اگر دزدي به خانه شما حمله كند و اثاث خانه شما را بدزدد، يا اگر جيب*بري در خيابان جيب شما را بزند، شما فوري به پليس شكايت مي*كنيد و خواستار پيگيري ماجرا مي*شويد. اينكه جرمي اتفاق افتاده براي همه روشن است. اما اگر زني مورد تجاوز قرار بگيرد، نه تنها جسم او بلكه روح او دچار ضرباتي خواهد شد كه شايد تا ابد قابل ترميم نباشد ... ولي او آيا مي*تواند به سادگي به پليس شكايت كند؟ چگونه مي*تواند ثابت كند كه آنچه اتفاق افتاده برخلاف ميل وي و با زور يا تهديد به زور انجام شده است؟ و با شرم و ننگ اجتماعي چه خواهد كرد؟
تجاوز تنها جرمي است كه در اكثر موارد قرباني، عليرغم احساس شرم و گناه، نمي*داند كه جرمي و جنايتي اتفاق افتاده و خود وي «قرباني» يك جنايت است، و حتي اگر به اين امر آگاه باشد و به ديگران بگويد، نه تنها مورد سرزنش قرار مي*گيرد بلكه بايد بيگناهي خود را ثابت كند! باور عمومي، اگر چه نادرست، بر اين مبناست كه قرباني به نوعي محرك اين جرم بوده و تجاوزگر را تحريك كرده است و به گونه**اي همدست مجرم شناخته مي*شود و حتي اگر مسئوليت جرم به گردن تجاوزگر افتد، «شرم» آن بر گردن زن يا مردي است كه مورد تجاوز قرار گرفته است.
پس قرباني تجاوز خاموش مي*ماند، و ما از آمار واقعي تجاوز بي*خبر باقي مي*مانيم، و آنچه مي*بينيم آماري است از خودكشي*، و خودسوزي*ها، و بيماري*هاي رواني، و اختلالات جنسي
16 روز مبارزه با خشونت عليه زنان از 25 نوامبر تا 10 دسامبر 2005 به «بهداشت زنان» اختصاص داده شده است، و محور عمده آن مبارزه با ايدز است. يكي از مسائلي كه تندرستي جسمي، جنسي و رواني زنان ما را تهديد مي*كند «تجاوز جنسي» است كه در جامعه ما نيز مانند جوامع ديگر بشدت شيوع دارد و آلودگي به ويروس HIV و ابتلا به بيماري ايدز تنها يكي از پيامدهاي احتمالي آن است.
بهداشت زنان و تاريكخانه فرهنگي
فرهنگ ما اصولا پرده*اي سياه و تاريك بر مسائل جنسي كشيده و معناي رابطه جنسي سالم را روشن نمي*كند، چنانچه معناي تجاوز را به روشني توضيح نداده و در تاريكي باقي مي*گذارد و جرم بودن آن را رسما نمي*پذيرد. و بدبختي اينجاست كه اصلا ما واژه*اي براي تعريف استفاده از زور و خشونت در رابطه جنسي نداريم! و بايد با تركيب واژه*ها مفهوم را برسانيم، مثل «تجاوز جنسي» يا «تعرض جنسي».
اين از آنجايي ناشي مي*شود كه در فرهنگ ما خشونت جنسي هيچگاه تقبيح نشده، تا آنجايي كه شاعري چون ايرج*ميرزا در اشعار خويش از تجربه*هاي خويش در تجاوز به زن و مرد تعريف مي*كند و آنها را شيرينكاري قلمداد مي*كند. هنوز در روستاها و درميان عشاير گاه دزديدن دختر و تجاوز به او جايگزين خواستگاري و عقد ازدواج مي*شود. هنوز در جامعه ما صحبتي از تجاوز به دختربچه*ها و پسربچه*ها انجام نمي*گيرد، درحاليكه اين عمل به صورت گسترده در همه روستاها و شهرهاي بزرگ و كوچك كشورمان صورت مي*گيرد. هنوز همه ما از حاكميت گرفته تا اپوزيسيون و از هنرمندان گرفته تا روشنفكران و مدافعين حقوق بشر در اين مورد همآوا هستيم كه خشونت*هاي جنسي را بايد انكار كرد تا «عفت عمومي» جريحه دار نشود. اما در دوراني كه بدنبال «حقوق بشر» و «جامعه مدني» هستيم، چگونه مي*توانيم مفهوم واقعي خشونت عليه زنان را مسكوت بگذاريم؟ و حتي واژه**هاي مناسب براي توصيف اشكال گوناگون آن نداشته باشيم؟ اصولا چگونه مي*توانيم دم از حقوق بشر و دمكراسي بزنيم اما واژه*هاي مناسب براي توصيف مفهوم واقعي حقوق جنسي، سلامت جسمي و جنسي، حقوق باروري، بهداشت جنسي و بهداشت باروري نداشته باشيم؟
اصولا واژه*هايي كه در فرهنگ فارسي براي توصيف رابطه جنسي بكار مي*رود، بقدري "زشت" و كثيف و ناهنجار است كه استفاده از آن واژه*ها در گفتمان* اجتماعي جز شرم براي گوينده و شنونده حاصلي نخواهد داشت، و از آنجايي كه واژه*هاي "تميز" و "بهداشتي" و قابل استفاده براي رساندن مفهوم*هاي لازم نداريم، گفتماني درباره مسائل جنسي در ميان ما مطرح نمي*شود. حتي ما روشنفكراني كه به تارنماهاي اينترنتي دسترسي داريم، و در ميان خود حادترين مسائل سياسي روز و عميق*ترين مسائل عقلاني را به بحث مي*گذاريم، هنوز واژه*هايي براي توصيف طبيعت جنسي انسان و بحث درباره روابط انساني بر پايه غريزه جنسي را نداريم!
در نتيجه، مسائل جنسي پنهان باقي مي*ماند، آگاهي*هاي لازم به كودكان و نوجوانان براي محافظت از خويش در مقابل آزارهاي جنسي داده نمي*شود، آموزش راههاي پيشگيري از بيماري*هاي آميزشي به ميزان لازم به جوانان ارائه نمي*شود، مفهوم سلامت و بهداشت جنسي و بويژه «آزار جنسي» براي كودكان، نوجوانان و بزرگسالان پنهان باقي مي*ماند. در نتيجه، نه تنها تندرستي و سلامت جنسي به عنوان پايه*اي ترين حقوق بشر به اعضاي جامعه آموزش داده نمي*شود، بلكه قربانيان آزارهاي جنسي در اكثر مواقع حتي نمي*دانند كه «آزاري» صورت گرفته و زباني براي گفتگو درباره آن نمي*يابند. و طبيعي است كه مراكز درمان و مشاوره در اين زمينه در جامعه يافت نمي*شود و مسائل در پشت پرده*اي از ابهام و خاموشي باقي مي*ماند.
اما اكنون زمان آن رسيده است كه در تاريكخانه فرهنگي اين جامعه نور بيفكنيم. مكث و تعمق روي واژه*هايي كه ما در زمينه مسائل جنسي داريم، روشنگر فرهنگ ما در اين زمينه*است. مفهوم واژه*هايي كه بكار مي*بريم، و مفهوم*هايي كه در فرهنگ ما غايب است و براي آنها واژه*اي نداريم، بيانگر نگاهي است كه ما به مسائل جنسي داريم، و نگاهي به واژه*هاي مربوط به رابطه جنسي در فرهنگ ما نشان دهنده ميزان «زن*ستيز» بودن اين فرهنگ است. جستجو براي يافتن واژه*اي معادل rape در لغت*نامه*هاي عميد و دهخدا بيفايده است، حتي از تركيب «تجاوز جنسي» خبري نيست. در زبان انگليسي هم واژه*اي براي تقبيح خشونت از ديرباز وجود نداشته، اما ساخته شده است.
واژه rape اگر چه در اصل به معني به زور تصرف كردن است، اما امروزه معناي مشخصي درزبان انگليسي دارد، و آن «تجاوز جنسي» است. شايد بتوان گفت كه در فرهنگ فارسي واژه "گائيدن" نزديك به مفهوم تجاوز جنسي است. نكته غريب اين است كه اين واژه كه در فرهنگ كوچه و بازار به معناي تجاوز و بي*ناموس كردن در دشنام*هاي رنگارنگ بكار مي*رود، در فرهنگ دهخدا به معناي "آرميدن" و "جماع كردن" آمده و بدنبال آن واژه*هايي با معناي مشابه در توصيف "دختر نارسيده را گائيدن"، و "زن خود را گائيدن" و ... آمده است. اگر "گائيدن" به معناي "جماع كردن" است، جماع كردن با دختر نارسيده چه معنايي دارد، بجز «تجاوز»؟
به بيان ساده، ما در فرهنگ فارسي از واژه*هايي براي رابطه جنسي استفاده مي*كنيم كه فقط و فقط تمتع و لذت و بهره*وري مرد را مي*رساند، و توجهي به ميزان لذت*بردن يا شكنجه شدن زن ندارد! "گائيدن" هم به معناي "تجاوز به زور" و "بي*ناموس كردن" است، كه در دشنام*هاي روزمره بكار مي*رود، و هم به معناي "جماع كردن" و حتي براي توصيف رابطه جنسي زناشويي نيز بكار مي*رود. بيخود نيست كه تجاوز شوهر به زن در فرهنگ ما هنوز جرم شناخته نمي*شود!
فرهنگي كه تنها بر حق مرد در لذت جنسي تاكيد نموده و براي زن فقط مسئوليت فراهم كردن اين لذت را (تمكين) برشمارد، يعني كه استفاده جنسي از زن را – به هر شكلي و با هر شيوه خشونت باري - حق مرد بداند، طبيعي است كه واژه*هايي براي متمايز كردن مفهوم "آميزش جنسي با موافقت طرفين" و "تجاوز جنسي به زور" ندارد و از واژه "گائيدن" براي هر دو اين مفاهيم استفاده مي*كند.
سانسور حكومتي
مساله قانون و مقررات حاكم بر جامعه نيز مزيد بر علت شده و بار مشكلات را انبوه*تر مي*سازد. حاكميت جمهوري اسلامي تلاش فراواني در جهت انكار مسائل جنسي در جامعه و سانسور شديد آنها مي*نمايد و حتي تا آنجا پيش رفته كه از بكارگيري واژه* «تجاوز» در جامعه جلوگيري مي*كند! هم اكنون دركشور ما ارگان*هاي رسمي حكومت و مطبوعات به جاي استفاده از واژه «تجاوز»، اصطلاح "آزار و اذيت" را بكار مي*برند!
گفتگوي باز درباره خشونت و آزار جنسي از دستاوردهاي مبارزات زنان است كه اين پديده*ها را به عنوان «معضل اجتماعي» مطرح نموده و براي حل آنها «گفتمان اجتماعي» مي*طلبد. باورعمومي نادرست كه هر آنچه مربوط به مسائل جنسي است، «امري خصوصي» است و نبايد در سطح جامعه مطرح شود، مدتهاست كه در نتيجه مبارزات زنان كهنه شده و ديگر كاربردي ندارد.
سازمان بهداشت جهاني دربرنامه*هاي خود بصراحت اعلام داشته است كه «سلامت جنسي» بخشي جدايي*ناپذير از سلامت است كه با سالم بودن جسماني، احساسي، رواني و اجتماعي در رابطه با گرايش، تمايلات و رفتارجنسي (sexuality) تعريف مي*شود، و براي تضمين سلامت جنسي، حقوق جنسي همه افراد بايد مورد احترام و حمايت قرار گيرد. از جمله «حقوق جنسي» هر فرد، حق دسترسي به اطلاعات و دريافت آموزش درباره تمايلات و رفتار جنسي (sexuality)، احترام جسماني، حق انتخاب يار جنسي، رابطه جنسي بر مبناي توافق طرفين، ازدواج برمبناي توافق طرفين، و تلاش براي زندگي جنسي امن، ارضاءكننده و سرشار از لذت است.(1)
«تجاوز» چيست؟
در فرهنگ فارسي عميد مي*بينيم كه "تجاوز" چنين تعريف شده: "از حد در گذشتن، از حد خود بيرون شدن، از اندازه خارج شدن" آيا از تعريف «تجاوز» به معناي rape در اينجا پرهيز شده؟ يا اينكه ما واژه*اي براي تعريف rape در زبان فارسي نداريم؟ معمولا براي رساندن مفهوم rape از اصطلاح «تجاوز به عنف» براي تعريف آن به مفهوم «جرم» استفاده مي*شود، اما مشكل بتوان پذيرفت كه «تجاوز» مي*تواند بدون توسل به زور و يا با توافق قرباني انجام پذيرد. مي*توان حدس زد كه از آنجاييكه در فرهنگ و قانون ما آنچه كه پس از جاري شدن «صيغه شرعي» بين زن و مرد بگذرد، «حلال» است، رابطه جنسي بيرون از چارچوب شرع «تجاوز» ناميده مي*شود و ربطي به توافق طرف مورد تجاوز ندارد. يعني روا بودن يا ناروا بودن رابطه جنسي با «شرعي» بودن آن سنجيده مي*شود، و نه با ميزان خشونتي كه در رابطه اعمال مي*شود. بر اين مبنا اعمال خشونت جنسي «شوهر» بصورت تجاوز به زن در چارچوب رابطه شرعي ، حتي اگر به پارگي واژني و آسيب جسمي و روحي زن بيانجامد، جرم نيست و مورد حمايت كامل قانون است. اما رابطه جنسي خارج از چارچوب شرع، حتي اگر با توافق و لذت طرفين انجام گردد، غيرقانوني و قابل مجازات است.
در غرب زنان سالهاست كه براي گسترده*تر كردن تعريف تجاوز تلاش مي*كنند. به طور نمونه در سال 1976 در امريكا تجاوز شوهر به زن در زمره تعريف رسمي «تجاوز» وارد شد و به عنوان جرم شناخته شد. در دهه هشتاد، زنان امريكايي تلاش خود را براي جرم شناختن تجاوز توسط دوست*پسر در هنگام قرارملاقات يا وقتي كه دختر با ميل خود به خانه پسر مي*رود، آغاز كردند. امروزه در اكثر ايالت*هاي امريكا تجاوز جنسي، در هر محلي و توسط هر كسي جرم شناخته *مي*شود. يكي از دستاوردهاي زنان در اين جريان اين است كه اولا اعمال زور براي اثبات تجاوز ضروري نيست، و عدم توافق زن و «ناخواسته» بودن عمل از سوي زن براي جرم بودن عمل جنسي كافي نيست. دوم اينكه تنها آميزش جنسي ناخواسته نيست كه جرم شناخته مي*شود، بلكه هرگونه تماس جنسي ناخواسته از نظر قانوني منع شده و مورد پيگرد قرار مي*گيرد. از اين رو، امروزه دسته*اي از جرايم خشونتبار جنسي به عنوان «تعرض جنسي» شناخته شده است، و تعرض جنسي تعريف بسيار گسترده*اي پيدا كرده است و در گروه* بزرگتري از اعمال خشونت*بار جنسي به عنوان «جرم» دسته*بندي شده*اند(2).
تجاوز تنها جرمي است كه در اكثر موارد قرباني، عليرغم احساس شرم و گناه، نمي*داند كه جرمي و جنايتي اتفاق افتاده و خود وي «قرباني» يك جنايت است، و حتي اگر به اين امر آگاه باشد و به ديگران بگويد، نه تنها مورد سرزنش قرار مي*گيرد بلكه بايد بيگناهي خود را ثابت كند! باور عمومي، اگر چه نادرست، بر اين مبناست كه قرباني به نوعي محرك اين جرم بوده و تجاوزگر را تحريك كرده است و به گونه**اي همدست مجرم شناخته مي*شود و حتي اگر مسئوليت جرم به گردن تجاوزگر افتد، «شرم» آن بر گردن زن يا مردي است كه مورد تجاوز قرار گرفته است.
پس قرباني تجاوز خاموش مي*ماند، و ما از آمار واقعي تجاوز بي*خبر باقي مي*مانيم، و آنچه مي*بينيم آماري است از خودكشي*، و خودسوزي*ها، و بيماري*هاي رواني، و اختلالات جنسي
16 روز مبارزه با خشونت عليه زنان از 25 نوامبر تا 10 دسامبر 2005 به «بهداشت زنان» اختصاص داده شده است، و محور عمده آن مبارزه با ايدز است. يكي از مسائلي كه تندرستي جسمي، جنسي و رواني زنان ما را تهديد مي*كند «تجاوز جنسي» است كه در جامعه ما نيز مانند جوامع ديگر بشدت شيوع دارد و آلودگي به ويروس HIV و ابتلا به بيماري ايدز تنها يكي از پيامدهاي احتمالي آن است.
بهداشت زنان و تاريكخانه فرهنگي
فرهنگ ما اصولا پرده*اي سياه و تاريك بر مسائل جنسي كشيده و معناي رابطه جنسي سالم را روشن نمي*كند، چنانچه معناي تجاوز را به روشني توضيح نداده و در تاريكي باقي مي*گذارد و جرم بودن آن را رسما نمي*پذيرد. و بدبختي اينجاست كه اصلا ما واژه*اي براي تعريف استفاده از زور و خشونت در رابطه جنسي نداريم! و بايد با تركيب واژه*ها مفهوم را برسانيم، مثل «تجاوز جنسي» يا «تعرض جنسي».
اين از آنجايي ناشي مي*شود كه در فرهنگ ما خشونت جنسي هيچگاه تقبيح نشده، تا آنجايي كه شاعري چون ايرج*ميرزا در اشعار خويش از تجربه*هاي خويش در تجاوز به زن و مرد تعريف مي*كند و آنها را شيرينكاري قلمداد مي*كند. هنوز در روستاها و درميان عشاير گاه دزديدن دختر و تجاوز به او جايگزين خواستگاري و عقد ازدواج مي*شود. هنوز در جامعه ما صحبتي از تجاوز به دختربچه*ها و پسربچه*ها انجام نمي*گيرد، درحاليكه اين عمل به صورت گسترده در همه روستاها و شهرهاي بزرگ و كوچك كشورمان صورت مي*گيرد. هنوز همه ما از حاكميت گرفته تا اپوزيسيون و از هنرمندان گرفته تا روشنفكران و مدافعين حقوق بشر در اين مورد همآوا هستيم كه خشونت*هاي جنسي را بايد انكار كرد تا «عفت عمومي» جريحه دار نشود. اما در دوراني كه بدنبال «حقوق بشر» و «جامعه مدني» هستيم، چگونه مي*توانيم مفهوم واقعي خشونت عليه زنان را مسكوت بگذاريم؟ و حتي واژه**هاي مناسب براي توصيف اشكال گوناگون آن نداشته باشيم؟ اصولا چگونه مي*توانيم دم از حقوق بشر و دمكراسي بزنيم اما واژه*هاي مناسب براي توصيف مفهوم واقعي حقوق جنسي، سلامت جسمي و جنسي، حقوق باروري، بهداشت جنسي و بهداشت باروري نداشته باشيم؟
اصولا واژه*هايي كه در فرهنگ فارسي براي توصيف رابطه جنسي بكار مي*رود، بقدري "زشت" و كثيف و ناهنجار است كه استفاده از آن واژه*ها در گفتمان* اجتماعي جز شرم براي گوينده و شنونده حاصلي نخواهد داشت، و از آنجايي كه واژه*هاي "تميز" و "بهداشتي" و قابل استفاده براي رساندن مفهوم*هاي لازم نداريم، گفتماني درباره مسائل جنسي در ميان ما مطرح نمي*شود. حتي ما روشنفكراني كه به تارنماهاي اينترنتي دسترسي داريم، و در ميان خود حادترين مسائل سياسي روز و عميق*ترين مسائل عقلاني را به بحث مي*گذاريم، هنوز واژه*هايي براي توصيف طبيعت جنسي انسان و بحث درباره روابط انساني بر پايه غريزه جنسي را نداريم!
در نتيجه، مسائل جنسي پنهان باقي مي*ماند، آگاهي*هاي لازم به كودكان و نوجوانان براي محافظت از خويش در مقابل آزارهاي جنسي داده نمي*شود، آموزش راههاي پيشگيري از بيماري*هاي آميزشي به ميزان لازم به جوانان ارائه نمي*شود، مفهوم سلامت و بهداشت جنسي و بويژه «آزار جنسي» براي كودكان، نوجوانان و بزرگسالان پنهان باقي مي*ماند. در نتيجه، نه تنها تندرستي و سلامت جنسي به عنوان پايه*اي ترين حقوق بشر به اعضاي جامعه آموزش داده نمي*شود، بلكه قربانيان آزارهاي جنسي در اكثر مواقع حتي نمي*دانند كه «آزاري» صورت گرفته و زباني براي گفتگو درباره آن نمي*يابند. و طبيعي است كه مراكز درمان و مشاوره در اين زمينه در جامعه يافت نمي*شود و مسائل در پشت پرده*اي از ابهام و خاموشي باقي مي*ماند.
اما اكنون زمان آن رسيده است كه در تاريكخانه فرهنگي اين جامعه نور بيفكنيم. مكث و تعمق روي واژه*هايي كه ما در زمينه مسائل جنسي داريم، روشنگر فرهنگ ما در اين زمينه*است. مفهوم واژه*هايي كه بكار مي*بريم، و مفهوم*هايي كه در فرهنگ ما غايب است و براي آنها واژه*اي نداريم، بيانگر نگاهي است كه ما به مسائل جنسي داريم، و نگاهي به واژه*هاي مربوط به رابطه جنسي در فرهنگ ما نشان دهنده ميزان «زن*ستيز» بودن اين فرهنگ است. جستجو براي يافتن واژه*اي معادل rape در لغت*نامه*هاي عميد و دهخدا بيفايده است، حتي از تركيب «تجاوز جنسي» خبري نيست. در زبان انگليسي هم واژه*اي براي تقبيح خشونت از ديرباز وجود نداشته، اما ساخته شده است.
واژه rape اگر چه در اصل به معني به زور تصرف كردن است، اما امروزه معناي مشخصي درزبان انگليسي دارد، و آن «تجاوز جنسي» است. شايد بتوان گفت كه در فرهنگ فارسي واژه "گائيدن" نزديك به مفهوم تجاوز جنسي است. نكته غريب اين است كه اين واژه كه در فرهنگ كوچه و بازار به معناي تجاوز و بي*ناموس كردن در دشنام*هاي رنگارنگ بكار مي*رود، در فرهنگ دهخدا به معناي "آرميدن" و "جماع كردن" آمده و بدنبال آن واژه*هايي با معناي مشابه در توصيف "دختر نارسيده را گائيدن"، و "زن خود را گائيدن" و ... آمده است. اگر "گائيدن" به معناي "جماع كردن" است، جماع كردن با دختر نارسيده چه معنايي دارد، بجز «تجاوز»؟
به بيان ساده، ما در فرهنگ فارسي از واژه*هايي براي رابطه جنسي استفاده مي*كنيم كه فقط و فقط تمتع و لذت و بهره*وري مرد را مي*رساند، و توجهي به ميزان لذت*بردن يا شكنجه شدن زن ندارد! "گائيدن" هم به معناي "تجاوز به زور" و "بي*ناموس كردن" است، كه در دشنام*هاي روزمره بكار مي*رود، و هم به معناي "جماع كردن" و حتي براي توصيف رابطه جنسي زناشويي نيز بكار مي*رود. بيخود نيست كه تجاوز شوهر به زن در فرهنگ ما هنوز جرم شناخته نمي*شود!
فرهنگي كه تنها بر حق مرد در لذت جنسي تاكيد نموده و براي زن فقط مسئوليت فراهم كردن اين لذت را (تمكين) برشمارد، يعني كه استفاده جنسي از زن را – به هر شكلي و با هر شيوه خشونت باري - حق مرد بداند، طبيعي است كه واژه*هايي براي متمايز كردن مفهوم "آميزش جنسي با موافقت طرفين" و "تجاوز جنسي به زور" ندارد و از واژه "گائيدن" براي هر دو اين مفاهيم استفاده مي*كند.
سانسور حكومتي
مساله قانون و مقررات حاكم بر جامعه نيز مزيد بر علت شده و بار مشكلات را انبوه*تر مي*سازد. حاكميت جمهوري اسلامي تلاش فراواني در جهت انكار مسائل جنسي در جامعه و سانسور شديد آنها مي*نمايد و حتي تا آنجا پيش رفته كه از بكارگيري واژه* «تجاوز» در جامعه جلوگيري مي*كند! هم اكنون دركشور ما ارگان*هاي رسمي حكومت و مطبوعات به جاي استفاده از واژه «تجاوز»، اصطلاح "آزار و اذيت" را بكار مي*برند!
گفتگوي باز درباره خشونت و آزار جنسي از دستاوردهاي مبارزات زنان است كه اين پديده*ها را به عنوان «معضل اجتماعي» مطرح نموده و براي حل آنها «گفتمان اجتماعي» مي*طلبد. باورعمومي نادرست كه هر آنچه مربوط به مسائل جنسي است، «امري خصوصي» است و نبايد در سطح جامعه مطرح شود، مدتهاست كه در نتيجه مبارزات زنان كهنه شده و ديگر كاربردي ندارد.
سازمان بهداشت جهاني دربرنامه*هاي خود بصراحت اعلام داشته است كه «سلامت جنسي» بخشي جدايي*ناپذير از سلامت است كه با سالم بودن جسماني، احساسي، رواني و اجتماعي در رابطه با گرايش، تمايلات و رفتارجنسي (sexuality) تعريف مي*شود، و براي تضمين سلامت جنسي، حقوق جنسي همه افراد بايد مورد احترام و حمايت قرار گيرد. از جمله «حقوق جنسي» هر فرد، حق دسترسي به اطلاعات و دريافت آموزش درباره تمايلات و رفتار جنسي (sexuality)، احترام جسماني، حق انتخاب يار جنسي، رابطه جنسي بر مبناي توافق طرفين، ازدواج برمبناي توافق طرفين، و تلاش براي زندگي جنسي امن، ارضاءكننده و سرشار از لذت است.(1)
«تجاوز» چيست؟
در فرهنگ فارسي عميد مي*بينيم كه "تجاوز" چنين تعريف شده: "از حد در گذشتن، از حد خود بيرون شدن، از اندازه خارج شدن" آيا از تعريف «تجاوز» به معناي rape در اينجا پرهيز شده؟ يا اينكه ما واژه*اي براي تعريف rape در زبان فارسي نداريم؟ معمولا براي رساندن مفهوم rape از اصطلاح «تجاوز به عنف» براي تعريف آن به مفهوم «جرم» استفاده مي*شود، اما مشكل بتوان پذيرفت كه «تجاوز» مي*تواند بدون توسل به زور و يا با توافق قرباني انجام پذيرد. مي*توان حدس زد كه از آنجاييكه در فرهنگ و قانون ما آنچه كه پس از جاري شدن «صيغه شرعي» بين زن و مرد بگذرد، «حلال» است، رابطه جنسي بيرون از چارچوب شرع «تجاوز» ناميده مي*شود و ربطي به توافق طرف مورد تجاوز ندارد. يعني روا بودن يا ناروا بودن رابطه جنسي با «شرعي» بودن آن سنجيده مي*شود، و نه با ميزان خشونتي كه در رابطه اعمال مي*شود. بر اين مبنا اعمال خشونت جنسي «شوهر» بصورت تجاوز به زن در چارچوب رابطه شرعي ، حتي اگر به پارگي واژني و آسيب جسمي و روحي زن بيانجامد، جرم نيست و مورد حمايت كامل قانون است. اما رابطه جنسي خارج از چارچوب شرع، حتي اگر با توافق و لذت طرفين انجام گردد، غيرقانوني و قابل مجازات است.
در غرب زنان سالهاست كه براي گسترده*تر كردن تعريف تجاوز تلاش مي*كنند. به طور نمونه در سال 1976 در امريكا تجاوز شوهر به زن در زمره تعريف رسمي «تجاوز» وارد شد و به عنوان جرم شناخته شد. در دهه هشتاد، زنان امريكايي تلاش خود را براي جرم شناختن تجاوز توسط دوست*پسر در هنگام قرارملاقات يا وقتي كه دختر با ميل خود به خانه پسر مي*رود، آغاز كردند. امروزه در اكثر ايالت*هاي امريكا تجاوز جنسي، در هر محلي و توسط هر كسي جرم شناخته *مي*شود. يكي از دستاوردهاي زنان در اين جريان اين است كه اولا اعمال زور براي اثبات تجاوز ضروري نيست، و عدم توافق زن و «ناخواسته» بودن عمل از سوي زن براي جرم بودن عمل جنسي كافي نيست. دوم اينكه تنها آميزش جنسي ناخواسته نيست كه جرم شناخته مي*شود، بلكه هرگونه تماس جنسي ناخواسته از نظر قانوني منع شده و مورد پيگرد قرار مي*گيرد. از اين رو، امروزه دسته*اي از جرايم خشونتبار جنسي به عنوان «تعرض جنسي» شناخته شده است، و تعرض جنسي تعريف بسيار گسترده*اي پيدا كرده است و در گروه* بزرگتري از اعمال خشونت*بار جنسي به عنوان «جرم» دسته*بندي شده*اند(2).
Comment