Announcement

Collapse
No announcement yet.

Persian Wedding

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #31
    عروسی به سبک ايرانی
    دو صحنه از زندگی در جامعه چندلايه ايران



    چهره زن*های خارجی، (عموماً اروپایی و آمریکایی) که برای اولین بار به ایران سفر می*کنند در ورودی فرودگاه مهرآباد تهران دیدنی است. به آنها گفته شده ایران جایی است که طبق قانون باید همه زنان بدن و موهایشان را بپوشانند ولی در پوشاندن یا نپوشاندن صورت و دست*هایشان البته اختیار با خودشان است.

    آنها در حالی به ایران می*رسند که روپوش*های بلند و گشاد تیره رنگ پوشیده*اند و موهایشان را تا بالای ابروها پوشانده*اند. اما از گمرک فرودگاه که می*گذرند روزگارشان شبیه روزگار آلیس در سرزمین عجایب است.

    اینجا کجاست؟ همان ایرانی که درباره*اش شنیده*اند؟ پس این زن*ها با موهایی که سطح کمی از آن پوشیده شده و مقدار بیشترش از جلو و پشت سر بیرون مانده اهل کجا هستند؟ این روسری*های رنگی، صورت**های آرایش کرده و مانتوهایی که شبیه پیراهن*هایی تنگ و کوتاه هستند از کجا آمده**اند؟

    این سوالی است که مردان انقلابی دهه پنجاه در ایران حتماً بارها از خودشان می*پرسند. شاید هرگز به جواب خوشایندی نرسند. آنها با کابوس دیگری هم درگیرند. همراه با مانتوهایی که آب می*روند، از منظر آنها، این ارزش*های انقلابی و اسلامی است که تحلیل می*روند.

    اما ایران واقعاً چه جور جایی است؟ جایی که در آن اگر اهلش باشی می*شود همه سوروسات زندگی به سبک هزار و یک شب را فراهم کرد یا جایی که ماموران پلیسش اجازه نمی*دهند دختر و پسرها با خیال راحت دست همدیگر را بگیرند؟

    عکسهايی که می بينيد، یکی از پیچ*های زندگی پیچیده ایرانی*ها را نشان می دهد. تماشای همين دو صحنه از زندگی در تهران امروز، شايد کافی باشد تا مطمئن*مان کند که برای سئوال «ایران چه جور جایی است؟» نمی توان یک پاسخ قطعی يافت.

    در فاصله میان قوانین حکومتی و عرف غیر*رسمی اتفاق*های زیادی می*افتد.

    میدان محسنی یکی از مراکز گران*قیمت برای تهیه لباس عروس است. خیلی*ها مشتری این لباس*های زیبا هستند. هم خانواده*هایی که عروسی*های شلوغ مختلط برگزار می*کنند و هم خانواده*های مذهبی که عروسی*هایشان به دو بخش زنانه و مردانه تقسیم می*شود.



    عکس را یک سال پیش در یکی از مزون*های لباس عروس در میدان محسنی گرفتم وقتی برای گرفتن لباس عروس دوستی رفته بودیم. برای عکاسی از مسئول سالن اجازه گرفتم اما زن*های سرتاپا سیاهپوش را هم با عملیات ژانگولر توی کادر جا دادم. زن*ها دو نفر بودند یکی میانسال و دیگری جوان، عروس جوان.

    لباسی که انتخاب کرده بودند البته بسیار زیبا بود و طبیعتاً تماشای دختر جوان روبنده*پوش چند دقیقه بعد در آن لباس هیجان*انگیز بود. من از آن قسمت البته نتوانستم عکس بگیرم!

    دو- هزینه اجاره باغ برای گرفتن فیلم و عکس از عروس و داماد یکی از هزاران هزینه*ای است که زوج های جوان ایرانی باید در فهرست مخارج خودشان بگنجانند. اما این عروس و داماد جوان با استفاده از یکی از پارک*های عمومی تهران کمی از مخارجشان را کم کرده*اند.

    این عکس را آبان ماه همین امسال در یکی از پارک*های عمومی تهران گرفتم.



    عروس و داماد جوان بی*خیال همه دنیا و انگار نه انگار که اینجا «جمهوری اسلامی ایران» باشد جلوی دوربین فیلمبرداری و عکاسی فیگورهای عاشقانه می*گرفتند.

    از آرامشی که داشتند خوشم آمد. از این*که برای دقایقی قید همه مقررات سختگیرانه رسمی را زده بودند. مقررات سختگیرانه**ای که سعی می*کند عرف غير رسمی را به انزوا بکشاند اما انگار چندان موفق نیست.

    Comment


    • #32
      Nice topic Yeah everyone likes to spend whatever it takes to have the dream night

      Comment


      • #33
        Inja too america aroos mamoolan kheyli arayeshe sadeyi dare khob baraye hamin majboor nist arayeshgah bere!

        Comment


        • #34
          گالری ماه مهر ميزبان عکس های حسن سربخشيان از عروسی اقوام مختلف ايرانی است. در اين نمايشگاه ۲۷ قطعه عکس در دو اندازه از پنج مراسم عروسی در کلات نادری خراسان شمالی، تالش گيلان، خرم آباد لرستان و قوم منداييان در اهواز ديده می شود.
          تضاد سنت و مدرنيسم در همان نگاه نخست در نزد اقوام مختلف ايرانی خود را به رخ می کشد.

          اين تضاد در عکس های مناطقی مانند تالش، کلات نادری و خرم آباد به نحو چشمگيری مشهود است.

          در عکس های خرم آباد در جايی که زنان و دختران با لباس های محلی همراه با داماد می رقصند، دختری چادرپوش مشغول فيلمبرداری است، يا در عکس های کلات نادری در حالی که عروس را به شيوه سنتی کاملا در پارچه ای قرمز پيچيده اند، داماد کت و شلوار پوشيده و کراوات زده است.

          عکاس اين شانس را داشته که در دو مراسم عروسی در تالش شرکت کند و عکس بگيرد.هر دو عروسی ويژگی هايی دارند: در يکی عروس و داماد و اکثر مهمانان لباس هايی امروزی برتن دارند، اما نکته جذاب اين است که خنچه های سنتی را زنانی با لباس های امروزی بر سر گرفته اند و بر خلاف معمول لباس عروس آبی رنگ است.

          در عروسی دوم همه چيز بيشتر سنتی است: عروس لباس زيبای محلی برتن دارد، خنچه ها را همچنان زنانی با لباس های امروزی می چرخانند و داماد کت و شلوار برتن دارد.

          اما جذاب ترين نکته در اين عروسی، زمانی است که پدر عروس به رسم قديم گرده نانی را با پارچه به شکم عروس می بندند و به اصطلاح به او برکت می دهد.

          منداييان که پيروان يحيی تعميد دهنده هستند، از اقوام گمنام ايرانی اند که در اهواز و در حاشيه رود کارون زندگی می کنند.


          درعروسی در تالش، پدر عروس به وی برکت می دهد

          اين نخستين باری است که از مراسم تعميد و عروسی اين قوم عکسی منتشر می شود.

          عکس هايی از تعميد عروس و داماد و برکت دادن به عروس در نمايشگاه ديده می شود. اما زيباترين عکس نمايشگاه عکسی از دستان عروس و داماد مندايی است که انگشتری از ساقه گل بر انگشتان آنان ديده می شود.

          حسن سربخشيان در اين نمايشگاه که سومين نمايشگاه انفرادای اوست به عکاسی مستند اجتماعی روی آورده است.

          او می گويد عکاسی مستند اجتماعی از علايق شخصی اوست و محدوديت هايی که در يک سال گذشته در حوزه عکاسی خبری ايجاد شده، او را به اين سو هدايت کرده است.

          عکس های اين نمايشگاه حاصل سفرهای يکسال گذشته عکاس به نقاط مختلف ايران است.

          در اين عکس ها تضاد و تقابل سنت و مدرنيسم، تيپ شناسی اقوام مختلف ايران و آيين و سنت های عروسی اين اقوام به تصوير کشيده شده است.

          حسن سربخشيان مهم ترين وجه اين عکس ها را که در محيط های کاملا سنتی تهيه شده، نمايش رسوخ مدرنيسم در فضاهای بومی ايران می داند و از آن راضی نيست، چون به نظر او بومی بودن و سنت های خاص به کار جذابيت تصويری می بخشند.

          حسن سربخشيان فعاليت حرفه ای خود را از ۱۳۷۸ آغاز کرده و پيش از اين کتاب نبض زمان با گزارش های تصويری از ايران، المپيک آتن، عراق، افغانستان و مراسم حج منتشر شده است.


          در یک عروسی مدرن در تالش، عروس لباس آبی بر تن دارد

          او در ۱۳۸۳ جايزه تک عکس خبری مسابقه کاوه گلستان و جايزه اول مسابقه گفتگو و در ۱۳۷۴ عکس برگزيده سال را به دست آورده و عکاس برگزيده سه دوره جشنواره مطبوعات در سال های ۱۳۷۹- ۱۳۸۰ و ۱۳۸۲ بوده است.

          سربخشيان داوری بخش عکاسی مطبوعات جشنواره مطبوعات را در ۱۳۸۳ و داوری مسابقه کاوه گلستان را در ۱۳۸۴ به عهده داشته است.

          اين نمايشگاه تا دوازدهم بهمن در گالری ماه مهر ادامه خواهد داشت و در روزهای ۲۶ دی ماه و سوم بهمن با حضور عکاس جلسات نقد و بررسی نمايشگاه در گالری ماه مهر برگزار خواهد شد.


          Comment


          • #35
            Persian Wedding Knife Dance

            YouTube - Persian Wedding Knife Dance

            Comment


            • #36
              RED SHARAB jan!! biya khanevadam ro happy kon maro bar gir be hamsari!! biya savab kon daste pakam ro bogzar dar dastane mardoneyeh pashmaloyeh iranit azizam!!! injor maghaleh ha nanevis injaaa nemidooni ma dokhtar hayeh irooni janbe in chiza ro nadarim?lol kari nakon azize dele lime ke beram loan begiram khodam ro zire gharze dolat bezaram jahiziyeh begiram haa!!
              Its hard to pretend you love someone when you don't
              but its harder to pretend that you don't love someone when you really do.

              Comment


              • #37
                بعد از آن كه بله برون برگزار مي شد و جريان عقدو عروسي حتمي مي گرديد طرفين خانواده هاي عروس و داماد به فكر خريد جهاز براي دختر و لوازم عقد كه كلاً بر عهده داماد بود مي افتادند.
                معمولاً خواهر شوهر و جاري و عمه شوهر و خاله شوهر از طرف داماد و به همين صورت از طرف عروس به علاوه يكي دو مرد براي خريد انتخاب مي شدند و مادرهاي هيچ يك از دوطرف يعني نه مادر شوهر و نه مادر عروس نمي بايست درين كار دخالت داشته باشند كه سبك بود و دوراز شأن.
                براي خريد حتماً تقويم را نگاه مي كردند كه ساعت سعد باشد، قمر در عقرب و تحت الشعاع نباشد اولين خريد كلام الله وآئينه و چراغ (يا شمعدان) بود كه در اولين اقلام خريداري مي شد…پس از آن چادر نماز و سپس لباس (در حدي كه توافق شده بود) و در آخر چادر سياه خريداري مي شد آن وقت به صرافت خريد جواهر مي افتادند.
                هرچه قوم داماد چانه مي زد و به اصطلاح باريك مي گرفت، قوم عروس سليقه به خرج مي دادند وجواهرات سنگين و گرانقيمت انتخاب مي كردند… اما به هرحال به توافقي مي رسيدند و خريد خانواده داماد انجام مي گرفت.
                از آن سو خانواده عروس سرگرم تهيه جهاز بودند. اغلب خانواده هاي دختردار از همان زمان كه دختر عروسك بازي مي كرد اشيايي را به عنوان جهيزيه آينده دختر مي خريدند و كنار مي گذاشتند، سرويس چايخوري، سرويس غذاخوري، ديك و ديك بر و قابلمه و سماور و قوري، رختخواب و چادرشب، قالي و قاليچه، لگن و اسباب حمام… اما با اين حال براي تكميل جهاز دختر خانواده عروس به دنبال خريد كمبودها بود، لوازم دم دستي مثل جارو و خاك انداز وآتش گردان، باديه و گوشت كوب و… اينها آخرين خريدها بود بعد از بله برون، تا روزي كه جهاز را در طبق مي گذاشتند و طبق كشها به دنبال هم راهي خانه داماد مي شدند در خانه عروس جنب و جوشي برپا بود يكي چرخ خياطي جلويش بود ملحفه، تشك و لحاف را مي دوخت يكي رويه متكا و بالش را مي بريد ديگري در فكر تهيه سفره و كيف قند، كيسه اسپند و لباس توخانه، دستمال و امثال آن بود.
                درين كار خيلي دقت و وسواس به خرج مي دادند چرا كه كمبودها موجب سركوفت و سرزنش عروس مي شد.
                روزي كه طبق كشها مي آمدند، خانواده عروس سعي مي كرد بار طبقها سبك باشد ولي تعداد طبق كشها بيشتر… چرا كه تعداد طبق كشها نشان از معتبر بودن جهاز دختر درنگاه در و همسايه داشت.
                گاهي اوقات در جهاز دختر از يك شئ دو سه مورد پيدا مي شد مثلاً چند دست رختخواب داشتن، چند دست ظرف غذاخوري داشتن… اينها اعتبار جهاز دختر بود.
                تشريفات عقد
                بعد از خريد عروسي و آمادگي جهاز نوبت به مراسم عقدكنان مي رسيد كه خبرآن از طرف خانواده داماد به خانواده عروس داده مي شد و اين روز و ساعت قطعاً روز و ساعتي مبارك بود و هر دوطرف با ديدن تقويم در آن به توافق رسيده بودند. تهيه وسايل عقد بنابر قرار قبلي (خشكه يا تره) به عهده يكي از طرفين بود. يا خانواده عروس از خانواده داماد مخارج را مي گرفت(خشكه) و خود متعهد تهيه و تدارك وسايل عقد مي شد، يا اين كار را خانواده داماد خود انجام مي دادند.
                عقد علي القاعده در خانه عروس انجام مي گرفت و اگر شرايط خانهٌ عروس چندان مساعد نبود به خانهٌ يكي از نزديكان عروس مثل دايي، عمو، عمه يا خاله منتقل مي شد اطاقها راكاملاً جاروب و تميز مي كردند به در و ديوار قاليچه و عكس رونما مي كوبيدند آب حوض را خالي مي كردند و دوباره آب مي بستند، دور حوض گل و گلدان مي چيدند چراغهاي زنبوري را روشن مي كردند و در مسيرمدعوين قرار مي دادند. كوچه را سراسر آب مي پاشيدند و آشغالهاي توي جوي را جمع آوري مي كردند و اگر عقدكنان جاسنگين بود، در حياط و اتاقها ميز و صندلي مي چيدند و بر روي هر ميزي ميوه، شيريني و سيگار و كبريت مي گذاشتند. لدي الورود با ميهمانان با شربت تهيه شده و چاي تازه دم وآماده پذيرايي مي كردند و ليوانها و استكانها پس از جمع كردن از روي ميزها بلافاصله شسته مي شد اگر تهيه وسايل عقد با داماد بود يك روز زودتر طبق كشان وسايل عقد را به خانه عروس مي بردند…

                Comment


                • #38
                  Persian Wedding - Iranian Wedding Song & Traditions


                  [ame="http://uk.youtube.com/watch?v=olK6ak5S8xQ"]YouTube - Persian Wedding - Iranian Wedding Song & Traditions[/ame]

                  Comment


                  • #39
                    Nice video clip . Aroosi Daruish (The Singer)


                    [ame="http://www.youtube.com/watch?v=Zi3U8OU0Lz0"]YouTube - Aroosi Daruish (The Singer)(www.MypersianMusi.com)[/ame]

                    Comment


                    • #40
                      Originally posted by RedWine View Post
                      Nice video clip . Aroosi Daruish (The Singer)


                      http://www.youtube.com/watch?v=Zi3U8OU0Lz0
                      bah bah adam gheresh migireh ino mibine
                      ~ Bahar ~

                      Comment


                      • #41
                        [ame="http://www.youtube.com/watch?v=fE2gLGWUQmQ"]YouTube - My Mom and Dad's Wedding[/ame]

                        Comment


                        • #42
                          Benazaram arusiye irani kheyli jalebe ama man az inke mardha va zanha jodan khosham nemiyad...

                          Comment


                          • #43
                            Originally posted by Freya View Post
                            Benazaram arusiye irani kheyli jalebe ama man az inke mardha va zanha jodan khosham nemiyad...
                            Manam kheili badam miyad. Dige in kara kheili ghadimi shode
                            ~ Bahar ~

                            Comment


                            • #44
                              Qashqaie wedding

                              The bride dances in the middle of other women

                              This is beautiful! Gorgeous!

                              [ame]http://www.youtube.com/watch?v=V-IUZkR9R4o[/ame]

                              Comment


                              • #45

                                Comment

                                Working...
                                X