مستهجن نگاري كودكان در اينترنت: اسطوره، حقيقت و نظارت اجتماعي
اغلب تصاوير پورنوگرافي كودكان،شامل كودكان و نوجواناني است كه با تن عريان ژست گرفتهاند و جالب اين كه اين مسئله در اكثر كشورهاي غربي ممنوع نيست.در حالي كه به نظر ميرسد،برخي تصاوير از فيلمها و مجلات دهه ي70 برداشته شده است اما ساير عكسها متعلق به جهانگردان سكس،يعني مرداني است كه براي دستيابي جنسي كم خطر به كودكان و نوجوانان،عازم كشورهاي آسيايي و آمريكاي لاتين مي شوند.
موارد محدودي از كنش هاي جنسي همانند سوءاستفادهي جنسي از كودكان به شدت محكوم شدهاند و در عين حال،سوء استفاده جنسي از كودكان تاحد بسيار اندكي زير نظر و تفكر موشكافانه و نقادانه قرار گرفته است.از پورنوگرافي كودكان(باوجود عدم تعريف مستقل و پذيرفته شده)اغلب به عنوان مظهر سوءاستفاده جنسي ياد ميشود.
در اين راستا،مطالعه ي كتاب آقاي جنكينز براي افرادي كه علاقهمند به مسايل و مشكلات ناشي از تمايلات جنسي به كودكان و نوجوانان،سوءاستفاده جنسي،پورنوگرافي و موارد شهواني اينترنتي هستند،بسيار مفيد خواهدبود.عليرغم وجود نقايصي دركتاب،كمتر نوشته همتراز ديگري وجود دارد كه فرهنگ نابهنجار پورنوگرافي كامپيوتري كودكان را براساس افكار و عقايد مجريان آن،مورد بررسي قرار دهد،عقايدي كه عمدتاً از طريق تابلوهاي پيامرساني ارسال مي گردد و پاسخگوي افراد جوياي تصاوير پورنوگرافي كودكان ميباشد.
باوجودي كه جنكينز به صراحت اذعان مي دارد كه تصاوير پورنوگرافي كودكان،استثمارگرانه و تجاوزكارانه است،در بحث پيرامون نوع و ميزان معضل و عكسالعملهاي ممكن،ممتعنانه مي گذرد.جنكينز در كتاب خود با عنوان«پورنوگرافي كودكان در اينترنت،مسئلهاي غيرقابل تحمل»بالاخص به موارد و مطالب اينترنتي مورد توجه مرداني كه به دختران نوجوان و نابالغ گرايش دارند،ميپردازد.
وي همچنين بر وجود گروه مشابهي از مردان متمايل به برقراري ارتباط با پسران نوجوان صحه گذارده،و در عين حال بر اين نكته نيز معترف است كه نتوانسته فرهنگ مشابه اينترنتي براي اين گروه بيابد.بنا به گفته جنكينز،يافتن چنين موارد و مطالبي در اشكال ديگر آن نظير مجلات و فيلمها به علت وجود جريمههاي حقوقي سنگين و موفقيت در اجراي قانون براي ريشهكن سازي توليد و خريد و فروش رسمي موارد فوق تقريباً غيرممكن است.
وي در نخستين فصل كتاب،به تشريح خصوصيات سكسي پورنوگرافي كودكان برروي اينترنت پرداخته و سپس براي نگارش اين اثر،سه هدف قايل مي شود:
الف) ارائه تحقيقي انتقادي از تلاشهاي صورت گرفته در راستاي كنترل محتواي اينترنت
ب) پي بردن به چرايي برخورداري جامعه از ديدگاه تحريف شده از خطرات اينترنت براي كودكان و به طوركلي رخنه تدريجي كامپيوتر(Cyberstalking)
ج) بررسي اثرات فرهنگ نابهنجار پورنوگرافي اينترنتي كودكان در تئوريهاي انحرافات اخلاقي
مطابق قانون فدارل آمريكا،صرف گرفتن تصويري سكسي از يك كودك يا نوجوان به منظور مشاهده برروي صفحه مانيتور،بدون درنظر گرفتن اينكه تصوير ذخيره شده يا به ديگران منتقل شود،ممنوع است.براي اجتناب از اين مشكل،منبع اصلي اطلاعات جنكينز،پيغامهاي مشهود بر روي تابلوي اعلانات اينترنتي(1)بود.در اين محل،گردآورندگان تصاوير پورنوگرافي كودكان،به مباحثه درخصوص فعاليتشان و تبادل اطلاعات مي پرداختند اما اثري از تصاوير غيرمجاز وجود نداشت.وي قابليت«نمايش اتوماتيك»(2)جستجوگر نت اسكيپ(Netscape)خود را غيرفعال نمود،بدين معنا كه تصاوير سايتهايي كه به آنها رجوع ميكرد،به طور خودكار بر روي مانيتور وي نمايش داده نمي شدند بلكه به صورت نمادهاي تصويري كوچكي درميآمدند كه تنها نشان ميداد،تصويري وجود داشته است.حال اين سوال به ذهن خطور مي كند كه اگرجنكينز تصاوير را نديده،چگونه ميدانسته كه چنين سايتهايي شامل تصاوير پورنوگرافي كودكان ميباشند؟
پاسخ اين است كه گردآورندگان اين نوع تصاوير،از طريق پيغامهاي خود بر روي تابلوهاي خبررساني،به سرعت يكديگر را آگاه ميساختند كه آيا سايت حاوي تصاوير كودكان و نوجوانان هست يا خير؛و نظرات خود را درخصوص مضامين سايت اظهار ميكردند.گردآورندگان تصاوير عملاً مانند منابع خبري عمل مي كردند.
با استفاده جنكينز از پيغامهاي اعضاي حقيقي يك خرده فرهنگ جنسي امكان اين فراهم مي آيد تا وي به نوشتهها و تصاويري از فعالان زمينههاي سكسي غيرعادي و يا اشكال ممنوع رفتار جنسي،خارج از شرايط باليني و قانوني دسترسي يابد.
در فصل دوم كتاب،جنكينز نادرستي ادعاهاي كاملاُ احساسي پيرامون تجارت فيلمها و مجلات پورنوگرافي كودكان در دهه 1970 پيش از اعلام غيرقانوني بودن آن را فاش مي سازد.به ادعاي وي موضوع تجارت فيلمها و مجلات پورنوگرافي كودكان،صنعتي چند ميليارد دلاري نبود كه صدهاهزار كودك را استثمار كند،بلكه حداكثر صنعتي چند ميليون دلاري بود كه از طريق قوانين فدرال ايالات متحده،در مدت زمان كوتاهي ازميان رفت.با اين وجود، بعدها با پيدايش تابلوي اعلانات شبكههاي داخلي و شبكه جهاني اينترنت و امكانات گرافيكي پيشرفته آن،صنعت پورنوگرافي كودكان اجازه يافت تا مجدداّ از طريق كامپيوتر احياء گردد.
اغلب تصاوير پورنوگرافي كودكان،شامل كودكان و نوجواناني است كه با تن عريان ژست گرفتهاند و جالب اين كه اين مسئله در اكثر كشورهاي غربي ممنوع نيست.در حالي كه به نظر ميرسد،برخي تصاوير از فيلمها و مجلات دهه ي70 برداشته شده است اما ساير عكسها متعلق به جهانگردان سكس،يعني مرداني است كه براي دستيابي جنسي كم خطر به كودكان و نوجوانان،عازم كشورهاي آسيايي و آمريكاي لاتين مي شوند.
در فصل سوم كتاب؛جنكينز نظام چنين فرهنگ نابهنجار اينترنتي را تشريح نموده و در قالب4 بخش توضيح ميدهد.
بخش اول متعلق به گروههاي خبري،در يوزنتها،بازماندگان شبكههاي بي بي اس داخلي(BBS) است.دومين بخش مشتمل بر،داستانهايي با متن داستان بدون تصاوير است كه ظاهراِِّ قانوني عمل ميكنند.بخش سوم،گروههاي سهيم در سرورهاي تجاري هستند؛جنكييز تشريح مي نمايد كه چگونه هنگامي كه ارائه دهندگان خدمات اينترنتي از هرگونه معامله پورنوگرافي كودكان باخبر شوند فعاليت اين گروه ها به سرعت خاتمه مي يابد.آخرين بخش،تابلوهاي اعلانات اينترنتي هستند كه منبع اصلي مطالب جنكينز محسوب مي گردند.
هيچ يك از اين چهار بخش تصاوير غيرمجاز به نمايش نميگذارند بلكه همانند بازار اطلاعات كه در آن افراد با امنيت كامل به اظهار نظر و پيشنهاد و مبادله اطلاعات مي پردازند،عمل مي كنند و به اطلاع رساني درخصوص وب سايتهايي كه در آن ميتوان پورنوگرافي كودكان را يافت،همراه با كلمات عبور براي دستيابي به تصاوير مبادرت مي نمايند.اگر بخواهيم فضاي فعال براي فعاليت خرده فرهنگ اينترنتي گرايش جنسي به كودكان را درنظر بگيريم،چنين تابلوهاي اعلاناتي،مكان مورد نظر است.
در فصول چهار و پنج كتاب،جنكينز به ارائه جالبترين و مفيدترين مطالب خود از ديدگاهي روانشناسانه و جامعهشناسانه مي پردازد.وي به مباحثه درخصوص ساختار انجمنهاي اينترنتي پورنوگرافي كودكان و ارزشها و معيارهاي مختلف توجيهي اعضا براي فعاليت خود مي پردازد.اين كار او با اشاره به تقسيمبندي بست و لاكنبيل صورت ميگيرد كه افراد منحرف را به تكروها،همردهها،همكارها،تيمها،يا سازمان رسمي طبقهبندي ميكنند.
طبقهبنديها مذكور به همدست بودن افراد كجرو يا منحرف با يكديگر در اجراي انحرافات،ضرورت تقسيم كار،همچنين به گسترش فعاليت سازمان در طول زمان و با شرايط مختلف بستگي دارد.اگرچه ظاهراُ الگوي بست و لاكنبيل براي انواع بسياري از انحرافات،از سرقت هاي كوچك تا جنايت سازمان يافته،مناسب است،اما به عقيده جنكينز،انحرافات اينترنتي در مقولهاي كاملاً جديد قرار گرفته و قابل دستهبندي در تقسيمات فوق نيستند.گردآورندگان پورنوگرافي كودكان،افرادي تكرو هستند.از آنجا كه فعاليت اين افراد انفرادي است،هرگونه پيشنهاد ملاقات، مورد تمسخر واقع ميشود چراكه هيچ تضميني وجود ندارد كه پيشنهادها از سوي افراد مجري قانون صورت نگيرد.با اين وجود،اين افراد در انجمنهاي مجازي فعالانه شركت داشته با اعضاي دائمي آشنايي داشته و از راهنمايي آنان بهره مند مي گردند،نظرات و اطلاعات رايگان را مبادله مي كنند،وبسايتهاي موقت براي دسترسي ديگران به كلكسيونهاي عكس مي سازند و حتي به مباحثه درخصوص مسائل ذهني و عمومي مانند جنبههاي اخلاقي پورنوگرافي كودكان مي پردازند.
طبق چنين فعل و انفعالاتي،اين افراد مطابق الگوي بست و لاكنبيل در زمره همكاران قرار ميگرند اما حس لازم براي تشكيل مجموعه اي متحدد در ميان اعضاء به چشم نميخورد.به عبارت ديگر اين خرده فرهنگ،به حفظ يكپارچگي خود منحصرا از طريق ابراز علاقه ي مشترك،و نه ارتباط رودررو يا مبادله تجاري،مبادرت مي نمايند.
به ادعاي جنكينز همانند بسياري از باندهاي خلافكار نظير عاملان جنايات سازماندهي شده،اعضاي خرده فرهنگ پورنوگرافي كودكان،علاقه اي به جدايي كامل از اصول اخلاقي مرسوم از خود نشان نميدهند.اين ادعا با توجه به شدت محكوميت قانوني و اجتماعي تمايلات جنسي به كودكان و نوجوانان،تعجبآور است.در عين حال،مطالعات انجام گرفته درخصوص گروههاي تبهكار و خلافكار نشان ميدهد كه اعضاي اين گروه ها در پي معقول يا عادي جلوه دادن جنبههاي غيرقانوني و انحرافي رفتار خود از سوي جامعه هستند.
جنكينز به استفاده اعضاي اين گروه ها از راهكارهايي نظير انكار آزار و شكنجه دادن،(اعضاي اين گروه ها بر اين باورند كه كودك يا نوجوان خود به اين كار رضايت دارد)،انكار صدمه زدن به كودكان و محكوم نمودن كساني كه عملكرد اين گروه ها را محكوم ميكنند(با عنوان افراد رياكار)اشاره ميكند.
كاربران نيز به القايي را به خود نسبت ميدهند كه جنبه تحقيرآميز نداشته باشد(نظير «پيدو»،مخفف پيدوفيل به معناي متمايل به كودكان يا«لولي لاور»مخفف لوليتا لاور به معناي دوستدار دختران نوجوان).
خبر اعمال جنايات وحشيانه برروي كودكان(نظير پرونده دوتروي بلژيك كه در آن مهاجمي دختران جوان را ربوده،مورد تجاوز قرارداده و سپس به قتل مي رساندند)با اظهار تنفر و خشم مواجه ميشود و در مقابل اعضاي اين گروه ها مدعي هستند كه«دوستداران واقعي سكس با دختران نوجوان»علاقهمند به لذت متقابل هستند و نه خشونت.
اغلب تصاوير پورنوگرافي كودكان،شامل كودكان و نوجواناني است كه با تن عريان ژست گرفتهاند و جالب اين كه اين مسئله در اكثر كشورهاي غربي ممنوع نيست.در حالي كه به نظر ميرسد،برخي تصاوير از فيلمها و مجلات دهه ي70 برداشته شده است اما ساير عكسها متعلق به جهانگردان سكس،يعني مرداني است كه براي دستيابي جنسي كم خطر به كودكان و نوجوانان،عازم كشورهاي آسيايي و آمريكاي لاتين مي شوند.
موارد محدودي از كنش هاي جنسي همانند سوءاستفادهي جنسي از كودكان به شدت محكوم شدهاند و در عين حال،سوء استفاده جنسي از كودكان تاحد بسيار اندكي زير نظر و تفكر موشكافانه و نقادانه قرار گرفته است.از پورنوگرافي كودكان(باوجود عدم تعريف مستقل و پذيرفته شده)اغلب به عنوان مظهر سوءاستفاده جنسي ياد ميشود.
در اين راستا،مطالعه ي كتاب آقاي جنكينز براي افرادي كه علاقهمند به مسايل و مشكلات ناشي از تمايلات جنسي به كودكان و نوجوانان،سوءاستفاده جنسي،پورنوگرافي و موارد شهواني اينترنتي هستند،بسيار مفيد خواهدبود.عليرغم وجود نقايصي دركتاب،كمتر نوشته همتراز ديگري وجود دارد كه فرهنگ نابهنجار پورنوگرافي كامپيوتري كودكان را براساس افكار و عقايد مجريان آن،مورد بررسي قرار دهد،عقايدي كه عمدتاً از طريق تابلوهاي پيامرساني ارسال مي گردد و پاسخگوي افراد جوياي تصاوير پورنوگرافي كودكان ميباشد.
باوجودي كه جنكينز به صراحت اذعان مي دارد كه تصاوير پورنوگرافي كودكان،استثمارگرانه و تجاوزكارانه است،در بحث پيرامون نوع و ميزان معضل و عكسالعملهاي ممكن،ممتعنانه مي گذرد.جنكينز در كتاب خود با عنوان«پورنوگرافي كودكان در اينترنت،مسئلهاي غيرقابل تحمل»بالاخص به موارد و مطالب اينترنتي مورد توجه مرداني كه به دختران نوجوان و نابالغ گرايش دارند،ميپردازد.
وي همچنين بر وجود گروه مشابهي از مردان متمايل به برقراري ارتباط با پسران نوجوان صحه گذارده،و در عين حال بر اين نكته نيز معترف است كه نتوانسته فرهنگ مشابه اينترنتي براي اين گروه بيابد.بنا به گفته جنكينز،يافتن چنين موارد و مطالبي در اشكال ديگر آن نظير مجلات و فيلمها به علت وجود جريمههاي حقوقي سنگين و موفقيت در اجراي قانون براي ريشهكن سازي توليد و خريد و فروش رسمي موارد فوق تقريباً غيرممكن است.
وي در نخستين فصل كتاب،به تشريح خصوصيات سكسي پورنوگرافي كودكان برروي اينترنت پرداخته و سپس براي نگارش اين اثر،سه هدف قايل مي شود:
الف) ارائه تحقيقي انتقادي از تلاشهاي صورت گرفته در راستاي كنترل محتواي اينترنت
ب) پي بردن به چرايي برخورداري جامعه از ديدگاه تحريف شده از خطرات اينترنت براي كودكان و به طوركلي رخنه تدريجي كامپيوتر(Cyberstalking)
ج) بررسي اثرات فرهنگ نابهنجار پورنوگرافي اينترنتي كودكان در تئوريهاي انحرافات اخلاقي
مطابق قانون فدارل آمريكا،صرف گرفتن تصويري سكسي از يك كودك يا نوجوان به منظور مشاهده برروي صفحه مانيتور،بدون درنظر گرفتن اينكه تصوير ذخيره شده يا به ديگران منتقل شود،ممنوع است.براي اجتناب از اين مشكل،منبع اصلي اطلاعات جنكينز،پيغامهاي مشهود بر روي تابلوي اعلانات اينترنتي(1)بود.در اين محل،گردآورندگان تصاوير پورنوگرافي كودكان،به مباحثه درخصوص فعاليتشان و تبادل اطلاعات مي پرداختند اما اثري از تصاوير غيرمجاز وجود نداشت.وي قابليت«نمايش اتوماتيك»(2)جستجوگر نت اسكيپ(Netscape)خود را غيرفعال نمود،بدين معنا كه تصاوير سايتهايي كه به آنها رجوع ميكرد،به طور خودكار بر روي مانيتور وي نمايش داده نمي شدند بلكه به صورت نمادهاي تصويري كوچكي درميآمدند كه تنها نشان ميداد،تصويري وجود داشته است.حال اين سوال به ذهن خطور مي كند كه اگرجنكينز تصاوير را نديده،چگونه ميدانسته كه چنين سايتهايي شامل تصاوير پورنوگرافي كودكان ميباشند؟
پاسخ اين است كه گردآورندگان اين نوع تصاوير،از طريق پيغامهاي خود بر روي تابلوهاي خبررساني،به سرعت يكديگر را آگاه ميساختند كه آيا سايت حاوي تصاوير كودكان و نوجوانان هست يا خير؛و نظرات خود را درخصوص مضامين سايت اظهار ميكردند.گردآورندگان تصاوير عملاً مانند منابع خبري عمل مي كردند.
با استفاده جنكينز از پيغامهاي اعضاي حقيقي يك خرده فرهنگ جنسي امكان اين فراهم مي آيد تا وي به نوشتهها و تصاويري از فعالان زمينههاي سكسي غيرعادي و يا اشكال ممنوع رفتار جنسي،خارج از شرايط باليني و قانوني دسترسي يابد.
در فصل دوم كتاب،جنكينز نادرستي ادعاهاي كاملاُ احساسي پيرامون تجارت فيلمها و مجلات پورنوگرافي كودكان در دهه 1970 پيش از اعلام غيرقانوني بودن آن را فاش مي سازد.به ادعاي وي موضوع تجارت فيلمها و مجلات پورنوگرافي كودكان،صنعتي چند ميليارد دلاري نبود كه صدهاهزار كودك را استثمار كند،بلكه حداكثر صنعتي چند ميليون دلاري بود كه از طريق قوانين فدرال ايالات متحده،در مدت زمان كوتاهي ازميان رفت.با اين وجود، بعدها با پيدايش تابلوي اعلانات شبكههاي داخلي و شبكه جهاني اينترنت و امكانات گرافيكي پيشرفته آن،صنعت پورنوگرافي كودكان اجازه يافت تا مجدداّ از طريق كامپيوتر احياء گردد.
اغلب تصاوير پورنوگرافي كودكان،شامل كودكان و نوجواناني است كه با تن عريان ژست گرفتهاند و جالب اين كه اين مسئله در اكثر كشورهاي غربي ممنوع نيست.در حالي كه به نظر ميرسد،برخي تصاوير از فيلمها و مجلات دهه ي70 برداشته شده است اما ساير عكسها متعلق به جهانگردان سكس،يعني مرداني است كه براي دستيابي جنسي كم خطر به كودكان و نوجوانان،عازم كشورهاي آسيايي و آمريكاي لاتين مي شوند.
در فصل سوم كتاب؛جنكينز نظام چنين فرهنگ نابهنجار اينترنتي را تشريح نموده و در قالب4 بخش توضيح ميدهد.
بخش اول متعلق به گروههاي خبري،در يوزنتها،بازماندگان شبكههاي بي بي اس داخلي(BBS) است.دومين بخش مشتمل بر،داستانهايي با متن داستان بدون تصاوير است كه ظاهراِِّ قانوني عمل ميكنند.بخش سوم،گروههاي سهيم در سرورهاي تجاري هستند؛جنكييز تشريح مي نمايد كه چگونه هنگامي كه ارائه دهندگان خدمات اينترنتي از هرگونه معامله پورنوگرافي كودكان باخبر شوند فعاليت اين گروه ها به سرعت خاتمه مي يابد.آخرين بخش،تابلوهاي اعلانات اينترنتي هستند كه منبع اصلي مطالب جنكينز محسوب مي گردند.
هيچ يك از اين چهار بخش تصاوير غيرمجاز به نمايش نميگذارند بلكه همانند بازار اطلاعات كه در آن افراد با امنيت كامل به اظهار نظر و پيشنهاد و مبادله اطلاعات مي پردازند،عمل مي كنند و به اطلاع رساني درخصوص وب سايتهايي كه در آن ميتوان پورنوگرافي كودكان را يافت،همراه با كلمات عبور براي دستيابي به تصاوير مبادرت مي نمايند.اگر بخواهيم فضاي فعال براي فعاليت خرده فرهنگ اينترنتي گرايش جنسي به كودكان را درنظر بگيريم،چنين تابلوهاي اعلاناتي،مكان مورد نظر است.
در فصول چهار و پنج كتاب،جنكينز به ارائه جالبترين و مفيدترين مطالب خود از ديدگاهي روانشناسانه و جامعهشناسانه مي پردازد.وي به مباحثه درخصوص ساختار انجمنهاي اينترنتي پورنوگرافي كودكان و ارزشها و معيارهاي مختلف توجيهي اعضا براي فعاليت خود مي پردازد.اين كار او با اشاره به تقسيمبندي بست و لاكنبيل صورت ميگيرد كه افراد منحرف را به تكروها،همردهها،همكارها،تيمها،يا سازمان رسمي طبقهبندي ميكنند.
طبقهبنديها مذكور به همدست بودن افراد كجرو يا منحرف با يكديگر در اجراي انحرافات،ضرورت تقسيم كار،همچنين به گسترش فعاليت سازمان در طول زمان و با شرايط مختلف بستگي دارد.اگرچه ظاهراُ الگوي بست و لاكنبيل براي انواع بسياري از انحرافات،از سرقت هاي كوچك تا جنايت سازمان يافته،مناسب است،اما به عقيده جنكينز،انحرافات اينترنتي در مقولهاي كاملاً جديد قرار گرفته و قابل دستهبندي در تقسيمات فوق نيستند.گردآورندگان پورنوگرافي كودكان،افرادي تكرو هستند.از آنجا كه فعاليت اين افراد انفرادي است،هرگونه پيشنهاد ملاقات، مورد تمسخر واقع ميشود چراكه هيچ تضميني وجود ندارد كه پيشنهادها از سوي افراد مجري قانون صورت نگيرد.با اين وجود،اين افراد در انجمنهاي مجازي فعالانه شركت داشته با اعضاي دائمي آشنايي داشته و از راهنمايي آنان بهره مند مي گردند،نظرات و اطلاعات رايگان را مبادله مي كنند،وبسايتهاي موقت براي دسترسي ديگران به كلكسيونهاي عكس مي سازند و حتي به مباحثه درخصوص مسائل ذهني و عمومي مانند جنبههاي اخلاقي پورنوگرافي كودكان مي پردازند.
طبق چنين فعل و انفعالاتي،اين افراد مطابق الگوي بست و لاكنبيل در زمره همكاران قرار ميگرند اما حس لازم براي تشكيل مجموعه اي متحدد در ميان اعضاء به چشم نميخورد.به عبارت ديگر اين خرده فرهنگ،به حفظ يكپارچگي خود منحصرا از طريق ابراز علاقه ي مشترك،و نه ارتباط رودررو يا مبادله تجاري،مبادرت مي نمايند.
به ادعاي جنكينز همانند بسياري از باندهاي خلافكار نظير عاملان جنايات سازماندهي شده،اعضاي خرده فرهنگ پورنوگرافي كودكان،علاقه اي به جدايي كامل از اصول اخلاقي مرسوم از خود نشان نميدهند.اين ادعا با توجه به شدت محكوميت قانوني و اجتماعي تمايلات جنسي به كودكان و نوجوانان،تعجبآور است.در عين حال،مطالعات انجام گرفته درخصوص گروههاي تبهكار و خلافكار نشان ميدهد كه اعضاي اين گروه ها در پي معقول يا عادي جلوه دادن جنبههاي غيرقانوني و انحرافي رفتار خود از سوي جامعه هستند.
جنكينز به استفاده اعضاي اين گروه ها از راهكارهايي نظير انكار آزار و شكنجه دادن،(اعضاي اين گروه ها بر اين باورند كه كودك يا نوجوان خود به اين كار رضايت دارد)،انكار صدمه زدن به كودكان و محكوم نمودن كساني كه عملكرد اين گروه ها را محكوم ميكنند(با عنوان افراد رياكار)اشاره ميكند.
كاربران نيز به القايي را به خود نسبت ميدهند كه جنبه تحقيرآميز نداشته باشد(نظير «پيدو»،مخفف پيدوفيل به معناي متمايل به كودكان يا«لولي لاور»مخفف لوليتا لاور به معناي دوستدار دختران نوجوان).
خبر اعمال جنايات وحشيانه برروي كودكان(نظير پرونده دوتروي بلژيك كه در آن مهاجمي دختران جوان را ربوده،مورد تجاوز قرارداده و سپس به قتل مي رساندند)با اظهار تنفر و خشم مواجه ميشود و در مقابل اعضاي اين گروه ها مدعي هستند كه«دوستداران واقعي سكس با دختران نوجوان»علاقهمند به لذت متقابل هستند و نه خشونت.


Comment