پروژه يهودي سازي تاريخ ايران باستان در دانشگاه*هاي آمريكا
نوشتار حاضر متن سخنراني عباس سليمي نمين درباره "دانشگاه شيكاگو و پروژه تحريف تاريخ ايران " مي باشد كه در جمع اساتيد و دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) ايراد شده است.
نوشتار حاضر متن سخنراني استاد دكتر عباس سليمي نمين درباره "دانشگاه شيكاگو و پروژه تحريف تاريخ ايران " مي باشد كه در جمع اساتيد و دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) ايراد شده است.
بسم الله الرحمن الرحيم . با تشكر از اساتيد محترم دانشگاه و دانشجويان عزيز كه اين فرصت را براي من بوجود آوردند كه دقايقي را در خدمتتان باشم و بحث*هايي را رد و بدل كنيم كه اميدواريم كه ان شاءا.... در شناخت دقيق تر از تاريخ خودمان اين موضوع مؤثر باشد . آن چيزي كه در سال*هاي اخير در مورد تاريخ ايران ، بويژه تاريخ باستان مطرح شده ضرورت بازخواني تاريخ را براي ما روز به روز جدي*تر مي*سازد يعني اينكه ما اين امكان را فراهم كنيم تا آن چيزي را كه براي ما نگاشته شده را يك بار ديگر بخوانيم و به خودمان اين جرأت را بدهيم كه اگر ايرادهايي در تاريخ نگاشته شده براي ما ، وجود دارد اين ايرادات را بيان كنيم و پالايش كنيم تاريخ خودمان را از آنچه كه نوشته شده است . متأسفانه در سال*هاي اخير كه بر حسب ظاهر ، تحولي را ما در ساختار سياسي بوجود آورديم و اين انتظار مي*رفت كه اين تحول سياسي آنچنان فراگير بشود كه حوزه*هاي فرهنگ را هم آنچه كه ضرورت دارد در بر بگيرد ، اين تحول نتوانست آنطوري كه شايسته است مسائل فرهنگي را هم پوشش لازم بدهد . شايد بشود گفت كه ما در زمينه تاريخ كمتر از همه بخش*هاي فرهنگي توجه داشتيم و اين امكان را فراهم نكرده*ايم كه به اين موضوع بيشتر توجه بشود .
اهميت بحث تاريخ براي ما به نظر من در اينجا بايد درك بشود كه كاري صورت گرفت براي مقابله با فرهنگ اسلامي ، يكي در عرصه مقابله مستقيم با اعتقادات و يكي برنامه دراز مدت*تري براي اينكه ما نسبت به مواضع اعتقادي خودمان متزلزل بشويم كه حاصل كاري كه در دوره رضاخان شروع شد در دوره محمدرضا پهلوي بيشتر خودش را نشان داد و ثمره*اش بيشتر در اين دوره نمود پيدا كرد علي القاعده مقابله مستقيم با فرهنگ ، سنت و اعتقادات مردم نمي*توانست دوام چنداني بيابد يعني اينكه مردم لباسشان در خيابان*ها قيچي بشود و يا با محرم مقابله بشود تا حدي كه ما نتوانيم از قيام عاشورا بهره بگيريم اين نمي*توانست خيلي استمرار داشته باشد و اين كار صورت گرفت به خاطر اينكه ضرورت سلطه ايجاب مي*كرد يعني براي سلطه گران ، لازم بود كه ملت ما احساس حقارت بكند تا سلطه را بپذيرد ملتي كه خودش را با سلطه گر برابر بداند هرگز سلطه را نمي*پذيرد يعني اگر من هيچ تفاوتي براي خودم نسبت به شما قائل نباشم و اين تصور در فكر من باشد كه از آن حقوقي كه شما برخورداريد من هم بايد برخوردار باشم هرگز وارد وادي*هايي كه اين وادي*ها حقوق نابرابري را رقم مي*زند نخواهم شد يا چنين چيزي را نخواهم پذيرفت .
بنابراين مقابله با فرهنگ ملت ايران به صورت اجباري و قلدر مأبانه*اي كه رضاخان مي*توانست به اجرا در بياورد ، اين در دوره رضاخان صورت گرفت اما عرض كردم كه اين نمي*توانست براي هميشه استمرار بيابد . ما آنطوري كه آقاي حسين مكي در تاريخ 20 ساله مي*نويسد رضاخان مقابله با فرهنگ را به اوج رساند حتي مثلا در شب*هاي عاشورا ، كاروان شادي راه انداخت و مثلا رقاصه*ها در خيابان*ها مي*خواندند و طبيعتا ملت ايران را كه اين موضوع برايشان اهميت داشت ، تحقير مي*كردند اما قطعا ملت در برابر اين نوع تحقيرها يك نوعي مقاومت نشان مي*داد و پذيراي اين مسأله نبود اما آنچيزي كه به نظر من حالت ماندگاري يافت آن تاريخ نگاري بود . در دوران رضاخان توجه جدي به اين امر داشت كه تاريخ باستان ما به نوعي نوشته بشود كه با تاريخ و فرهنگ اسلامي در تقابل باشد يعني ما با مطالعه تاريخ باستان ، احساس تنفر نسبت به فرهنگ اسلامي در ما ايجاد نشود اين مطلب را در نگارش*هاي مختلف مي*توانيد بياييد چون فرصت كم است من فقط و فقط اين جمله دكتر زرين كوب را فكر مي*كنم كفايت كند كه ايشان در كتاب ايران بعد از اسلام مي*نويسد كه كتاب من كتاب ابراهيم پورداود و ديگران از عناصري كه بيشتر متأثر بودند مي*گويد اين تاريخ نگاري نبود بيشتر بخاطر ضديت با اعراب بود كه اين كتاب*ها نوشته شد و حتي كتاب « دو قرن سكوت » را ايشان ياد مي*كند و اين خصوصيت در آن ايام را مي*گويد قطعا افرادي مانند آقاي زرين كوب كه اين شجاعت را داشته باشند كه آثار خودشان را نقد كنند خيلي خيلي كم داريم و بيشتر در اين جهت گيري ماندند در حالي كه آقاي زرين كوب در اواخر عمرش نسبت به عملكرد خودش انتقاد دارد و اين انتقاد را به صراحت بيان مي*كند . خوب آثار اين چنيني تأثيرات بسيار زيادي داشت كه اگر شما ملاحظه كنيد مي*بينيد كه افرادي كه متأثر از اين نوع تاريخ نگاري شدند چگونه نوشتند و چگونه قضاوت كردند و چگونه به اسلام يك تعصب كور و يك تعصب شديدي را از خودشان نشان دادند از جمله من شما را حتما ارجاع مي*دهم براي اينكه بتوانيد به يك قضاوت دقيق تر و عالمانه*اي برسيد كتاب آقاي بزرگ علوي را ، آقاي بزرگ علوي در خاطراتش به طور مسبوط مي*گويد كه چه آثاري نوشته شد و چه كساني اصرار بر نگارش اين كتاب داشتند و جهت گيري*هاي آن*ها چه بود ، مثلا ايشان در مورد آقاي صادق هدايت مي*گويد كه صادق هدايت مثلا اصرارش بر نوشتن كتاب ترجمه*ها ، ترجمه*هايي از آثار غربي*ها براي ايران چگونه بود خوب در مورد صادق هدايت مي*گويد كه او هر موقع كه سخني در مورد اسلام پيش مي*آمد به شدت مي*لرزيد و شروع به فحاشي مي*كرد نه اينكه سخني در مورد دفاع از اسلام ، مثلا آقاي نبي قطعا عنصري نيست كه از اسلام دفاع كند ايشان يك مصاحبه*اي با بي بي سي كرده بود ، در آن مصاحبه سخن از اسلام به ميان آورده بود بعد كه به محل قرار مي*آيد از آقاي صادق هدايت به شدت فحاشي*هاي ركيكي را آقاي بزرگ علوي روايت مي*كند جلو زن*ها در آن ميعادگاهي كه جايگاه روشن فكران و .... بوده فحاشي*هاي ركيكي را ايشان به ميان مي*آورد كه چرا تو اصلا سخني از اسلام به ميان آوردي و آثاري كه خود آقاي صادق هدايت نوشته ، خيلي روشن است و من وارد جزئيات آن نمي*شوم اما بع اين نكته دعوت مي*كنم جهت تعمق ، كه چگونه توانستند يك ضديتي با اسلام ايجاد كنند و يك قرابتي با يهود ، در اين زمينه هم دعوت مي*كنم عزيزان را كه كتاب آقاي معير ارزي حتما بخوانند معير ارزي خاطرات خودش را به عنوان يك صهيونيست جدي و فعال نوشته ، در كتاب خودش تأثيرات اين معنا را كه ما توانستيم احساس قرابت ايجاد كنيم در بين ايراني*ها و يهودي*ها و از اين تاريخ نويسي بهره لازم برديم و هر كسي را كه در برابر يهودي*ها مقابله مي*كرد اينگونه وارد مي*شديم و اينگونه او را رام مي*كرديم ، من جمله در مورد حاج علي كيا ، شرح اولين برخورد پدرش با حاج علي كيا كه بعدها كه مراتب ارتش را طي مي*كند و به درجه سپهبدي مي*رسد و ركن 2 ارتش مي*شود آن موقع كه سرهنگ بود من با پدرم پيش او رفتيم مي*گويد : شروع كرد به مقاومت كردن در برابر ما يهودي*ها ، ما گفتيم بله ما يهودي*ها با شما اين چنين پيشينه تاريخي داشتيم و يواش يواش رام شد .
نوشتار حاضر متن سخنراني عباس سليمي نمين درباره "دانشگاه شيكاگو و پروژه تحريف تاريخ ايران " مي باشد كه در جمع اساتيد و دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) ايراد شده است.
نوشتار حاضر متن سخنراني استاد دكتر عباس سليمي نمين درباره "دانشگاه شيكاگو و پروژه تحريف تاريخ ايران " مي باشد كه در جمع اساتيد و دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) ايراد شده است.
بسم الله الرحمن الرحيم . با تشكر از اساتيد محترم دانشگاه و دانشجويان عزيز كه اين فرصت را براي من بوجود آوردند كه دقايقي را در خدمتتان باشم و بحث*هايي را رد و بدل كنيم كه اميدواريم كه ان شاءا.... در شناخت دقيق تر از تاريخ خودمان اين موضوع مؤثر باشد . آن چيزي كه در سال*هاي اخير در مورد تاريخ ايران ، بويژه تاريخ باستان مطرح شده ضرورت بازخواني تاريخ را براي ما روز به روز جدي*تر مي*سازد يعني اينكه ما اين امكان را فراهم كنيم تا آن چيزي را كه براي ما نگاشته شده را يك بار ديگر بخوانيم و به خودمان اين جرأت را بدهيم كه اگر ايرادهايي در تاريخ نگاشته شده براي ما ، وجود دارد اين ايرادات را بيان كنيم و پالايش كنيم تاريخ خودمان را از آنچه كه نوشته شده است . متأسفانه در سال*هاي اخير كه بر حسب ظاهر ، تحولي را ما در ساختار سياسي بوجود آورديم و اين انتظار مي*رفت كه اين تحول سياسي آنچنان فراگير بشود كه حوزه*هاي فرهنگ را هم آنچه كه ضرورت دارد در بر بگيرد ، اين تحول نتوانست آنطوري كه شايسته است مسائل فرهنگي را هم پوشش لازم بدهد . شايد بشود گفت كه ما در زمينه تاريخ كمتر از همه بخش*هاي فرهنگي توجه داشتيم و اين امكان را فراهم نكرده*ايم كه به اين موضوع بيشتر توجه بشود .
اهميت بحث تاريخ براي ما به نظر من در اينجا بايد درك بشود كه كاري صورت گرفت براي مقابله با فرهنگ اسلامي ، يكي در عرصه مقابله مستقيم با اعتقادات و يكي برنامه دراز مدت*تري براي اينكه ما نسبت به مواضع اعتقادي خودمان متزلزل بشويم كه حاصل كاري كه در دوره رضاخان شروع شد در دوره محمدرضا پهلوي بيشتر خودش را نشان داد و ثمره*اش بيشتر در اين دوره نمود پيدا كرد علي القاعده مقابله مستقيم با فرهنگ ، سنت و اعتقادات مردم نمي*توانست دوام چنداني بيابد يعني اينكه مردم لباسشان در خيابان*ها قيچي بشود و يا با محرم مقابله بشود تا حدي كه ما نتوانيم از قيام عاشورا بهره بگيريم اين نمي*توانست خيلي استمرار داشته باشد و اين كار صورت گرفت به خاطر اينكه ضرورت سلطه ايجاب مي*كرد يعني براي سلطه گران ، لازم بود كه ملت ما احساس حقارت بكند تا سلطه را بپذيرد ملتي كه خودش را با سلطه گر برابر بداند هرگز سلطه را نمي*پذيرد يعني اگر من هيچ تفاوتي براي خودم نسبت به شما قائل نباشم و اين تصور در فكر من باشد كه از آن حقوقي كه شما برخورداريد من هم بايد برخوردار باشم هرگز وارد وادي*هايي كه اين وادي*ها حقوق نابرابري را رقم مي*زند نخواهم شد يا چنين چيزي را نخواهم پذيرفت .
بنابراين مقابله با فرهنگ ملت ايران به صورت اجباري و قلدر مأبانه*اي كه رضاخان مي*توانست به اجرا در بياورد ، اين در دوره رضاخان صورت گرفت اما عرض كردم كه اين نمي*توانست براي هميشه استمرار بيابد . ما آنطوري كه آقاي حسين مكي در تاريخ 20 ساله مي*نويسد رضاخان مقابله با فرهنگ را به اوج رساند حتي مثلا در شب*هاي عاشورا ، كاروان شادي راه انداخت و مثلا رقاصه*ها در خيابان*ها مي*خواندند و طبيعتا ملت ايران را كه اين موضوع برايشان اهميت داشت ، تحقير مي*كردند اما قطعا ملت در برابر اين نوع تحقيرها يك نوعي مقاومت نشان مي*داد و پذيراي اين مسأله نبود اما آنچيزي كه به نظر من حالت ماندگاري يافت آن تاريخ نگاري بود . در دوران رضاخان توجه جدي به اين امر داشت كه تاريخ باستان ما به نوعي نوشته بشود كه با تاريخ و فرهنگ اسلامي در تقابل باشد يعني ما با مطالعه تاريخ باستان ، احساس تنفر نسبت به فرهنگ اسلامي در ما ايجاد نشود اين مطلب را در نگارش*هاي مختلف مي*توانيد بياييد چون فرصت كم است من فقط و فقط اين جمله دكتر زرين كوب را فكر مي*كنم كفايت كند كه ايشان در كتاب ايران بعد از اسلام مي*نويسد كه كتاب من كتاب ابراهيم پورداود و ديگران از عناصري كه بيشتر متأثر بودند مي*گويد اين تاريخ نگاري نبود بيشتر بخاطر ضديت با اعراب بود كه اين كتاب*ها نوشته شد و حتي كتاب « دو قرن سكوت » را ايشان ياد مي*كند و اين خصوصيت در آن ايام را مي*گويد قطعا افرادي مانند آقاي زرين كوب كه اين شجاعت را داشته باشند كه آثار خودشان را نقد كنند خيلي خيلي كم داريم و بيشتر در اين جهت گيري ماندند در حالي كه آقاي زرين كوب در اواخر عمرش نسبت به عملكرد خودش انتقاد دارد و اين انتقاد را به صراحت بيان مي*كند . خوب آثار اين چنيني تأثيرات بسيار زيادي داشت كه اگر شما ملاحظه كنيد مي*بينيد كه افرادي كه متأثر از اين نوع تاريخ نگاري شدند چگونه نوشتند و چگونه قضاوت كردند و چگونه به اسلام يك تعصب كور و يك تعصب شديدي را از خودشان نشان دادند از جمله من شما را حتما ارجاع مي*دهم براي اينكه بتوانيد به يك قضاوت دقيق تر و عالمانه*اي برسيد كتاب آقاي بزرگ علوي را ، آقاي بزرگ علوي در خاطراتش به طور مسبوط مي*گويد كه چه آثاري نوشته شد و چه كساني اصرار بر نگارش اين كتاب داشتند و جهت گيري*هاي آن*ها چه بود ، مثلا ايشان در مورد آقاي صادق هدايت مي*گويد كه صادق هدايت مثلا اصرارش بر نوشتن كتاب ترجمه*ها ، ترجمه*هايي از آثار غربي*ها براي ايران چگونه بود خوب در مورد صادق هدايت مي*گويد كه او هر موقع كه سخني در مورد اسلام پيش مي*آمد به شدت مي*لرزيد و شروع به فحاشي مي*كرد نه اينكه سخني در مورد دفاع از اسلام ، مثلا آقاي نبي قطعا عنصري نيست كه از اسلام دفاع كند ايشان يك مصاحبه*اي با بي بي سي كرده بود ، در آن مصاحبه سخن از اسلام به ميان آورده بود بعد كه به محل قرار مي*آيد از آقاي صادق هدايت به شدت فحاشي*هاي ركيكي را آقاي بزرگ علوي روايت مي*كند جلو زن*ها در آن ميعادگاهي كه جايگاه روشن فكران و .... بوده فحاشي*هاي ركيكي را ايشان به ميان مي*آورد كه چرا تو اصلا سخني از اسلام به ميان آوردي و آثاري كه خود آقاي صادق هدايت نوشته ، خيلي روشن است و من وارد جزئيات آن نمي*شوم اما بع اين نكته دعوت مي*كنم جهت تعمق ، كه چگونه توانستند يك ضديتي با اسلام ايجاد كنند و يك قرابتي با يهود ، در اين زمينه هم دعوت مي*كنم عزيزان را كه كتاب آقاي معير ارزي حتما بخوانند معير ارزي خاطرات خودش را به عنوان يك صهيونيست جدي و فعال نوشته ، در كتاب خودش تأثيرات اين معنا را كه ما توانستيم احساس قرابت ايجاد كنيم در بين ايراني*ها و يهودي*ها و از اين تاريخ نويسي بهره لازم برديم و هر كسي را كه در برابر يهودي*ها مقابله مي*كرد اينگونه وارد مي*شديم و اينگونه او را رام مي*كرديم ، من جمله در مورد حاج علي كيا ، شرح اولين برخورد پدرش با حاج علي كيا كه بعدها كه مراتب ارتش را طي مي*كند و به درجه سپهبدي مي*رسد و ركن 2 ارتش مي*شود آن موقع كه سرهنگ بود من با پدرم پيش او رفتيم مي*گويد : شروع كرد به مقاومت كردن در برابر ما يهودي*ها ، ما گفتيم بله ما يهودي*ها با شما اين چنين پيشينه تاريخي داشتيم و يواش يواش رام شد .


Comment