Secrets About Iran Freed in Royal Archive

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    Secrets About Iran Freed in Royal Archive

    آرشيو ملي بريتانيا روز جمعه بخشهايي از اسناد مربوط به تحولات جهان از جمله ايران در سال ‪ ۱۹۷۶‬ميلادي را از طبقه*بندي محرمانه خارج كرد.

    در مجموعه اسناد آزاد شده كه از ابتداي سال ‪ ۲۰۰۷‬ميلادي در اختيار عموم قرار مي*گيرد، پرونده*ها و گزارشهاي مختلفي نيز درباره ايران سي سال پيش وجود دارد.

    اين اسناد گزارش تحولات گوناگون داخلي، وضعيت اقتصادي و برنامه توسعه، روابط خارجي با كشورهاي همسايه، منطقه و قدرتهاي بزرگ و تحولات سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي در روابط دوجانبه تهران و لندن در سال ‪ ۱۹۷۶‬را شامل مي*شود.

    پرونده*هاي موجود در روابط خارجي ايران در سال ‪ ۱۹۷۶‬شامل روابط ايران با بريتانيا، آمريكا، فرانسه، اتحاد شوروي، عمان، عراق، مصر، افغانستان و بازار مشترك اروپا مي*شوند.

    در اين ميان اسناد مربوط به روابط ايران و عراق به دليل شرايط حساس پس از امضاي معاهده صلح ‪ ۱۹۷۵‬در الجزاير از اهميت خاصي برخوردار است.

    در اين اسناد كه عمدتا مكاتبات بين ماموران سفارت بريتانيا در تهران با وزارت خارجه و بخصوص بخش خاورميانه اين وزارتخانه است توجه خاصي به فراز و نشيبهاي وضعيت سياسي و اقتصادي ايران در پرتو افزايش هنگفت درآمدهاي نفتي كشور و مشكلات اجرايي و برنامه*ريزي براي عملي كردن خواسته و نقشه*هاي حكومت وقت شده است.

    اين گزارشها نشان مي*دهد كه افزايش بيش از ‪ ۴۰۰‬درصدي درآمدهاي كشور كه ناشي از افزايش شديد بهاي جهاني نفت بود، از يك سو به تسريع برنامه*هاي اقتصادي و توسعه منجر شد و از سوي ديگر، اين افزايش ناگهاني به علت وجود مشكلات ساختاري و اجرايي، كشور را دچار بحران برنامه*ريزي و مديريت ناشي از سرمايه*هاي سرگردان و تورم*زايي كرد كه در كنار معضل سوء مديريت، بحران آفرين شده بود.

    بخش ديگري از اين اسناد و مكاتبات رسمي به ادامه حكومت تك حزبي (حزب رستاخيز ملت ايران) و عدم اعتناي جدي حاكميت به ديدگاههاي ديگران در برنامه*ريزي و اداره كشور توسط حكومت پهلوي دوم اختصاص دارد.

    از نظر ناظران ديپلماتيك بريتانيا، حكومت تك حزبي در ايران برخلاف وعده*هاي اوليه خود نتوانست به ميزان مشاركت عمومي و ايجاد علاقه در جوانان و دانشجويان براي شركت در برنامه*هاي دولتي منجر شود.

    بر اساس اين اسناد، مشكل نيروي كارآمد و ماهر داخلي از معضلات راهبردي و مهم ايران به شمار مي*رفت كه رژيم "محمد رضا پهلوي" تلاش داشت با استفاده از همكاريهاي بين*المللي به*طور سريع و ضربتي به حل آن اقدام كند.

    بخش ديگري از اين اسناد نيز به موارد مختلف و متعدد نقض حقوق بشر توسط سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك) در ايران و همچنين حركتهاي سياسي داخلي و خارجي عليه حكومت پهلوي، به خصوص جنبشهاي دانشجويي مربوط مي*شود.

    با آزاد شدن اسناد تاريخي محرمانه مربوط به سي سال پيش در آرشيو ملي بريتانيا، جنبه*هاي غيرعلني ديگري نيز از سياست خارجي و داخلي اين كشور مربوط به تحولات سال ‪ ۱۹۷۶‬ميلادي فاش شد.

    بخش عمده*اي از اين اسناد تاريخي به تحولات داخلي بريتانيا مرتبط است و مطابق يكي از پرونده*ها، دولت انگليس در دوره حكومت كارگري و زمامداري "هارولد ويلسون" نخست وزير وقت پيش*بيني كرده بود كه آرژانتين قصد دارد تا به جزاير مورد مناقشه فالكلند (مالويناس) حمله كرده و آن را از استعمار بريتانيا خارج كند.

    يكي*ديگر از اين گزارشها به نگراني*هاي ويلسون درباره تندرويهاي گروههاي دست راستي اتحادگرا و سلطنت طلب افراطي در ايرلند شمالي و احتمال به راه*انداختن حمام خون توسط جوخه*هاي مرگ آنان در مخالفت با نيت احتمالي دولت كارگري در تاسيس حكومتي مستقل در آن منطقه و پيش*دستي در اعلام استقلال ايرلند شمالي بدون هماهنگي و توافق با دولتهاي لندن و دوبلين است.

    ديگر مجموعه اسناد آزاد شده مربوط به مساله احتمال جدا شدن اسكاتلند در ميانه بحرانهاي اقتصادي اواسط دهه هفتاد در بريتانيا است.

    در سال ‪ ۱۹۷۶‬حزب كارگر همچنين در شرايط مشابهي نسبت به وضع كنوني خود از جهت نگراني از عدم پيروزي مجدد در انتخابات سراسري قرار داشت.

    بر اساس اسناد منتشرشده، مشكلات اقتصادي بريتانيا در اواسط دهه هفتاد موجب شد تا دولت كالاهان به اقدامات مختلفي براي صرفه جويي اقتصادي بينديشد.

    شماري از اين برنامه*ها كاهش هزينه*هاي حفاظتي از ملكه اليزابت دوم، طرح لغو اعطاي مدالهاي طلايي و نقره*اي لياقت (موسوم به مدال جوبيلي) بود و مهمتر از آن انديشه محدود كردن و يا حتي تعطيل كردن برنامه هسته*اي بريتانيا براي صرفه*جويي مالي و تعديل بحران اقتصادي اين كشور بوده است.

    در سال ‪ ۱۹۷۶‬علاوه بر مشكلات اقتصادي، خشكسالي، كم آبي و وزش بادهاي سهمگين گريبان بريتانيا را گرفت. يك گزارش "جان هانت" وزير مشاور دولت كارگري اين خشكسالي و كم آبي را طي ‪ ۲۵۰‬سال اخير در بريتانيا بي*نظير ارزيابي كرده بود.

    همچنين در همين سال دولت پاكستان در يك اقدام رسمي تلاش كرده بود تا الماس معروف "كوه نور" را از بريتانيا پس بگيرد.

    "ذوالفقار علي بوتو" نخست*وزير وقت پاكستان در درخواستي رسمي خطاب به كالاهان اعلام كرده بود كه اين الماس در سال ‪ ۱۸۵۲‬به طور غيرقانوني توسط مهاراجه لاهور به عنوان هديه به ملكه ويكتوريا بخشيده شده و در واقع متعلق به دولت و ملت پاكستان است.

    اسناد آرشيو ملي بريتانيا مي*گويند كه كالاهان ابتدا دستور پيگيري مساله را داد، اما وقتي متوجه شد كه اين الماس تراش*خورده ‪ ۷۵۰‬ساله و ‪۱۸۶‬ قيراطي در تاج همسر پادشاه*سابق (جورج ششم) و مادر ملكه كنوني قرار گرفته، اعلام كرد كه انتقال الماس به دربار بريتانيا بخشي از يك معاهده صلح پس از جنگ ‪ ۱۸۴۹‬با مهاراجه لاهور بوده است.

    سال گذشته نيز همزمان با آزاد شدن اسناد مربوط به ايران از آرشيو ملي بريتانيا جنبه*هاي ديگري از روابط تهران و لندن و گزارشهاي ماموران انگليسي درباره تحولات ايران در سال ‪ ۱۹۷۵‬افشا شده بود.

    مهمترين موضوعات گزارش شده اين سال در خصوص ايران افزايش مناسبات با بريتانيا، تاسيس حزب رستاخيز، فعاليتهاي مسلحانه عليه حكومت پهلوي، حقوق بشر در ايران و هواپيما ربايي يك ايراني در بريتانيا بودند.

    همچنين گزارشهايي درباره فعاليتهاي كنفدراسيون دانشجويان ايراني، اشغال سفارت ايران توسط اعضاي اين كنفدراسيون، روابط ايران و عراق از منظر امضاي پيمان الجزيره، و خريد جزيره*اي در سيشل توسط فرزند "اشرف پهلوي" از موارد مهم قابل ملاحظه در اسناد سال گذشته بود.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #2
    آرشيو شركت نفت ايران و انگليس؛دريچه*اي ديگر بر تحقيقات ايراني



    يكي از غني*ترين منابع قابل تصور براي تدوين تاريخ معاصر ايران، خصوصاً تاريخ ايران در قرن بيستم، كه اخيراً در دسترس پژوهشگران قرار گرفته است آرشيو شركت نفت انگليس و ايرانِ سابق، بريتيش پتروليوم (BP) فعلي است كه در حال حاضر در دانشگاه «واريك» شهر كاونتري در انگلستان مستقر مي*باشد.


    يكي از غني*ترين منابع قابل تصور براي تدوين تاريخ معاصر ايران، خصوصاً تاريخ ايران در قرن بيستم، كه اخيراً در دسترس پژوهشگران قرار گرفته است آرشيو شركت نفت انگليس و ايرانِ سابق، بريتيش پتروليوم (BP) فعلي است كه در حال حاضر در دانشگاه «واريك» شهر كاونتري در انگلستان مستقر مي*باشد. آرشيو مفصل و غني اين شركت بين*المللي نفتي كه بيش از سه كيلومتر فضاي كتابخانه*ي دانشگاه را به خود اختصاص داده است شامل همه نوع اطلاعات فني، مهندسي، اقتصادي، جغرافيايي، سياسي، اداري و مديريتي مربوط به عملكرد اين شركت طي 90 سال عمر رسمي آن مي*باشد.
    از آنجايي كه تاريخ شكل*گيري اين شركت به «قرارداد دارسي» كه در سال 1901 بادولت ايران بسته شد برمي*گردد، تحولات نيم قرن اول فعاليت*هاي اين شركت عظيم بين*المللي نيز با تاريخ معاصر ايران عجين شده است . در اين آرشيو تمام مدارك، مكاتبات، مراسلات و بررسي*هاي كادرها، مسئولين و مديران شركت و همچنين نقشه*هاي جغرافيايي و معماري و عكس*هاي متعددي از تأسيسات و زندگي اجتماعي شركت و غيره به صورتي دقيق و منظم طبقه*بندي شده و از طريق فهرست كامپيوتري در محل آرشيو در اختيار پژوهشگران مي*باشد. مكان آرشيو در ساختماني، جداگانه جنب كتابخانه ي اصلي دانشگاه واقع است. پژوهشگران مي*بايد ابتدا شخصاً و به طور مستقيم از طريق مكاتبه با پست الكترونيك با مسئولين آرشيو تماس گرفته و با معرفي خود و موضوع تحقيق خود اجازه استفاده از آرشيو را به طور رسمي تقاضا كنند.1
    در صورت عدم امكان حضور مستقيم در محل آرشيو، برخي اسناد البته با هزينه*ي نسبتاً بالا قابل تكثير و ارسال از طريق پست مي*باشند ولي به نظر مي*آيد كه مسئولين آرشيو با اكراه با اين نوع تقاضا برخوردكرده و ترجيح مي*دهند اسناد حضوراً و در خود محل آرشيو مورد استفاده قرار بگيرد.
    به طور كلي مسئولين آرشيو نسبت به شيوه استفاده*ي متقاضيان از اين اسناد حساسيت زيادي نشان مي**دهند و اگر چه با پژوهشگران كمال همكاري و كمك را مبذول مي*دارند ولي در عين حال سعي مي*كنند با اعمال نظارت دقيق برنوع استفاده*اي كه از اين اسناد به عمل مي*آيد از «استفاده غير مجاز» (و شايد منفي از ديد شركت و نسبت به شركت ) از منابع خود جلوگيري كنند. و احتمالاً به همين دليل است كه پژوهشگر موظف است پيش از دسترسي به اين اسناد طي يك قرارداد رسمي با آرشيو متعهد شود كه هر نوع رجوع مستقيم و نقل قول از مطالب آرشيو را پيش از انتشار مورد بررسي و تأييد مسئولين آرشيو قرار دهد تا صحت و دقت آن تأييد گردد. به هر حال بايد در نظر داشت كه اين آرشيو يك شركت خصوصي و انتفاعي است كه در اختيار عموم قرار مي*گيرد و طبيعتاً مقررات و ضوابط خود را دارد. مهم در دسترس بودن اين اسناد است و اين كه به محض شناسايي جديت پژوهشگر، مسئولين آرشيو كمال همكاري را داشته و از هيچ كمك منطقي دريغ نمي*كنند.
    اسناد به صورت پرونده*هاي جداگانه با شماره، تيتر، و موضوع علي*حده به صورت رايانه*اي طبقه*بندي شده است. به طور مثال براي يافتن منابع مربوط به «مسكن در آبادان» فهرستي مشتمل بر 25 پرونده مختلف كه در هر كدام به صورت مستقيم يا غير مستقيم راجع به اين موضوع اطلاعاتي دارند ارائه مي*شود. معمولاً هر پرونده يك توضيح مختصر دارد كه طي يك پاراگراف اطلاعات اساسي و خلاصه محتوي پرونده را روي همان صفحه كامپيوتر ارائه مي*كند.
    دقت و نظم فوق*العاده*اي كه در تنظيم اين آرشيو به كار رفته باعث شده پژوهشگر بتواند تمام زمان و نيروي خود را صرف بررسي اطلاعات موجود و نه يك جستجوي بي*انتها براي يافتن مطلب بكند.
    در مورد اهميت اين اسناد براي تاريخ معاصر ايران (و خاورميانه) مشكل بتوان چيزي گفت كه به اغراق شبيه نباشد. شركت نفت ايران و انگليس طي چهار دهه بزرگترين بنگاه صنعتي و اقتصادي، و همچنين بزرگ*ترين كارفرماي خصوصي در ايران بود و فعاليت*هايش نيز يكي از منابع اصلي درآمد ارزي كشور را تشكيل مي*داد، آن هم در حساس*ترين دوره*اي از تاريخ معاصر ايران كه در خلال آن يا دولت مدرن در حال شكل*گيري و استقرار بود و يامملكت در اشغال نيروهاي بيگانه قرار داشت. از اين رو رجوع به اين آرشيو مي*تواند در وحله*ي اول به برداشت ما از جنبه*هاي مختلف تاريخ اقتصادي، سياسي، و منطقه*اي و اجتماعي نيمه اول قرن بيستم كمك شاياني بكند. خصوصاً كه منابع اين آرشيو تا به حال مورد بررسي پژوهشگران و مورخين قرار نگرفته*اند. 2 شايد ذكر دو نمونه*ي كوچك به روشن*تر شدن مسئله كمك كند.
    اعتصاب كارگران صنعت نفت در سال 1325 / 1946 بزرگترين اعتصاب صنعتي تاريخ ايران در دوره پيش از انقلاب 1357 بود. اين اعتصاب گسترده باعث عقب*نشيني هر چند موقت شركت نفت، اقتدار حزب توده ـ آن هم موقت ـ و اقدامات پيشگيرانه**ي دولت قوام شد كه در نهايت به تحقق نسبي خواسته*هاي كارگران و گذراندن قانون كار از مجلس منجر شد. در مورد اين واقعه مهم تاريخي بررسي*هاي متعددي صورت گرفته است3 كه عمدتاً از منابعي چون اسناد وزارت*هاي خارجه بريتانيا و آمريكا، تا حدودي آرشيوهاي ايران، انتشارات و خاطرات فعالين تحركات كارگري و حزبي و رجال سياسي ايراني و خارجي آن دوره، گزارش*هاي سازمان بين*المللي كار (ILO) و اتحاديه بين*المللي كارگري بهره برده*اند. اما آرشيو شركت نفت كه حاوي اسناد، گزارش*ها و تحليل*هاي يكي از طرفين اصلي اين اعتصاب مي*باشد هنوز مورد بررسي قرار نگرفته است حال آن كه مروري گذرا بر اين اسناد گذشته از جزئيات جديد تاريخي، از دغدغه*هاي مهم اقتصادي و مديريتي گردانندگان پالايشگاه و صنعت نفت كه در بطن وقايع بوده*اند و در عين حال روحيه و طرز برخورد آن*ها با مسئله نيروي كار و در خواست*هاي آن*ها و جمعيت* بومي منطقه نكات در خور توجهي را در خود دارند.
    يكي از مزاياي مهم اسناد شركت نفت، سهم آن در روشن شدن تاريخ جغرافيايي و تاريخ اجتماعي بخش*هاي جنوب غربي ايران در اين دوره است، موضوعي كه در مقايسه با تاريخ سياسي و تا حدي تاريخ اقتصادي كشور در ادوار مشابه بسيار تحول نيافته*تر است. براي مثال تاريخ مشكلات و مسائل شهرسازي در شهرهاي صنعتي جديد چون آ*بادان و مسجد سليمان و مسئله وفق دادن نيروهاي كار ماهر بومي با صنعت نوين از طريق ايجاد مؤسسات *آموزشي، تفريحي و تغيير نوع مسكن و معماري مسكوني آن سامان از جمله موضوعاتي است كه اين آرشيو مي*تواند در مورد آن*ها اطلاعات در خور توجهي در اختيار پژوهشگران قرار دهد. در عين حال اين آرشيو مي*تواند در موردتاريخ فن*آوري جديد و انتقال آن از خارج و نحوه*ي پياده كردن آن در خوزستان، تاريخ ادغام اقتصادي ايران در بازار جهاني از طريق توليد و صدور كالاهاي مورد نياز در سطح بين*المللي، پديد آوردن دستگاه اداري مديريتي مدرن درمملكت كه زيربناي شركت ملي نفت ايران و وزارت نفت بعدي شد، اطلاعات ارزشمندي را در اختيار محققين قرار بدهد.
    علاوه بر مضامين فوق بايد در نظر داشت كه شركت نفت، دولت مركزي ايران، و جامعه محلي خوزستان طي نيم قرن با يكديگر تداخل و تعاملي دائم و گريز*ناپذير داشته*اند و ديناميسم مسائل اساسي هر يك از آن*ها ـ مثل جدال بر سر ميزان اقتدار نخبگان محلي، ميزان مسئوليت براي بوجود آوردن نهادهاي نوين محلي ـ مانند شهرداري آبادان ـ حوزه اختيارات و مسئوليت* نيروها و بازيگران محلي در مقايسه با دولت مركزي و شركت نفت، و چانه*زني و رقابت دائمي كه بر سر اين مسائل و ديگر موارد ذي*ربط به رابطه*ي دولت مركزي ايران و جوامع محلي يك شكل خاص تاريخي بخشيده است. اين خود از جمله ديگر مباحث مهمي است كه اين مجموعه اسناد مي*تواند براي روشن*تر شدن آن مؤثر واقع گردد.

    پانوشت*ها:
    1ـ بهترين شيوه تماس با اين آرشيو از طريق پست الكترونيك به آدرس زير مي*باشد
    (greenk3@bp.com) و تلفن : 01203524517 و فاكس: 01203524523
    2ـ تاريخ رسمي شركت نفت بريتانيا اكنون در سه جلد توسط انتشارات كمبريج منتشر و در اختيار عموم مي*باشد. محتواي اصلي هر سه مجلد اين تاريخ در مورد فعاليت شركت نفت در ايران كه پايگاه اصلي شركت تا سال 1951 بود، مي*باشد. ولي به هر حال اين تاريخ رسمي خود شركت نفت است و در عين ناگفته گذاشتن بخش*هاي مهمي از فعاليت*هايش در مورد ساختار مديريت و فعاليت*هاي اداري و توليدي و اقتصادي شركت در ديگر نقاط جهان اطلاعاتي ارائه مي*دهد.
    3ـ از جمله* مهم*ترين نمونه*هاي آن عبارتند از يرواند آبراهاميان، «قوت*ها و ضعف*هاي جنبش كارگري ايران در سال*هاي 21 ـ 1320» در مقالاتي در جامعه*شناسي سياسي ايران، ترجمه*ي سهيلا ترابي فارساني، تهران: نشر شيرازيه، 1376، صص 254 ـ 216.
    تورج اتابكي« سنديكاليسم در ايران در فاصله سالهاي 25 ـ 1320» الفبا، 6، پاييز 1363.
    محمود طاهر احمدي، «درآمدي بر اتحاديه**هاي كارگري خوزستان 5ـ 1323» فصلنامه گفتگو، شماره 25، پائيز 1378.
    حبيب لاجوردي، اتحاديه*هاي كارگري و خودكامگي در ايران، ترجمه*ي ضياء صدقي، تهران: نشر نو، 1369.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    Working...