Children / kodakan

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #1

    Children / kodakan

    مستهجن نگاري كودكان در اينترنت: اسطوره، حقيقت و نظارت اجتماعي



    اغلب تصاوير پورنوگرافي كودكان،شامل كودكان و نوجواناني است كه با تن عريان ژست گرفته‌اند و جالب اين كه اين مسئله در اكثر كشورهاي غربي ممنوع نيست.در حالي كه به نظر ميرسد،برخي تصاوير از فيلم‌ها و مجلات دهه ي70 برداشته شده است اما ساير عكس‌ها متعلق به جهانگردان سكس،يعني مرداني است كه براي دستيابي جنسي كم خطر به كودكان و نوجوانان،عازم كشورهاي آسيايي و آمريكاي لاتين مي شوند.


    موارد محدودي از كنش هاي جنسي همانند سوءاستفاده‌ي جنسي از كودكان به شدت محكوم شده‌اند و در عين حال،سوء استفاده جنسي از كودكان تاحد بسيار اندكي زير نظر و تفكر موشكافانه و نقادانه قرار گرفته است.از پورنوگرافي كودكان(باوجود عدم تعريف مستقل و پذيرفته شده)اغلب به عنوان مظهر سوءاستفاده جنسي ياد ميشود.

    در اين راستا،مطالعه ي كتاب آقاي جنكينز براي افرادي كه علاقه‌مند به مسايل و مشكلات ناشي از تمايلات جنسي به كودكان و نوجوانان،سوءاستفاده جنسي،پورنوگرافي و موارد شهواني اينترنتي هستند،بسيار مفيد خواهدبود.عليرغم وجود نقايصي دركتاب،كمتر نوشته هم‌تراز ديگري وجود دارد كه فرهنگ نابهنجار پورنوگرافي كامپيوتري كودكان را براساس افكار و عقايد مجريان آن،مورد بررسي قرار دهد،عقايدي كه عمدتاً از طريق تابلوهاي پيام‌رساني ارسال مي گردد و پاسخگوي افراد جوياي تصاوير پورنوگرافي كودكان ميباشد.

    باوجودي كه جنكينز به صراحت اذعان مي دارد كه تصاوير پورنوگرافي كودكان،استثمارگرانه و تجاوزكارانه است،در بحث پيرامون نوع و ميزان معضل و عكس‌العمل‌هاي ممكن،ممتعنانه مي گذرد.جنكينز در كتاب خود با عنوان«پورنوگرافي كودكان در اينترنت،مسئله‌اي غيرقابل تحمل»بالاخص به موارد و مطالب اينترنتي مورد توجه مرداني كه به دختران نوجوان و نابالغ گرايش دارند،مي‌پردازد.

    وي همچنين بر وجود گروه مشابهي از مردان متمايل به برقراري ارتباط با پسران نوجوان صحه گذارده،و در عين حال بر اين نكته نيز معترف است كه نتوانسته فرهنگ مشابه اينترنتي براي اين گروه بيابد.بنا به گفته جنكينز،يافتن چنين موارد و مطالبي در اشكال ديگر آن نظير مجلات و فيلم‌ها به علت وجود جريمه‌هاي حقوقي سنگين و موفقيت در اجراي قانون براي ريشه‌كن سازي توليد و خريد و فروش رسمي موارد فوق تقريباً غيرممكن است.

    وي در نخستين فصل كتاب،به تشريح خصوصيات سكسي پورنوگرافي كودكان برروي اينترنت پرداخته و سپس براي نگارش اين اثر،سه هدف قايل مي شود:

    الف) ارائه تحقيقي انتقادي از تلاش‌هاي صورت گرفته در راستاي كنترل محتواي اينترنت

    ب) پي بردن به چرايي برخورداري جامعه از ديدگاه تحريف شده از خطرات اينترنت براي كودكان و به طوركلي رخنه تدريجي كامپيوتر(Cyberstalking)

    ج) بررسي اثرات فرهنگ نابهنجار پورنوگرافي اينترنتي كودكان در تئوري‌هاي انحرافات اخلاقي

    مطابق قانون فدارل آمريكا،صرف گرفتن تصويري سكسي از يك كودك يا نوجوان به منظور مشاهده برروي صفحه مانيتور،بدون درنظر گرفتن اينكه تصوير ذخيره شده يا به ديگران منتقل شود،ممنوع است.براي اجتناب از اين مشكل،منبع اصلي اطلاعات جنكينز،پيغام‌هاي مشهود بر روي تابلوي اعلانات اينترنتي(1)بود.در اين محل،گردآورندگان تصاوير پورنوگرافي كودكان،به مباحثه درخصوص فعاليت‌شان و تبادل اطلاعات مي پرداختند اما اثري از تصاوير غيرمجاز وجود نداشت.وي قابليت«نمايش اتوماتيك»(2)جستجوگر نت اسكيپ(Netscape)خود را غيرفعال نمود،بدين معنا كه تصاوير سايت‌هايي كه به آنها رجوع ميكرد،به طور خودكار بر روي مانيتور وي نمايش داده نمي شدند بلكه به صورت نمادهاي تصويري كوچكي درمي‌آمدند كه تنها نشان ميداد،تصويري وجود داشته است.حال اين سوال به ذهن خطور مي كند كه اگرجنكينز تصاوير را نديده،چگونه ميدانسته كه چنين سايت‌هايي شامل تصاوير پورنوگرافي كودكان ميباشند؟

    پاسخ اين است كه گردآورندگان اين نوع تصاوير،از طريق پيغام‌هاي خود بر روي تابلوهاي خبررساني،به سرعت يكديگر را آگاه ميساختند كه آيا سايت حاوي تصاوير كودكان و نوجوانان هست يا خير؛و نظرات خود را درخصوص مضامين سايت اظهار مي‌كردند.گردآورندگان تصاوير عملاً مانند منابع خبري عمل مي كردند.

    با استفاده جنكينز از پيغام‌هاي اعضاي حقيقي يك خرده فرهنگ جنسي امكان اين فراهم مي آيد تا وي به نوشته‌ها و تصاويري از فعالان زمينه‌هاي سكسي غيرعادي و يا اشكال ممنوع رفتار جنسي،خارج از شرايط باليني و قانوني دسترسي يابد.

    در فصل دوم كتاب،جنكينز نادرستي ادعاهاي كاملاُ احساسي پيرامون تجارت فيلم‌ها و مجلات پورنوگرافي كودكان در دهه 1970 پيش از اعلام غيرقانوني بودن آن را فاش مي سازد.به ادعاي وي موضوع تجارت فيلم‌ها و مجلات پورنوگرافي كودكان،صنعتي چند ميليارد دلاري نبود كه صدهاهزار كودك را استثمار كند،بلكه حداكثر صنعتي چند ميليون دلاري بود كه از طريق قوانين فدرال ايالات متحده،در مدت زمان كوتاهي ازميان رفت.با اين وجود، بعدها با پيدايش تابلوي اعلانات شبكه‌هاي داخلي و شبكه جهاني اينترنت و امكانات گرافيكي پيشرفته آن،صنعت پورنوگرافي كودكان اجازه يافت تا مجدداّ از طريق كامپيوتر احياء گردد.

    اغلب تصاوير پورنوگرافي كودكان،شامل كودكان و نوجواناني است كه با تن عريان ژست گرفته‌اند و جالب اين كه اين مسئله در اكثر كشورهاي غربي ممنوع نيست.در حالي كه به نظر ميرسد،برخي تصاوير از فيلم‌ها و مجلات دهه ي70 برداشته شده است اما ساير عكس‌ها متعلق به جهانگردان سكس،يعني مرداني است كه براي دستيابي جنسي كم خطر به كودكان و نوجوانان،عازم كشورهاي آسيايي و آمريكاي لاتين مي شوند.

    در فصل سوم كتاب؛جنكينز نظام چنين فرهنگ نابهنجار اينترنتي را تشريح نموده و در قالب4 بخش توضيح ميدهد.

    بخش اول متعلق به گروه‌هاي خبري،در يوزنت‌ها،بازماندگان شبكه‌هاي بي بي اس داخلي(BBS) است.دومين بخش مشتمل بر،داستانهايي با متن داستان بدون تصاوير است كه ظاهراِِّ قانوني عمل ميكنند.بخش سوم،گروههاي سهيم در سرورهاي تجاري هستند؛جنكييز تشريح مي نمايد كه چگونه هنگامي كه ارائه دهندگان خدمات اينترنتي از هرگونه معامله پورنوگرافي كودكان باخبر شوند فعاليت اين گروه ها به سرعت خاتمه مي يابد.آخرين بخش،تابلوهاي اعلانات اينترنتي هستند كه منبع اصلي مطالب جنكينز محسوب مي گردند.

    هيچ يك از اين چهار بخش تصاوير غيرمجاز به نمايش نميگذارند بلكه همانند بازار اطلاعات كه در آن افراد با امنيت كامل به اظهار نظر و پيشنهاد و مبادله اطلاعات مي پردازند،عمل مي كنند و به اطلاع رساني درخصوص وب سايت‌هايي كه در آن مي‌توان پورنوگرافي كودكان را يافت،همراه با كلمات عبور براي دستيابي به تصاوير مبادرت مي نمايند.اگر بخواهيم فضاي فعال براي فعاليت خرده فرهنگ اينترنتي گرايش جنسي به كودكان را درنظر بگيريم،چنين تابلوهاي اعلاناتي،مكان مورد نظر است.

    در فصول چهار و پنج كتاب،جنكينز به ارائه جالب‌ترين و مفيدترين مطالب خود از ديدگاهي روانشناسانه و جامعه‌شناسانه مي پردازد.وي به مباحثه درخصوص ساختار انجمن‌هاي اينترنتي پورنوگرافي كودكان و ارزش‌ها و معيارهاي مختلف توجيهي اعضا براي فعاليت خود مي پردازد.اين كار او با اشاره به تقسيم‌بندي بست و لاك‌نبيل صورت ميگيرد كه افراد منحرف را به تكروها،هم‌رده‌ها،همكارها،تيمها،يا سازمان رسمي طبقه‌بندي ميكنند.

    طبقه‌بندي‌ها مذكور به ه‌مدست بودن افراد كجرو يا منحرف با يكديگر در اجراي انحرافات،ضرورت تقسيم كار،همچنين به گسترش فعاليت سازمان در طول زمان و با شرايط مختلف بستگي دارد.اگرچه ظاهراُ الگوي بست و لاكنبيل براي انواع بسياري از انحرافات،از سرقت هاي كوچك تا جنايت سازمان يافته،مناسب است،اما به عقيده جنكينز،انحرافات اينترنتي در مقوله‌اي كاملاً جديد قرار گرفته و قابل دسته‌بندي در تقسيمات فوق نيستند.گردآورندگان پورنوگرافي كودكان،افرادي تكرو هستند.از آنجا كه فعاليت اين افراد انفرادي است،هرگونه پيشنهاد ملاقات، مورد تمسخر واقع ميشود چراكه هيچ تضميني وجود ندارد كه پيشنهادها از سوي افراد مجري قانون صورت نگيرد.با اين وجود،اين افراد در انجمن‌هاي مجازي فعالانه شركت داشته با اعضاي دائمي آشنايي داشته و از راهنمايي آنان بهره مند مي گردند،نظرات و اطلاعات رايگان را مبادله مي كنند،وب‌سايت‌هاي موقت براي دسترسي ديگران به كلكسيون‌هاي عكس مي سازند و حتي به مباحثه درخصوص مسائل ذهني و عمومي مانند جنبه‌هاي اخلاقي پورنوگرافي كودكان مي پردازند.

    طبق چنين فعل و انفعالاتي،اين افراد مطابق الگوي بست و لاكنبيل در زمره همكاران قرار ميگرند اما حس لازم براي تشكيل مجموعه اي متحدد در ميان اعضاء به چشم نمي‌خورد.به عبارت ديگر اين خرده فرهنگ،به حفظ يكپارچگي خود منحصرا از طريق ابراز علاقه ي مشترك،و نه ارتباط رودررو يا مبادله تجاري،مبادرت مي نمايند.

    به ادعاي جنكينز همانند بسياري از باندهاي خلافكار نظير عاملان جنايات سازماندهي شده،اعضاي خرده فرهنگ پورنوگرافي كودكان،علاقه اي به جدايي كامل از اصول اخلاقي مرسوم از خود نشان نميدهند.اين ادعا با توجه به شدت محكوميت قانوني و اجتماعي تمايلات جنسي به كودكان و نوجوانان،تعجب‌آور است.در عين حال،مطالعات انجام گرفته درخصوص گروه‌هاي تبهكار و خلافكار نشان ميدهد كه اعضاي اين گروه ها در پي معقول يا عادي جلوه دادن جنبه‌هاي غيرقانوني و انحرافي رفتار خود از سوي جامعه هستند.

    جنكينز به استفاده اعضاي اين گروه ها از راهكارهايي نظير انكار آزار و شكنجه دادن،(اعضاي اين گروه ها بر اين باورند كه كودك يا نوجوان خود به اين كار رضايت دارد)،انكار صدمه زدن به كودكان و محكوم نمودن كساني كه عملكرد اين گروه ها را محكوم ميكنند(با عنوان افراد رياكار)اشاره ميكند.

    كاربران نيز به القايي را به خود نسبت ميدهند كه جنبه تحقيرآميز نداشته باشد(نظير «پيدو»،مخفف پيدوفيل به معناي متمايل به كودكان يا«لولي لاور»مخفف لوليتا لاور به معناي دوستدار دختران نوجوان).

    خبر اعمال جنايات وحشيانه برروي كودكان(نظير پرونده دوتروي بلژيك كه در آن مهاجمي دختران جوان را ربوده،مورد تجاوز قرارداده و سپس به قتل مي رساندند)با اظهار تنفر و خشم مواجه ميشود و در مقابل اعضاي اين گروه ها مدعي هستند كه«دوستداران واقعي سكس با دختران نوجوان»علاقه‌مند به لذت متقابل هستند و نه خشونت.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #2

    برخي از اعضاي اين گروه ها به توجيه كار خود با اظهار عبارت«كار زشت را ببين و آن را انجام نده»مي پردازند.به ادعاي اين افراد آنان تفاوت عمده‌اي ميان ديدن و انجام دادن قايل شده و اظهار مي دارند كه هرگز با انگيزه جنسي به كودكان توجه نكرده‌اند و اين همان كاري است كه آن را زيانبار ميدانند!

    فصول6و7 كتاب بيانگر نظر جنكينز درخصوص عكس‌العمل‌هاي عوامل اجرايي قانون و سازمان‌ها در قبال مساله‌ي پورنوگرافي اينترنتي كودكان است.طبق قانون،عموماً افرادي بازداشت ميشوند كه مطالب ممنوع را ذخيره كرده و به طور اتفاقي،به ذخيره اين عكس‌ها روي هارد ديسك كامپيوتر خود مبادرت نموده و در اتاق‌هاي گپ‌زني از كودكان و نوجوانان تقاضاي سكس دارند.

    عوامل اجرايي قانون،همچنين با برخي از ارائه‌دهندگان خدمات اينترنتي،بويژه آمريكا آنلاين(AOL)،براي دستيابي به اطلاعاتي درخصوص انتشار و مبادله ظاهراً غيرقانوني،همكاري‌هايي صورت داده است.با اين حال،اعضاي خرده فرهنگ مذكور،معمولاً از چنين لغزش‌هاي آشكاري بدور بوده و نگراني چنداني درخصوص عوامل اجرايي قانوني ندارد.وحشتناك‌تر از هرگونه اقدام عوامل اجرايي براي اعضاي گروه،فعاليت گروه‌هاي خصوصي است.

    در برخي موارد،ارائه‌دهندگان خدمات اينترنتي،سايت‌هاي برخوردار از منابع غيرقانوني را از بين برده و تهديد كرده‌اند كه در صورت لزوم،آدرس‌هاي اينترنتي،گزارش فعاليت،و حتي گزارش مطالبي كه در دسترس مراجعين قرار گرفته(موارد ذخيره شده توسط كاربران شخصي)را در اختيار عوامل اجرايي قرار ميدهند.در اين راستا گروه‌هايي از سارقين كامپيوتري (هكرها)با هدف مبارزه با پورنوگرافي اينترنتي كودكان شكل گرفته‌اند.ترس از اين گروه‌ها،نسبت به ترس از عوامل اجرايي قانون،براي اعضاي خرده فرهنگ هاي جنسي شديدتر است.در عين حال،فعاليت بسياري از هكرها نيز غيرقانوني است.

    در فصل8 كتاب،جنكينز به تشريح گستره جهاني خرده فرهنگ پورنوگرافي اينترنتي مي پردازد.به اعتقاد وي نظام و بنياد اين گروه ها به واسطه بهره‌گيري از تفاوت‌هاي موجود در نگرش اجتماعي و قانوني كشورهاي مختلف قادر به بقا است. به اعتقاد جنكنيز بسياري از تصاوير سكسي محصول جهانگردي سكس در كشورهاي درحال توسعه آسيا و آمريكاي لاتين است.تعداد زيادي از تابلوهاي پيام‌رساني در كشور هاي ژاپن،روسيه و ساير كشورهاي اروپاي شرقي نسب شده است.

    در فصل نهم كتاب،جنكينز ايده‌‍‌هاي خود درخصوص راهكارهاي كاهش پورنوگرافي اينترنتي كودكان را ارائه ميدهد.به اعتقاد وي،تنها پاسخ مؤثر،هدف قرار دادن بنياد خرده فرهنگ پورنوگرافي اينترنتي يعني از بين بردن تابلوهاي پيام‌رساني و گروه‌هاي خبري منتشر كننده پورنوگرافي كودكان است.از بين بردن تابلوهاي پيام رساني بايد مطابق قوانين هر كشور صورت پذيرد تا دستيابي به چنين اطلاعاتي به تدريج مشكل‌تر شود.

    توصيه جنكيز درخصوص گروه‌هاي خبري كه از جايگاه فيزيكي برخوردار نمي باشند،همكاري با ارائه دهندگان خدمات اينترنتي در راستاي از ميان برداشتن كامل پورنوگرافي كودكان نيست،چراكه عملاً غيرممكن است،اما ميزان مبادلات را به ميزان چشم‌گيري كاهش ميدهد.

    كتاب جنكينز عليرغم وجود نقص‌هايي در آن از ارزش فراواني برخوردار است.چراكه وي توانسته است،با آرامش و در حالي كه تنفر شخصي خود را از موضوع به صراحت نشان ميدهد،به بحث درخصوص پورنوگرافي كودكان به پردازد.اين مسئله به خودي خود موفقيت در باب موضوعي جنون‌آور تلقي ميشود.روش وي شيوه‌اي با ارزش جهت تحقيق درخصوص خرده فرهنگ‌هاي اينترنتي فعال در حوزه هاي ممنوع و زننده جنسي محسوب مي گردد.

    بحث وي درخصوص بنياد و زيرساخت خرده فرهنگ پورنوگرافي اينترنتي و پراكندگي آن در سراسر دنيا،روشن مي‌سازد كه چرا تلاش‌هايي كه براي كنترل اين معضل،به واسطه‌ي افزايش ميزان جريمه‌ها و نظارت همه جانبه بر اينترنت،صورت مي گيرد،نه تنها از مشكل نكاسته بلكه حقوق صدها ميليون كاربررا نيز زيرپا گذارده است.

    پيشنهادهاي جنكينز در راستاي اصلاح قوانين،ظاهراً در كاهش بسياري از پيگردهاي قانوني بي‌مورد«پورنوگرافي كودكان» تأثير به سزايي خواهد داشت.پژوهش وي در اخلاقيات و توجيهات اعضاي خرده فرهنگ پورنوگرافي اينترنت بينش سودمندي از چگونگي تلقي و توجيه كار از ديد اعضاي خرده فرهنگ ارائه ميدهد.منابع اطلاعاتي اندكي درباب پورنوگرافي كودكان براي محققان زمينه‌هاي جنسي وجود دارد كه اين اثر،عليرغم كاستي‌هايش،يكي از آنهاست.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #3
      نقش دين و خانواده در آموزش و پرورش كودك



      مهم*ترين نكته*اى كه توجه ما را به رابطه دين و خانواده جلب مى*كند آن است كه باورها و احساسات دينى طى دوره كودكى، در محيط صميمى و منظّم خانواده شكل مى*گيرد و پرورش مى*يابد، به گونه*اى كه ديدگاه كودك را نسبت به زندگى و رفتار آينده تحت تأثير قرار مى*دهد.


      اشاره

      اين نوشتار ترجمه*اى است از مقاله تربيتى كه در فصلنامه تعليم و تربيت اسلامى دانشكده اسلامى كمبريج انگلستان نوشته شده است. نويسنده مقاله كه خود عرب تبار است، سعى كرده تأثيرات دو نهاد دين و خانواده را بر تعليم و تربيت كودك نشان دهد. و بدين منظور، مقايسه*اى بين تربيت كودك در دوره پيش از اسلام و پس از آن انجام داده است و دستورات پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) در زمينه توجه به پرورش كودكان را بسيار برجسته و مهم جلوه داده است. از رفتار آن حضرت با كودكان به خصوص نوه*هاى ايشان امام حسن و امام حسين(عليهما السلام)در اثبات اين مهم كمك گرفته است. سرانجام، رفتار محبت*آميز والدين در محيط خانواده نسبت به تربيت فرزندان و پرورش روحى و عاطفى آنان مهم تلقى كرده و در اثبات آن، در سيره نبوى مدد جسته و بر علم تبعيض بين فرزندان تأكيد نموده است.

      مهم*ترين نكته*اى كه توجه ما را به رابطه دين و خانواده جلب مى*كند آن است كه باورها و احساسات دينى طى دوره كودكى، در محيط صميمى و منظّم خانواده شكل مى*گيرد و پرورش مى*يابد، به گونه*اى كه ديدگاه كودك را نسبت به زندگى و رفتار آينده تحت تأثير قرار مى*دهد. علاوه براين، بايد روشن كرد كه اسلام معيارهاى مهمى را براى تشكيل زندگى خانوادگى مبتنى بر بنيادهاى سالم و نيز ايجاد فضاى معنوى، كه كودك اولين تأثّرات شخصيت*ساز را از آن فضا دريافت مى*دارد، در نظر گرفته است. اين رابطه را مى*توان به شرح ذيل تبيين كرد:

      1. خانواده يك نهاد اجتماعى است كه احساسات مورد اهتمام دين در آن تمركز مى*يابد. واژگانى مانند «خانه» و «خانواده» بيانگر فضاى صميمى و حراست شده*اى است كه انسان در آن احساس راحتى و آسايش مى*كند. اصطلاح «اِو ـ بارك صاحيبى اُلماك»1 در زبان تركى، نشان دهنده آن است كه خانه به عنوان يك مكان مقدس پذيرفته شده است. («بارك» در زبان تركى قديم به معناى پرستش*گاه است.) در جامعه*شناسى، خانواده به عنوان نوعى از جامعه دينى تعريف شده كه اعضاى آن همانند اعضاى بدن با هم*بستگى واقعى بر محور ارزش*هاى معنوى متحدند.

      واقعيت اين است كه وقتى دو جنس مخالف در اثر تمايلات طبيعى باهم پيوند برقرار كردند، ارتباطى در سطح بالا كه در آن احساسات اجتماعى و اخلاقى متفاوتند، برپايه*هاى تنكرد شناختى (فيزيولوژيكى) شكل مى*گيرد. پدر و مادر، كه پيش از اين حس همكارى، عشق، وفادارى و اعتماد متقابل با يكديگر داشتند، با ورود كودك در محيط خانواده، نمودهاى جديدى از عشق ـ مانند دل*سوزى، حمايت و فداكارى ـ را نيز تجربه مى*كنند كه تمام اين نمودهاى جديد به خاطر كودكى است كه والدين را به مراقبت عاشقانه از خود و مواجهه با همه مشكلات قادر مى*سازد.

      در يكى از احاديث پيغمبر، احساسات مادر نسبت به فرزند از موهبت*هاى الهى به انسان شمرده شده است.2 به عقيده برخى از روان*شناسان، دل*بستگى و علاقه*مندى كودك به والدين از نخستين نشانه*هاى عشق و محبت به دين است.

      2. عمق عشق دو جانبه حاكم بر خانواده، اين نهاد را مناسب*ترين محيط براى دين مى*سازد، تا آن*كه به جاى خواسته*هاى خودپسندانه، به وسيله خواسته*هاى اصيل و عالى پشتيبانى و دنبال شود. اگرچه در يادگيرى انسان محدوديت سنّى وجود ندارد، ولى شكى نيست كه سال*هاى اول زندگى در يادگيرى بسيار مهم است; زيرا كودك باورها، نگرش*ها و رفتارهاى اساسى را در همان سال*هاى نخستين فرا مى*گيرد. به گفته برخى از روان*شناسان، شيوه زندگى كودك تا چهار يا پنج سالگى، چنان عميق شكل مى*گيرد كه پس از آن، عوامل بيرونى نمى*تواند آن شيوه را تغيير دهد.

      كوتاه سخن آن*كه زندگى كودك در چنين محيط پرمهر و محبتى نقش مهمى در شكل*گيرى نوع شخصيت او دارد; شخصيتى كه با انواع عشق و محبت نوع دوستانه، با خوش*بينى به زندگى مى*نگرد; يعنى گرايش*هاى عالى همانند گرايش*هاى اجتماعى و دينى را به فعليت مى*رساند.

      مهر و محبت بين پدر و فرزند رابطه متقابل دارد و فقط با مهر و محبت مى*تواند به شكوفايى برسد. پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) به شخصى كه محبت به فرزند را به ديده تعجب مى*نگريست، فرمودند: «كسى كه نشانه*اى از مهر و محبت در او مشاهده نشود، دوست داشتنى نيست.»3

      اسلام آن نوع زندگى را كه بر محور نيازهاى تنكردشناختى، شهوت*ها و تمايلات زودگذر تمركز يافته است، به عنوان سطحى از زندگى حيوانى مى*پذيرد، اما پيغمبر(صلى الله عليه وآله) در اين زمينه مى*فرمايند: هدف دين شكل دادن آن سطح از زندگى است كه بالاتر و ظريف*تر از سطح تنكردشناختى است.

      اين*گونه زندگى اخلاقى، گرايش*هاى طبيعى انسان را از بين نمى*برد، بلكه آن*ها را محدود و هدايت مى*كند. ايمان واقعى انسان به خدا از يك سو و شيوه زندگى پايدار، جامع و هدفمند از سوى ديگر، نتايج اميدبخشى پديد مى*آورد كه فرد را به برخورد صميمانه با ديگران قادر مى*سازد; يعنى در واقع، شيوه*اى اخلاقى را در زندگى ايجاد مى*كند كه در آن، ايمان به خدا نقشى پويا و واقعى دارد.

      در حديثى از پيامبر(صلى الله عليه وآله) ارتباط اعتقادى و عاشقانه با خدا اين*گونه بيان شده است: «اگر شما به خدا ايمان نداشته باشيد، نمى*توانيد به بهشت برويد، و اگر مهر و محبت نداشته باشيد، ايمان به خدا نيز نخواهيد داشت.»4 در يكى از آيات قرآن، به اين موضوع تصريح شده كه انسان براى عبادت آفريده شده است.»5 «عبادت ـ به مفهوم فراگير آن ـ شامل بسيارى از اعمال و رفتارهايى است كه نسبت به مخلوقات ديگر انجام مى*دهيم. در واقع بسيارى از كارهايى كه ملزم به انجام آن هستيم، بخشى از گذران يك زندگى اخلاقى است. كسى كه در درون خود وجود مطلق (خداوند) را احساس كند، خواهد توانست نشانه*هاى خداوند را در خود و طبيعت بيابد. اين شناخت به او كمك مى*كند تا تمام ارزش*ها و قابليت*هاى فطرى خود را شكوفا سازد.

      همان*گونه كه از قرآن استفاده مى*شود، خانواده*اى كه با ازدواج مرد و زن شكل مى*گيرد، براى به فعليت رساندن و پرورش دادن توانايى*هايى انسان و تكامل وى، بستر اجتماعى پربارى را همراه با مهر و محبت و روابط متقابل پديد مى*آورد. از اين*رو، نخستين تجربه*هاى خانواده به كودك كمك مى*كند تا به تدريج از زندگى خود محور طبيعى*اش به سوى زندگى جمعى حركت كند و عضو جامعه*اى گردد كه در ارزش*هاى مشترك*آن سهيم*است.همچنين*شخصيت*كودك،كه*او را ازديگران*متمايزمى*كند،درمحيط*خانواده*شكل مى*گيرد.

      خلاصه آن*كه هدف حقيقى دين پرورش احساسات عالى و مهر و محبت اجتماعى انسان*هاست. پدر و مادر در محيط خانواده نخستين مراجع صلاحيت*دار و نمونه*هايى هستند كه كودك ارزش*هاى اساسى و رفتارهايى را كه روش زندگى او را شكل خواهد داد، از آن*ها فرا مى*گيرد.

      3. بنا به گفته روان*شناسان، در كودك، نوعى ظرفيت فراگير و گرايش فطرى به دين وجود دارد. خانواده بايد گرايش كودك به دين را، كه از همان سال*هاى اوليه زندگى آغاز مى*شود، هماهنگ با عقايد خود هدايت كند. گرايش كودك به دين بيش*تر با عوامل بيرونى بروز پيدا مى*كند. كودك درباره مفهوم واژه*ها و عبارت*هاى دينى، كه در محاورات روزانه مى*شنود، پرسش*هايى مطرح مى*كند و به رفتارها و مراسم دينى، كه مشاهده مى*كند، توجه دقيق دارد. ممكن است بعضى از كودكان در اين مسير، پا را فراتر گذارده، درباره تولد، مرگ، اهميت زندگى و امثال آن پرسوجو كنند.

      در حقيقت، اشتياق كودك به يادگيرى و علاقه والدين به آموزش باهم تلفيق مى*شوند. علاقه*مندى و دل*سوزى والدين نه تنها نيازهاى روانى كودك را تأمين مى*كند، بلكه پدر و مادر را در انتقال باورها و ارزش*هاى خود به كودك نيز ترغيب مى*نمايد. از اين*رو، در مدتى كه كودك از نظر جسمى تحت حمايت قرار دارد، مقرراتى كه او را به داشتن روابط عادى در محيط اجتماعى قادر مى*سازد، فراگرفته خواهد شد. در آن زمان، ذهن كودك به عنوان يك عضو گيرنده عمل مى*كند; زيرا هنوز توان فكرى او در زمينه پندارها و نقد و بررسى*ها رشد نكرده است; هر چه به او گفته شود، مى*پذيرد و بيش*تر نگرش*ها و رفتارهاى والدين را به صورت ناخودآگاه تقليد مى*كند.

      پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) اهميت خانواده را در شكل*دادن گرايش دينى كودك گوشزد نموده*اند، اما رشد دينى كودك به دليل فقدان ژرف*نگرى در احساسات اوليه دينى او به وقوع نمى*پيوندد. طبق فرموده پيامبر(صلى الله عليه وآله)درست همان*گونه كه صاحب حيوان با داغ زدن بر آن به تولد نوزاد سالم او آسيب مى*زند، والدين هم ممكن است با آموزش باورها و ارزش*هاى غلط به كودك، مانع رشد فطرى وى شوند.

      همان*گونه كه از مطالب گذشته دريافتيم، اسلام محتوا و روشى از تعليم و تربيت ارائه مى*دهد، كه براى رشد گرايش فطرى كودك به دين راه هموارى را فراهم مى*سازد. از آيات قرآن كريم، كه در اين زمينه نازل شده، يك مطلب به روشنى استفاده مى*شود: روح انسان بايد با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است پرورش يابد. آفرينش خدا تغييرپذير نيست. اين است همان دين پايدار، ولى بيش*تر مردم نمى*دانند.6

      برخى از افراد با نيت نيك، تعليمات دينى را به كودك مى*آموزند، ولى به دليل نداشتن شناخت كافى، روح كودك را تباه مى*كنند.

      به نظر برخى از صاحب*نظران، حس دينى كودك به صورت دل*بستگى و عشق به والدين ظاهر مى*شود; والدينى كه به نظر كودك بسيار قوى، با اطلاع و فناناپذيرند. هرقدر كودك از محدوديت توان و دانش والدين آگاه گردد، اين دل*بستگى به سوى قدرت عالى*تر هدايت مى*شود و نيز در اثر تعليم و تربيت سازنده دينى به موجود غيرمادى، واقعى، مطلق و كامل و سرانجام،به ميزان آگاهى خود از عقيده مادى و انسان انگارانه، به ايمان واقعى به خداوند رهنمون مى*گردد.

      4. اسلام براى تشكيل و حفظ خانواده يك سلسله پيش*گيرى*ها و راهنمايى*ها ارائه داده و روابط خانواده را به صورت قانون مطرح كرده است. در قرآن كريم، ميل جنسى به عنوان يك انگيزه مهم انسان، همانند ميل به مال و ثروت، مطرح شده و مايه افزايش زيبايى زندگى برشمرده شده است.7 اشاره*اى كه در سوره يوسف در مورد ميل جنسى آمده اين است: گاهى اين ميل چنان بر شخص غلبه مى*كند كه مرتكب گناه مى*گردد.8

      پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمودند: يكى از سه چيزى كه در دنيا عشقش در دل انسان كاشته شده، زن (و آن دوى ديگر بوى خوش و نماز) است.9

      اسلام ساختار جامعه عرب بت*پرست پيش از اسلام را، كه زنان و كودكان در آن بى*مقدار و كم اهميت بودند، به دوره*اى تغيير داد كه ارزش*هاى اصيل انسانى بر آن حاكم گرديد.

      شيوه زندگى اعراب بت*پرست پيش از اسلام، آن*گونه كه در تاريخ آمده است، شيوه*اى معقول، مناسب يا از نظر منطقى، داراى نگرش منسجم نبود و به ويژگى*هاى افراد خوبى كه بتوانند جامعه*اى سالم بسازند، اهميت نمى*داد. در نگرش جديد، توجه اصلى بر تربيت و آماده*سازى افراد براى زندگى اخلاقى با فرهنگ و آبرومند، متمركز شد. ارزش انسان نبايد با معيارهاى مادى و جسمانى مورد سنجش قرار گيرد، بلكه آن را با علم و تقوا بايد سنجيد. نقش*ها و وظايف اجتماعى را بايد بر اساس توانايى، مهارت و فرهنگ افراد تقسيم كرد.

      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #4
        خانواده نهاد اصلى جامعه است. خانه سالم نگهبانى براى كودك در نظر مى*گيرد تا او فكر و اخلاق سالم داشته باشد. همان*گونه كه قبلاً گفته شد، پيغمبر خدا(صلى الله عليه وآله)فرمودند: خانواده در دست*يابى افراد به نگرش درست يا نادرست از زندگى و روش آن، نقش اساسى دارد.

        به همين دليل، مادر كه در تربيت ونگه*دارى كودك نقش اصلى را برعهده دارد، در ميان اعضاى خانواده، نسبت به پدر از جايگاه مهم*ترى برخوردار است.

        پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) ضمن جلب توجه به ساختار حساس روانى زن، اهميت احساس مادرانه را نسبت به كودك بيان مى*دارند و مى*فرمايند: كريمانه*ترين موهبت دنيا داشتن همسرى نيكوست.10 به دليل همين توصيه*هاى پيامبر(صلى الله عليه وآله)، زنان معمولاً براى فراگيرى احكام دين به راحتى نزد آن حضرت مى*رفتند و در حل مشكلات از ايشان كمك مى*خواستند. عايشه نيز اين ويژگى زنان مدينه در يادگيرى معارف دينى را تأييد مى*كرد. او همچنين در برابر كسانى كه مى*گفتند: اگر زن، الاغ يا گربه از جلوى نمازگزار عبور كند نمازش باطل است، واكنش نشان مى*داد و با اين عقيده، كه زن با حيوان برابر است، مخالف بود.

        قرآن كريم دو چيز را چشمگير و حياتى تلقى كرده و آن دو عبارت است از: حقوق زن و قانون خانواده. براى تحوّل شرك وآداب جاهلى پيش از اسلام، كه مبتنى بر بى ارزش دانستن زنان و موقعيت پايين آنان در خانواده و ساختار اجتماعى بود، سوره بلندى (مشتمل بر 176 آيه) به نام «نساء» نازل شد. برخى از موضوعات مربوط به زنان در سوره*هاى ديگر نيز آمده است. در اين آيات، قوانينى مربوط به امنيت مالى زنان متأهّل، حق ارث براى آنان، مصونيت دختران يتيم از سوء استفاده و احكام «طلاق» بيان شده است.

        5. يكى از عادات عرب*هاى پيش از اسلام اين بود كه رفتار دوستانه و محبت*آميز با كودكان را معمولاً نوعى ضعف تلقى مى*كردند، با كودكان به گونه*اى رفتار مى*شد كه شايسته يك انسان نبود. نگرش اعراب بت*پرست پيش از اسلام، به خصوص نسبت به دختران بسيار خشن و دور از ترحّم بود. قرآن مجيد اين نگرش را اين*گونه حكايت كرده است: «و هرگاه يكى از آنان را به دختر مژده مى*دادند، چهره*اش سياه مى*گرديد، در حالى كه خشم خود را فرو مى*خورد. از بدى آنچه به او بشارت داده شده از قبيله ]خود[ روى مى*پوشاند. آيا دختر را با خوارى نگه*دارد يا در خاك پنهانش كند؟!»11

        قرآن بطلان و ظالمانه بودن اين ذهنيت را خاطرنشان مى*كند: «وَه چه بد داورى مى*كنند.»12 علاوه بر اين، قرآن كريم از فرزندان به عنوان «زيبايى زندگى دنيا»13 ياد مى*كند، ترحم و مهربانى والدين را نسبت به آنان مورد تأكيد قرار مى*دهد، و سرپرست خانواده را مسؤول حفاظت و نگه*دارى اعضاى آن از خطرات مى*شمارد.14

        همه اين توصيه*ها براى آن است كه كودك را مورد توجه اصلى خانواده*هاى مسلمان قرار دهد.

        پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) با كودكان بازى مى*كردند، شوخى مى*نمودند، با مهربانى گونه*هايشان را نوازش مى*دادند، به آن*ها اجازه مى*دادند تا روى دامانشان بنشينند و بر شانه ايشان سوار شوند و گاه اين*ها را در آغوش مى*گرفتند و مى*بوسيدند. افزون بر اين، زمانى كه پيغمبر(صلى الله عليه وآله) نماز مى*خواندند، نوه*هاى آن حضرت روى دامانشان مى*نشستند، حتى اگر به سجده هم مى*رفتند، به آن*ها اجازه مى*دادند، تا بر پشت ايشان سوار شوند. وقتى فرزند كوچك پيغمبر(صلى الله عليه وآله) از دنيا رفت، اشك از چشمان ايشان جارى شد. عرب*هاى مشرك آن دوران هرگز اين رفتارهاى پيغمبر(صلى الله عليه وآله) را عادى تلقى نمى*كردند، از اين*رو، برخى از آن*ها اين*گونه رفتارها را بيگانه و دور از فرهنگ حاكم مى*دانستند. اما كودكانى كه نزديك پيامبر زندگى مى*كردند، آن*ها كه آن حضرت را در كوچه و خيابان مى*ديدند و شاهد اظهار محبت ايشان بودند، هميشه از پيامبر(صلى الله عليه وآله)تصويرى به عنوان «معلم دوست داشتنى و صميمى» در خاطر داشتند.

        به عنوان مثال، انس بن مالك، يكى از صحابه معروف پيامبر(صلى الله عليه وآله)، مى*گويد: «من ده سال در خدمت آن حضرت بودم. ايشان در اين مدت، هرگز با من خشمگين نشدند و هيچ*گاه نپرسيدند كه چرا اين كار را اين*گونه انجام دادى يا اين*گونه انجام ندادى.»15

        معاوية بن حكم مى*گويد: «من هرگز معلمى بهتر از پيامبر سراغ ندارم، نه قبل و نه بعد از ايشان. سوگند ياد مى*كنم كه او هرگز مرا نفرين نكرد، تنبيه ننمود و ناسزا نگفت.»16

        اهتمام پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) در توجه دادن مردم به اهميت جايگاه والدين از يك*سو و اين*كه نياز كودك به مهر و محبت موجب هدايت او به علم و ارزش*هاست از سوى ديگر، بيانگر آن است كه ايشان به عنوان يك معلم فرستاده شده*اند. درست به همان اندازه كه حقوق والدين اهميت دارد، حقوق كودك نيز مهم است. پيامبر(صلى الله عليه وآله)توصيه نمودند كه در ابراز محبت به كودكان تبعيض*آميز رفتار نكنند و در تنبيه آنان از حدود الهى تعيين*شده*درقوانينوتعليمات*اسلام*تجاوزنكنندوم هم*تر ازهمه تربيت و سوادآموزى كودكان را همگانى ساختند.
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • donsaeid
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 28300

          #5
          تلويزيون و بازي كودكان


          تحقيقات نشان مي*دهد كه مشاهده تلويزيون باعث مي*شود، كودكان اوقات بازي خود را از دست بدهند و همين بازي نكردن عوارض سنگيني را علاوه بر پرخاشگري، براي آن*ها به ارمغان مي*آورد كه از جمله مي*توان به افسردگي، ايجاد اختلال در نحوه برقراري ارتباط با ديگران و لذت نبردن از زندگي اشاره كرد.


          چكيده:

          معمولاً روان*شناسان و محققان علوم اجتماعي، مسئله وجود خشونت در برنامه*هاي تلويزيوني و رفتار پرخاشگرانه كودكان را مورد توجه قرار مي*دهند، كه البته در جاي خود اهميت دارد؛ اما تحقيقات نشان مي*دهد كه مشاهده تلويزيون باعث مي*شود، كودكان اوقات بازي خود را از دست بدهند و همين بازي نكردن عوارض سنگيني را علاوه بر پرخاشگري، براي آن*ها به ارمغان مي*آورد كه از جمله مي*توان به افسردگي، ايجاد اختلال در نحوه برقراري ارتباط با ديگران و لذت نبردن از زندگي اشاره كرد.

          «فرض كنيد كه تلويزيوني وجود نداشته باشد، فكر مي*كنيد فرزند شما مدت زماني را كه هم*كنون به تماشاي تلويزيون مي*پردازد، چگونه صرف مي*كرد؟»

          اين يكي از سؤالاتي بود كه طي تحقيقاتي كه نتيجه*اش تحت عنوان گزارشي در مورد تلويزيون و رفتار اجتماعي در سال 1972 در نشريه «سورجن جنرال» منتشر شد، براي تعداد زيادي از مادران داراي كودك پايه اول ارسال گرديد. 90% اين مادران پاسخ دادند كه اگر فرزندانشان تلويزيون نگاه نمي*كردند، به يك نوع بازي مشغول مي*شدند؛ و اين پاسخ، غير منتظره نبود.

          اكنون ضرورت دارد كه تيمي از دانشمندان اجتماعي به اين مسئله بپردازند كه ديدن تلويزيون، كودكان را از بازي كردن باز مي*دارد؛ چرا كه بازي، بيشتر اوقات دوران كودكي را به خود اختصاص مي*دهد. هرگونه فعاليتي كه ساعات زيادي از اوقات كودكان را پر كند، در واقع بيشتر به زمان بازي آن*ها هجوم برده است.

          در حقيقت، همة فعاليت*هاي معمولي كودكان قبل از دوره دبستان در ساعات بيداري (به استثناي ديدن تلويزيون)، در زمره بازي قرار مي*گيرند. زماني كه يك كودك سه ساله به همراه كودكي ديگر با آجر يك قلعه مي*سازد، اين فعاليت به آساني به عنوان بازي تعريف مي*شود. اما زماني كه كودكي همه كتاب*ها را از گنجه خارج مي*كند؛ يا مثل بزرگ*ترها وانمود مي*كند كه دارد اتاق را جارو مي*كند؛ يا تلفن را برمي*دارد و اداي مكالمه را درمي*آورد؛ يا همه جاي ديوار را خط*خطي مي**كند؛ يا با يك خرس عروسكي در زير تختخواب پنهان مي*شود؛ باز هم اين كودك دارد بازي مي*كند.

          واضح است كه يك كودك دو، سه يا چهار ساله كه دو، سه يا چهار ساعت را به طور روزانه تلويزيون نگاه مي*كند، اوقات كمتري را در مقايسه با كودكاني كه اصلاً تلويزيون نمي*بينند، صرف بازي كردن مي*كند.

          نه تنها اين تلويزيون ديدن، از زمان بازي كردن مي*كاهد، بلكه شواهدي وجود دارد كه نشان مي*دهد، تماشاي تلويزيون طبيعت بازي كودكان را هم تحت تأثير قرار مي*دهد، به خصوص بازي*هايي كه داخل اتاق منزل و يا در مدرسه انجام مي*شوند.

          معني بازي

          طبيعت «سرگرم كننده» بازي كودكان، اغلب باعث مي*شود كه اهميت خود بازي پنهان نگه داشته شود. بازي، جداي از اين كه يك سرگرمي صرف است و يا اوقات را لذت*بخش مي*كند، متضمن انواع مهمي از رفتارهايي است كه كار ويژه آنها، كمك به جنبه*هاي با اهميت پيشرفت اجتماعي، احساسي و هوشي كودك است. در حقيقت، ظهور گسترده بازي در سراسر قلمرو حيوانات و پيچيده*تر شدن بازي در انسان*ها اين ايده را تأييد مي*كند كه بازي بايد داراي برخي ارزش*هاي ماندگار براي همه گونه*هايي كه بدان مبادرت مي*كنند، داشته باشد. براي كشف اينكه ارزش*هاي مورد نظر چه هستند، شناخت اشكال مختلف بازي كه كودكان عموماً انجام مي*دهند، از مراحل نخستين كه هنوز كودك جذب دستگاه تلويزيون نشده است، تا اشكال پيشرفته آن كه ممكن است توسط تصاوير تلويزيوني به نمايش گذاشته شود، مفيد است.

          جست*و*جوي كور مال و غريزي كودك و حس*هاي چشايي و بويايي وي، كه در دوره نخستين سال زندگي وي به طور فزاينده*اي معنادار مي*شوند، ممكن است به عنوان مراحل آغازين بازي نگريسته شوند و به كودكان كمك مي*كنند كه نخستين درك خود را از خودشان، در ارتباط با محيطشان كست كنند. كودكان با آشكارسازي جستجوگري بدون اراده و مبتني بر غرايز دروني خود، شروع به تشخيص و فرق*گذاري بين خود و والدينشان و درسطح گسترده*تر، با جهان مي*كنند و درك و يادگيري برخي چيزها را درباره محيط اطراف خود آغاز مي*كنند.

          به علاوه، فراهم كردن شناخت*هاي اوليه براي كودكان، از طريق بازي*ها و تجاربي كه از سر مي*گذراندند، اين امكان را براي آنها فراهم مي*كند كه دست به مهارت*هاي بدني مهم*تري در روند رشد خود بزنند. به عنوان مثال، كودك براي گرفتن يك اسباب*بازي، هماهنگي ميان چشم و دست خود را توسعه مي*بخشد، توانايي*اي كه اهميت پايداري دارد.

          نوزادان نه تنها از طريق لمس كردن، چشيدن و يا بوييدن، دست به كشف مي*زنند، بلكه از لحاظ زباني نيز كلمات نامفهوم ادا مي*كنند و صداهاي مختلفي درمي*آورند. كودكي كه كلمات نامفهوم ادا مي*كند، آشكارا دارد مهارت*هاي لفظي را تمرين مي*كند و صدا را به شيوه معناداري ايجاد مي*كند؛ به گونه*اي كه اين كار، نفع آشكاري را هم در نتيجه و هم در روند انجام آن، براي وي دارد. اين تجارب لفظي، در مراحل بعدي به عنوان مقدمه فراگيري زبان، مهم هستند.

          شكل ديگر بازي، متضمن تقليد است. كودك حتي قبل از فرا رسيدن نخستين سال تولدش، حركت*ها و ژست*هاي مشخص بزرگ*سالان را در بازي*اش تقليد مي*كند (والدين دستانشان را به هم مي*زنند و كودك هم كف مي*زند). اين بازي*هاي تقليدي، اولين فرصت*ها را براي ايجاد ارتباط دو جانبه حقيقي، حتي قبل از آنكه سخن گفتن را بياموزد، فراهم مي*كند. كودكان از اين طريق، پيشرفت خود را آغاز مي*كنند و از يك وضعيت دريافت كلي به يك وضعيت رابطه*اي پا مي*گذارند كه در آن حالت، آنها قادرند اين دريافت را جداگانه از خود يا هر چيز ديگر داشته باشند. بازي تقليدي همچنين شامل مرحله مهم ديگر فراگيري زبان نيز مي*شود، مرحله*اي كه طي آن، كودكان از حالت ايجاد صداهاي تصادفي به حالت تقليد تعمدي و سنجيده صداهايي كه توسط افراد اطرافشان ايجاد مي*شود، وارد مي*گردند.

          نهايتاً، بازي كودكانه، زندگي باقي مانده وي را رنگ مي*زند و اين تأثير حتي پس از گذشت سال*ها و فاصله گرفتن از دوران كودكي ادامه دارد. همان*طور كه ادوارد نوربك، انسان*شناس، مي*نويسد «هدف بنيادين و اوليه بازي، اهميت بيشتري را براي هر فرد دارد. انگيزه بازي كردن كودكان، ابتدائاً به خاطر لذت بردن از زندگي است. اين برجستگي عمده هر گونه بازي است، زيرا بدون لذت*مند كردن زندگي، سال*هاي طولاني بزرگسالي مي*تواند ملال*آور و خسته*كننده باشد»
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          • donsaeid
            Senior Member
            • Nov 2005
            • 28300

            #6


            آزمون طبيعي

            روش ايده*آل كشف اثرات مشاهده تلويزيون بر بازي كودكان كم سن و سال، مقايسه رفتار تعداد زيادي از كودكان كه به دقت از ميان مشاهده*كنندگان تلويزيوني انتخاب شده*اند، با گروه همسالان آن*ها است كه تلويزيون نمي*بينند. چنين آزموني امروزه به خاطر يك دليل ساده صورت نمي**گيرد: عملاً همه كودكان، ساعات زيادي را تلويزيون تماشا مي*كنند.

            با وجود اين، چنين آزمايش تطبيقي از كودكاني كه تلويزيون مي*بينند و آنهايي كه تلويزيون مشاهده نمي*كنند، يك*بار صورت گرفت. ولي به هر حال، به نتيجة آن توجه نشد. شايد به خاطر اينكه، اين آزمون تعمدي طراحي نشده بود و طوري صورت گرفت كه شايد بيشتر بتوان آن را يك آزمون طبيعي ناميد. اين آزمون در كودكستان*ها، آمادگي*ها و كلاس*هاي ابتدايي آمريكا در سال*هاي ابتداي ورود تلويزيون به عنوان يك رسانه جمعي، اتفاق افتاد. زمون طبيعي

            كلاس*هاي ابتدايي مثل آزمايشگاه*هاي طبيعي هستند و بازي كودكان در كلاس*ها، يك آزمون طبيعي. معلماني كه چند سالي سابقه آموزشي دارند، مي*توانند الگوهايي از رفتار را در ميان دانش آموزان جوان درك كنند كه شايد براي والدين يا حرفه*اي*ها كه با كودكان به صورت منفرد و نه گروهي سر و كار دارند، آشكار نباشد. در اين آزمايشگاه*هاي «طبيعي» بود كه معلمان براي نخستين بار شاهد تغييراتي در الگوهاي بازي كودكان بودند و ديدند كه تقريباً در طي يك دهه، اين الگوها از كودكاني كه تلويزيون مشاهده نكردند، تا كودكاني كه تلويزيون مي*بينند، تغيير شكل پيدا كرده است.

            در اوايل دهه 1970 كه نخستين گفت و گوها درباره اين كتاب شايع مي*شد، معلماني كه شكاف ميان نسل قبل از تلويزيون و نسل تلويزيون را پل مي*زدند، در سراسر كشور (آمريكا) همچنان به درس دادن مشغول بودند. همه اين معلمان كهنه*كار، بيش از دو دهه به تدريس مشغول بودند (و همه آن*ها اكنون دوره بازنشستگي را مي*گذرانند).اين معلمان به عنوان يك گروه بي*نظير، شاهد يكي از بزرگ*ترين تغييرات تكنولوژيكي درجامعه ما بودند. مشاهدات مقايسه*اي هوشمندانه آنها در مورد اين دو جمعيت كودكان- كودكاني كه قبل از ورود تلويزيون به خانه، وارد كلاس درس آن*ها شدند و كودكاني كه اوقات قابل توجهي از دوران كودكي خود را به مشاهده تلويزيون مشغول بودند و سپس به كلاس درس آن*ها آمدند- به خصوص براي امروز، باارزش است: مدير يك مدرسه ابتدايي خصوصي در نيويورك و معلم سابق كودكستان، با بيش از 30 سال تجربه آموزشي گزارش مي*دهد:

            كودكان به شيوه سابق بازي نمي*كنند. منظور من مخصوصاً بازي*هاي خارج از خانه نيست. اين نوع بازي*هاي آنها همچنان به قوت خود باقي است. آنها هنوز از موانع بالا مي*روند، مي*دوند و از دوچرخه و چهارچرخه استفاده مي*كند اما، اين بازي*هاي درون خانه*اي است كه تغيير كرده است. شما در بين اين كودكان به بازي*هايي مهيّج همچون گذشته برخورد نمي*كنيد. كودكان سنين پايين، بيشتر علاقه*مندند كه بنشينند و با موضوعات به اصطلاح آموزشي سرگرم شوند. به نظر مي*رسد كه آن*ها تصورات زيادي هم در مورد بيانات شفاهي و هم درباره شيوه*هاي بازي كردن و يا در مورد چيزهايي كه مي*سازند، ندارند.

            يك معلم ديگر، با تجربه 35 سال در آمادگي*ها متذكر مي*شود: يك نوع انفعال بيشتر در بازي*هاي آن*ها (گروه تلويزيون ديده) وجود دارد. آن*ها به برخي چيزها علاقه*مند مي*شوند، اما زماني كه معني*اش اين باشد كه آن*ها خودشان بايد به آن چيزها مشغول شوند، علاقه*مندي خود را از دست مي*دهند.

            يك معلم در «دنور» با 29 سال تجربه آموزش، مي*گويد: حركتي از فعال بودن از كوكان با انگيزه. كه خيلي مشتاق بودند تا دستان يكديگر را بگيرند و بازي كنند، به سوي احتياط بيشتر و به سمت كودكان منفعل و داراي رفتارهايي كه بيشتر مايلند سرگرم شوند و يا دستور بگيرند، وجود داشته است. آن*ها نمي*خواهند كه خود پيش بروند و خودشان دست به اكتشاف بزنند.

            يك معلم ديگر مدرسه ابتدايي كه به روزهاي قبل از تلويزيون تعلق دارد، مي*گويد: كودكان انتظار دارند كه در مدرسه سرگرم شوند و زماني كه در مدرسه سرگرمي وجود دارد، كار مديريت آسان است. اما رفتار آن*ها چنين است: آيا اين سرگرمي لذت*بخش و مفرح خواهد بود و يا خسته*كننده است؟ اگر ملال*آور باشد، آن*ها احساسشان اين است كه خوب، فقط بايد كانال را عوض كرد. در مدرسه اين مورد تا حدودي مشكل است، زيرا شما هميشه نمي*توانيد كانال را عوض كنيد.

            يك معلم كودكستان در «ريواردال» نيويورك مي*گويد: من دريافتم كه مجبورم چيزهايي را ارايه كنم كه از جمله فعاليت*هاي مهم و پر زحمت هستند و هرگز در گذشته مجبور نشده بودم آن*ها را ارايه كنم؛ زيرا برخي از كودكان به اندازه كافي درنگ نمي*كنند تا بفهمند، اين سرگرمي كه در لحظات نخست براي آن*ها جذاب و مفرح نيست، آيا بعداً جذاب مي*شود يا نه. لذا، دريافتم كه بايد مسايل را به شيوه*هاي متفاوت ديگر ارايه نمايم. برخي از كودكان خيلي سريع از محيط خارج مي*شوند.



            محروميت از بازي

            از آنجا كه بازي به وضوح براي بسياري از اكتسابات خيلي مهم كودكان، يك انتقال دهنده است وسيله*اي است كه به وسيله آن كودكان مي*توانند تمرين كنند و رفتارهايي را كه براي موفقيتشان به عنوان يك موجود اجتماعي ضروري هستند تقويت كنند، پيامد از دست رفتن وقت براي بازي كودكان امروزي، چه مي*تواند باشد؟

            يك آزمايش قديمي كه توسط هاري هارلوي روان*شناس صورت گرفت، به بررسي كاركرد عمومي بازي ميمون*ها مربوط مي*شد، (كه رفتار آن*ها در بازي شباهت*هاي زيادي را با بازي كودكان انسان نشان مي*دهد.) يافته*هايي كه از اين آزمون و بررسي*هاي مشابه در مورد محروميت از بازي به دست آمد، نشانه*هايي را در مورد اثرات احتمالي محروميت از بازي بر روي اشخاص به ويژه انسان*ها، در مقايسه با آنهايي كه بازي برايشان يك فعاليت معمولي بود، آشكار ساخت. هارلو مشاهده كرد: ميمون*هايي كه طي سال*هاي نخست زندگي، برايشان فرصت*هاي معمولي براي بازي كردن فراهم مي*شود، از رفتار مشخصي پيروي مي*كنند. آن*ها در خلال ماه*هاي نخست زندگي*شان، محكم و منحصراً به مادران خود مي*چسبند. نخستين تجارب بازي آن*ها، شامل انواع بازي با دست در پشت مادرشان مي*شود كه جايي گرم و نرم و ايمن است. در ماه دوم يا سوم، آن*ها شروع به جهيدن از پشت مادر خود مي*كنند تا با ديگر بچه ميمون*ها بازي كنند. مادران، آن*ها را در رشد مستقلانه*شان كمك مي*كنند و بارها و بارها از طريق هل دادن، آن*ها را تشويق مي*كنند كه از چسبيدن به مادر دست بردارند. ميمون*هاي مختلف بي*قاعده مثل كشتي گرفتن و انواع متفاوت بازي*هاي «گرگم به هوا» سپري مي*كنند.

            هارلو سپس يك گروه از ميمون*هايي را تحت نظر گرفت كه به جز يك مورد، از هر نظر معمولي بودند: از آن*ها فرصت بازي كردن با ديگر ميمون*ها گرفته شد. پس از هشت ماه محروميت از بازي، زماني كه اين ميمون*ها به همراه ديگر ميمون*هاي پرورش يافته معمولي هم سن و سال خود رها شدند، هارلو كشف كرد كه يك محروميت رفتاري خاص در آنها شكل گرفته است: ميمون*هاي محروم از بازي، در رفتار اجتماعي خود به طور قابل ملاحظه*اي بيش از ميمون*هايي كه برايشان فرصت كافي جهت بازي كردن به وجود آمده بود، پرخاشگر بودند. با وجود آنكه ميمون*هاي محروم از بازي، تلاش*هاي ميمون*هاي معمولي براي آوردن آن*ها به بازي را ناديده مي*گرفتند و با وجود آنكه آن*ها خود را از بسياري بازي*هاي خشن كه ويژگي بازي*هاي ميمون*هاي معمولي است كنار مي*كشيدند، اين ميمون*هاي محروم از بازي شروع به گاز گرفتن در زمان*هاي نامناسب هم مي*كردند. آن*ها هيچ ترسي از خودشان در مقابل ديگر ميمون*ها نشان نمي*دادند، و كنترل بسيار ناچيزي را بر غرايز تجاوزكارانه خود به نمايش مي*گذاشتند.

            از زماني كه تلويزيون تبديل به يك رسانه عمومي شد، بيشتر توجهات به رابطه بين خشونت در تلويزيون و پرخاش كودكان اختصاص يافت. آيا كاهش قابل توجه اوقات بازي كودكان، نه خشونت*هاي موجود در برنامه*هايي كه كودكان مي*بينند، به افزايش رفتار پرخاشجويانه كودكان كمك نكرده است. رفتاري كه احتمالاً از طريق بازي كردن تسكين داده مي*شد و تبديل به يك رفتار اجتماعي مي*گرديد؟ هاري هارلو در يكي از مباحث مربوط به فعاليت*هاي آزموني خود نوشت: «افسوس به حال ميمون*هايي كه به آن*ها اجازه بازي داده نمي*شود». درمورد كودكاني كه دوران كودكي*شان را به جاي بازي كردن، با مشاهده تلويزيون سر مي-كنند، چه بايد گفت؟
            منبع: فصلي از كتاب The Plug Indrug
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment

            • donsaeid
              Senior Member
              • Nov 2005
              • 28300

              #7
              نويسنده: ماري وين

              هوشياري تغيير يافته كودكان




              كودكان، بلافاصله پس از تماشاي تلويزيون، از خود رفتارهاي ناشايستي چون بدخلقي و خشونت بروز مي*دهند بحث و بررسي*هايي كه كارشناسان پس از اين مطالعات صورت مي*دهند، بيشتر مربوط به اين مسأله است كه آيا كودكان در زمان تماشاي تلويزيون دچار نشئگي مي*شوند؟ و آيا مي*توان تماشاي تلويزيون را در زمره «اعتياد» گنجانيد.


              چكيده:

              اكنون هم متخصصان و هم والدين بر اين امر صحه مي*گذارند كه تماشاي تلويزيون براي كودكان عوارض ذهني و جسمي به همراه دارد. همه تأييد مي*كنند كه كودكان، بلافاصله پس از تماشاي تلويزيون، از خود رفتارهاي ناشايستي چون بدخلقي و خشونت بروز مي*دهند بحث و بررسي*هايي كه كارشناسان پس از اين مطالعات صورت مي*دهند، بيشتر مربوط به اين مسأله است كه آيا كودكان در زمان تماشاي تلويزيون دچار نشئگي مي*شوند؟ و آيا مي*توان تماشاي تلويزيون را در زمره «اعتياد» گنجانيد.

              «مهره مار» تلويزيون

              دكتر ادوارد پالمر رئيس سابق گروه تحقيقاتي «سي*سيم استريت»، گفت «من فكر مي*كنم كه مشاهده تلويزيون، در نفس خود يك اقدام ذهني و عقلاني باشد. در تمام مدتي كه كودكان تلويزيون تماشا مي*كنند، فرضياتي را مي*سازند، پيش*بيني*هايي را انجام مي*دهند، دست به تعميم مي*زنند، چيزهايي را به خاطر مي*آورند و فعالانه آنها را با چيزهايي كه در زندگي خودشان مي*بينند، مربوط مي*سازند.»

              توصيفات مادران از رفتار كودكان خردسالشان، دقيقاً متضمن اين تصور است كه تماشاي تلويزيون يك فعاليت ذهني شديد است:

              «وقتي كه چارلز از كودكستان به خانه مي*آيد، با همه وسايلي كه به همراه دارد، در مقابل دستگاه تلويزيون مي*نشيند. او با تماشاي تلويزيون، وارد يك نشئگي واقعي مي*شود. تقريباً غير ممكن است كه در اين وضعيت بتوانيم توجهش را جلب كنيم. او، اگر من مزاحمش نشوم، چند ساعت در اين وضعيت باقي مي*ماند؛ حتي اگر به نظر نرسد كه وي كاملاً بيدار است، باز هم نمي*توان گفت كه در خواب است، زيرا اين وضعيتش باعث نمي*شود كه او نيازي به خواب نداشته باشد.

              اگر هم وي در طول روز حتي به مدت نيم ساعت بخوابد، در موقع خوابيدن سر ساعت هشت، با مشكل زيادي مواجه مي*شود. من نمي*دانم كه اين وضعيت چيست، به نظر مي*رسد كه او هيپنوتيزم مي*شود.

              كودك پنج ساله من، زماني كه تلويزيون تماشا مي*كند، وارد نشئگي مي*شود. او به آنچه كه در صفحه تلويزيون مي*گذرد، قفل مي*شود. زماني كه او به مشاهده مشغول است تماماً و به طور مطلق جذب مي*شود و نسبت به هر چيز ديگري بي*توجه است.

              در زماني كه او تلويزيون تماشا مي*كند، اگر بخواهم با وي سحبت كنم، او مطلقاً چيزي از من نمي*شنود. من براي آنكه توجهش را جلب كنم، مجبورم تلويزيون را خاموش كنم؛ در اين صورت است كه ولي ناگهان از اين وضعيت بيرون مي*آيد.

              تام در زماني كه تلويزيون مي*بيند، به تلفن پاسخ نمي*دهد، هر چند تلفن درست در كنارش باشد و با صداي بلند زنگ بزند؛ او صداي آن را نمي*شنود.»

              والدين بارها و بارها چنين توصيفاتي را انجام مي*دهند و اغلب از تشويش قابل توجه و حالت نشئگي كودكانشان در حين تماشاي تلويزيون حرف مي*زنند: حالت چهره كودكشان تغيير مي*يابد؛ چشم*ها به نظر لعابي و پژمرده مي*آيند. هر چند مي*توان تنوع بي*شماري از شخصيت*ها و الگوهاي رفتار را در كودكان ديد، ولي در موقع تماشاي تلويزيون، شباهت و يكساني قابل توجهي از حالات را مي*توان در ميان كودكاني كه تلويزيون نگاه مي*كنند، ديد. آنها در موقعي كه برنامه*ها تمام مي*شود و يا زماني كه بايد به رختخواب بروند، از نشئگي بيرون مي*آيند و اثر «بيرون آمدن ناگهاني» از اين وضعيت، آشكارا قابل مشاهده است. اين بيرون آمدن ناگهاني، باعث مي*شود كه چهره دوباره حالت طبيعي بگيرد و بدن در حالت طبيعي قرار گيرد و حركت*هاي گاه و بي*گاه از خود نشان دهد. تحولات مذكور اين احساس را قطعيت مي*بخشد كه كودكان كم سن و سال در زمان تلويزيون، حالت نشئگي به خود مي*گيرند. مطمئناً به سختي مي*توان دليلي يافت كه آنها در آن زمان از لحاظ ذهني فعال و هوشيار باشند.



              مكانيسم تعطيل شده

              دكتر تي بري برازلتون پزشك متخصص اطفال و نويسنده مطالبي در مورد كودكان، در رابطه با اهميت نشئگي در حين تماشاي تلويزيون، تعمق كرده است. او آزمايشي را كه مربوط به نوزادان مي*شود و احتمالاً به نشئه*آوري تلويزيون مربوط مي*گردد، چنين توصيف مي*كند:

              «ما يك گروه از نوزادان آرام و در حال استراحت را با يك صحنه محرك ديداري اضطراب*آور مواجه كرديم- با نور چراغ يك اتاق عمل- و اين نور را در 24 اينچي سر آنها قرار داديم. اين نور به مدت سه ثانيه روشن و سپس به مدت يك دقيقه خاموش مي*شد و اين وضعيت تا 20 بار ادامه مي*يافت. در تمام طول آزمايش، نوزادان تحت*نظر قرار داشتند تا تغييرات در ضربان قلب، تنفس و امواج مغز آنها مشخص شود.

              نخستين باري كه نوزادان در مقابل محرك نور قرر داده شدند، آنها آشكارا از جا پريدند؛ شدت واكنش آنها پس از چند بار تكرار، به سرعت كاهش يافت. تا دهمين بار تغييري در رفتار، ضربان قلب و يا تنفس آنها ديده نشد؛ در پانزدهمين بار تكرار محرك، نشانه*هاي خواب در امواج مغزي نوزادان ظاهر شد، هر چند در ظاهر چشمان آنها همچنان باز بود. پس از آنكه 20 بار محرك تكرار شد نوزادان از خواب «اجباري» بيدار شدند و شروع به داد و فرياد و حركت در اطراف كردند.

              آزمايش ما نشان داد كه يك نوزاد از محيط اطراف خود ايمن نيست. او داراي يك مكانيسم شگفت*انگيز و يك تدبير تعطيل كننده است،تا بتواند از عهده محرك*هاي دردسرساز برآيد: او مي*تواند وضعيت خود را با شرايط جديد سازگار كند و در يك حالت خواب فرو رود، اما اگر ما بتوانيم ميزان انرژي را كه يك نوزاد جهت عبور از اين حالت صرف مي*كند تصور نماييم- انرژي كه وي مي*تواند از ان استفاده بهتري نمايد* در اين صورت ما مي*توانيم دريابيم كه اين مكانيسم چه*قدر براي نوزاد گران تمام مي*شود.»

              برازلتون اين مكانيسم تعطيل كننده را به نشئه*آوري تلويزيون كه در ميان كودكان كم*سن و سال امري رايج است، مرتبط مي*كند و مي*گويد: «تلويزيون درست مانند نور اتاق عمل، محيطي را خلق مي*كند كه اين محيط نسبت به كودك حالت حمله و تهاجم دارد و وي را كاملاً مستغرق مي*كند؛ او مي*تواند تنها با فعال كردن مكانيسم تعطيل*كنندگي خود، نسبت به اين محيط واكنش نشان دهد و بدين ترتيب، بيشتر حالت انفعالي به خود مي*گيرد. من اين مورد را در خصوص كودكان خود مشاهده كردم و در مورد ديگر كودكان هم ديده*ام. زماني تلويزيون داشت. برنامه پخش مي*كرد، كودكان مقابل آن نشستند و با ديدن فيلم و يا برنامه*هاي مختلف ترسناك، كاملاً ساكت شدند... آنها به دام افتاده بودند.»

              در حالي كه مراكز حسي مورد تهاجم به وسيله تلويزيون، باعث فعال شدن واكنش انفعالي سريع در بينندگان جوان مي*شود، اثرات باقي مانده چنين مشاهداتي در طي رشد اوايل كودكي، ممكن است واقعاً عوارضي داشته باشد. دكتر متهيو دامونت طي مطلبي در نشريه «امريكن ژورنال آف سايكولوژي» احتمال ديگري را نيز مطرح مي*كند «مايلم بگويم كه انتقال مداوم صحنه*هاي ديداري در نمايش*هاي تلويزيوني، با سندروم جنبش زياد مرتبط است... جداي از محتواي بي*روح و خشونت*آميز برنامه*ها، تغيرات مداوم دوربين و چارچوب تصوير در اين برنامه*ها به چشم مي*خورد، به طوري كه نقطه توجه بيننده، هر چند ثانيه تغيير مي*كند. البته برنامه*هاي شفاهي، توجه اندكي را مي*طلبد... به نظر من، كودك بيش از حد تلاش مي*كند كه كيفيت پويايي صفحه تلويزيون را از طريق تغيير دادن سريع جهت ادراكي خود، دوباره به تسخير درآورد....»

              يك روان*پزشك ديگر نيز مثل او معتقد است كه رون آشفته و محرك سي*سيم استريت و ديگر برنامه*هايي كه به خورد كودكان پيش دبستاني داده مي*شود، احتمالاً در رفتارهاي پرخاشجويانه*اي كه در ميان كودكان بزرگ*تر امروزي مشاهده مي*شود، نقش دارد. اين برنامه*ها بيش از حد مراكز احساسي برخي از كودكان ماقبل دبستاني را تحت تأثير قرار مي*دهند، كودكاني كه به دستگاه عصبي پيشرفته مجهز نيستند تا از عهده محرك*هاي سريع الكترونيكي برآيند.
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment

              • donsaeid
                Senior Member
                • Nov 2005
                • 28300

                #8


                تمركز يا كند ذهني؟

                جرالد اس. لزر، مدير آموزشي سابق سي*سيم استريت، به كودكاني اشاره مي*كند كه در زمان تماشاي تلويزيون همچون «بينندگان مهره مار» از خود بي*خود مي*شوند. او متذكر مي*شود كه محققان مؤسسه سي*سيم استريت هيچ*گونه علائم هشدار دهنده*اي را در مورد اين عارضه نيافتند. به اعتقاد آنها، يك بيننده مهره مار ممكن است درست به اندازه كودكي كه در شرايط طبيعي*تر، توجه هوشيارانه مي*كند، جذب شود. لزر در تاريخ سي*سيم استريت خود نوشت: «مشاهده مهره مار هم ممكن است باعث تمركز واكنشي شديدتر و يا باعث كند ذهني شود.»

                در حالي كه مطالعه علمي درباره نشئه*آوري تلويزيون به برخي پاسخ*هاي قطعي رسيده است، والدين در پاسخ به اين سؤال كه آيا واكنش كودكان آنها به تلويزيون «تمركز» و يا «كند ذهني» است، درباره وضعيت ذهني كودكان خود در زمان تماشاي تلويزيون، پاسخ*هاي ضمني و كلي مي*دهند. والدين عموماً گزارش مي*كنند كه مشاهده تلويزيون، كودك را به سستي بيشتر وا مي*دارد. بنابراين، آنها به تدريج از تلويزيون براي تسكين دادن و آرام كردن و يا بازداشتن آنها از فعاليت فوق*العاده استفاده مي*كنند. تعدادي از مادران گزارش دادند:

                - زمان*هايي وجود دارد كه فرد مي*خواهد فرزندش زياد فعاليت نكند.

                - من نيم ساعت قبل از زمان خواب، نمي*خواهم كه كودكان من بازي كنند.

                - من بيشتر ترجيح مي*دهم كه آنها با آرامش تلويزيون تماشا كنند. وقتي كه آنها تلويزيون مي*بينند، من مشكلي ندارم.

                - روان*پزشك مدرسه به من گفت: در مورد مشاهده تلويزيون توسط بيل نگران نباش. او گفت كه بيل احتمالاً پس از دو ساعت وروور كردن، در موقعي كه به خانه مي*رسد، نياز به آرامش و سكون دارد.

                - وقتي كه ديوي از مدرسه به خانه مي*آيد، تلويزيون به او كمك مي*كند كه آرامش پيدا كند، او شخصاً قادر است كه توسط تلويزيون به طريقي خود را در مدت كوتاهي آرامش دهد.

                - وقتي كه كودكان از مدرسه به خانه مي*آيند، نياز دارند كه از فشار برخود بكاهند و بنابراين من به آنها در اين موقع اجازه مي*دهم كه تلويزيون نگاه كنند؛ هر چند برنامه*هاي آن بي*مصرف هم باشد.

                - منظور اين نيست كه گفته شود، كودكان نيازي به «زمان استراحت» ندارند- البته كه دارند- اما استراحتي كه باعث شود آنه احساس راحتي كنند و يا از فشار بر آنها كاسته شود و يا هر وضعيت آرامبخشي كه احتمالاً آنها را درگير تمركز شديد ذهني نكند. اين فرض بسيار عقلاني است كه اين «درگيري ذهني» (تماشاي تلويزيون) حالت انفعالي بيشتري را براي كودكان، در مقايسه با وضعيت طبيعي آنها، به وجود مي*آورد.



                وضعيت انفعالي

                والدين با مشاهده طبيعت انفعالي كودكانشان در زمان تماشاي تلويزيون، اغلب دچار نگراني*هاي عميقي در مورد اثرات تلويزيون مي*شوند. والدين موقعي كه درباره تجارب خود از تماشاي تلويزيون توسط كودكانشان سخن مي*گويند، بارها و بارها كلمه «حالت انفعالي» در گفتارشان تكرار مي*شود. آيا اين نگراني، حاصل حركت جامعه ما به سمت فعاليت بيشتر و كسب درآمد بيشتر است؟ آيا اين حقيقت كه والدين ترجيح مي*دهند كودكانشان، به عنوان مثال، به جاي مشاهده تلويزيون، مطالعه كنند، صرفاً ترجيح تجربه شفاهي بر تجربه ديداري متوسط جامعه ما را منعكس مي*كند؟

                هر والدي در دوره رشد كودكش از زمان تولد، شاهد پيشرفت قابل ملاحظه وي از حالت انفعال عمومي و وضعيت پذيرش، به فعال شدن و اقدامات علمي و موفقيت*آميز آنها است. نوزاد به وسيله توده*اي از اعصاب رشد نيافته و غرايز قدرتمند، زندگي*اش را با درك مداوم و غير متمركز آغاز مي*كند. مكانيسم*هاي مشخص بيولوژيكي، نوزادان را در مقابل توجه بيش از حد محافظت مي*كنند: ترجيح دادن خواب بر بيداري، كودكان را در مقابل فشار بيش از حد به سيستم عصبي حفاظت مي*كند: استفراغ كردن، باعث محافظت آنها در مقابل غذاي اضافي مي*شود. به خاطر عدم توانايي كودكان در «اقدام» به شيوه*اي هدفمند، تمام هستي آنها به درك و دريافت پيوند خورده است.

                كودكان در خلال سه سال نخست زندگي خود، از اين مرحله نوزادي بسيار فاصله مي*گيرند. آنها مي*توانند ماهيچه*هاي رشد يافته خود را كنترل كنند و چشم و دست در با هم هماهنگ سازند. آنها در خزيدن، راه رفتن، دويدن و پريدن چيره دست مي*شوند. آنها مي*توانند ماهيچه**هاي رشد يافته خود را كنترل كنند و چشم و دست را با هم هماهنگ سازند. آنها در خزيدن، راه رفتن، دويدن و پريدن چيره دست مي*شوند. آنها مي*توانند از طريق گريه كردن، لبخند زدن، جيغ كشيدن و بالاخره از طريق زبان، ارتباط برقرار كنند. تا سه سالگي اقدامات آنها كاملاً هدفمند مي*شود و تلاش مي*كنند كه بدون هر گونه تأخيري، خواسته*ها و آرزوهاي خود را ابراز كنند. براي يادگيري و كشف و درك، از خود اشتياق نشان مي*دهند. در بسياري از موارد، آنها تقريباً در نقطه مقابل آن مخلوق بي*هدف و فاقد قدرت زمان تولد قرار دارند.

                مشاهده تلويزيون بدون شك، بازگشتي به دوران كاركردهاي انفعالي در زمان خردسالي است. تلويزيون به هيچ*گونه بازي*اي شباهت ندارد. نگراني والدين اغلب به درستي نشان دهنده موردي منحرف و گمراه در زندگي كودكان است. نگراني*هاي گسترده والدين درباره وضعيف انفعالي كودكان در زمان تماشاي تلويزيون، احتمالاً به خاطر اين است كه اين انفعال، اثرات منفي پايداري روي كودك دارد.
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment

                • donsaeid
                  Senior Member
                  • Nov 2005
                  • 28300

                  #9


                  سندروم ورود مجدد

                  والدين مرتباً يادآور مي*شوند كه رفتار كودكشان، درست پس از آنكه به تلويزيون پايان مي*دهند، بدتر مي*شود. وقتي كه از والدين، خصوصاً در مورد رفتار كودكان پس از تماشاي تلويزيون، سؤال مي*شود بسياري از آنها تصديق مي*كنند كه برخي از تندخويي*ها و يا رفتارهاي ناشايست كودكان، اغلب در همين موقع روي مي*دهد. بعضي از اين اظهارات، در ذيل مي*آيد:

                  «ما متوجه مي*شويم كه كودكان هميشه پس از يكي دو ساعت تماشاي تلويزيون، در يك وضعيت ترسناك قرار مي*گيرند: مثل تندخويي، عيب*جويي، خستگي و آماده براي منفجر شدن.

                  - آنها از دستگاه تلويزيون فاصله مي*گيرند و مي*كوشند كه به طريقي، برخي از نارضايتي*هاي دروني خود را تخفيف دهند؛ مثلاً با زياد نوشيدن، زياد خوردن، و بي*هدف بالا و پايين پريدن.

                  - تلويزيون خلق و خوي كودكان را رشد نمي*دهد. آنها درست پس از تماشاي تلويزيون، بدخلق و زود رنج مي*شوند.

                  - كودكان بعد از تماشاي تلويزيون، اخمو مي*شوند و حالت نااميدي به خود مي*گيرند.

                  در لحظه*اي كه تلويزيون خاموش مي*شود، عدم توانايي كنترل در كودكان، به سرعت ظاهر مي*شود؛ آه و ناله سر مي*دهند، سر و صدا راه مي*اندازند و كاملاً دگرگون مي*شوند. من آنها را به اتاقشان مي*فرستم تا استراحت كنند. اين اقدام قبل از زماني انجام مي*گيرد كه آنها به حالت عادي برمي*گردند.

                  - زماني كه آنتوني صبح خود را با تماشاي تلويزيون سپري كند، آن*قدر بداخلاق مي*شود كه ديگر نمي*توان با وي سر كرد. او به شخصي عصبي، پررو، حواس پرت و در خود فرو رفته تبديل مي*شود و نمي*داند كه با خود چه كند و كاملاً ناسازگار است و البته، به تدريج به حالت عادي برمي*گردد.

                  - رفتار بچه*ها درست پس از تماشاي تلويزيون از حالت عادي خارج و وارونه مي*شود. آنها وحشيانه اين طرف و آن طرف مي*دوند و يا اقدامات مشابهي را انجام مي*دهند.

                  - مهم*ترين نكته دربارة تلويزيون اين حقيقت است كه انرژي زيادي از آن به سمت تو سرازير مي*شود و در حالي كه تو منفعلانه آنجا نشسته*اي، اين انرژي وارد تو مي*شود. زماني كه دستگاه را خاموش مي*كني، اين انرژي دوباره از تو خارج مي*شود. آنچه را كه من در كودكانم ديده*ام اين است كه انرژي*هاي فوق به شيوه*اي غير منطقي خارج مي*شوند،حالت بي*فكري، ظهور انرژي انقباضي و انبساطي، حالت خشم كوتاه و مختصر، هيجاني شدن، فشار و هل دادن و ناراضي بودن را در آنها مي*توان ديد.»

                  ناپايداري و بدخويي پس از تماشاي تلويزيون، يك علامت مهم براي والدين است. به هرحال، رفتار كودكان كم سن و سال، يكي از ارزشمند*ترين منابع اطلاعات والدين در ارتباط با سلامت وضعيت ذهني، هيجاني و بدني كودكان است، چرا كه بچه*ي كوچك به ندرت درباره احساسات خود حرف مي*زنند. آنها معني احساس كردن را به سختي درك مي*كنند؟

                  وقتي كه رفتار حالت آسرار آميز به خود مي*گيرد، وقتي كه يك كودك بدون دليل قابل تشخيصي، ناسازگار مي*شود و يا به شيوه*اي غير منتظره، نسبت به تجارب لذت*بخش و يا ناراحت كننده واكنش نشان مي*دهد؛ وقتي كه رفتار يك كودك از قواعد معمول، و ساده علت و معلولي، آن*طور كه والدين آن را مي*فهمند، پيروي نمي*كند؛ در اين صورت، دليلي براي نگراني وجود دارد. اگر الگوي رفتاري نامناسب كودك درك شود، هميشه ثابت شده است كه چنين دركي ارزش پايدار دارد. به عنوان مثال، كودكي كه هر روز از كودكستان با ذهني خسته به خانه مي*آيد، خرده*گيري مي*كند و مي*خواهد كه مورد توجه قرار گيرد، ممكن است اين رفتارش باعث شود كه پدر و يا مادر وي جستجو كنند كه در مدرسه براي او چه اتفاقي افتاده است؛ اغلب از همين طريق است كه مشكلات جدي آشكار مي*شوند؛ حتي اگر كودك هرگز شكايتي از مدرسه و يا معلمش نكند و حتي اگر ادعا كند كه همه چيز در مدرسه عالي است.

                  چيزي كه براي سلامتي كودك خيلي مهم است، شناسايي دقيق و غريزي والدين است، بدين ترتيب كه آنها بدخويي بي*دليل را نشانه احتمالي روز بيماري مي*دانند. كودكان قبلاً هرگونه علامتي را به وضوح و به صورتي كه براي مادر و پدر قابل فهم باشد، بروز مي*دادند؛ آنها اگر به شيوع عجيب و غريب نفس مي*كشيدند، والدين دماسنج مي*گذاشتند و اغلب كشف مي*كردند كه كودك تب دارد و مريض است. والدين براساس همين شناسايي غريزي خود، بدخويي كودك را علامت اين موضوع مي*دانند كه در اين ميان، چيزي غلط و ناسالم است؛ كار ويژه اين بدخويي هم مثل همه علايم ديگر آن است كه كمك نمايد كه تا بدن وضعيت دلخواه و باثبات خود را بازيابد. والدين اقداماتي را براي كمك به بازيابي تعادلي كه به دلايلي از بين رفته است، صورت مي*دهند.

                  به هر*حال، بايد گفت كه كج خلقي كودكان پس از تماشاي تلويزيون، به خاطر اين است كه آنها با شرايط ناخواسته*اي روبه*رو مي*شوند: به هرحال، والدين بايد بپذيرند كه رفتار بد كودكان پس از تماشاي تلويزيون، امري منطقي است و اين رفتار شبيه ناليدن و جار و جنجال كردن آنها براي دستيابي به اسباب*بازي و يا آب*نبات چوبي نيست. اين رفتار حاصل برخي از نيات دروني است كه كودك از آن آگاه نيست.

                  آيا رفتار ناشايست پس از تماشاي تلويزيون، مي*تواند علامتي براي والدين باشد كه كودك آنها خسته و كوفته است و نياز به استراحت دارد؟ در اين صورت، چرا والدين بايد اين*گونه بپندارند كه تماشاي تلويزيون فعاليتي آرام*بخش و تسكين دهنده است و اغلب، كودكان خسته و درمانده خود را تشويق مي*كنند كه مقابل دستگاه تلويزيون بنشينند؟

                  بسيار بعيد است كه بد خلقي پس از تماشاي تلويزيون، مشابه علائمي چو رفتار غير عادي زمان آغاز يك بيماري و يا در پايان خواب باشد. اين كج خلقي همچنين ممكن است علامت اين باشد كه تماشاي تلويزيون براي كودك زيان*آور است و ممكن است پيامدهاي ناگواري براي رشد وي داشته باشد، مثل بدخلقي قبل از آغاز بيماري؛ و يا ممكن است اين بدخلقي علامت حركت از يك وضعيت هوشياري به وضعيت هوشيار ديگر باشد (مثل بدخلقي پس از خواب).

                  اگر بدخلقي پس از تماشاي تلويزيون، نشان دهنده ورود مجدد سندرم مربوط به حركت از يك وضعيت هوشياري به وضعيت هوشياري ديگر باشد، اين مسأله پرسش ناراحت كننده*اي را به ميان مي*كشد: در اين صورت، وضعيت هوشياري كودك در زماني كه مشغول تماشاي تلويزيون است، چيست؟ مشخصاً خواب نيست. آيا اين وضعيت، چيزي غير از بيداري است؟ حالات هوشياري همه ما در موقعي كه از مواد مخدر استفاده كنيم، مثل هم است. با اين تفاصيل، آيا تماشاي تلويزيون توسط كودك، به نوعي سفر مي*ماند كه رفتار بد پس از آن، لازمه دوره انتقالي جهت ورود مجدد به دنياي واقعي است؟

                  اگر تماشاي تلويزيون را بيماري بناميم يا آن را سفر بخوانيم با بدتر از همه، مشاهده تلويزيون را يك سفر بيمارگونه بدانيم، هيچ*كدام از اين احتمالات، دلالت و نشانه درستي نيستند. لذا مطمئناً اگر تماشاي تلويزيون بتواند يك سفر باشد، اين عمل نيز مثل استعمال موادمخدر، تبديل به يك اعتياد مي*شود.
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment

                  • donsaeid
                    Senior Member
                    • Nov 2005
                    • 28300

                    #10
                    با تأكيد بر روان شناسى بازى

                    كودكان و اسباب بازى ها


                    يكى از نيازهاى مهم و اساسى كودك، نياز به بازى و اسباب بازى است. بازى براى كودك همانند آب است براى ماهى. كودك بدون بازى نمى تواند به رشد متعادل و سازنده اى برسد. اسباب بازى شوق زيستن را در وجود كودك برمى انگيزد موجب پرورش قواى جسمى، ذهنى، روانى، عاطفى و اجتماعى كودك مى شود.


                    مقدّمه

                    كودكان گل هاى بوستان ما و آينده سازان كشورند. ملّتى در آينده موفق، سربلند، پيروز و سعادتمند خواهد بود كه به نيازهاى جسمى و روانى كودكان خود توجه بيش ترى داشته باشد.
                    امروزه روان شناسان اعتقاد دارند كه براى رسيدن به مراحل بالاتر رشد بايد پايه هاى اوليه رشد را جدى گرفت و اگر چنانچه اولين مراحل رشد به خوبى طى نشود، در مراحل بعدى كودك دچار اختلال خواهد شد.
                    يكى از نيازهاى مهم و اساسى كودك، نياز به بازى و اسباب بازى است. بازى براى كودك همانند آب است براى ماهى. كودك بدون بازى نمى تواند به رشد متعادل و سازنده اى برسد. اسباب بازى شوق زيستن را در وجود كودك برمى انگيزد موجب پرورش قواى جسمى، ذهنى، روانى، عاطفى و اجتماعى كودك مى شود.
                    اسباب بازى همچنين موجب مى شود كه كودك با دنياى بيرون ارتباط برقرار نمايد و تجارب خويش را گسترش دهد و با مفاهيم مختلفى همانند رنگ، شكل، اندازه، بالا، پايين و... آشنا شود.
                    مسأله مهم اين است كه بازى و اسباب بازى ها بايد متناسب با ويژگى هاى سنى، رشد جسمى و روانى كودك باشد تا اثرات مفيد و سازنده را داشته باشد وگرنه بعضى مواقع ممكن است اسباب بازى به دليل عدم تناسب با ويژگى هاى سنى و رشدى كودك، او را دچار شكست هاى متعدد و در نهايت، احساس حقارت كند كه در اين صورت، آن اسباب بازى براى كودك مضر است.
                    روان شناس مشهور ژان پياژه تأكيد مى كند كه والدين در انتخاب اسباب بازى دقّت و هوشيارى لازم را داشته باشند; چرا كه در شكل دادن به تمايلات عاطفى و روانى او نقش مهمى ايفا مى كند و چنانچه در انتخاب آن ها توجه كافى نشود، ناخواسته تمايلات كودكان به گونه اى شكل مى گيرد كه مورد انتظار نبود.در اين مقاله سعى نگارنده بر اين است تا از ديدگاه هاى مختلف و با توجه به لحاظ همه عوامل، بازى و اسباب بازى متناسب با هر سن را پيشنهاد نمايد. بازى ها و اسباب بازى هاى پيشنهادى مى تواند راهنماى بسيار خوبى براى والدين و مربيان محترم باشد.

                    بازى ها و اسباب بازى هاى مناسب براى كودكان

                    با توجه به انواع مختلف بازى ها (جسمى(Physical)، تقليدى(Imitative)، ساختنى (Constructive)و خلّاق(Crative)) و در نظرگرفتن ويژگى هاى جسمى، عاطفى، اجتماعى و فكرى كودكان از تولد تا دوازده سالگى، فهرستى از بازى ها و اسباب بازى هاى مناسب براى سنين مختلف پيشنهاد مى شود:


                    از تولد تا 12 ماهگى

                    بازى بدنى كه حتى در نخستين ماه ها آغاز مى شود، عمدتاً به رشد و تكامل اعمال حركتى درشت Harsh motor functions)) مانند كنترل اعضا، تنه و سر كمك مى كند. ماه اول و دوم پس از تولد، كودك علاقه به فعاليت هاى عضلانى، لگدزدن، برگشتن، غلتيدن، تكان دادن دست ها و ساير حركات شناخته بدنى دارد. در يك ماهگى جغجغه را لمس نموده و زود مى اندازد. در 5/2 ماهگى مى تواند جغجغه را تكان دهد و يكى از سرگرمى هاى او بيرون آوردن صداهاى مختلف از حنجره است. از حدود 2 يا 3 ماهگى بازى اكتشافى كه به صورت بازى با انگشتان است آغاز مى شود. از 1 تا 4 ماهگى صدا و رنگ را كشف مى كند.

                    كودك هنگامى به اسباب بازى نگاه خواهد كرد كه اسباب بازى در معرض ديد او قرار گيرد. از سه ماهگى به بعد علاقه اش به اسباب بازى شديدتر خواهد شد. از اين رو، مى كوشد با حركت هر دو دست، اسباب بازى را به سوى خود بكشد و با آن تماس حاصل نمايد. در چنين سنى مى توان يك جسم حركت كننده را روى تختخواب بچه آويخت و تصاوير رنگى در اتاقش قرار داد.

                    يك جغجغه يا اسباب بازى به آرامى در كنار چشمان كودك حركت دهيد به طورى كه چشمان وى مسير حركت اسباب بازى را دنبال كند. به كودك اجازه دهيد يك شىء (جغجغه، پيمانه پلاستيكى و...) را كه در دستانش مى باشد چنگ بزند، به صدا درآورد و آن را تكان دهد. اين كار موجب سرگرمى كودك مى شود.

                    كودك در 5/4 ماهگى هر شىء را كه مى بيند و در دسترسش قرار دارد برمى دارد، به طرف دهان مى برد، مى مكد، تكان مى دهد و پرت مى كند. اشياى مختلفى (مانند قطعات و پيمانه ها...) در اختيارش قرار دهيد تا آن ها را بگيرد. از آن جا كه كودك احتمالا دوست دارد اين اشيا را در دهان قرار دهد، پيشاپيش از اندازه و تميز بودن آن ها، كه قابل بلعيدن نباشند، اطمينان پيدا كنيد. با تكان دادن يك جغجغه در پشت سر كودك، به او اجازه برگشتن و گرفتن آن را بدهيد.

                    در پنج ماهگى بررسى اسباب بازى ها با چشم، خيره شدن به دست ها و زياد شدن حركات صدايى موجب تفريح و لذت كودك است. وقتى كه مكعبى در دسترس كودك قرار مى گيرد، با خوشحالى آن را مى گيرد.

                    در ماه ششم خنديدن، پرتاب كردن اسباب بازى ها و لذت بردن از صداى به زمين خوردن آن ها و كشيدن اسباب بازى ها به طرف خود، اگر به نخ بسته شده باشند، كودك را به وجد مى آورند. كودك در اين سن به مدت پنج الى ده دقيقه مى تواند خودش را با اسباب بازى هايش سرگرم كند و نيز اشيا را از يك دست به دست ديگر انتقال دهد. علاقه زيادى دارد كه به همه چيز دست بزند. مى خواهد همه چيز را در دهان بگذارد; اسباب بازى ها را از طريق نگاه كردن، لمس كردن، در دهان گذاشتن و به زمين زدن كشف كند. بنابراين، اجازه دهيد كه كودك با وسايل معمولى خانه مثل بشقات، قابلمه، قاشق، روزنامه، پارچه و مانند آن ها بازى كند. همچنين صورتش را با كشيدن ملحفه مخفى مى كند و سپس آن را كنار مى زند.

                    در هفت ماهگى، دست كارى اشياى محيط زندگى، مچاله كردن كاغذ، بازى با قاشق و فنجان، برداشتن كلاه از سر، پايين كشيدن جوراب هاى خود، بازى با آب، خنده و دست تكان دادن و فرياد كشيدن در مقابل افراد آشنا و سر را براى مخفى شدن و بازى كردن گرداندن، از انواع بازى هاى اين سن است. كودك در اين سن مى تواند اسباب بازى را از يك دست به دست ديگر بدهد، آن را بيندازد و نگاه كند كه كجا مى افتد; اسباب بازى را روى سطحى كه توليد صدا مى كند، به حركت درآورد و از ميان اسباب بازى ها، اسباب بازى هاى حركت دار و صدادار را ترجيح مى دهد. اسباب بازى را با يك تكه نخ طورى متصل كنيد كه كودك بتواند آن را در طول اتاق، ميز يا تختخواب بكشد.

                    كودك در هفت ماهگى دستش را زير شير آب مى گيرد و از ريزش آب بر روى آن لذت مى برد.

                    بازى تقليدى مانند تقليد از آهنگ صداى مادر و ساير پرستاران در هفت تا هشت ماهگى به روشنى قابل مشاهده است. با كودك صحبت كنيد و صدايش را تقليد كنيد، به ويژه وقتى كه به او غذا مى دهيد يا لباسش را تعويض مى كنيد. درباره غذا و لباس با او صحبت كنيد. براى مثال، بگوييد: حالا دكمه را مى بندم. درباره تصاويرى كه او مى بيند با او صحبت كنيد. از مكالمه بچه گانه استفاده نكنيد. وقتى كه كودك صحبت مى كند، مستقيماً به او نگاه كنيد. از جملات كامل و درست استفاده كنيد. از بازى هايى كه نوعى بازى با كلمات است استفاده كنيد. كلمات ساده مانند سلام، بابا و... را تكرار كنيد.

                    در ماه هشتم از ميان اسباب بازى ها، آن را كه دوست دارد، انتخاب مى كند. اگر شىء از گهواره بيرون بيفتد خود را به طرف آن مى كشاند.

                    در هشت الى يازده ماهگى اسباب بازى هايى را كه از ديد او پنهان شده است، فعالانه جستوجو مى كند و براى به دست آوردن آن ها موانع را كنار مى زند. در هشت ماهگى اسباب بازى هاى خود را پرتاب مى كند. اين كار براى كودك يك نوع بازى تلقّى مى شود. نوع ديگر بازى، به هم زدن دو شىء يا دو مكعب يا دو اسباب بازى است.
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment

                    • donsaeid
                      Senior Member
                      • Nov 2005
                      • 28300

                      #11

                      در هشت الى دوازده ماهگى، پرتاب كردن اشيا هرچه بيش تر و هرچه دورتر سرگرمى كودك است. بنابراين، اسباب بازى هاى نشكن را در اختيار او بگذاريد. روى ميز كوچك غذاخورى او اسباب بازى هاى كوكى را قرار دهيد. خرسى كه مى رقصد يا لاك پشتى كه سرش را تكان مى دهد، كودك را تا سرحد اشك ريختن مى خنداند. عروسك هايى كه مى توان آن ها را با پيچاندن به هر شكلى درآورد نيز كودك او را خوشحال خواهند كرد. در موقع حمام كردن او، از حيوانات شناور مثل ماهى قرمز، اردك، نهنگ و يا قورباغه استفاده كنيد.

                      در نه الى ده ماهگى اگر كودك ديگرى بخواهد اسباب بازى او را بگيرد، مقاومت مى كند. در نه ماهگى اگر به اسباب بازى نخ وصل كنيم، آن را به طرف خود مى كشاند. اگر شيئى را مخفى كنند براى پيدا كردن آن كنجكاوى مى كند. در هشت الى نه ماهگى اسباب بازى خود را به كودكان ديگر مى دهد.

                      كودك در ده ماهگى بر اعصاب حركتى تسلط بيش ترى مى يابد، مى ايستد و اسباب بازى را به دست مى گيرد و اگر آن را در برابر ديدگانش زيرِ پوششى پنهان كنند، مى رود و برمى دارد. در اين دوره كودك براى كشف و يافتن دنياى اطرافش تلاش مى كند. اشيا را در دست مى گيرد و به دفعات مى چرخاند و آن ها را در بين انگشتانش نگه مى دارد و اغلب به طرف دهان خود مى برد. شيئى را كه در دست دارد، روى چيزى مى كوبد و از اين كار لذت مى برد. در اين سن، كودك دوست دارد اشيا را قطعه قطعه كند و از داخل كردن يك شىء در شىء ديگر لذت مى برد. اشيا را داخل جعبه مى گذارد و مجدداً بيرون مى آورد. با دست ها به صورت بال زدن پرندگان بازى مى كند. اگر در دستش يك اسباب بازى باشد، ولى اسباب بازى ديگرى به وى داده شود آن را هم مى گيرد و سعى مى كند هر دو اسباب بازى را در يك دست نگه دارد.

                      در سن ده الى دوازده ماهگى مداد در دست مى گيرد.

                      كودك در سن يازده و دوازده ماهگى با گرفتن نخى كه به ماشين اسباب بازى يا وسايل چوبى بازى اش بسته شده، مى تواند آن ها را به طرف خود بكشد. به اجسام كوچكى مانند دكمه، چشم شيشه اى و حفره ها علاقه مند است. از بازى هاى مشترك (دالى، مخفى كردن اجسام و دنبال هم كردن) لذت مى برد.

                      در يك سالگى از اسباب بازى هاى كوكى كه راه مى روند و صدا مى دهند خوشش مى آيد و توجهش به آن ها جلب مى شود. همچنين به پرنده ها، حيوانات، وسايل نقليه و كسانى كه حركت مى كنند نيز توجه مى كند. مى توان او را نشاند و با قل دادن توپ، او را با توپ بازى آشنا كرد.

                      كودك تا يك سالگى با هر وسيله اى كه در اختيارش قرار گيرد، بازى مى كند و آن ها را از چند جنبه مورد بررسى قرار مى دهد; از لحاظ زبرى، نرمى، طعم، صدا و امثال آن. براى بچه هاى اين سن جغجغه، عروسك و حلقه هاى نرمى كه تميز كردن آن ها آسان باشد بسيار مناسب است.

                      كودكى كه تازه مى خواهد راه بيفتد به اشيايى علاقه دارد كه بتواند با آن ها كارى انجام دهد نه چيزهايى كه فقط آن ها را بنگرد يا لمس كند. كاسه هاى پلاستيكى رنگارنگ، عروسكى كه آن را دربغل بگيرد، بادكنك رنگى، توپ خوش رنگ و بازيچه اى مثل روروئك كه كودك آن را به سمت جلو هل بدهد از وسايل مطلوب او در اين سن هستند.

                      كودك در يك سالگى به اسباب بازى هايى مثل توپ، قطعات خانه سازى، حيوان يا ماشينى كه بتوان آن را به دنبال خود كشيد، ليوان و مكعب هاى توخالى كه بتوان آن ها را در داخل هم جاى داد يا بر روى هم چيد، نياز دارد.

                      اسباب بازى ها بايد در آغاز زندگى تا يك سالگى سبك و صدادار باشند. كودك در يك سالگى از اسباب بازى هاى كوكى كه راه مى رود و صدا مى دهند، خوشش مى آيد و توجهش به آن ها جلب مى شود.

                      اسباب بازى هاى زير براى سن يك الى دوازده ماهگى پيشنهاد مى گردد: جغجغه، عروسك پارچه اى، حلقه هاى پلاستيكى، مكعب هاى چوبى، توپ خوش رنگ، روروئك، بادكنك رنگى، كاسه هاى پلاستيكى رنگارنگ و انواع ليوان بزرگ و كوچك، پيمانه هاى پلاستيكى رنگارنگ، قطعات درشت خانه سازى، مكعب هاى توخالى، اسباب بازى هاى صدادار (دايره زنگى، طبل و...)، اسباب بازى هاى كوكى، اشياى شناور براى آب بازى (ماهى، اردك پلاستيكى و...)، ماشين، گارى و حيوان كه بتوان آن ها را با نخ به دنبال خود كشيد، وسايل معمولى خانه مثل بشقاب، قابلمه، قاشق، فنجان و... .


                      از يك تا دو سالگى

                      پياژه معتقد است كه كودك نخستين بار در حدود دو سالگى به تغييرى كه اعمال او در اشيا به وجود مى آورد پى مى برد; مثلا، از برخورد قلم با كاغذ متوجه طرز ايجاد خط مى شود و درمى يابد كه اگر تخت خود را به حركت درآورد، از آن صدايى برخواهد خاست.

                      كودك اين در سن بسيار فعال است و از دويدن يا بالا رفتن از جايى و پرتاب كردن اشيا لذت مى برد. بنابراين، فرصت ها و موقعيت هايى براى بازى هاى آزادانه و فعال در خانه و بيرون از خانه براى كودك فراهم سازيد و او به بازى هاى آزاد با توپ هاى كوچك تشويق كنيد. كودك ممكن است توپ را به طرف بزرگ ترها يا يك شىء ديگر پرتاب كند. از توپ هاى داراى اندازه متوسط و نرم استفاده كنيد تا به كودك صدمه نزده و موجب ترس او نشود.

                      توانايى ساختن اشيا با دستان و انگشتان را در كودك تقويت كنيد. به بازى با قطعات توخالى، پيمانه ها و مانند آن ها و ابزارى كه قابل انباشته شدن باشند راهنمايى كنيد. يك بازى آزاد با پيچ و مهره هاى پلاستيكى بزرگ تشويق كنيد، از عدم بلعيده شدن آن ها توسط كودكان اطمينان حاصل كنيد. كودك را به قرار دادن قطعات، مكعب ها و ديگر چيزها داخل پيمانه يا ظرف بزرگ تر تشويق كنيد. ظروفى با درها و دهانه هاى گشاد آماده كنيد تا كودك به باز و بستن درپوش ها بپردازد.

                      در اين سن، كودك به كنجكاوى درباره خودش مى پردازد. كودك را به بازى هاى آزادانه با آينه هايى كه امنيت دارند و خطرآفرين نيستند تشويق كنيد.با كودك جلوى آينه بايستيد يا بنشينيد تا او درباره برداشت هايش درباره آنچه كه مى بيند صحبت كند. تشويق كنيد تا او حركت هاى جنبشى و محرك ايجاد كند; يعنى در جلو آينه به وسيله دست ها و بدن حركت هايى انجام دهد.

                      پاره اى از مفاهيم اصلى مانند علت، اثر، تركيب و اندازه را مى توانيد به كودك بفهمانيد. درباره تركيب اشيايى كه كودك حس مى كند صحبت كنيد; براى مثال، بگوييد: «جغجغه سفت و سخت است»، «پتو نرم است.»

                      درباره علت و اثر ارتباطات با او صحبت كنيد. بگوييد: «اگر فنجان را وارونه كنى آب ميوه درون آن خواهد ريخت»، «اگر در باران بايستى خيس مى شوى.»

                      در اين سن كودك توانايى تشخيص اشيا، حيوانات و انسان را از يك تصوير دارد. يك اسكلت (بدن) پلاستيكى از حيوانات براى بازى هاى آزاد فراهم كنيد. درباره نام هر حيوان، رنگ، صدا و مشخصه هاى ديگر آن با كودك صحبت كنيد.

                      كتاب هاى تصويرى ساده تهيه كنيد. از كودك بخواهيد به محض اين كه شما آن ها را نام مى بريد به اشيا و حيوانات اشاره كند. درباره تصاوير صحبت كنيد. درباره اندازه اشيا صحبت كنيد. براى مثال بگوييد: «اين يك توپ بزرگ است» يا «اين قعطه كوچك تر از آن قطعه است».

                      در حدود 12 ماهگى به بعد هرچه در محدوده دست كودك قرار گيرد آن را به اطراف مى كوبد. اين عمل تا 15 ماهگى به اوج خود مى رسد و در حدود 18 ماهگى تقريباً از بين مى رود.

                      كودك در سن بين 13 الى 18 ماهگى از «دالى كردن» بسيار لذت مى برد و مى تواند «قايم باشك» بازى كند. اسباب بازى هاى چرخ دار را هل مى دهد و مى كشد.

                      كودك از 9 تا 13 ماهگى بيش تر به اسباب بازى توجه مى كند تا به هم بازى; چون كودك در اين دوره به اسباب بازى اهميت زيادى مى دهد. در اين سن گرايش به دعوا بر سر اسباب بازى در كودكان ديده مى شود.

                      در 14 ماهگى كودك با ماشين بازى كرده و صدايى شبيه آن را ايجاد مى كند.

                      كودك در 15 ماهگى ممكن است اصرار ورزد كه بايستد و تنها براى مدت كوتاهى به مكعب ها دقيق شود. معمولا به هيچ گونه فعاليتى براى ساختن چيزى مبادرت نمى*ورزد، بلكه فقط مكعب ها را برهم مى زند و يا اين كه آن ها را براى پدر و مادرش مى آورد.

                      در 16 ماهگى كودك با عروسك بازى مى كند، برايش لالايى مى خواند و مى خواباند.

                      در حدود 17 ماهگى اسباب بازى هاى چرخ دارى كه منگوله ها و زنگوله هايى در چرخ هاى آن ها باشد و به هنگام حركت صدا كند، بسيار مورد علاقه كودكان است. در اين سن كودك اسباب بازى ها را پرتاب مى كند و اثر آن را مورد كاوش قرار مى دهد و دوست دارد اشيا را يكى پس از ديگرى داخل ظرفى بريزد و بيرون بياورد.

                      در 5/17 ماهگى كودك در خيالش با ماشين بازى مى كند و يا خود را به جاى ماشين فرض كرده و عقب عقب مى رود.

                      در 18 ماهگى ميخ را در سوراخ مى كند، يك دفعه دو الى سه ورق مى زند (نمى تواند به صورت تك تك ورق بزند)، مداد را در دست گرفته و به خوبى خط مى كشد، 2 الى 3 مكعب را روى هم مى گذارد.

                      در 12 الى 18 ماهگى كودك اشيايى را كه كاربرد و ويژگى يكسان دارند، در كنار هم قرار مى دهد. در حدود 18 ماهگى مى تواند با مداد خطوط عمودى و افقى رسم نمايد.

                      كودكان در 18 ماهگى مى توانند با مكعب هاى اسباب بازى دو عدد را به يكديگر متصل كرده و در 2 سالگى 6 عدد را به يكديگر متصل نمايند.
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment

                      • donsaeid
                        Senior Member
                        • Nov 2005
                        • 28300

                        #12


                        كودك در 18 ماهگى مى تواند راه برود و عروسكش را همراه خود ببرد، با كمك مادرش با لگو قطار، ماشين، هوايپما و... درست كند و صداى آن ها را درآورد، اگر اسباب بازى دلخواهش را كودك ديگرى بردارد، با زور و داد و فرياد از آن ها مى گيرد و با پاى خود توپ را كنار مى زند.

                        در 5/18 ماهگى از سر وصداى سكه هاى پول خيلى خوشش مى آيد و آن ها را داخل كيف كرده و دوباره بيرون مى آورد.

                        در 12 تا 18 ماهگى هل دادن يك اسباب بازى چرخ دار به كودك نوپا احساس ايمنى مى دهد. وقتى مى نشيند دوست دارد با دست هايش كه مهارت بيش ترى يافته اند كاسه ها و پياله ها را داخل هم بگذارد. در اين سن، از جعبه موزيك و خاك بازى لذت مى برد. سطل، آب پاش و تشتى آب يا شن بازى در اختيارش بگذاريد.

                        18 الى 24 ماهگى كودك به همه چيز دست مى زند، به همه جا مى رود، سر و صدا مى كند، همه چيز را به هم مى ريزد و جابه جا مى كند. يك اسب يا قطار چوبى كه دنبال خود بكشد و قطعات ساختمان سازى و يك كاميون يا كمپرسى كه چيزى پر كند و خالى كند براى كودك مفيد است.

                        در 19 ماهگى در تمام بازى هاى دسته جمعى شركت مى كند و گاهى كودك مورد علاقه اش را به بازى دعوت مى كند، هنوز اشياى تازه و چيزهايى را كه قبلا نديده است به دهان مى برد، ولى هرگز آن ها را نمى خورد، مى تواند چهار لگو را روى هم بگذارد و برج يا آپارتمان بسازد، با بشقاب و كاسه خالى و قاشق به طور خيالى غذا مى خورد و مى گويد: غذاى خوشمزه اى است و به پدر و مادر نيز غذا تعارف مى كند.

                        براى كودكان 19 تا 25 ماهه اسباب بازى و همبازى اهميت بيش ترى پيدا مى كند، ارتباط اجتماعى پخته تر مى شود و كودك براى انطباق با همبازى گذشت بيش ترى از خود نشان داده، رفتار خود را تغيير مى دهد.

                        در 20 ماهگى با دو ماشين كوچكش بازى مى كند، آن ها را به هم مى زند و مى خندد. در اين سن بيش تر مايل است با كودكان بزرگ تر از خود بازى كند. با كودكان كوچك تر از خود بيش تر ابراز محبت دارد.

                        در 21 ماهگى به طور نامنظم به توپ لگد مى زند و مكعب ها را براى درست كردن قطار در يك خط قرار مى دهد، عروسك خود را بغل كرده، راه مى برد و به پشتش مى زند كه بخوابد و يا اين كه روى زمين مى گذارد و مى زند و مى گويد: مُرد!

                        كودك يك الى دو ساله در بازى با لگوها از شكل هاى مشخص استفاده مى كند و آن ها را روى هم قرار مى دهد و به هم وصل مى نمايد.

                        بازى هاى نمايشى معمولا در سنين 5/1 الى 2 سالگى آغاز مى شود و در سنين كودكستان به اوج خود مى رسد.

                        در دو سالگى به طور منظم به توپ لگد مى زند و مى تواند با شِش مكعب برجى بسازد. كودك در اين سن به عروسك غذا مى دهد، او را به گردش مى برد، با آب و شن بازى مى كند، اسباب بازى هاى متعلق به خود را كاملا مى شناسد و حاضر نيست در اسباب بازى هاى خود كودكان ديگر را سهيم كند.

                        در دو سالگى توانايى ترسيم خط هاى دايره اى و يا زاويه دار ظاهر مى گردند. نزديك به دو سالگى يك تاب براى كودك مى تواند، يك كشتى فضايى تصور شود كه به سياره اى دوردست سفر مى كند يا پرنده اى وحشى باشد كه در آسمان پرواز مى كند.

                        در دو سالگى كودك علاقه مند به كاسه هاى پلاستيكى، قاشق هاى چوبى، كليد و قوطى هاى خالى است. از اين رو، بهتر است ظروف كهنه و بعضى ظروف پلاستيكى، كه ارزان قيمت است، براى كودكان تهيه شود.

                        در سال دوم زندگى، بازى ها براى كودك داراى مفهوم خاص و عميقى است. براى مثال، ممكن است دختر بچه اى اسباب بازى خود را در ملافه بپيچد و در دهان خرس خود تكه نانى بگذارد و فعاليت هايى از اين قبيل انجام دهد. از اين روى، اسباب بازى هايى كه در اختيار كودك قرار داده مى شود، بايد معنى دارتر باشد. توپ، مكعب هاى بازى، عروسك، انواع حيوانات، ظروف و امثال آن مى تواند جزو اسباب بازى هاى مناسب براى كودكان باشد. در دو سالگى به صورت تك تك ورق مى زند، تسبيح نخ مى كند، بدون تقليد كاغذ را لوله مى كند و با يك دست با قيچى كاغذ مى برد.

                        كودك دو ساله مى تواند حدود هفت دقيقه پشت سرهم به يك بازى ادامه دهد. پس از آن، خسته شده و به سوى بازى ديگرى مى رود.

                        در دو سالگى به خوبى مى دود، كم تر به زمين مى خورد، از پله ها بالا مى رود، بسيار فعّال و سرزنده و بانشاط است. مى تواند با شش مكعب برجى بسازد.

                        در 20 الى 24 ماهگى، بازى هاى موردنظر دختران عروسك بازى، اسباب بازى هاى نرم و ظريف، استمداد و كمك طلبيدن، رقصيدن و لباس مخصوص پوشيدن و بازى هاى موردنظر پسران بازى با بلوك ها، دست كارى وسايل و ابزار، اسباب بازى هاى ماشينى و حمل و نقلى است.

                        كودك در دو سالگى مى تواند سوار سه چرخه كوچكى بشود، اما چون هنوز نمى تواند پدال را فشار دهد، با پاهاى خود سه چرخه را به جلو مى راند.

                        در پايان دو سالگى گاهى اوقات كودكان، ديگران را نيز در بازى خود شريك مى كنند و به بازى دوطرفه مى پردازند. در اين مرحله حتى اگر بچه ها سه نفر باشند، دو نفر از آنان با هم بازى مى كنند و يكى از آنان به تنهايى مشغول بازى مى شود.

                        برخى از اسباب بازى هاى مناسب براى سن 1 الى 2 سالگى عبارتند از: توپ در اندازه متوسط و نرم، پيچ و مهره هاى پلاستيكى، مكعب هاى درشت خانه سازى، قطعات توخالى، آينه، كتاب هاى تصويرى ساده، اسباب بازى هاى چرخ دار، ميخ، چكش، خاك، ماسه، آب، سطل، بيلچه، آب پاش، تشت، انواع حيوانات، عروسك، قيچى و كاغذ، سه چرخه، مداد و كاغذ.


                        از 2 الى سه سالگى

                        كودك در 5/2 سالگى مداد را با انگشتان مى گيرد و مى تواند خط خطى كند، با مكعب پل مى سازد، توپ را با پا شوت مى كند.

                        در همين سال به دليل افزايش قدرت عضلانى، كودك وقتى خطى را رسم مى كند با چشم نيز مراقب است كه خط از محدوده تعيين شده خارج نگردد.

                        كودك در اين سن مى تواند اشياى مشابه را روى هم بچيند و ما نيز مى توانيم از او بخواهيم كه قاشق ها، چنگال ها و ساير چيزها را كه شسته شده است، روى وسايل مشابه آن ها در داخل قفسه هاى آشپزخانه بچيند.

                        كودك در 2 الى 5/2 سالگى شروع به بازى هايى مى كند كه با تخيل همراه است.

                        در همين سال مى تواند مكعب ها را روى زمين به دنبال هم قرار داده و قطار درست كند.

                        در 5/2 سالگى روى سه چرخه مى نشيند، دسته آن را با دست مى چرخاند و هدايت مى كند اما هنوز قادر به پازدن نيست.

                        در 2 الى 5/2 سالگى معمولا دخترها و پسرها اسباب بازى هاى مشتركى دارند، ولى از اين پس، پدربزرگ و مادربزرگ ها به دخترها عروسك و به پسرها ماشين هديه مى دهند. در اين سن پسرها ماشين آتش نشانى و هواپيما را برمى گزينند و دخترها در جستوجوى عروسك و مرواريدهاى چوبى هستند كه به نخ بكشند.
                        در 5/2 الى 3 سالگى تقليد كردن از والدين كار مورد علاقه كودكان است. پسر از ماشين رانى لذت مى برد و دختر به آشپزى و خانه دارى علاقه مند است.
                        5/2 الى 3 سالگى سن تخيل و بازى حرفه اى كودك است. دختر با يك كيف جراحى نقش دكتر و پرستار را بازى مى كند و پس از تزريق آمپول به عروسكش، درجه حرارت بدن او را اندازه مى گيرد و يا نقش يك فروشنده را بازى مى كند.
                        در اين سنين هم دختران و هم پسران بازى هاى ساختن لگوها را دوست دارند و از نقاشى كردن لذت مى برند. عروسك براى دختر بچه ها و ماشين براى پسر بچه ها با ارزش ترين اسباب بازى هاست.
                        كودك در 5/2 سالگى به تنهايى از پله ها بالا مى رود و هنگام پايين آمدن دست خود را به نرده يا ديوار مى گيرد. اسباب بازى هايى كه جداشدنى است و به قطعات گوناگون تقسيم مى شود مانند قطار، ماشين، قطعات چوبى، لگو، مكعب هاى چوبى، انواع پازل، و نظاير آن، بخصوص اگر رنگى باشد، مورد علاقه كودك است.
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment

                        • donsaeid
                          Senior Member
                          • Nov 2005
                          • 28300

                          #13

                          در سال سوم زندگى، با توجه به مهارت هاى بيش ترى كه كودك به دست مى آورد، بايد اسباب بازى هايى در اختيارش قرار گيرد كه متناسب با توانايى هايش باشد; اسباب بازى هايى مانند قطار، اتومبيل و مكعب هايى براى ساختن، عروسك هايى كه بتواند لباس هاى آن ها را عوض كند و به آن ها غذا بدهد.
                          كودك در 3 سالگى مداد را مانند بزرگ ترها در دست مى گيرد، با قيچى به خوبى مى برد. اشيا را با شست و يا انگشت وسط و شست بلند مى كند. كاغذ را لوله كرده و تا مى زند، با تقليد عكس آدم مى كشد، دايره مى كشد و مى تواند دو خط عمودى و افقى را تركيب نمايد.
                          در سن 3 سالگى فرصت هاى مناسبى براى بازى هاى سرگرم كننده در خانه و بيرون از خانه براى كودك مهيا كنيد; مانند بالا رفتن، دويدن، آهسته رفتن و پريدن. اسباب بازى هايى را مهيا كنيد تا كودك آن ها را از هم جدا كند (مانند مهره ها). البته، مهره ها بايد به اندازه كافى بزرگ باشد تا بلعيده نشود. همچنين فرصت هايى براى پر كردن و خالى كردن پيمانه ها با شن، آب، برنج و حبوبات براى كودك فراهم شود. مداد شمعى، گچ، رنگ و كاغذ براى نقاشى و نوشتن آماده كنيد.
                          سعى كنيد مهارت هاى زبانى كودك را افزايش دهيد، به كودك دلگرمى بدهيد تا با شما صحبت كند. در اين صحبت، از ضمايرى مانند «من»، «مرا»، «شما»، «آن ها» و «ما» استفاده كنيد و به كودك بياموزيد از اين لغات استفاده كند. با كودك درباره تصاوير صحبت كنيد. از او بخواهيد تا به اشيا و يا نام آن ها اشاره كند. هميشه براى اشيا نام درست انتخاب كنيد.
                          در 3 سالگى كودك به بازى هاى نمايشى علاقه نشان مى دهد. جلوى كودك بايستيد و از او بخواهيد هركارى كه شما مى كنيد، تكرار كند. عروسك، گارى كوچك، تختخواب عروسك، تلفن هاى اسباب بازى براى مكالمه و بازى هاى نمايشى براى كودك مهيا كنيد.
                          كودك در اين سن علاقه مند به مسأله تعادل و اندازه و روش هاى روى هم سوار كردن مكعب هاست. براى كودك 3 ساله يك مكعب مى تواند يك قطار، يك عروسك يا يك ساختمان باشد.
                          كودك 3 ساله قادر است از گلوله هاى رنگى به ترتيب قرمز، زرد ـ قرمز، زرد درست كند. او رنگ ها و فرم ها را طبقه بندى مى كند. براى مثال، دكمه ها را بر طبق رنگ و اندازه مرتب مى كند و مى تواند تا سه رنگ را نام ببرد. مى تواند به مدت نيم ساعت بر روى يك بازى تمركز داشته باشد و اگر به هدف و مقصودش برسد راضى و خرسند مى شود.
                          كودكان سه ساله معمولا مكعب ها را به طور افقى قرار مى دهند، به ندرت در اين سن، كودك شخصاً به ساختن چيزى مبادرت مىورزد. كودك 3 ساله در بازى با لگوها شروع به ساختن شكل معين و ساده اى مى كند.
                          كودك در حدود 3 سالگى دوست دارد با موادى بازى كند كه بتواند به آن ها ضربه بزند، فشار بدهد، تكه تكه كند و روى هم بگذارد. خرد كردن و فشار دادن مواد به كودك آرامش مى دهد. گل و خميربازى اين نياز را برطرف مى كند و كودك هنگام بازى با آن ها آرامش مى يابد.
                          در اين دوره وسايل نقاشى براى بازى كردن بسيار مناسب است. كودك علاقه به مداد رنگى و ماژيك دارد. قطعات چوبى كه بتوان از بين آن ها نخ يا ريسمانى رد و آن ها را رديف كرد نيز كودك را سرگرم مى كند. در پارك ها مى توان از تاب، الاكلنگ، سرسره و نردبان با رعايت نكات ايمنى استفاده كرد.
                          در 3 سالگى كودك قادر به راه رفتن است و دست هاى او قدرت انجام دادن حركت هاى پيچيده ترى دارند. بنابراين، مى توان اسباب بازى هايى از قبيل سه چرخه پلاستيكى كوچك، گارى، كاميون و توپ برايشان تهيه كرد. آويزها و فرفره ها از جمله وسايل و ابزار بازى هستند كه كودكان به هنگام 3 سالگى مى توانند در ساختن آن ها همكارى كنند. پازل هايى كه از قطعات كم تر (چهار ـ پنج) تشكيل شده اند براى كودكان سنين پايين دو تا سه سالگى مناسب هستند. كودك در 3 سالگى مى تواند كاغذ را قيچى كند.
                          براى بازى با دو يا سه كودك 3 ساله، كه مشغول توپ بازى هستند، ما نيز به عنوان بزرگ سال مى توانيم وارد شده و هرگاه توپ به طرف ما مى آيد، آن را گرفته و به سوى يكى از كودكان بيندازيم در اين سن غالب كودكان بدين گونه بازى ها علاقه مندند.
                          كودك در سن 5/2 الى 3 سالگى بيش تر در كنار كودكان به بازى مشغول مى شود، ولى با خود آن ها بازى نمى كند.
                          كودكان 3 ساله اولين تلاش ها را براى انجام بازى مشترك با 2 الى 3 همبازى شروع مى كنند. كودك در دسته هاى 3 نفرى در بازى ها و فعاليت هاى ديگر كودكان شركت مى كند و به تدريج، آمادگى پيدا مى كند كه حقوق ديگران را درك كند. در اين سن، بيش از هر زمان ديگر، براى تصاحب اسباب بازى زد و خورد مى كند. بازى هاى گروهى كه در اين سن حداكثر با 3 نفر شكل مى گيرد، ناپايدار بوده و به زودى از هم پاشيده مى شوند; زيرا كودكان در اين سن مى توانند در آن واحد فقط با يك نفر بازى كنند.
                          كودك در 3 سالگى بالانس، پرسش هاى گوناگون و بازى با صندوق و جعبه و آجر و تخته و جست و خيز با طناب را دوست دارد و مى تواند سوار سه چرخه شود و ركاب بزند.
                          اسباب بازى هاى پيشنهادى مناسب براى سن 2 الى 3 سالگى: لوازم نقاشى (مداد شمعى، گچ، آب رنگ، قلم مو، مداد رنگى)، خميزبازى و گل رُس، توپ، سه چرخه، الاكلنگ، سرسره و تاب كوچك، انواع پازل يا 4 تا 5 قطعه مانند پازل آدمك، خانه و...، مرواريدهاى چوبى درشت، لگو، مكعب هاى چوبى رنگى، قطار، ماشين، قطعات چوبى، عروسك و وسايل آن مثل تختخواب عروسك، لباس عروسك و...، قيچى و كاغذ باطله جهت برش، تلفن اسباب بازى، طناب، گارى، كاميون، لوتو، دومينو، و تخته سياه كوچك.

                          از 3 الى 4 سالگى

                          در 4 سالگى كودك كنجكاو است كه اشيا چرا و چگونه به وجود مى آيند. موضوعاتى را فراهم كنيد كه كنجكاوى كودكان را تحريك كند. به سؤالات آنان به سادگى و صداقت پاسخ دهيد و از كتاب هاى مرجع براى پيدا كردن پاسخ به همراه كودكان استفاده كنيد. فعاليت هاى علمى ساده اى انجام دهيد; مثل اين كه آهن ربا به چه چيزهايى را مى ربايد، يخ زدن آب، بذر گياهان و به پرواز درآوردن بادبادك در يك روز بادى.
                          از اين سن درك مفاهيم عددى شروع مى شود. معمولا مفاهيم 1 و 2 و 3 را مى توانند درك كنند. شايد بتوانند چند شماره را پشت سرهم بشمارند. اما ممكن است چند تايى را حذف كنند. موضوعات مورد علاقه آن ها مثل شيرينى، فنجان، عروسك و... را بشماريد. به بچه ها اجازه شمارش آن ها را بدهيد. اعداد را در اتاق به بچه ها نمايش دهيد و براى اين كار از تقويم، نمودار، ترازو و خط كش استفاده كنيد.
                          مهارت هاى زبان و لغات را افزايش دهيد. هر روز فرصت هايى براى خواندن داستان به طور گروهى يا انفرادى براى كودكان فراهم كنيد. كودكان را تشويق كنيد كه قصه بگويند، قصه هايشان را روى نوار ضبط كنيد و تشويق كنيد تا درباره موضوع مورد علاقه خود صحبت كنند. كودكان را به فعاليت هاى هنرى مانند كار با رنگ، مداد شمعى، گچ، مداد رنگى، گِل و خمير بازى تشويق كنيد. فرصت هايى براى بازى با آجرهايى در اندازه ها و اشكال مختلف براى آنان ايجاد كنيد.
                          از 2 الى 4 سالگى مكعب هايى كه رنگ هاى متفاوت داشته و هر ضلع آن ها 5 الى 7 سانتى متر باشد، براى كودكان مناسب است. كودك با اين مكعب ها مى تواند اشكال هندسى گوناگون بسازد و با در كنار هم قرار دادن رنگ هاى گوناگون فكر و انديشه و نيروى سازندگى و تشخيص خود را پرورش دهد.
                          در 3 الى 4 سالگى كودك قادر به سوار شدن سه چرخه، به حركت درآوردن وسايل مختلف (واگن) و بالا رفتن از نردبان هاى مخصوص ژيمناستيك است. ترسيم خطوط در سه سالگى هنوز به صورت مخدوش است، ولى در يك جهت بوده و از تكرار جلوگيرى مى شود.
                          در سه الى 5/4 سالگى بازى هاى موردنظر دختران، برش، طراحى و شيرينى پزى، بازى در آشپزخانه، بازى با عروسك و لباس مخصوص پوشيدن است و بازى هاى موردنظر پسران، عمليات ساختمانى با بلوك ها، نجارى و چوب كارى، بازى با وسايل و اسباب بازى هاى حمل و نقل، سه چرخه سوارى، بازى در كوچه و خيابان با گل و شن مى باشد.
                          كودكان در اين سن مى توانند به طور يكنواخت و مستقيم دوندگى نمايند و به آسانى دويدن خود را متوقف سازند، به دور خود بچرخند، بالا روند و جهش نمايند. از توانايى برقرارى تعادل برخوردارند و مى توانند روى يك نرده يا ميز پهن راه رفته و تعادل بدن و حركات خود را حفظ نمايند.
                          با رشد عضلات ظريف و افزايش كنترل بر روى آن ها، علاقه مندى كودكان به رنگ آميزى نقاشى، تا زدن كاغذ و ساختن اسباب بازى ها بيش تر مى گردد.
                          براى كودكان چهارساله، كه معمولا از بازى بر روى پلكان لذت مى برند، مى توانيم پيشنهاد كنيم كه يك يك به نوبت ابتدا از يك پله و بعد دو پله و سپس احتمالا سه پله، شروع به پريدن كنند. بايد به خاطر داشت كه بازى در پلكان بدون ترتيب قبلى احتمال خطر زياد دارد. اما در صورتى كه زيرنظر يك فرد بزرگسال و با توجه به فعاليت هاى حسى و حركتى كودكان باشد، موجب مى شود كه هريك از كودكان فعاليتى مناسب با ميزان مهارت خويش انجام دهد.
                          كودك در چهار سالگى سعى مى كند از رنگ ها به تناوب استفاده نمايد. براى مثال، ابتدا شىء قرمز رنگ، سپس آبى و مجدداً قرمز و بعد آبى و... به كار مى برد.
                          در 4 سالگى به سرعت دوچرخه مى راند و با مهارت دور مى زند و مى تواند روى يك پا لى لى كند. در اين سن دخترها و پسرها دوچرخه سوارى و توپ بازى را دوست دارند. همچنين از بازى هايى كه صبر و حوصله مى خواهد مثل «پازل» و مجموعه اسباب بازى هاى فكرى و دقيق تر لذت مى برند. دختر در اين سن مى تواند عروسكش را حمام كند و بعد در حالى كه لالايى مى گويد او را بخواباند.
                          از 4 سالگى بچه از بريدن قطعات كاغذ رنگى و چسباندن آن ها روى مقوا لذت مى برد. سه چرخه، هواپيما، كشتى، اتومبيل و انواع عروسك ها و جعبه هاى بزرگ كه بچه با آن هزار و يك كار مى تواند بكند، طناب و وسايل ورزشى بازيچه هاى مطلوب او هستند.
                          در 4 سالگى كودك رفتارش دقيق و ظريف تر مى شود، مى تواند لباس خود را بپوشد و بند كفش خود را ببندد. كودكان را تشويق كنيد خودشان لباس بپوشند، خودشان لباس خود را در بياورند، غذاى خود را بكشند، سفره را بچينند و گياهان را آبيارى كنند.
                          اغلب كودكان 4 ساله در مجسمه سازى اشياى مشخصى مى سازند و درست كردن و اضافه كردن را به خراب كردن و دوباره سازى ترجيح مى دهند، با مكعب ها طرح هاى خام و مارپيچ درست مى كنند كه با سستى روى هم سوار هستند.
                          كودك در 5/3 سالگى خط مايل و در 4 سالگى مربع مى كشد. در 4 سالگى به بازى با عده بيش تر از دو سه نفر از همسالان علاقه مند است. ولى مدت زيادى نمى تواند به شركت در اين بازى هاى دسته جمعى ادامه بدهد. كودك مى آموزد كه شركت در بازى هاى جمعى، مستلزم اين است كه او و ديگران به نوبت از اسباب بازى استفاده كنند.
                          اسباب بازى هاى مناسب براى كودكان 3 الى 4 سالگى: نردبان، وسايل نجارى (چكش، ميخ و...) وسايل آشپزى (ظرف هاى كوچك غذاخورى و آشپزى و...)، وسايل و اسباب بازى هاى حمل و نقل مثل واگن، گارى دستى، كاميون، تراكتور، جرثقيل، قايق، هواپيما، كشتى، اتومبيل، انواع عروسك، قطعات كاغذ رنگى، مكعب هاى چوبى، آهن ربا، قطعات آهن، ظرف هاى كوچك غذاخورى و آشپزى، جارو، تختخواب عروسك، خانه عروسك، حيوانات گوناگون، ماشين آتش نشانى، الاكلنگ، سرسره، تاب، تلفن، سه چرخه، خمير بازى، گل رُس، ماسه، سه چرخه، انواع پازل، وسايل نقاشى (مداد شمعى، گچ، آبرنگ).
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment

                          • donsaeid
                            Senior Member
                            • Nov 2005
                            • 28300

                            #14

                            4 الى 5 سالگى

                            كودك در 5 سالگى از كارهاى پر تحرك لذت مى برد و فعال است و بازى هاى پر سروصدا را دوست دارد. مهارت هاى عضلانى بزرگ و كوچك كودك افزايش يافته و مى تواند توازن بدن را به خوبى حفظ كند. فرصت هايى فراهم آوريد كه كودك بر روى يك خط پيچ دار قدم بزند يا بر روى يك تير تعادل خودش را حفظ كند.
                            كودك را به مخلوط كردن رنگ هاى ابتدايى براى ايجاد و تركيب رنگ هاى جديد ديگر تشويق كنيد و رنگ هاى ايجادشده را براى او نام ببريد.
                            در 5 سالگى كودك داراى تعادل كلى است، حركاتش تكامل بيش ترى دارد و مى توان گفت كه در اين سن مانند بزرگسالان عمل مى كند و به اعمالى همچون شانه كردن و مسواك زدن مى پردازد.
                            بهترين اسباب بازى براى كودك در اين سن، لگو يا بلوك هاست كه با آن ها ساختمان مى سازد. قيچى كردن كاغذ فعاليتى است كه كودك در اين دوره سنى نيز علاقه نشان مى دهد. بدين منظور، به او چگونگى كاركردن با قيچى و كاغذها را ياد بدهيد; زيرا كودك از سوراخ كردن، بريدن، چين دادن كاغذ، بخصوص كاغذهاى رنگى، لذت مى برد.
                            سوراخ كردن كاغذ فعاليت ديگرى است كه كودك را سرگرم مى كند، بريدن عكس ها و و چسباندن آن روى كاغذ، نقاشى كردن با مداد رنگى، آبرنگ و ماژيك مدت زمان زيادى او را سرگرم مى كند. در اين دوره كودك به انجام دادن كارهاى دستى، به ويژه بريدن، دوختن و چسباندن علاقه دارد.
                            استوانه هاى اندازه گيرى براى هماهنگى عمل چشم و دست، شناخت رنگ ها، تقويت دقت و توجه به اندازه قطعات، طبقه بندى اشيا بر حسب رنگ و اندازه، درك مفاهيمى همچون بلندتر و كوتاه تر، كوتاه و بلند، بلندترين و كوتاه ترين مؤثر است.
                            در اين سن فهم مفاهيم وابسته به اعداد، اندازه، وزن، رنگ، محتوا، فاصله و موقعيت و زمان در كودك افزايش مى يابد. در مكالمات از كلمات وابسته به اين مفاهيم استفاده كنيد و با جملاتى نظير «مداد را كنار ساختمان بزرگ قرار بده»، كودك را به بازى تشويق كنيد.
                            در 5 سالگى كودك داراى قوه تصور عالى است و از تماشاى نمايش نامه درام لذت مى برد. به مناسبت هاى مختلف و با وسايلى مثل صندوق پول، سطل زباله، قورى و مبلمان اندازه بچه ها نمايش نامه هايى را ترتيب دهيد.
                            كودك در اين سن مشتاق كسب آگاهى از جهان اطراف است. گردش هاى دسته جمعى به مناطق و مكان هاى مختلف شهر مثل پارك، ايستگاه آتش نشانى، كلانترى و... انجام دهيد.
                            در اين سن كودك توانايى طبقه بندى (دسته بندى) بر طبق ويژگى هاى مشابه را دارد. مى تواند با لوتوها بازى كند و دكمه ها را بر طبق رنگ و اندازه دسته بندى كند. مخلوطى از دانه ها را فراهم كنيد و از كودك بخواهيد بر طبق نوع آن ها را جدا كند. بلوك هاى مختلف در اختيارش قرار دهيد و از او بخواهيد بر طبق شكل آن ها را بچيند و جدا كند.
                            در 5 سالگى كودك شكل آدم را با بدن، صورت، دست و پا مى كشد، با لوبيا از روى طرح شكل مى سازد و مى تواند خط راست را با قيچى ببرد. يك قسمت را به خوبى رنگ مى زند.
                            در اين سن كودك بين تخيل و واقعيت در نوسان است، از كلام آهنگ دار و قصه هايى كه قطعات تكرارى دارند لذت مى برد، معمولا سعى مى كنند آنچه را ديده اند بسازند.
                            كودك در 5 سالگى چهار ضلعى (با مكعبى داخل آن) مى سازد و مى تواند ساختمان هايى بسازد كه با دقت روى هم سوار شده اند.
                            كودكان پنج ـ شش ساله در بازى هاى جمعى پخته ترند. آن ها مى توانند فكرشان را براى دوستانشان توضيح دهند و به تدريج عزت نفس در آن ها ظهور مى يابد. البته نبايد اجازه داد اين خصيصه به خودنمايى و خودپرستى مبدّل شود.
                            در سن 5 سالگى جمع بازيكنان يك گروه به 4 يا 5 نفر مى رسد كه مى توانند براى مدتى بيش تر به بازى خود ادامه دهند.
                            كودكان 5 ساله نسبت به كودكان 4 ساله مدت بيش ترى تمركز مى كنند، بعضى اوقات يك ساعت به طراحى، نقاشى، مجسمه سازى مى پردازند. ولى معمولا مدت كار آن ها از يك ربع تا نيم ساعت است. آنان دوست دارند با گل اشكال و شىء بخصوصى خلق كنند و شكل هاى پيچيده ترى بسازند.
                            كودكان در اين سن كنترل بيش ترى روى حركات ظريف بدن داشته و مى توانند از وسايل زير استفاده نمايند: قيچى، مسواك، اره، مداد، چكش و سوزن براى كوبلن دوزى.
                            تمامى كودكان 5 و 6 ساله چابك و پر جنب و جوش هستند. آن ها مى توانند جست و خيز نمايند، بدوند، پرسش نمايند، بالا و پايين بروند و بعضى از آن ها در فعاليت هاى ورزشى از قبيل دوچرخه سوارى، ژيمناستيك، شنا و اسكى شركت نمايند.
                            در 5 سالگى كودكان مى توانند لى لى بازى كنند، بپرند، طناب بازى كنند، بدوند، از جايى بالا روند، دور خود بچرخند و... . كودك تا سن 4 الى 5 سالگى پس از به دست آوردن تجربه كافى به راحتى در بازى هاى نمايشى، اجتماعى پيشرفت مى كند. كودكان 5 ساله قادرند نخست موضوع بازى و نقش خود را در آن انتخاب كنند، سپس نقش هاى لازم را برگزينند.
                            كودكان 5 ساله به فعاليت هاى گروهى علاقه دارند و قوانين و مقررات بازى را رعايت مى كنند. آن ها در سنى هستند كه دوست دارند سرگرمى هاى بزرگ ترها را تقليد كنند; سرگرمى هاى خانه مانند چراغ خوراك پزى، ظرفشويى، اطوكشى، جاروكشى و... .
                            فهرست اسباب بازى هاى مناسب براى كودكان 4 الى 5 ساله: وسايل ساده خياطى (نخ و سوزن كوبلن)، انواع پازل با 9 تا 15 قطعه، كلاه مأموران آتش نشانى، كلاه افسر پليس، لباس پرستار و پزشك، وسايل برش و چسباندن (چسب، قيچى)، لگو يا بلوكه هاى ساختمان سازى، وسايل نقاشى (مداد رنگى، گواش، آبرنگ، ماژيك)، مهره هاى رج شونده، وسايل ساده نجارى (چكش، اره كوچك)، طناب براى طناب بازى، قطعه هاى چوبى و پلاستيكى براى خانه سازى، گارى دستى، الاكلنگ، سرسره، تاب، نردبان، لباس هاى مردانه و زنانه، سه پايه و تخته سياه، تلفن، ظرف هاى كوچك غذاخورى و آشپزى، وسايل بازى هاى تقليدى، وسايل باغبانى (بيلچه، شن كش و...) آهن ربا، براده آهن، تكه آهن.


                            5 الى 6 سالگى

                            خصوصيات بازى ها در سنين 3 الى 6 سالگى را مى توان چنين برشمرد: بازى همراه با حركات بدنى، استفاده از نيروى تخيل در بازى ها، علاقه به رقابت و تقليد، علاقه شديد به بازى با گل و خاك، شكستن و نابود كردن اسباب بازى به منظور پى بردن به محتويات آن ها و بالاخره نپذيرفتن هيچ گونه قيد و قانون و قاعده اى در بازى.
                            كودك در 6 سالگى مستطيل (با دو قطر آن)، لوزى (با محور طول افقى) و دايره و مثلث به صورت مماس داخل و خارج مى كشد.
                            كودكان 6 الى 7 ساله معلومات خود را كه از تجارب شخصى و يا از داستان هاى نقل شده كسب كرده اند، به صورت ماهرانه اى در بازى ها به كار مى گيرند.
                            در سن 6 سالگى بازى هاى فردى، كه به صورت دويدن و بالا رفتن بود، به صورت بازى هاى جمعى درمى آيد. كودك بيش تر اوقات با كودكان ديگر بازى مى كند، ولى يك همبازى را ترجيح مى دهد و تمايل به بازى در گروه هاى كوچك در او دويده مى شود، بازى ابداع مى كند و در هنگام بازى قواعد و مقررات آن را تغيير مى دهد.
                            در 4 الى 6 سالگى كودكان علاقه مند به بازى هاى نمايشى هستند و از اين طريق احساس لذت مى كنند. بازى ذوقى تقريباً در سن 5 الى 6 سالگى ظاهر مى شود. كودكان در 5 تا 6 سالگى بيش تر اوقات علاوه بر سه چرخه، دوچرخه سوارى نيز مى كنند. پريدن با يك پا به طور يك در ميان و جست و خيز كردن، كنترل بيش تر روى حركات ظريف بدن، شروع استفاده از وسايلى مانند مسواك، قيچى، اره، مداد، چكش و سوزن براى دوخت و دوز و... مخصوص اين سنين است.كودك در 6 سالگى توپ را با يك دست مى گيرد، از مقررات بازى پيروى مى كند، همبازى انتخاب مى كند.
                            فهرست اسباب بازى هاى مناسب براى كودكان 5 تا 6 ساله: ميز تحرير و صندلى، جعبه رنگ و وسايل نقاشى، وسايل باغبانى (بيلچه، شن كش و...، فرفره، طناب براى طناب بازى، وسايل خياطى (سوزن و نخ)، دوچرخه، توپ با راكت، قيچى و كاغذ، انواع عروسك (عروسك خيمه شب بازى و...)، گِل رس، خاك، شن.
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment

                            • donsaeid
                              Senior Member
                              • Nov 2005
                              • 28300

                              #15

                              از 7 تا 12 سالگى

                              معمولا كودكان در آستانه هفت سالگى، كه ميدان تصوراتشان گسترش مى يابد، در بازى ها تمايلشان به اجراى نقش هاى مختلف و تركيب آموخته ها و اعمال هدف دار شدت مى يابد.
                              كودك در 7 سالگى به مهارت هاى بدنى براى ورزش هاى دسته جمعى مسلط شده و از بازى هاى گروهى لذت مى برد، به هنگام سوارشدن بر روى اسباب بازى هاى متحرك تعادل خود را مى تواند حفظ كند.
                              كودكان از سن 7 سالگى به بعد مى توانند قواعد بازى را رعايت كنند، دسته جمعى به بازى مشغول شوند و باهم به رقابت بپردازند، عده اى برنده و عده اى ديگر بازنده شوند.
                              كودك در 7 سالگى به مهارت هاى بدنى براى ورزش هاى دسته جمعى مسلط شده و از بازى هاى گروهى لذت مى برد. هنوز از بازى هاى تخيلى لذت مى برد و با چوب كار دستى مى سازد.
                              در 7 سالگى پسران به بازى فوتبال و تيراندازى با كمان علاقه مندند و دختران از جهيدن و لى لى بازى لذت مى برند. كودك در سنين 7 الى 11 سالگى بازى هاى باقاعده را انجام مى دهد. كودك در 8 سالگى شش ضلعى مى كشد و هنوز از بازى هاى تخيلى لذت مى برد.
                              زمانى كه كودكان به حدود سن ده سالگى مى رسند، بازى هاى آن ها بيش تر رنگ رقابت به خود مى گيرد و مهارت و برترى در بازى، بيش از هرچيز ديگر مهم جلوه مى كند، در حالى كه تا قبل از آن، بيش تر تفريح و شادى در بازى مطرح بوده است.
                              در سن 11 الى 13 سالگى علاقه به نشان دادن سرعت، قدرت و مهارت در بازى، پرداختن به بازى هايى كه مستلزم مهارت بيش تر هستند، علاقه به بازى هاى دسته جمعى و ظاهر شدن ميل رقابت در بازى ها در كودكان شكل مى گيرد.
                              فهرست اسباب بازى هاى مناسب براى كودكان 7 الى 12 ساله: وسايل نمايش عروسكى، وسايل ساده تردستى، وسايل بافندگى، وسايل سبدبافى و حصير بافى، وسايل كامل نجارى، وسايل آزمايش هاى علمى، وسايل نقاشى، وسايل خياطى، وسايل باغبانى، وسايل برش و چسباندن.

                              … منابع
                              يكى از منابع عمده در اين فصل منبع شماره 1 مى باشد و از ساير منابع نيز در حد لازم استفاده شده است.
                              1. MAYESKY MARY, CREATIVE ACTIVITIES FOR YOUNG CHiLOREN
                              2ـ سوسن اردكانى (شاهين)، بهداشت مادر و كودك
                              3ـ ديديه كالوت، فرزندان خود را در بازى ها بهتر بشناسيم.
                              4ـ ادوارد سينكلر و اشتوكينگر ماگدامن، دنياى كوچك بزرگ من
                              5ـ آ. ساپتكو، پدران و مادران درباره تربيت فرزندان
                              6ـ بنيامين اسپاك، تغذيه، تربيت و نگهدارى كودك
                              7ـ مينو واثقى، آموزش ضمن بازى (سال سوم)
                              8ـ لورانس پرنو، دنياى شيرين بچه دارى
                              9ـ نويسندگان و مؤلفان كشورهاى جهان، نگاهى به آموزش و پروش پيش از دبستان در جهان امروز
                              10ـ مهدى جلالى، روان شناسى كودك
                              11ـ محمدعلى احمدوند، روان شناسى بازى
                              12ـ جان بك، چگونه فرزند باهوش ترى تربيت كنيم.
                              13ـ جوزف براگا براگالورى، با كودكان خود رشد كنيد.
                              14ـ اليزابت هارلوك، بازى
                              15ـ جمعى از مؤلفان، روان شناسى رشد (1)
                              16ـ ناصر بى ريا و همكاران، روان شناسى رشد (2) با نگرشى به منابع اسلامى
                              17ـ هادى بهرامى، روان شناسى كودك
                              18ـ سيروس عظيمى، روان شناسى كودك
                              19ـ حسن احدى و شكوه السادات بنى جمالى، روان شناسى رشد
                              20ـ محمدرضا شرفى، مراحل رشد و تحول انسان
                              21ـ مهرناز شهرآراى، راهنماى انتخاب اسباب بازيى
                              22ـ سينگر دروتى. جى ـ دونسن تريسى. آ، مقدمه اى بر پياژه كودك چگونه فكر مى كند.
                              23ـ ايلگ فرانسس و همكاران، رفتار كودك
                              24ـ هادى سليمى اشكورى، مطالعه رشد روانى يك كودك ايرانى در دو سال اول زندگى
                              25ـ آ.ك بوندار نكو و آى. اى ماتوسيك، نقش بازى در پرورش فكرى كودك
                              26ـ سيدمهدى طباطبائى نيا، اسباب بازى آموزش و درمان
                              27ـ سى فلت كارل و باربوردنيتا، آموزش و پرورش دوران نخستين كودكى
                              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment

                              Working...