آن روز در داخل و يا خارج سفارت مواريث انقلاب بودند و از انرژي و گفتار انقلاب بهره مي*بردند ولي سخن از يك بناي محكم است كه 13 آبان 58 اولين سنگ آن گذاشته شد . لذا شكاف نسلها معنا نمي*يابد. با اين تفاوت كه امروز دشمن پير و فرتوت دست به اقناعي با ضرورتهاي عقلاني نيز توأمان كرده است . براي نسل جديد ، امريكا تا وقتي امريكاست در اسارت است نه 444 روز .(6)
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment

                    Working...